تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


ماجرايي از قول فضيل بن عياض

ماجرايي از قول فضيل بن عياض

معرفي تفسير كاشف


تفسير كاشف اثر محققانه، هنرمندانه و نوين دو تن از اساتيد برجسته علوم قرآني حاضر در حوزه و دانشگاه "حجة‌الاسلام‌ والمسلمين دكتر سيدمحمد باقر حجتي و حجةالاسلام والمسلمين دكتر عبدالكريم بي‌آزار شيرازي" است. اين تفسير به زبان فارسي و در 15 جلد به نگارش در خواهد آمد كه تا كنون هفت جلد آن تا پايان سوره هود به زيور طبع آراسته شده است.

مفسران بزرگوار در اين تفسير كوشيده‌اند تا با ارائه تفسير با سبكي جديد، چهره‌اي موزون از سوره‌هاي قرآن و روابط آيات را ثابت كنند. در مقدمه جلد اول اين تفسير، برخي از ويژگي‌هاي اين تفسير چنين آمده است:

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مروارید علم و عمل

مروارید علم و عمل

نگاهی به زندگینامه آیة الله میرزا حسنعلی مروارید

معرفی خاندان
عالم ربانی و استاد مکتب معارف اهل بیت ‌علیهم‌السلام آیة ‌الله حاج ‌میرزا حسنعلی مروارید (قدس‌سره)، هشتم شوال 1329 ق. در مشهد مقدس پا به عرصه حیات نهاد. پدر ایشان حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید (1299- 1338ق.) از عالمان وارسته مشهد بود و با عالم ربانی آیة ‌الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی رابطه مودت و عقد اخوت داشت. شهرت «مروارید» در خاندان ایشان، با یکی از مشهورترین رجال تاریخ ادب و هنر خوشنویسی، خواجه شهاب الدین عبدالله مروارید کرمانی ( 865- 955ق.) آغاز می‌شود. عموی آیة الله مروارید، حاج شیخ علی‌اکبر مروارید نیز از علما و شاگردان محقق بزرگ، آیة ‌الله آخوند محمدکاظم خراسانی بوده است. جد مادری ایشان، عالم ربانی و صاحب کرامات، آیة ‌الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی (متوفای 1325 ق.) است که از شاگردان برجسته مرجع بزرگ، آیة ‌الله میرزا محمدحسن شیرازی و از عالمان نامدار قرن 14 در مشهد مقدس بوده است. نام حسنعلی، به یاد آن اسوه تقوا و نیز به احترام یار دیرین پدر و عارف بزرگ حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی (متوفای 1361 ق.) بر آیة ‌الله مروارید نهاده شده است.

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سیره اخلاقی و عبادی میرزا حسنعلی مروارید

سیره اخلاقی و عبادی میرزا حسنعلی مروارید
آیة الله میرزا حسنعلی مروارید(ره) آیه زهد، پارسایی و ورع، و مجسمه تواضع و خدمت و سعه صدر بود؛ و مصداق روشن این آیه که یار دیرینش آیة ‌الله حاج میرزا جوادآقا تهرانی همواره تلاوت می‌کرد: «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض ولا فسادا.» در تمام عمر کسی را به خویش دعوت نکرد. با آن که برخی از شاگردان او سال‌هاست كه مجتهدند، اعلام مرجعیت نکرد و رساله و حاشیه‌ای ننوشت. خشتی روی هم ننهاد و منصبی نخرید، نه تنها در هیچ‌ منظر اجتماعی خود را عرضه نداشت، بلکه از آن گریزان بود. حتی از نگاه دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری نیز می‌گریخت و صورت خود را می‌پوشاند، و تنها یکی دو مصاحبه خانوادگی به اصرار برخی منسوبین و با قول عدم پخش انجام داد.

همین روحیه باعث گردید فرزندان ایشان نیز به وادی ترویج وی پا نگذارند. به این ترتیب از این عالم عارف، تصاویر کمی در دست ماند. البته این اواخر با از دست رفتن بینایی ایشان، کار برای رسانه‌ها و علاقمندان هموار گشت و دیگر می‌شد به آسانی و بدون اطلاع با ممانعت ایشان، حضور پر برکتشان را ثبت کرد. به دنیا بی‌اعتنا بود و بی‌آنکه حتی از زهد و سادگی بگوید و بیندیشد، در متن زندگی خود به معنای واقعی زاهدانه زیست. همه دیدارهای مردمی و آمد و شد شخصیت‌های علمی و مسئولان بلندپایه در اتاق‌های ساده منزلی محقر و قدیمی صورت می‌گرفت.

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1384 )

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1384 ) چاپ ارسال به دوست
  

Imageمجموعه سبك هاي سينه زني مرحوم سيد جواد ذاكر كه براي سال 1384 مي باشد را مي توانيد از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد. 


كربلا دارالنعيم زينب است

ديوونه كجا داره جز در ميخونه عشق

هميشه در دلم بود فكر شما

پرچم سرخ گنبدت دل من خون مي كنه

چه شود به چهره زرد من نظري براي خدا كني

شبي گفتم با ساقي اي يارم دلدارم

مانده ام تنها يا حسين دلبر من

چو در دل دارم تمناي كربلا حسين اي خداي من

عشقبازان سر كوي حسين

گرد حرم دويده ام صفا و مروه ديدم ام

نوش من نيش مكن دورم از خويش مكن

كفر زلف تو دل و دين برده از دستم

يه عمريه تو هيئتا سينه زن و گريه كنم

سالها چيزي به نام زندگاني داشتم

تن دادم او را جان شدم

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید!

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1383 )

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1383 )    
Imageمجموعه سبك هاي سينه زني مرحوم سيد جواد ذاكر كه براي سال 1383 مي باشد را مي توانيد از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد.




از خانه برون آمد باز آن صنم طناز

من اسير زلف يارم من اسير زلف يار

محرم رازم حسين كعبه زينب حسين

از خيمه گه بيرون بيا با چشم تر ليلا

بين تموم شاهان شاهم فقط حسينه

شهزاده خير النساء رقيه بنت الحسين

سيدي العشاق يعني حسين

بين الحرمين بين الحرمين

چرا مادر علي اصغر گلوي خون فشان داري

اين علي را با خدايش نسبتي است

دوستش دارم چيكار كنم چيكار با عشق يار كنم

آدما ما رو ببينيد هي نگيد چرا چنينيد

اشك بر پرواز دل پر مي دهد

واي حسين واي حسين

شدم رسوا كه مي بينم توام ديوانه مي خواهي

تيغ بكش مرا بكش فراق را تمام كش

صنما شيداي توام در عشق تو رسواي توام

من از كودكي عاشقت بوده ام

فرشته بهشتم

يه رفيق دارم كه نامش حسينه

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید!

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1382 )

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1382 )    
Imageمجموعه سبك هاي سينه زني مرحوم سيد جواد ذاكر كه براي سال 1382 مي باشد را مي توانيد از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد.




عشق تو در ضميرم به زلف تو اسيرم

اگه ديوونه نديده اي به ما ميگن ديوونه

در كمند عشق زينب منزلم

يه عمر به عشق تو بي قرار و اسيرم

ايها الناس ايها الناس شده ام مجنون عباس

لا اله الا الله محمد رسول الله

هستم من از عشقت ز هر ديوانه اي ديوانه تر

اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست

اين حسين كيست خدايا كه خدايي مي كند

واويلا آه و واويلا زمين كربلا

من حسينم مرتضي را نور عينم

مست بيرون از مدارم مست بيرون از مدار

ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه

ابو العلم و ابو الحلم به ملك دل امير است

گوش بكنيد داره مياد يه صدايي از مدينه

يا ابوفاضل يا ابوفاضل

از چه من ديوانه ديوانه ترم امشب

به گيسوي دو تايت تا نداري

همه رفتن اي خدا من نرفتم كربلا

بيا بيا اي كه خماري عشقي

يا حيدر يا علي يا حيدر

مكن اي صبح طلوع

آقاي مهربونم بي نام و بي نشونم

عشق رضا سرنوشت من

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید!

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1381 )

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1381 )    
Imageمجموعه سبك هاي سينه زني مرحوم سيد جواد ذاكر كه براي سال 1381 مي باشد را مي توانيد از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد.




مست مست مست عشق

ابرو چو بر هم مي كشد يكباره طوفان مي شود

هر كي ياري داره دل ما حسين دوست داره

قيامت بي حسين غوغا ندارد

بيا بيا اي چاووش بخوان به آهنگ غم

شد محرم تا در غم جانان غمخانه شوي

دل كجا دارد به جز ميخانه عشق حسين

اي حسين اي سينه چاك تير عشق

من عباسم اشجع ناسم

منم مجنون و ليلايم حسينه

ضامن آهو ضامن آهو مدد

عباسم و نام آورم شير دلير حيدرم

مرتضي از نجف آمد تو هم از خيمه بيا

اسد الله الغالب علي بن ابي طالب

علي ولي ولي علي

حيدر حيدر يا علي علي مدد

سر حلقه ديوانگان مولا اميرالمومنين

بنال اي دل عاشق كه اربعين عليست

يك قبله دارند عارفان آن هم علي مرتضاست

علي غيب و شهود است علي شمع وجود است

دل هر كي يه ياري داره دل ما با حسينه

يا ابا عبدالله الحسين

حسين اي جان شيرينم حسين اي يار ديرينم

يا اباعبدالله اي خوب من محبوب من

واي واي واي غريب مادر حسين

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

ارباب من حسين حسين

به ما ميگن ديوونه امان از اين زمونه

بگذار آدميان طعنه زنندم گويند

بچه بودم يه عكسي ديدم كه خيلي دلبراست

كربلا خاك عزاي زينبه كربلا شرح بلاي زينبه

پاشيم بريم به كوفه فقط به عشق زينب

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید!

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1380 )

مجموعه نوحه هاي مرحوم سيد جواد ذاكر ( سال 1380 ) چاپ ارسال به دوست
1386/11/17 ساعت 14:26:37

Imageمجموعه سبك هاي سينه زني مرحوم سيد جواد ذاكر كه براي سال 1380 مي باشد را مي توانيد از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد.



زينب بنت الحيدر زينب بنت الحيدر

حيدر مدد حيدر مدد

ديوونه كجا داره جز در خونه حسين

يا علي يا علي حيدر حيدر حيدر

اي دل بگير دامن سلطان اولياء

ساكنان نه فلك حيران ز كار زينب است

محبت در رگ و در پوست داريم

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید!

اس ام اس ویژه نیمه شعبان

اس ام اس ویژه نیمه شعبان

ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مولودی ویژه میلاد امام زمان علیه السلام-کریمی حدادیان

دانلود مولودی ویژه میلاد امام زمان علیه السلام-کریمی حدادیان -خلج - بنی فاطمه - واعظی میردادماد - سیب سرخی مختاری و....

دانلود در ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی ع پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مولودی ویژه میلاد امام زمان علیه السلام

دانلود مولودی ویژه میلاد امام زمان علیه السلام

دانلود در ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی ع پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اسکر ین سرور ویژه تولد امام زمان علیه السلام

اسکر ین سرور ویژه تولد امام زمان علیه السلام

  
 

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

آشنای غربت جمعه

آشنای غربت جمعه

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن                                                                       یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان                                                                     این خواهش قدیمی آقا ظهور کن

چشم انتظار قایق صیاد مانده‌ام                                                                        محض خدا بیا و مرا صید تور کن

من را که دور مانده‌ام از خاک کربلا                                                                     آقا بیا و همسفر بال نور کن

یک شب بیا میان حسینیه عزا                                                                          یادی ز روضه‌های كنار تنور كن

   

                                                                                                                                                   "شمس"

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

گلي گم کرده‌ام

گلي گم کرده‌ام

گلي گم کرده‌ام مي‌جويم او را                                                                               به هر گل مي‌رسم مي‌بويم او را

گل من ني بود اين و نه آنست                                                                               گل من مهدي صاحب زمان است

دلم اندر هوايش مي‌زند پر                                                                                     شرر افکنده بر جانم چو آذر

خوش آن روزي که باشم ياور او                                                                              به مانند گدايان بر در او

خوش آن روزي که من پروانه باشم                                                                        فداي آن گل يکدانه باشم

خوش آن روزي که من بر عهد ديرين                                                                       نثار او کنم اين جان شيرين

الا اي گل کجايي جان فدايت                                                                                 چه باشد گر که گردم خاک پايت

ز درد انتظارت جان به لب شد                                                                                تن فرسوده‌ام در تاب و تب شد

بسي رفتند و مردند از فراقت                                                                               نديدند در جهان آن روي ماهت

 

                                                                                                                                             "نبوي گرگاني"

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

ما منتظريم

ما منتظريم

ما منتظريم از سفر برگردي                                                                         يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند                                                                    ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم                                                              گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند                                                                              يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم                                                                 اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد                                                                        در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور                                                            با سيصد و سيزده نفر برگردي

    

                                                                                                                                   "علي اکبر لطيفيان"

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بوي يوسف

بوي يوسف

بر نخواهم داشت دست از دامنت                                                                    بوي يوسف مي‌دهد پيراهنت

ز انتظارات گشت چشمانم سفيد                                                                    كو نسيمي كآورد سوي منت

گشته‌ام در رهگذارت خاك راه                                                                          تا كه بنشينم به چين دامنت

دوستان را نيست چشم ديدنم                                                                       كاش بنشينم به چشم دشمنت

پشتم از دست محبّانت شكست                                                                    تا ابد افتاده‌ام بر گردنت

تا نفس دارم بيا تا با غزل                                                                                پاك سازم خستگي را از تنت

چند بايد عندليبي مثل من                                                                             در قفس باشد مقيم گلشنت؟

كم مبادا از سر «قصري» دمي                                                                      سايه گيسو پريشان كردنت

     

                                                                                                                                    كيومرث عباسي (قصري)

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

مدح امام زمان (عج)

مدح امام زمان (عج)

مصطفی سیرت، علی فر، فاطمه عصمت، حسن خو

هم حسین قدرت، علی زهد و محمد علم مه رو

شاه جعفر فیض و کاظم حلم و هشتم قبله گیسو

هم تقی تقوا، نقی بخشایش و هم عسکری مو

مهدی قائم که در وی جمع، اوصاف شهان شد

پادشاه ‏عسکری طلعت، نقی حشمت، تقی فر

بوالحسن فرمان و موسی‏ قدرت و تقدیر جعفر

علم باقر، زهد سجاد و حسینی تاج و افسر

مجتبی حلم و رضیه عفت و صولت چو حیدر

مصطفی اوصاف و مجلای خداوند جهان شد

 

منبع:

دیوان امام خمینی، ص 276 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

شمس کامل

شمس کامل

صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده                                                                    جان برای دیدنش، منزل به منزل آمده

بلبل از شوق لقایش، پر زنان بر شاخ گل                                                          گل ز هجر روی ماهش، پای در گل آمده

طور سینا را بگو: ایام «صعق‏» آخر رسید                                                          موسی حق در پی فرعون باطل آمده

بانگ زن بر جمع خفاشان پست کور دل                                                            از ورای کوهساران، شمس کامل آمده

بازگو اهریمنان را فصل عشرت بار بست                                                          زندگی بر کام‏تان، زهر هلاهل آمده

دلبر مشکل گشا از بام چرخ چارمین                                                                با دم عیسی برای حل مشکل آمده

غم مخور، ای غرق دریای مصیبت غم مخور                                                     در نجاتت، نوح کشتیبان به ساحل آمده

 

منبع:

دیوان امام خمینی، ص 178 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

خورشيد من بر آي

خورشيد من بر آي

دل را ز بيخودي سر از خود رميدن است                                                        جان را هواي ز قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست که سر داده‏ام فغان                                                         بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است

دستم نمي‏رسد که دل از سينه بر کنم                                                        باري علاج شکر گريبان دريدن است

شامم سيه ترست ز گيسوي سرکشت                                                      خورشيد من بر آي که وقت دميدن است

سوي تو اي خلاصه گلزار زندگي                                                                  مرغ نگه در آرزوي پر کشيدن است

بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو                                                                هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي‏کنم                                                              تقدير غصه دل من ناشنيدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا                                                         روزي «امين‏»(1) سزا لب حسرت گزيدن است

 

پي‌نوشت:

1- تخلص شعري مقام معظم رهبري.

                                                                                                                 "آية الله سيدعلي حسيني خامنه‌اي

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

محراب جمکران

محراب جمکران

دلم قرار نمي‏گيرد از فغان بي تو                                                                         سپندوار ز کف داده‏ام عنان بي تو

ز تلخ کامي دوران نشد دلم فارغ                                                                         ز جام عشق لبي‏ تَر نکرد، جان بي تو

چو آسمان مه آلوده‏ام ز تنگ دلي                                                                        پر است ‏سينه‏ام از اندوه گران بي تو

نسيم صبح نمي‏آورد ترانه شوق                                                                        سر بهار ندارند بلبلان بي تو

لب از حکايت ‏شب‌هاي تار مي‏بندم                                                                     اگر امان دهدم چشم خونفشان بي تو

چو شمع کشته ندارم شراره‏اي به زبان                                                               نمي‏زند سخنم آتشي به جان بي تو

ز بي دلي و خموشي چو نقش تصويرم                                                               نمي‏گشايدم از بي خودي زبان بي تو

عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم                                                                       چو يادم آيد از آن شکرين دهان بي تو

گزارش غم دل را مگر کنم چو «امين‏»                                                                 جدا ز خلق به محراب جمکران بي تو

       

                                                                                                                                  "آية الله سيدعلي خامنه‌اي"

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بهاریه‏ انتظار

بهاریه‏ انتظار


شد موسم عیش و طرب، بگذشت هنگام کرب

جام می گلگون طلب، از گلعذاری مه جبین

قدش چو سرو بوستان، خدش به رنگ ارغوان

بویش چو بوی ضیمران، جسمش چو برگ ‏یاسمین

چشمش چو چشم آهوان، ابروش مانند کمان

آب بقایش در دهان، مهرش هویدا از جبین

رویش چو روز وصل او، گیتی فروز و دل‏گشا

مویش چو شام هجر من، آشفته و پر تاب و چین

با این ‏چنین زیبا صنم، باید به بستان زد قدم

جان فارغ از هر رنج و غم، دل خالی از هر مهر و کین

خاصه کنون کاندر جهان، گردیده مولودی عیان

کز بهر ذات پاک آن، شد امتزاج ماء و طین

از بهر تکریمش میان، بر بسته خیل انبیا

از بهر تعظیمش کمر، خم کرده چرخ هفتمین

مهدی امام منتظر، نوباوه‏ی خیرالبشر

خلق دو عالم سر به سر، بر خوان احسانش نگین

مهر از ضیائش ذره‏ای، بدر از عطایش بدره‏ای

در یاز جودش قطره‏ای، گردون ز کشتش خوشه‏چین

مرآت ذات کبریا، مشکوة انوار هدا

منظور بعث انبیا، مقصود خلق عالمین

امرش قضا، حکمش قدر، حُبش جنان، بغضش سقر

خاک رهش زیبد اگر، بر طره ساید حور عین

دانند قرآن سر به سر، بابی ز مدحش مختصر

اصحاب علم و معرفت، ارباب ایمان و یقین

سلطان دین، شاه زمن، مالک رقاب مرد و زن

دارد به امر ذوالمنن، روی زمین، زیر نگین

ذاتش به امر دادگر، شد منبع فیض بشر

خیل ملایک سر به سر، در بند الطافش، رهین

حبش سفینه نوح آمد در مثل، لیکن اگر

مهرش نبودی نوح را می‏بود با طوفان قرین

گرنه وجود اقدسش، ظاهر شدی اندر جهان

کامل نگشتی دین حق ز امروز تا روز پسین

ایزد به نامش زد رقم، منشور ختم الاوصیا

چونان ‏که جد امجدش گردید ختم المرسلین

نوح و خلیل و بوالبشر، ادریس و داود و پسر

از ابر فیضش مستمد، از کان علمش مستعین

موسی به کف دارد عصا، دربانیش را منتظر

آماده بهر اقتدا، عیسی به چرخ چارمین

ای خسرو گردون فرم، لَختی نظر کن از کرم

کفار مستولی نگر، اسلام مستضعف ببین

 

منبع:

دیوان امام خمینی، صص 262- 258 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

روز وصل

روز وصل

غم مخور، ایام هجران رو به پایان می‏رود                                                    این خماری از سر ما می‌گساران می‏رود

پرده را از روی ماه خویش بالا می‏زند                                                          غمزه را سر می‏دهد، غم از دل و جان می‏رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می‏شود                                                       زاغ با صد شرمساری از گلستان می‏رود

محفل از نور رخ او، نورافشان می‏شود                                                      هرچه غیر از ذکر یار، از یاد رندان می‏رود

ابرها، از نور خورشید رخش پنهان شوند                                                     پرده از رخسار آن سرو خرامان می‏رود

وعده‏ دیدار نزدیک است ‏یاران مژده باد                                                       روز وصلش می‏رسد، ایام هجران می‏رود

 

منبع:

دیوان امام خمینی، ص 111 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

میر مهر (2)

میر مهر (2)

11- سبب دفع بلا
«انا خاتم الاوصیاء و بی یدفع الله عزوجل البلاء عن اهلی و شیعتی‏»؛ «من، آخرین وصی‏ام و خداوند، به واسطه من بلا، را از اهل و شیعیان من دور می‏سازد.» (32)

12- پیام
امام زمان(عج)، در فرازهای مهمی از تاریخ، پیام‏هایی برای جامعه‏ شیعه یا برخی افراد می‏فرستد.

داستان فتوای حرمت استعمال تنباکو به میرزای شیرازی (33) و پیام به سید ابوالحسن اصفهانی و امام راحل(ره) در واقعه بیست و یکم بهمن، نمونه‏های خوبی است. (34)

13- مساجد و مقام‏ها
(مسجد سهله، جمکران، امام حسن مجتبی علیه السلام، ...)

امام زمان علیه السلام، جایگاه‌‏هایی را برای عبادت و توجه به خود می‏گزیند و با نشانه‏ها و کراماتی، همراه می‏کند و همگان را به آن‏جا فرا می‏خواند تا خدا را بخوانند و متوجه امام خود باشند و فرج او را که فرج خود آنان است، بخواهند. در ایران اسلامی، مسجد جمکران، از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است . (35)

14- نیابت
قرار دادن نایبی از طرف خود امام زمان علیه السلام برای خود، در ایام غیبت، یکی از مهم‏ترین جلوه‏های محبت ‏حضرت به شیعیان است: «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا.» (36)

15- تعلیم
امام زمان(عج)، دعاها (37)، زیارات، پرسش‏های علمی برخی علما (38)، را ... تعلیم می‏دهد. از جمله‏ دعاها، زیارت آل یاسین، عظم البلاء (39)، زیارت رجبیه است که هر یک، دارای مضامین بسیار بلندی‏اند .

حکایت‏ سید رشتی و سفارش امام عصر (عج) بر خواندن نافله و عاشورا و جامعه، بسیار شنیدنی است . (40)

آن چه که ذکرش در اینجا ضروری است، این است که از ما، عمل به تکلیف را خواسته‏اند و دیدن امام زمان (علیه السلام)، تکلیف نیست. دیدار حضرت، گرچه بدون شک، توفیق بزرگی است، اما ما مکلف به آن نشده‏ایم. در داستان‏های متعددی، حضرت خود، به همین نکته اشاره می‏فرماید و تقوا و دین‌مداری را از شیعیان و دوستداران خود می‏خواهد، نه جست و جوی ملاقات با آن حضرت را.
امام زمان علیه السلام به قرائت قرآن و ادعیه و زیارات سفارش فرمودند. (42)

16- درس آموزی
داستان شیعیان بحرین و این ‏که ما آماده‏ایم، پس چرا امام زمان(عج) نمی‏آید و انتخاب یک نفر از میان خود به عنوان بهترین فرد و برخورد حضرت با آن فرد و فرستادن پیام به این ‏که در فلان روز و فلان مکان، همه‏ شیعیان جمع شوند و درس مهمی که حضرت به آنان می‏دهد ... . (43)

17- از غربت تا حکومت
در هنگام شهادت امام عسکری علیه السلام شیعه، در غربت است و در حیرتی جانکاه به سر می‏برد، اما امروزه، ایران اسلامی، با نام و یاد امام زمان(عج) قیام می‏کند و با رهبری نایب او پیروز می‏شود. آیا این چیزی جز عنایات و امداد حضرت است؟

خدای تعالی به پیامبرش می‏گوید:

«به یاد بیاور آن زمانی که در غربت ‏بودید و از این ‏که شما را نربایند، در هراس بودید(44) و امروزه ... .» 

مقایسه‏ وضع گذشته و امروز ما، درس‏های زیادی از جلوه‏های محبت ‏یار را با خود به همراه دارد.

در این زمینه، کلام حضرت به مرحوم میرزای نایینی نمونه‏ی گویایی است: «این‏جا (ایران) شیعه خانه‏ی ما است . می‏شکند، خم می‏شود، خطر هست، ولی ما نمی‏گذاریم سقوط کند. ما نگه‏اش می‏داریم .» (45)

18- فریادرسی(دستگیری درماندگان و راه‏یابی گمشدگان)
داستان‏های متعددی وجود دارد در مورد این ‏که ‏چگونه حضرت به فریاد برخی از مستضعفان جهان و دوستداران خود می‏رسند:

داستان مرحوم آقای نمازی شاهرودی که چگونه کاروان آنان، راه را در مکه گم کرد و ... (46)

سرخ پوستان سه قبیله از قبائل داکوتای شمالی و منطقه‏ قطب، در هنگام نیاز و نیز گم کردن راه در یخ‏های قطبی و جنگل، از فردی به نام «مهدی‏» کمک می‏طلبند که تا این اواخر از ارتباط این نام با اسلام و یا اصولا مکتب اسلام نیز اطلاعی نداشتند پس از اطلاع از این موضوع، تعدادی از دانشجویان سرخ‏پوست ‏به اسلام گرویدند.

توضیح خبرنامه: زبان‏شناسان و محققان زبان‏های بومی آمریکای شمالی کشف کرده‏اند که ریشه‏ «مهد» و «مهدی‏» در زبان‏های بومی اولیه، در کشورهای شمالی و جنوبی آمریکا، از جنبه‏ بسیار مذهبی و اسرارآمیزی برخوردار است. (47)

19- دفاع (فردی و جمعی)
موارد متعددی مبنی بر این است ‏که حضرت، از برخی دوستداران خود دفاع می‏کند (داستان ضربه‏ صفین (48) و دفاع از وحید بهبهانی (49) .) این دفاع، منحصر به موارد شخصی و فردی نیست، بلکه در مواردی، از جامعه‏ شیعه دفاع می‏کند و باعث ‏حفظ آنان می‏شود (داستان انار که مربوط به شیعیان بحرین و وزیر آن که دست نشانده‏ انگلیسی‏ها بوده است و) ... (50)

20- هدایت
افراد متعددی، به دست ‏امام زمان(عج) هدایت ‏شدند. از آن جمله است ‏بحرالعلوم یمنی. (51)

21- برآوردن حاجات و رفع مشکلات
داستان‏های متعددی نقل شده که امام زمان(عج)، برآورنده‏ حاجات و مشکل‌گشای بسیاری از افراد بوده‏اند. (52)

22- شفا
داستان‏های فراوانی وجود دارد که امام زمان علیه السلام، بسیاری از بیماران لاعلاج را که به آن حضرت متوسل شده‏اند به اذن خدا شفا داده است. (53)

23- همسفره شدن
شیخ اسدالله زنجانی فرمود: «این قضیه را دوازده نفر از بزرگان، از شخصی که در محضر سید بحرالعلوم‏(ره) بود، نقل کردند. آن شخص می‏گوید:

هنگامی که جناب آقای شیخ حسین نجفی، از زیارت بیت الله الحرام به نجف اشرف مراجعت کرد، بزرگان دین و علما، برای تبریک و تهنیت، به حضور او رسیدند و در منزل ایشان جمع شدند.

سید بحرالعلوم‏(ره) چون با جناب آقا شیخ حسین، کمال رفاقت و صمیمیت را داشت، در اثنای صحبت، روی مبارک خویش را به طرف او گرداند و فرمود: «شیخ حسین! تو، آن قدر سربلند و بزرگ گشته‏ای، که باید با حضرت صاحب الزمان علیه السلام هم کاسه و هم غذا شوی!» شیخ، متغیر و حالش دگرگون شد. حضار مجلس، از شنیدن سخن سید بحرالعلوم، اصل قضیه را از ایشان سؤال کردند.

سید فرمود: «آقا شیخ حسین! آیا به یاد نداری که بعد از مراجعت از حج در فلان منزل بودی، در خیمه‏ خود نشسته و کاسه‏ای که در آن آبگوشت‏ بود؛ برای ناهار خود آماده کرده بودی، ناگاه، از دامنه‏ بیابان، جوانی خوش‏رو و خوش‏بو در لباس اعراب، وارد گردید و از غذای تو تناول فرمود؟ همان آقا، روح همه‏ عوالم امکان، حضرت صاحب الامر و الزمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، بوده‏اند.» (54)

چهارشنبه‏ها به مسجد سهله می‏رفتم و مراقب خود بودم و غذای اندک و غیر حیوانی می‏خوردم . در حدود چهارشنبه‏ 34 یا 35 بود که شبی در مسجد به هنگام دعا و عبادت، دیدم مرد عربی آمد در کنارم نشست، ابتدا قرآن خواند و سپس مرا به سخن گرفت. من پاسخ او را با اکراه می‏دادم و نخواستم با او حرف بزنم، زیرا او را مانع کارم می‏دانستم، در این هنگام، سفره باز کرد و به خوردن غذای چرب و پر از گوشت (پلو ته‏چین) پرداخت و به من نیز اصرار می‏کرد که بیا با من از این غذا بخور . از او اصرار بود و از من امتناع، سرانجام به او گفتم من در شرایطی هستم که غذای حیوانی نمی‏خورم.

آن مرد گفت: بیا بخور، آنچه را شنیدی معنایش آن است که مثل حیوان نخور نه آن‏ که حیوانی نخور . (55)

24- تذکر
امام زمان علیه السلام به او فرمودند: برای از دست دادن مال و ضرری که امسال دیده‏ای غم مخور؛ زیرا خداوند می‏خواهد بدین وسیله تو را امتحان کند. مال می‏آید و می‏رود. آنچه ضرر کرده‏ای به زودی جبران خواهد شد و قرض‏هایت را پرداخت‏ خواهی کرد. (56)

25- زیارت و حج نیابی
حضرت ولی‏عصر علیه السلام فرمودند: بیا با هم به زیارت قبر حاج سیدعلی مفسر برویم، وقتی در خدمتشان به آنجا رفتم دیدم روح آن مرحوم کنار قبرش ایستاده است و به آن حضرت، اظهار ارادت می‏کند. بعد سیدعلی به من گفت: سید کریم! به حاج شیخ مرتضی زاهد سلام مرا برسان و بگو: چرا حق رفاقت و دوستی را رعایت نمی‏کند و به دیدن ما نمی‏آیی و ما را فراموش کرده‏ای؟

حضرت ولی‏عصر علیه السلام به سیدعلی فرموند: حاج شیخ مرتضی گرفتار و معذور است، من به جای او خواهم آمد. (57)

این قضیه توسط حضرت آیة‏الله العظمی میلانی‏(ره) نقل شده است: ... زیر فشار عذاب طاقت‏فرسا، دست توسل به سوی مادرم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام گشودم و گفتم: مادر جان! درست است که من فریضه‏ای را ترک نموده‏ام، اما من عمری از حسین عزیزت سخن گفته‏ام، شما مرا نجات بدهید . و پس از این توسل خالصانه، در زندانم گشوده شد و گفتند: مادرت فاطمه علیهاالسلام تو را خواسته است. مرا نزد مادرم بردند و او از امیرمؤمنان علیه السلام درخواست کرد که مرا ببخشاید و نجاتم را از خدا بخواهد. اما امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: دختر گرامی پیامبر! ایشان بارها روی منبر به مردم گفته است که اگر کسی فریضه‏ حج را در صورت امکان و توان ترک کند، به هنگام مرگ به او گفته می‏شود: یهودی یا نصرانی یا مجوسی بمیر! اکنون او خودش ترک کرده است! من چه کنم؟! مادرم فرمود: راهی برای نجات او بیابید. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: تنها یک راه به نظر می‏رسد که خدا او را ببخشاید. و آن این است که از فرزندت مهدی علیه السلام بخواهی امسال به نیابت او حج کند، و مادرم چنین کرد و فرزندش مهدی علیه السلام پذیرفت و من نجات یافتم، و آنگاه مرا به این باغ زیبا و پر طراوت آوردند. (58)

26- دیدار
داستان‏های معتبر و ارزنده و درس‏آموز فراوانی مبنی بر این ‏که حضرت با برخی از دوستداران خود دیدار دارد؛ روایت شده است. در میان آنها داستان‏های خوبی از بزرگان هست که می‏تواند بسیار درس‏آموز و تاثیرگذار و احساس برانگیز باشد .

ناگفته نماند که در این مورد، هر ادعایی را از هر کسی نمی‏توان پذیرفت؛ چه آن را که خبر شد، خبری باز نیاورد. هزار نکته‏ باریک‏تر ز مو اینجا است .

آن چه که ذکرش در اینجا ضروری است، این است که از ما، عمل به تکلیف را خواسته‏اند و دیدن امام زمان (علیه السلام)، تکلیف نیست. دیدار حضرت، گرچه بدون شک، توفیق بزرگی است، اما ما مکلف به آن نشده‏ایم. در داستان‏های متعددی، حضرت خود، به همین نکته اشاره می‏فرماید و تقوا و دین‌مداری را از شیعیان و دوستداران خود می‏خواهد، نه جست و جوی ملاقات با آن حضرت را. عاشق راحتی معشوق را می‏خواهد، و زمینه‏ آمدن او را فراهم می‏سازد و خواسته‏هایش را که هدایت انسان‏ها و بهبود وضع جامعه است، گردن می‏نهد . آن ‏کس كه فقط می‏خواهد امام را ببیند، عاشق نیست، خودخواه است!

از اینها که بگذریم موارد ذکر شده در این مقاله(59) را در سه عنوان یاد و مدد و دیدار می‏توان جمع کرد .

1- یاد:

1- نامیدن، 2- سلام، 3- عیادت، 4- نظارت، 5- شریک غم و شادی، 6- دعا بر دوستداران خود، 7- آمین بر دعاهای دوستداران خود، 8- نامه، 9- عبادت، 10- تشییع، 11- دفع بلا، 12- پیام، 13- مسجدها و مقام‏ها، 14- هم سفره شدن، 15- تذکر، 16- زیارت و حج نیابی .

2- مدد:

1- نیابت، 2- تعلیم، 3- درس آموزی، 4- از غربت تا حکومت، 5- فریادرسی، 6- دفاع، 7- هدایت، 8- برآوردن حاجات و رفع مشکلات، 9- شفا .

3- دیدار

(داستان‏هایی معتبر، ارزنده و سازنده.)

 

پی‏نوشت‏ها:

32- الغیبة، شیخ طوسی، ص 246 .

33- شیفتگان حضرت مهدی (عج)، ج 2، ص 355/ عنایات حضرت مهدی(عج) و ... ص 48 .

34- ر . ک . مجله انتظار، شماره 1، ص 31 .

35- النجم الثاقب، ص 383 .

36- احتجاج، طبرسی، ج 2.

37- عنایات حضرت مهدی ... ، ص 75- 74 .

38- ر . ک: عنایات حضرت مهدی (عج) ...، ص 15- 28 .

39- مکیال المکارم، ج 1، ص 334 .

40- النجم الثاقب، ص 602/ مفاتیح الجنان (پس از زیارت جامعه .)

42- عنایات حضرت مهدی ... ، ص 146- 153 .

43- ر . ک: تاریخ الغیبة الکبری، سید محمد صدر، ص 116- 117 .

44- واذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض تخافون ان یتخطفکم الناس. انفال: 26 .

45- ر . ک: عنایات حضرت مهدی ... ، ص 315 .

46- ر . ک: پادشه خوبان، ص 100 . برای آگاهی از موارد دیگر، ر . ک: تشرف یافتگان، ص 49 و عنایات حضرت مهدی (عج) ...، ص 305- 345 و 413- 438/ مکیال المکارم، ج 1، ص 332- 335 .

47- خبرنامه فرهنگی اجتماعی سازمان تبلیغات اسلامی، ش منبع 13 خرداد 1366، ص 6 (به نقل از صبح امید، صدر الدین هاشمی دانا، ص 126)

48- برکات حضرت ولی عصر (حکایات العبقری الحسان) ص 124 .

49- ر . ک: عنایات حضرت مهدی (عج)، ص 93 .

50- نجم ثاقب، حکایت 49، ص 556 .

51- ر . ک: عنایات حضرت مهدی (عج) ص 91 . و همچنین است‏ حکایت ‏شیخ ابوالقاسم حاسمی و رفیع الدین حسین . همان، ص 89، و حکایت ‏یاقوت روغن فروش، مکیال‏المکارم، ص 107 .

52- ر . ک: عنایات حضرت مهدی (عج) ...، ص 273- 284/ شمیم عرش (تشرف یافتگان) ص 150 .

53- ر . ک: عنایات حضرت مهدی (عج) ...، ص 177- 194 و کرامات المهدی (عج). 

54- برکات حضرت ولی عصر علیه السلام، ص 288/ العبقری الحسان، ج 1، ص 118.

55- توجهات ولی عصر به علما و مراجعه تقلید، عبدالرحمان باقرزاده‏ بابلی، ص 162 و 163 .

56- تاریخ الغیبة الکبری، سید محمد صدر، ج 2، ص 125(به نقل از النجم الثاقب، ص 366).

57- عنایات حضرت مهدی علیه السلام ... ، ص 368 .

58- عنایات حضرت مهدی علیه السلام ... ، ص 369 و 370 .

59- ناگفته نماند، موارد دیگری نیز از جلوه‏های محبت امام، را می‏توان بر شمارد، اما به همین اندازه اکتفا می‏شود؛ چه این ‏که ما، در صدد استقصای تمامی موارد نبودیم. آن چه در این ‏جا ارائه شد، برخی از جلوه‏های محبت امام زمان علیه السلام است .

 

منبع:

مجله انتظار، ش 5 ، مسعود پورسید آقایی .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بررسی افسانه جزیره خضراء (3)

بررسی افسانه جزیره خضراء (3)

مثلث برمودا


بررسی افسانه جزیره خضراء(1)

بررسی افسانه جزیره خضراء(2)

 

اختلاف در سند، تناقض‏ در متن و نیز ریشه‏های تاریخی و روانی شکل‏گیری این داستان، از جمله مواردی بود که در قسمت‌های پیشین بدان پرداخته شد. جزیره خضراء، جزیره‌ای خوش آب و هوا در دریای مدیترانه است و در اقیانوس اطلس نیز جزیره‌ای به نام مثلث برمودا وجود دارد كه خوش آب و هوایی و البته به خاطر وضعیت خاص جوّی كه بر آن منطقه حاكم است اتفاقات خاصی در آن منطقه روی می‌دهد كه آن را به گونه‌ای به جزیره خضراء ربط می‌دهند. حال آیا هیچ ارتباطی بین این دو جزیره وجود دارد؟ و در نتیجه ارتباطی بین اتفاقات رخ داده در مثلث برمودا و امام عصر (عج) وجود دارد؟ برای روشن شدن بحث به توضیحات بیشتری در مورد مثلث برمودا می‌پردازیم.

 

مثلث ‏برمودا
در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا، منطقه‏ای وجود دارد که به مثلث ‏برمودا معروف است . رسانه‏های غربی، با افسانه‌سازی‏های جهت‌دار درباره آن، خواسته‏اند این منطقه را، منطقه‏ای مرموز و پر خطر قلمداد کنند .

در این مقاله ضمن بررسی این موضوع، تطبیق نا به ‏جای آن بر «جزیره خضراء» مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت .

 

موقعیت جغرافیایی برمودا « Bermuda »
در مقابل ایالت‏های جورجیا، کارولینا و فلوریدای آمریکا، جزایری به نام «برمودا» وجود دارد . در جنوب این جزایر، جزایر باهاما، پرتوریکو، دومینیکن، هائیتی، جامائیکا و کوبا قرار دارد .

جزایر «برمودا»، با 4/54 کیلومتر در 934 کیلومتری شرق سواحل آمریکا قرار دارد و متشکل از 150 جزیره مرجانی است که فقط بیست مورد آن قابل سکونت است. جمعیت آن حدود، 650000 هزار نفر و نژاد مردم آن سیاه، سفید و دو رگه است. اکثر مردم آن جا پروتستان هستند و هامیلتون مرکز آن می‏باشد .

«برمودا» از قدیمی‏ترین مستعمرات انگلستان است .

 


شرح مناطق مثلث ‏برمودا
این مثلث، یک مثلث فرضی است که راس آن، جزایر برمودا و قاعده آن، ایالات متحده آمریکا (ایالت‏های جنوب شرقی) و اضلاع آن کشورهای کوبا، هائیتی، دومینیکن و جامائیکا را شامل می‏گردد. (1)

وضعیت کشورهای واقع در منطقه مثلث ‏برمودا

کوبا: با بیش از 160 جزیره - در جنوب سواحل فلوریدای آمریکا و شمال غرب دریای کارائیب واقع شده است .

جمعیت آن در سال 1979 م . حدود ده میلیون نفر بوده است که اکثرا مسیحی‏اند و زبان آن اسپانیولی است .

هائیتی (Haiti): «هائیتی‏» نیز از مستعمرات اسپانیا بود. رقابت ‏بین استعمارگران اروپایی، موجب بروز جنگ‏های متعددی، در این منطقه شد. فرانسویان و انگلیسی‏ها، به حمایت از دزدان دریایی، به آزار اسپانیایی‏ها می‏پرداختند؛ بالاخره فرانسویان آن جا را متصرف شدند و تا اوایل قرن نوزدهم، هائیتی را در استعمار خود داشتند .(2)

باهاما (Bahamas): باهاما، شامل حدود 70 جزیره و 2000 جزیره صخره‏ای است . کریستف کلمب در 1492 م . آن را کشف و به اسپانیا ملحق کرد. در قرن هفده و هیجدهم میلادی، بین انگلیس و اسپانیا، جنگ‏هایی بر سر «باهاما» روی داد که منجر به تصرف آنها در سال 1783 م . به وسیله انگلیس شد .

مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینان، حزب الله و ... ، تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع می‏کنند!
جامائیکا و دومینیکن: وضعیت این کشورها نیز کمابیش، همانند کوبا، باهاما و هائیتی بود. رقابت استعمارگران اروپایی و ظهور قدرت جدیدی به نام «ایالات متحده آمریکا» در مجاروت آنها، شرایط زیر را برای این منطقه فراهم کرد:

1. کودتاهای متعدد متکی به نفوذ استعمارگران

2 . رقابت‏های فشرده نظامی به ویژه در دریاهای منطقه

3 . مبارزات مستمر و پی‏گیر مردم به شکل‏های مختلف نظامی و سیاسی .

 

جنگ سرد
پس از پایان جنگ جهانی دوم و با ظهور دو قدرت بزرگ (آمریکا و شوروی) و تقسیم مناطق مختلف جهان در بین خود؛ شرایط بروز جنگ سرد و رقابت‏های مختلف سیاسی - اقتصادی و نظامی در بین این دو قدرت، آغاز شد .

هر کدام از این قدرت‏ها، در پی بسط نفوذ خویش و حفظ آن - به ویژه در مناطق استراتژیک - بودند .

از جمله مناطق بسیار مهم، منطقه «مثلث ‏برمودا» بود؛ چرا که با فاصله کمی در نزدیکی ایالات متحده آمریکا قرار داشت و منطقه‏ای کاملا مهم و سوق‏الجیشی، برای تسلط بر اقیانوس اطلس، دریای کارائیب، آمریکای مرکزی و لاتین به شمار می‏رفت .

سوابق استعماری آمریکا، در این منطقه موجب بروز حرکت‏های رهایی‏بخش گسترده‏ای شد و شوروی نیز - که شرایط را برای حضور در این منطقه مساعد می‏دید - با پشتیبانی از این حرکت‏ها، جای پای خود را در منطقه، محکم کرد و در سال‏های جنگ سرد، کوبا و مثلث «برمودا» را، به عنوان یکی از مناطق مهم این مرحله از قرن بیستم، مطرح ساخت .

تحریک ضد انقلابیان و ایجاد درگیری‏های مختلف در منطقه، از دیگر حوادث دهه‏های 1950- 1970 میلادی است .

 

افسانه‏سازی‏های استعمارگران
سال‏های طولانی حضور استعمارگران در این منطقه و رقابت‏های موجود در بین آنها و مبارزات و سرکوب‌هایی که صورت می‏گرفت؛ زمینه را برای پیدایش افسانه‏ها و تخیلات فراهم کرد؛ به طوری که بسیاری از حوادث به وجود آمده؛ به عوامل ناشناخته، نسبت داده می‏شود.

از دیگر مواردی که باید در این دوره مورد توجه قرار داد، موضوع دزدان دریایی و حمایت رقیبان استعماری از آنها برای ضربه زدن به منافع رقیب است. طبیعی است که این دزدان دریایی، مایل نبودند از خود نام و نشان به جا بگذارند؛ بلکه صرفا به دنبال اهداف خویش بودند .

مجموعه این عوامل، فضایی ابهام‏آمیز و ترسناک را بر منطقه حاکم کرد و زمینه را برای شکل‏گیری «افسانه‏ها» و «انتساب حوادث به عوامل ناشناخته‏» آماده نمود .

 

بررسی مدارک موجود
با بررسی و پژوهش مدارک مربوط به حوادث «مثلث ‏برمودا» روشن می‏شود که ریشه بسیاری از آنها، فقط در مطبوعات است؛ آن هم نه مطبوعاتی نامعتبر و غیرقابل اعتماد که برای جلب مشتری و خواننده، مطلبی را منتشر می‏سازند.

غیرقابل اعتماد بودن مدارکی، مانند روزنامه‏ها و مجلات، در این گونه موضوعات، مساله‏ای نیست که نیازمند دلیل باشد؛ زیرا اگر کسی به این گونه رسانه‏ها اعتماد کند، به سرعت ‏با سؤالات فراوان روبه‏رو خواهد شد .

از این رو استناد به چنین مدارک و یا مدارک و عناوین ناشناخته، هیچ مطالب علمی را اثبات نمی‏کند .

 


«مثلث ‏برمودا» و آب و هوای آن
مثلث ‏برمودا و کشورها و مناطق واقع در آن، از نظر آب و هوا و جریان‏های دریایی، وضعیت ویژه‏ای دارند. جریان آب‏های گرم «گلف استریم‏» - که از خلیج مکزیک آغاز شده و تا شمال دریای اطلس ادامه می‏یابد - یکی از این ویژگی‏ها است .

این جریان آب گرم - که با فشار زیاد، از خلیج مکزیک به سمت اقیانوس اطلس جریان دارد - شرایط خاصی را در منطقه ایجاد می‏کند. تلاطم آب دریا، غرش امواج، مه گرفتگی و ... از جمله خصوصیات این جریان است .

«گلف استریم‏» (Gulf Stream) مهم‏ترین جریان دریایی است که از خلیج مکزیک (واقع بین کوبا و فلوریدا) شروع می‏شود. این جریان با سرعت پنج کیلومتر در ساعت، حرکت می‏کند و پهنای آن 145 کیلومتر است . ژرفای آن در برخی نقاط، به 800 متر می‏رسد و در هر دقیقه، دو بلیون تن آب را در امتداد سواحل «فلوریدا» بر روی هم می‏خزاند .

«گلف استریم‏» ، در امتداد ساحل اقیانوس اطلس (در اطراف آمریکا) حرکت می‏کند . سپس از دماغه «کاد» (در ماساچوست) گذشته، به طرف مشرق می‏پیچد، آن گاه عرض اقیانوس اطلس را طی می‏کند و بر عرض آن افزوده می‏شود. در آن جا حرارتی که از نواحی گرمسیر با خود آورده بود، از دست می‏دهد و به شعبه‏های زیادی تقسیم می‏شود. یکی از آنها، سواحل «ایسلند» را می‏شوید و دیگری کرانه‏های «انگلستان و نروژ» را در می‏نوردد و در آن جا یخ‏های قطبی را به عقب می‏راند و شاخه بزرگی از آن نیز در امتداد سواحل آفریقا، به جنوب می‏پیچد. (3)

خصوصیت دیگر آن، وزش طوفان‏های موسمی است که با سرعت‏ بالای یکصد کیلومتر، در این مناطق می‏وزد . شدت این جریانات، به حدی است که در موارد متعددی، ایالات شرقی آمریکا را نیز در برمی‏گیرد و موجب بروز خسارات فراوان، در این منطقه می‏گردد .

 

نتیجه‏گیری
از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است .

آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.

مناطق دیگر خطرخیز جهان
در برخی نقاط کره زمین نیز محدوده‏هایی یافت می‏شود که «خطرخیز» هستند و به جهت‏ حوادثی که در آن رخ داده است، شهرتی کسب کرده‏اند؛ مانند «مثلث ‏شیطان‏» در اقیانوس آرام كه در نزدیکی‏های ژاپن قرار دارد و به دلیل کثرت حوادث دریایی در آن به «مثلث ‏شیطان‏» معروف شده است .

 

ترافیک سنگین هوایی و دریای منطقه برمودا
«جزیره برمودا» - سالانه پذیرای صدها هزار جهانگرد است - و نیز سایر مناطق واقع شده در «مثلث‏ برمودا»، از پرترافیک‏ترین مناطق دریایی و هوایی جهان به شمار می‏آید. ده‏ها خط هوایی، روزانه به این منطقه پرواز دارند و صدها خط دریایی در این منطقه، به حمل مسافر و بار مشغول‏اند و هیچ توجهی به افسانه‏های ساخته شده درباره «مثلث‏ برمودا» ندارند. (4)

 

تبلیغات استعماری

استعمارگران و ابرقدرت‏های جهان - به ویژه آمریکا و رسانه‏های غربی - هر زمان که سیاست‏شان اقتضا کند، فضاهایی را ایجاد می‏کنند که بسیار اغفال کننده و وارونه نشان دهنده حقایق است .

در مورد «برمودا» نیز همین پدیده - به دلایلی که قبلا گذشت - اتفاق افتاده است .

مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینان، حزب الله و ... ، تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع می‏کنند!

تبلیغات جهت‌دار، درباره «مثلث ‏برمودا» و حادثه‏های آن نیز برای برخی افراد بی‏اطلاع و یا افسانه‏گرا، چنین تخیلی را پیش آورده که واقعا در آن جا خبر ویژه‏ای است. برای مثال همین شرایط، زمینه را برای سوءاستفاده برخی از فرصت‏طلبان، فراهم می‏ساخت . آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.

 

گزارش‏های نظامی
یکی از مستندات داستان‏سرایان «مثلث‏ برمودا»، گزارش‏های نظامی است . گرچه به نظر می‏رسد بیشتر آنان، ساختگی و بدون مدرک باشد؛ ولی این نکته روشن است که «مسائل نظامی‏» از اخبار سری به شمار می‏رود و در بسیاری از موارد، پس از خبرهای ساختگی نظامی، به جهت ردگم‏ کردن و پوشش دادن به حرکات نظامی، انتشار یافته است .

بنابراین در مقوله خبرهای نظامی، باید این مطلب مورد توجه باشد، خصوصا وقتی سند اخبار رسانه‏ها باشد .

از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است .

موقعیت جزیره خضراء
چنان که در شماره‏های پیشین بیان شد، محل «جزیره خضراء» در دریای "سفید مدیترانه" فعلی است.  این وصف، از گذشته‏های بسیار دور، برای این دریا اطلاق می‏شد و هم اکنون نیز به همین نام خوانده می‏شود. دلیل آن نیز رسوبات سفید رنگ بستر دریا است؛ به گونه‏ای که آب آن، سفید به نظر می‏رسد. چنان که دریای سیاه و دریای سرخ نیز به همین دلیل، سیاه و سرخ نامیده شده‏اند .

بنابراین محل «جزیره خضراء» در داستان جزیره با سواحل غربی اقیانوس اطلس و جزایر برمودا و امثال آن ارتباطی ندارند .

 

خدشه بر چهره مهدویت و امام زمان
گذشته از اشکالات متعدد و تاریخی داستان «جزیره خضراء» ، تطبیق آن بر «مثلث ‏برمودا» علاوه بر آن که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است؛ چهره امام زمان (عج) را نیز مخدوش می‏سازد .

آنچه در داستان «جزیره خضرا» آمده، آن است که کشتی‏های دشمنان غرق می‏شود؛ نه این که تعداد زیادی هواپیما و کشتی - آن هم بدون آن که خصومتی داشته باشند - به قعر دریا فرستاده می‏شوند و یا از صحنه روزگار محو می‏شوند .

چنین تصوراتی، اساسا با رسالت امام زمان (عج) و سیره آن حضرت و پدران گرامی‏اش، در تضاد کامل است. چه این که غرق و نابود کردن اموال کسانی که خصومتی با آن حضرت ندارند، کاری نیست که در شان پیشوایان معصوم علیهم السلام باشد .

در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت: «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.

بنای بر باد و اقرار بر خداوند
از جمله گناهان بسیار بزرگ، در واقع نسبت دادن دروغ و افترا، به خداوند و اولیای او است . قرآن مجید در موارد متعددی، این حقیقت را بیان فرموده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا»؛ «چه کسی ستمکارتر است از کسی که به خداوند دروغ ببندد.»

اساس داستان «جزیره خضراء»، چیزی نیست که بتوان آن را به امام زمان(عج) نسبت داد و بر حسب موازین شناخته شده، به هیچ وجه قابل اعتماد و استفاده نیست .

با وجود این همه ضعف و کاستی، متاسفانه برخی افراد ساده لوح و سطحی‏نگر، نه تنها به این نکته توجه ندارند؛ بلکه با تطبیقی بی‏جا و نامعقول، چهره امام زمان (عج) را مخدوش نموده و آن را به گونه‏ای ترسیم می‏کنند که هیچ نسبتی با شخصیت آن حضرت و پدران گرامی‏اش ندارد .

در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت:

1- اصل داستان غیر قابل قبول است.

2- «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.

3- وقایع «مثلث ‏برمودا» ساخته رسانه‏های غربی و افسانه‏سازان است.

4- بر فرض که افسانه‏های «برمودا» صحیح باشد، هیچ ربطی به امام زمان و مقام آن حضرت ندارد .

 

پی‏نوشت‏ها:

1. محمود محبوب، گیتاشناسی کشورها .

2. مهرداد بهرتن، گنجینه فرهنگ و علوم، ج 1 ص 47 .

3. گیتاشناسی کشورها .

4. برای اطلاع از خطوط هوایی دریایی برمودا به آدرس زیر در اینترنت مراجعه کنید:

www.Bermuda- online.org

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بررسی تاریخی داستان جزیره خضراء (2)

بررسی تاریخی داستان جزیره خضراء (2)

بررسی افسانه‏ی جزیره‏ خضراء (1)

در قسمت نخست، روایت جزیره خضراء، از نظر سند و اشكالاتی كه بر آن وارد بود مطرح گردید. و نیز داستان از نظر متن و محتوا مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت، داستان یاد شده از نظر تاریخی و موقعیت جغرافیایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا حقایق بیشتری درباره آن داستان بر همگان آشکار گردد.

 

موقعیت تاریخی داستان
1- سال 699 ه. ق
نقل کننده این داستان، مدعی است که در این سال، خبر را از شخصی شنیده و سپس برای اطمینان، به نزد «علی بن فاضل‏» رفته تا خود بدون واسطه، خبر را از او بشنود.

فرض می‏کنیم که واقعاً، این ملاقات انجام شده باشد و «فضل بن علی‏»، «علی بن فاضل‏» را ملاقات کرده باشد. بر این اساس، باید سفر «علی بن فاضل‏» به اندلس، در حدود دهه‏های پایانی قرن ششم ه. ق صورت پذیرفته باشد چرا که واقعه مذکور در زمان تحصیل «علی بن فاضل‏» بوده و علی القاعده با گذشت‏ سال‏هایی، این واقعه را برای دیگران نقل کرده است.

«بربرها»، طایفه‏ای سفیدپوست و از نژاد «حامی‏» بودند که در شمال آفریقا زندگی می‏کردند. اکثر آنان، در قرن یکم هجری، به اسلام گرویدند.
 

ویژگی‏های تاریخی قرن ششم ه. ق

دهه‏های پایانی این قرن، دوران زوال و ضعف خلافت عباسی است. حکومت‏ سلجوقی که در ظاهر، زیر فرمان خلافت عباسی بود، عملا همه شئون آن را اداره می‏کرد، در نتیجه خلافت عباسی رو به ضعف و فروپاشی نهاد.

دولت عظیم سلجوقی، به دولت‏های متعدد و درگیر با هم تقسیم شد. این وضعیت، از سویی زمینه عرض اندام بیش‏تر خلفای عباسی را فراهم ساخت تا به فکر احیای اقتدار گذشته خویش باشند - که البته میسر نشد - و از سوی دیگر صلیبیان را تحریک کرد تا بر بلاد اسلامی هجوم برند و طایفه مغول را نیز بر آن داشت تا به سرزمین‏های اسلامی تجاوز کنند. (1)

حکومت مقتدر فاطمی (که در مصر و شمال آفریقا و سرزمین‏های مجاور آن حاکمیت داشت) نیز در نیمه قرن ششم، آخرین روزهای حیات خود را می‏گذراند و چهاردهمین خلیفه فاطمی (عاضد) در 567 ه .ق، پس از آن که صلاح الدین ایوبی مصر را در اختیار گرفت، درگذشت و خلافت فاطمی به آخر رسید. (2) و بدین سان، پس از چند قرن، حکومت ‏شیعی در مصر، پایان یافت. (3)

در اواخر قرن پنجم ه.ق، در مغرب اقصی (تونس، الجزایر، مراکش) «مرابطین‏»(4) حرکت عظیمی را آغاز کردند؛ این حرکت ‏سیاسی، اجتماعی که برای مدتی حکومت مقتدری تشکیل داد تا چند قرن ادامه داشت و مدت زیادی شاخه‏های این حرکت، در اندلس حکومت می‏کرد.

 

2- دریای سفید و جزیره خضراء
دریای سفید، همان دریای مدیترانه است که در زبان عرب آن را «البحر الابیض المتوسط‏» می‏نامند. دلیل نام‏گذاری این دریا به «البحر الابیض‏» سفید بودن آب آن به دلیل نوع رسوبات دریا است.

سخن از مصر و قاهره و الازهر و سفر دریایی به اندلس و بازگشت از اندلس به مغرب، در داستان جزیره خضراء، گواه آن است که «دریای سفید» در این داستان، بدون شک همان «دریای مدیترانه‏» است.

جزیره خضراء قسمتی از انتهای جنوب غربی اسپانیای فعلی (اندلس قدیم) است که به همین نام در گذشته اشتهار داشته است و در حال حاضر نیز با نام [ALGEIRAS] شناخته می‏شود.

حرکت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود که «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفکرات او قرار گرفت و از همان جا، فکر برانداختن مرابطین و تاسیس حکومت موحدین، در او پدیدار شد.

تاریخچه‏ای از جزیره خضراء
در این جا لازم است که تاریخچه‏ای از جزیره خضراء بیان شود. در سال‏های حدود 90 ه. ق، شخصی به نام «رودریک‏» (ردزیق) به جهت آن که مردم اندلس و دولتمردان آن، به فرزندان پادشاه قبلی نظر نداشتند، در آن خطه به پادشاهی رسید.

عادت والیان قسمت‏های مختلف اندلس، این بود که فرزندان دختر و پسر خود را جهت ‏خدمت ‏به پادشاه و تربیت در دربار، به «طلیطله‏» (تولدو) می‏فرستادند. این گروه، در آن جا ازدواج می‏کردند و به زندگی خود ادامه می‏دادند.

«یولیان‏»، حاکم «جزیره خضراء» و «سبتة‏» و ...، نیز دختر خویش را به نزد «رودریک‏» فرستاد. «رودریک‏» از آن دختر بسیار خوشش آمد و با او خلوت کرد. دختر، داستان خود را برای پدر نوشت. «یولیان‏» از این ماجرا خشمگین شد و به جهت انتقام از «رودریک‏»، نامه‏ای به «موسی بن نصیر» که فرماندار «آفریقا» از طرف «ولید بن عبدالملک‏» بود، فرستاد. و او را به «جزیره‏ خضراء» و فتح‏ اندلس دعوت کرد.

«موسی بن نصیر» به جزیره خضراء آمد و با یولیان معاهده‏ای بست. یولیان نیز وضعیت اندلس را برای موسی تشریح کرد. «موسی بن نصیر» نامه‏ای به «ولید بن عبدالملک‏» نوشت و از او کسب تکلیف کرد. ولید به او نوشت که در آغاز، پیش‌قراولانی برای کسب اخبار بفرستد و در دریای بی کران، مسلمانان را گرفتار نسازد.

«موسی بن نصیر» مجدداً به «ولید» نوشت که در این جا، دریای وسیعی نیست ‏بلکه خلیجی است که آن طرفش معلوم است. منظور او، این بود که فاصله بلاد مغرب تا اندلس، اندک است و تنها خلیجی کم عرض میان آن دو قرار دارد.

بالاخره آنان، به جزیره خضراء حمله کردند و غنائم بسیاری به دست آوردند. در رمضان سال 91 ه ق، از آن جا بازگشتند. همین واقعه، سبب حرکت مسلمانان برای فتح اندلس شد و موسی بن نصیر، «طارق‏» را به طرف اندلس فرستاد كه جزیره خضراء را فتح کرد.

در كتاب‌های تاریخی،‌ رخداد جنگ‌های بسیاری را برای جزیره خضراء ذكر كرده‌اند كه به دنبال آن این جزیره حاكمیت افراد بسیاری را بر خود دیده است. 

این جنگ‌ها تا سال 897 ه .ق - که اندلس به طور کلی از دست مسلمانان خارج شد - ادامه داشته است. در این سال‏ها، حاکمان مختلفی از جمله، حمودهای بنی هود، بنی عامر، مرابطین، حاکمان مغرب، ... بر آن حکومت کردند و گاه نیز با هجوم مسیحیان، «جزیره خضراء» برای مدتی از حاکمیت مسلمانان خارج بوده است.

شهر «قرطبه‏» که از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حکومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود:

باب القنطرة که باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد؛ باب الحدید(سرقسطة)؛‌ باب ابن عبدالجبار (طلیطلة)؛ باب طلبیره (لیون)؛‌ باب عامر؛ باب بطلیوس؛‌ باب النطارین (اشبیلیة) .

این نامگذاری، نشان می‏دهد که جزیره خضراء، مکان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای که در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است.

 

قاهره و الازهر
در این داستان از قاهره و الازهر نیز یاد شده است. بنابر آن چه در داستان مذکور آمده، راوی داستان، همراه استاد خود به طرف اندلس حرکت کرده است.

شهر «قرطبه‏» که از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حکومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود:

باب القنطرة که باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد؛ باب الحدید(سرقسطة)؛‌ باب ابن عبدالجبار (طلیطلة)؛ باب طلبیره (لیون)؛‌ باب عامر؛ باب بطلیوس؛‌ باب النطارین (اشبیلیة) . این نامگذاری، نشان می‏دهد که جزیره خضراء، مکان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای که در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است.


باید توجه داشت که دسترسی به اندلس از مسیر قاهره، به دو صورت میسر است:

از طریق دریای مدیترانه؛ و پیمودن ساحل جنوبی مدیترانه و گذر از شمال آفریقا.

با توجه به این که در داستان، به سرزمین بربرها اشاره شده، به نظر می‏رسد که مسیر آنان، از طریق خشکی و سواحل جنوبی مدیترانه بوده، به ویژه آن که هیچ ذکری از دریا و کشتی، در مرحله نخست‏ سفر به میان نیامده است.

«بربرها»، طایفه‏ای سفیدپوست و از نژاد «حامی‏» بودند که در شمال آفریقا زندگی می‏کردند. اکثر آنان، در قرن یکم هجری، به اسلام گرویدند. (5)

بنابراین، «علی بن فاضل‏» در سواحل جنوبی مدیترانه، سیر کرده است. و در این سیر از سرزمین بربرها گذر کرده است.

 


جزایر رافضیان (شیعیان)
سرزمین مصر و شمال آفریقا، چندین قرن تحت استیلای حکومت فاطمی (از طوایف شیعه) قرار داشت. نیز، دولت موحدین - که با عقاید انحرافی مرابطین و ... به ستیز برخاست، از نظر پایه‏های فکری شباهت زیادی به شیعه داشت.

حکومت موحدین

موحدین، از سال 517 ه .ق، به نبرد با مرابطین پرداختند و در سال 541 ه .ق، اندلس را فتح کردند و تا سال 632 ه .ق، اندلس را در اختیار داشتند.

بنیانگذار این حرکت، شخصی به نام محمد بن عبدالله بن تومرت بود که در «سوس‏» قیام کرد و خود را از فرزندان «حسن مثنی‏» می‏دانست. او، نسبت‏ خود را چنین نوشته است: «محمد بن عبدالله بن عبدالرحمان بن هود بن خالد بن تمام بن عدنان بن صفوان بن سفیان بن جابر بن یحیی بن عطاء بن ریاح ابن یسار بن عباس بن محمد بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‏طالب.‏» (6)

حرکت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود که «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفکرات او قرار گرفت و از همان جا، فکر برانداختن مرابطین و تاسیس حکومت موحدین، در او پدیدار شد. (7)

 

افکار و عقاید محمد بن تومرت
مبارزه با منکرات و فساد حاکمان؛ تکیه بر نام «مهدی آل محمد» و تبلیغ وسیع از اصل مهدویت؛ ادعای مهدویت و این که همان مهدی موعود است؛‌از افكار و عقاید محمب بن تومرت است. (8)

موحدین، به پیشوایی عبدالمؤمن، در سال 540 ه .ق، بر قسمت غربی اندلس تسلط یافتند و جزیره خضراء و اشبیلیه و قرطبه و غرناطه را فتح کردند.

آن چه بیش از هر چیز در حکومت موحدین قابل تامل است و توجه به آن برای درک زمینه‏های پیدایش داستان جزیره خضراء لازم است، موضوع مهدویت و ادعای آن از سوی محمد بن تومرت است.

این عقیده، پس از تومرت، در میان پیروان او باقی ماند، به گونه‏ای که برخی از آنان مرگ تومرت را منکر شدند و باور داشتند که او بار دیگر ظهور خواهد کرد. (9) بنابراین «محمد ابن تومرت‏» به صراحت، ‏خود را «مهدی موعود» نامیده است.

                                                                                                                                                       ادامه دارد ...

پی‌نوشت‌ها:

1) تاریخ‏الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج‏3، ص‏62.

2) تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج 5.

3) تاریخ الدولة الفاطمیه، حسن ابراهیم حسن، ص 181.

4) مرابطین از قبایل بربر مسوفه و لمتونه و جداله از فروع قبیله بزرگ صنهاجه بوده كه آن‏ها را ملثمین(به علت این كه آن‏ها براى محافظت خود از آفتاب سوزان صحرا، نوعى روبند به صورت مى‏زدند، به ملثمین "نقابداران یا روبستگان" معروف شدند) مى‏خواندند. این قبایل در مسافتى میان جنوب مغرب اقصى تا بلاد سودان پراكنده شده بودند. در نیمه قرن پنجم وارد دشت مراكش شدند. اسلام در قرن سوم هجرى در بین آن‏ها گسترش یافته بود. آغاز تحرك سیاسى این قبایل به فعالیت‏هاى رهبر لمتونه: محمد یتفاوت لمتونى برمى‏گردد كه این قبایل را متحد ساخت. داماد او: «یحیى بن ابراهیم كُدالى» با هدایت فقیهى مالكى به نام «ابوعمران فاسى» فعالیت‏هاى محمد یتفاوت لمتونى را ادامه داد و به نشر احكام اسلام در بین قبیله خود پرداخت. او از فقیه جوانى به نام «عبدالله‏ بن یاسین» (م461 ه) كمك گرفت و براى او رباطى ساخت تا او در آن جا به تبلیغ و هدایت افراد این دو قبیله بپردازد. بعد از مدتى، اولین هسته هزار نفرى از افرادى كه از هر حیث به عبدالله‏ سرسپرده بودند شكل گرفت و عبدالله‏ بن یاسین آن‏ها را «مرابطین» نامید. او در طى جنگ‏هایى سراسر صحرا را متصرف شد.

5) اندلس یا تاریخ‏حکومت‏مسلمین در اروپا، ص‏5.

6) وفیات الاعیان، ج 4، ص 146.

7) تاریخ‏اندلس در عهد مرابطین و موحدین، ص 195.

8) تاریخ فتوحات مسلمین در اروپا، ص 164.

9) تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ص 300.

 

منبع:

كلباسی،‌ مجتبی،‌ انتظار، ش 2 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بررسی افسانه‏ی جزیره‏ خضراء (1)

بررسی افسانه‏ی جزیره‏ خضراء (1)

تاریخ جهان اسلام و عقاید و افکاری که در بستر آن ظهور و بروز کرده، اقیانوسی متلاطم و بی‏کران و عرصه‏ای بسیار گسترده است . حرکت در امواج متلاطم و بعضاً ظلمانی این اقیانوس، نیازمند وسیله‏ای مطمئن و راهنمایی، دریادیده است. در غیر این صورت، در شب تاریک دریا و امواج سهمگین آن، نمی‏توان راهی به ساحل نجات یافت .

عقاید، اخبار و احادیثی که در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، کم نیستند. فقهای اسلام از عصر غیبت تاکنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریف‏ها و انحرافات داشته‏اند. اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فکری می‏گشت و راه کشف حقیقت‏ بر همگان مسدود می‏شد .

از جمله داستان‏هایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بی‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی ‏ به نام «جزیره‏ی خضراء» است. از آن جا که در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث ‏برمودا" تطبیق کرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود. (1)

قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمی‏دهد. علاوه بر این ‏که علامه مجلسی همه‏ آثار شهید را در اختیار داشته است.

خلاصه‏ی داستان
مرحوم علامه مجلسی‏(ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 می‏نویسند:

رساله‏ای یافتم مشهور به داستان جزیره‏ی خضراء ... و چون آن را در کتاب‏های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه‏ای آوردم .

یابنده‏ی آن متن می‏گوید: در آن متن چنین آمده است:

من (فضل بن یحیی کوفی) در سال 699 ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل می‏کردند. داستان مربوط به جزیره‏ خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه‏ سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم .

او داستان را در حضور عده‏ای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل می‏کردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏ای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این‏که نامه‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم .

به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد .

سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا می‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏آیند که نزدیک جزایر رافضیان است .

هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، 25 روز راه بود که دو روز بی‏ آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آن‏ها مانند شیعیان بود .

آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین می‏شود؟ گفتند: از جزیره‏ خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‏آورند.


منتظر شدم تا کاروان کشتی‏ها از جزیره‏ خضراء رسید. فرمانده‏ آن، پیرمردی بود که مرا می‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏دانست . او مرا با خود به جزیره‏ خضراء برد.

شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره‏ی خضراء . این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏ها و برج‏های زیاد و هفت ‏حصار بود. خانه‏های آن از سنگ مرمر روشن بود ... .

در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‏خواندند (واجب می‏دانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است .

خلاصه‏ سخن این‏ که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقل‏هایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمی‏شود .

سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا می‏روم و امام زمان را زیارت می‏کنم و در آنجا ورقه‏ای می‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است .

من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است .

درباره‏ سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است .

با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره‏ ارتباط آیات و این ‏که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: ... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت ‏خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط می‏بینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر(عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است .

در جمعه‏ دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ میانی ماه، سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند. پس از این‏ که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند.

از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل می‏کنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را می‏بینید؟


سید گفت: درست می‏گویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است .

سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای. هم ‏چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج می‏گزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت می‏کند .

این خلاصه‏ای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیق‏تری هستند، می‏توانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند .

چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!

بررسی داستان از نظر سند
از مهم‏ترین موضوعات در بررسی سند یک خبر، منابعی است که آن خبر را ذکر کرده‏اند. بدیهی است هر قدر، منابع یک خبر به عصر صدور و حدوث آن نزدیک‏تر باشد، آن خبر اعتبار بیشتری خواهد داشت . در مورد داستان جزیره‏ خضراء چنان ‏که در اصل داستان آمده، راوی خبر آن را در سال 699 ه.ق از علی بن فاضل در شهر حله شنیده است .

در آن زمان، «حلّه‏» شهری آباد بین بغداد و کوفه بوده و چون کوفه و نجف در آن زمان، مرکز حوزه‏ علمی شیعه بوده، طبیعتاً خبرها، به ویژه خبرهای مهمی که به مسایل عقیدتی و کلامی و فقهی شیعه مربوط می‏شده است، با اهمیت تلقی می‏شده و در آثار و نوشته‏های آنان منعکس می‏گشته است . ولی علی‌رغم اشتمال این داستان بر مطالب مهم و مطرح شدن آن در سامرا و حلّه و طبیعتاً نجف، در هیچ یک از آثار مکتوب آن زمان (یعنی از سال 699 تا 1019 ه.ق) که به دست ما رسیده است، این خبر انعکاس نیافته است .

اشتهار این داستان از آغاز هزاره‏ دوم به ویژه در زمان علامه مجلسی‏(ره) و ذکر آن در کتاب بحارالانوار است. قبل از علامه، قاضی نور الله شوشتری (م 1019) این حکایت را در کتاب مجالس المؤمنین آورده است. البته قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمی‏دهد. علاوه بر این ‏که علامه مجلسی همه‏ آثار شهید را در اختیار داشته است. (2) در عین حال، در آغاز نقل داستان جزیره‏ خضراء می‏گوید: «این داستان را در کتاب‏های معتبر ندیدم.‏» بدیهی است اگر علامه مجلسی این خبر را در کتب شهید دیده بود، آن را در بخش نوادر کتاب ذکر نمی‏کرد و به جای انتساب آن به شخص مجهول، آن را به شهید مستند می‏کرد .

 

مجهول بودن راوی و استنساخ کننده‏ نسخه‏ مکتوب داستان
علما و فقهای اسلام در پذیرش یک کتاب یا نوشته و انتساب آن به نویسنده، صرفاً به ادعاها توجه نمی‏کنند، بلکه وقتی یک کتاب را از نظر انتساب به نویسنده زمانی معتبر می‏دانند که آن کتاب از طریق سلسله‏ اجازات برای آنان نقل شده باشد. از همین رو، شاگردان یک مؤلف یا راوی با اجازه از شیخ و استاد خود، مطالب را نقل کرده و آنان نیز این اجازه‏ها را به طبقه‏ بعد از خود منتقل می‏کردند.

در زمان‏های گذشته و قبل از عصر رواج چاپ، آن چه موجب اعتماد به نسخه‏های مکتوب خطی می‏شد، اجازه‏ای بود که مؤلف با واسطه یا بدون آن، به افراد شناخته شده می‏داد. برای نمونه، مرحوم مجلسی در مجلدات آخر کتاب بحارالانوار به ذکر اجازه‏های خود برای نقل از کتاب‏ها می‏پردازد و بدین ترتیب، نقل خود از کتاب‏های آنان را مستند می‏سازد .

بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد . آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم .

 

ولی نوشته‏ جزیره‏ خضراء اولا؛ هیچ ارتباط مستندی با نویسنده‏ی آن ندارد. و هیچ مدرکی که صحت انتساب نوشته را به علی طیبی نشان دهد، وجود ندارد. ثانیا؛ یابنده‏ نسخه و (کسی که می‏گوید من جزوه را به خط فضل بن علی طیبی کوفی یافتم و آن را استنساخ کردم)، معلوم نیست چه کسی است تا بتوان نسبت ‏به وثاقت ‏یا عدم وثاقت او ابراز نظر کرد. ثالثا؛ یابنده‏ مجهول نوشته‏ فضل بن علی طیبی، معلوم نیست از کجا تشخیص داده است که نوشته‏ مزبور خط فضل بن علی است. ناچار باید گفت: چون در خود نوشته، توسط نویسنده به این مطلب اقرار شده است، یابنده، نسخه آن را به همان اسم نسبت داده است. ولی باید توجه داشت چنین انتساب‏هایی، ارزش علمی ندارد و چنان ‏که قبلا نیز گفته شد، نوشته‏ای را می‏توان مستند قرار داد و بدان استدلال کرد که دارای سلسله سند موثق به نویسنده‏ کتاب باشد، وگرنه هر کس نوشته‏ای می‏نوشت (چنان ‏که برخی نوشتند و وارد اخبار کردند) و آن را به شخص مورد وثوقی نسبت می‏داد، مثلا می‏گفت این نوشته‏ی زرارة بن اعین یا محمد بن ابی عمیر و ... می‏باشد .

 

بررسی شخصیت‏های داستان
نام چند نفر در آغاز داستان آمده است که به جز یک نفر که همان فضل بن علی باشد، هیچ ‏کدام شناخته شده نیستند و به گفته‏های آنان نمی‏توان استناد کرد .

علی بن فاضل که شاهد اصلی ماجرا و مدعی رفتن به جزیره‏ خضرا و ... است، جز به همین خبر شناخته شده نیست و رجالیون هیچ ذکری از او به میان نیاورده‏اند، با آن که شخصیت‏هایی چون علامه حلّی و ابن داود (صاحب کتاب رجال ابن داود که تالیف کتابش در سال 707 ه.ق به پایان رسیده است) که معاصر و یا نزدیک به زمان نقل داستان بوده‏اند، هیچ نامی از علی بن فاضل به میان نیاورده‏اند، حال آن که خبر جنجالی او که علاوه بر جنبه‏های حساس کلامی، دارای ابعاد فقهی نیز هست، طبیعتاً می‏بایستی انعکاس گسترده‏ای در محافل علمی و دینی آن زمان داشته باشد .

خلاصه‏ سخن این‏ که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقل‏هایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمی‏شود .

 

شخصیت فضل بن یحیی علی طیبی کوفی
مجدالدین فضل بن یحیی بن علی بن المظفر بن الطیبی به واسطه‏ اجازه‏ صاحب کشف الغمة (عیسی بن ابی الفتح اربلی) از رجال موثق شمرده می‏شود،(3) ولی نکته‏ مهم در این مقام، آن است که از کجا معلوم است فضل بن یحیی که در داستان جزیره‏ خضراء به او منسوب است، همان فضل بن یحیی بن المظفر باشد؟ علاوه بر این ‏که، راوی کتاب (کسی که کتاب را برای ما نقل کرده) نیز شخصی مجهول و ناشناخته است. هم ‏چنین شخصی که فضل بن یحیی از او نقل می‏کنند (علی بن فاضل) نیز ناشناخته است .

به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است كه ادای خمس را واجب ذكر كرده‌اند.

گرچه بررسی این خبر از نظر سند، ابعاد دیگری نیز دارد، ولی به جهت رعایت اختصار به همین مقدار، بسنده می‏کنیم .

 


 

بررسی داستان از نظر متن و محتوا
1- دلالت قصه بر تحریف قرآن: از جمله مطالبی که در ضمن گفت‏وگوی علی بن فاضل (مجهول) با شمس الدین (مجهول) آمده است، تصریح به تحریف قرآن است. یعنی کسی که این داستان را بپذیرد، بایستی با یک خبر که مجهول الراوی و نهایتاً خبر واحد است، قایل به تحریف قرآن باشد، حال آن که نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف، تصریح دارد.(4) مگر آن که کسی مسلک اخباریون را داشته باشد، که با یک سری اخبار ضعیف و بی‏اعتبار همچون حدیث مذکور، مهم‏ترین سند اسلام و متقن‏ترین آن را تحریف شده بداند که این نهایت ‏بی‏فکری و کم خردی و دوری از عقل و منطق است .

آری، شمس الدین مذکور در قصه، به صراحت می‏گوید که قرآن جمع‏آوری شده در زمان خلفا، تحریف شده است .

و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما کان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاة سید المرسلین صلی الله علیه و آله فلهذا تری الآیات غیر مرتبطة . (5)

چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!

2- راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل) که با نسبت مازندرانی از او یاد می‏شود در ضمن داستان، خود را عراقی الاصل معرفی می‏کند. گرچه محتمل است که اشتهار یک نفر در انتساب به شهر یا منطقه‏ای با اصالت او متفاوت باشد، ولی به نظر می‏رسد سازنده‏ این داستان، دچار اندکی کم حافظه‏گی شده است که یک بار، او را به نام مازندرانی و بار دیگر، عراقی الاصل معرفی می‏کنند .

حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟

3- در متن داستان آمده است:

هذا هو البحر الابیض و تلک الجزیرة الخضراء و هذا الماء مستدیر حولها مثل السور من ای الجهات اتیته و جدته و بحکمة الله ان مراکب اعدائنا اذا دخلته غرقت ... .

ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت ‏حصار می‏داند و از برج‏های محکم دفاعی آن یاد می‏کند. حال اگر این جزیره به وسیله‏ آب‏های سفید و نیروی غیبی، محافظت می‏شده، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است؟

این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‏کند که توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می‏کرده‏اند؟!!

4- در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه می‏نویسد: «رؤیت امام غیر ممکن است‏»، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین، او سخن دیگری بر زبان می‏راند و می‏گوید: «ای برادرم! هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نمی‏شناسد.» حال چگونه بین غیر ممکن بودن رؤیت و دیدن مشروط می‏توان جمع کرد؟

5- در یکی از روزهای جمعه، وقتی علی بن فاضل، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می‏شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می‏گردد، وی اظهار می‏دارد که سیصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر 13 نفر دیگرند .


بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد .

آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم .

6- به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است كه ادای خمس را واجب ذكر كرده‌اند.

7- علی بن فاضل از سید شمس الدین می‏پرسد: آیا تو امام علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم به من گفت که سخن امام را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است. ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می‏گوید:

«هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نشناسد. گفتم: من از جمله‏ مخلصان هستم، ولی او را ندیده‏ام: گفت: دو بار او را دیده‏ای؛ یک بار در راه سامرا و یک بار در سفر مصر ... .

معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است .

حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟

در جای دیگر داستان، ادعا می‏کند که او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت می‏کند و به سرزمین ما برمی‏گردد .

معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است .

 

پی‏نوشت‏ها:

1. نگارنده: در اوایل دهه‏ 1360 ه.ق در جزوه‏ای که جهت پاسخ به سؤالات در برخی مراکز علمی تهیه شده بود، به نقد داستان پرداختم. در سال‏های بعد، نویسندگان متعددی بحمدالله دست ‏به قلم برده و حقایق را آشکار کردند. ر . ک: جزیره‏ خضراء در ترازوی نقد، علامه جعفر مرتضی عاملی/ جزیره‏ خضراء تحریفی در تاریخ شیعه، غلام‏رضا نظری. از آن جا که دیدگاه نگارنده در بررسی این موضوعات قدری با نظر نویسندگان این کتاب‏ها متفاوت بود، پرداختن دوباره به این موضوع را مناسب دانستم .

2. بحارالانوار، ج 1، ص 10 .

3. کشف الغمة، ج 1، ص 445 .

4. «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‏.» حجر، 9 .

5. بحارالانوار، ج 52، ص 170 .

 

منبع:

كلباسی،‌ مجتبی،‌ مجله انتظار،‌ شماره 1 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

میر مهر (1)

میر مهر (1)

امام عصر(عج) تجلی رحمت واسعه‏ حق است. باید نمودها و جلوه‏های محبت و مهر او را به همه‏ انسان‏ها، به ویژه دوستداران آن امام نشان داد.

بررسی این نمونه‏ها، در شرایط امروز و برای انسان خسته‏ معاصر، از اهمیت مضاعفی برخوردار است؛ چه این که بسیاری، به جای مهر، بر قهر آن امام همام تاکید ورزیده‏اند .

در یک بررسی کوتاه، بیست و شش نمونه از محبت‏های آن کاروان سالار قبیله‏ مهر را برشمرده‏ایم و آنها را در سه عنوان «یاد» و «مدد» و «دیدار»، جمع‏بندی کرده‏ایم .

السلام علیک ایها الرحمة الواسعة. (1) ان رحمة ربکم وسعت کل شئ و انا تلک الرحمة. (2)

اللهم هب لنا رافته و رحمته و دعاءه و خیره.(3) و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم. (4)

امام، مظهر اسمای حسنای الهی و تجلی رحمت واسع حق است. کسی که تربیت ‏شده‏ خدای رحمان باشد، مظهر رحمت ‏بی‏کران الهی است. در وسعت ‏سینه‏ او که دریاها هم به چشم نمی‏آید، کران، تا به کران عشق به همه‏ انسان‏ها موج می‏زند .

دریغا! در گوش ما همواره، از قهر مهدی علیه السلام گفته‏اند و ما را از شمشیر و جوی خون او ترسانده‏اند و از مهر و عشق او به انسان‏ها و تلاش و فریادرسی او به عاشقان و منتظران خود کمتر گفته‏اند! هیچ کس به ما نگفت که اگر او بیاید، فقیران را دستگیری، بی خانمان‏ها را سامان، بی کسان را همدم، بی همسران را همراه، غافلان را تذکر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در یک کلام، خاک نشینان عالم را تاک نشین خواهد کرد. 
امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیرخواه است. (5) در حجم نگاه سبز او، افق هم، رنگ می‏بازد. حضرت مهدی علیه السلام، شاهد همه‏ دردها و آلام انسان‏ها است. دل او، دل بیداری است که همراه هر تازیانه و هر قطره‏ خون و هر فریاد، حضور دارد و درد و رنج مرا از من بهتر و بیشتر احساس می‏کند و برای من بیش از خود من می‏سوزد، چرا که معرفت و محبت من، محدود و غریزی است، در حالی که معرفت او، حضوری و محبت او به وسعت وجودی او باز می‏گردد و تجلی رحمت واسعه‏ حق است.(6)

دریغا! در گوش ما همواره، از قهر مهدی علیه السلام گفته‏اند و ما را از شمشیر و جوی خون او ترسانده‏اند و از مهر و عشق او به انسان‏ها و تلاش و فریادرسی او به عاشقان و منتظران خود کمتر گفته‏اند! هیچ کس به ما نگفت که اگر او بیاید، فقیران را دستگیری، بی خانمان‏ها را سامان، بی کسان را همدم، بی همسران را همراه، غافلان را تذکر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در یک کلام، خاک نشینان عالم را تاک نشین خواهد کرد. 

قهر او نیز جلوه‏ محبت او است، چه این ‏که قهر او بر جماعتی اندک و ناچیز از معاندان و نژادپرستانی خواهد بود که علی‏رغم رشد فکری انسان‏ها در آن عصر، و هدایت‏ها و معجزات آن حضرت و نزول مسیح (علیه السلام) از آسمان و اقتدایش به وی، باز هم به او کفر می‏ورزند و حکومت عدلش را گردن نمی‏گذارند و در زمین فساد می‏کنند، کسانی مانند صهیونیست‏ها که دشمن انسانیت‏اند و جز زبان زور، هیچ زبانی نمی‏فهمند، و این، یعنی خارها را از سر راه انسان و انسانیت ‏برداشتن و مِهر در چهره‏ قهر .

آری، چه سخت است مولای مهربانی را که رحمت واسع حق است و در دلش‏، عشق به انسان‏ها موج می‏زند، به چنین اتهام‏هایی خواندن و «میر مهر» را، «میر قهر» نشان دادن!

سزاوار است در ایام ولادت تجلی رحمت واسع حق، مروری به گوشه‏هایی از جلوه‏های مهر و محبت آن امام همام و آخرین ذخیره‏ الهی داشته باشیم .

1- امام برخی از دوستداران خود را به اسم یاد می‌كنند
نام هر کس، عاطفی‏ترین، شخصی‏ترین و مورد علاقه‏ترین نشانه‏ هر کس است. آن‏گاه که نام ما را می‏خوانند، چه بسیار مایه‏ شادمانی و سرور ما می‏گردد. هر چه، خواننده‏ ما، محبوب‏تر و زیباتر، شنیدن صدای دلربای او و شنیدن اسم و نام خود از زبان او دلپذیرتر و سرور انگیزتر . به راستی چه هیجانی دارد آن ‏که نام خود را از زبان خدای عالم می‏شنود: سلام علی ابراهیم، سلام علی نوح، سلام علی آل یاسین، ... .

امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیرخواه است. در حجم نگاه سبز او، افق هم، رنگ می‏بازد. حضرت مهدی علیه السلام، شاهد همه‏ دردها و آلام انسان‏ها است. دل او، دل بیداری است که همراه هر تازیانه و هر قطره‏ خون و هر فریاد، حضور دارد و درد و رنج مرا از من بهتر و بیشتر احساس می‏کند و برای من بیش از خود من می‏سوزد، چرا که معرفت و محبت من، محدود و غریزی است، در حالی که معرفت او، حضوری و محبت او به وسعت وجودی او باز می‏گردد و تجلی رحمت واسعه‏ حق است.
مهدی(عج) همه‏ مردم و به ویژه شیعیان خود را نیک می‏شناسد و با نام تک تک آنان آشناست. (7) نامه‏ اعمال ما، هر هفته، به خدمت ‏حضرتش عرضه می‏شود. ایشان، هرگز، یاد ما را از خاطر نمی‏برد (ولا ناسین لذکرکم) چه شعف‏انگیز است که در سرزمینی غریب، یکه و تنها آن‏ جا که راه را گم کرده‏ای، ناگهان، کسی با زبان آشنا، تو را بخواند و با مهربانی، تو را در آغوش نگاهش‏ بنشاند .

روزی آیة‏الله العظمی بهاءالدینی به من گفت: «امسال، در مکه‏ معظمه در مجلسی که آقا امام زمان (عج) تشریف داشتند، اسم افرادی برده شد که مورد عنایت آقا بودند، از جمله‏ آنان حاج آقا فخر (8) بود.»

خودم را به آقا فخر رساندم و از ایشان پرسیدم: «چه کرده‏ای که مورد عنایت ‏حضرت واقع شده‏ای؟» گریه کرد و پرسید: «آقای بهاءالدینی نگفت چگونه خبر به ایشان رسیده است؟» گفتم: «نه‏» .

حاج آقا فخر گفت: «من، کاری نداشته‏ام، جز این ‏که مادر من، علویه است و افلیج و زمین‏گیر شده است. تمام خدمات او را خود بر عهده گرفته‏ام، حتی حمام و شست‏وشوی او را . من گمان می‏کنم، خدمت ‏به مادر، مرا مورد عنایت ‏حضرت قرار داده است.‏» (9)

للاخ السدید والولی الرشید الشیخ المفید ابی عبدالله محمد بن محمد بن النعمان، ادام الله اعزازه . (10) (حذف)

2- سلام (تحیت و سلام امام بر دوستداران خود)
سلام، تحیت و برکت و رحمت و سلامتی است؛ نشانه‏ محبت و صفا، اخلاص و یک رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر کس، مُهر تاییدی است‏ بر کارنامه‏ او .

«سلام علی ابراهیم.» در روایت است، آنگاه که فرشتگان الهی، نزد ابراهیم آمدند و بشارت تولد فرزند برای او آوردند و بر او سلام کردند، لذتی که ابراهیم علیه السلام از سلام این فرشتگان برد، با تمام دنیا، برابری نداشت. به راستی چه لذتی دارد سلام مولا! (11)

«سلام علیک ایها الولی المخلص لنا فی الدین، المخصوص فینا بالیقین‏»، «سلام علیک ایها الناصر للحق، الداعی الی کلمة الصدق‏» (12)

چون ثلث از راه را تقریبا [برگشتم] سید جلیلی را دیدم که از طرف بغداد رو به من می‏آید . چون نزدیک شد، سلام کرد ... . (13)

امام زمان علیه السلام می‌فرماید: ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده‏ایم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم، که اگر جز این بوده دشواری‏ها و مصیبت‏ها، بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند.
 

3- معانقه و در آغوش گرفتن
چون نزدیک شد، سلام کرد و دست‏های خود را گشود برای مصافحه و معانقه و فرمود: «اهلا و سهلا!» و مرا در بغل گرفت و معانقه کردیم و هر دو هم را بوسیدیم. (14)

چرا این طور نباشد و حال آن ‏که حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مرا شبی در مسجد کوفه به سینه‏ خود چسبانیده است. (15)

در این موقع وارد مسجد سهله شدیم، در مسجد کسی نبود. ولی پدرم در وسط مسجد ایستاد که نماز استغاثه بخواند. شخصی از طرف مقام حجت علیه السلام نزد او آمد. پدرم به او سلام کرد و با او مصافحه نمود. پدرم به من گفت: این کیست؟ گفتم: آیا حضرت حجت علیه السلام است؟ فرمود: پس کیست؟! (16)

4- نظارت (آگاهی از احوالات جامعه‏ شیعه)
«فانا نُحیط عِلماً بِاَنبائِکُم ولا یعزب عنا شی‏ء من اخبارکم‏»؛ ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی‏ماند .

«انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم البلاء واصطلمکم الاعداء»؛ ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده‏ایم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم، که اگر جز این بوده دشواری‏ها و مصیبت‏ها، بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند.

«صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم ...»؛ صاحب این امر، در میان آنان، راه می‏رود و در بازارهایشان رفت و آمد می‏کند ...

5- شریک غم و شادی
در این مورد، طوایفی از روایات وجود دارد که صاحب مکیال المکارم آنها را متذکر شده است. (17) جدای از آنها از دیگر ائمه علیهم السلام نیز در این مورد، روایات فراوانی به ما رسیده است:

امام امیرالمؤمنین علیه السلام می‏فرماید: 


«انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم ...»؛ «ما در شادمانی شما، شاد، و برای اندوه شما، اندوهگین می‏شویم ...»(18)
امام صادق علیه السلام می‏فرماید:

«والله! لانا ارحم بکم منکم بانفسکم ... ؛ «به خدا سوگند! که من، نسبت ‏به شما، از خود شما، مهربان‏تر و رحیم‌ترم.» (19)

بدون شک، دعا کردن برای آن حضرت و برای تعجیل فرج آن جناب، تبعیت و نصرت او است؛ چون یکی از اقسام نصرت حضرت صاحب الزمان علیه السلام یاری کردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت، یکی از انواع یاری کردن به زبان می‏باشد.
امام رضا علیه السلام نیز می‏فرماید:

«ما من احد من شیعتنا ولا یغتم الا اغتممنا لغمه ولا یفرح الا فرحنا لفرحه ...» ؛ «هیچ یک از شیعیان ما، غمزده نمی‏شود، مگر این‏ که ما نیز در غم آنان، غمگین، و از شادی آنان، شادمانیم. و هیچ یک از آنان، در مشرق و مغرب زمین، از نظر ما، دور نیستند و هر یک از شیعیان ما که بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهده‏ ما است ... .» 

6- دعا برای دوستداران خود
امام زمان علیه السلام همواره، بر دوستداران خود دعا می‏کند. صاحب مکیال المکارم در اثبات این مدعا، چنین می‏گوید:

چون مقتضای شکر احسان، همین است. و دلیل بر آن، فرمایش مولی صاحب الزمان علیه السلام در دعایی است که در مهج الدعوات می‏باشد:

«و کسانی که برای یاری دین تو، از من پیروی می‏کنند، نیرومند کن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان ... .»(20)

بدون شک، دعا کردن برای آن حضرت و برای تعجیل فرج آن جناب، تبعیت و نصرت او است؛ چون یکی از اقسام نصرت حضرت صاحب الزمان علیه السلام یاری کردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت، یکی از انواع یاری کردن به زبان می‏باشد.

و نیز دلیل بر این معنا است که در تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ذیل آیه‏ شریفه «و اذا حُییتُم بِتَحیة فَحَیّوا باحسن منها او رُدوها»(21)؛ و هر گاه مورد تحیت [بدرود و ستایش] واقع شدید، به بهتر یا نظیر آن، پاسخ دهید.» گفته است: «سلام و کارهای نیک دیگر.» (22)

واضح است که دعا، از بهترین انواع نیکی است، پس اگر مؤمن، برای مولای خود، خالصانه دعا کند، مولایش هم برای او خالصانه دعا می‏کند، و دعای آن حضرت، کلید هر خیر و داس هر شر است .

شاهد و مؤید این مدعا، روایتی است که قطب راوندی، در خرایج آورده که گفت:

«جمعی از اهل اصفهان، از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابوجعفر محمد بن علویه، نقل کردند که: شخصی به نام عبدالرحمان، مقیم اصفهان شیعه بود. از او پرسیدند: «چرا به امامت ‏حضرت علی النقی‏ (علیه السلام) معتقد شدی؟» گفت: «چیزی دیدم که موجب شد من این چنین معتقد شوم . من مردی فقیر، ولی زباندار و پر جرات بودم. در یکی از سال‏ها، اهل اصفهان مرا با جمعی دیگر برای شکایت ‏به دربار متوکل بردند، در حالی که در دربار بودیم دستوری از سوی او بیرون آمد که علی بن محمد بن الرضا(علیه السلام) احضار شود. به یکی از حاضران گفتم: «این مرد کیست که دستور احضارش داده شده؟» گفت: «او، مردی علوی است که رافضیان، معتقد به امامتش‏ هستند.»

واضح است که دعا، از بهترین انواع نیکی است، پس اگر مؤمن، برای مولای خود، خالصانه دعا کند، مولایش هم برای او خالصانه دعا می‏کند، و دعای آن حضرت، کلید هر خیر و داس هر شر است .
سپس گفت: «چنین می‏دانم که متوکل، او را برای کشتن احضار می‏کند.» گفتم: «از این ‏جا نمی‏روم تا این مرد را ببینم چگونه شخصی است؟» گوید: «او سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در دو صف ایستاده به او نگاه می‏کردند. هنگامی که او را دیدم، محبتش‏ در دلم افتاد. در دل برای او دعا کردم که خداوند، شرّ متوکل را از او دفع کند، او در بین مردم پیش می‏آمد و به کاکل اسبش نگاه می‏کرد، و به چپ و راست نظر نمی‏افکند، من در دل پیوسته برایش دعا می‏کردم. هنگامی که کنارم رسید صورتش را به سویم گردانید. آنگاه فرمود: «خداوند، دعایت را مستجاب کند، و عمرت را طولانی، و مال و فرزندات را زیاد.» 

از هیبت او، بر خود لرزیدم و در میان رفقایم افتادم. پرسیدند: «چه شد؟» گفتم: «خیر است.» و به هیچ كس نگفتم .

پس از این ماجرا، به اصفهان برگشتیم. خداوند، به برکت دعای او، راه‌هایی از مال بر من گشود، به طوری که امروز، من، تنها، هزار هزار درهم ثروت در خانه دارم، غیر از مالی که خارج از خانه، ملک من است، و ده فرزند دارا شدم، و هفتاد و چند سال از عمرم می‏گذرد. من به امامت این شخص معتقدم که آن چه در دلم بود، دانست و خداوند، دعایش را درباره‏ام مستجاب کرد.» (23)

می‏گویم: ای خردمند! نگاه کن چگونه امام هادی علیه السلام دعای این مرد را پاداش داد به این ‏که در حق او دعا کرد، با این ‏که در آن هنگام او از اهل ایمان نبود، پس آیا چگونه درباره‏ حضرت صاحب الزمان علیه السلام فکر می‏کنی؟ به گمانت اگر برایش‏ دعا نمایی، او دعای خیر در حقت نمی‏کند، با این ‏که تو از اهل ایمان هستی؟ نه! سوگند به آن‏ که انس و جن را آفرید، بلکه آن جناب برای اهل ایمان دعا می‏کند، هر چند که خودشان از این جهت غافل باشند، زیرا که او، ولی احسان است .

در تایید آنچه در این جا ذکر شد، یکی از برادران صالح، برایم نقل کرد که امام زمان علیه السلام را در خواب دیده، آن حضرت، به او فرموده‏اند:

«من برای هر مؤمنی که پس از ذکر مصائب سیدالشهداء، در مجالس عزاداری، دعا کند، دعا می‏کنم.‏» 

از خداوند توفیق انجام دادن این کار را خواهانیم که البته او مستجاب کننده‏ دعاها است. (24)

7- آمین بر دعاهای دوستداران خود
امام مهدی(عج) بر دعاهای ما «آمین‏» می‏گوید. امام علی علیه السلام به زمیله می‏فرماید: ای زمیله! هیچ مؤمنی نیست که بیمار شود، مگر این ‏که به مرض او مریض می‏شویم، و اندوهگین نشود مؤمنی، مگر این‏ که به خاطر اندوه او، اندوهگین گردیم، و دعایی نکند مگر این ‏که برای او آمین گوییم، و ساکت نماند مگر این ‏که برایش دعا کنیم. (25)

یکی از برادران صالح، برایم نقل کرد که امام زمان علیه السلام را در خواب دیده، آن حضرت، به او فرموده‏اند:

«من برای هر مؤمنی که پس از ذکر مصائب سیدالشهداء، در مجالس عزاداری، دعا کند، دعا می‏کنم.‏» 

8- نامه‌های امام زمان(عج)
 (مثل نامه به شیخ مفید، سید ابوالحسن اصفهانی و ...)

«انه قد اذن لنا فی تشریفک بالمکاتبة. هذا کتابنا الیک ایها الاخ الولی‏.» «هذا کتابنا باملائنا و خط ثقتنا. هذا کتاب الیک ... ولا تظهر علی خطنا الذی سطرناه‏.» (26) «ارخص نفسک واجعل مجلسک فی الدهلیز واقض حوائج الناس، نحن ننصرک‏» ؛ «خودت را برای مردم ارزان کن و در دسترس قرار بده، محل نشستنت را در دهلیز خانه‏ات انتخاب کن، تا مردم، سریع و آسان، با تو ارتباط داشته باشند و حاجت‏های مردم را بر آور. ما یاری‏ات می‏کنیم.‏» (27)

9- عیادت
داستان‏های متعددی از عیادت حضرت حجت (عج) از دوستداران خود در کتاب‏ها نوشته شده است . از جمله‏ آنها عیادت حضرت، از حاج ملاعباس تربتی و حاج سید عبدالله رفیعی است. (28)

10- تشییع
امام زمان علیه السلام، در تشییع جنازه‏ برخی دوستداران مخلص خود، شرکت می‏کند. در این مورد، نمونه‏های فراوانی است:

حضرت آیة الله امامی کاشانی، در جلسه‏ سوم مجلس ختمی که در «مسجد اعظم قم‏»، از طرف اساتید حوزه‏ علمیه‏ قم برگزار شده بود، در سخنرانی خود فرمودند: یکی از افرادی که مورد وثوق است و گاهی اخباری را در دسترسم قرار می‏دهد، گفت: «به منظور شرکت در تشییع جنازه‏ حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی(ره) از تهران به قم رفتم و به مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام رسیدم. در آن‏ جا به دو نفر از اصحاب حضرت حجت (ارواحنا فداه)، برخورد کردم. آنان به من گفتند: «امام زمان علیه‌السلام در مسجد امام حسن عسکری علیه السلام تشریف دارند، برو آقا را ملاقات کن.‏» با عجله، خودم را به مسجد امام حسن عسکری علیه السلام رساندم و وارد مسجد شدم . در آن هنگام اذان ظهر را گفته بودند. من متوجه شدم که حضرت با سی نفر از اصحاب، مشغول نماز هستند . اقتدا کردم. بعد از نماز، امام زمان(عج) فرمودند: «ما از همین جا تشییع می‏کنیم ... .» از مسجد خارج شدیم و دنبال جمعیت، با آقا رفتیم تا به صحن رسیدیم.» (29) 

مرحوم آیة الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی، پدر آیة الله العظمی حاج سید علی سیستانی (دامت‏برکاته)، در مشهد مقدس، برای آن ‏که به محضر امام زمان(عج) شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه، هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می‏کند .

ایشان می‏فرمود: «در یکی از جمعه‏های آخر، ناگهان، شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه‏ای نزدیک به آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم، می‏تابید . حال عجیبی به من دست داد و از جای برخاستم و به دنبال آن نور، به در آن خانه رفتم . خانه‏ کوچک و فقیرانه‏ای بود که از درون آن، نور عجیبی می‏تابید. در زدم . وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم که حضرت ولی‏عصر امام زمان علیه السلام، در یکی از اتاق‏های آن خانه، تشریف دارند و در آن اتاق، جنازه‏ای را مشاهده کردم که پارچه‏ای سفید روی آن کشیده بودند .

وقتی که من وارد شدم و اشک‏ریزان سلام کردم، امام زمان(عج) فرمودند: «چرا این گونه به دنبال من می‏گردی و این رنج‏ها را متحمل می‏شوی؟! مثل این باشید (اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم.» بعد فرمود: «این، بانویی است که در دوره‏ بی حجابی (دوران رضاخان پهلوی)، هفت ‏سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند.» (30) و (31)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین .

2- بحار الانوار، ج 53، ص 11 .

3- دعای ندبه .

4- روزگار رهایی، ج 1، ص 129 (به نقل از الزام الناصب، ص 10)

5- الامام الامین الرفیق و الولد الشفیق، و الاخ الشقیق، و الاخ الشفیق، و کالام البرة بالولد الصغیر مفزع العباد ...؛ امام، امین و دوست است، و پدر مهربان و برادر هم‏زاد است، و مانند مادری مهربان است نسبت‏ به فرزند خردسال خود، و پناهگاه مردم است. (تحف العقول، ص 324)

6- ان رحمة ربکم وسعت کل شی‏ء و انا تلک الرحمة.(بحارالانوار، ج 53، ص 11)

7- ر.ک: آیه 105 از سوره‏ توبه و روایت ذیل آن .

8- حاج آقا فخر، از صالحانی بود که چند سال پیش، در قم، از دار دنیا رحلت کرد .

9- سیری در آفاق (زندگی‏نامه‏ حضرت آیة‏الله العظمی بهاءالدینی، ص 374 .)

10- نامه به شیخ مفید .

11- تفسیر نمونه، ج 27، ص 186 .

12- نامه‏ حضرت به شیخ مفید/ بحارالانوار، ج 53، ص 175، 176 .

13- داستان حاج علی بغدادی، (النجم الثاقب، حکایت ... ؛ مفاتیح الجنان در زیارت کاظمین .)

14- داستان حاج علی بغدادی، النجم الثاقب، حکایت ...؛ مفاتیح الجنان .)

15- داستان علامه بحرالعلوم، (عنایات حضرت مهدی علیه السلام به علما و طلاب، محمدرضا باقی اصفهانی، ص 262 .)

16- توجهات ولی‏عصر علیه السلام به علما و مراجع تقلید، عبدالرحمن باقرزاده بابلی، ص 84 .

17- ر . ک: ترجمه‏ مکیال المکارم، ج 1، ص 341- 342 .

18- مکیال المکارم، ج 2، ص 94 و 53 .

19- مکیال المکارم، ج 1، ص 94 و 53 .

20- مهج الدعوات، 302 .

21- نساء: 86 .

22- تفسیر القمی، ج 1، ص 145 .

23- الخرائج، باب حادی عشر فی معجزات الامام علی بن محمد الهادی علیه السلام .

24- ترجمه مکیال المکارم، ج 1، ص 447 - 449 .

25- مشارق الانوار، ص 452/ مکیال‏المکارم، ج 1، ص 163 .

26- ر . ک: احتجاج، طبرسی، ج 2، ص 323 .

27- آثار الحجة، ج 1، ص 134/ عنایات حضرت مهدی(عج) به علما و طلاب، ص 141 . و نیز حکایت 62 و 63 از کتاب عنایات حضرت ... ، ص 142 و 143 .

28- عنایات حضرت مهدی ... ، ص 349 360 .

29- شیفتگان حضرت مهدی، ج 2، ص 137 .

30- شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام، ج 3، ص 158 .

31- و نیز ر . ک: عنایات حضرت مهدی(عج)، ص 361 - 370 .

 


منبع:

مجله انتظار، ش 5 ، مسعود پورسید آقایی .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

خصوصیات جامعه امام زمان(عج)

خصوصیات جامعه امام زمان(عج)

امام زمان(عج)، جامعه‏اش را بر این چند پایه بنا می‏کند:

اول بر نابود کردن و قلع و قمع کردن ریشه‏های ظلم و طغیان؛ یعنی، در جامعه‏ای که در زمان ولی عصر - صلوات الله علیه - ساخته می‏شود، باید ظلم و جور نباشد؛ نه این‏ که فقط در ایران نباشد، یا در جوامع مسلمان‌نشین نباشد، در همه دنیا نباشد. نه ظلم اقتصادی و نه ظلم سیاسی و نه ظلم فرهنگی و نه هیچ گونه ستمی در آن جامعه دیگر وجود نخواهد داشت. باید استثمار و اختلاف طبقاتی و تبعیض و نابرابری و زورگویی و گردن کلفتی و قلدری از عالم ریشه کن بشود.

دوم: خصوصیت جامعه ایده آلی که امام زمان (صلوات الله علیه) آن را می‏سازد، بالا رفتن سطح اندیشه انسان است؛ هم اندیشه علمی انسان و هم اندیشه اسلامی انسان؛ یعنی، در دوران ولی عصر(عج) شما باید نشانی از جهل و بی سوادی و فقر فکری و فرهنگی در عالم پیدا نکنید. آن ‏جا مردم می‏توانند دین را به درستی بشناسند و این همچنانی که همه می‏دانید، یکی از هدف‏های بزرگ پیامبران بود که امیرالمؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) این را در خطبه نهج البلاغه شریف بیان کرده است: «و یثیروا لهم دفائن العقول.‏»

در روایات ما وارد شده است که وقتی ولی عصر(عج) ظهور می‏کند، زنی در خانه می‏نشیند و قرآن را باز می‏کند و از متن قرآن، حقایق دین را استخراج می‏کند و می‏فهمد؛ یعنی چه؟ یعنی آن‏قدر سطح فرهنگ اسلامی و دینی، بالا می‏رود که همه افراد انسان و همه افراد جامعه و زنانی که در میدان اجتماع هم بر فرض شرکت نمی‏کنند و در خانه می‏نشینند؛ آنها هم می‏توانند فقیه باشند، دین شناس باشند. می‏توانند قرآن را باز کنند و خودشان حقایق دین را از قرآن بفهمند و شما ببینید که در جامعه‏ای که همه مردان و زنان در سطوح مختلف، قدرت فهم دین و استنباط از کتاب الهی را دارند، این جامعه چقدر نورانی است و هیچ نقطه‏ای از ظلمت در این جامعه دیگر نیست. این همه اختلاف رویه، دیگر در آن جامعه معنایی ندارد.

خصوصیت‏ سومی که جامعه امام زمان(عج)، جامعه مهدوی دارا هست، این است که در آن روز، همه نیروهای طبیعت و همه نیروهای انسانی، استخراج می‏شود. چیزی در بطن زمین نمی‏ماند که بشر از آن استفاده نکند. این همه نیروهای معطل طبیعی، این همه زمین‌هایی که می‏تواند انسان را تغذیه کند؛ این همه قوای کشف نشده (مانند نیروهایی که قرن‏ها در تاریخ بود؛ مثلا نیروی اتم، نیروی برق و الکتریسیته، قرن‏ها بر عمر جهان می‏گذشت و این نیروها در بطن طبیعت‏ بود؛ اما بشر آنها را نمی‏شناخت، بعد یک روزی به تدریج استخراج شد) همه نیروهای بی شماری که از این قبیل در بطن طبیعت هست، در زمان امام زمان(عج) استخراج می‏شود.

جمله دیگر و خصوصیت دیگر این است که محور در دوران امام زمان(عج)، محور «فضیلت و اخلاق‏» است. هر کس دارای فضیلت اخلاقی بیشتر است، او مقدم‌تر و جلوتر است. حالا اگر به آیات و روایات مراجعه بکنید (که البته محققین و متتبعین مراجعه‏کرده‏اند) خصوصیات بیشتری را هم پیدا می‏کنید.

حالا همین چهار خصوصیت: «جامعه‏ای که در آن نشانی از ظلم و طغیان و عدوان و ستم نیست‏»؛ «جامعه‏ای که در آن اندیشه دینی و اندیشه علمی انسان‏ها در سطح بالا است‏»، «جامعه‏ای که در آن همه برکات و همه نعم و همه نیکی‏ها و زیبایی‏های عالم بروز می‏کند و در اختیار انسان قرار می‏گیرد» و بالاخره «جامعه‏ای که در آن تقوا و فضیلت و گذشت و ایثار و برادری و مهربانی و یک رنگی اصل و محور است‏»، یک چنین جامعه‏ای را شما در نظر بگیرید. این همان جامعه‏ای است که مهدی موعود ما و امام زمان ما و محبوب تاریخی دیرین ما - که هم اکنون در زیر همین آسمان و بر روی همین زمین زندگی می‏کند و در میان انسان‏ها هست - به وجود خواهد آورد و تامین خواهد کرد.

 

منبع:

خطبه نماز جمعه آیة الله خامنه‌ای،  6/4/59.

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

عطر حضور

عطر حضور

امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امکان و ملجا همه خلايق، اگرچه غايب است و ظهور نکرده؛ اما حضور دارد. مگر مي‏شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش، حس مي‏کند. آن مردمي که مي‏نشينند، راز و نياز مي‏کنند، دعاي «ندبه‏» را با توجه مي‏خوانند، زيارت «آل ياسين‏» را زمزمه مي‏کنند و مي‏نالند؛ مي‏فهمند چه مي‏گويند. آنها حضور اين بزرگوار را حس مي‏کنند، ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضرري نمي‏زند. ظهور نکرده است؛ اما هم در دل‏ها و هم در متن زندگي ملت، ‏حضور دارد. مگر مي‏شود حضور نداشته باشد؟

شيعه خوب، کسي است که اين حضور را حس کند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط مي‏بخشد. (1)

يکي از آن خورشيدهاي فروزان، به فضل و کمک پروردگار و به اراده الهي، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله في ارضه‏»، به عنوان «حجة الله علي عباده، به عنوان «صاحب زمان‏» و «ولي مطلق الهي‏» در روي زمين وجود دارد. برکات وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مي‏رسد.» (2)

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاي روي زمين، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است .

چشم‏هاي ناقابل و تيره ما، آن چهره ملکوتي را از نزديک نمي‏بيند؛ اما او مثل خورشيدي درخشان است. با دل‏ها مرتبط و با روح‏ها و باطن‏ها متصل است و براي انساني که داراي معرفت‏ باشد، موهبتي از اين برتر نيست که احساس کند، ولي خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده برگزيده، در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهي در زمين، با او و در کنار او است. او را مي‏بيند و با او مرتبط است. (3)

يکي از آن خورشيدهاي فروزان، به فضل و کمک پروردگار و به اراده الهي، امروز در زمان ما به عنوان «بقية الله في ارضه‏»، به عنوان «حجة الله علي عباده، به عنوان «صاحب زمان‏» و «ولي مطلق الهي‏» در روي زمين وجود دارد. برکات وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مي‏رسد.»
اين بزرگوار، در فضاي ذهني و معنوي جامعه ما، حضور دارد و جوانان مؤمن و با اخلاص نيز با آن حضرت، قلباً در ارتباط هستند. اين ارتباط، به معناي حقيقي کلمه، دو جانبه است و در حالات برجسته شور و محبت و احساس و عواطفي که ملت ايران، نسبت ‏به اين بزرگوار دارند، اين ارتباط طرفيني است. (4)

امام معصوم و بازمانده عترت پيغمبر و اهل‏بيت عليهم السلام، در طول اين زمان‌هاي اخير، در ميان جوامع بشري بوده است؛ امروز هم در ميان ما است. (5)

ارتباط قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان(عج)، اميد و انتظار را به طور دائم در دل آنها زنده نگه مي‏دارد و اين خود، يکي از پر برکت‏ترين حالات انساني است. (6)

اهل معنا و باطن، در توسلات معنوي خود، اين بزرگوار را مورد توجه و نظر دائمي قرار مي‏دهند و به آن حضرت توسل مي‏جويند و توجه مي‏کنند. نفس پيوند قلبي و تذکر و توجه روحي به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالي، انسان را عروج و رشد مي‏دهد و وسيله پيشرفت انسان را - روحاً و معنا - فراهم مي‏کند .

اين، يک ميدان وسيعي است. هر کسي در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار مرتبط باشد، بهره خودش را خواهد برد. البته، توجه به کانون نور، بايد توجه حقيقي باشد.

لقلقه زبان در اين زمينه، تاثير چنداني ندارد. اگر انسان، روحا متوجه و متوسل شد و معرفت کافي براي خود به وجود آورد، بهره خودش را خواهد برد. اين، يک ميدان فردي و تکامل شخصي و معنوي است. (7)

نزديک شدن به امام زمان(عج)، نه نزديک شدن در مکان هست و نه نزديک شدن به زمان. شما که مي‏خواهيد به ظهور امام زمان(عج) نزديک بشويد؛ ظهور امام زمان(عج) يک تاريخ معيني ندارد که صد سال ديگر مثلا يا پنجاه سال ديگر ... تا ما بگوييم که ما از اين پنجاه سال، يک سال و دو سال و سه سالش را گذرانديم، چهل و شش سال و چهل و هفت ‏سال ديگر باقي مانده [است]. نه؛ از لحاظ مکان هم نيست که ما بگوييم: ما از اين‏جا حرکت مي‏کنيم به طرف مثلا شرق يا غرب عالم يا شمال يا جنوب عالم، تا ببينيم که ولي‏ عصر(عج) کجا است و به او برسيم، نه.

نزديک شدن ما به امام زمان(عج) يک نزديک شدن معنوي است؛ يعني، شما در هر زماني تا پنج ‏سال ديگر، تا ده سال ديگر، تا صد سال ديگر که بتوانيد کيفيت و کميت جامعه اسلامي را افزايش بدهيد، امام زمان - صلوات الله عليه - ظهور خواهد کرد. (8)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- سخنراني روز ميلاد 17/10/74.

2- جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78.

3- همان.

4- کيهان 8/10/75.

5- جمهوري اسلامي 15/9/77.

6- رسالت 23/12/68.

7- جمهوري اسلامي 19/10/74.

8- خطبه نماز جمعه 6/4/59.

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

برداشت‏های انحرافی از انتظار

برداشت‏های انحرافی از انتظار

بعضی‏ها انتظار فرج را به این می‏دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند، بلکه بعضی از آنها را که من سابقا می‏شناختم، بسیار مرد صالحی بود. یک اسبی هم خریده بود. یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السلام بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می‏کردند و نهی از منکر هم می‏کردند و امر به معروف هم می‏کردند، لکن همین. دیگر غیر از این کاری ازشان نمی‏آمد و به فکر این هم، که یک کاری بکنند، نبودند .

یک دسته‏ دیگری بودند که انتظار فرج را می‏گفتند: این است که، ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می‏گذرد، بر ملت‏ها چه می‏گذرد، بر ملت ما چه می‏گذرد . به این چیزها، ما کار نداشته باشیم . ما تکلیف‏های خودمان را عمل می‏کنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست می‏کنند . دیگر ما تکلیفی نداریم . تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آن چه در دنیا می‏گذرد یا در مملکت ‏خودمان نداشته باشیم . این‏ها هم یک دسته‏ای، (از) مردمی بودند که صالح بودند .

یک دسته‏ای می‏گفتند: که خوب! باید عالم پر (از) معصیت ‏بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می‏خواهند بکنند، گناه‏ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود .

یک دسته‏ای از این بالاتر بودند. می‏گفتند: باید دامن زد به گناه‏ها. دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السلام تشریف بیاورند. این هم یک دسته‏ای بودند که البته در بین این دسته، منحرف‏هایی هم بودند. اشخاص ساده‏لوح هم بودند. منحرف‏هایی هم بودند که برای مقاصدی، به این امر دامن می‏زدند .

یک دسته‏ دیگری بودند که می‏گفتند: هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت‏ باطل است و برخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است ‏بر این امر که هر علمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم، عَلَم باطل است . آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد. در صورتی که آن روایات که هر کس عَلم بلند کند عَلم مهدی، (اگر) به عنوان مهدویت‏ بلند کند. حالا ما فرض می‏کنیم که یک هم‏چو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیف‏مان دیگر ساقط است . یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا که ما دیگر معصیت ‏بکنیم تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب که تشریف می‏آورند، برای چی می‏آیند؟

فساد را از بین ببرند. ما بر خلاف آیات شریفه‏ قرآن، دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند.

 

حضرت بیایند چه می‏کنند؟

حضرت می‏آیند می‏خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد! به حسب رای این جمعیت که بعضی‏شان بازیگرند و بعضی‏شان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام! هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است، برای این ‏که حضرت دیر می‏آیند! و هر کسی دعا کند به صدام، برای این ‏که، این فساد زیاد می‏کند . ما باید دعاگوی آمریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذناب‌شان، از قبیل صدام باشیم و امثال اینها، تا این که اینه‏ا عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟

حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند . همان کاری که ما می‏کنیم و ما دعا می‏کنیم که ظلم و جور باشد، حضرت می‏خواهند همین را برش دارند . ما اگر دست‏مان می‏رسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تکلیف شرعی ماست. منتها ما نمی‏توانیم . اینی که هست، این است که حضرت، عالم را پر می‏کنند از عدالت . نه شما دست ‏بردارید از این تکلیف‏تان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید.

 

منبع:

صحیفه‏ نور ، ج 20، صص 196- 197 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

انتظار یعنی مقابله با ظلم

انتظار یعنی مقابله با ظلم

امام خمینی(ره) ضمن سخنانی انتظار را معنا كرده و در مورد نحوه انتظار می‌فرماید:

ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر علیه السلام حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‏بازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم. (1)

برای این ‏که گسترش بدهند عدالت را . برای این ‏که حکومت را تقویت کنند. برای این ‏که ان شاءالله، اسلام را به آن طور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر ارواحنا له الفداء . (2)

این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی‏شود. بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست . (3)

فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم . کار را هم‏چو بکنیم که مهیا بشود عالم، برای آمدن حضرت علیه السلام . (4)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 15، ص 22 .

2- همان، ج 15، ص 170 .

3- همان، ج 19، ص 154 .

4- همان، ج 20، ص 199 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

بقیة الله؛ انسان کامل

بقیة الله؛ انسان کامل

امام خمینی(ره) در مورد وجود مقدس آقا امام زمان (عج) كه انسان كامل هستند می‌فرماید:

می‏گویند: «والعصر انْ الانسانَ لفی خُسر .» "عصر"، انسان کامل است، امام زمان علیه السلام است؛ یعنی عصاره‏ همه‏ موجودات. قسم به عصاره‏ همه‏ موجودات؛ یعنی قسم به انسان کامل. (1)

"عصر"، هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدی علیه السلام باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه هدی علیهم السلام و در عصر ما حضرت مهدی علیه السلام است. قسم به عصاره‏ موجودات عصر، فشرده‏ موجودات، آن ‏که فشرده‏ همه‏ عوالم است. یک نسخه است، نسخه‏ تمام عالم. همه‏ عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم می‏خورد. (2)

حضرت مهدی علیه السلام، ابعاد مختلفه دارد که آن ‏چه که برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست. (3)

ماه شعبان، شب نیمه‏ شعبان دارد که تالی لیلة القدر است. ماه رمضان، مبارک است، برای این که لیلة القدر دارد. و ماه شعبان، مبارک است‏ برای این که نیمه‏ شعبان دارد. ماه رمضان مبارک است، برای این که نزول وحی در او شده است ‏یا به عبارت دیگر؛ معنویت رسول خدا، (صلی الله علیه و آله) وحی را نازل کرده است. و ماه شعبان معظم است‏ برای این که ماه ادامه‏ همان معنویات ماه رمضان است. این ماه مبارک رمضان، جلوه‏ لیلة القدر است که تمام حقایق و معانی در او جمع است. و ماه شعبان، ماه امامان است که ادامه‏ همان است. در ماه مبارک رمضان، مقام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ولایت کلی الهی، بالاصالة تمام برکات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، که ماه امامان است، به برکت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) همان معانی را ادامه می‏دهد ... . 

همان طوری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی علیه السلام نیز، همان طور حاکم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت. آن، خاتم ولایت کلی بالاصالة است و این، خاتم ولایت کلی به تبعیت است . (4)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 7، ص 225 .

2- همان، ج 12، صص 170- 171 .

3- همان، ج 20، ص 83 .

4- همان، ج 20، ص 249 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

عرضه‏ اعمال بر امام زمان (عج)

عرضه‏ اعمال بر امام زمان (عج)

امام خمینی(ره) در مورد عرضه اعمال به حضرت حجت می‌فرماید:

در روایات آمده است پرونده اعمال ما در هر عصری به امام زمان آن عصر ارائه می‌شود. كه به تبع اعمال ما در این عصر به محضر امام زمان (عج) عرضه می‌شود و حضرت از اعمال ما با خبر می‌شوند. امام خمینی در این زمینه فرمایشاتی داشته‌اند كه در اینجا ذكر می‌كنیم.

تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند. (1)

توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعه‏های من هستند . اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل می‏شود. (2)

طوری باشد که نامه‏ها وقتی عرضه می‏شود، ایشان را متاثر نکند. (3)

قبل از این ‏که این نامه‏ اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه‏ اعمال‏مان. (4)

تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند.
وقتی نامه‏های ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است که هر هفته می‏برند، هفته‏ای دو دفعه.) وقتی که می‏برند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم. (5)

من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود. اینها شیعه‏ تو هستند این کار را می‏کنند! نکند یک وقت ‏خدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشته‏های ملایکة ‏اللهی که مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت می‏شود. ذره‏هایی که بر قلب‏های شما می‏گذرد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. کسانی که مراقبت می‏کنند اینها را، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت، چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد. مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان. (6)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 18، صص 17- 18 .

2- همان، ج 12، ص 128 .

3- همان، ج 12، ص 224 .

4- همان، ج 1، ص 33 .

5- همان، ج 8، ص 149 .

6- همان، ج 7، ص 267 .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

نشانه‏هاى ظهور

نشانه‏هاى ظهور

بررسى تطبيقى نشانه‏هاى ظهور


يكى از باورهاى مشترك ميان همه اديان الهى، اعتقاد به ظهور منجى و رهاننده‏اى است كه مى‏آيد و جهان را مملو از نور و نيكى مى‏كند. ظهور اين منتظر نيز با وقايع و حوادثى خاص توام است كه در منابع اديان مختلف، كم و بيش مشابهت‌هايى ميان آنها ديده مى‏شود. اين مقاله نگاهى تطبيقى به برخى نشانه‏هاى ظهور در اسلام و مسيحيت دارد كه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

 

نشانه‏هاى ظهور
رخدادهايى كه بر اساس پيش‏بينى معصومين(عليهم السلام) در آستانه ظهور موعود(عج) پديد خواهند آمد، نشانه‏هاى ظهورند و اگر چه زمان ظهور بر هيچ ‏كس روشن نيست اما، تحقق اين نشانه‏ها نويدبخش نزديكى ظهور است .

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .

در سخنان عيسى مسيح (عليه السلام) و نيز نوشته‏هاى رسولان او نشانه‏هايى از هر دو گونه ذكر شده است كه با آنچه در روايات ما آمده، هماهنگي‌هاى كلى دارد. برخى از اين نشانه‏ها عبارتند از:

علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، زياد شدن زنا، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ...
 

1- صيحه آسمانى:
يكى از حوادثى كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر (عج) رخ مى‏دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى‏رساند. شيخ طوسى، نعمانى و شيخ صدوق در كتاب‌هاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده‏اند كه در اينجا به يك مورد اشاره مى‏شود:

نعمانى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: (1)

«آن نداى آسمانى بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى‏شود و نام قائم را در همه جا طنين‏انداز مى‏سازد تا آنجا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت ‏شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار شده و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن مى‏شود و هر كس بر زمين نشسته به ناگاه از جاى برمى‏خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.»

در باور مسيحيان نيز از نشانه‏هاى آمدن منجى، ندايى است كه از آسمان برمى‏خيزد و ياران مسيح را گرد هم مى‏آورد:

و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنيا مرا خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مى‏آيم و من فرشتگان خود را با صداى بلند شيپور خواهم فرستاد تا برگزيدگان مرا از گوشه و كنار زمين و آسمان گرد آورند. (2)

 

2- آتشى از آسمان:
در بعضى از روايات اسلامى به آتش زرد و سرخ خامى اشاره شده كه از مقدمات ظهور حضرت مهدى (عج) است . از امام صادق (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى آتش بزرگى از سوى مشرق مشاهده گرديد كه در بعضى شب‌ها بالا مى‏آيد، در آن هنگام گشايش كار مردم پديد مى‏آيد و اين آتش اندكى قبل از ظهور قائم خواهد بود. (3)

و از امام باقر (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى از جانب مشرق آتشى بزرگ و سرخ خام مشاهده نموديد كه سه يا هفت روز بالا مى‏آيد . در آن هنگام به خواست‏ خدا منتظر فرج آل محمد (صلي الله عليه و آله) باشيد و خدا عزيز و حكيم است. (4)

در نسخه خطى ابن حماد از ابن معدان نقل شده است كه گفت: (5)

وقتى در ماه رمضان ستونى از آتش از جانب شرق در آسمان مشاهده نموديد تا مى‏توانيد مواد غذايى و خوراك تهيه نماييد كه آن سال قحطى خواهد بود.

در انجيل لوقا نيز از آتشى شبيه آنچه در روايات اسلامى آمده به عنوان نشانه‏اى از ظهور ياد شده است:

در آن زمان، دنيا مانند زمان لوط خواهد بود كه مردم غرق كارهاى روزانه‏شان بودند، مى‏خوردند و مى‏نوشيدند و خريد و فروش مى‏كردند، مى‏كاشتند و مى‏ساختند تا صبح روزى كه لوط از شهر سدوم بيرون آمد و آتش گوگرد از آسمان باريد و همه چيز را از بين برد. بلى به هنگام بازگشت من، اوضاع دنيا به همين صورت خواهد بود. (6)

 

3- خروج دجال:
اين نشانه، در كتاب‌هاى اهل سنت، از نشانه‏هاى برپايى قيامت دانسته شده است ولى در منابع روايى شيعه، از نشانه‏هاى ظهور به شمار مى‏رود. بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى‏شود، دجال فردى است كه در آخرالزمان و پيش از قيام مهدى (عج) خروج مى‏كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت‏انگيز جمع زيادى از مردم را مى‏فريبد و سرانجام به دست عيسى مسيح (عليه‌السلام) در كنار دروازه «در» در منطقه شام به هلاكت مى‏رسد. (7)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مى‏فرمايد:

قيامت ‏برپا نمى‏شود، تا وقتى كه مهدى (عليه السلام) از فرزندانم قيام كند و مهدى (عج) قيام نمى‏كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند. (8)

يا مى‏فرمايد:

پيشاپيش برپايى قيامت، خروج دجال است و پيش از دجال، سى دروغگو، يا بيشتر خروج خواهند كرد. (9)

در كتاب مقدس نيز اطلاعات جامعى پيرامون دجال آمده است. البته واژه دجال (antichrist) تنها در مسايل يوحنا وارد شده اما ادعا شده است كه در مكاشفه يوحنا، وسايل پولس و با صراحت كمترى در اناجيل و كتاب دانيال نيز مترادف‌هاى اين واژه به كار رفته است. (10)

در مسايل يوحنا آمده است:

فرزندان عزيزم، پايان دنيا نزديك شده است. شما حتما درباره ظهور دجال كه دشمن مسيح است چيزهايى شنيده‏ايد . حتى الان نيز مخالفين مسيح همه جا ديده مى‏شوند. (11)

يوحنا نيز از چندين دجال سخن مى‏گويد ولى بين دجالان بسيار و يك دجال فرق مى‏گذارد:

دجال مى‏آيد. الحال هم دجالان بسيار ظاهر شده‏اند. (12)

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه.

4- خسوف و كسوف:
يكي ديگر از نشانه‏هاى ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است كه در احاديث فراوانى از آنها نام برده شده است .

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. (13)

در منابع مسيحى نيز سخن از خورشيد گرفتگى و تيرگى ماه به عنوان نشانه‏هاى ظهور به ميان آمده است:

پس از اين مصيبت‌ها، خورشيد تيره و تار خواهد شد و ماه، ديگر نخواهد درخشيد، ستاره‏ها خواهند افتاد و آسمان دگرگون خواهد شد. آنگاه تمام مردم، مرا خواهند ديد كه در ابرها با قدرت و شكوه عظيم مى‏آيم. (14)

 


 

5- جنگ‌هاى خونين و قتل‌هاى فراوان:
روايت‌هاى اسلامى خبر از وقوع جنگ‌ها، فتنه‏ها و آشوب‌هاى گسترده و فراوان در آخرالزمان و در آستانه ظهور امام مهدى (عج) مى‏دهند، فتنه‏هايى كه پى‏درپى مى‏رسند و سرزمين‌هاى بسيارى را در برمى‏گيرند .

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از اين فتنه‏ها چنين ياد مى‏كنند:

فتنه‏اى به پا مى‏شود و به دنبال آن فتنه‏اى ديگر برمى‏خيزد. فتنه اولى در مقايسه با دومى همانند تازيانه خوردن است در مقايسه با ضربات لبه تيز شمشير! سپس فتنه‏اى پديد مى‏آيد كه همه محرمات در آن حلال شمرده شود، آنگاه خلافت‏ به بهترين مردم روى زمين مى‏رسد در حالى كه او در خانه‏اش نشسته باشد. (15)

و نيز در جايى ديگر فرمودند:

بعد از من چهار فتنه بر شما فرود آيد كه در اولى خون‌ها مباح مى‏شود، در دومى خون‌ها و ثروت‌ها مباح مى‏گردد، در سومى خون‌ها و ثروت‌ها و ناموسه‌ا مباح مى‏شود و در چهارمى آشوبى كور و كر جهان را مضطرب مى‏سازد. (16)

در منابع مسيحى نيز به وقوع جنگ‌ها و قتل‌هاى فراوان اشاره شده است:

از دور و نزديك خبر جنگ‌ها به گوشتان خواهد رسيد. اما پريشان نشويد، زيرا جنگ‌ها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنيا در آن زمان نيست. (17)

قوم‌ها و ممالك جهان با يكديگر به ستيز برخواهند خاست. (18)

در نقاط دور و نزديك جنگ‌هاى بسيارى بروز خواهد كرد ولى اين علامت فرا رسيدن آخر زمان نيست . (19)

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .
6- زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى:
علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، زياد شدن زنا، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ... (20)

در باور مسيحيان نيز به افزايش گناه و فساد به عنوان نشانه‏هاى ظهور و حوادث آخرالزمان اشاره شده است:

اين را نيز بايد بدانى كه در زمان‌هاى آخر، مسيحى بودن بسيار دشوار خواهد بود زيرا مردم خداپرست، پول‏دوست، مغرور و متكبر خواهند بود، و خدا را مسخره كرده، نسبت‏ به والدين نامطيع و ناسپاس خواهند شد و دست‏ به هر عمل زشتى خواهند زد. مردم سنگدل و بى‏رحم، تهمت‏زن و ناپرهيزكار، خشن و متنفر از خوبى خواهند بود و كسانى را كه مى‏خواهند زندگى پاكى داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خيانت در دوستى امرى عادى به نظر خواهد آمد، انسان‌ها خودراى، تندخو و مغرور خواهند بود و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست‏ خواهند داشت. به ظاهر افرادى مومن، اما در باطن بى‏ايمان خواهند بود. فريب اينگونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (21)

بسيارى برخاسته، خود را نبى معرفى خواهند كرد و عده زيادى را گمراه خواهند نمود، گناه آنقدر گسترش پيدا خواهد كرد كه محبت ‏بسيارى سرد خواهد شد . (22)

 

كلام آخر:
با توجه به اين نشانه‏ها و نيز علائمى ديگر كه بى‏شك واقع خواهد شد و معصومين (عليهم السلام) به آنها اشاراتى فرموده‏اند، به نزديكى باور مسلمانان و مسيحيان پيرامون موضوع آخرالزمان پى مى‏بريم و اين امر مى‏تواند سرآغازى براى مطالعه‏اى دقيق‏تر در خصوص مهدويت‏ باشد . ان‏شاءالله

 

پى‏نوشت‌ها:

1- در انتظار موعود، ص‏103 .

2- متى، 24: 30 و 31 .

3- بحارالانوار، ج‏52، ص‏240 .

4- بحارالانوار، ج‏52، ص‏230 .

5 - عصر ظهور، ص‏297 .

6- لوقا، 17: 28 و 29 و 30 .

7- حوزه، ش‏71، ص‏262 .

8- ارشاد، ج‏2، ص‏371 .

9- بحارالانوار، ج‏52، ص‏300 .

10- موعود، ش‏31، دجال (آنتى كريست در كتاب مقدس) .

11- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

12- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

13- منتخب‏الاثر، ص‏444 .

14- مرقس، 13: 24، 25، 26 .

15- روزگار رهايى، ص‏894 (به نقل از الحاوى للفتاوى، ج‏2، ص‏136) .

16- همان، ص‏896 .

17- متى، 24: 6 .

18- متى، 24: 7 .

19- مرقس، 12: 7 .

20- حوزه، ش‏71، ص‏273 .

21- نامه دوم پولس به تيمورتائوس، 3 .

22- متى، 24: 11، 12، 13 .

منابع و مآخذ: (به ترتيب اهميت در نقل مطالب)

1. CD نور، 2، جامع‏الاحاديث - مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى .

2 . انجيل عيسى مسيح (ع) .

3 . كامل، سليمان، روزگار رهايى، ترجمه على‏اكبر مهدوى‏پور .

4 . كورانى، على، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ دوم 1371 .

5 . شفيعى سروستانى، ابراهيم، در انتظار موعود، مؤسسه فرهنگى موعود، چاپ اول 1376 .

6 . حوزه، شماره 71 و 70 ويژه‏نامه حضرت بقية‏الله‏الاعظم (عج)، مهر، آبان، آذر و دى 1374 .

7 . موعود، شماره 31، فروردين و ارديبهشت 1381 (دجال: مترجم اسماعيل نعمت‏الهى) .

 

منبع:

ماهنامه موعود جوان، ش 26 ، سهيلا صلاحى اصفهانى .

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

مفهوم انتظار

مفهوم انتظار

در اين مقال به مفهوم انتظار، ابعاد و آثار عقيده به ظهور را از منظر مقام معظم رهبري، آية‌الله خامنه‌اي بررسي مي‌نماييم. 

 

مفهوم
انتظار «فرج‏» ... يعني، انتظار حاکميت قرآن و اسلام. شما به آنچه فعلا جهان در آن قرار دارد، قانع نيستيد. حتي به همين پيشرفتي هم که با انقلاب اسلامي به دست آورديد، قانع نيستيد. مي‏خواهيد باز هم به حاکميت قرآن و اسلام، نزديک‏تر بشويد. اين انتظار «فرج‏» است. انتظار فرج، يعني، انتظار گشايش از کار انسانيت .

امروز کار انسانيت، در گره‏هاي سخت، پيچيده و گره خورده است .

...، امروز فرهنگ مادي، به زور به انسان‏ها تحميل شده است؛ اين يک گره است. امروز در سطح دنيا، تبعيض انسان‏ها را مي‏آزارد؛ اين گره بزرگي است.

امروز کار ذهنيت غلط مردم دنيا را به آن ‏جا رسانده است که فرياد عدالت‏خواه يک ملت انقلابي، در ميان عربده‏هاي مستانه قدرت گرايان و قدرتمندان گم مي‏شود؛ اين يک گره است.

امروز مستضعفان آفريقا و آمريکاي لاتين، ميليون‏ها انسان گرسنه آسيا و آسياي دور، ميليون‏ها انسان رنگين پوستي که از ستم تبعيض نژادي رنج مي‏برند؛ چشم اميدشان به يک فريادرس و نجات بخش است و قدرت‌هاي بزرگ نمي‏گذارند، نداي اين نجات‏بخش به گوش آنها برسد؛ اين يک گره است.

فرج؛ يعني، باز شدن اين گره‏ها. ديد را وسيع کنيم؛ به داخل خانه خودمان و زندگي معمولي خودمان محدود نشويم. در سطح دنيا «انسانيت‏» فرج مي‏طلبد؛ اما راه «فرج‏» را نمي‏داند. شما ملت انقلابي مسلمان، بايد با حرکت منظم خود در تداوم انقلاب اسلامي، به فرج جهاني انسانيت نزديک بشويد و شما بايد به سوي ظهور مهدي موعود(عج) و انقلاب نهايي اسلامي بشريت - که سطح عالم را خواهد گرفت و همه اين گره‏ها را باز خواهد کرد - قدم به قدم، خودتان نزديک بشويد و بشريت را نزديک کنيد. انتظار «فرج‏» اين است. (1)

«انتظار» ظهور امام زمان(عج)، به معناي انتظار براي پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت ‏براي همه انسان‏ها [و] انتظار رفع ظلم از صحنه زندگي بشر و انتظار فرا رسيدن دنيايي برتر از لحاظ معنوي و مادي است. (2)

«انتظار» به معناي اشتياق انسان، براي دسترسي به وضعي برتر و بالاتر است و اين حالتي است که بشر هميشه بايد در خود حفظ کند و پيوسته در حال انتظار فرج الهي باشد.

گشايش ابواب رحمت و معرفت و سرازير شدن سرچشمه‏هاي معرفت ‏بر دل انسان، يکي از عمومي‏ترين نمونه‏هاي انتظار فرج است. (3)

قبل از ظهور مهدي موعود(عج)، در ميدان‏هاي مجاهدت، انسان‏هاي پاک امتحان مي‏شوند. در کوره‏هاي آزمايش وارد مي‏شوند و سربلند بيرون مي‏آيند و جهان به دوران آرماني و هدفي مهدي موعود - ارواحنا فداه - روز به روز نزديکتر مي‏شود. اين، آن اميد بزرگ است.
انتظار ظهور، اشتياق انسان‏هاي صالح براي گسترش عدالت است. (4)

انتظار؛ يعني، دل سرشار از اميد بودن نسبت ‏به پايان راه زندگي بشر؛ ممکن است کساني آن دوران را نبينند و نتوانند درک کنند (فاصله هست)؛ اما بلاشک آن دوران وجود دارد. (5)

 

ابعاد
انتظار فرج و اعتقاد به مهدويت علاوه بر ابعاد منطقي، فکري و استدلالي بسيار بارز - آن داراي جنبه‏هاي عاطفي، معنوي و ايماني عميق و بسيار مهمي است و اميد ناشي از ايمان و اعتقاد به وجود منجي، همواره سرمايه عظيم حرکت‏هاي بزرگ در جوامع اسلامي و شيعي شده است. (6)

قانع نشدن به وضع موجود و تلاش فزاينده و مستمر در انجام اعمال نيک و خير، يک بعد از انتظار است.

اميد به آينده‏اي روشن - که در آن سراسر زندگي بشر را تفکر الهي فرا خواهد گرفت - بعد ديگر انتظار است. ملت منتظر ايران، با تکيه بر اميد به پيشرفت و موفقيت، دست‏ به اقدام، تلاش و انقلاب زد و پيروز شد؛ لذا مردم ما بايد روح «انتظار» را به تمام معنا در زندگي خود زنده کنند. (7)

 

آثار عقيده به ظهور
اين عقيده مبارک براي شيعه - آن وقتي که آن را درست فهميده باشد و با آن درست رفتار بکند - يک منبع فيض و يک منبع نور است .

علاوه بر اين که آحاد مردم مسلمان و معتقدان و شيعه، بايد در قلب و در عمل خود، سعي کنند که رابطه معنوي و فکري را با آن بزرگوار حفظ بکنند و خود را به صورتي تربيت کنند و بار بياورند که امام معصوم - که به اراده الهي و با علم الهي، محيط به همه حرکات ما است - از آنها راضي باشد؛ خود اين عقيده نيز آثار و خصوصياتي دارد که اين خصوصيات براي همه ملت‌ها و براي ملت مسلمان ما، حيات بخش است و عمده اين خصوصيات و آثار هم، عبارت است از «اميد به آينده.‏»

امروز هر فرد شيعه، مي‏داند که در يک آينده‏اي - آن آينده، ممکن است‏ خيلي نزديک باشد، ممکن است دوردست ‏باشد، به هر حال قطعي است - اين بساط ظلم و بي عدالتي و زورگويي، که امروز در دنيا هست، برچيده خواهد شد. مي‏داند که اين وضعي که مستکبران در دنيا به وجود آورده‏اند - که هر کسي حرف حقي بزند و راه حقي را دنبال کند، از طرف آنها مورد فشار قرار مي‏گيرد و اراده فاسد خودشان را بر ملت‏ها تحميل مي‏کنند - يک روزي از بين خواهد رفت و گردنکشان، طاغيان، ياغيان و قدرت‏هاي زورگوي عالم، ناگزير خواهند شد که در مقابل حق، تسليم بشوند يا از سر راه حرکت ‏حق، برداشته بشوند هر فرد مسلمان - به خصوص هر فرد شيعه - اين را مي‏داند و به آن يقين دارد.

اين خيلي اميدبخش است. اين موجب مي‏شود که هر انسان خيرخواه و مصلح و علاقه‏مند به صلاح، کار و تلاش و مجاهدت خود را در راه صلاح، با اميد به آينده انجام بدهد. ببينيد اين عقيده چقدر ارزشم‏ند، داراي تاثير و حياتبخش است. (8)

احساسات بسيار خوب است. عواطف پشتوانه بسياري از اعمال نيکوي انسان‏ها است. ايمان و عقيده قلبي، به وجود اين منجي عظيم عالم، شفابخش بسياري از بيماري‏ها و دردهاي معنوي و روحي و اجتماعي است. (9)

مردم ما، ولي الله اعظم و جانشين خدا در زمين و بقيه اهل بيت پيامبر را، با نام و خصوصيات مي‏شناسند؛ از لحاظ عاطفي و فکري با او ارتباط برقرار مي‏کنند؛ به او مي‏گويند؛ به او شِکوه مي‏برند؛ از او مي‏خواهند و آن دوران آرماني (دوران حاکميت ارزش‏هاي والاي الهي بر زندگي بشر) را انتظار مي‏برند. اين انتظار داراي ارزش زيادي است. اين انتظار به معناي آن است که وجود ظلم و ستم در عالم، چشمه اميد را از دل‏هاي منتظران نمي‏زدايد و خاموش نمي‏کند. اگر اين نقطه اميد در زندگي جمعيتي نباشد، چاره‏اي ندارد جز اين‏ که به آينده بشريت، بدبين باشد. (10)

قبل از ظهور مهدي موعود(عج)، در ميدان‏هاي مجاهدت، انسان‏هاي پاک امتحان مي‏شوند. در کوره‏هاي آزمايش وارد مي‏شوند و سربلند بيرون مي‏آيند و جهان به دوران آرماني و هدفي مهدي موعود - ارواحنا فداه - روز به روز نزديکتر مي‏شود. اين، آن اميد بزرگ است. (11)

انتظار و اميد، به انسان جرات اقدام و حرکت و نيرو مي‏بخشد و شيعيان و پيروان آن حضرت، بايد کسب آمادگي معنوي، روحي و ايماني را جزو وظايف خود بدانند و سرمايه عظيم اميد، ايمان و نورانيت را در خود ايجاد کنند تا در حرکت جهاني امام زمان (عج)، در رديف نزديکان (خواص)، ياران و همکاران آن حضرت قرار گيرند. (12)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- خطبه نماز جمعه 29/3/60.

2- کيهان 8/10/75.

3- همان.

4- کيهان هوايي 12/10/75.

5- سخنراني قم 30/11/70.

6- جهان اسلام 9/11/72.

7- کيهان 12/12/69.

8- جمهوري اسلامي 15/9/77.

9- جمهوري اسلامي 23/8/79.

10- سخنراني قم 30/11/70.

11- سخنراني قم 30/11/70.

12- جهان اسلام 9/11/72.

زائربقيع شنبه بیست و ششم مرداد 1387 نظر بدهید!

طاووس بهشتیان

طاووس بهشتیان

مؤلف ارجمند كتاب مكیال المكارم، در بخش چهارم كتاب خود جمال و زیبایی حضرت مهدی(عج) را به عنوان یكی از ویژگی‏ها و خصایص آن حضرت كه مایه لزوم دعا برای ایشان است، برشمرده و می‏نویسد:

بدان كه مولای ما حضرت صاحب‏الزمان(عج) زیباترین و خوش صورت‏ترین مردم است؛ زیرا كه شبیه‏ترین مردم به پیغمبر اكرم‏(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏باشد. (1)

از بررسی روایات و مطالعه حكایات نیك‏بختانی كه توفیق زیارت آن امام را یافته‏اند نیز برمی‏آید كه قامت و رخسار نازنین امام ‏عصر(علیه‌السلام) در كمال زیبایی و اعتدال بوده و جزء جزء سیمای مباركش دل‏ربا و خیره‏كننده است .

قیامت قامت و قامت قیامت                                          قیامت كرده‏ای ای سرو قامت

مؤذن‌ گر ببیند قامتت را                                                به قد قامت بماند تا قیامت

آری، همین قامت رعنا و رخسار دل‏ربا بوده است كه موجب شده هزاران عاشق دل‏سوخته هر صبح و شام با زاری و التماس از خدای خود بخواهند كه:

أَللَّهُمّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَ الغُرَّةَ الحَمیدَةَ وَاكحَلْ ناظِری بِنَظَرَةٍ مِنّی إلَیْهِ؛ خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دل‏آرا را به من بنمای و دیدگان مرا با یك نگاه به او روشن ساز.

آن حضرت، افزون بر همه زیبایی‏های ظاهری، جامع همه كمالات روحی و سجایای اخلاقی نیز هست و همین امر نیز موجب شده كه ایشان از نظر خلق و خو نیز شبیه‏ترین مردم به پیامبر گرامی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باشد.

 

 سیمای ظاهری
روایات فراوانی در توصیف جمال دل‏آرای آخرین حجت خدا، حضرت مهدی(علیه‌السلام) وارد شده است كه در مجموع می‏توان آنها را به دو بخش تقسیم كرد:

با توجه به روایات می‏توان همه خصال و صفاتی را كه در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی(علیه‌السلام) نیز نسبت داد.

دسته اول، روایاتی كه به توصیف كلی سیرت و صورت آن حضرت بسنده كرده و از ایشان به عنوان شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یاد نموده‏اند كه از آن جمله می‏توان به روایات زیر اشاره كرد:

- از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است كه پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند:

با توجه به  روایات می‏توان همه خصال و صفاتی را كه در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی(علیه‌السلام) نیز نسبت داد.
 المَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی، إسْمُهُ إسمی، و كُنْیَتُهُ كُنْیَتی، أشْبَهُ النَّاسِ بی‏خَلْقاً و خُلْقاً... (2)؛ مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنیه او كنیه من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبیه‏ترین مردم به من است.

- احمد بن اسحاق بن سعد قمی می‏گوید: از امام حسن عسكری(علیه‌السلام) شنیدم كه می‏فرمود:

ألْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یُخْرِجْنی مِنَ الدُّنْیا حَتّی أَرانیَ الخَلَفَ مِنْ بَعْدی، أشْبَهَ النّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) خَلْقاً و خُلقاً... (3) ؛ سپاس از آن خدایی است كه مرا از دنیا نبرد تا آن كه جانشین مرا به من نشان داد، او از نظر آفرینش و اخلاق شبیه‏ترین مردم به رسول خداست.

با توجه به این روایات می‏توان همه خصال و صفاتی را كه در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی(علیه‌السلام) نیز نسبت داد.

قرآن كریم در آیات متعددی به توصیف پیامبر خاتم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگی‏های برجسته و منحصر به فردش ستوده است كه از آن جمله می‏توان آیات زیر را برشمرد:

- در نخستین آیه خداوند كریم، ویژگی نرم‏خویی پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را یادآور شده و می‏فرماید اگر این ‌چنین نبودی مردم از پیرامون تو پراكنده می‏شدند:

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلیظَ القَلْبِ لانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ... (4) ؛ پس با بخشایشی از [سوی] خداوند، با آنان نرم‏خویی ورزیدی و اگر درشت‏خویی سنگ‌دل می‏بودی، از دورت می‏پراكندند....

- در آیه‏ای دیگر، خداوند متعال به دلسوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبت بی‏پایان رسول خاتم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نسبت به امتش اشاره كرده، می‏فرماید:

 «لَقَدْ جائَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتمْ حَریصٌ عَلَیْكُم بِالمُؤْمِنینَ رَئوفٌ رَحیمٌ (5)؛ بی‏گمان پیامبری از [میان] خودتان نزد شما آمده است كه هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است.


- یكی دیگر از آیات قرآن، رحمت بودن پیامبر اكرم نسبت به همه جهانیان را مورد توجه قرار داده، می‏فرماید:

«وَ ما أَرسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ» (6)؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‏ایم.

خاتم اوصیا نیز چون خاتم پیامبران مظهر نرم‏خویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همه جهانیان است.
- آیه دیگری از قرآن در مقام ستایش خلق و خوی بی‏نظیر پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏فرماید:

«وَ إنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» (7)؛ و به راستی تو را خویی است سترگ.

خاتم اوصیا نیز چون خاتم پیامبران مظهر نرم‏خویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همه جهانیان است.

با توجه به آنچه گذشت می‏توان گفت: خاتم اوصیا نیز چون خاتم پیامبران مظهر نرم‏خویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همه جهانیان است.

 روایاتی كه به توصیف ویژگی‏های سیرت و صورت پیامبر اكرم پرداخته‏اند نیز فراوان‏اند، كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏كنیم:

 در روایتی كه از امام محمد باقر(علیه‌السلام) نقل شده ویژگی‏های ظاهری پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چنین توصیف شده است:

«رخسار پیامبر خدا سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته، و كف دست و پایش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان كه گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه‏اش بزرگ بود، چون به كسی روی می‏كرد به خاطر مهربانی شدیدی كه داشت با همه بدن به جانب او توجه می‏نمود. یك رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده بود، انگار كه میانه صفحه نقره خالص خطی كشیده شده باشد. گردن و شانه‏هایش مانند گلاب‏پاش سیمین بود. بینی كشیده‏ای داشت. هنگام راه رفتن محكم قدم برمی‏داشت كه گویا به سرازیری فرود می‏آید، باری، نه قبل و نه پس از پیغمبر خدا كسی مثل او دیده نشده است. (8)

دسته دوم، روایاتی كه خصال و سیمای امام مهدی(علیه‌السلام) را به تفصیل بیان كرده و ویژگی‏های آن حضرت را یك به یك برشمرده‏اند. برخی از روایاتی كه در این زمینه وارد شده به شرح زیر است:

از پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در توصیف آن حضرت روایت شده است كه:

 «ألمَهدیُّ طاوُوسُ أَهْلِ الجَنَّةِ وَجُهُه كَالقَمَرِ الدُّرّی عَلَیهِ جَلابِیبُ النُّورِ؛ مهدی طاووس اهل بهشت است. چهره او مانند ماه درخشنده است. بر [بدن] او جامه‏هایی از نور است.

امام باقر(علیه‌السلام) از پدرش، از جدش روایت می‏كند كه امام علی(علیه‌السلام) روزی، در حالی كه بر بالای منبر بود، فرمود:


«یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدی فی آخِرِالزَّمانِ أبْیَضُ اللَّون، مُشْرَبٌ بِالحُمْرَةِ، مَنْدَحُ [مَبْدحُ] البَطْنِ، عَریضُ الفَخْذَینِ، عَظیمُ مَشاشِ المَنْكَبَینِ، بَظَهِرهِ شامَتانِ؛ شامَةٌ عَلی لَونِ جِلْدِهِ و شامَةٌ عَلی شِبْهِ شامَةِ النَّبِّی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)...» (9)؛ از فرزندان من در آخرالزمان مردی ظهور می‏كند كه رنگ [صورتش] سفید متمایل به سرخی و سینه‏اش فراخ و شانه‏هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یكی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله).

امام رضا(علیه‌السلام) نیز در بیان صفات و ویژگی‏های امام عصر(علیه‌السلام) می‏فرماید:

«إنَّ القائِمَ هُوَ الذَّی إذا خَرَجَ كانَ فی سِنِّ الشُّیوُخِ وَ مَنْظَرِ الشباب، قوِیّاً فی بَدَنِه حَتّی لَوْ مَدَّ یَدَهُ إلی أعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلی وَجْهِ الأرْضِ لَقَلَعَها و لَوْصاحَ بَیْنَ الجِبالِ لَتَدَكْدَكَتْ صُخُوُرها» (10)؛ قائم كسی است كه در سن پیرمردان و با چهره جوانان قیام كند و نیرومند باشد تا بدانجا كه اگر دستش را به بزرگ‏ترین درخت روی زمین دراز كند آن‏ را از جای بر كند و اگر بین كوه‏ها فریاد برآورد صخره‏های آن فروپاشد.

آن حضرت در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی كه از ایشان می‏پرسد: «نشانه‏های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟» می‏فرماید:

نشانه مهدی این است كه بر كارگزاران [دولت خویش] سخت‏گیر، بسیار بخشنده و با مستمندان مهربان است.

«عَلامَتُهُ أنْ یَكُونَ شَیْخَ السِّنِّ، شابَّ المَنْظَرِ، حَتّی أنَّ النّاظِرَ إِلَیهِ لَیَحْسَبَهُ ابْنَ أرْبَعینَ سَنَةً أوْ دُونَها و إنَّ مِن عَلاماتِه أَنْ لایَهْرَمَ بِمُرُورِ الأَیّامِ وَ اللیَّالیَ حَتّی یَأتِیَهُ أجَلُهُ» (11)؛ نشانه‏اش این است كه در سن پیری است ولی منظرش جوان است به گونه‏ای كه بیننده می‏پندارد چهل ساله و یا كمتر از آن است و نشانه دیگرش آن است كه به گذشت شب و روز پیر نشود تا آن كه اَجَلش فرا رسد.

امام صادق(علیه‌السلام) نیز آن حضرت را این گونه توصیف می‏كند:

«لَیْسَ بالطَّویل الشّامِخِ وَلا بالقَصیرِ اللّازقِ بَلْ مَرْبُوعُ القامَةِ، مُدَوَّرُ الهامَّةِ، واسِعُ الصَّدْرِ، صَلتُ الجَبینِ، مَقْروُنُ الحاجِبَیْنِ، عَلی خَدِّهِ الأَیَمنِ خال "كأَنَّهُ فُتاتُ المِسْكِ عَلی رَضْراضَةِ العَنَبرِ"» (12)؛ میانه بالا، نه بسیار بلند قد و نه بسیار كوتاه قد، صورتی گرد، سینه‏ای فراخ، پیشانی سفید، ابروانی به هم پیوسته، خالی به گونه راستش، چون دانه مشك كه بر قطعه عنبر سائیده باشد.

ابراهیم بن مهزیار نیز كه به شرف ملاقات امام مهدی(علیه‌السلام) رسیده است، در بیان خصال آن امام می‏گوید:

او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونه‏ها و بینی كشیده و قامتی بلند و نیكو چون شاخه سرو و گویا پیشانی‏اش ستاره‏ای درخشان بود و بر گونه راستش خالی بود كه مانند مشك و عنبر بر صفحه‏ای نقره‏ای می‏درخشید و بر سرش گیسوانی پر پشت و سیاه و افشان بود كه روی گوشش را پوشانده بود و سیمایی داشت كه هیچ چشمی برازنده‏تر و زیباتر و با طمأنینه‏تر و با حیاتر از آن ندیده است. (13)

نشانه مهدی این است كه بر كارگزاران [دولت خویش] سخت‏گیر، بسیار بخشنده و با مستمندان مهربان است.
 خصال روحی
در مورد سجایا و مكارم اخلاقی امام مهدی(علیه‌السلام) نیز روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏كنیم:

- «ابن حماد» در كتاب خود از یكی از راویان اهل سنت در مورد ویژگی‏های امام مهدی(علیه‌السلام) چنین نقل می‏كند:

 «عَلامَةُ المَهدِیّ أن یَكُوَن شَدیداً عَلَی العُمّالِ جواداً بِالمالِ رَحیماً بِالمَساكِین» (14)؛ نشانه مهدی این است كه بر كارگزاران [دولت خویش] سخت‏گیر، بسیار بخشنده و با مستمندان مهربان است.

- امام صادق(علیه‌السلام) نیز در پاسخ این پرسش كه امام زمان(علیه‌السلام) چگونه شناخته می‏شود، می‏فرماید:

 «بالسَّكینةِ و الوَقارِ [...] وَ تَعرِفُهُ بِالحَلالِ و الحَرامِ وَ بِحاجةِ النّاس