تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


ويژه نامه ميلاد امام رضا

هوالمحبوب


امام رضا علیه السلام

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.


 

کوچه‌های خراسان

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند موج‌های پريشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
بوی توحيد مشروط بر بودن توست ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشيده داری آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند
اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

قيصر امين‌پور


 ويژه نامه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي و مديحه ويژه ميلاد امام رضا


http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبي

اگر پادشاه عالم شوم بازهم گداي حسنم

ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ولادت امام رضا

 

دانلود مولودي ويژه ولادت امام رضا

دانلود ادامه مطلب

بوى زيارت


دور سـقـاخـانه مى گردد (نسيم) دانـه مـى پـاشد كنار حوض آب
چـادرش بـوى زيـارت مى دهد بـوى شمع نذرى و عطر و گلاب
آسـمـان چـشـم او پر مى شود بـاز از پـرواز شـاد كـفتران
صـحـن را آهسته جارو مى كند خـادمـى بـا دسـتهاى مهربان
مـى نـشـيند در كنار خيس آب مـثـل يـك گـل سايه فواره ها
چون نسيمى شاد مى خواند (نسيم) آمـدم مـهـمـانـى تو يا رضا!

مهرى ماهوتى

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ضريح خورشيد

ضريح خورشيد


صـحـن حـرم از نـسـيم پر بود

از پـرپـر (يـا كـريـم) پـر بود
خورشـيـد دوبـاره بـوسه مى زد بـر چـهـره مـهـربـان گـنـبد
گـنـبـد پـر از آفـتـاب مـى شد آهـسـته غـم مـن آب مـى شـد
رفـتـم طـرف ضـريـح او بـاز تـا پـر شـوم از هـواى پـرواز
اطـراف ضـريح گـريـه هـا بود دلـهـاى شـكـسـتـه و دعـا بود
از چـشـم هـمـه گلاب مي ريخت بـاران رضـا رضـا رضـا بـود
دل هـاى هـمـه ز بـارش اشـك مـانـنـد كـبـوتـرى رهـا بـود
عـطـر گـل يـاس در دل مــن عـطـر صـلـوات در فضـا بود
لب ها همه حرف و درد دل داشـت بـا او كـه غـريـب آشـنـا بود
بـا يـك بـغـل آرزو و امـيــد رفـتـم طـرف ضـريـح خورشيد
رفـتـم طـرف ضـريـح روشن در نـور و فـرشتـه گم شدم من

سيد سعيد هاشمى

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

آبى آرام

آبى آرام


تـو بـراى عـطـشـم، بـارش بارانستى بـه تـن مـرده من، روح و دل و جانستى
آه، اى آبـى آرام! دلـم سـوخـتـه است زخـم دل را تـو فـقط چاره و درمانستى
مـن غـريـب آمده ام، مثل شما، اى مولا! تـو انـيـس دل غـمـگـيـن غريبانستى
بـاز آهـوى دلـم زار و اسـير غمهاست ضـامـنـم بـاش كـه تو حامى انسانستى
تو به گرداب غم و دلهره و ترس و عذاب مـنـجـى و مـأمـن دلـهاى پريشانستى
سـاكـنـان حـرمت غرق سعادت هستند بـركـت و روشـنـى اهـل خراسانستى
دل اسـيـر غـم و دارم ز تـو اميد نجات اى كـه تـو ضـامـن آهـوى بـيابانستى

فاطمه ناظرى

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

تفسير امام رضا (ع) از قرآن کريم .... (سوره‌ی يونس)

تفسير امام رضا (ع) از قرآن کريم .... (سوره‌ی يونس)

امام رضا علیه السلام

در سخنانی که از امام رضا عليه‌السلام بازگفته‌اند، اشارات فراوانی به آيات شريف قرآن رفته است. بسياری از اين روايات گويای جايگاه بلند اين کتاب آسمانی است و در شمار فراوانی از آنها نيز با بيان شيوای امام، رازی از هزاران رمز و راز قرآنی گشوده شده است.
ما در اين جا از ميان اين روايات پرشمار، گوهرهايی ناب را برگرفته‌ايم، و آنها را به ترتيب سوره‌های قرآنی تقديم شما بازديدکنندگان پايگاه امام رضا عليه‌السلام می‌کنيم.

جايگاه قرآن 

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو

دكتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پيش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزيزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت اين «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذيرد که اين داستان آن چنان که شنيده و خوانده‌ام عقلاً يا وقوعاً ممکن باشد، گو اين که اساساً اين داستان را در هيچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم نديده‌ام؛ و چون تو را يک طلبه غيرمتعصبی می‌دانم، اين است که خواهش می‌کنم نظرت را در اين باره بگويی و اگر تو هم مثل من به اين داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از اين جا، يکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنويسيم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنيم که از استعمال اين القاب و عناوين عاميانه، و بی‌معنی و غيرمستند که تازه بر فرض صحت هم چيزی بر عظمت مقام امام عليه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزايد، احتراز کند.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اسكرين سرور ويژه ميلاد امام رضا ع

اسكرين سرور ويژه ميلاد امام رضا ع

 

 
  
  

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج مجید بنی فاطمه
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج احمد نیکبختیان
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

 

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج حسن خلج

مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج محمود کریمی
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download
مولودی 7 Play Download
مولودی 8 Play Download
مولودی 9 Play Download
مولودی 10 Play Download
مولودی 11 Play Download

 

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

 

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج محمد طاهری

مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام رضا

امام رضا علیه السلام

حاج سعید حدادیان
مولودی Play Download

 

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

تصوير زيبا ويژه ميلاد امام رضا عليه السلام

تصوير زيبا ويژه ميلاد امام رضا عليه السلام

ادامه مطلب

امام رضا ع

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

درخواست امام رضا علیه السلام از شیعیان ( سخنرانی حجة الاسلام شهاب مرادی / سال 85 )

درخواست امام رضا علیه السلام از شیعیان ( سخنرانی حجة الاسلام شهاب مرادی / سال 85 )
سخنرانی - قسمت 1 Play Download
سخنرانی - قسمت 2 Play Download
سخنرانی - قسمت 3 Play Download

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

سلام بر خورشید

  سلام بر خورشید

حرم امام رضا ع
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم

لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد

در آستانه دریا گرفت بوی حرم

گذاشت صورت خود را به صورت یک در

نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم

تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید

و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم

در آن طرف پدری که خمیده . با گریه

گره زده پسرش را به آبروی حرم

چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست

چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم

در ازدحام توسل ز چشم من گم شد

ضریح بود و هزاران دعای توی حرم

شکست بین نماز زیارت آقا

شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم

***

شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره

صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم

***

گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

علیرضا لک

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

زنده تر ، تابنده تر از هر چه خورشید ی

زنده تر ، تابنده تر از هر چه خورشید ی

امام رضا علیه السلام
اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بی هیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.

مهدى اخوان ثالث

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

مشکات کبریا

مشکات کبریا

امام رضا ع
فروغ روشن مشکات کبریاست رضا 

نشان زنده آیات هل اتی است رضا

دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن

بحار رحمت و سرچشمه بقاست رضا

ضیای کنگره عرش و روشنای زمین

امام هشتم و حاکم به ماسواست رضا

اساس دانش و تقوی، اصول فضل و کرم

پناه امن اسیران مبتلاست رضا

همای دولت او را فضای گیتی تنگ

ز تخته بند تن و آرزو رهاست رضا

شگفت نیست اگر شرط وحدت است چرا

که محو عشق و به دریای حق نماست رضا

وجود هر دو جهان از طفیل هستی اوست

مدار قطب زمین، حجّت خداست رضا

عجب مدار اگر خاک کوی او بویم     

که جان خسته ما را شفا رضاست، رضا

شکوه منزلتش را چسان کنم تقریر؟

که جانشین نبی، پور مرتضاست رضا

از آن خدای رضایش لقب نموده رضا

مشیّت ازلی را به حق رضاست رضا


علاء الدین حجازی

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

امام الغُربا

امام الغُربا

امام رضا ع
اى كه خواندى تو مرا در حرمت

جان بقربان عطا و كرمت

من كه سرگشته بازار توام

مانده‏ام در ره پر پیچ و خمت

جسم من خلق شده تا كه شود

بخدا فرش بزیر قدمت

دل من گشته زمین عصیان

كن تو بر پا به دل من علمت

تو كه احیا گر احسان هستى

زنده كن این دل مرده ز دمت

چه شود اسم نویسى بكنى

در صف عشق مرا با قلمت

تو امام الغربایى كه بود

غربتت جلوه‏گر اندر حرمت

اى نشانى همه مظلومان

جان فداى حرم محترمت

جواد حیدری

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

ماه هشتم

ماه هشتم

امام رضا علیه السلام
ای که می آید از این گلدسته آواز دعایت

بوی گل می آورد صبحی که می سازد صدایت

زیر ایوانت کبوتر در کبوتر می گذارم

دستهایم را مگر بالی بگیرد در هوایت

آسمان طوس می سوزد اگر خاک مدینه

سر کند آواز غربت را بگوش آشنایت

من هزار آئینه از شبهای چشم خود شنیدم

در بیابان آهوانی در طواف جای پایت

کاشکی از آبی گلدسته بالاتر نشیند

بیرق سبزی که دارد بوی سرخ کربلایت

من تو را ای ماه هشتم پنج نوبت می سرایم

هفت بند تار و پودم می شود شعری برایت

محسن احمدی

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

ضامن خراسانی

ضامن خراسانی

امام رضا ع
ساقى كه خود تجلى مستانه مى‏كند

ما را خمار وارد میخانه مى‏كند 

بنیانگذار شیوه لیلائیان رضاست

كز دل جنون بسازد و دیوانه مى‏كند 

صد بار اگر به دست كریمش طمع كنیم

باز از كرم نگاه رئوفانه مى‏كند 

از شمع جمع جان فنا گشتگان عشق

ما را نگاه صبح تو پروانه مى‏كند 

سلمان تو اگر نشدم چاره كن شوم

سلمانى‏ات كه موى تو را شانه مى‏كند 

اى حاجتم نگاه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج 

هرگاه نوكر تو نفس از جگر زند

دل در هواى شوق لقاى تو پر زند 

دلها چه درحریم تو ره یافت بى شمار

آنجا كه پر گشاید و جبرئیل در زند 

شیعه به كوى دلبر خود خاك مى‏شود

تا چون غبار از پى دلدار سر زند 

ما را عبور غمزه معشوق مى‏كشد

عاشق همیشه تن به مسیر خطر زند 

یك جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقین

هر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زند 

اى گل به روى ماه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج 

جان در سراى تن به تلاطم فتاده است

چشم خمار بر شرر خُم فتاده است 

دست مرا به شاخه طوبى گره زنید

چشم طمع دوباره به گندم فتاده است

آنگونه نور در دل یثرب دمید كه...

بر لعل‏هاى نجمه تبسم فتاده است

ره وا كنید یار خراسانى آمده

قرعه به نام قافله قم فتاده است 

از مهربان نبود توقع به غیر این

راه رئوف باز به مردم فتاده است 

اى جان نثار راه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج 

جان را جمال جلوه جانان جلا دهد

آن دم كه دیده را به نگاهى صلا دهد

هركس كه دوست داشتنى‏تر شود به او

وى را به راه و رسم محبت بلا دهد 

اى دل بگو كه میكده حصن حصین ماست

ساقیست آنكه باده لا با ولا دهد

مى‏خواست امتحان دل عاشقش كند

ورنه گداى میكده را كى طلا دهد 

در كوره راه بى خبران ره نمى‏بَرد

آنكه امید وصل، دلش را جلا دهد 

اى آه ما ز آه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج 

دولت سراى شاه رئوفان بهشت ماست

هر چند سوى گنبد او روى زشت ماست

نیكان بناى تك تك ما را سرشته‏اند

خاك عقیق پاك جنان خشت خشت ماست 

ما از ازل به میكده مستیم تا ابد

سرمایه ولاى رضا سرنوشت ماست 

بى روى او چو روى به بیت و جنان كنیم

جنت جحیم و كعبه همانا كنشت ماست 

آنجا شفاعت است كه برداشت مى‏كنیم

اینجا اگر كه خدمت دلدار كشت ماست 

اى عرشیان سپاه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج 

ما را گدایى سر كویت عبادت است

دیگر براى ما راه و رسم تو عادت است

اى دل دخیل پنجره معرفت ببند

آنكس كه شد مقرب او با سعادت است 

آرى مسیر سبز تولى محبت است

ما طریق سرخ تبرى رشادت است 

بعد از دعا و خواهش تعجیل در ظهور

تنها دعا و آرزوى ما شهادت است 

این نو رسیده زاده باب الحوائج است

حاجت بخواه جشن بزرگ ولادت است

دل مست بارگاه تو یا ثامن الحجج

ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج

محمود ژولیده

منبع : امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

یک روز صبح

یک روز صبح

حرم امام رضا علیه السلام

یک روز، صبح زود، ازل بود یا ابد                                                                      فرقی نمی‎کند، سر این راه نا بلد

پا کردم عقل را و بسی راه، دور شد                                                              نزدیک بود گم کنم کفش بی خرد

یکروز، صبح زود رسیدم که: اَلسلام                                                              یک روز صبح، جای صنم گفتم: الصمد

عیسی که نیستی پدر تو امام بود                                                                این بار چندم است که گهواره حرف زد؟

ای آب نون هال که یک قطره‎ی شما                                                                کافیست در شکستن اندام پیر سد

تو آن ستاره‎ای که تمام منجمان                                                                    حتی نکرده‎اند شبی هم تو را رصد

نام تو چیست؟ کودک موسی؟ نه؟ گــُل؟ نه؟ سیب؟                                     جایت کجاست؟ باغچه؟ گهواره؟ یا سبد؟

دریا کنار مرقد تو موج می‎زند                                                                       ماهی و پادشاهی تو حکم جزر و مـَدّ

از یک شروع می‎شوی و هفت مرتبه                                                          در جلوه می‎روی بشوی هشتمین عدد

هر کس که می‎دهد به تو از دور یک سلام                                                   وقت جواب، مضربی از هشت می‎شود

اینجا فقط توئی و توئی این "توئی" چه خوب!                                                آنجا منم، منم، منم و این "منم" چه بد!

من قصد کرده‎ام بروم مشهد الرضا                                                              من قصد کرده‎ام بروم یا علی مدد

 

                                                                                                                                                 "رضا جعفری"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

اينجا براي هر دل بسته کليد هست

اينجا براي هر دل بسته کليد هست

ضريح مطهر امام رضا عليه السلام

پلکي به هم زد آدم و ناگاه ديد هست                                                         وقتي که در حياط حرم مي‎وزيد هست

بعدا يقين به نور شما کرد ديد نيست                                                           با شک نگاه کرد خودش را و ديد هست

پس بي‎خيال زردي پائيز شد و گفت:                                                            تا انبساط سبز شما هست عيد هست

هر لحظه کهنه مي‎رود و تازه مي‎رسد                                                         اينجا چقدر آمد و رفت جديد هست

از سينه چاک‎هاي شما کم نمي‎شود                                                         در دشت لاله خيز هميشه شهيد هست

با سنگ‎هاي فرش حرم حرف مي‎زنم                                                         اينجا چقدر سنگ صبور سفيد هست!

دل را به دست پنجره فولاد مي‎دهم                                                           اينجا براي هر دل بسته کليد هست

من از کبوتران حرم هم شنيده‎ام                                                                فرصت براي بال اگر مي‎پريد هست

 

                                                                                                                                            "رضا جعفري"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

عاشقان را کو پناهي غير توس؟

عاشقان را کو پناهي غير توس؟

حرم امام رضا عليه السلام

اي دل من! آتشين آهي بر آر                                                                                   تا بسوزي دامن ايـن روزگار

روزگـار مـردمي‌ها سوخته                                                                                       چهره‌ي نامــردمي افروخـته

کينه‌ها در سينه‌ها انباشته                                                                                      پرچــــم رنگ و ريـا افراشته

دشت سبز اما ز خار و کاکتوس                                                                                وز تبر شد هيمـه عود و آبنوس

آب دريا تن به موج کف سپرد                                                                                    مـوج دريا اوج را از يــاد بـرد

جان ‌به ‌لب شد از رياکاري شرف                                                                              خوب بودن مرد و بودن شد هدف

آب هم آييــنه را گم کرده اسـت                                                                              سنگ در دل‌ها تراکم کرده است

تيرگي انبوه شـد پشت سحـر                                                                                صبح در آفاق شب شد در به ‌در

نغمه‌هاي عشق هم خاموش شد                                                                         اين قلندر بـاز شو لاپوش شد

ارغوان روي او کم‌رنگ شد                                                                                     پرنيانش هم‌نشين سنـگ شـد

خاک را از خار و خس انباشتند                                                                                ياس را در کرت شبدر کاشتنـد

نامرادي را دوا در کـار نيست                                                                                  مـهر دارو در دل بازار نيـست

گـر دلي مجروح گردد از جفا                                                                                   نيست گلخندي که تا يابد شفـا

نسخه‌اي نو در فـريب آورده‌اند                                                                               بوسه، دارويي که پنهان کرده‌اند

در دل اين روزگار پرفـسوس                                                                                   عاشقان را کو پناهي غير توس

اي شفابخش دل بـيمار ما!                                                                                   چاره‌اي کن از نگه در کار ما

خيل صيادان که در هر پشته‌اند                                                                              آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند

تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب                                                                                 اشک پيش افتاد و دل را زد به آب

 

                                                                                                                        "سيدعلي موسوي گرمارودي"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

در کوي رضا (عليه السلام)

در کوي رضا (عليه السلام)

حرم امام رضا عليه السلام

بر در دوست به اميد پناه آمده‎ايم                                                                   همره خيل غم و حسرت و آه آمده‎ايم

چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان                                                          لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده‎ايم

از بيابان خطرخيز ديار ظلمات                                                                         تا به سرچشمه نور اين همه راه آمده‎ايم

بهر ديدار چو بوديم تهى از حسنات                                                               بر درش توبه کنان غرق گناه آمده‎ايم

چون نبوديم در اين لشکر زوّار «امير»                                                            لاجرم جزء سياهىّ سپاه آمده‎ايم

ما نداريم به جز «کوى رضا» بارگهى                                                              به سر کوى تو با عشق و رضا آمده‎ايم

دست ما گير و به مقصد برسان اى مولا!                                                      لنگ لنگان به تعب نيمه راه آمده‎ايم!

تو در اين مصر عزيزى و گدايانى چند                                                             به تمنا به در خانه شاه آمده‎ايم

هر طرف کوس «فنا» مى‎زند آهنگ رحيل                                                      ما به درگاه رضا بهر «بقا» آمده‎ايم

«ناصرم» خادم درگاه توأم اى محبوب                                                             بي‎نوائيم پى برگ و نوا آمده‎ايم

 

                                                                                                                    "آية الله العظمي مکارم شيرازي"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

شبى در حرم قدس

شبى در حرم قدس

حرم امام رضا عليه السلام

ديده فرو بسته‎ام از خاکيان                                                                                 تا نگرم جلوه افلاکيان

شايد از اين پرده ندايى دهند                                                                              يک نفَسم راه به جايى دهند

اى که بر اين پرده خاطرفريب                                                                              دوخته‎اى ديده حسرت نصيب

آب بزن چشم هوسناک را                                                                                  با نظر پاک ببين پاک را

آن که در اين پرده گذر يافته است                                                                        چون سَحر از فيض نظر يافته است

خوى سحر گير و نظرپاک باش                                                                            رازگشاينده افلاک باش

خانه تن جايگه زيست نيست                                                                             در خور جانِ فلکى نيست، نيست

آن که تو دارى سرِ سوداى او                                                                            برتر از اين پايه بوَد جاى او

چشمه مسکين نه گهرپرور است                                                                      گوهر ناياب به دريا دَر است

ما که بدان دريا پيوسته‎ايم                                                                                چشم ز هر چشمه فرو بسته‎ايم

پهنه دريا چو نظرگاه ماست                                                                              چشمه ناچيز نه دلخواه ماست

پرتو اين کوکب رخشان نگر                                                                                کوکبه شاه خراسان نگر

آينه غيب نما را ببين                                                                                        ترک خودى گوى و خدا را ببين

هر که بر او نور رضا تافته است                                                                        در دل خود گنج رضا يافته است

سايه شه مايه خرسندى است                                                                       مُلک رضا مُلک رضامندى است

کعبه کجا؟ طَوف حَريمش کجا؟                                                                         نافه کجا؟ بوى نسيمش کجا؟

خاک ز فيض قدَمش زر شده                                                                            وز نفسش نافه معطّر شده

من کيم؟ از خيلِ غلامان او                                                                             دستِ طلب سوده به دامان او

ذرّه سرگشته خورشيدِ عشق                                                                        مرده، ولى زنده جاويدِ عشق

شاه خراسان را دربان منَم                                                                              خاک درِ شاه خراسان منَم

چون فلک آيين کهن ساز کرد                                                                           شيوه نامردمى آغاز کرد

چاره‎گر، از چاره‎گرى باز ماند                                                                            طاير انديشه ز پرواز ماند

با تن رنجور و دل ناصبور                                                                                   چاره از او خواستم از راه دور

نيم‎شب، از طالع خندانِ من                                                                             صبح برآمد ز گريبان من

رحمت شه درد مرا چاره کرد                                                                           زنده‎ام از لطف دگرباره کرد

باده باقى به سبو يافتم                                                                                  و اين همه از دولت او يافتم

 

                                                                                                                         "محمدحسن رهي معيري"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

سرمه خاک تو

سرمه خاک تو

حرم امام رضا علیه السلام

شاه شوم، ماه شوم، زر شوم                                                          در حرمت باز کبوتر شوم                                          

اى ملک الحاج! کجا می‎روى؟                                                           پشت به این قبله چرا می‎روى؟

سعى در این مروه، صفا می‎دهد                                                     خاک بهشت است، شفا می‎دهد

سنگ تو بر سینه زد ایران زمین                                                        سرمه خاک تو کشد هند و چین

سنگ به پاى تو وفا می‎کند                                                              راز دل شیعه ادا می‎کند

تا اثر پاى تو جا مانده است                                                               این دهن بوسه وامانده است

سنگ سیاهى که در این جاستى                                                    سر سویداى نظرهاستى

عهد به جز با لب پیمانه نیست                                                         جز تو ولى نیست، ولیعهد چیست؟

مشرق دل عرصه شبدیز نیست                                                      هر که على نیست، ولى نیز نیست

دام بچینید ز دارالسلام                                                                   صید حرام است به بیت الحرام

 

                                                                                                                            "مهدى بیاتى ریزى"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دستان سبز التماس

دستان سبز التماس

حرم امام رضا علیه السلام

تو بر زخم دلم باریده‎اى باران رحمت را                                                          تو را من می‎شناسم، منبع پاک کرامت را

من از چشمان آهو خوانده‎ام رخصت که فرمودیش                                        که من حس می‎کنم درد درون‎سوز شکایت را

از آن روزى که حلقه بر ضریحت بست دستانم                                              دلم شیدا شد و دادم ز کف دامان طاقت را

شکوفه می‎دهد دستان سبز التماسم، عشق!                                           بیا تفسیر کن آیات زیباى اجابت را

 

                                                                                                                                              "حوا جعفری"

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

بارش مهر

بارش مهر

حرم امام رضا علیه السلام
خـسـته، افـتـاده ز پا، آمده زانو می‎زد                                                     مـشـکلى داشت به آقاى خودش رو می‎زد

می‎چکید از سر و رویش عرق شرم به خاک                                           مـشـت‎هـا واشده و پنجه به گیسو می‎زد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تلخ                                                   دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو می‎زد

همنوا با در و دیوار در آن عصمت محض                                                  نـالـه یـا عـلـى و ضـجه یاهو می‎زد

نـم نمک بارشى از مهر به جانش می‎ریخت                                           کـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو می‎زد

پـاک می‎شـد دلـش از غصه ناپاکى‎ها                                                   خـادمی داشت در این فاصله جارو می‎زد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز                                                 شـعـله‎اى شعر که در آینه سوسو می‎زد

 

                                                                                                                                "علیرضا کاشی پورمحمدی

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

چهل سال، مهمان سحر امام رضا علیه السلام

چهل سال، مهمان سحر امام رضا علیه السلام

حرم امام رضا علیه السلام

نماز در مسجد گوهرشاد تمام شده بود؛ اما هنوز مسجد مملو از جمعیت بود. عده‎ای از مردم، در گوشه‎ای از مسجد اجتماع کرده بودند و دور کسی را گرفته بودند. آنان اغلب کسانی بودند که برای شفا گرفتن به حرم آمده بودند و حالا به جای پنجره فولاد، در مسجد تجمع کرده بودند. آنها دور شیخ حبیب الله گلپایگانی جمع شده بودند .

شیخ سال‎ها بود مجاور حرم شریف رضوی شده بود و امامت مسجد گوهرشاد را بر عهده گرفته بود. مردم از شیخ می‎خواستند که آنها را به اذن خدا شفا دهد . شیخ هم دستش را بر سر هر بیمار می‎کشید؛ شروع به عرق کردن می‎کرد و قطره‎های درشت عرق، صورت و بدنش را فرا می‎گرفت و به اذن خدا شفا می‎یافت. این صحنه‎ها باعث شده بود که همه به دنبال کشف منشاء این کرامت باشند . درست بود که شیخ، عالم وارسته و بزرگواری بود، اما این کرامت، نمی‎توانست دلیل عادی و قابل دسترسی داشته باشد. برای همین همه به دنبال یافتن جواب بودند. یکی از مراجع که جریان را از زبان خود شیخ شنیده بود راز معما را فاش کرد . او گفت شیخ حبیب الله برای من چنین تعریف کرد:

«یک هفته‎ای می‎شد که بر اثر بیماری و ناتوانی جسمی بستری شده بودم و سعادت حضور در حرم و زیارت از من سلب شده بود. سال‎ها بود که توفیق همراه شده بود و هر شب نماز شبم را پشت درهای بسته حرم می‎خواندم و اولین زائر حرم رضوی بودم؛ اما تا آن شب سابقه نداشت که آن قدر فاصله بین دیدارمان بیفتد . آن شب، به قدری ناتوان بودم و ضعف بر من غالب شده بود که خود را کشان کشان تا پنجره اتاقم در بیمارستان رساندم و از دور محو تماشای گلدسته‎های حرم شدم .

نور ماه با روشنایی‎اش صحنه را دلچسب‎تر کرده بود. هوای دوست، حسابی هوایی‎ام کرده بود. دلم شکسته بود و آسمان صورتم را بارانی کرده بود .

با همان حال، شروع به نجوا کردم: آقا جان ! این درست است که مهمان شبانه چهل سال سحر را دیگر دعوت نکنی و نپذیری؟ چهل سال اولین مهمان شما بودم و حالا منتظرم که با من چه می‎کنی ! بعد از درد دل کمی سبک شدم و حالتی بر من عارض شد که مانند خواب نبود؛ دیدم انگار روزگار دیگری است و در باغ و گلستانی با صفا هستم .

حضرت امام رضا علیه السلام بر تختی تکیه زده بود و من در کنار وی نشسته بودم؛ آنگاه حضرت بدون این که با من سخنی بگوید، دسته‎ای از گل‎ها را برداشت و به من داد؛ گل‎هایی که از عطر بهشتی‎شان سرمست شده بودم و احساس سبکی می‎کردم. وقتی به خودم آمدم، بدنم عرق کرده بود و اتاق را بوی عطر فراگرفته بود. حال خودم را نمی‎فهمیدم. از شادی بی‎تاب شده بودم . از جا بلند شدم و مثل همیشه وضو گرفته راهی شدم . طبق معمول نماز را پشت درهای بسته خواندم و بعد که درها باز شد، به زیارت رفتم و نماز صبح را در مسجد گوهرشاد اقامه کردم. هنوز در حال و هوای رویای دیشب بودم و مشامم از عطر آن لحظات مست بود که دیدم عده‎ای که برای شفا گرفتن به حرم آمده بودند، دورم را گرفته‎اند؛ انگار از جریان با خبر بودند و همان که دنبالش آمده بودند، مرا به آنها معرفی کرده بود. نگاهی به گنبد و بارگاهش کردم و غرق در شعف امرش را اطاعت نمودم . دستم با بدن هر بیماری تماس پیدا می‎کرد شفا می‎گرفت و راهی می‎شد و من شادتر از او با نگاهم بدرقه‎اش می‎کردم و این جریان ادامه داشت تا زمانی که اهل معصیت و نافرمانی با من مصافحه کردند و دست دادند . این عمل باعث شد که کم کم این موهبت را از دست بدهم و برای به دست آوردنش باید دعا کنم تا رفع شود یا تخفیف پیدا کند .»

شیخ همان طور که جریان را تعریف می‎کرد اشک در چشمانش حلقه زده بود و به این جا که رسید بغضش ترکید؛ حتی نام محبوب هم دلش را چراغانی می‎کرد و دیده‎اش را بارانی؛ آخر شیخ مهمان چهل سال سحر امام بود .

 

منبع:

سایت رضوی

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

ماجرای درخت بادام

ماجرای درخت بادام

درخت بادام

مرحوم شیخ صدوق رضوان الله علیه به نقل از محمّد بن احمد نیشابورى از قول جدّه‎اش خدیجه، دختر حمدان حکایت کند:

در آن هنگامى که امام رضا علیه السلام در مسیر راه خراسان وارد شهر نیشابور گردید، به منزل ما تشریف فرما شد.

امام پس از آن که اندکى استراحت نمود، در گوشه‎اى از حیات خانه ما یک بادام کشت نمود، که رشد کرد و بزرگ شد و یک ساله به ثمر رسید؛ و هر سال ثمره بسیارى مى‎داد.

و چون مردم متوجّه شدند، که امام رضا علیه السلام آن درخت را با دست مبارک خود کشت نموده است، هر روز به منزل ما مى‎آمدند و از بادام‎هاى آن جهت شفا و درمان امراض خود استفاده مى‎کردند و هر کس هر نوع مرضى که داشت، به عنوان تبرّک از آن بادام که تناول مى‎کرد، عافیت و سلامتى خود را باز مى‎یافت .

و حتّى نابینایان شفا مى‎گرفتند و زن‎هاى آبستن - که درد زایمان برایشان سخت و غیرقابل تحمّل بود - از آن بادام استفاده مى‎کردند و به آسانى وضع حمل مى‎نمودند.

و همچنین حیوانات مختلف مى‎آمدند و خود را به وسیله آن درخت متبرّک مى‎ساختند.

پس از آن که مدّت زمانى از این جریان گذشت، درخت بادام خشک شد و جدّم، حمدان چند شاخه‎اى از آن درخت را قطع کرد که در نتیجه چشم‎هایش کور و نابینا گردید.

و فرزند او - که عَمرو نام داشت و یکى از ثروتمندان مهم شهر نیشابور بود - آن درخت را از ریشه قطع و نابود کرد و او نیز به جهت این کار، تمام اموال و زندگیش متلاشى شد و بیچاره گردید، که دیگر به هیچ عنوان توان امرار معاش نداشت .

و راوى در نهایت گوید: قبل از آن که درخت خشک شود، کرامات بسیارى به برکت امام رضا علیه‎السلام از آن ظاهر مى‎گردید و مردم؛ بلکه حیوانات از آن بهره مى‎بردند.

 

منبع:

عیون اخبارالرّضا علیه السلام، ج 2، ص 132، ح 1/ إثبات الهداة، ج 3، ص 258، ح 33/مدینة المعاجز، ج 7، ص 130، ح 135.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

یک مشت خرما

یک مشت خرما

خرما

ابوحبیب نباجی نقل می‎کند:

در خواب دیدم که مردی بزرگوار به مسجد «نباج» که هر سال در موسم حج، حجاج در آن جمع می‎شوند، وارد شد . حس کردم که آن مرد، رسول اکرم صلی الله علیه و آله است. به دنبال ایشان وارد مسجد شدم . وقتی روی حصیر کنار مسجد نشستند، جلو رفتم و سلام کردم . پیش روی پیامبر ، یک سینی پر از خوشه‎های خرمای «صیحانی» مدینه بود .

رسول خدا، یک مشت خرما، از درون سینی برداشتند و به من دادند . خرماها را گرفتم؛ ناخودآگاه شروع کردم به شمردنشان. هجده تا بودند . هجده خرما را برای خودم این طور تعبیر کردم که هجده سال دیگر بیشتر عمر نمی‎کنم .

بیست روز بعد، یک روز که در مزرعه‎ام مشغول کار بودم و آفتاب و هوای گرم بسیار خسته‎ام کرده بود، خبر آوردند که امام رضا علیه السلام، به «نباج» آمده‎اند و در مسجد مشغول صحبت با مردمند. با عجله به طرف مسجد رفتم . همین که خواستم وارد مسجد بشوم، از تعجب خشکم زد . منظره مسجد و محل نشستن امام، درست همانند صحنه‎ای بود که در خواب دیده بودم . حتی سینی خرماها هم همان سینی خرمایی بود که در خواب دیده بودم .

امام اشاره کردند که جلوتر بروم . دستشان را به طرف سینی دراز کردند و مشتی خرما کف دستم گذاشتند. با دیدن خرماها به خودم آمدم و به یاد خوابم افتادم . با عجله شروع به شمردن خرماها کردم، درست هجده تا بودند .

گفتم: آقا اگر ممکن است کمی بیشتر لطف کنید!

امام فرمود: اگر جدم رسول خدا بیشتر می‎دادند، من هم می‎دادم .

نزدیک بود فریاد بکشم و همه چیز را بگویم، اما با نگاه آرام امام، سکوت روی لب‎هایم نشست .

 

منبع:

سایت رضوی

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

اگر مشکل داری، به امام رضا توسل کن

اگر مشکل داری، به امام رضا توسل کن

حرم امام رضا علیه السلام

عبدالله به دیواره‏ سخت صخره‏ كوچك تكیه داد. دلش پر از غصه شد. دور و بر خود چشم چرخاند. دلش مى‏خواست ‏با ناله‏ بلند، عقده‏هایش را بیرون بریزد. چه كسى بود كه پاى درد دلش بنشیند و غصه‏هایش را بروبد! چشم به آسمان كشاند و به خدا شكایت كنان گفت: «فقط خودت به دادم برس؛ تنهایم، خدا!»

یاد طیس و دوستانش افتاد. در نظرش، طیس چه‏قدر پست ‏شده بود! دیگر كم مانده بود كه آن ماجرا را از همه جاى شهر جار بزند. حالا خیلى‏ها به موضوع پى برده بودند. همان ماجراى پول مختصرى كه عبدالله به «طیس‏» بدهكار بود .

آخرین بار، همین چند دقیقه‏ پیش بود كه طیس، سر راه او سبز شد و زبان پشت لب‏هاى درشت و سیاهش چرخاند كه: «آهاى عبدالله! دوباره كه دست ‏خالى هستى، نكند باز هم گرفتار و شرمنده‎ای ... هان؟!»

عبدالله هم با رویى سرخ، اما دلى خشمگین گفت: «نه! باور كن هنوز در تلاش هستم تا هر طور شده، بیست و هشت دینارت را برایت جور كنم؛ كمى صبر داشته باش مسلمان!»

ناگهان دوستان «طیس‏» دور عبدالله جمع شدند و او را به باد خنده‏هاى مسخره‏آمیزشان گرفتند .

- آهاى آهاى عبدالله گدا! آهاى آهاى عبدالله بى‏پول! عبدالله گرسنه!

همان دم بود كه عبدالله از دست آنها گریخت. «طیس‏» هم پشت ‏سرش عربده كشید كه: «تا فردا مهلت دارى پولم را پس بیاورى؛ وگرنه، هر چه دیدى از چشم خودت دیدى. مى‏دهم نوچه‏هایم از پا به نخل‏هاى نخلستانم آویزانت كنند، آن وقت ... !»

حالا عبدالله آرام آرام مى‏گرید. دامن دشداشه‏اش خیس اشك بود و گونه‏هاى درشت و برآمده‏اش، متورم .

- خدایا! از كجا بیست و هشت دینار طلا جور كنم. براى من پول زیادى‏ است .

كاش محتاج نبودم و از او قرض نمى‏گرفتم! كاش مى‏مردم و دست ‏به دامان او نمى‏شدم!

فكرى به خاطرش رسید .

- بروم دست ‏به دامان او بشوم . ... بهتر نیست؟! او خیلى كریم است . خیلى هم با گذشت و راز دار!

فورى به عریض، در نزدیكى مدینه رفت . چون اهل خانه‏ امام رضا علیه السلام گفته بودند كه حضرت به آن ‏جا رفته است .

به محله‏ عریض رسید . به طرف كلبه‏ امام رفت. امام را از دور دید، تا آمد پا تند كند، دید امام فورى اسبش را به سمت او راند و خیلى زود به او رسید . هر دو، گرم سلام و احوال‏پرسى شدند . عبدالله تا آمد حرفى بزند، امام رضا (علیه السلام) پرسید: «چه خواسته‏اى دارى عبدالله!»

عبدالله لب‏هایش را به زحمت لرزاند .

- قربانت گردم مولاى من! «طیس‏» از من طلبى دارد و چند روزى‏ست كه در گرفتن آن پافشارى مى‏كند. من نتوانسته‏ام پولش را تهیه كنم؛ اما او با حرف‏ها و اعمال خود مرا در كوچه و بازار، رسواى مردم كرده است!

صورت امام رنگ به رنگ شد. عبدالله فكر كرد شاید امام به «طیس‏» خواهد گفت كه باز هم به عبدالله مهلت‏ بده و دیگر او را آزار نده!

اما چنین نشد. امام رضا (علیه السلام) با جمله‏‎اى كوتاه گفت: «همین جا باش تا برگردم!»

او بر روى زیلویى ساده در بیرون كلبه نشست . ماه رمضان بود . عبدالله هم مثل امام روزه‏دار بود . دقایقى گذشت، امام نیامد. عبدالله نگران شد. برخاست تا به مدینه برگردد و روزى دیگر به سراغ امام بیاید. چون وقت افطار شده بود .

تا آمد راه بیفتد، امام را در برابر خود دید .

امام رضا (علیه السلام) با مهربانى او را به درون كلبه برد. عبدالله هنوز در فكر بدهكارى‏اش بود .

امام ایستاد به نماز . عبدالله نیز پشت ‏سر امام نماز خواند .

دقایقى بعد امام از عبدالله پرسید: «گمان نمى‏كنم كه هنوز افطار كرده باشى؟»

عبدالله با خجالت پاسخ داد: «نه، افطار نكرده‏ام!»

امام از خدمتكار خود خواست غذا بیاورد . خدمتكار، فورى دست ‏به كار شد، سینى كوچكى را در مقابل عبدالله و امام گذاشت. عبدالله در كنار امام رضا (علیه السلام) و خدمتکارش افطار كرد .

بعد از خوردن غذا، امام با خوش‏رویى به عبدالله گفت: «تشكى را كه رویش نشسته‏اى بلند كن . هر چه زیر آن است، براى توست!»

عبدالله تعجب كنان، لبه‏ تشك را بالا زد . دستش به كیسه‏اى كوچك خورد. با خوشحالى آن را برداشت.  داخل آن پر از سكه بود. آن را تكان داد و سپس از امام تشكر كرد و براى رفتن برخاست .

به دستور امام، چهار تن از خدمتكارها و دوستانش آماده شدند تا او را تا مدینه همراهى كنند؛ عبدالله گفت: «نه سرورم، نیازى به آمدن آنها نیست؛ شبگردهاى ابن مسیب در گشت و گذار هستند، دوست ندارم آنها مرا همراه اینان ببینند!»

- ابن مسیب، حاكم ستمگر مدینه بود. هیچ شیعه‏اى در مدینه از دست او در امان نبود .

- امام گفت: «راست گفتى . خدا تو را هدایت كند!»

عبدالله خداحافظى كرد و با شعف و شوق راه افتاد. دوستان امام تا جایى كه از دید یاران ابن مسیب دور بود او را همراهى كردند . سپس به نزد امام بازگشتند .

عبدالله، بى قرار و با عجله وارد خانه شد و ماجرا را براى همسرش باز گفت .

بعد بند از دور گلوى كیسه باز كرد و سكه‏هاى طلاى آن را یكى یكى شمرد .

48 سكه‏ طلا بود . شگفت زده شد . ناگهان نگاهش به نوشته‏ روى یكى از سكه‏ها گره خورد: «28 دینار طلب آن مرد است و بقیه هم براى توست!»

عبدالله به گریه افتاد . همسرش كه با بهت و ناباورى نگاهش مى‏كرد، پرسید: «چرا گریه مى‏كنى مرد، چه شده عبدالله؟!»

صداى عبدالله بریده بریده از ته حلقش بیرون آمد .

- معجزه است؛ معجزه‏ امام رضا (علیه السلام) . سوگند به خدا من به امام نگفته بودم كه طلب «طیس‏» چه‏قدر است . اما انگار او همه چیز را فهمید . خدایا، او چه‏قدر به دل دوستانش نزدیك است!

 

منبع:

مجله دیدار آشنا، شماره 47 ، مجید ملامحمدى .

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

اثر زیارت امام رضا علیه السلام

اثر زیارت امام رضا علیه السلام

حرم امام رضا علیه السلام

شهید دستغیب در کتاب داستان‎های شگفت انگیز ص 165نقل می‎کند:

حیدر آقا تهرانی گفت: در چند سال قبل، روزی در رواق مطهر حضرت امام رضا علیه السلام مشرف بودم . پیرمردی را که از پیری خمیده و موی سر و صورتش سفید شده و ابروهایش بر چشمانش ریخته بود را دیدم؛ حضور قلب و خشوعش مرا متوجه او ساخت .

وقتی که خواست حرکت کند دیدم از حرکت کردن عاجز است؛ او را در بلند شدن یاری کردم و آدرس منزلش را پرسیدم تا او را به منزلش برسانم .

ـ گفت: حجره‎ام در مدرسه خیرات خان است .

او را تا منزل همراهی کردم و سخت مورد علاقه‎ام شد؛ به طوری که همه روزه می‎رفتم و او را در کارهایش یاری می‎دادم . روزی نام و محل و حالاتش را پرسیدم .

گفت: نامم ابراهیم است و اهل عراقم و زبان فارسی را هم خوب می‎دانم. ضمن بیان حالاتش گفت: من از سن جوانی تا حال هر سال برای زیارت قبر حضرت رضا علیه السلام مشرف می‎شوم و مدتی توقف کرده و باز به عراق باز می‎گردم .

در سن جوانی که هنوز اتومبیل نبود، دو مرتبه پیاده مشرف شده‎ام . در مرتبه اول سه نفر جوان، که با من هم‎سن بودند و رفاقت و صداقت ایمانی بین ما بود و سخت به یکدیگر علاقه داشتیم، مرا تا یک فرسخی مشایعت کردند و از مفارقت من و این که نمی‎توانستند با من مشرف شوند، سخت افسرده و نگران بودند .

هنگام وداع با من گریستند و گفتند: تو جوانی و سفر اول توست و پیاده و به زحمت می‎روی؛ پس حتماً مورد نظر واقع می‎شوی؛ حاجت ما از تو این است که از طرف ما سه نفر هم سلامی تقدیم امام نموده و در آن محل شریف یادی از ما بنمایی .

پس آنها را وداع نموده، به سمت مشهد حرکت کردم . پس از ورود به مشهد مقدس با همان حالت خستگی شدید به حرم مطهر مشرف شدم . پس از زیارت، در گوشه‎ای از حرم افتادم و حالت از خود بی‎خودی و بی‎خبری به من عارض شد؛ در آن حالت دیدم حضرت رضا علیه السلام به دست مبارکشان رقعه‎ای می‎دادند و چون به من رسیدند، چهار رقعه به من مرحمت فرمودند .

ـ پرسیدم چه شده است که به من چهار رقعه دادید؟

ـ حضرت فرمودند: یکی از برای خودت و سه تای دیگر برای سه رفیقت !

ـ عرض کردم این کار، مناسب حضرت نیست خوب است به دیگری امر فرمایید تا این رقعه‎ها را تقسیم کند .

ـ حضرت فرمودند: این جمعیت همه به امید من آمده‎اند و خودم باید به آنها برسم .

پس از آن یکی از رقعه‎ها را گشودم دیدم چهار جمله در آن نوشته بود:

«برائة من النار و امان من الحساب و دخول فی الجنه و انا بن رسول الله صلی الله علیه و آله» ؛ خلاصی از آتش جهنم و ایمنی از حساب و داخل شدن در بهشتف منم فرزند رسول خدا .

 

منبع:

داستان های شگفت انگیز، شهید دستغیب، ص 165 .

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

عیادت از بیماران

عیادت از بیماران

یکی از دستورات اسلام این است که اگر شخصی دچار بیماری شد، مسلمانان به دیدار وی بشتابند . این رفتار از نظر روان شناسی بسیار موثر است. به گونه‎ای که در درمان او سرعت می‎بخشد . امام رضا علیه السلام نیز در رفتار خود بدین دستور اسلام عمل کرده است. در تاریخ نمونه‎های فراوانی را یاد کرده‎اند .

نقل شده که: مردی از اصحاب امام رضا علیه السلام رنجور و بیمار شد، امام به عیادت وی رفت و نشست و از احوال وی جویا شد . بیمار گفت: ای فرزند رسول خدا پس از تو مرگ را دیدم ( یعنی شدت مرض).

امام پرسیدند: چگونه دیدی؟ بیمار گفت: رنجی سخت دیدم .

امام فرمودند: آن چه تو دیدی، در حالت خاصی بود (درباره ما شک داشتی) و مردم بر دو گونه هستند . بعضی پس از آن که بمیرند راحت می‎شوند و برخی هستند که مردم از مرگ آنان راحت می‎شوند. ایمان و ولایت با اهل‎بیت علیهم السلام را تجدید کن تا به راحتی افتی .

بیمار چنان کرد . آنگاه گفت: ای پسر رسول خدا اینک ملائکه آمدند با تحیت و هدایا و بر تو سلام می‎گویند و پیش تو بر پا ایستاده‎اند؛ اجازه ده تا بنشینند. امام فرمود: ای ملائکه خدا بنشیند.

 

منبع:

بحارالانوار، ج 49، ص 72

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

رعایت احترام پدر

رعایت احترام پدر

حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام مردم را نسبت به پدر سفارش می‎کرد و حرمت آنان را یادآور می‎شد. از این رو، در سخنان ارزشمند خود حقوق پدر را بیان می‎کرد و می‎فرمود:

باید از پدر اطاعت کنی و نسبت به او نیکویی نمایی و در برابرش تواضع و خضوع کرده و به بزرگی از او یاد کنی و مورد تمجید و تعریف قرارش دهی و در محضرش آهسته سخن گویی؛ چرا که پدر اصل و ریشه فرزند است و فرزند بخشی از اوست. اگر پدر نبود، فرزند هم نبود.

ای فرزندان! با قدرت و توانایی خداوند متعال، دارایی و شرافت و جانتان را در راه به دست آوردن خشنودی پدران به کار گیرید. به راستی که از رسول خدا (که درود خدا بر او و بر خاندانش باد) روایت می‎کنم که آن حضرت فرمود:

خود و دارائیت به پدرت تعلق دارید. بنابراین خود و ثروت خویش را فدای پدرت نما و در راه خشنودیش به مصرف برسان و در حال زندگی وی از آنان پیروی کنید و به آنان احسان و نیکی نمایید و پس از مرگشان با طلب بخشش و رحمت از خداوند به آنان رحم کنید. چرا که از رسول خدا (که درود خدا بر او و بر خاندانش باد) نقل شده که فرمود:

هر کس به پدرش در حال حیات و زندگیش نیکی و احسان کند، ولی پس از مرگش او را از دعای خیر فراموش نماید، خداوند او را عاق و نافرمان می‎نامد .

 

منبع:

فقه الرضا علیه السلام، ص 334.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

سفارش درباره حقوق مادر

سفارش درباره حقوق مادر

حرم امام رضا علیه السلام

مادر نیز از نظر امام رضا علیه السلام دارای احترام و حقوق فوق العاده‎ای می‎باشد. از این رو، آن حضرت در یکی از پیام‎های ارشادی خود در همین راستا چنین می‎فرماید:

بدان که حق مادر از لازم‎ترین حقوق و واجب‎ترین واجبات می‎باشد. زیرا او در شرایطی تو را در رحم خود پرورانیده و از شیره جانش به تو خورانیده است که هر کس در چنان شرایطی حاضر به تحمل این همه زحمات نبوده است. تو را با جان و دل و سر و چشم و گوش و همه جوارحش با تمام محبت و رضایت نگهداری می‎کرد و با کمال مسرت و خوشحالی ناراحتی‎هایت را برطرف می‎ساخت و با تمام قوا می‎کوشید تا خواسته‎هایت را برآورده سازد و حاضر بود خود گرسنه بماند، اما تو را سیر کند و خود تشنه بماند، ولی تو را سیراب نماید و خود برهنه بماند و تو را بپوشاند و یا خود در آفتاب بماند و تو را در سایه گذارد .


بنابراین، سپاسگزاری از زحمات مادر و احسان و نیکویی و مدارا با او بایستی به اندازه خدمتش باشد . اگر چه شما طاقت و توان انجام کوچک‎ترین حق او را جز به توفیق و یاری پروردگار جهان ندارید و به تحقیق خداوند متعال حق او را قرین حق خود قرار داده و فرمود است: و اشکر لی و لوالدیک و الی المصیر (سوره مبارکه لقمان، آیه 14) ؛ به انسان توصیه کردیم شکر من، و پدر و مادرت را به جا آور که بازگشت همه به سوی من است .
 

منبع:

فقه الرضا علیه السلام، ص 234

 

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

سفره دسته جمعی

سفره دسته جمعی

حرم امام رضا علیه السلام

یکی از جلوه‎های مردم‎دوستی امام رضا علیه السلام این بود که سعی می‎کرد هرگز تنها غذا نخورد؛  بلکه همگان را به خوردن غذا فرا می‎خواند.

مردی از اهل بلخ روایت می‎کند که:

من در سفر خراسان، همراه حضرت رضا علیه السلام بودم. روزی سفره غذا طلبید. همه غلامان از سیاه و سفید را کنار سفره جمع کرد. عرض کردم:

فدایت شوم مناسب‎تر بود که سفره اینها را جداگانه بیندازید. در پاسخ فرمود:

ساکت باش! همانا خدای همه ما یکی است، مادر و پدر ما یکی است و پاداش هر کسی بستگی به کردار او دارد.

 

منبع:

اصول کافی، ج 4، ص 23 / بحارالانوار، ج 49، ص 91 / عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 184؛ محاسن برقی ص 392.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

دعا برای مردم

دعا برای مردم

حرم امام رضا علیه السلام

دل امامان شیعه علیهم السلام همانند رسول خدا (که درود خدا بر ایشان و آل بیت مکرمشان باد) نسبت به مردم آکنده از عشق و علاقه و محبت به آنان بود. از این رو، همواره نسبت به مردم خیررسانی و خیرخواهی داشت . از جمله دعاهایشان این است:

ای خدای کریم! تمام کسانی که از مشرق تا مغرب روی زمین هستند، همگان را بیامرز .

در بخش دیگری دامنه دعای خود را به مردان و زنان مومن محدود می‎نماید و می‎فرماید:

ای خدای کریم! از خطای مردان و زنان مومن درگذر و آنان را بیامرز .

 

منبع:

بحارالانوار، ج 49، ص 117.

 

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

کاشکی زود بياید !

خدايا من از آن زمان که شنيده ام «محبوبمان ناشناس در ميان ما مي گردد و در همين
فضا تنفس مي کند و وقتي ظهور کند همگان مي گويند که ما پيش از اين او را ديده ايم.»
به همه سلام ميکنم.
شايد که لااقل پاسخي هرچند به ناشناس از او بشنوم.
اي خدا تا کي ما ناشناسا بمانيم و او ناشناخته بماند؟

«عَجِل لَوِليّکَ الْفَرج»
 
امام صادق (عليه السلام):
« دنيا به پايان نرسد جز اينكه مردى از خاندان ما اهل بيت خروج نمايد و به حكم داود و آل داود حكم كند و از كسى بيّنه و گواه نطلبد. »
 

چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

محبت نسبت به مردم

محبت نسبت به مردم

حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام فردی خوشرو و خوش برخورد بود. از این رو، با هر مسلمانی به سادگی رابطه برقرار می‎کرد و راه دوستی را با او باز می‎نمود و همگان با آن حضرت به زودی انس می‎گرفتند و می‎توانستند به خانه ایشان رفت و آمد نمایند، در کنارشان بنشینند و هم سخن شوند .

هم چنین به هیچ کس به دیده تحقیر نمی‎نگریست. اندیشه‎اش این بود که همگان از یک پدر و مادر و از یک اصل و ریشه‎اند و دلیلی برای برتری یکی بر دیگران وجود ندارد مگر به تقوا و پرهیزکاری .

هرگز از او ناسزایی شنیده نشد. از این جهت، سخنان و خطابات آن بزرگوار به مردم، دوستان و شیعیان و حتی غلامان و خدمتکارانش احترام آمیز و چنان بود که گویی با اهل خانه خود معاشرت دارد .

از این رو، آن حضرت در یکی از سخنانش در همین راستا چنین می‎فرماید:

محبت نسبت به مردم و اظهار دوستی به آنان نیمی از عقل می‎باشد.(1)

هم چنین آن بزرگوار در روابط خود با مردم نگاهی همراه با متانت و مهربانی داشت و با چهره‎ای گشاده با آنان برخورد می‎کرد. به گونه‎ای که افراد می‎آمدند و بدون هیچگونه مشکلی مشکلات خود را با وی در میان می‎گذاشتند. (2)

 

پی‎نوشت‎ها:

1- تحف العقول، ص 520، حدیث 15/ بحارالانوار، ج 78، ص 335.

2- در مکتب عالم آل محمد، ص 121.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

حضور در تشییع جنازه مومنی ناشناس

حضور در تشییع جنازه مومنی ناشناس

حرم امام رضا علیه السلام

موسی بن سیار می‎گوید: با امام رضا علیه السلام در یکی از کوچه‎های طوس می‎رفتیم که صدای گریه و زاری شنیدیم . به دنبال صدا رفتیم . جنازه‎ای را دیدیم. مولایم از اسب پیاده شد و به سوی جنازه رفت و با حالتی که رحمت و مهربانی از سر تا پای آن حضرت می‎بارید، تابوت آن مومن را مسح و لمس کرد، سپس رو به من کرد و فرمود:

موسی بن سیار ! هر کس جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند، از گناهان خود بیرون می‎رود همانند روزی که از مادر به دنیا آمده است .

بعد از آن که میّت را بر لب قبر گذاشتند، مولایم به کنار قبر رفت، دست مبارک را بر سینه آن مرد گذاشت و او را به سعادت ابدی و رحمت خداوند مژده داد و سپس فرمود:

بعد از این بر تو ترس و باکی نیست .

من از حضرت پرسیدم: فدایت شوم ! این مرد را می‎شناسید؟ شما که هیچگاه به این محل نیامده‎اید؟

فرمود: پسر سیار ! مگر نمی‎دانی که هر صبح و شام کارهای شیعیان ما بر ما عرضه می‎شود، اگر در آن کارها تقصیری یافتیم از خداوند برای صاحب آن طلب گذشت (یعنی توفیق توبه و تدارک) می‎کنیم و اگر در آنها رفتار شایسته و نیکو یافتیم از خداوند برای صاحب آن شکر (و توفیق) درخواست می‎نماییم .

ظاهرا منظور حضرت این است که از خداوند می‎خواهیم؛ با پاداش نیکو از او تقدیر کند .

 

منبع:

بحارالانوار، ج 49، ص 99 / مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 341.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

مرز ميان اسراف و اقتار در کلام امام رضا عليه السلام

مرز ميان اسراف و اقتار در کلام امام رضا عليه السلام

حرم امام رضا عليه السلام

 استاذنت الرضا (عليه السلام) في النفقة علي العيال؟

فقال (عليه السلام): بين المکروهين .

فقلت: جعلت فداک لا والله ما اعرف المکروهين.

قال: فقال له:

يرحمک الله اما تعرف ان الله عز و جل کره الاسراف و کره الاقتار (1)

فقال (عليه السلام): والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواماً. (2)

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

محدودیت در راه‎های کسب درآمد در کلام امام رضا علیه السلام

محدودیت در راه‎های کسب درآمد در کلام امام رضا علیه السلام

حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام فرمود:

«... و اجتناب الکبائر و هی قتل النفس التی حرم الله تعالی و اکل الربا بعد البینه... و البخس فی المکیال و المیزان ... و الاسراف و التبذیر ... و الخیانة ... (1) ؛ (از شرایط ایمان است) دوری از گناهان کبیره یعنی کشتن انسان ـ که خداوند منع کرده است ـ و رباخواری پس از دلیل (که این مورد ربا است) و کم کردن و کاستن پیمانه و ترازو ... و اسراف و ریخت و پاش ... و خیانت ... .»

در این کلام، امام از گناهان کبیره سخن می‎گوید (یعنی گناهانی که کیفر آنها سوختن در جهنم است). شیوه‎های درآمد نامشروع و گردآوری ثروت‎های حرام نیز از کبائر شمرده شده است، و برخی از این شیوه‎ها را همسان بدترین گناهان چون آدم کشی یاد کرده است.

آری کم فروشی، اسراف و ریخت و پاش، خیانت، درآمد از راه ربا، سود پول و ... در کنار قتل نفس قرار گرفته است. چه فرق می‎کند که انسان یکباره به حیات انسانی پایان دهد، یا با مکیدن خون او و بریدن رگ حیات اقتصادی، وی را به کم خونی و مرگ تدریجی دچار سازد.

انفاق نیز که از برترین کارها شمرده شده و یکی از صور تصرف در اموال است، باید در محدوده ضوابط و محدودیت‎های شرعی صورت گیرد، و انسان متعهد نخست باید بنگرد مالی را که می‎خواهد انفاق کند از راه مشروع به دست آورده است یا نه؟ اگر از راه مشروع به دست آمده است انفاق کند، وگرنه انفاق در اموالی که از راه‎های نامشروع و دور از مقررات دین به دست آمده باشد، ارزشی ندارد، بلکه باید آنها را به صاحبانش برگرداند. در قرآن به صراحت اعلام شده است:

«... انفقوا من طیبات ما کسبتم... (2) ؛ از مال‎های پاکی که به دست آورده‎اید؛ انفاق کنید.»

و امام صادق علیه السلام این آیه را چنین تفسیر کرده است:

«...کان القوم قد کسبوا مکاسب سوء فی الجاهلیه، فلما اسلموا ارادوا ان یخرجوها من اموالهم لیتصدقوا بها، فابی الله تعالی الا ان یخرجوا من طیبات ما کسبوا ؛ مردم در جاهلیت از راه‎های ناهنجار (و غیر مشروع) اموالی به دست آورده بودند. چون به اسلام گراییدند، خواستند تا آن اموال را از دارائی خود جدا کنند و آنها را صدقه دهند. خداوند این را نپذیرفت، و انفاق را از درآمدهای حلال و پاک روا دانست.

 

پی‎نوشت‎ها:

1ـ عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، جلد 2، ص 121 .

2ـ سوره مبارکه بقره، آیه 267 .

 

منبع:

کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

شكر؛ يعني بهره‎برداري درست از نعمت‎ها

شكر؛ يعني بهره‎برداري درست از نعمت‎ها

حرم امام رضا عليه السلام

امام رضا عليه السلام مي‎فرمايد:

«ان صاحب النعمة علي خطر انه يجب عليه حقوق الله فيها؛ والله انه لتكون علي النعم من الله ـ عز و جل ـ فما ازال منها علي و جل ... حتي اخرج من الحقوق التي تجب لله علي فيها ... فقلت: جعلت فداك انت في قدرك تخاف هذا ؟ قال: نعم فاحمد ربي علي ما من به علي (1)؛ صاحب نعمت در خطر است، چون حقوقي خدايي در آن نعمت‎ها واجب گرديده است. به خدا سوگند كه نعمت‎هايي از خداوند به من مي‎رسد و من همواره از آن بيمناكم تا حقوق واجب الهي آن را ادا كنم. (راوي حديث مي‎گويد)، گفتم: فدايت شوم، تو با مقامي كه داري از اين امر هراسناكي؟ امام گفت: آري، و خداي را بر اين كه مرا نسبت به اداي تكليف حساس كرده است سپاس مي‎گزارم.»

گل

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چه کسی بهترین انسان است؟!

چه کسی بهترین انسان است؟!

حرم امام رضا علیه السلام

مردی به امام رضا علیه السلام گفت:

به خدا قسم در روی زمین از لحاظ پدر، کسی شریف‎تر از تو نیست. فرمود: تقوا و پرهیزکاری به آنان شرافت بخشیده و فرمانبرداری خداوند سودمندشان کرده است.

دیگری به آن حضرت گفت: به خدا قسم! تو بهترین انسان‎ هستی .

حضرت به او فرمودند: ای بنده خدا ! سوگند یاد مکن . بهتر از من کسی است که برای خدا پرهیزکارتر و فرمانبردارتر بوده است .

منبع:

بحار الانوار، ج 49، ص 95 .

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

واقعه‎ای که در نیشابور اتفاق افتاد

واقعه‎ای که در نیشابور اتفاق افتاد

حرم امام رضا علیه السلام

این ماجرا را تقریبا تمام كتاب‎هایى كه به احوال امام رضا علیه السلام و جریان‎هاى خط سیرش به «مرو» پرداخته‏اند، نقل كرده‏اند. هنگام ورود امام به نیشابور دو حافظ قرآن به نام‎هاى «ابو زرعه رازى‏» و «محمد بن اسلم طوسى‏» همراه با تعداد بیشمارى از دانشجویان سر راهش را گرفتند تا چشمشان به جمال رویش روشنى گیرد. مردم بسیارى به استقبال آمده بودند، برخى فریاد مى‏زدند، برخى دیگر از خوشحالى جامه خود را بر تن مى‏دریدند، عده‏اى روى زمین در مى‏غلتیدند، عده‏اى هم سُم استر امام را در آغوش مى‏كشیدند و بالاخره جمعى نیز گردن‎ها را به سوى سایبان محملش كشیده، هر كس به نحوى احساسات خود را ابراز مى‏كرد. روز به نیمه رسید و از چشمان مردم همچنان سیل اشك سرازیر بود. بالاخره چند تن از راهنمایان فریاد برآوردند كه: «اى مردم، همه سكوت اختیار كرده گوش فرا دهید. پیامبر اکرم را با ازدحام بر گرد فرزندش آزار مدهید ... .»

در آن هنگام امام رضا علیه السلام حدیثى را با ذكر سلسله سند طلائیش كه مشهور است، براى مردم چنین بازگو كرد:

خدا مى‏فرماید: «كلمه توحید یعنى لا اله الا الله دژ من است، هر كس وارد این دژ شود، از عذاب ایمن است.‏»

امام این را بگفت و مركبش حركت كرد، آنگاه دوباره سر از سایبان مركب بیرون آورده افزود: «اما با رعایت ‏شروط آن كه من خود از جمله شروط آن هستم‏.»


در آن روز تعدادى بالغ بر بیست هزار نفر قلم و دوات به دست داشتند كه حدیث امام را مى‏نوشتند. و بدینگونه مورخان رویداد معروف نیشابور را یادداشت كرده‏اند. (1)
 

پى‏نوشت‏:

1- این موضوع در مجله مدینة العلم (سال اول، ص 415) از صاحب تاریخ نیشابور و از المناوى فى شرح الجامع الصغیر نقل شده است. این داستان در كتاب‎هاى زیر نقل شده است: الصواعق المحرقة / ص 122 - حلیة الاولیاء / 3 / ص 192 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 135 - امالى صدوق / ص 208 - ینابیع المودة / ص 364 و 385 – بحار الانوار / 49 / ص 123، 126، 127 - الفصول المهمة، ابن الصباغ / ص 240 - نور الابصار / ص 141. كتاب مسند الامام نیز آن را از این كتاب‎ها نقل كرده است: التوحید، معانى الاخبار، كشف الغمة / 3 / ص 98. این داستان در بسیارى از كتاب‎هاى دیگر نیز ذكر شده منتها برخى جمله «به شروط آن و من از این شروط هستم‏» را حذف كرده‏اند كه دلیلش براى ما روشن است.

 

منبع:

كتاب زندگى سیاسى امام هشتم، ص 94، سید جعفر شهیدى .

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید!

چهل نکته خواندني در مورد حرم مقدس رضوي

چهل نکته خواندني در مورد حرم مقدس رضوي

حرم امام رضا عليه السلام
 

نكته1
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى كه حضرت رضا عليه السلام در طوس به شهادت رسيدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حميد بن قحطبه و در كنار قبر هارون خليفه عباسى به خاك سپردند و نخستين بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشيد است كه بعدها حرم را روى ديوارهاى قديمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغيير نام يافت.

 حرم امام رضا عليه السلام

نكته2
در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجديد بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

حرم امام رضا عليه السلام 

نكته3
سنگ مرقد نخستين كه براي مشخص نمودن مدفن امام بر زمين نصب شده، سنگ بناي ساخت ضريح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجري قمري ضريحي بر مضجع شريف نصب نبوده است

حرم امام رضا عليه السلام

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چهل نکته خواندني در مورد حرم مقدس رضوي

چهل نکته خواندني در مورد حرم مقدس رضوي

حرم امام رضا عليه السلام
 

نكته1
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى كه حضرت رضا عليه السلام در طوس به شهادت رسيدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حميد بن قحطبه و در كنار قبر هارون خليفه عباسى به خاك سپردند و نخستين بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشيد است كه بعدها حرم را روى ديوارهاى قديمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغيير نام يافت.

 حرم امام رضا عليه السلام

نكته2
در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجديد بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

حرم امام رضا عليه السلام 

نكته3
سنگ مرقد نخستين كه براي مشخص نمودن مدفن امام بر زمين نصب شده، سنگ بناي ساخت ضريح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجري قمري ضريحي بر مضجع شريف نصب نبوده است

حرم امام رضا عليه السلام

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سيره اخلاقي امام رضا عليه السلام

سيره اخلاقي امام رضا عليه السلام

حرم امام رضا عليه السلام

حلم
در شناخت ‏حلم امام رضا عليه السلام، شفاعت وى در نزد مامون در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون الرشيد به مدينه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابوطالب را بگيرد و بر تن هيچ يك از آنان جز يك جامه نگذارد. وى همچنين بر بيعت مردم با امام رضا عليه السلام انتقاد كرد. پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پيش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا عليه‎السلام به مامون گفت: اى اميرمؤمنان! اين پيرمرد را به من ببخش! جلودى گمان برد كه آن حضرت مى‏خواهد از وى انتقام گيرد. پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا عليه السلام را نپذيرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى‏پذيرم و دستور داد گردنش را بزنند.

زائربقيع چهارشنبه سی ام آبان 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی
ارزش ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام
حاج محمود کریمی میلاد امام زمان (عج) 1388
مجموعه ادعیه ، مناجات و زیارات با نوای حاج محمود کریمی
مجموعه ادعیه ، مناجات و زیارات با نوای حاج مهدی سماواتی
تعلیم دستگاههای موسیقی به روش مداحی (2)
کربلایی حمید علیمی شهادت حضرت زینب (س) 1388
کربلایی جواد مقدم شهادت حضرت زینب (س) 1388
حاج مهدی مختاری شهادت حضرت زینب (س) 1388
حاج مهدی اکبری شهادت حضرت زینب (س) 1388

درباره وب
اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

آمار کاربران

چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
1-امام حسن مجتبي
2-عرشيان خاك نشين
3- ستايشگران زاهدان
4تنها ترين سردار
5لينك باكس كريم اهل بيت {ويژه وبلاگ هاي مذهبي}
6-عاشقان وصال
7-خط سبز
8-وصال
9-انتظار سبز
10-حضرت زينب كبري سلام الله عليه
11-يا مهدي عج
12-كريمه اهل بيت {وبلاگ تخصصي حضرت معصومه }
13-كريم اهل بيت {امام حسن مجتبي عليه السلام }
14-هَل مِن ناصر یَنصُرنی
15-طلب ديدار
16-.:. ميهن انيميشن.:. گالري انيميشنهاي كاربردي.:.
17-رقص گلها
18-كلوپ هيئت محبان امام حسن مجتبي ع زاهدان
19-گروه وب لاگ های رضاگستر
20-هیئت دیوانگان رقیه شرق اصفهان
21-كربلايي110
22-بیان تاریخچه و اخبار بانک صادرات ایران
23-هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا- اردبیل
24-نازنين فاطمه
25-انتظار
26_بعظمتك يا الله بنبوتك يا محمد(ص) بولايتك يا علي..
27-مولاتی رقیه...وحید قاسمی
28-دانلودمداحي
29-شاید... جایی برای دل تنگی هایم
30- پيامبر اعظم
31-شوق رضوان
32-در حضور
33-بانـــــــــوی بی نشـــــان
34-رخ انديشه
35-غم يار
36-محبان مهدي فاطمه
37-هوالحکیم
38-دعا ومناجات
39-دروازه هاي نور
40-$$$$_یازدهمین وبلاگ بلاگفا_$$$$
41-بي نشان
42-سكوت عشق
43- پري دريايي
44-يار دلنواز
45-فرافن
46-حكايات خواندني
47-یه پوتین یه پلاک
48-عشق به خدا
49-غريب شام
50-خسته دلانه حرم یار
51-طرفداران امير قلعه نوعي
52-منتظران عشق
53-پارس قرآن
54-هيئت محبان حضرت قاسم بن الحسن "ع" شهرستان فريدونکنار
55-پایگاه اطلاع رسانی طب
56-تسنيم
57-كتاب
58-ذهن آشفته ئ عارف
59-محبوب دلها
60-ياران حسين
61-هیئت فاطمیون شهرستان انار
62-فطــــرُس (عشقبازی با خدا)
63-شش گوشه
64-بهشت روي زمين
65-شش گوشه
66-عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام
67-محبان المهدي
68-هیئت محبین الزهرا(س)-یادگاران شهدا اراک
69-بانوي بي نشان
70-دانلود كليپ هاي فوتبالي با حجم كم
71-هواداران کربلائی محسن صائمی
72-سوالاتی که مرا شیعه کرد
73-آخرغشق
74-یا فاطمةالزّهرا س
75-سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی
76-..:: یا رب 121 ::..
77-صبح سپيد
78-نکـــــــــــــــــته
79-صلای آشنا
80-سرداران شهید مازندران
81-"بهترین احادیث(با دسته بندی موضوعی)"
82-اخلاق ورفتار اسلامي
83-دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
84-عصرانتظاربروایت بحارالانوار جلد 13
85-به نام يگانه هستي بخش بي همتا
86-ياد يار
87-فاطميه
88-دوست داشتنی ترین پدر دنیا
89-حاج اقا مسئله
90-رهروان ولايت
91-قطعه اي از بهشت
92-دخيل هاي بسته
93-درکوچه باغ رباعی
94-امام حسن مجتبي عليه السلام
95-دانلود بهترين مجموعه هاي اموزشي
96-نسيم ظهور
97-احمدی نژاد مرد خدا
98-در أستان غدير
99-بلندی روشن
100-ساده اما پر محتوا
قالب بلاگفا

بخش ویژه
خبرنامه امام حسن مجتبي
 
با عضو شدن در خبرنامه از مطالب متنوع و زيبا در هر هفته بهره مند شويد





Powered by WebGozar


صفحه اصلي | آرشیو | لینکستان | تماس با ما