تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

زرگ‌ترین کار فرهنگی دولت نهم ایجاد امید در ملت بود (انتخابات ریاست جمهوری)

همایش فرهیختگان و دانشگاهیان حامی دولت اسلامی ـ 3
قربانی: بزرگ‌ترین کار فرهنگی دولت نهم ایجاد امید در ملت بود

خبرگزاری فارس: رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان با تاکید بر اینکه بزرگ‌ترین کار فرهنگی دولت نهم ایجاد امید در ملت بود، گفت: در این شرایط ملت، اساتید و دانشگاهیان توانستند کارهای بزرگی انجام دهند.‌

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، غلامرضا قربانی رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان دوشنبه‌شب در همایش فرهیختگان و دانشگاهیان حامی دولت اسلامی با اشاره به مباحثی که درمورد گوشه‌گیر و منزوی شدن ایران در دنیا مطرح می‌شود، تصریح کرد: زمانی که در سن جوانی به آمریکا رفتم برای تدریس اصلا ایران را نمی‌شناختند و تنها با نام امام (ره) متوجه ایران می‌شدند اما چند ماه پیش که یکی از همکاران از فرصت مطالعاتی برمی‌گشت خواسته‌ بود دستگاهی دسته‌ دوم را بیاورد که به او گفته‌ بودند کشوری که تکنولوژی هسته‌ای را دارد چگونه چنین دستگاهی را ندارد.
قربانی تکنولوژی سانتریفیوژها را فوق‌العاده دانست و گفت: من به آقای رئیس‌ جمهور هم گفتم که اگر مانند بحث سانتریفیوژها به دانشگاهیان اعتماد شود خیلی از فناوری‌ها را در دانشگاه تامین خواهیم کرد.
این استاد دانشگاه به سفر سال گذشته خود به حج عمره و صحبتش با یک دانشجوی عربستانی اشاره و اضافه کرد: آخرین سخن این دانشجو آن بود که وقتی احمدی را دیدی از طرف من لطف کن پیشانی‌اش را ببوس.
وی با بیان اینکه اینها دو نمونه از وضعیت ما در دنیای غرب و اسلام است، گفت: آیا با این شرایط ما منزوی شده‌ایم؟
رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان به مباحث مطرح شده در مورد آمارهای غلط و هجمه سنگین مبنی بر دروغ بودن آمار دولت اشاره و تصریح کرد: بعضی‌ وقت‌ها آنقدر تهمت‌ها زیاد است که خود ما نیز نسبت به عملکرد خود شک می‌کنیم.
قربانی به افتتاح پروژه‌هایی با عمر 20 سال در دولت نهم اشاره و اضافه کرد: به عنوان نمونه کتابخانه دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان بزرگ‌ترین کتابخانه دانشگاه‌های دولتی در حالی که حدود 16 سال قبل از دولت نهم کلنگ خورده‌ بود مدتی پیش افتتاح شد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه رشد مقالات ISI در چند سال اخیر در دانشگاه صنعتی اصفهان حدود چهار برابر بوده‌ است، عنوان کرد: با این وجود تلاش کرده‌ایم تا کارها و برنامه‌ها را از تئوریک به سمت کاربردی ‌شدن برویم.
وی با تاکید بر اینکه اقتدار ملی از طریق اقتدار علمی حاصل خواهد شد، اظهار داشت: نکته‌ای که از آمارها مهمتر است آن که دلیل پیشرفت و عوامل آن چیست؟
قربانی بزرگ‌ترین کار فرهنگی دولت نهم را ایجاد امید در همگان دانست و گفت: در این شرایط دانشگاهیان، اساتید و ملت کارهای بزرگی انجام دادند.
رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان عدم ورود به منازعات سیاسی را از دیگر ویژگی‌های برتر دولت نهم دانست و گفت: هنوز یادمان نرفته که همّ و غمّ برخی افراد در دوران اصلاحات چه بود اما خوشبختانه این دولت چهار سال آرامش ایجاد کرد.
قربانی نهضت خدمت‌رسانی در دولت نهم را مورد اشاره قرار داد و گفت: وقتی رئیس‌ جمهور در شبانه‌روز حدود 20 ساعت کار می‌کند من که یک مدیر او هستم خجالت می‌کشم کمتر از 15 ساعت کار کنم یا در مورد ساده‌زیستی و غذا خوردن نیز همین‌طور.
وی در پایان تصریح کرد: به قول آقای کلهر، رئیس‌ جمهور انرژی خود را از برنج، گوشت، لپه و... نمی‌گیرد بلکه انرژی او انرژی هسته‌ای اشت.

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد حتما حتما بخوانيد

قای نخست وزیر دوران دفاع مقدس!شما کجا و معتمدآریا کجا؟ (انتخابات ریاست جمهوری)

آقای نخست وزیر دوران دفاع مقدس!شما کجا و معتمدآریا کجا؟

آقای موسوی! شما همواره سعی داشته‌اید در ظاهر خود را فردی مبادی آداب و اصول ارزشی نشان دهید، اما آن ادعا کجا و استفاده از فردی همچون معتمدآریا که مهم ترین مشکل سینمای ایران پس از انقلاب را حذف سکس و شراب می‌داند، کجا؟

به گزارش برنا، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با صدور نامه‌ای سرگشاده خطاب به موسوی، نسبت به حضور فاطمه معتمدآریا در فیلم تبلیغاتی وی به شدت اعتراض کردند.

متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای میرحسین موسوی
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری

هنگامی که قدم در عرصه حساس انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری نهادید، بسیاری شما را هندوانه سربسته‌ای می‌دانستند که رویکردتان آنچنان که باید، مشخص نیست، اما به مرور زمان این هندوانه سربسته، سر گشود و ماهیت خود را به همگان نشان داد.

در ابتدای حضورتان در عرصه، عده‌ای حتی گمان می‌کردند که شاید بتوان شما را یک اصولگرا به شمار آورد، اما رفته رفته با آشکار شدن اطرافیانتان مشخص شد که اوضاع نه چنین است که گمان می‌شود.

آقای موسوی! حضور اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و به ویژه اعضای گروهک غیرقانونی نهضت آزادی و حتی برخی از سرکردگان گروهک غیرقانونی و غیردانشجویی علامه، به مثابه یک شوک به کسانی بود که گمان می‌کردند نخست‌وزیر زمان دفاع مقدس به اصول و مبانی نظام جمهوری اسلامی به طور کامل پایبند است.

برخی اخبار منتشر شده از سوی رسانه‌ها مبنی بر جلسات شما با اعضای گروه‌های جدایی‌طلب نیز همچون آب‌سردی بود که بر پیکره همان اندک طرفداران میهن‌دوست شما ریخته شد و بی‌شک به واسطه این ارتباطات مشکوک، بسیاری از طرفداران اولیه خود را از نیز دست دادید.

اما آقای موسوی! آخرین اقدام حضرتعالی که موجب یأس مردم شریف، مسلمان، آزادی‌خواه و میهن‌دوست ایران از شما را فراهم کرد، حضور چهره‌ای همچون فاطمه معتمد‌آریا در فیلم تبلیغاتی شما بود.

آقای موسوی! شما که صیانت از حریم زنان را یکی از شعارهای تبلیغاتی خود قرار داده‌اید، آیا از طرز فکر و سابقه شخصی چون معتمدآریا اطلاع‌دارید که او را به عنوان یک زن مثلا الگو در فیلم تبلیغاتی خود به مقابل دوربین می‌برید؟

آقای موسوی! شما بزرگ ترین افتخار خود را نخست‌وزیری دوران دفاع مقدس می‌دانید و بارها و بارها نیز مشاهده شده است که شما و اعضای ستادتان به هر دری می‌زنید تا با استفاده از آبروی شهدا به خود اعتباری ببخشید، اما آن ادعاها کجا و استفاده از شخصی چون معتمدآریا در فیلم تبلیغاتی‌تان کجا؟

آقای موسوی! شما در اغلب سخنرانی‌هایتان برای تحریک احساسات مردمی، به آبرو و احترام فوق‌العاده شهدا در نزد مردم شهیدپرور ایران چنگ می‌‌زنید، اما از طرف دیگر برای جلب رأی برخی گروه‌های خاکستری، از فردی همچون معتمدآریا استفاده می‌کنید که در سال‌های گذشته فیلمی از وی درباره تمسخر شهید بزرگ جهان‌آرا و دفاع مقدس بیرون آمده است.

آقای موسوی! آن ادعا کجا و این رفتار شما کجا؟ آیا این کار شما توهینی آشکار به ملت قدرشناس و شهیدپرور ایران نیست؟
آیا رسیدن به پست ریاست‌جمهوری آنقدر ارزش دارد که برای آن، بر همه سابقه خود در دوران دفاع مقدس خط بطلانی کشیده و آخرت خود را فدای برخی زرمداران و زورمدارانی می‌کنید که با به قدرت رسیدن شما، مجددا دستشان برای سوءاستفاده از بیت‌المال دراز می‌شود؟

آقای موسوی! شما همواره سعی داشته‌اید در ظاهر خود را فردی مبادی آداب و اصول نشان دهید، اما باز هم آن ادعا کجا و استفاده از فردی همچون معتمدآریا که مهمترین مشکل سینمای ایران پس از انقلاب را حذف سکس و شراب می‌داند، کجا؟

آقای موسوی! حال که نشان دادید، جنبه به قدرت رسیدن را ندارید، از شما خواهش می‌کنیم برای حفظ اندک اعتبار و آبرویی که از شما در نزد مردم باقی مانده است، عطای ریاست‌جمهوری را به لقایش ببخشید و بیش از این خود را در نزد مردم شهید‌پرور و انقلابی ایران خوار نکنید.

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


معتمد اهل سنت تایباد:خدمات دولت نهم درمناطق اهل سنت قابل تقدیر است Print E-mail
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸


معتمد اهل سنت تایباد با انتقاد از فضا سازی علیه دولت نهم در مناطق اهل سنت گفت: برعکس آنچه از طرفداران نامزدها اظهار می شود، خدمات دولت نهم در این مناطق بیشتر از خدمات دیگر دولتها در بعد از انقلاب است.

جهانگیر ابوبکری روزسه شنبه درجمع مردم تشیع و تسنن شهرستان تایباد درمسجد جامع احناف این شهر از تحریک تعصبات مذهبی مردم منطقه برای جذب آرای اهل سنت انتقاد کرد.

وی گفت: مردم شهرستان مرزی تایبادخواستاررفع مشکلات در منطقه می باشند و با شعار کار درست نمی شود، باید درعمل برای اهل سنت کاری انجام شود.

این فعال سیاسی اهل سنت افزود: این آقایان هم که در دولتهای گذشته مسوولیت داشتند بگویند چة دسته گلی برای عمران و آبادی و ایجاد اشتغال بر سر اهل سنت منطقه زده اند.

وی باحمایت از دولت احمدی نژاد گفت: تنهادولتی که به اهل سنت وعده نداد ولی عملا در عمران و آبادانی منطقه کار موثر انجام داد، دولت نهم بوده است.

وی تاکید کرد: مردم شعارهای سیاسی را شنیده و ترفندهای سیاسی جناحها را تاکنون آزمایش کرده اند.

وی گفت: امروزآنچه مورد درخواست اهل سنت است، عمران آبادانی ورفع محرومیت و بیکاری از جامعه می باشد.

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز جمعه بیست و دوم خرداد ماه جاری برگزار می شود.
شهرستان تایباد در 225 کیلومتری مشهد مرکز استان خراسان رضوی واقع است.

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


موضوع دخالت رئیس‌جمهور در پذیرش پروین احمدی‌نژاد کذب و قابل پیگیری حقوقی است

رئیس دانشگاه پیام نور موضوع دخالت از سوی رئیس جمهور برای پذیرش پروین احمدی‌نژاد در مقطع دکترای دانشگاه پیام نور را به شدت تکذیب کرد و گفت: چنین تهمتی قابل پیگیری حقوقی از سوی دانشگاه است.

محمد حسینی در گفت‌وگو با فارس با تأکید براینکه پروین احمدی‌نژاد در سال 86 در آزمون فراگیر مقطع دکترای دانشگاه پیام نور شرکت کرده است، افزود: پروین احمدی‌نژاد پس از طی مراحل کتبی و مصاحبه آزمون فراگیر مقطع دکترای دانشگاه پیام نور جزو بالاترین امتیازات برای پذیرش در این مقطع بود در نتیجه در مقطع دکترای دانشگاه پیام نور پذیرش شده و در حال تحصیل است.

وی با بیان اینکه برای پذیرش پروین احمدی‌نژاد هیچ دخالتی از سوی رئیس جمهور صورت نپذیرفته است گفت: در تعدادی از سایت‌ها ذکر شده است که استادی به دلیل ندادن نمره به خانم احمدی‌نژاد از دانشگاه پیام نور اخراج شده است که این مورد به شدت تکذیب می‌شود و اگر کسی ادعایی در این زمینه دارد می‌تواند مطرح کند.

وی گفت:‌ متأسفم که به خاطر اهداف سیاسی چنین مباحثی به سایت‌های اینترنتی کشیده می‌شود و افرادی که دم از اخلاق و ادب می‌زنند در عمل خلاف آن رفتار می‌کنند.

رئیس دانشگاه پیام نور اظهار داشت: مسئله تهمت به پروین احمدی‌نژاد و دانشگاه پیام نور از سوی این دانشگاه پیگیری حقوقی می‌شود چرا که این مبحث یک بحث شخصی و بحث آسیب‌رسانی به دانشگاه پیام نور است.

*به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از دانشگاه پیام نور، بدینوسیله به اطلاع‌می‌رساند، مطالبی در خصوص ادامه تحصیل خانم پروین احمدی‌نژاد در دانشگاه پیام نور در برخی سایت ها درج شده، که عاری از حقیقت است.

این دانشگاه افزود: ایشان به همراه جمعی دیگر در آزمون شرکت کرده و طبق مقررات پذیرش صورت گرفته و دانشگاه تاکنون هیچ گونه امتیازی برای ایشان در نظر نگرفته است.

بنا بر این گزارش، در ضمن هیچ استادی از دانشگاه پیام نور اخراج نگردیده است.

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

گزارشی اجمالی از رفتارهای ضداخلاقی در اردوگاه هاشمی و موسوی
دروغگو کیست؟
Print E-mail
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸


ثانیه نیوز- وطن- میرحسین موسوی کاندیدای اصلاح‌طلبی که به جز خیل کثیری از مدیران جریان دوم خرداد، حمایت‌های غیرقابل برآورد مالی و معنوی هاشمی‌رفسنجانی و خاندانش را نیز پشت سر خود دارد، در برنامه‌های انتخاباتی خود ضمن تلاش برای القای «خطر» در جامعه‌، سعی کرد خود را چهره‌ای «موقر» القا و در مقابل، محمود احمدی‌نژاد را به دور از اخلاق و مبادی‌آداب معرفی کند. میرحسین موسوی در همین راستا و از همان ابتدای تبلیغات انتخاباتی خود تمام برنامه‌های خود را بر محور القای قانون‌گریزی دولت استوار و سعی کرد تا با ایجاد یک ذهنیت مشوش در جامعه، فضای مطلوب خود را در جهت عدم پذیرش آمار عملکرد دولت احمدی‌نژاد به‌وجود آورد. کمیته جنگ روانی ستاد میرحسین موسوی موسوم به «کمیته ایکس» نیز در این راستا برنامه‌ای هدفمند طراحی کرده تا زمینه‌سازی برای تحقق اهداف موسوی در تخریب احمدی‌نژاد فراهم شود. اما به دلیل تاثیرگذاری فراوان گفتمان احمدی‌نژاد و نیز برتری غیرقابل انکار وی در مناظره در مقابل موسوی و کروبی، این استراتژی نه‌تنها راه ‌به جایی نبرد که نتیجه معکوس به دنبال داشت.

از سوی دیگر جسارت احمدی‌نژاد در بیان اسامی و مفسدان دانه‌درشت اقتصادی که اراده و صرافت وی برای مقابله با این جماعت را نشان می‌دهد، موجب شد، موج گسترده هواداری از احمدی‌نژاد در سراسر کشور بویژه شهرهای بزرگ ایجاد شود. همین موضوع و نیز انتقادات و سرخوردگی هواداران میرحسین به خاطر رفتار وی در مناظره‌ها موجب بروز رفتاری از وی شد که همگان در به اصطلاح مناظره وی با کروبی مشاهده کردند. میرحسین موسوی در این برنامه در حالی که به هیچ‌وجه مستنداتی درباره رد آمارهای رئیس‌جمهور نداشت، به‌طور مستمر اقدام به تخریب دولت و توهین به رئیس‌جمهور کرد و در نهایت در اقدامی حیرت‌آور و بی‌سابقه صریحا رئیس‌جمهور را «دروغگو» خواند و مدعی شد که او واقعیات را به مردم نمی‌گوید.

قطعا شمار زیادی از مردم این حرکات میرحسین موسوی را مشاهده کرده و بدون شک تحلیل درستی از دلایل این واکنش وی داشته و دارند. از سوی دیگر طی روز گذشته بازخورد این رفتار موسوی در جامعه نشان‌دهنده آگاهی مردم از واقعیات است. با این وجود شرح فقط بخشی از کمیته عملیات روانی ستاد آقای موسوی برای تشویش افکار و اذهان می‌تواند واقعیات پشت پرده ستاد وی و نیز تیم تصمیم‌گیری موسوی را آشکار کند. کمیته جنگ روانی یا همان کمیته «ایکس» که متشکل از «بهزاد نبوی، خسرو تهرانی، ‌مصطفی تاج‌زاده، سعید حجاریان، علی ربیعی، محسن آرمین، محمد نعیمی‌پور، محسن امین‌زاده، محمد عطریانفر و محسن هاشمی» است طی هفته‌ها و بویژه روزهای اخیر برنامه‌های فشرده‌ای را برای تاثیرگذاری در انتخابات آغاز کرده است. به عنوان مثال بخشی از اقدامات این کمیته طی روزهای اخیر بدین‌شرح است که تاملی کوتاه در این اقدامات بخوبی دوگانگی آشکار نیات و رفتار موسوی را نمایش خواهد داد:

1ـ انتشار خبر دروغ درباره حمایت صریح مراجع از احمدی‌نژاد و سپس مراجعه به بیوت مراجع جهت اخذ تکذیبیه این موضوع و در ادامه فضاسازی برای این اقدام.

2ـ انتشار عکس‌های زهرا رهنورد (همسر موسوی) در تیراژ بسیار گسترده و انتساب آن به حامیان احمدی‌نژاد و مظلوم نمایی در این باره که ‌طی روزهای گذشته عاملان این اقدام توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده و در بازجویی‌ها اعتراف کرده‌اند که از سعید.‌ح، ‌عضو کمیته ایکس دستور گرفته‌اند.

3ـ این کمیته در راستای پروژه سیاه‌نمایی و تشکیک در سلامت انتخابات تصمیم گرفته  تعرفه‌های رای را در شمارگان بسیار بالا توزیع کرده و سپس تمام‌ تلاش خود را برای القای تقلب در انتخابات و در راستای سلب اعتماد عمومی به کار گیرد. به خوبی پیداست این اقدام نشانگر آگاهی آنان از شکست قطعی در انتخابات است. گفتنی است، این تصمیم در راستای زمینه‌سازی برای انقلاب‌های رنگین مصوب شده است. درباره انقلاب‌های رنگین البته کمیته ایکس تصمیمات مدونی مصوب کرده است،‌ به عنوان مثال آنان بر آن هستند تا پیش از برگزاری انتخابات، شایعه پیروزی موسوی را مطرح کنند، تا آنگاه که این اتفاق رخ نداد، تمام تلاش خود را برای حضور افراطیون در خیابان‌ها و اغتشاش عمومی به کار بندند.

4ـ حمله ساختگی به ستادهای میرحسین برای مظلوم‌نمایی و ایجاد زمینه اغتشاش و آشوب و پخش اخبار مضروب‌شدن افراد ستادها و همچنین دستور آتش‌زدن عمدی ستادهای موسوی و انتساب آن به اعضای ستاد احمدی‌نژاد در چهارشنبه شب.

5ـ انجام سنگین‌ترین پروژه عملیاتی علیه دکتر احمدی‌نژاد که با فحاشی میرحسین به احمدی‌نژاد، فاز اول آن کلید خورد و فاز دوم عملیاتی آن نیز روز گذشته با پخش 10 میلیون سی‌‌دی تخریبی علیه احمدی‌نژاد در سطح کشور ادامه یافته است. این تصمیمات کمیته ایکس، که شورای راهبری ستاد انتخاباتی میرحسین به شمار می‌روند، آیا در تعارض و تناقض با آنچه میرحسین موسوی مدعی آن است، نیست؟ بدون شک میرحسین موسوی اینک باید نسبت به دوگانگی‌ها و تعارضات فعالیت‌های انتخاباتی خود پاسخگو باشد. هرچند حمایت تمام قد هاشمی‌رفسنجانی و خاندانش از وی جای هیچ‌گونه پاسخگویی برای وی نگذاشته است.
عملیاتی علیه دکتر احمدی‌نژاد که با فحاشی میرحسین به احمدی‌نژاد، فاز اول آن کلید خورد و فاز دوم عملیاتی آن نیز روز گذشته با پخش 10 میلیون سی‌‌دی تخریبی علیه احمدی‌نژاد در سطح کشور ادامه یافته است. این تصمیمات کمیته ایکس، که شورای راهبری ستاد انتخاباتی میرحسین به شمار می‌روند، آیا در تعارض و تناقض با آنچه میرحسین موسوی مدعی آن است، نیست؟ بدون شک میرحسین موسوی اینک باید نسبت به دوگانگی‌ها و تعارضات فعالیت‌های انتخاباتی خود پاسخگو باشد. هرچند حمایت تمام قد هاشمی‌رفسنجانی و خاندانش از وی جای هیچ‌گونه پاسخگویی برای وی نگذاشته است.

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

تقديم به آزاد انديشان



دروغ‌های احمدی‌نژاد


سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸


از آنجا که نامزدهای محترم در مناظره رودررو با احمدی‌نژاد به چیز- چیز می‌افتند، لذا در مناظره‌های دیگر، همین که چیز دکتر را دور می‌بینند، دهانشان باز و زبانشان چیز می‌شود. ما در زیر برای ابتهاج روح آقای چیز و اون یکی که از شهرام جزایری پول گرفت و ننه‌جونش هم از نرخ تورم باخبر است، دروغ‌های دکتر را ردیف می‌کنیم. قبل از خواندن ذکر این نکته ضروری است که بر اساس آخرین آمار ارائه شده توسط موسسه گالوپ، آقای موسوی در مناظره یکشنبه شب با کروبی تنها 14 بار کلمه چیز را به کار برد که این در مقایسه با تعداد چیزهای گفته شده در مناظره با دکتر، روند رو به کاهش از خود نشان داده است.

و اما دروغ‌های دکتر احمدی‌نژاد:

1- دکتر گفته بود که ماهواره امید را به فضا می‌فرستیم. این در حالی است که ماهواره امید به فضا نرفت بلکه به فضا پرتاب شد و از آنجا که رفتن با پرتاب کردن فرق دارد لذا احمدی‌نژاد به مردم دروغ گفته است.
2- دکتر گفته بود به سفرهای استانی می‌رود، درست؛ اما کجا گفته بود که به مناطق زاغه‌نشین هم سرمی‌زند؟! این هم یک دروغ دیگر.

3- دکتر گفته بود اسامی مفسدین اقتصادی را از جیب کتش بیرون می‌آورد اما در مناظره با میرحسین موسوی، به جای اینکه اسامی را از جیب کتش بیرون بیاورد و بخواند، به صورت فی‌البداهه اسم آقازاده‌ها را آورد و خب! آیا این دروغ گفتن به مردم نیست؟!

4- دکتر وعده داده بود به سفرهای استانی می‌رود ولی به این حرفش هم عمل نکرد و به جای عمل به وعده سفرهای استانی، به استان‌های دیگر سفر کرد و خب، سفرهای استانی با مسافرت به دیگر استان‌ها خیلی تفاوت دارد. این هم یک دروغ.

5- احمدی‌نژاد گفته بود ایران موشکی تولید می‌کند که بردی معادل 2 هزار کیلومتر داشته باشد اما موشک سجیل 2 بردش از 2 هزار کیلومتر هم بیشتر است. حکما در این‌باره جناب دکتر صدکیلومتری دروغ گفته‌اند!

6- احمدی‌نژاد مدعی شده بود که زهرا رهنورد همزمان، سه رشته تحصیلی را در دانشگاه آزاد و دولتی می‌خواند یعنی هنوز کارشناسی ارشد تمام نشده، دانشجوی دکترا بوده. این حرف از اساس دروغ است، چراکه ما بعضا استعدادهایی در آدم‌ها داریم که آنها را از دیگر انسان‌ها متمایز می‌کند. شاید ضریب جینی؛... ببخشید! ضریب هوشی خانم رهنورد از اینشتین هم بالاتر بوده. شاید ایشان از خردسالی هم هنوز آمادگی نرفته، در سال دوم راهنمایی، مشغول خواندن کتاب تعلیمات اجتماعی بوده و داشته با «خانواده آقای هاشمی»(!!!) از کازرون تا نیشابور سفر می‌کرده! بعدش هم دختر خانم آقای چیز هم با استعداد است. نامبرده با معدل 13.5 دانشجوی ممتاز شناخته شده. خب! شاید امتحان از 13.5 نمره بوده! در ثانی از قدیم گفته‌اند مادر به دختر می‌رود ...

7- احمدی‌نژاد گفته بود، زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی است و این در حالی است که به گفته احمدی نژاد شیخ اصلاحات که از شهرام جزایری پول گرفته، این مهندس است که همسر زهرا رهنورد است نه بالعکس. این هم یک دروغ دیگر!

8- شرمنده! این مورد را بنویسم مرا هم می‌برند همانجا که دکتر عباسی را بردند، ما فعلا جوانیم و آرزو داریم!

9- میرحسین موسوی گفته که مخالف گشت ارشاد است اما نامبرده در سال 64 و در زمان نخست‌وزیری بخشنامه داده که مردان حق پوشیدن پیراهن آستین کوتاه ندارند و خانم‌ها هم تنها باید با رنگ های سرمه‌ای، قهوه‌ای و مشکی به صورت گشاد و بلند سرکار بروند. کفش پاشنه بلند هم نباید بپوشند. گزینش دانشگاه و گشت‌های پدر دربیار هم بماند. این را البته میرحسین دروغ گفته اما شما به پای احمدی‌نژاد بنویسید!

10- احمدی‌نژاد گفته بود با تکثیر سلول‌های بنیادین می‌توانیم بدون عمل لقاح، موجود زنده‌ای مثل گوسفند تولید کنیم اما کارشناسان معتقدند گوسفند تولید شده که «رویانا» نام دارد بیشتر خصلت‌های قوچ را دارد تا گوسفند. این هم یک دروغ بزرگ دیگر.

11- احمدی‌نژاد گفته بود با مطرح کردن مساله هلوکاست، حال اسرائیل را می‌گیرد و این در حالی است که بعد از طرح این مساله علاوه بر ضدحال به صهیونیست‌ها، حال عده‌ای در داخل گرفته شده! آیا این دروغ دیگر دکتر نیست؟ مرد حسابی، قرار بود حال شیمون پرز را بگیری یا نوه ننه‌جون را؟

12- نوه ننه‌جون در مناظره با دکتر متنی را خواند که براساس آن دکتر به صهیونیست‌ها خدمت کرده و این در حالی است که نتانیاهو گفته که اگر احمدی‌نژاد رای بیاورد وی را باید ترور کرد. ما که آخرش نفهمیدیم اگر احمدی‌نژاد به اسرائیل خدمت کرده، پس چرا نتانیاهو همچین حرفی زده، در اینجا باید گفت: نوه ننه‌جون که دروغ نمی‌گوید؛ نتانیاهو هم که پاک است، پس یا دکتر دروغ گفته یا خود ننه‌جون. غلط نکنم کار یکی از این دوتاست.

13- همان مورد ششم!

14- دکتر گفته بود که ما با آقازاده‌ها، مفسدین اقتصادی و اشرافیت مقابله می‌کنیم و این هم دروغ است چرا که الان بیشتر آقازاده‌ها، مفسدین اقتصادی و اشرافیت هستند که در حال مقابله با دکترند!

15- دکتر مدعی شده کسی که نتواند روزنامه زیرمجموعه‌اش را مدیریت کند نمی‌تواند رئیس‌جمهور شود. این هم دروغ است. مردم اگر به نوه ننه‌جون رای بدهند، وی رئیس‌جمهور می‌شود، حالا کارشناس ارشد نیست، مهم نیست. به جایش یک تیم دارد، بهتر از بارسلونا!

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

حرف دلمون آزادانديشان توصيه ميكنم حتما بخونيد!!!؟؟؟


چه کسی دروغ می گوید؟

ضریب جینی

الف) نمودار ارائه شده توسط آقای موسوی در مناظره با آقای کروبی به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد با نموداری که احمدی نژاد در مناظره با آقای کروبی ارائه کرده تفاوت دارد:

نمودار ارائه شده توسط موسوی از سه لحاظ با نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد تفاوت دارد:

1- تعداد سال های ارائه شده

2- محل ترانکیت(معمولا در نمایش ضریب جینی برای نشان دادن تفاوت های کوچک که غالبا در حد چند ده هزارم درصد است از روش ترانکیت(Truncate) استفاده می کنند. در واقع هر دو نمودار احمدی نژاد و موسوی ترانکیت شده است تا تفاوت اندک میان ضریب جینی سال های مختلف برای بیننده قابل درک باشد اما در نمودار آقای موسوی از مبدا دیگری به غیر از مبدا استفاده شده توسط احمدی نژاد استفاده گردیده بود.) نمودار احمدی نژاد از نمودار اداعایی موسوی پایین تر است. به طوری که مبدا محور Yدر نمودار احمدی نژاد عدد 0.36 و در نمودار موسوی 0.38 می باشد. به همین دلیل اختلاف بین میله ها در نمودار مربوط به موسوی بسیار بیشتر به نظر می رسد.

3- حداکثر مقدار ممکن در محور Y در این دو نمودار با یکدیگر تفاوت داشته و این عامل نیز به بیشتر به نظر رسیدن اختلاف بین میله ها می انجامد.

ب) حال فرض می کنیم که موسوی می خواسته تنها بر سال های دولت احمدی نژاد تمرکز کند. از این رو می توان تصور کرد که نمودار ادعایی وی از نظر شکلی و سال های بررسی با نمودار آقای احمدی نژاد تفاوت داشته باشد. اما مشکل اینجاست که نموداری که آقای موسوی آن را نمودار احمدی نژاد می داند از آمار رسمی ضریب جینی سال های 83، 84، 85 و 87 استفاده کرده، در حالی که عنوان سال های نمودار را به صورت نادرستی به ترتیب 84، 85، 86 و 87 ذکر کرده است.

ضریب جینی در سالهای مختلف طبق اعلام بانک مرکزی به شرح ذیل بوده است:

با توجه به نموداری که آقای موسوی به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد عنوان کرده است قابل مشاهده است که برای سال 1384 ضریب جینی0،3996 ذکر گردیده که در واقع ضریب جینی سال 1383 می باشد. همینطور برای سال 1385 ضریب جینی0،4023 نوشته شده که در واقع ضریب جینی سال 1384 بوده است. همچنین برای سال 1386 از ضریب جینی اعلام شده توسط بانک مرکزی در سال 1385 یعنی عدد0،4004 استفاده شده است. در این نمودار برای سال 1387 از ضریب جینی اعلام شده توسط آقای احمدی نژاد برای سال 1387 یعین عدد0،3897 استفاده گردیده است. همچنین همانطور که در بند 2 بخش الف اشاره گردید نمودار ضریب جینی ادعایی آقای موسوی در عدد0،38 ترانکیت گردیده است.

ولی نموداری که آقای موسوی حقیقت ضریب جینی کشور می نامد ایشان ضریب جینی سال 1386 را به عنوان ضریب جینی سال 1387، ضریب جینی سال 1385 را به عنوان ضریب جینی سال 1386، ضریب جینی سال 1384 را به عنوان ضریب جینی سال 1385 و بالاخره ضریب جینی سال 1383 را به عنوان ضریب جینی سال 1384 معرفی کرده است. همچنین ترانکیت این نمودار در عدد دیگری یعنی0،397 قرار داده شده و تفاوت قابل توجهی میان حداکثر ممکن در محور Y این دو نمودار وجود دارد. این دو عامل باعث گردیده است که حتی تطابق بصری سال های مشابه این دو نمودار نیز غیر ممکن گردد.

از این رو تفاوت های میان نمودار ادعایی ایشان به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد و نمودار ادعایی به عنوان نمودار واقعی جامعه بسیار زیاد بوده و به هیچ وجه شباهتی میان آن ها دیده نمی شود. این عدم شباهت به دلیل یکسان نبودن مقیاس های سنجش آن ها و همچنین نادرست و متفاوت بودن

چه کسی دروغ می گوید؟

ضریب جینی

الف) نمودار ارائه شده توسط آقای موسوی در مناظره با آقای کروبی به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد با نموداری که احمدی نژاد در مناظره با آقای کروبی ارائه کرده تفاوت دارد:

نمودار ارائه شده توسط موسوی از سه لحاظ با نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد تفاوت دارد:

1- تعداد سال های ارائه شده

2- محل ترانکیت(معمولا در نمایش ضریب جینی برای نشان دادن تفاوت های کوچک که غالبا در حد چند ده هزارم درصد است از روش ترانکیت(Truncate) استفاده می کنند. در واقع هر دو نمودار احمدی نژاد و موسوی ترانکیت شده است تا تفاوت اندک میان ضریب جینی سال های مختلف برای بیننده قابل درک باشد اما در نمودار آقای موسوی از مبدا دیگری به غیر از مبدا استفاده شده توسط احمدی نژاد استفاده گردیده بود.) نمودار احمدی نژاد از نمودار اداعایی موسوی پایین تر است. به طوری که مبدا محور Yدر نمودار احمدی نژاد عدد 0.36 و در نمودار موسوی 0.38 می باشد. به همین دلیل اختلاف بین میله ها در نمودار مربوط به موسوی بسیار بیشتر به نظر می رسد.

3- حداکثر مقدار ممکن در محور Y در این دو نمودار با یکدیگر تفاوت داشته و این عامل نیز به بیشتر به نظر رسیدن اختلاف بین میله ها می انجامد.

ب) حال فرض می کنیم که موسوی می خواسته تنها بر سال های دولت احمدی نژاد تمرکز کند. از این رو می توان تصور کرد که نمودار ادعایی وی از نظر شکلی و سال های بررسی با نمودار آقای احمدی نژاد تفاوت داشته باشد. اما مشکل اینجاست که نموداری که آقای موسوی آن را نمودار احمدی نژاد می داند از آمار رسمی ضریب جینی سال های 83، 84، 85 و 87 استفاده کرده، در حالی که عنوان سال های نمودار را به صورت نادرستی به ترتیب 84، 85، 86 و 87 ذکر کرده است.

ضریب جینی در سالهای مختلف طبق اعلام بانک مرکزی به شرح ذیل بوده است:

با توجه به نموداری که آقای موسوی به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد عنوان کرده است قابل مشاهده است که برای سال 1384 ضریب جینی0،3996 ذکر گردیده که در واقع ضریب جینی سال 1383 می باشد. همینطور برای سال 1385 ضریب جینی0،4023 نوشته شده که در واقع ضریب جینی سال 1384 بوده است. همچنین برای سال 1386 از ضریب جینی اعلام شده توسط بانک مرکزی در سال 1385 یعنی عدد0،4004 استفاده شده است. در این نمودار برای سال 1387 از ضریب جینی اعلام شده توسط آقای احمدی نژاد برای سال 1387 یعین عدد0،3897 استفاده گردیده است. همچنین همانطور که در بند 2 بخش الف اشاره گردید نمودار ضریب جینی ادعایی آقای موسوی در عدد0،38 ترانکیت گردیده است.

ولی نموداری که آقای موسوی حقیقت ضریب جینی کشور می نامد ایشان ضریب جینی سال 1386 را به عنوان ضریب جینی سال 1387، ضریب جینی سال 1385 را به عنوان ضریب جینی سال 1386، ضریب جینی سال 1384 را به عنوان ضریب جینی سال 1385 و بالاخره ضریب جینی سال 1383 را به عنوان ضریب جینی سال 1384 معرفی کرده است. همچنین ترانکیت این نمودار در عدد دیگری یعنی0،397 قرار داده شده و تفاوت قابل توجهی میان حداکثر ممکن در محور Y این دو نمودار وجود دارد. این دو عامل باعث گردیده است که حتی تطابق بصری سال های مشابه این دو نمودار نیز غیر ممکن گردد.

از این رو تفاوت های میان نمودار ادعایی ایشان به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدی نژاد و نمودار ادعایی به عنوان نمودار واقعی جامعه بسیار زیاد بوده و به هیچ وجه شباهتی میان آن ها دیده نمی شود. این عدم شباهت به دلیل یکسان نبودن مقیاس های سنجش آن ها و همچنین نادرست و متفاوت بودن ضریب جینی مربوط به هر سال در این دو نمودار می باشد.

نموداری که آقای موسوی مدعی شده احمدی نژاد شبیه آن را نشان داده است (سمت راست) و نموداری که ایشان مدعی است که نمودار واقعی ضریب جینی کشور می باشد (سمت چپ)

اخبار مرتبط: ضریب جینی مربوط به هر سال در این دو نمودار می باشد.

نموداری که آقای موسوی مدعی شده احمدی نژاد شبیه آن را نشان داده است (سمت راست) و نموداری که ایشان مدعی است که نمودار واقعی ضریب جینی کشور می باشد (سمت چپ)

اخبار مرتبط:

زائربقيع چهارشنبه بیستم خرداد 1388 نظر بدهید!

حرف دلمون آزادانديشان توصيه ميكنم حتما بخونيد!!!؟؟؟

باسلام:اين مطالب حرفهاي دلمه ونه شنيدها وبيانات ديگران وهممون ميدونيم كه دل انسان وقلب وي هيچگاه به اودروغ نميگويد:  اما من اينگونه بابرادران وخواهران آزادانديش خويشم دردودلم راآغاز مي كنم:عزيزان همه شاهد برپايي جنجالي ترين انتخابات تاريخ ايران آزادمون هستيم .اين دوره به علل وعوامل گوناگوني ازجمله حضور چهره اي تقريبا جديد به نام آقاي مير حسين موسوي داراي حساسيت خاصي است..وازسوي ديگربرپايي مناظرات وحال احيانادر پاره اي ازاوقات مشاجرات شاهدش هستيم .من مسير سخنم رابا اين فرمايش مولاي متقيان پيش مي برم كه حضرت ميفرمايند:درزماني كه فتنه هاوشبهات زيادشود حقيقت پنهان وناپديد مي شود.آري دوستان به راستي ماشاهد چنين اوضاعي هستيم من جانب داري از شخص خاصي نميكنم فقط وفقط مي خواهم توجه شما آزادانديشان را به نكاتي جلب كنم پس تقاضا ميكنم خوب به سخنان دلم گوش دهيد وصميمانه از شمابزرگواران سپاسگذارم. سروران ارجمندم به عقيده من مادر حال حاضر شاهد جنجاليترين وبدترين نوع تبليغات انتخاباتي در جهان هستيم .يادم مي آيدچگونگي برگزاري انتخابات آمريكاراكه وقتي آن صحنه ها وگفتگوهاي مسموم را مي ديدم حالم بد مي شد ولي واقعا قديمي ها راست گفتند كه دلت براي كسي نسوزد وبراي كسي عيب نگير كه به سر خودت در مي آيد والان دارم همين قضايارادر جمهوري اسلامي ايران مي بينم افسوس وصدافسوس كه كارمابه كجارسيد وحالابايد بفهميم كه در سيستم اداره كشور چه معضلاتي وجود دارد.اين انتخابات فرصت خوبي رابراي من وشما پيش آورد كه ببينيم كساني كه دم ازپيروي از خط ولايت مي زنندوحافظ ارزشها وپاسدارخون شهيدان هستند چه تغييراتي كرده اند وچه عملكردي داشته اند.آري دوستان مابادقت در:صحبتهاي نامزدها.نوع بيانشان ونوع رفتارهايشان وتيپ وقيافه طرفدارانشان وبرنامه هايشان ميتوانيم به نتيجه اي درست دست يابيم .من مي خواهم باتوجه به ميزان درك وفهم خودم تحليلي از اين 4نامزد محترم داشته باشم.واول از همه هم به سراغ آقاي احمدي نژاد مي روم:ببينيد دوستان ما نمي توانيم قسم حضرت عباس بخوريم كه نه اين دولت واقع خوب عمل كرده است مسلما هردولتي كه روي كارمي آيديك سري ضعفها وكاستيهايي دارد واين يك امري طبيعي در سراسر دنياست ولذادولت نهم در كنارمحاسن بسيارزيادش معايبي هم مطمئنادارد امابايد مقايسه اي منصفانه داشته باشيم وببينيم ومقايسه كنيم كه اين دولت نسبت به دولتهاي گذشته چقدرتوانسته موفقيت كسب كند من وقتي ميبينم كه ديگرنامزدهامخصوصاآقايان كروبي وميرحسين دائمامعايب دولت را آنچنان بزرگ ميكنند وبرسردولت مي كوبند بيسارتعجب مي كنم واز خودمي پرسم اين ديگرچه نوع مناظره وبحثي مي باشد وبراستي اين 2بزرگوار خوشان چه خدماتي بسيار عظيم به اين ملت شريف كرده اندكه به راحتي دولت رامتهم ميكنند.چرا اين آقايان درهر جايي كه فرصت ميكنند تنهاكاري كه انجان ميدهند حمله كردن به دولت است:آقايان موسوي وكروبي لطفا به اين سؤالهاي من جواب بدهيد:شما دائمادرحال بيان اين مطلب هستيد كه ملت ايران درعرصه جهاني عزت خودش راازدست داده است وروابطش با ديگر كشورها محدود شده حال من سؤالم اينست كه سخن شمارابپذيرم وياسخن پاك رهبرم را كه بارها واخيرادر14خرداداعلام كردند:كه هركسي كه فكرميكند ملت ايران خوارشده است سخت در اشتباه است ايشان در فرمايشاتشان فرمودندكه من اين مسيري كه ايران درحال طي كردن آن ميباشدراصحيح مي دانم واين همان راه امام است وبسيارديگرازاين گونه تاييدات در صحيح بودن رفتارسياسي دولت نهم در عرصه سياست خارجي شما بگوييد رهبر اشتباه مي كندوياشمادوستان؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!2.برفرض كه پذيرفتيم دولت معايبي بسارزياد دارد!!!آياشما به عنوان يك فردسياسي بايدبه خوداجازه دهيد وبياييددرهرجافرصت كرديد سريعا مباحثي رامطرح كنيد كه به عده اي فرصت طلب اجازه بدهيد كه مخل آسايش وامنيت ملي شوند؟؟؟آيا شما به فكرتبعات سخنان خويش هستيد يا اينكه بادابادهر چه مي خواهد بشود ش'اعزيزاني كه دم از آسايش براي مردم مي زنيدچرا فكرامنيت ملي رانميكنيد هنوز تازماني كه دولت روي پاهست واداره كشوررادردست دارد آيا اين عمل كارمعقولي است كه شمامرتكب آن مي شويد؟؟؟؟؟!!!3.آقاي موسوي وكروبي همه مي دانند ومشخص شده كه هدف شما2بزرگواريكي است وآن هم تخريب همه جانبه دولت  من سؤالم از شما اينست كه چراازبرنامه هاي خودتان حرفي نمي زنيد.آقاي موسوي  بيشترسخنم باشماست اينكه من هم ميتوانم بيايم وتيتر وار بگويم چه برنامه هايي راميخواهم اجراكنم كارساده اي است وهمه مي دانيم اين نوعي بزرگنمايي كاذب است آيا بهتر نبود در مكانهايي كه حضور مي يابيد به جاي بيان حرفهايي كاملا تكراري وبازي با احساسا ت پاك ماجوانان واجراي موسيقيهاي بسيارتند كه به درد مجالس لهولعب ميخورد رقص وپايكوبي عده اي جوان خام شده ورقصاندن دختراني كه معصوميت خويش راتوسط افرادي همچون شما ازدست داده اند ومسخ سخنان شما شده ا ند درحضور شما وسكوت شما كه به نشانه تاييد اين كار مي باشد كه مسلما برپايي چنين مجالسي از سوي شما جز به درد آوردن قلب نازنين امام زمان ورهبرعزيزمان معنايي دگروتفسيري دگر نخواهد داشت  بهترنبودحرفا وبرنامه هاي خودتا ن را مطرح مي كرديد وشفاف سازي ميكرديد كه دقيقاقصدداريد چه كارهايي انجام دهيد وازچه روشهايي مي خواهيد بهره بيريد؟؟؟؟!!!4.عاليجنابان :جالب است سخنان شما2نفرخيلي به هم شباهت دارد:آقاي موسوي اگراحمدي نژاد حرفي زد وتهمتي وارد كرد به شما كه چيزي نگفت بلكه خطابش به افرادي ديگربود شما چرا شانه يتان راميگيريد واصلا ايشان به قول شما ادب راحفظ نكرد اماشما ديگرچرا؟؟؟چند باراز كلمه دروغ استفاده كرديد شما خيلي تندوبدحرف زديد يا احمدي نژاد؟؟؟؟!!!!شما هم كه قواعدبازي رارعايت نكرديد عزيزدل برادرخودتان قضاوت كنيد شمابدتر رفتاركرديد يا ايشان؟؟؟؟!!!!5.هيچ ماست فروشي حاضرنيست بگويد كه ماست من ترشه وشما هم ازاين قاعده مستثنانيستيد شما چرا شفاف سازي نميكنيدبرادرمحترم ؟؟؟چرانمي آيي ودر مورد دولت قبلي كه حضور داشتيد تحليلي داشته باشيد نكنه ادعا ميكنيد مردم درزمان شمادر راحتي كامل به سر مي بردند من هم ميتوانم يك طرفه بگويم انسان بسيار خوبي هستم اما مهم اينست كه عملكرد من چه مي گويد .من نمي گويم احمدي نژاد خيلي خيلي خوب عمل كرده اما شما رابه جدمادرتان قسم بنشينيد خودتان مقايسه كنيد وببينيد كه مديريت وعملكرد چه كسي به مراتب بهتر بوده در ضمن خداراهم فراموش نكنيد؟؟؟؟؟!!!!6.جناب مهندس:چراجلوي اين بي بندوباريهايي كه درجامعه ازطريق ستادهاي شمادرگوشه كناركشوروجود داردرانمي گيريد ايا نميبينيد كه به سادگي خون شهدا وكلام امام در حال پايمال شدن است آيا در جلوگيري ازاين فسادها ومنكرات ناتوانيدويا اينكه دنبال هدف خاصي هستيد؟؟؟الله اعلم!!!7.آيا شما قصد داريد آزادي غير از آزادي اسلام به ارمغان بياوريد.اگرجواب منفي است پس چرا جلوي افراد وحاميان خود رادرستادها وغيرآن نمي گيريدكه ما شاهدپايمال شدن مقدساتمان هرروز نباشيم واگر جواب مثبت است است كه ديگر جاي حرف نميماند!!!جناب آقاي موسوي من از شماسؤال ميكنم آيا  احمدي نژادبامقدسات وارزشهاي دين بازي كرد وياشماكه رنگ مقدسي كه منسوب به خاندان معظم سادات مي باشد بازي مي كنيد خطر كداميك بيشتر است آيا به اين كار شما نمي گويند استفاده ابزاري ومنفعتي از دين بدين صورت كه هرجاي دين بااهداف شخصيمان مطابقت داشت بهره ببريم وبه قسمتهاي ديگر دينمان ارزشي قائل نشويم؟؟؟؟!!!8.آقاي موسوي:ما شاهد ميزگردي بوديم در مستند دوم شما باحضور همسرمحترمتان  حال من سؤالم از شما اينست كه همسر شما چه كاره ي مملكت است كه در حال تصميم گيري براي زنان جامعه مي باشد ؟؟؟!!!9.آقاي موسوي:چرا خودتان بالاتر خداوپيامبرحساب مي كنيد:!!!بله ما شاهد اين حرف شما وبرادركروبي بوديم كه بارهافرموده ايد مابا معضل چندهمسري مخالفت ميكنيم!!!مگر شما كي هستيدوچه كاره دين وشرع ومقدسات هستيد مگر تا به حال قرآن نخوانديد كه اين امر رابرمردان حلال دانسته شما بانص صريح قرآن وفرمايشات معصومين مخالفت مي كنيد ؟؟؟آيا اين عمل شما غير از  بازي كردن بااحساسات پاك زنان جامعه مي باشد؟؟؟؟آيا شما مجتهد جامع الشرايط هستيد كه در زمينه دين اظهارنظر مي كنيد؟؟؟؟چرادر مسائلي كه علم نداريد اظهارنظر ودخالت مي كنيد اين عمل وسخن شما چه معنايي دارد.10.آقاي موسوي:در پايان من از شما وآقاي كروبي عاجزانه تقاضا مي كنم اينقدر به فكر منافع خود واحزاب وابسته به خودتان نباشيد شمارا به امام زمان قسم مي دهم به فكر دين وايمان مردم هم ذره اي باشيد ونگذاريد به خاطر نشستن 4روزه روي يك صندلي بي ارزش ايمان دختران وپسران پاكمان از دست برود وبازيچه دست افرادي ازخداوپيغمبرودبن بي خبر بشود!!!برادرعزيزنگذاريد با بعضي اعمال ورفتارتان قلب نازنين يوسف زهراازرده خاطر شود!!!!!ودر پايان من جادارد ازبرادر بزرگمان جناب آقاي رضايي به خاطر متانت وادبشان تشكر كنم وتصيه كنم كهديگران از ايشان الگو بگيرند وتوصيه اي هم من به ايشان دارم وآن اينكه سعي كنند در سخنان خوداز صحبت هاوخط دهي هاي افرادگمراه استفاده نكنند ان شاءالله.  وتوصيه اي هم به اقاي احمدي نژادميكنم و آن اينكه:واذاخاطبهم الجاهلون قالواسلاما           وازاين قبيل دردودلها باز هم هست كه ان شاءالله عرض خواهم كرد باتشكروسپاس از برادران وخواهران عزيزم كه به بخشي ازسخنان دلم گوش دادند  خدايا چنان كن سرانجام كار كه بادادن رايي صحيح در برابرخون شهداءواماممان سربلندوپيروز باشيم

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد حتما حتما بخوانيد

گزارشی از فعالیت انتخاباتی خانوادگي هاشمي

"تکاپوی خانوادگی" برای تاثیر گذاری در انتخابات

در ادامه فعالیت‌های انتخاباتی فائزه، فاطمه و محسن، مهدی هاشمی نیز وارد عرصه شد تا فقط یاسر هاشمی، فرزند کوچک و خانم مرعشی مادر خانواده، از صحنه رقابت‌های انتخاباتی دور بمانند.شبکه ایران: اخبار متفاوتی که این روزها از رفتار انتخاباتی "خانواده هاشمی رفسنجانی" بر صفحه رسانه‌ها نقش می‌بندد، حاکی از یک "جهت" و "هدف" هماهنگ است که با اندکی کنکاش به راحتی می توان آنرا دریافت.

بر این اساس اختلاف سلیقه‌ سیاسی که گاهی ممکن است حتی میان یک خانواده‌ دو نفره رایج باشد، اکنون در میان خانواده هاشمی به چشم نمی خورد به طوریکه از فاطمه، فائزه، محسن، مهدی و "پدر" فقط "یک جای پا" در صحنه سیاست ایران باقی مانده است.

هرچند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این چهار سال حاضر نشده تا برای لحظه‌ای هم هدایت سیاسی جریان مقابل دولت را رها کند، اما سایر اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی، که در چند سال اخیر تلاش کرده بودند چندان پر سر و صدا ظاهر نشوند این ایام و همزمان با در روزهای داغ انتخابات به چهره های خبرسازی مبدل شده اند.

شاید زمانی که روشنک سیاسی رئیس شاخه زنان حزب کارگزاران، از حمایت فائزه هاشمی از میرحسین خبر داد، گمان نمی‌کرد که فضای انتخابات به زودی پشت پرده این حمایت را شفاف کند.

او به خبرنگاران گفت که دختر هاشمی رفسنجانی، به آخرین نخست وزیر کشور پیوسته و در روزهای آینده نیز به شهرستان‌ها خواهد رفت تا در گوشه و کنار کشور برای میرحسین موسوی سخنرانی و تبلیغ ‌کند.

این خبر در حالی با اقبال حامیان میرحسین همراه شد که در آغازین روزهای سال 88، هاشمی رفسنجانی، خود با میرحسین دیدار و حمایتش را از او اعلام کرده بود. این حمایت موسوی را چنان سر ذوق آورد که در توصیف آن گفت "من به حمایت هاشمی رفسنجانی افتخار می‌کنم."

بر همین اساس بود که فائزه هاشمی که پیش از این و در 4 سال گذشته اغلب در کشورهای خارجی از جمله کانادا و انگلیس، گذران معیشت می کرد، اولین عضو از خانواده شد که راه پدر را پیمود و از آنجاییکه محدودیت های سیاسی پدر را نیز برای خود نمی دید، به حمایت صریح از میرحسین و تخریب گسترده دولت نهم پرداخت.

اما آخرین تلاش او برای حمایت از موسوی که در گردهمایی اخیر گرامیداشت دوم خرداد رقم خورد، بیش از همیشه خبرساز شد، چرا که حمایت فائزه از میرحسین با "نفی دولت‌نهم و احمدی‌نژاد" همراه شد. او در بخشی از سخنانش گفت: اکنون در شرایطی به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری، نصیب ملت ایران شده است.

فائزه هاشمی هشدار درباره پیامدهای پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات را نیز به اظهاراتش اضافه کرد "مطمئن هستم که اگر در اثر خطای ما این دولت پیروز شود،‌ امر بر این آقا مشتبه می‌شود و خود را امام زمان می‌نامد و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتر ادامه می‌دهد."

او که چند روز پیش از پیوستن به میرحسین از "پوشش زنان ایرانی بعد از انقلاب" انتقاد کرده بود، از فعالیت‌های تبلیغی نیز غافل نشده چنانچه به گزارش سایت احمد توکلی، ساماندهی "دختران نسل فیروزه‌ای" را به عهده گرفته و در تلاش است دخترانی فیروزه‌ای پوش را به نفع میرحسین موسوی وارد صحنه کند.

با این حال فائزه در طی این مسیر تنها نبود چرا که چندروزی پس از او، خواهرش، "فاطمه هاشمی رفسنجانی" نیز، به میرحسین پیوست. فاطمه البته همزمان با اعلام حمایت خود از موسوی، نارضایتی پدر را نیز از وضع موجود بیان و عنوان کرد" آیت الله هاشمی رفسنجانی معتقدند که نیاز به تغییرات زیادی در سطح مدیریتی کشور داریم."

موازی با همین رویدادها بود که خبرگزاری‌ها، خبری از دیدار انتخاباتی محسن هاشمی، فرزند ارشد اکبر هاشمی رفسنجانی و رئیس قطار شهری تهران را با میرحسین موسوی در خروجی خود قرار دادند.

گرچه محسن هاشمی دیدارش را با میرحسین تکذیب کرد اما به نوشته این سایت‌ها از جمله سایت پلاک‏، او در این دیدار آماری از NGOهای تحت حمایت مالی و سیاسی خانواده‌اش ارائه و وعده حمایت اینNGOها را از میرحسین اعلام کرده است.

اگرچه حمایت مالی "محسن "از موسوی بلافاصله از سوی دفتر او تکذیب شد، اما خبر بعدی درباره فعالیت انتخاباتی محسن که "عصر ایران " منتشر کرد، هیچگاه تکذیب نشد.چنانکه این سایت در مطلبی نوشت "تعدادی از فعالان رسانه‌ای تحت حمایت محسن هاشمی، حامی کاندیداتوری موسوی، که برای میرحسین فعالیت خبری-تبلیغی دارند، در سایت خبری متعلق به محسن رضایی شروع به کار کرده‌اند."

فعالیت‌های انتخاباتی "معنا‌دار" خانواده هاشمی رفسنجانی، به همین سه نقر محدود نشد چنانکه مهدی هاشمی رفسنجانی نیز وراد عرصه شد تا فقط یاسر هاشمی، فرزند کوچک خانواده و خانم مرعشی مادر خانواده از صحنه رقابت‌های انتخاباتی دور بمانند.

فعالیت شاخص مهدی هاشمی در این زمینه، طراحی راه‌های متعددی برای کمک مالی به ستاد انتخابات میرحسین موسوی است.

بنابر این خبر که بر خلاف رویه رسانه ای خانواده هاشمی تاکنون تکذیب نشده است، "مهدی" برای پشتیبانی مالی ستادهای میرحسین، مؤسسات انتشاراتی را در نظر گرفته است. بنا بر این اعلام قرار است این موسسات بواسطه انعقاد قرارداد با برخی از اعضای مرکزی جمعیت «ت‌و‌ت» و مؤسسه «د و الف» برای تدوین کتاب‌هایی با موضوعات ساده و پیش‌پا افتاده، مبالغ هنگفتی را به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی تزریق کنند.

"مهدی" تنها به این تلاش ها اکتفا نکرده است و "فائزه"، خواهرش را نیز، در ساماندهی ستاد موسوم به دختران فیروزه‌ای که این روزها در ستاد انتخاباتی میرحسین مشغول به فعالیت هستند، یاری می‌دهد.

به گزارش، سایت نزدیک به احمد توکلی، مهدی هاشمی علاوه بر این، رسماً به عضویت شورای راهبردی ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان که خارج از ستاد اصلی میرحسین تشکل شده است در آمده تا ظرفیت‌های دوم‌خرداد را به نفع موسوی به میدان بیاورد.

به این فعالیت‌ها مهدی باید خبری را نیز افزود که بر اساس آن مهدی هاشمی از طرف پدر در جلسه‌ای که در خصوص بررسی وضعیت نامزدها و فضای انتخاباتی برگزار شده حضور یافته است. او در این جلسه که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی نیز در آن حضور داشته‌اند، به عنوان نماینده تام الاختیار هاشمی رفسنجانی به عضویت "کمیته مشترک صیانت از آراء" در آمده است.

در این میان حضور هاشمی رفسنجانی گرچه برخلاف فرزندانش علنی و آشکارا نیست اما در عین حال بیشتر از آن‌ها محسوس و قابل مشاهده است چرا که حضور او تنها به یک جبهه خاص و حمایت از یک کاندیدا محدود نمی‌شود.

به همین دلیل در مسیر "ورود" یا "انصراف" همه کاندیداهای ریاست‌جمهوری نقش هاشمی رفسنجانی قابل شناسایی است. تلاش او اما از زمستان گذشته آغاز شد آنجا که پیش از همه به دیدار خاتمی رفت و او را به صحنه انتخابات آورد.

گرچه پس از انتشار خبر دیدار هاشمی با خاتمی، روابط عمومی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ‌آن‌را "تکذیب" کرد اما با وجود عدم تمایل هاشمی به رسانه‌ای شدن این جلسه و نتیجه آن، اصلاح‌طلبان به تایید آن پرداختند.

در این‌باره عبدالله ناصری عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین با تایید این دیدار به بهره‌برداری انتخاباتی از آن پرداخت و به ایسنا گفت: «در بین شخصیت‌های برجسته و مسوولان عالی کشور آقای هاشمی از مصرترین افرادی است که اصرار دارد آقای خاتمی نامزدی در انتخابات آینده‌ ریاست جمهوری را بپذیرد."

داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس نیز، "حمایت هاشمی از خاتمی" را تایید کرد و آن‌را قطعی دانست.

چند روزی پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی، زمانی که هنوز میرحسین در حال بررسی ورود خود به عرصه بود، هاشمی رفسنجانی در اقدامی "سیاسی- انتخاباتی" به دیدار کروبی رفت تا این بار از پتانسیل سیاسی خود برای "نیامدن یک کاندیدای احتمالی" استفاده کند.

اما آنچنان که رویدادهای پس از این دیار گواهی دادند، هاشمی به خواسته خود نرسید و کروبی همچنان درصحنه ماند تا اینکه با انصراف خاتمی همه این موضوعات رنگ ببازد و اکنون حتی رئیس مجمع تشخیص به میرحسین و اطرافیانش توصیه کرده که بر موضوع "کناره‌گیری کروبی" اصرار نکنند.

پس از این بود که آخرین نخست وزیر کشور سکوت 20 ساله‌اش را شکست و کاندیداتوری‌اش را به اطلاع همه رساند. موسوی در ابتدایی‌ترین روزهای سال نو به دیدار هاشمی رفت تا با او درباره "نگرانی‌های مشترک" سخن بگویند.

گرچه بنابر رسانه‌ای شدن این دیدار نیز نبود اما به زودی خبر آن بر پیشانی خبرگزاری‌ها و مطبوعات مختلف نشست و سبب شد تا میرحسین نیز در سخنرانی‌هایش آن ‌را تایید و حمایت هاشمی را باعث "افتخار" خود بداند. او در مصاحبه با روزنامه "الاتحاد" امارات این موضوع را این چنین مطرح کرد:" من کنار نمی‌روم زیرا مردم ایران و هاشمی رفسنجانی از من حمایت می‌کنند."

البته نظر مثبت هاشمی بر کاندیداتوری میرحسین پیش از این و در برخی از موضع‌گیری‌های "مبهم" رئیس مجمع تشخیص نیز افشا شده بود، آنچنان که دیدار اعضای حزب کارگزاران سازندگی با او به بلاتکلیفی این حزب که با انصراف خاتمی گریبانگیر آن شده بود، پایان داد. شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی یک روز پس از این دیدار، حمایت رسمی خود از میرحسین را اعلام کرد.

اما محسن رضایی دیگر رقیب احمدی‌نژاد نیز از حمایت رئیس مجمع تشخیص بی‌نصیب نماند و آنچنان که علیرضا زاکانی، نماینده مردم تهران در مجلس، اعلام کرده، هاشمی رفسنجانی در دیداری با محسن رضایی، او را ترغیب به کاندیداتوری کرده و گفت "اگر با آمدنت یک میلیون رأی از احمدی‌نژاد کم کنی باز هم مفید است."

این سخن زاکانی به مرور زمان به تایید شخصیت‌های دیگری نیز رسید. باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در پاسخی به خبرنگاران، تلویحا گفته‌های زاکانی را تایید کرد. او در این باره گفت: تا جایی که اطلاع داریم هاشمی رفسنجانی دل خوشی از اینکه احمدی‌نژاد مجددا رای بیاورد ندارد.

همچنین حبیب‌الله عسگر اولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با تایید تلویحی اینکه هاشمی در برابر احمدی نژاد صف آرایی کرده، گفته بود "هاشمی رفسنجانی نباید در مقابل رئیس‌جمهور قرار گیرد".

شاید بتوان در دایره بزرگ فعالیت‌های انتخاباتی خانواده رئیس مجمع تشخیص، محمد هاشمی، برادر او و حسین مرعشی، پسر عموی همسر هاشمی رفسنجانی را نیز، جای داد.

بر این اساس محمد هاشمی با تکیه بر کرسی ریاست دفتر سیاسی حزب کارگزاران نقش ویژه‌ای در همراهی حزب متبوعش و حمایت از میرحسین موسوی دارد.

علاوه بر این حسین مرعشی، هم‌حزبی محمد هاشمی، که اکنون وظیفه سخنگویی کارگزاران را عهده‌دار است، یکی از چهره‌های شاخص این حزب است و تاکنون تلاش زیادی برای ایجاد یک موج حمایتی از میرحسین انجام داده است به طوری که چندی پیش اعلام کرد: تمام امکانات حزب کارگزاران در اختیار موسوی است.

البته او تنها به حمایت از میرحسین نمی‌پردازد و اگر فرصتی پیش آید، رئیس‌جمهور را نیز "تخریب" می‌کند چنانچه در سفری که به همره آخرین نخست وزیر کشور به جنوب کشور داشت، احمدی‌نژاد را بدتر از "بنی‌صدر" خواند.
این حجم از فعالیت انتخاباتی در حالی از سوی خاندان هاشمی رفسنجانی تدارک می شود که وی در مصاحبه مکتوب با زادسر نماینده سابق جیرفت گفته بود " موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است."

اما شاید نقش پررنگ هاشمی رفسنجانی، اعضای خانواده و نزدیکان او، در حمایت از همه رقبای احمدی‌نژاد را بتوان اینگونه رمزگشایی کرد که انتخابات ریاست جمهوری دهم "مرحله سوم" از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 است.

بر این اساس بار دیگر رقابت انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری همچون دور دوم انتخابات نهم، به رقابت "احمدی نژاد-هاشمی" تبدیل شده است و در این میان اگرچه هاشمی بنابر دلایل قابل فهمی صلاح ندانسته است به طور مستقیم به رقابت با احمدی نژاد بپردازد اما سعی دارد جبهه مقابل را آنگونه که از آراء احمدی نژاد کاسته شود، مدیریت و آرایش کند.

(شبکه ايران-inn.ir)

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

رئيس‌جمهور در جمع پر شور مردم اروميه+گزارش تصويري
عصبانيت صاحبان زر و تزوير به‌دليل قطع دستان نامحرم از بيت‌المال است

رئيس جمهور گفت: عصبانيت صاحبان زر و زور و تزوير ناشي از آن است كه متوجه شدند به دست ملت دست‌هاي نامحرم از بيت‌المال يكي يكي قطع مي‌شود.

به گزارش فارس، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كه شامگاه يكشنبه در جمع پرشور مردم اروميه در ورزشگاه تختي اين شهر سخن مي‌گفت، اظهار داشت: اموال عمومي مقدس است و صيانت از حقوق ملت و بيت المال مسلمين از مهمترين وظايف دولت اسلامي است.

وي افزود: دولت وظيفه دارد از حقوق ملت در عرصه‌هاي داخلي و خارجي صيانت كند و ثروت و اموال عمومي را عادلانه در سراسر سرزمين بين اقشار مختلف توزيع كند. اموال عمومي يك كشور متعلق به همه مردم است و انقلاب اسلامي روح عدالت، انسانيت، برادري و امانت داري را زنده كرد.

احمدي نژاد افزود: در طول 30 سال گذشته ملت ايران به ويژه مردم آذربايجان با فداكاري و شجاعت و ايثار ايستادند و از ارزش‌هاي الهي و عدالت و پاكي و برادري صيانت كردند.

رئيس جمهور خاطر نشان كرد: امروز به بركت ايستادگي ملت دستاوردهاي عظيم و بي‌نظيري در اختيار مردم بزرگوار ايران اسلامي قرار دارد اما در طول 20 سال اخير آسيب‌هايي در بدنه دولت و در مراكز قدرت و مراكز تصميم گيري و در طي آن آسيب‌هاي ديگري در عرصه اقتصاد سياست، فرهنگي و سازندگي به وجود آمد.

«عده‌اي قليل در درون تشكيلات از مسير ملت منحرف شدند و در حالي كه در فرهنگ انقلاب همه بايد در خدمت ملت و حفاظت از حقوق ملت باشند و منافع مردم و منافع شخصي و اشخاص ترجيح داده شود خلاف اين نگرش حركت كردند.»

وي گفت: هيچ گاه افراد و حقوق اشخاص به حقوق عموم مردم ترجيح داده نمي شود و از منظر انقلاب آحاد مردم از حقوق يكسان برخوردارند و همه حق زندگي و رفاه و شكوفايي و پيشرفت و برخورداري يكسان از بيت المال و فرصت‌ها و امكانات را دارند.

احمدي نژاد افزود: متاسفانه عده‌اي قليل پيدا شده اند كه خود را تافته جدا بافته از ملت مي‌دانند و براي خود حزب و گروه درست كردند و حقوق و امتيازات ويژه براي خود و خانواده و دوستان خود قائل شدند و آرام آرام دست اندازي به بيت المال و استفاده از ويژه از فرصت هاي حكومت و دولت براي خود جايز شمردند.

وي ادامه داد: آنها استفاده ويژه از فرصت‌ها و امكانات موجود در كشور را حق مسلم براي خود تبديل كردند و كار به جايي رسيد كه باور كردند آنها مالك كشور و انقلاب و بالاتر از ملت هستند و خود را شهروندان درجه يك و مردم را شهروندان درجه 2 محسوب كردند و به حساب آوردند.

«آنها افراد را خود در نقاط مختلف و در دستگاه ها در پيچ و خم هاي عبور ثروت ملت گماشته‌اند تا از فرصت‌ها به نفع خود بهره ببرند و فعاليت هاي آنها مانع حركت توفنده ملت به سوي قله هاي پيشرفت است.»

رئيس جمهور اظهار داشت: مي‌دانيم در هر جا كه ثروت ناحقي انباشته شود در كنار آن دره‌هاي فقر هم به وجود خواهد آمد اما زياده‌خواهان در زمان جنگ كه اكثريت ملت با كوپن زندگي مي‌كردند و فرزندان ملت در ميدان جهاد با دشمن بودند و توده‌ها از سهميه كوپن خود نيز براي رزمندگان مي‌گذشتند عده‌اي با استفاده از فرصت ها وا امتيازات واردات و توضيع و احداث كارخانه‌هاي كه هرگز بنا نشد و با دلارهاي ارزان قيمت ميلياردر و به زحمت و فقر ملت ايران خنديدند.

احمدي نژاد افزود: كار به جايي رسيده كه آنها حكومت را حق خود پنداشتند و ساير ملت را رعيت خود تصور كردند اما 4 سال قبل ملت هوشمندانه براي شكستن اين حلقه منحرف مديريتي يكي از فرزندان خود را وارد اين حلقه كرد.

وي افزود: از همان زمان صاحبان قدرت و ثروت و زر و زور و تزوير يكپارچه اقدام به موضع گيري و كارشكني و جو سازي و مقابله با اراده ملت كردند و ديديد كه يكي از آقايان در مناظره‌اي به دوستان چپي و راستي خود اعلام كرد بايد در برابر عده اي بي ريشه كه به به دليل اختلافات ما به درون حكومت نفوذ كرده اند متحد شويم.

«آنها آنقدر خود را بالاتر از ديگران مي‌دانند كه به فرزندان برگزيده ملت توهين مي‌كنند از آنجا كه مي‌دانند شما مصمم هستيد دست‌هاي دراز شده به سوي بيت المال را قطع كنيد عصباني هستند»

رئيس جمهور گفت: طي 3 ماه گذشته مافياي قدرت ثروت بدترين اهانت‌ها و تهمت‌ها را به خادمان ملت زد و طوري تبليغ كردند كه گويي در 4 سال اخير نه تنها در كشور هيچ كاري نشده بلكه كشور دچار عقب گرد شده است اما مي دانستيد و در مناظرات ديديد كه اين يك دورغ و فريب است.

احمدي نژاد افزود: عصبانيت صاحبان زر و زور و تزوير ناشي از آن كه متوجه شدند به فضل خدا و به دست ملت دست هاي نامحرم از بيت المال يكي يكي قطع مي‌گردد.

وي اضافه كرد: از وظايف دولت اسلامي اين است كه از حقوق ملت صيانت كند و ما بر همين اساس حقوق بازنشستگان و كارمندان را افزايش داديم و به زودي نيز حقوق كارگران ترميم مي‌شود و سهام عدالت مي‌دهيم، ولي مخالفان دولت مي‌گويند سياست اقتصادي دولت غلط است.

«وقتي سوال مي‌شود چرا سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم نادرست است مي‌گويند اين دولت پول را بين مردم توضيع كرده و لابد انتظار داشتند ثروت ملت در اختيار اقليتي انحصار طلب و زياده خواه باشد و اكثريت ملت در رنج و به سختي زندگي كنند.»

رئيس جمهور گفت: ملت انقلاب ايران هوشمند است و كمر بزرگترين مستكبران تاريخ را شكسته و آنها را به زانو در آورده و اگر اين تبليغات ناچيز عليه خادمان ملت 100 برابر هم شود تاثير ندارد.

احمدي نژاد افزود: مخالفان بدانند خادمان مردم گلوها و سينه‌هاي خود را در برابر تيغ‌ها و نيز‌ه‌ها، تهمت‌ها و اهانت‌هاي آنها آماده كرده اما هرگز در برابر زياده خواهان تسليم نخواهد شد.

وي اضافه كرد: برخي مي‌پرسند چرا اسامي ويژه خواران را افشا كرده ايم و اين كار را باعث آسيب رسيدن به نظام و انقلاب مي‌دانند اما نظام، رهبري و مردم هستند و نظام متعلق به همه ملت است.

«اينكه زياده خواهان خود را معادل نظام فرض مي‌كنند تعجب آور است و تعجب آورتر اين است كه افشاي اسامي ويژه خواران آسيب رسيدن به نظام تصور مي‌شود اما اينكه منافع ملي و حقوق مردم توسط عده‌اي قليل به ملك شخصي آنها تبديل شود را موجب آسيب ديدن نظام نمي دانند.»

رئيس جمهور گفت: در طول 4 سال گذشته دولت تلاش كرد كارهاي اساسي در مسير درست قرار گيرد و به واسطه پيگيري مسئله هسته‌اي و مواجه به تهديدات دشمنان نتوانستيم با زياده خواهان برخورد مستقيم كنيم اما اگر دست از زياده خواهي و خود خواهي و تحميل بر مردم بر ندارند بايد بدانند كه اعلام اسامي ابتداي راه است.

احمدي نژاد افزود: در برنامه‌ريزي‌ها و سازمان‌دهي امور و آئين نامه‌ها و مقررات تلاش كرديم به طور ريشه‌اي فرصت ويژه خواري‌ها از بين برود و دست غارتگر از اموال عمومي قطع شود و اگر ملت بزرگ ايران اين فرزند كوچك خود را براي يك دوره ديگر خدمت برگزينند پس از اخطار اسامي همه متجاوزان به ملت معرفي مي‌شوند.

وي افزود: دوراني كه عده‌اي قليلي خود را به جاي همه ملت و انقلاب و نظام مي‌نشانند و مالك كشور و انقلاب و ارباب مردم تصور مي كردند به تاريخ پيوسته است.

رئيس جمهور اظهار داشت: در گفت و گوها تخلف و تجاوز از حريم قانون و ويژه خواري و امتياز خواهي را حد خود تلقي مي‌كنند و حاضرند ابروي ملت را براي پر كردن جيب‌هاي گشاد و پر نشدني خود به باد دهند ولي ديگر اين دوران تمام شده و آنها هرگز به صحنه انقلاب باز نخواهد گشت.

احمدي نژاد افزود: دولت در عرصه سياست خارجي موظف به حقوق ملت است و بايد نماد شجاعت، اقتدار و سر افرازي ملت باشد.

وي ادامه داد: اينكه عده‌اي تصور كنند با عقب نشيني و نرمش و كوتاه آمدن در برابر مستكبران مي‌توانند منافع ملت را حفظ كنند تصور غلطي است، حفظ منافع ملت و رفع تهديدات و پيشرفت جهاني ملت فقط در سايه اقتدار و شجاعت ملت اتفاق خواهد افتاد.

رئيس شوراي عالي امنيت ملي گفت: 6 سال قبل بوش رئيس جمهور امريكا ايران را محور شرارت خواند تهديد كرد به كشور ما حمله مي‌كند در حالي كه در آن دوره بيشترين همكاري با آنها صورت گرفت و از مواضع اصولي عقب نشيني شده بود ولي به محض آنكه ملت تصميم گرفت از موضع اقتدار با دشمنان برخورد كند همان جنايت كار گفت ديگر دنبال براندازي ايران نيستيم.

احمدي نژاد افزود: در روزهاي اخير هم اوباما متواضعان از حق مسلم ملت ايران سخن گفت و اين عقب نشيني ناشي از دلسوزي و دل‌رحمي سياست مداران آمريكايي نبود بلكه ناشي از ايستادگي ملت بزرگ ايران بود.

وي تصرح كرد: اگر ملت ايران بنده را بار ديگر براي خدمت برگزيند ضمن استقبال از گفت و گو و مصالح بر اساس عدالت، سياست خارجي دولت بنده بر اساس اقتدار و شجاعت خواهد بود و سر سوزني از حقوق ملت عقب نشيني نخواهد.

رئيس جمهور گفت: امروز به لطف خدا با حضور تاريخي ملت ايران در صحنه انتخابات فصل جديدي در زندگي ملت آغاز خواهد شد.

احمدي نژاد افزود: تجربه اين سالها نشان داده كه ظرفيت ملت ايران براي انجام كارهاي بزرگ، بي نظير و پايان ناپذير است و ملت ما شايسته رسيدن به قله هاي پيشرفت و عدالت است.

وي افزود: ملت نشان داد از فرصت‌ها به بهترين شكل استفاده مي‌كند و بايد در علم و فرهنگي و هنر و اقتصاد و تمدن سازي الگوي و پيشگام همه ملت ها باشد.

وي با بيان اينكه فصل جديد فصل جهش و شكوفايي ملت ايران و بايد به سرعت با حل مسائل داخلي ايران را به بام عزت بنشانيم گفت: بايد دست در دست هم همه جاي ايران را بر اساس عدالت و برابري و محور ورزي آباد كنيم و به الگوي زندگي سعادتمند براي همه بشر تبديل كنيم.

رئيس جمهور همچنين در جمع مردم ايران مردم آذربايجان را مظهر مجاهدت و عزت و نماد همدلي و برادري ملت ايران و سنبل تلاش مقدس براي سر افرازي ايران عزيز كه در طول تاريخ سنگربانان امني براي استقلال وعزت و شرف ايرانيان بوده اند معرفي كرد و آذربايجان را ديار صفا و صميميت و برادري و مجاهد و مهد انديشه هاي بلند و همت هاي سترگ انسانهاي والا دانست.

احمدي نژاد پس از سخنراني در جمع پر شور مردم اروميه مركز آذربايجان غربي را به مقصد تهران ترك كرد.

 

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

نوشتاری از استاد حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی
پروژه‌ی احمدي‌نژاد نبايد نيمه‌تمام بماند

مشهد- استاد حاج حيدر رحيم‌پور ازغدی

در آن روزهاي سخت دهه‌ی 70 و در شرايط نااميدكننده‌اي كه بيراهه رفتن جناح راست، ميدان حمله به انقلاب اسلامي را براي شاخه چپ‌نما كه راست‌گراتر از آنان بودند، آماده ساخته بود و چپ‌هاي ليبرال شده و شرمنده در دوره‌ی دولت گذشته، در پي آن بودند كه با شبه‌انقلابي مخملين و به سبك امريكايي، خط رهبري را كور كنند و هر روز به شكلي با پنجه‌هاي تخريب از درون دستكشي مخملي بر سر ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و انقلابيون مي‌كوبيدند و راستي‌ها، همه وا داده و منكوب و ميخكوب زمين شده بودند، گروه‌هايي غالباً از دانشجويان و طلاب، به ياري ارتباطي ايماني، هماهنگ گرديدند و دگربار پرچم «عدالتخواهي اسلامي» و فرهنگ انقلابي را در شرايطي بس دشوار و پرخرج و تلفات‌بار كه هنوز هم چوبش را مي‌خورند، به‌پا داشتند.

آري ابوذر صفتاني كه در آن دوران با منطق سلمان پاك، در شرايطي كه انقلاب از هر دو سوي، محاصره شده بود، وارد ميدان پُر از مين شدند كه چپ و راست، آن را چيده بودند و بانگ عدالتخواهي و بازگشت به اصول انقلاب را سر دادند و فضايي ساختند كه سراسر كشور را به تدريج گرفت و در آن گفتمان ارزشي و انقلابي، انتخابات ورق خورد و رئيس‌جمهوري عدالتخواه، دگر بار پرچم امام و رهبري را به انتخاب مردم هوشيار و تحت تأثير آموزه‌هاي رهبري، بر سر دست گرفت و به رياست جمهوري برگزيده شد.

گرچه من در دوره‌ی نخست، قاليباف را حمايت كردم زيرا ايشان را از نوجواني مي‌شناختم و پيش از انقلاب و سپس در دوران جنگ و دوران رياست نيروهاي انتظامي، مديريت موفق او را ديده بودم و از احمدي‌نژاد، هيچ سابقه و شناختي نداشتم، ليكن در دوره‌ی دوم با همه قدرت، كمر همت به تبليغ براي احمدي‌نژاد بستم و علي‌رغم قدرداني از تلاش‌هاي رضايي در دوره‌ی‌ جنگ و سوابق برخي ديگر، در اين انتخابات كه در پيش است نيز قاطعانه و بدون هيچ ترديدي از تداوم رياست جمهوري احمدي‌نژاد دفاع مي‌كنم و ترديدي هم ندارم كه نيروهاي صادق انقلاب و افكار عمومي ملت، احمدي‌نژاد را با اكثريتي قاطع، برخواهند گزيد. برخي از دلایل من براي گزينش ايشان اينهاست كه اگر منتقدان او نيز عادلانه قضاوت كنند، مي‌پذيرند:

احمدي‌نژاد، تنها كسي است كه همه‌ی تعارفات را با همه، به كناري نهاد و شهامت آن را داشت كه با زر و زور و تزوير، در اُفتد و بكوشد تا سوبسيد و زكات، رنگي را كه 30 سال است به مستكبران و اغنياء مي‌دهيم، تبديل به زكات اسلامي كند تا برخي را به نيازمندان حقوقي بپردازد و بقيه را خرج منافع ماندگار عمومي جامعه كنند.

من 2 صحنه را از دوران 2 رئيس‌جمهوري به نمايش مي‌كشم. در دوران دولت قبل، هنگامي در بانك نشسته بودم كه مشاهده كردم رئيس بانك به كسي تلفن مي‌زند كه شما يك ميليارد تومان اعتبار داريد، چرا برداشت نمي‌كنيد؟ و طرف از آن سوي تلفن، ناز و غمزه مي‌كرد و منت مي‌گذاشت كه همين روزها مي‌آيم و پول‌ها را مي‌برم! و در همين لحظه دختر و پسري جوان را ديدم كه با ترس و لرز، وارد دفتر ايشان شدند و همان رئيس بانك، حتي اجازه سخن گفتن به آنان را نداد و با سردي و تحكم گفت: پاسخ تقاضاي وام شما از تهران نيامده است! پرسيدم اينان چه گرفتاري دارند كه اين همه مضطرند؟ پاسخ داد هيچ! 100 هزار تومان وام ازدواج مي‌خواهند و اين كارها براي ما دردسرآفرين است. من بر خود لرزيدم و حتي وقتي به رئيس بانك گفتم الساعة 100 هزار تومان از حساب من برداريد و به ايشان بدهيد، خنديد و گفت: چرا براي خود، درد سر مي‌سازي؟! و اما در دوران رياست جمهوري احمدي‌نژاد چه اتفاقي افتاد؟!

يك سالي بود كه در حد بخور و نمير به 6 دختر 14 تا 22 ساله‌ی يك خانواده‌ی‌ روستايي كه پدرشان از دنيا رفته و خانه و اثاث‌اشان همه سوخته بود، كمك‌ مي‌كردم ليكن پس از مدتي ديگر به سراغم نيامدند تا آنكه پس از چندي با لباس‌هاي نو و ترگل و ورگل آمدند و چون از وضع‌شان پرسيدم، گفتند: از اين پس، رئيس و پناه ما احمدي‌نژاد است و ما ديگر نيازي به شما نداريم. آمده بودند تشكر كنند و مرا به مجلس عروسي دعوت كنند. زيرا دولت احمدي‌نژاد به 6 نفرشان يك ميليون و 500 هزار تومان با تبديل سوبسيد به زكات اسلامي، وام داده بود و تقاضاي خانه‌سازي براي آنان هم پذيرفته شده بود، 2 نفرشان به ياري جهيزه‌اي كه داشتند، عروس شده و مي‌خواستند وام ازدواج هم بگيرند تا گاوي بخرند و بتوانند چون پدرانشان، دگر بار شير و ماست سالم بخورند. كساني كه تورم واصله طبقاتي را چماق عليه دولت كرده‌اند، مشكل‌شان بي‌خبري و يا غرض‌ورزي است، زيرا اولاً اگر قرار مقايسه باشد، بايد ايران ديروز را با عربستان ديروز كه هر دو متمايل به امريكا بودند، مقايسه كرد و ايران امروز را مثلاً با كوبا يا ساير كشورهاي مبارز كه درگير انواع مشكلات مي‌باشند. ديگر آنكه منتقدان، چگونه نمي‌فهمند كه بحران و تورم امريكا و اروپا امروز از تورم ايران بيشتر است؟! و چگونه نمي‌بينند در روزگاري كه امريكایيان دگربار گروه‌گروه چون سرخپوستان، آواره و چادرنشين مي‌شوند و پدران از گرسنگي، دخترانشان را مي‌كُشند، دختران روستايي ايران، به سرعتي باور نكردني، صاحب خانه‌هاي باورنكردني مي‌شوند؟ در هر صورت اگر انساني منصفانه بينديشد اين آشكار است كه علي‌رغم تحريم‌ها و محاصره‌ها و فشارهاي اخير، در اين شرايط روز، اقتصاد امروز ايران در مقايسه با اقتصاد جهان از (همه‌ی دوران پس از انقلاب) بهتر است. اما نقدهاي بي‌رحمانه‌اي كه پيرامون سياست داخلي مي‌شود، از چند جهت است:

الف) اينكه غرب در هر كشوري در جهان و پس از هر انقلابي، بسيار متهورانه، 2 حزب چپ و راست را مي‌آفريند كه چون 2 شاخه پلاخاني، دسته آن در كف سنگپران اصلي است و من نمي‌دانم چگونه هر دو با نفوذي كه از قبل، در ادارات داشته و دارند، اين هر دو شاخه در يك شاخه، جمع شده و در دوران احمدي‌نژاد، همه در كنار يكديگر نشسته و اختلافات صوري قديمي را كنار گذارده و هماهنگ براي مبارزه با احمدي‌نژاد، كارشكني مي‌كنند؟ و احمدي‌نژاد بر اين ماجرا آگاه است و از همان ابتدا بارها گفت كه اگر كساني در ادارات، مردم‌آزاري كنند، گوششان را مي‌كِشَم.

من علي‌رغم آنكه بيشترين صدمه اقتصادي شخصي را شاهد بودم ولي به احمدي‌نژاد و اراده‌ی اصلاح و خدمت به خلق در او ايمان دارم. علي‌رغم آنكه دشمني‌هاي داخلي، او را از پرداختن به اصلاح عميق در داخل، مانع مي‌شود ولي يقين مي‌دانم كه در دوره‌ی دوم رياست جمهوري، او به‌گونه‌اي باور نكردني به اصلاح اداراتي كه دشمنان در دهه‌هاي پيش براي ما ساخته‌اند، خواهد پرداخت. به سياست داخلي بنگريد و به ياد آوريد كه ديروز شهداي ما را مرده مي‌شماردند و اجازه نمي‌دادند چون سربازان فداكار جنگ‌هاي جهاني در اماكن حساس، دفن كنند و تشويق بي‌عفتي و بي‌حجابي در دولت پيشين، به مراتب خطرناك‌تر و پيچيده‌تر از دوران رضاخاني بود و امروزه جبران آن سياست‌هاي غير اخلاقي و اباحه‌گرانه كار آساني نيست. تحقير ارزش‌هاي ديني و انقلابيون در دوره‌ی قبل و عزت بازيافته‌ی امام خميني در دوره‌ی‌ جديد، از كسي پنهان نيست. احمدي‌نژاد در تغيير سياست داخلي بسيار موفق بوده است، چنانچه در سياست خارجي، امروز امريكا و اسرائيل چندين قدم عقب‌‌تر و ما چندين قدم جلوتر هستيم و اين پيشرفت چيزي نيست كه كسي نتواند درك كند.

آنچه امروز مي‌شود، با آن چه در دوره‌ی رئيس جمهور قبلي ايران مي‌شد زمين تا آسمان، متفاوت است. ايران منفعل و شرمنده كه از صلابت انقلابي و اصول امام خميني، فاصله گرفته بود، امروزه دوباره، اميد انقلابيون جهان شده است. در مسائل داخلي نيز بسياري از مشكلات امروزي كه بر احمدي‌نژاد خرده مي‌گيرند، كار برخي از چنين خرابكاران داخلي است. تفاوت سطح فرهنگ انقلاب و مفاهيم ارزشي در دوره‌ی قبل و دوره‌ی‌ كنوني، نياز به پرسش و پاسخي ندارد زيرا همه مي‌دانند كه اندك‌اندك فرهنگ انقلاب تا آنجا آسيب ديده بود كه بسياري مي‌گفتند بياييد به جاي نيايش در مساجد به ميدان‌ها برويم و دسته‌جمعي مرد و زن دست‌افشاني شادي كنيم كه دوران غم و غصه گذشت و تا آنجا به پيش رفته بودند كه دفاع مقدس را مصيبت و اشتباه مي‌دانستند و شهيدان را مرده مي‌خوانند و خود، از صداي امريكا، مصاحبه‌ی يكي از سران دوم خردادي را با راديو امريكا شنيدم، مجري مي‌پرسيد شنيده‌ايم كه مي‌خواهند مرده‌ها را از بيابان‌ها به گردشگاه‌ها و دانشگاه‌ها بياورند تا مردم دوباره اطراف قبرها بنشينند و گريه كنند. چرا مردم اجازه چنين كارهايي را به اين گروه مي‌دهند؟ و سخنگوي دوم خرداد مي‌گفت: ما هنوز نگذاشته‌ايم.

پيرامون فاصله‌هاي طبقاتي چه مي‌گويند؟ عجيب است كه قشقرق جناح‌هاي زر و زور و تزوير را پيرامون تبديل سوبسيد به زكات اسلامي كه بايد بخشي به نيازمندان پرداخت گردد تا رفع نياز كنند و برخي خرج مصالح عمومي گردد، مي‌شنويم. در كشوري كه وضع آنچنان شده بود كه ديگر به جز اندكي رانت‌خواران و رشوه‌خواران و رباخواران، كس ديگري امكان خريد خانه نداشت و اينك مي‌بينند كه هر روز صدها مستضعف كه تصور خانه‌دار شدن را هم نمي‌كردند، به چه آساني خانه‌دار مي‌شوند و هر لحظه كم شدن‌ فاصله‌ها را مي‌بينيم. مخالفان توزيع ثروت، از اين گله مي‌كنند كه اگر سهم زكات درماندگان و فقيران را به آنها بدهيم، آنان پولدار مي‌شوند و مي‌توانند رفع نياز كنند و آنگاه تورم ايجاد مي‌شود! ولي اگر اعيان و اشراف، پول بانك‌ها و سوبسيدها را مصرف كنند، اقتصاد علمي است! در هر صورت من با در نظر گرفتن كارهاي بزرگ و نيمه كاره‌ی احمدي‌نژاد بر آنم كه بايد به او كمك كرد و انتقاد نيز كرد اما هر گونه ايجاد مزاحمتي در انتخاب آينده ايشان برخلاف مصلحت انقلاب اسلامي و نياز مملكت است.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد حتما حتما بخوانيد

مناظره کروبی- موسوی به گعده دوستانه تبدیل شد
تندخویی و قانون‌گریزی، ضمیمه هتاکی غیابی هماهنگ علیه احمدی‌نژاد

گویا جلسه مشترک عصر یکشنبه علیرضا بهشتی و عباس عبدی به نتایج مفیدی برای این دو کاندیدا رسیده بود و موسوی و کروبی برابر توافق نمایندگانش، در طول 90 دقیقه مناظره ترجیح دادند اگر در حضور احمدی‌نژاد حریف وی و منطق او نشده‌اند، پشت سر وی که می‌توانند، بخشی از فحاشی و ناسزاهایی را که در طول 4 سال گذشته در رسانه‌ها علیه رئیس‌جمهور سازماندهی شده بود، بازخوانی کنند.

به گزارش رجانیوز، در ابتدای این مناظره، ابتدا کروبی در صدد توجیه شکست شب گذشته خود پرسش‌های بی‌پاسخ مانده‌ی دکتر احمدی‌نژاد از وی در زمینه مبلیغ 300 میلیون دریافتی از شهرام جزایری، منزل مسکونی‌اش و زندان بنیاد شهید برآید.

بنا بر این، نخستین تخلف توسط کروبی با قرائت متن از پیش آماده شده‌ای برای وی کلید خورد. کروبی براساس این متن تأکید کرد که 300 میلیون تومان را از جزایری در قالب وجوهات گرفته است و در آن زمان، جزایری انسان موجهی بوده است. وی همچنین گفت کاری به اینکه این پول را از کجا آورده و برای چه در زمان ریاست مجلس کروبی، این وجه را به وی داده است، نداد.

در ادامه این مناظره، موسوی با تقلید از احمدی‌نژاد نمودارهایی با خود به گعده‌ی دوستانه‌اش با کروبی آورده بود تا بر مبنای آن‌ها ادعا کند، آمار شب گذشته‌ی رئیس‌جمهور دروغ بوده است. اما ین آمارها که گوشه‌ی آن‌ها پوشانده شده بود و مشخص نبود متعلق به چه نهادی است، در حقیقت رد اظهارات موسوی بود چرا که به عنوان نمونه در مسئله نرخ تورم، دکتر احمدی‌نژاد به پایین آمدن آن تا 15 درصد در فرودین و اردیبهشت سال جاری تأکید داشت اما موسوی نمودارش را تعمداً تا پایان 87 رسم کرده بود.

این مناظره کم‌چالش‌ترین مناظره در میان مناظرات زنده تلویزیونی انتخاباتی بود و حتی کروبی بارها تأکید کرد که با موسوی دوست است و اساساً اگر هم میرحسین قصد کناره‌گیری داشته باشد، به هیچ وجه به او اجازه نمی‌دهد.

اما شاید زننده‌ترین بخش این برنامه فرمایشی، بخش پایانی آن بود که مجری برنامه پس از بارها اظهارنظر از سوی دو طرف علیه کاندیدای غایب که یکی از تخلفات محرز دستورالعمل تبلیغات انتخابات است، در مقابل تذکر کوتاه مجری در این زمینه، به شدت برآشفت و با بی‌ادبی، اقدام به فحاشی علیه دکتر احمدی‌نژاد کرد تا مردم با پشت پرده‌ی متانت و خنده‌های تصنعی وی نیز آشنا شوند.

موسوی در واکنش پرخاش‌گونه به مجری و هتاکی علیه رئیس‌جمهور گفت: «من از شما تعجب مي‌كنم چرا وقتي كسان ديگر در اينجا صحبت مي‌كنند چنين تذكري نمي‌دهيد؟ من تمام وقتم را مي‌دهم تا ايشان سه برابر من اينجا صحبت كنند و هر دروغي كه مي‌خواهد، بگويد.

وقتي ايشان اينجا دروغ مي‌گويد هيچكس يقه‌اش را نمي‌گيرد. من اسم كسي را نبردم.

بنده يك فرد انقلابي هستم و در اعتراض به وضعيتي كه ايشان بوجود آورده، سخن مي‌گوييم و اگر اينطور نبود من نمي‌خواستم وارد شوم و همان كار فرهنگي خود را مي‌كردم.

ايشان مملكت را به جايي كشانده است كه پر از دروغ و نفاق است و پرونده سازي مي‌كند و خجالت نمي‌كشد كه در مقابل بنده بصورت بازي، مدام عكس خانم بنده را نشان مي‌دهد درحاليكه خانم من يك استاد دانشگاه و يك فرد روشنفكر است و من نمي‌خواهم تعصب شخصي را وارد اين موضوع كنم ولي ايشان تا اين اندازه خودش را پايين مي‌آورد.

حالا شما به بنده مي‌گوييد كه من حرف نزنم؟ من اجازه مي‌دهم كه ايشان بيايد و حرف بزند و نماينده دادستاني هم نباشد كه زمان را اندازه‌گيري كند و عيبي هم ندارد.

موسوي خطاب به مردم گفت: اي مردم همه صحبت‌ها را در كنار هم قرار دهيد و اين گراف‌هايي كه بنده نشان دادم، يادتان باشد و بدانيد كه اين نمودارها را بالا و پايين مي‌كنند تا شما را گول بزنند و نقش مار مي‌كشند تا سعي كنند شما را به بيراهه ببرند و من با اينها مخالفم.

مجري برنامه در پايان خطاب به ميرحسين گفت: آقاي مهندس من فقط تذكر قانوني را عرض كردم و شما در بيان هر مطلبي آزاد هستيد.

موسوي در پايان گفت: ايشان همه جا صحبت مي‌كند و تهمت مي‌زند و صدا و سيما، سايت‌ها و پول‌ها هم در اختيارش است.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

همین الان که این سطور را می نویسم، آقای میرحسین موسوی، که تنها در غیاب رقیبش، زبان گویایی دارد، در مناظره با آقای کروبی، نمودارهای بانک مرکزی را به همراه آورده است تا تناقض آمارهای ارائه شده توسط آقای احمدی نژاد در دو شب گذشته را با آمارهای بانک مرکزی نشان دهد. در نمودار ایشان که با آمار بانک مرکزی منطبق است، آمار تورم در سال 1387، 25 درصد قید شده است. آقای موسوی سئوال می کند که آقای احمدی نژاد، چطور به همین راحتی ادعا می کند که تورم 15 درصد است.
خوب، اولین نتیجه ای که از این واقعه می گیریم این است که الحمدلله حضرات، دیگر آمارهای بانک مرکزی را معتبر می دانند. چرا که تا دیروز، حاضر نبودند سندیت این آمارها را که اتفاقا با آمارهای نهادهای خارجی، مثل صندوق بین المللی پول هم تطابق دارد بپذیرند.
دومین نتیجه و نتیجه مهمتر این است که حضرات در غیاب رقیب، بدجور به کاهدان زده اند! انصافا چه تناقضی بین اینکه آمار تورم در سال 1387، 25 در صد است و اینکه تورم امروز، 15 درصد است وجود دارد؟ آقای موسوی! طرفداران آقای موسوی! مگر احمدی نژاد ادعا کرده است که در سال 1387 (و یا حتی یکسال گذشته)، تورم 15 در صد بوده است که فاتحانه آمار 25 درصدی سال 1387 را به رخ می کشید؟
آقای موسوی، چنان فاتحانه، احمدی نژاد را به درغگویی متهم کرد که خود بنده که خوب به یاد داشتم احمدی نژاد در دو برنامه «گفتگوی ویژه خبری»، شبکه 2 (مورخ 15 خرداد) و «مناظره با آقای کروبی» (مورخ 16 خرداد)، آمار امروز را 15 درصد اعلام کرده، به شک افتادم که نکند احمدی نژاد، آمار سال 1387 را 15 در صد اعلام کرده است. با کمال تاسف برای آقای موسوی، یک جستجوی کوچک اینترنتی نشان داد که احمدی نژاد، حتی یک بار هم اعلام نکرده است که آمار سال 1387، 15 درصد بوده است و بحث او تماما در مورد امروز و در اصطلاح فنی، تورم نقطه ای بوده است. به موارد زیر توجه کنید:

احمدی نژاد در برنامه گفتگوی ویژه خبری، شبکه 2:
امروز كه تورم 15 درصد است آنها اصرار مي‌كنند كه تورم 25 درصد است. منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803160244

احمدی نژاد در مناظره با مهدی کروبی:

- در حال حاضر اين نرخ رو به پايين و زير 15 درصد است و به لطف خدا آن را يك رقمي خواهيم كرد.
- همان موقع كه تورم 25 درصد بود بانك مركزي آن را اعلام كرد و الان هم كه تورم زير 15 درصد است همان بانك مركزي اعلام مي‌كند نه اينكه كس ديگري بخواهد اين حرف را بزند؛ بانك مركزي روز به روز تورم را اعلام مي‌كرد و ما هم نفي نكرديم چون خود مردم آن را حس مي‌كنند. منبع:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803160244

و اما گزارش بانک مرکزی چه می گوید؟
در پایان، توجه خوانندگان را به گزارش بانک مرکزی که اتفاقا موید نظر دکتر احمدی نژاد است ارجاع می دهم. تیتر مطلب، خودش گویا است: «بانک مرکزی: تورم 23 درصد، تورم نقطه‌ای: 15 درصد». منبع:
http://alef.ir/1388/content/view/47239/

خوانندگان محترم توجه داشته باشند که در آمار بانک مرکزی، تورم یک سال منتهی به اردیبهشت، ۶/۲۳ درصد اعلام شده است، نه تورم امروز و ماههای اخیر. همین که متوسط تورم یک سال اخیر، ۴/۱ درصد نسبت به متوسط تورم سال ۱۳۸۷ کاهش یافته، حاکی از این است که نرخ تورم در دو ماه گذشته، کاهش چشمگیری داشته است که در میانگین سالانه، خود را به اندازه کاهش ۴/۱ درصدی نشان داده است.

واقعا برای آقای موسوی که نشان دادند فقط در تریبونهای یک طرفه ای که رقیبشان حضور ندارد، شیر هستند، متاسفم.

در همين رابطه بخوانيد:
رئيس كل بانك مركزي در پاسخ به موسوي: حاضرم مناظره كنم
موسوي با هتاكي كار را تمام كرد

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

نامه به رهبری، فرافکنی جدید میرحسین موسوی

شوک حاصل از مناظره چند شب پیش احمدی نژاد و موسوی همچنان در جامعه وجود دارد. بازندگان این مناظره از همان ابتدا با روی آوردن به مظلوم نمایی و فرافکنی و مطرح کردن مسائلی چون ناموس و … سعی داشتند که شکست سنگین خود را تحت شعاع قرار بدهند، اما هیچ کس نمی تواند منکر شادمانی و رضایت گسترده مردم کشور از نتایج آن مناظره باشد.

از سوی دیگر اصلاح طلبان و حامیان میرحسین موسوی برای جبران آن شکست  ترفندهایی را آغاز کرده اند که در روزهای گذشته شاهد آن بودیم و انتظار می رود در روزهای آینده هم به اوج خود برسد. به عنوان مثال می توان به پروژه آشوب و خشونت در شهرهای مختلف کشور، چاپ و نشر تصاویر بی حجاب همسر یکی از کاندیداها، سواستفاده از احساسات و اعتقادات مذهبی و سنتی مردم و … اشاره کرد.

شنیده ها هم حاکیست که عده ای از سیاسیون متنفذ قصد دارند با مراجعه به بیوت علما و مراجع و روحانیون قم و تحت فشار قرار دادن آنها، بیانیه هایی را علیه احمدی نژاد منتشر کنند.

همچنین میرحسین موسوی هم دیروز با ارسال نامه ای به رهبر معظم انقلاب، بار دیگر بر طبل مظلوم نمایی خود کوبید و به فرافکنی متوسل شد. وی با این ادعا که «تمامی نظرسنجی‌های اخیر حکایت از جهش رای وی دارد، تاکید کرد: رفتارهای رئیس‌جمهوری و طیف هواداران ایشان که مرزهای اخلاقی و اسلامی را زیر پا می‌گذارند، در واقع واکنش به این واقعیت است که مردم تصمیم خود را گرفته‌اند!»

به نظر می رسد  فشار روانی حاصل از مناظره چنان بر آقای موسوی سنگین بوده که ایشان خیلی زود رفتار حامیان و اطرافیان خود را فراموش کرده اند. انصافا یک نفر به آقای


زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!





افزایش تورم، فقر، فساد و تبعیض در دوره موسوی

سازمان برنامه و بودجه وقت در یک گزارش رسمی افزایش تورم، کسری بودجه، فقر، کاهش سرمایه‌گذاری، روند فزاینده نقدینگی، رکود، بیکاری و رشد اعتیاد و جرم را از مهمترین مشکلات اقتصادی برآمده از دولت موسوی اعلام کرده و نوشته بود در صورتی که به این مشکلات پرداخته نشود، بحران‌های جدی در پی خواهد داشت.

به گزارش شبکه ایران از فارس، در گزارش پیوست قانون برنامه اول توسعه که به امضای اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری وقت رسیده و توسط کارشناسان سازمان برنامه و بودجه وقت منتشر شده است، عملکرد اقتصاد کشور طی سالهای 1357 تا 1367 مورد بررسی قرار گرفت.

در این گزارش تصریح شده است: وجود شکاف بین درآمدها و هزینه‌های دولت (کسری بودجه) به علت عدم امکان افزایش درآمد‌ها و حجم گسترده وظایف دولت، وجود شکاف بین عرضه و تقاضای پول (عدم تعادل پولی) به علت روند فزاینده حجم نقدینگی تحت تاثیر سیاست‌های مالی دولت و همچنین رکود در بخش‌های مختلف اقتصادی، وجود شکاف بین سرمایه‌گذاری و پس‌انداز (عدم تعادل مالی) به علت افزایش پس‌انداز ملی و به‌کارگیری آن در فعالیت‌های غیرمولد تجاری و خدماتی و نبودن مکانیزم‌های تشویق و هدایت منابع عاطل جامعه به سمت تولید و سرمایه‌گذاری است.


همچنین وجود شکاف بین واردات و صادرات (عدم تعادل در موازنه پرداخت‌ها) به علت آسیب ‌پذیر بودن درآمد ارزی نفت و عدم توسعه صادرات غیرنفتی و همچنین غیرواقعی بودن نرخ برابری ریال، وجود بیکاری به مثابه عدم تعادل در بازار نیروی کار به علت کاهش حجم فعالیت‌های اقتصادی و عدم توسعه فعالیت‌های جدید و رشد فزاینده جمعیت و ویژگی ساختمان جوان جمعیت، همه عوامل مهمی هستند که اگر در چارچوب مجموعه سازگار اهداف و خط مشی‌های مشخص یک برنامه به آنها پرداخته نشود، در سال‌های آینده بحران‌هایی جدی را برای اقتصاد کشور در پی‌خواهند داشت.


برخی از عملکرد گذشته اقتصاد کشور و چشم‌انداز آن در صورت ادامه روندهای موجود در سال‌های آتی جمع‌بندی شده که به شرح زیر است:

گسترش فقر عمومی و سهم عمده‌ تولید در بخش‌های غیر مولد
محصول ناخالص داخلی که در سال 1356 معادل 3/3922 میلیارد ریال به قیمت ثابت 1353 بود به سطح 3142 میلیارد ریال در سال 1367 کاهش یافته و در وضعیت ادامه روند موجود به 2757 میلیارد ریال در سال 1377 تنزل خواهد کرد که نشان دهنده کاهشی معادل 3/1 درصد در 10 سال آینده است.
با در نظر گرفتن نرخ رشد جمعیت (2/3) درصد، محصول ناخالص داخلی سرانه از 114 هزار ریال به قیمت ثابت در سال 1356 به 9/58 هزار ریال در سال 1367 کاهش یافته، و در صورت ادامه روند موجود به 9/37 هزار ریال در سال 1377 تنزل خواهد کرد.

روند سرمایه‌گذاری کشور در دولت موسوی نزولی بوده است
روند نزولی حجم سرمایه‌گذاری کشور در سال‌های گذشته و در ادامه روند موجود از مهمترین مسائلی است که شکاف بین عرضه کالاها و خدمات و تقاضای روز افزون جامعه را بیشتر خواهد کرد. نسبت سرمایه‌گذاری به محصول ناخالص داخلی که در سال 1356 معادل 4/27 درصد بوده در سال 1367 به 15 درصد کاهش یافته و در سال 1377 معادل 12 درصد برآورد می‌‌شود.

شاخص رفاه اجتماعی کاهش یافت

شاخص هزینه سرانه مصرف خصوصی که به عنوان یکی از شاخص‌های رفاه اجتماعی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، از حدود 53 هزار ریال در سال 1356 به 34 هزار ریال در سال 1367 و در ادامه روند موجود به 19 هزار ریال به قیمت ثابت کاهش خواهد یافت که در 10 سال آینده کاهشی معادل 6/5 درصد را نشان می‌دهد.

کسری بودجه 50 درصدی دولت موسوی

در چارچوب سیاست‌های مالی دولت، عدم تعادل بین درآمدها و مخارج دولت از مهمترین ویژگی‌هایی است که بودجه دولت در سال‌های اخیر با آن روبرو بوده است. مقدار کسری بودجه که در سال 1356 معادل 5/365 میلیارد ریال بوده است، در سال 1367 به 2146 میلیارد ریال رسید. این رقم بیش از 50 درصد بودجه عمومی دولت در سال یاد شده است.
اثرات رشد فزاینده کسری بودجه باعث شده که حجم نقدینگی به 15328 میلیارد ریال در سال 1367 افزایش یابد که با توجه به روند کاهنده تولید، افزایش قیمتها را سبب شده است. در صورت ادامه روند موجود، میزان کسری بودجه در سال 1377 به 3600 میلیارد ریال افزایش خواهد یافت و با توجه به افزایش حجم نقدینگی و کاهش تولید، قیمتها همچنان افزایش یافته و باعث کاهش قدرت خرید اقشار محروم خواهد شد.

تورم ناشی از سیاست‌های مالی دولت موسوی بوده است
نکته قابل توجه آن است که تورم ناشی از نحوه سیاست‌های مالی دولت خود باعث کاهش قدرت خرید بودجه دولت شده و به علت عدم رشد بودجه در حد رشد تورم، از نتیجه اثر اقتصادی مثبت بودجه دولت در فعالیت‌های اقتصادی به تدریج کاسته می‌‌شود. شاخص‌های اخیر نشان می‌دهد که به رغم گستردگی ابعاد وظایف دولت در اکثر بخش‌های اقتصادی اثرات مثبت فعالیتهای بخش عمومی بتدریج کاهش یافته است.

رشد دو برابری نرخ بیکاری و کاهش 3/3 درصدی بهره‌وری نیروی کار در هر سال
عملکرد اقتصاد کشور در بعد نیروی انسانی و اشتغال نشان می‌دهد که در سال‌های دهه 1365 _ 1355 جمعیت فعال سالانه معادل 7/2 درصد رشد داشته، به طوری که از 8/9 میلیون نفر در سال 1355 به 8/12 میلیون نفر در سال 1365 رسیده است.
در دهه یاد شده، جمعیت شاغل با رشد متوسط سالانه 9/1 درصد از 1/9 میلیون نفر در سال 1355 (با احتساب بیکاران فصلی) به حدود 11 میلیون نفر در سال 1365 رسیده است. بدین ترتیب، نرخ بیکاری از 1/7 درصد در سال 1355 به 1/14 درصد در سال 1365 افزایش یافته است که نشان دهنده عمیقتر شدن شکاف بین عرضه و تقاضای نیروی کار است.

بنابراین بطور کلی در دوره 10 ساله 1365 _ 1355 ، خالص مشاغل ایجاد شده در تمام بخش‌های اقتصادی تقریبا معادل 1900 هزار شغل و به عبارت دیگر سالانه به طور متوسط معادل 190هزار شغل بوده و این در حالی است که عرضه سالانه نیروی کار در همین دوره به طور متوسط در حدود 302 هزار نفر بوده است.

تمرکز عمده فعالیت‌های صنعتی کشور در سه استان

تمرکز فعالیت‌های عمده و کلیدی در درون و پیرامون کانون‌های جاذب جمعیت (نیمه غربی کشور) به پیدایش فضا‌های ممتاز و قطب‌های جمعیتی انجامیده و ادامه این روند موجب تمرکز‌های عمده فعالیتی و جمعیتی در چند شهر بزرگ کشور شده است.
بر پایه آخرین بررسی‌های به عمل آمده، 7/63 درصد ارزش افزوده کل کار‌گاه‌های بزرگ صنعتی به استان‌های تهران، اصفهان و زنجان اختصاص دارد و از این مجموعه 6/42 درصد مربوط به استان تهران است.

نبود یک برنامه مشخص برای مدیریت اقتصاد در دولت موسوی

در ادامه این گزارش به عوامل عمده در ضعف عملکرد اقتصادی کشور طی این سال‌ها اشاره می‌شود. نبود یک برنامه مشخص برای مدیریت اقتصاد یکی دیگر از ویژگی‌های حیات اقتصادی کشور است. در گذشته، تلاش‌های فراوانی در این زمینه از طرف دولت صورت پذیرفت ولی هیچ یک به عمل و اجرا نینجامید؛ به ویژه آنکه برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور نیز به تصویب نرسید.


در سال‌های اخیر، خط‌ مشی‌های روشن و مشخص، به جز چند مورد، برای اداره اقتصاد کشور به کار گرفته نشد و در نتیجه فعالیت‌های بخش‌های مختلف اقتصادی به تبع وضعیت عواملی چون جنگ و درآمد نفت به نوعی شکل گرفت که عرضه فعالیت‌های دولت به علت کمبود منابع و امکانات در بخشهای مولد کمتر شده و فعالیت‌های بخش غیردولتی نیز به علت عدم هدایت صحیح، در بخش‌های غیرمولد بیشتر متمرکز گشت. در نتیجه، اقتصاد در حال رکود به طور طبیعی اثر خود را حتی در بخشی از سرنوشت جنگ نیز نشان داد.

افزایش جرم و اعتیاد در پی گسترش بیکاری در دولت موسوی


گسترده شدن ابعاد مسایل اجتماعی و فرهنگی از دیگر مشکلات کشور و از جمله آثار بلاتردید افزایش جمعیت کشور در سال‌های اخیر است. این مسایل، به ویژه با توجه به ساختار جوان جمعیت کشور، عمدتا در قشر جوان و نوجوان به صورت افزایش ناسازگاری‌های اجتماعی و استفاده از مواد مخدر بروز می‌کند.


رشد سریع جمعیت لازم‌التعلیم و عدم امکان افزایش فضاهای آموزشی و تسهیلات متناسب با آن، عدم ایجاد اشتغال مولد و نبود وسایل و امکانات متناسب برای گذران سالم اوقات فراغت جوانان از عوامل عمده ایجاد چنین شرایطی است.

عدم تعادل بین امکانات فیزیکی آموزشی، تعداد معلمان، دبیران و اساتید و تعداد فزاینده دانش‌آموزان و دانشجویان عملا منجر به کاهش کیفیت آموزشی در کلیه سطوح اعم از عمومی و عالی شده است. کاهش کیفیت به ویژه در سطوح عالی به دنبال پذیرش دانشجو بیش از حد ظرفیت‌های موجود، اعمال سهمیه‌بندی‌های مختلف در پذیرش و گسترش‌های بی‌رویه قبل از تامین اساتید مورد نیاز و بدون توجه به نیازهای تخصصی جامعه، صورت گرفته است.


وجود پدیده بیکاری در جامعه و گسترش ابعاد آن در سالهای اخیر مشکل اجتماعی دیگری است که نه تنها آثار منفی اقتصادی داشته بلکه اثرات اجتماعی آن نظیر افزایش جرایم نیز مشهود است. وجود بیکاری در بین بخشی از نیروی انسانی فعال جامعه حتی در بین افراد متخصص و دارای آموزش عالی (حدود 6 درصد در سال 1365) قابل تامل است و رفع آن در برنامه اینده مورد توجه است.

سیاستگذاری‌های اقتصادی که به صورت مانعی بر سر راه توسعه اقتصادی کشور قرار دارد، یکی دیگر از مسایل عمده اقتصادی کشور است.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


تبلیغات



اسم من را هم در ليست كذب اساتيد حامي ميرحسين نوشته‌اند

مسئول كميته دانشگاهيان ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد در همدان با اشاره به انتشار ليست كذب اساتيد حامي ميرحسين موسوي در همدان گفت: علاوه بر آن كه برخي از اسامي منتشر استاد نيستند، تعجب‌آور اين است كه اسم من را هم در اين ليست نوشته‌اند.‌

بهزاد محمدي امروز در گفتگو با فارس در همدان اظهار داشت: وجود سليقه‌هاي متفاوت در ميان كانديداها و رقابت آن‌ها براي دستيابي به مسئوليت اجرايي كشور در ايجاد فضاي پر شور و نشاط انتخاباتي نقش مؤثري داشته است.

وي گفت: متأسفانه در برخي موارد فضا به گونه‌اي رقم زده مي‌شود كه طرفداران و حاميان بعضي از كانديداها در سطح جامعه با بازيچه قرار دادن جوانان از احساسات آن‌ها براي رسيدن به اهداف خود سوء استفاده مي‌كنند.

مسئول كميته دانشگاه‌هاي ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد در همدان ضمن تأكيد بر لزوم توجه به معيارهاي و ملاك‌هاي رهبري در خصوص فرد مناسب اداره كشور افزود: سخنان مقام معظم رهبري در سردشت در خصوص ويژگي‌هاي رئيس‌جمهور اصلح هيچ شبهه‌اي را باقي نگذاشت و به نظر من احمدي‌نژاد بيشترين همخواني را با معيارها و ملاك‌هاي مورد نظر رهبري دارد.

وي با اشاره به برگزاري مناظره بين كانديداهاي انتخاباتي خاطر نشان كرد: انجام مناظره يك ضرورت و نياز مردمي است چرا كه مي‌تواند در تشخيص افراد براي شناسايي توانمندي‌هاي نامزدها، واقعي بودن شعارهاي طرح شده از جانب آن‌ها و تصميم‌گيري شفاف مردم نقش بسزايي ايفا كند.

محمدي اذعان داشت: مناظره مي‌تواند سمت و سوي فضاي انتخاباتي در جامعه را به نفع مردم و كشور موجب شود به نحوي كه مردم پس از شنيدن سخنان كانديداها نسبت به انتخاب فرد اصلح براي انجام مسئوليت سنگين رياست جمهوري اقدام كنند.

وي در خصوص تخريب برخي از كانديداها تصريح كرد: تخريب به هيچ وجه به صلاح امنيت نظام نيست چرا كه افراد بايد به عنوان عضوي از يك خانواده، در يك فضاي سالم و نقدپذير به رفع نواقص موجود پرداخته و البته بايد عوامل مفاسد اقتصادي در كشور نيز به منظور برخورد جدي با آن‌ها به مراجع قانوني معرفي شوند.

اين استاد دانشگاه در پايان با اشاره به انتشار اعلام حمايت برخي اساتيد دانشگاهي استان در حمايت از ميرحسين موسوي خاطر نشان كرد: در اين اعلام حمايت كذب كه متأسفانه در يكي از روزنامه‌هاي همدان نيز منتشر شده است، اسامي تعدادي از اساتيد وجود دارد كه صحت اين حمايت را رد كرده‌اند، ضمن آن كه اسامي برخي از كارمندان دانشگاه‌ها نيز به عنوان استاد دانشگاه درج شده است و حتي اسامي تكراري نيز در ليست وجود دارد.

وي گفت: انتشار دهندگان اين نامه حتي بدون اطلاع برخي از اين اساتيد اقدام به ذكر اسامي آنها در حمايت از موسوي كرده‌اند به گونه‌اي كه با نهايت تعجب اسم بنده نيز كه با سمت مسئول كميته دانشگاه‌هاي ستاد احمدي‌نژاد فعال هستم نيز در اين ليست ديده مي‌شود.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد حتما حتما بخوانيد

حکایت بی‌ادبی ما و چند نکته

جواد درویش

بعد از مناظره دکتر احمدی‌نژاد با مهندس میرحسین موسوی، سایت های حامی موسوی، ضعف وی را در مقابل پاسخگویی به اتهاماتی که پیش از این متوجه دولت کرده بود، "وقار" و "متانت" نامیدند و در عوض سؤالات بی پاسخ احمدی‌نژاد را نشان از بی ادبی و بی اخلاقی او قلمداد کردند. در این زمینه نکاتی به نظر رسیده که عرض می شود:

آقای میرحسین موسوی 4 ماه است در هرجا سخنرانی می کند، اتهامات بی‌شماری را به دولت وارد می‌کند و نسبت های ناروایی به رئیس جمهور می دهد. اولاً سؤال اینجاست که اگر ایشان معتقدند باید کسانی که به آنها اتهام وارد می شود در جلسه حاضر باشند(چنانچه چند بار در مناظره گفتند)، آیا در سخنرانی های و همایشها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی ایشان، رئیس جمهور یا نماینده ای از دولت حاضر است؟ مثلا آنجا که گفتند " 300 میلیارد پول نفت کجا رفته" یا آنجا که اعلام کردند " یک میلیاردی که در دولت گم شده را باید در ستادهای احمدی‌نژاد پیدا کرد"، رئیس جمهور یا نماینده ای از دولت حضور داشتند؟

ثانیاً چطور است که در این همایش ها، وارد کردن اتهامات در غیاب رئیس جمهور، "شجاعت" و "جسارت" و "حرف دل مردم را زدن است"، اما در مناظره رو در رو، سکوت کردن ایشان و ناتوانی از پاسخ گویی به اتهاماتی که قبلا زده اند، می شود "متانت" و "وقار" !؟ گذشته از این، اگر ایشان همه جا داد تظلم می دهد و به قول خودش برای گرفتن حق مردم به میدان آمده، پس در مقابل کسی که معتقد است این حق را ضایع کرده، چه جای سکوت و متانت ورزی است!؟

در 40 دقیقه ای که آقای موسوی فرصت صحبت کردن داشت، چند بار توهین های مستقیمی به رئیس جمهور کرد. دوران ریاست ایشان را با دوران استبداد صغیر مقایسه کرد، ایشان را به رضاخان تشبیه کرد، سیاستهای عهد قجری را به دولت نسبت داد و روش ایشان را دیکتاتوری نامید. در مقابل، احمدی‌نژاد 3 بار در شروع صحبتهایش گفت "آقای موسوی من شما را دوست دارم". حالا این اظهار علاقه، شد "بی ادبی" ؟ و توهین های آقای موسوی "متانت"؟

آقای موسوی بارها اعلام کردند که معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستند و دانستن حقایق را حق مردم می‌دانند و با همین توجیه تا الآن به جای ارائه برنامه فقط به اتهام و تخریب دولت پرداخته اند. ولی وقتی با اعلام اسامی مفسدین اقتصادی، جاعلان مدارک تحصیلی و تناقض گویی های خود مواجه می شوند، این ارائه اطلاعات به مردم را "بی ادبی" می نامند.

بارها و بارها روزنامه های دوم خردادی و حامیان آقای موسوی، اعلام کردند اگر مفسدین اقتصادی وجود دارد، چرا اسامی آنها را اعلام نمی کنید. آقای موسوی هم وجود مافیاهای نفتی را غیرواقعی و خیالی نامید. اما حالا که اجابت درخواست خود ایشان، یعنی اعلام مفاسد اقتصادی، چیزی جز روسیاهی برایشان باقی نگذاشته، کار رئیس جمهور شده "بی ادبی".

در همین برنامه مناظره، آقای موسوی اتهاماتی را به محصولی، کردان و مسئولین سایت رجانیوز، وارد کرد. اما اسم بردن از فرزندان آقای هاشمی و ناطق نوری را به دلیل اینکه در جلسه حاضر نیستند، کار ناپسندی دانست. سؤال اینجاست که آیا محصولی، کردان و مسئولین رجانیوز، در جلسه حاضر بودند؟ یا اینکه اصولاً ایشان آبروی فرزندان آقای هاشمی و ناطق را مهمتر از دیگران می دانند!؟

آقای موسوی در مناظره از آقایان هاشمی و خاتمی اعلام برائت کرد. البته اگر در گفته خود صادق باشد و بعد از این واقعاً آقای هاشمی و خاتمی به ایشان "ربطی نداشته باشند"، ما این را به فال نیک می گیریم. ولی برایمان سؤال است که چرا در همایشی که به اسم ایشان برگزار می شود و خود ایشان در آن حاضر نیستند، آقای خاتمی و دختر آقای هاشمی را به جای خودشان برای سخنرانی می فرستند؟

ایشان گفتند هرکس می تواند از من حمایت کند و هر ایرانی یک ستاد. سؤال اینجاست که چرا همه غارتگران بیت المال از ایشان حمایت می کنند؟ چرا از احمدی‌نژاد حمایت نمی کنند؟ چرا بهاییان، صهیونیست ها، منتظری ها و طراحان براندازی جمهوری اسلامی، همه از موسوی حمایت می‌کنند؟ اینکه دیگر به خود آقای موسوی مربوط می شود!

ما بی ادب باشیم یا هرچیز دیگری که شما بگویید، همین که اولاً دل مستضعفان و محرومان، این ولی نعمتان انقلاب خمینی را شاد کنیم و ثانیاً به تکلیف الهی خود عمل کنیم، برایمان کافی است. ما نه دین و مقدسات را برای رسیدن به کرسی قدرت هزینه می کنیم، نه از کیسه سیادت برای خریدن رأی مردم، خرج می کنیم. ولی یک چیز را حضرت علی(ع) خوب به ما آموخت، اینکه با چپاول‌گران و غارت‌گران بیت المال، هیچ جای مدارا و مماشات و عزت و احترام نیست. بهترین نمونه تاریخی آن هم زمانی است که به ایشان خبر می دهند یکی از مامورین بازار اهواز به نام "ابن هرمه" خیانتی در مال مسلمین کرده. ایشان سریعا نامه ای به کارگزار خود در اهواز می نویسند و به او می فرمایند:

«هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد.

شب‌ها، زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه... چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و 35 تازیانه بزن و در بازار بگردان و دوباره خوار وسرافکنده و بی آبرو به زندان بازگردان...مگذار ملاقاتی داشته باشد تا مبادا راه پاسخگویی را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند...در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن.»

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد حتما حتما بخوانيد

فیلمنامه پراشتباه یک فیلم تبلیغاتی

ساسان ولی‌زاده

نخستين فيلم تبليغي ميرحسين موسوي در حالي پخش شد كه گمان مي رفت نام مجيد مجيدي به عنوان كارگردان، اثر متفاوتي را به فراديد مخاطبان خود برجای بگذارد اما آنچه كه به چشم آمد در حالي كه حرفه اي ترين و پرستاره ترين تيم سينمايي – به تعبير سايت حامي موسوي – تلاش خود را براي جذب مخاطب به كار برده بود به دليل پارادوكس‌هاي معنايي، تضادهاي تاريخي و المان‌هاي نادرست تصويري به مجموعه‌ پلان‌هاي بي‌هدف و حتي ضدهدفي تبديل شده بود که بازيگر آن بزرگترين متضرر آن بود و به اين شکل فيلمي که به تعبير فاتح – سرتيم تبليغي ميرحسين – قرار بود نقطه عطفي در تاريخ تبليغات انتخابات باشد به جورچيني از نماهاي متضاد و چهره‌هاي بالماسکه‌ شد تا معلوم شود با ترفندهاي رسانه‌اي و حقه‌هاي تصويري نيز نمي‌توان ذات چيزي را عوض کرد.

بزرگترين تراژدي فيلم زماني شکل گرفت که فاتح پيشاپيش از ترس برملا شدن «نمايشي بودن فيلم» اعلام کرد که «موسوي حاضر به بازي در اين فيلم نشده است و اين فيلم صرفاً مستند است» اما اين ادعا با برملا شدن هويت بازيگر زن فيلم و بازيگري آقاي کانديدا در پلان عاطفي فيلم به شدت صداقت ايشان را با چالش مواجه مي‌کند.

آنچه در پي مي‌آيد اشاره به صحنه‌هايي از اين «فيلم» است که به لحاظ نشانه‌شناسي و المان‌هاي تصويري ارجاعات شگفتی را به خلاف انتظار صحنه‌گردانان نمايش به مخاطب القاء مي‌کند و در واقع آنچه در مأواي تصاوير به مخاطب آگاه منتقل مي‌شود سطوح معنايي ديگري است که با خواست بازيگران فيلم زاويه جدي دارد و شالوده‌هاي فکري و معرفتي بازيگر 68 ساله فيلم را زير سوال مي‌برد.

1- «اين شال سبزي که به گردن من مي‌اندازند...» اين جمله نقض هرگونه باور و انتخاب است و نشانه آن است که تصميم‌گيرندگان، کساني ديگرند که آقاي موسوي مجري برنامه‌ها و طراحي آنها است دقت کنيد موسوي نمي‌گويد: «اين شال سبزي که به گردن من است...»

2- زني با شتاب به دنبال اتوبوس موسوي مي‌دود و از او مي‌خواهد به درد دلش توجه کند، دوربين پن مي‌شود به علامت «تاج‌گونه» روي شيشه و سپس موسوي که از سر بي‌اعتنايي به زن مي‌گويد: «بايد برم، جلسه دارم... يک نفر با اين خانم صحبت بکنه!» بار ديگر به ديالوگ و نمادهاي تصويري دقت کنيد آيا مجيدي دچار گاف شده است يا ايشان کار مستند کرده است و حقيقت وجودي موسوي را عيان کرده است؟

3- خنده نمايشي و لبخند سينمايي موسوي در تمام صحنه‌هايي که رو به دوربين صحبت مي‌کند حاکي از فشاري است که مشاورين بر او تحميل مي‌کنند. در واقع عمل به اين توصيه که ايشان اخم نکند و رو به دوربين با لبخند سخن بگويد باعث شده که در بسياري از صحنه‌ها ميميک صورت در تضاد با جنس صحبت‌هاي موسوي باشد.

4- «اون روزي که حضرت امام داشتند تشريف مي‌آوردن»، «اومديم تو خيابون»، «مردمو ديديم مشغول چيز هستند. مشغول جارو و پارو هستند... و بنده اولين بار حضرت امام را در ماشيني که اومد رد شد ديديم.»

اين جمله اعتراف ساده‌اي است که موسوي هيچ نقشي در شکل‌گيري انقلاب نداشته است و حتي چنين مي‌نمايد که روز 12 بهمن حضور ايشان در خيابان اتفاقي بوده است!

5- وقتي آقاي موسوي به مزرعه چاي وارد مي‌شود در زير باران شديد کسي که خود زير بارش، خيس باران شده چتر را بالاي سر موسوي گرفته است! حالت اتو کشيده موسوي و تحقيري که متوجه مرد همراه ايشان است بدجوري ذائقه بيننده را آزار مي‌دهد، قياس کنيد با همه صحنه‌هايي که آقاي احمدي‌نژاد زير باران بي‌هيچ چتر و سايباني ميان مردم رفته است.

6- «يکي را خودي مي‌کنند يکي را ناخودي مي‌کنند...» راستي اصطلاح خودي و غيرخودي مربوط به چه شخصيتي است و اعتراض ناصواب موسوي عصيان در برابر کيست؟

7- «از دوستي با مردم نبايد رنج ببريم» اين شاکله حرف موسوي در اين فيلم است اما گويي کارگردان فراموش کرده که اين جملات ظاهراً در اعتراض به کسي بايد باشد که اتفاقاً «مردمي بودن» او اصلي‌ترين صفت او در چهار سال گذشته بوده است!

8- «در جامعه سوداگر 5 ميليون جيب نماينده بگذاريم...»‌ کساني که سابقه اين موضوع را مي‌دانند اطلاع دارند که 5 ميليون نه براي جيب نماينده که از مدت‌ها قبل براي توسعه مساجد توزيع مي‌شده است که در مقطعي با سفسطه به چالش کشيده شد اگر چه در همان زمان کسي اين 5 ميليون را «در جيب نماينده گذاشتن» تعبير نکرد و لحن موسوي توهين مستقيم به کل نمايندگان مجلس بود.

9- صحنه‌هاي ديدار با مراجع و متأسفانه استفاده ابزاري کردن از مسائل اعتقادي قبل از هر چيز خلاف آيين‌نامه‌هاي انتخاباتي است، اگر چه اين امکان و اعلام حمايت براي احمدي‌نژاد کاملاً فراهم است اما تبعيت از قانون مانع چنين بهره‌وري ناپسندي از سوي ايشان شد.

10- کسي با خشم خطاب به موسوي از شوري آب و سختي زندگي مي‌گويد و «خطاب به او» مي‌گويد که آيا تا حالا با چنين مردمي زيسته است و يا درد آنها را مي‌داند. بي‌ترديد مخاطب آن جوان دردکشيده خود موسوي است که در همه اين سال‌ها در کنج گالري‌ها و گوشه نمايشگاه‌هاي بالاي شهر به سر برده است،و اتفاقاً یکی از نقایص بزرگ فیلم سکوت سنگین راجع به بیست سال انزوای خودخواسته موسوی است و درواقع اين بخش را بايد خودزني بازيگر فيلم دانست.

11- موسوي در جايي از «عقلانيت جمعي» سخن مي‌گويد که از شعارهاي محسن رضايي است و در جايي ديگر از مبارزه و ايستادن و دفاع از ملت‌هاي جهان سخن مي‌گويد که از شعارهاي احمدي‌نژاد است! براي پيدا کردن اين تناقض به ياد بياوريم که موسوي قبلاً اعتراف کرده بود که حرف‌هاي او با احمدي‌نژاد مشترک است و احتمالاً‌در عمل متفاوت خواهد بود!

12- پرچم هر کشور نماد عزت و اقتدار آن ملت است و قداست ويژه‌اي دارد و شگفتا کسي که داعيه فرهنگ ايران دارد پرچمي را به دوش مي‌کشد که حروف انگليسي بر آن نقش بسته است! و همين پرچم با چنان بي‌اعتنايي بر دوش اوست که دوبار اگر دقت اطرافيان او نباشد از شانه‌هايش ليز مي‌خورد!

13- نشان دادن لوگوي روزنامه‌هاي «عصر اقتصاد، کار و کارگر و ابتکار» که تيترهايي را به حمايت از موسوي انتشار داده‌اند علاوه بر اين که يک نشانه‌شناسي ابتدايي در ذکر اين نام‌هاست به لحاظ قانوني خالي از ايراد نيست.

14- استفاده از بازيگر زني که قرار است درد کشيده باشد وهن شعور و ادراک مخاطب است، جملات نمايشي ايشان که نشان از تمرين مستمر دارد و حالت چهره معذب موسوي که بلد نيست به درستي نقش يک «نابازيگر» را در فيلم‌هاي مجيدي ايفا کند چالش بزرگي است که دست گردانندگان آن را بدجوري رو مي‌کند!

15- موسوي همچنان نسبت به خاتمي بداخلاقي مي‌کند و در حالي که خاتمي تمام عيار براي تبليغ موسوي به ميدان آمده است، جز تصويري بي‌صدا و گذرا در حد چند ثانيه هيچ نشاني از او در فيلم نيست!

16- يکي از گاف‌هاي بزرگ فيلم جايي است که زن بازيگر خطاب به موسوي مي‌گويد: «انرژي هسته‌اي نمي‌خوايم من بچه‌ام رو مي‌خوام!» و در واقع گويي که انرژي هسته‌اي نه يک آرمان ملي و خواست عمومي که از عيوب دولت نهم است که موسوي از زبان زن بازيگر آن را زير سوال مي‌برد!

اين بخش اگر چه به طور بچگانه‌اي تبديل به لب‌خواني و پارازيت صدايي شده است اما اتفاقاً مقصود کارگردان شنیده شدن و اثرگذاري بيشتر آن پلان است، به راستي تصور موسوي از مردم چيست و از اقتدار ملي و غرور و عزت کشور چه تعريفي دارند؟

17- «اين مملکت مملکت امام زمانه...» معلوم مي‌شود ذکر امام زمان تنها از زبان ايشان خوش است! و يا شايد بهتر بگويم معلوم مي‌شود که آنها هم فهميده‌اند که اگر مي‌خواهند در دل مردم باشند بايد حرفشان از جنس اعتقادات مردم باشد، فقط مي‌ماند عذاب وجداني که چرا چهار سال به کسي که همين حرف را زده است انواع توهين‌ها را رواداشته‌اند.

18- تمام زمينه تصوير در بخش‌هايي که موسوي رو به دوربين صحبت مي‌کند سياه و تار است، اين مسأله به لحاظ نمادشناسي اهميت بسيار دارد. آيا ايشان نظام را تماماً سياه مي‌بينند يا باز هم ناشيگري کارگردان کار دست او داده است و او را بر آمده از جهل و سياهي مي‌‌داند!

19- موسوي هنوز هم به «نخست‌وزير 8 سال دفاع مقدس» افتخار مي‌کند و البته اعتقاد به آن روزهاي حماسه جاي افتخار نيز دارد اما سوال ساده اينکه چرا در هيچ صحنه‌اي نشاني از «چفيه» بر دوش يا گردن اين مقام سال‌هاي دفاع مقدس نيست؟ آيا دوره آن گذشته است؟!

20- بعد از پارتي بزرگ آزادي اعتراض متدينين به صحنه‌هاي غيراخلاقي و ولنگاري بخشي از هواداران ايشان باعث شد تا نزديکان موسوي از آن برائت جويند و آن را توطئه‌اي عليه خود بخوانند اما صحنه دختران بدحجاب حامي موسوي در فيلم مجيدي نشان داد که حقيقت همان چيزي است که در قاب تصاوير عکاسان نيز در ورزشگاه آزادي ثبت شده بود.

و سخن آخر اينکه تفاوت مستند احمدي‌نژاد با فيلم موسوي در آن است که احمدي‌نژاد خود کارگردان آن صحنه‌ها بود و آنچه که به نمايش درآمد يک پلان از مجموعه تصاويري بود که مردم بارها در شهر و روستاي خود در ديدار با رييس‌جمهور محبوب خود ديده بودند اما در فيلم مجيدي موسوي به تعبير يکي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب «فيلم» شده بود و اين ميزان تضاد چنان آزاردهنده است که به لحاظ سياه‌نمايي «نقطه عطفي در تاريخ انتخابات است!»

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

عجیب ترین تخریب دولت در یک سرمقاله

سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز- به قلم محمد سعید پناهی
به گزارش فردا نیوز روزنامه فرهنگ آشتی در سرمقاله خود که به قلم رئیس شورای سیاستگذاری با تیتر «حامیان امروز، نادمان فردا» نوشته شده پس از بیان مقدماتی، تاکید کرده است: از دريچه برادري و خيرخواهي از شما حاميان و هواداران سياست‌‌هاي آقاي احمدي‌نژاد مي‌خواهم كه در كارها، حمايت‌ها و رفتارهاي سياسي‌تان تأمل و سپس تجديدنظر كنيد. مطمئنا تأمل عميق شما در اين باب، تجديد نظرتان را رقم خواهد زد.
« دوستان! به كجا مي‌رويد؟ به قول قرآن كريم «اين تذهبون؟». شرايط كشور و ميزان عقب‌افتادگي ما از اصول و برنامه‌هاي سند چشم‌انداز 20 ساله آنقدر پرسش‌برانگيز است كه جايي براي اين بازي‌ها باقي نمي‌گذارد. وقت و زمان تنگ است و كاستي‌ها بسيار.
از سر انصاف به اين بينديشيد كه از چه چيز داريد حمايت مي‌كنيد؟ از ناتواني دولت نهم در كنترل تورم؟ از حمايت‌هاي بي‌دريغ آقاي احمدي‌نژاد از امثال مشايي و كردان؟ از تخلف در واريز ميلياردها دلار پول مازاد فروش نفت و عدم واريز آن به صندوق ذخيره ارزي؟ از شكست‌هاي پي‌درپي و تأسف برانگيز تيم‌هاي ورزشي ايران در گودهاي رقابت منطقه‌اي و جهاني؟ از ناتواني سياست‌هاي دولت نهم در كنترل و كاهش قيمت مسكن؟ از آمارهاي خلاف واقع؟ از تنگ‌تر شدن دايره خودي‌ها؟ از بي‌حرمتي به شخصيت‌هاي انديشمند نظام؟ از معضل پابرجاي بيكاري؟ از ريخت و پاش‌ها و پول‌ پاشي‌هاي عاري از تدبير؟ از چه حمايت مي‌كنيد دوستان؟ 
هر دولتي هر چقدر هم ضعيف باشد به واسطه در دست داشتن كانال‌هاي اجرايي، بالاخره خدماتي هم دارد اما آيا شما به همين خدمات اندك قانع شده ايد يا موضوع چيز ديگري است؟
مگر دين روشنگر اسلام به ما ياد نداده و از ما نخواسته تا زماني كه بهتر هست به خوب قانع نباشيم. مگر پيامبر اسلام (ص) تاكيد نكردند كه «كلهم راع و كلهم مسئول عن رعيته»؟
با اين اوصاف، در صورت ادامه اينگونه رفتارها و حمايت‌هاي احساسي، متعصبانه و تخريبي شما از دولت نهم و شخص آقاي احمدي‌نژاد، ناچارم بگويم كه «روزي پشيمان و نادم خواهيد شد كه خيلي دير است» و ديگر «آب رفته به جوي باز نخواهد گشت»، پس چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني؟! »
در این چند روزی که در جریانات سیاسی انتخابات می گذرانیم شاید عجیب ترین تخریبی که تا کنون انجام شده باشد توسط روزنامه فرهنگ آشتی و در قالب همین نوشته هایی بود که گذشت.
همانطور که بارها نسبت به این سیاست مخالفان دولت در منفی جلوه دادن نقاط مثبت دولت مقالاتی نوشته شد، این بار نیز شاهد یکی از مصادیق آن در روزنامه فرهنگ آشتی بوده ایم.
اما به جز مسأله آقای مشائی آیا واقعا انتقاداتی که این روزنامه نوشته است وارد می باشد؟ بهتر است یک بار دیگر در سؤالات تأمل کنیم:


1- «از ناتواني دولت نهم در كنترل تورم »
باید دانست که عمده تورمی که در این چند سال اخیر وجود داشته است به دلیل چهار مسأله عمده بوده است:
الف- تورم در بخش مسکن: تورم در بخش مسکن، تورم ناشی از تقاضا بوده است که این فشار تقاضا نیز به علت کم کاری دولت سابق در ساخت مسکن مورد نیاز در هر سال بود که با جمع شدن تقاضاها به ناگاه در دوران آقای احمدی نژاد، موجب سرباز شدن زخم مسکن و ایجاد تورم سنگین در این بخش مهم اقتصادی شد.
ب- تورم ناشی از نقدینگی: بحث نقدینگی نیز در این دوران به علت چاپ چک پول هایی بود که برخی بانک ها بدون بلوکه کردن اسکناس، با توجه به ضعف بانک مرکزی اقدام به چاپ آن ها کردند، که در این بین برخی معتقدند مخالفان دولت نقش مهمی در ایجاد چنین تخلفی از جانب بانک ها داشته اند. که البته این تخلف بانک ها عزل مدیران بانک ها و رئیس بانک مرکزی را به همراه داشت و جالب است افرادی که منافع اقتصادی و سیاسی شان با این عزل و نصب ها و خنثی کردن نقشه هایشان به خطر افتاد در رسانه های خویش به هیاهوها و جنجال های ژرونالیستی وسیعی دست زدند و معلوم نمودند که در نظر آنان منافع افراد باید بر منافع کشور مقدم باشد!!
ج-طرح های عمرانی و وام های خود اشتغالی : در اقتصاد همواره مخارج دولت و طرح های عمرانی تورم زاست. بنابراین دولت می بایست بین طرح های عمرانی و تورم یکی را انتخاب می کرد. لذا دکتر احمدی نژاد که به سازندگی مناطق محروم کشور عقیده داشتند با اجرای طرح های عمرانی درصدد برطرف کردن اختلاف طبقاتی و برقراری عدالت اجتماعی برآمده و طرح های عمرانی را اجرا کردند. هر چند که تورم ناشی از این طرح ها به طبقات ضعیف جامعه فشار وارد می آورد اما سود حاصله برای طبقات ضفعیف از چنین طرح هایی به مراتب بسیار بالاتر خواهد بود.
د- افزایش قیمت های جهانی: قیمت های جهانی، در این دوره به شدت افزایش یافت، به گونه ای که در بسیاری از اقلام اساسی کشور مانند روغن، دانه های روغنی، برنج،آهن، مس و بسیاری از اقلام کشاورزی و صنعتی قیمت ها گاه به چندین برابر سابق افزایش یافت که در اثر آن نیز، افزایش قیمت ها به درون کشور رسوخ کرده و بر سایر بخش های اقتصادی دیگر تأثیر منفی گذاشته و موجب بوجود آمدن تورم گردید.
حال در این جا نکته ای که به چشم می خورد، این است که بر اساس وجود چنین مشکلاتی، پیش بینی اقتصاددانان در نرخ تورم، بسیار بیشتر از آنچه بود که در جامعه اتفاق افتاد، که این نشان از قدرت بالای کنترل تورم توسط دولت بود که هیچ گاه به خاطر مهار چنین تورمی از دولت تقدیر به عمل نیامد؛ بلکه بالعکس افرادی که از این قدرت اقتصادی دولت و توانایی های آن خشمگین شده بودند با ایجاد جنجال های رسانه ای و تبلیغاتی با مسموم سازی فضا قصد فریب افکار عمومی را داشتند؛ اما از طرف دیگر کاملا مشخص است که بخش عمده ای از تورم، در اختیار دولت نبوده و عوامل آن خارج از کنترل و اختیار دولت بوده است.


2- از تخلف در واريز ميلياردها دلار پول مازاد فروش نفت و عدم واريز آن به صندوق ذخيره ارزي؟
افرادی که این هیاهو را به پا کرده اند به خوبی می دانند که اصل ماجرا چیست و چه اتفاقی در جریان فروش نفت و درآمدهای حاصل از آن اتفاق می افتد، چرا که در دوران مسؤولیت آن ها نیز هر سال همین اتفاق می افتاده است و هیچ گاه صدای انتقادی از آنان شنیده نمی شد چرا که اصلا ماجرا چیز دیگری است که سعی شده است در قالب جنجال های تبلیغاتی در پاکی دولت آقای احمدی نژاد خدشه وارد شود.
برای روشن تر شدن این مسأله لازم است در مورد چگونگی واریز درآمدهای نفتی اندکی توضیح بدهیم. وزارت نفت از فروش نفت خام مطلقا یك دلار دریافت نمی‌كند، بلكه خریداران گشایش اعتبار کرده و بانك مركزی درآمد را به حساب‌های خارج از كشور می‌ریزد و در حقیقت پول فروش نفت خام به حساب بانك مركزی می‌رود و این غیر از خزانه داری دولت است یعنی به خزانه دولتی مربوط نیست بلكه هر سال قانون بودجه مقدار معینی از آن درآمد را اجازه می‌دهد كه به خزانه دولت بیاید و صرفا اجرای قانون بودجه شود. یكی از عنوان‌هایی كه برای آن پول به حساب دولت می‌آید سود سهام شركت‌های نفت است كه البته مشخص نیست چه زمانی واریز می شود چون در آمد نفت، به روز نیست و پول آن مدتی بعد به حساب می‌آید. اما در دیوان محاسبات یك كم دقتی اتفاق افتاد و در همان گزارشی كه گفته است مبلغی واریز نشده در همان جا به نوعی گفته شد كه واریز شده است و در حقیقت دو عددی كه ارتباطی با هم نداشتند را به موضوع مربوط كردند كه این به معنای بردن پول و سوء استفاده كردن نیست بلكه یك اختلاف حسابداری است. که البته این جریان در دولت های گذشته نیز وجود داشته است، منتها معلوم نیست با چه انگیزه هایی در این دوره، چنین اشکالی وارد گردیده و از آن در جهت تبلیغات بر علیه دولت استفاده گردید.


3- از شكست‌هاي پي‌درپي و تأسف برانگيز تيم‌هاي ورزشي ايران در گودهاي رقابت منطقه‌اي و جهاني
برخی انتقادکنندگان به دولت که هر مسأله ای را بهانه قرار می دهند تا به تضعیف بپردازند، از مسائل ورزشی هم نگذشته و در این زمینه هم سعی کردند فعالیت تخریبی خود را گسترش دهند. ابتدا باید دانست که کلیه فدراسیون های ورزشی NGO بوده و نه در تعیین مدیریت و نه تعیین مسؤولین آن، دولت هیچ نقشی ندارد. در این میان با این که این فدراسیون ها غیر دولتی هستند، همه بودجه خویش را از دولت می گیرند و در قبال چنین دریافتی هیچ گونه نظارتی هم طبق اساسنامه نباید از جانب دولت انجام بگیرد و در عمل هم چنین اتفاقی می افتد! اما در مورد سازمان تربیت بدنی نیز باید گفت که این سازمان به عنوان واسطه ای برای دریافت کمک های مالی از دولت و همچنین به عنوان بازوی علمی و پژوهشی ورزش کشور محسوب می شود. هنوز بحث تعلیق فدراسیون فوتبال از اذهان عمومی خارج نگردیده است که علت آن، استعفای آقای دادکان بر اثر فشارهای مهندس علی آبادی بود که منجر به ایجاد جنجال در فدراسیون فوتبال و تعلیق آن ازجانب فیفا گردید، و مدت ها کمیته انتقالی مسؤولیت اداره فدراسیون را بر عهده گرفت. این بدین معناست که مسؤول سازمان تربیت بدنی، حق عزل و نصب هیچ کدام از مسؤولین فدراسیون ها را ندارد. حتی اگر عده ای معتقد باشند که دولت در تصمیم گیری های ورزشی نقش دارد، این بدین معنا نیست که ضعف و سوء مدیریت فدراسیون ها به علت ضعف مدیران دولتی است، چرا که اصولا افراد مسؤول در فدراسیون ها از جانب دولت تعیین نمی گردند و لذا چنین اشکالاتی صرفا جنبه تبلیغاتی داشته و مملو از مغالطه های عجیب و غریب است.


4- از ناتواني سياست‌هاي دولت نهم در كنترل و كاهش قيمت مسكن
چنین اشکالی در واقع و به شهادت تمامی مردم یک دروغ بزرگ است. بر هیج کس پیچیده نیست که بعد از کوتاهی دولت سابق در تأمین سالانه مسکن مورد نیاز جامعه و ایجاد بحران برای دولت بعدی، تورم شدیدی در بخش مسکن بوجود آمد که موجب بوجود آمدن لطمات سنگینی بر بدنه اقتصاد کشور گردید. اما دولت، با اهتمام ویژه ای اقدام به کنترل بخش مسکن و حل مشکلات این بخش نمود. به عنوان مثال با افزایش سطح تولید سیمان، تسهیل ورود آهن، اعطای زمین های اقساطی 100 ساله، سرمایه گذاری در ساخت مسکن، برطرف کردن موانع ساخت، حمایت از سرمایه گذاران داخلی و خارجی و.... توانست تورم را کنترل و در سال اخیر، در بسیاری از مناطق قیمت ها را کاهش دهد. به گونه ای که قیمت های بخش مسکن در بسیاری از مناطق کشور تا 30 درصد کاهش یافت. البته مردم که خود مهم ترین شاهد بر این سخن هستند، به راحتی متوجه دروغ پردازی هایی از این قبیل گردیده و عکس العمل آن ها نیز قطعا به نفع دروغ پردازان نخواهد بود.


5- از آمارهاي خلاف واقع
این سخن نیز صرفا یک دروغ پردازی بوده و جنبه تبلیغاتی دارد. تمامی آمارهایی که اعلام می گردد، بر اساس گزارشان بانک مرکزی و مرکز آمار ایران بوده و به راحتی می توان این گزارش ها را از طریق این مراکز استعلام نموده و یا از مطبوعات دریافت کرد. اما اگر اشکال آن ها به افرادی است که این آمارها را ارائه می کنند، که باید گفت این افراد همان هایی هستند که در دوره اصلاحات نیز آمارهای آن ها را ارائه می کردند، بنابراین اگر این آمارهای کنونی خلاف واقع است باید آمارهای دوران اصلاحات نیز خلاف واقع باشد چرا که افراد تهیه کننده این آمار که تفاوتی نکرده اند.
از طرف دیگر اگر فرض را بر این بگذاریم که آمارهای ارائه شده خلاف واقع است، این افراد می توانند به مراکز آماری که در خارج از کشور فعالیت می کنند مانند صندوق بین المللی پول و یا مراکز آماری سازمان ملل مراجعه کنند، در مورد این مراکز که نمی توانند ادعا کنند که آمار خلاف واقع ارائه می دهند، چرا که دولت هایی که این مراکز به آن ها وابسته هستند، به هیچ عنوان رابطه خوبی با دولت دکتر احمدی نژاد نداشته و لذا عموما به سیاه نمایی در رابطه با وضعیت کشور ما می پردازند. با اندکی توجه ، این افراد به این نتیجه خواهند رسید که تفاوت چندانی بین آمارهای این مراکز با آمارهای ارائه شده توسط بانک مرکزی و مرکز آمار وجود ندارد. 
البته تمامی این سخنان را نیز این افراد به خوبی می دانند، اما سختی تحمل دولت خدمتگزار، چنان برای این افراد گران تمام می شود که آنان را وادار می کند همه چیز و همه کس را تا می توانند به هر طریقی زیر سؤال ببرند.


6- از تنگ‌تر شدن دايره خودي‌ها
البته منظور از خودی ها در این سخنان چندان مشخص نیست. اگر منظور از خودی ها افراد خدمتگزار، بی ادعا، پیرو ولایت، مؤمن و متعهد و مخلص است که ما نمونه ای از چنین تنگ نظری هایی در مورد این افراد تا به حال ندیدیم و اگر مدعیان دیده اند معرفی کنند. اما اگر منظور از خودی ها افرادی است که سال ها، مسؤولیت های مختلف در نقش های مختلف داشته و بیت المال را هر طور که دوست داشته اند بین خودشان و اطرافیان شان تقسیم نموده و از بابت چنین سفره ای، ویلاها و خانه های میلیاردی و درآمدهای آن چنانی داشته اند، ما هم قبول داریم که دایره مسؤولیت ها بر این افراد تنگ گردیده و دولت اسلامی آقای احمدی نژاد با تمام قدرت سعی در خارج کردن این افراد از سیستم مدیریتی کشور داشته است و به این اقدام خویش نیز افتخار می کند.
احتمالا این افراد معنی واژه « خودی ها» را درست متوجه نشده اند، که توصیه می کنیم به سخنان مقام معظم رهبری(مدظله) در تعریف این واژه مراجعه کنند.


7- از بي‌حرمتي به شخصيت‌هاي انديشمند نظام
شخصیت های اندیشمند نظام نیز واژه ای مبهم و دو پهلوست. این که چه افرای جزو اندیشمندان نظام محسوب می شوند خود جای بحث دارد. آیا این افرادی که این سخن را بر زبان می رانند دکتر احمدی نژاد و حامیان سیاسی ایشان را اندیشمند می دانند یا نه؟ اگر می دانند که پس چرا این گونه بی حرمتی کرده و عملی را که خود تقبیح می کنند آن هم در این سطح وسیع مرتکب می شوند؟ و اگر ایشان و حامیان ایشان که طیف وسیعی از نظام هستند را اندیشمند نمی دانند، چطور انتظار دارند که افرادی را که آن ها اندیشمند می دانند مورد قبول واقع شود؟ 
از طرف دیگر منظور این افراد از بی حرمتی چیست؟ آیا توهینی صورت گرفته است و یا صرفا یک اختلاف سلیقه و دیدگاه سیاسی است؟ اگر ادعا این است که توهینی صورت گرفته است که ما سراغ نداریم و اگر کسی سراغ دارد مدرک خویش را ارایه دهد، و اگر منظور از بی حرمتی این است که سخنان این افراد از جانب دولت مقبول واقع نشده است، که این به اختلاف سلیقه بر می گردد و هر دولتی مجاز است در چارچوب فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله) و مصالح نظام سلائق خود را داشته و به شکلی که خود صلاح می داند عمل نماید؛ اساسا برگزاری انتخابات نیز به همین منظور است. یعنی مردم به سلیقه هایی که دوست دارند رأی می دهند.
بله افراد مدعی چنین سخنی، انتظار دارند که دولت فعلی، در تمامی زمینه ها پیرو شخصیت های محبوب آن ها باشد و همان راهی را طی کند که دولت اصلاحات طی نمود، و هر گونه عدم پذیرشی را حمل بر بی حرمتی می کنند، جالب آن است که در زمانی که سخنان مقام معظم رهبری(مدظله)، توسط برخی اجرا نمی شد و ایشان تذکرات جدی به برخی مسؤولین می دادند، این افراد در گوشه ای نشسته بودند و صدایی هم از قلم ها و زبان شان شنیده نمی شد و ادعا نمی کردند که به شخصیت های اندیشمند نظام بی حرمتی نمی شود!! که البته صرف همین کوتاهی جدا جای سؤال دارد


8- از معضل پابرجاي بيكاري؟ از ريخت و پاش‌ها و پول‌ پاشي‌هاي عاري از تدبير؟
این دو ادعا نیز از دروغ های عجیبی است که در این سخنان آمده است. نرخ بیکاری طبق گزارش بانک مرکزی، به شرح زیر است:

بهار 84: 11/9 درصد

بهار 85: 11/3 درصد

بهار 86: 10/7

بهار 87: 9/6
 با دقت در این آمار می یابیم که نرخ بیکاری در دوران آقای احمدی نژاد سیر نزولی داشته و معلوم نیست بر چه اساسی چنین ادعایی شده است. از این سخن عجیب تر، ادعای ريخت و پاش‌ها و پول‌ پاشي‌هاي عاري از تدبير در دولت اسلامی است، به واقع معلوم نیست که این ادعا از چه مدرک و شاهدی برخاسته است. دولت آقای احمدی نژاد به ساده زیستی و دقت در هزینه کردن بیت المال معروف و مشهور است؛ به گونه ای که نه تنها مردم ایران، بلکه مردم سایر کشورها به این مسأله آگاهی کامل دارند. کافی است که نگاهی به مطبوعات خارجی و مقالاتی که پیرامون دکتر احمدی نژاد نوشته می شود انداخته شود، دشمنان کشور ما، بالاتفاق به ساده زیستی و زندگی به دور از اسراف ایشان و دولت شان اعتراف دارند، معلوم نیست وقتی که دشمنان ما به چنین چیزی معتقد هستند چرا داخلی ها چنین سخنان دشمن پسندی را بر زبان می رانند؟
البته همواره افرادی که خود گنهکار هستند سعی می کنند که دامن افراد دیگر را نیز آلوده نشان دهند تا به گونه ای رفتارهای خویش را توجیه نمایند. دولت هایی که در آن ها، بریز و بپاش ها و اسراف های فراوانی انجام می شد، حامیان آن ها باید به این گونه تهمت هایی به دولت دکتر احمدی نژاد وارد نمایند تا بتوانند گذشته خود را با ایجاد چنین هیاهوهایی از یاد مردم ببرند.
حال جالب است که در انتها نویسنده این سخنان، حامیان دکتر احمدی نژاد را بر حمایت شان، تحذیر می کند و از آنان می خواهد که از صف حامیان ایشان خارج شده و به مخالفان بپیوندند!! و اضافه می کند: «روزي پشيمان و نادم خواهيد شد كه خيلي دير است» و ديگر «آب رفته به جوي باز نخواهد گشت»، پس چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني؟!
هر چند چنین سخنان باطلی، نیاز به استدلال بر بطلان ندارد، اما به عنوان یک نکته بیان می داریم، همین که این چنین نگرانی هایی از جانب چنین افرادی به علت وجود دکتر احمدی نژاد و دولت خدمتگزار، حاصل شده است خود یکی از مهم ترین دلایلی است که حامیان دکتر احمدی نژاد را بر ادامه مسیر بر حق شان تشویق و ترغیب می کند.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

افتخار مهدی کروبی به حمایت دکتر سروش منادی خطا پذیر بودن قرآن

چگونه مي‌توانيد به حمايت کسي افتخار کنيد که علت کناره‌گيري خود از مناصب رسمي دولتي و حکومتي را استبداد امام راحل ميَ‌داند. دکتر سروش دقيقا همان زماني که در اروپا به  پيامبر گرامي اسلام(ص) توهین می گردید، با بخش عربي راديو جهاني هلند مصاحبه‌اي مي‌کند که حاصل سخنان ايشان به شرح ذيل است: "قرآن کلام الهي نيست، بلکه کلام پيامبر مي‌باشد"



سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز- به قلم دکتر ابوالفضل روحی- از نخسين روزهايي که زمزمه‌هاي انتخابات رياست جمهوري دهم به گوش رسيد و احزاب و گروها خود را براي معرفي نامزد مورد نظر خود آماده مي‌کردند، هر يک از گرايش‌هاي سياسي موجود در کشور تلاش کردند شايسته‌ترين عضو خود را به عرصه‌ي رقابت‌ها بفرستند. بدون ترديد وقتي گروهي شخصي را نامزد خود مي‌داند بر اين باور است که اين شخص مي‌تواند بسياري از خواسته‌ها، نيازها و آرزوهاي آنها را برآورده سازد. نکته‌ي جالبي که در اين دوره همانند برخي از دوره‌هاي پيش اتفاق افتاد ورود مجدد آقاي عبدالکريم سروش به عرصه‌ي اظهار نظر درباره‌ي نامزدهاي رياست جمهوري و تاييد جناب آقاي مهدي کروبي به عنوان شخصيت مورد تاييد خود براي رياست جمهوري دوره‌ي دهم بود. البته آقاي سروش هم به عنوان يک شهروند ايراني(هر چند ايشان به دليل ترويج افکار انحرافي سال‌‌هاست در خارج از کشور زندگي مي‌کند ) مي‌تواند به هر کسي که خواست راي دهد و يا او را تاييد نمايد. اما نکته‌ي تاسف بار از آقاي کروبي است که حمايت دکتر سروش را به عنوان يکي از افتخارات خود دانسته و در نطق‌هاي تلویزيوني، فيلم‌هاي مستند و تبيليغات انتخاباتي خود از سروش به عنوان يک انديشمند، روشن فکر، و عالم ديني ياد کرده و حتي در مواردي با نوعي مظلوم نمايي خواستار احقاق حقوق او شده است.
براي روشن شدن افکار آقاي سروش ناچار شدم هر چند کوتاه و ساده که هم براي آقاي کروبي و هم خوانندگان عزيز ، اشاره‌‌‌اي به برخي از افکار و انديشه‌هاي آقاي سروش داشته باشم. 
آقاي کروبي آيا مي‌دانيد دکتر سروش کسي است که سال‌ها با طرح نظريه‌ها‌ي گوناگوني همانند " قبض و بسط تئوريک شريعت"، " ذاتي و عرضي دين"، " تفسير ويژه از خاتميت"، " پلوراليسم ديني"،" سکولاريسم"، " تفسير تجربي از وحي" و " خطا پذيري قرآن کريم" اسلامي را معرفي مي‌کند که با هيچ يک از اصول آن سازگاري ندارد؟
جناب آقاي کروبي براي روشن شدن افکار سروش تنها به برخي از انديشه‌هاي انحرافي ايشان که در دو سه سال اخير مطرح شده اشاره مي‌کنم و از بيان برخي از انديشه‌هايي که مبناي فلسفي و کلامي دارند پرهيز مي‌کنم. دکتر سروش دقيقا همان زماني که برخي از روزنامه‌نگاران، فيلم سازان و افراطيون مسيحي اروپايي در تلاش بودند سيماي ديگري از پيامبر گرامي اسلام(ص) نمايان کنند، با بخش عربي راديو جهاني هلند مصاحبه‌اي مي‌کند که حاصل سخنان ايشان به شرح ذيل است:
"قرآن کلام الهي نيست، بلکه کلام پيامبر مي‌باشد" در حالي که اين دعا خلاف صريح قرآن است که آن را کتابي آسماني و وحي الهي مي‌داند که حتي خود پيامبر(ص) نيز اجازه‌ي هيچ گونه تصرفي در آن ندارد." ان هو الا وحي يوحي" به گونه‌اي که حتي پيامبر اسلام نيز نمي‌تواند کلمه‌اي از آن کم يا زياد نمايد. سروش وحي را "تجربه‌اي مي‌داند که شاعران و عارفان نيز دارا هستند" او در اين مصاحبه به صراحت قرآن را خطا پذير مي‌داند و مي‌گويد:" از ديدگاه سنتي در وحي خطا راه ندارد اما امروزه مفسران بيشتر و بيشتري فکر مي‌کنند که وحي در مسايل صرفا ديني مانند صفات خداوند، حيات پسي از مرگ و قواعد عبادت خطا پذير نيست ... آنچه قرآن درباره‌ي وقايع تاريخي ساير اديان و ساير موضوعات عملي زميني مي‌گويد لزوما نمي‌تواند درست باشد" او با اهانتي صريح به پيامبر(ص) و انکار عصمت، نبوت و اتصال پيامبر(ص) به غيب مي‌گويد:" من فکر نمي‌کنم دانش او از دانش مردم هم عصرش دربار‌ه‌ي زمين، کيهان و ژنتيک انسان‌ها بيشتر بوده است. اين دانشي که ما امروز در اختيار داريم نداشته است" 
ايشان در کتاب "بسط تجربهَ‌ي نبوي" که وحي را نوعي تجربه‌ي نبوي خوانده و آن را در سطح يافته‌هاي بشري و عرفاني، بزرگاني همچون ابن عربي، مولوي، سهروردي و ملا صدرا قرار داده منکر اين نيست که اين مساله براي افراد عادي ديگري مانند خودش نيز امکان پذير باشد. او اسلام را يک دين مدون و از پيش تعيين شده از سوي خداوند متعال نمي‌داند، بلکه براين باور است که اسلام محصول تجربه‌ي تدريجي پيامبر(ص) بوده است. نتيجه‌ي چنين انديشه‌‌‌اي بدون ترديد چيزي جز انکار جامعيت، کمال و جاودانگي اسلام نخواهد بود.او در ادامه با ادعاي اينکه تنها سخن پيامبر(ص) براي ما حجت بوده و به جز از پيامبر(ص) از همگان حجت مي‌خواهند، امامت امامان معصوم(ع) را انکار کرده است و آنها را در سطح عالمان ديني عادي قرار داده است.
آقاي کروبي اگر افرادي همانند عباس عبدي که از گذشته‌ي انقلابي خود توبه کرده‌‌اند به حمايت‌‌هاي افراد معلوم‌الحالي همچون سروش، کديور(که در يک مقاله‌ي مفصلي در نشريه‌ي مدرسه امامت، امامان معصوم(ع) را انکار کرد) دلخوش کنند تعجبي نيست. اما شما که هميشه همراهي با امام راحل و سابقه‌ي انقلابي و زندان خود را به عنوان بزرگ‌ترين سرمايه و افتخار خود مي‌خوانيد جاي بسي تعجب است. شما چگونه دکتر سروش را از انديشمندان بزرگ حامي خود مي‌خوانيد در حالي که ايشان اساسا حکومت روحانيون و علماي دين را نمي‌پذيرد. او در مصاحبه‌ي خود با راديو هلند مي‌گويد:"... روحانيون ايران قدرتشان را بر پايه‌ي فهمي محافظه کارانه از دين مستحکم کرده‌اند وهراس دارند که مبادا با گشودن باب بحث درباره‌ي مسايلي از قبيل ماهيت نبوت همه چيزشان از دست برود" آقاي کروبي آيا شما نيز روحاني هستيد يا خير؟
جناب کروبي شما که خود را سينه چاک امام و انديشه‌هاي او مي‌دانيد چگونه مي‌توانيد به حمايت کسي افتخار کنيد که علت کناره‌گيري خود از مناصب رسمي دولتي و حکومتي را استبداد امام راحل ميَ‌داند.
به هر حال کساني که نگاهي گذرا به انديشه‌هاي سروش کرده و آشنايي هر چند اجمالي از مباحث کلامي و اعتقادي داشته باشند ترديدي ندارند که سروش باورهايي همانند نبوت، عصمت، اعجاز قرآن، امامت امامان معصوم، خاتميت دين اسلام و ... را قبول ندارد. چنين شخصي هر چند ممکن است از نظر فقهي مرتد نباشد ولي از نظر کلامي قطعا مرتد است. و شما به حمايت چنين انساني افتخار مي‌کنيد و بارها نام او را به عنوان حامي خود به ميان مي‌آوريد. در حالي که يکي از نقدهاي شما به جناب دکتر احمدي نژاد حمايت حضرات آيات مصباح يزدي و جنتي از ايشان است. به راستي آيا فردي همانند آيت الله مصباح که مقام معظم رهبري او را مطهري زمان نام نهاد و يا آيت الله جنتي که به دستور معظم له امامت جمعه تهران را بر عهده گرفته و يکي از اعضاي شوراي نگهبان است، ارزش ندارد اما خارج کردن انديشه‌هاي پوسيده‌ي دکتر سروش که ترجمه‌‌ي انديشه‌هاي غربياني چون جان هيک است، ارزش و افتخار آميز است؟ اگر دکتر سروش انديشمند اسلامي است چرا بزرگاني چون آيت الله العظمي مکارم شيرازي، آيت الله العظمي سبحاني، آيت الله جوادي آملي و ... افکار او را منحرف مي‌دانند؟
آقاي کروبي آيا تا کنون با خود انديشه‌ايد افرادي همانند سروش که به دليل مطرود بودن در نزد علما و اهل دين مجبور شده‌اند با مصاحبه‌هايي که با رسانه‌هاي مخالف غربي انجام مي‌دهند، به تخريب دين مبين اسلام، شخصيت پيامبر گرامي اسلام(ص) پرداخته و در نتیجه جايگاهي براي خود در ميان دشمنان بيابند، به چه انگيزه‌اي از شما حمايت مي‌‌کنند؟
آيا نشستن بر کرسي رياست جمهوري آن قدر شيرين است که چشم شما را بر بسياري از واقعيت‌ها بسته است؟ در پايان براي اينکه اندکي تامل بفرماييد و موقعيت خود را در نظر داشته باشيد ياد آوري مي‌کنم هنگامي که بنده به پدرم که اکنون حدود هفتاد سال دارد(سه سال کوچک‌تر از حضرتعالي) پيشنهاد کاري دنيایي را مي‌دهم با تمام کم سواديش مي‌گويد" فرزندم من همانند آفتاب لب بوم هستم و بايد به دنبال ذخيره‌اي براي آخرتم باشم" توصيه‌ي من اين است که اندکي به فکر آخرت نيز باشيد و براي رسيدن به مقام دنيايي گذرا به هر ريسمان پوسيده‌اي چنگ نزنيد.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

تصویر اسناد هزینه کرد انتخاباتی جاسبی از شهریه دانشجویان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه ، 19 خرداد 1388 ، 05:44
پس از انتشار سند کمک مالی جاسبی به ستاد انتخاباتی کروبی و نیز مدارک مربوط به حمایت تمام قامت این دانشگاه از میرحسین موسوی، هم زمان با انکار مقامات دانشگاه آزاد در زمینه ورود این موسسه بزرگ آموزشی به رقابت های انتخاباتی، به گزارش خبرنگاررهوا : در انتخابات سال 84 نیز این دانشگاه پشتیبانی رسمی از ستاد انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی را بر عهده داشته است.
روز گذشته عبدالله جاسبی با اارسال جوابیه ای به روزنامه ایران اعلام می کند: "حتی یک ریال از اموال و سرمایه دانشگاه آزاد له یا علیه هیچ کاندیدایی و اصولاً خارج از مجموعه دانشگاه هزینه نمی شود."وی در ادامه منتقدین خود را تهدید به پیگرد قضایی می کند.(روزنامه ایران 17/3/88)

بنا بر این گزارش، در جریان نهمین انتخابات ریاست جمهوری که منتهی به پیروزی محمود احمدی نژاد شد، حزب چکاد آزاد اندیشان که تنی چند از مسئولان دانشگاه آزاد در آن عضو هستند و از احزاب نزدیک به کارگزاران به شمار می رود یکی از بازوهایی بود که از بودجه این دانشگاه برای پیشبرد تبلیغاتی نامزد مورد حمایت خود یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی استفاده می کرد. 

در حالی که جاسبی طی بخشنامه ای به شماره 41899 اعلام می دارد روسا و مسئولین داشگاه حق ندارند امکانات دانشگاه را جهت حمایت کاندیداها مورد بهره برداری قرار دهند، اما در همان ایام علی هاشمی به عنوان رئیس ستاد انتخابات حزب کارگزاران سازندگی طی حکمی آقای عادل نوروزی رئیس دانشگاه آزاد واحد ایلام را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی حزب کارگزاران در استان ایلام منصوب می کند. 

حکم ستاد مرکزی آیت الله هاشمی به رئیس دانشگاه آزاد واحد ایلام


حتی در برخی از واحدهای دانشگاه آزاد نیز از طرف سازمان مرکزی این دانشگاه مجوزی صادر می گردد که با استناد به آن از دانشجویانی که به دلیل فعالیت های انتخاباتی (در ستاد آیت الله هاشمی رفسنجانی) نتوانسته اند در امتحانات خودشرکت کنند امتحان مجدد و خارج از نوبت به عمل آید. 

مجوز امتحان خارج از ضابطه


علاوه بر این، در 11 خرداد 84 جلسه ای به ریاست مشاور عالی دکتر جاسبی در هتل بین المللی تهران برقرار و مصوبات مربوط به تعیین مکان ستادهای انتخاباتی آیت الله هاشمی و مواردی از این قبیل در آن نهایی می شود. در این جلسه مقرر می گردد که عنوان نام ستاد در سراسر واحدها و استان ها به "ستاد های مذهبی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مزبور" تغییر نام دهد. 




از بازوهای اصلی دانشگاه آزاد که با پوششی غیر انتخاباتی به حمایت و پشتیبانی ستادهای آیت الله هاشمی رفسنجانی می پرداخت هیات های مذهبی واحدهای دانشگاه آزاد سراسر کشور است که تحت ریاست مشاور عالی جاسبی فعالیت می کنند. این هیات ها موظف می شوند که حمایت های انتخاباتی خود از ستاد جاسبی را کاملا مخفیانه انجام داده و اسناد و فاکتورهای مالی را جهت تسویه حساب بدون لفظ انتخابات و نام کاندیدا ( آیت الله هاشمی ) به مرکز بفرستند که برخی از این هیات ها به دلیل عدم شناخت مسائل مالی، فاکتورها و اسناد را به عنوان ستاد انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی به تهران ارسال می کنند. 


سند ا



با توجه به اسناد موجود بسیاری از ستادهای انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی در شهرها و شهرستان ها این هیات های دانشگاه آزاد اجاره و تهیه شده است. جالب اینکه در متن اجاره نامه های موجود ، این هیات ها در برابر نام مستاجر نوشته اند: به نمایندگی از طرف ستاد انتخاباتی هیات های مذهبی دانشگاه آزاد اسلامی، حامی حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی !

اجاره ستاد



هر چند که بعید به نظر می رسد آیت الله هاشمی رفسنجانی موافق با چنین اقدامی باشد اما با توجه به این اسناد که از نقش مدیریت دانشگاه آزاد در صرف بودجه های هنگفت تبلیغاتی برای نامزدها در دوره های گوناگون و مقاطع مختلف انتخاباتی از جمله انتخاباتی ریاست جمهوری پرده بر می دارد، انتظار می رود آیت الله هاشمی به عنوان رئیس هیات امنا با این تخلفات آشکار برخورد نماید.

 لازم به ذکر است اسناد بسیار زیاد دیگری مربوط به هزینه اجاره ستاد، چاپ بنر و پوستر تبلیغاتی، هزینه نیروی انسانی، برگزاری جلسات و همایشهای تبلیغی ویژه آیت الله هاشمی و سایر هزینه های انتخاباتی در شهرهای مختلف که در سریرگ دانشگاه آزاد مکاتبه آن صورت گرفته، موجود است که در صورت تمایل آقای جاسبی منتشر خواهد شد.
منبع: جهان

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!



باور بفرمائيد که باور نمي کنيم !

کد خبر : 4798 تاریخ خبر : ۱۳۸۸/۰۳/۱۱   ساعت خبر : ۰۹:۰۷
اگر سياه نمايي آقاي مهندس موسوي در نطق تلويزيوني جمعه شب ايشان تنها عليه احمدي نژاد و دولت نهم بود، شايد نيازي به نوشتن اين وجيزه نبود، چرا که جناب موسوي سخن تازه اي عليه رئيس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در اين باره بر زبان آورد، دقيقاً و بي کم و کاست- تاکيد مي شود بي کم و کاست- همان جملاتي بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طي چند سال اخير عليه احمدي نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم مي آورند. اما آقاي مهندس موسوي به بهانه سياه نمايي عليه احمدي نژاد بسياري از آموزه هاي اسلامي و انقلابي را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم بايد اميدوار بود که آقاي مهندس موسوي براي حضرت امام(ره) و خط انقلابي آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ايشان به آموزه هاي امام(ره) و انقلاب را مي توان ناشي از آن دانست که احمدي نژاد به عنوان فرزند معنوي امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت مي کند و از اين روي، حمله موسوي به احمدي نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزه هاي اسلام و انقلاب تلقي مي شود البته ترديدي نيست که مواضع و عملکرد دکتر احمدي نژاد در پاره اي از موارد نيز خالي از نقد نبوده است ولي اين موارد، اولاً؛ بسيار اندک و ناچيز است و ثانياً؛ همين موارد اندک و ناچيز نه فقط مورد اعتراض و حمله دشمنان بيروني و برخي از مخالفان داخلي وي قرار نگرفته بلکه از آن حمايت و دفاع نيز کرده اند، نظير اظهارات موهن آقاي مشايي درباره «مردم اسرائيل»! که از يک سو با اعتراض اصولگرايان روبرو شد و از سوي ديگر حمايت مشترک آمريکا و اسرائيل و برخي از اصلاح طلبان را درپي داشت.
درباره نطق انتخاباتي آقاي مهندس موسوي اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين نوشته به چند نمونه بسنده مي کنيم؛
1- درباره ممنوع التصوير بودن ايشان در سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد پرسيد مهندس موسوي طي 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهي را انجام داده است که بايستي خبر آن در تلويزيون به تصوير کشيده مي شد؟! سکوت ايشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابليت تصويربرداري و نمايش تلويزيوني نداشته است!! دولت کنوني فقط 4 سال است که روي کار آمده ولي آقاي موسوي طي 16 سال حاکميت دولت سازندگي و دولت اصلاحات، مشاور ويژه روساي جمهور بوده است و تمام روزنامه هاي زنجيره اي و بسياري از سايت هاي اينترنتي و خبرگزاري ها در اختيار حزب و گروه ايشان بود. بنابراين چرا در هيچ يک از اين رسانه ها کمترين اثري از وي نبوده است؟! و يا کدام دفعه به عنوان مشاور ويژه رئيس جمهور وقت سخن گفته يا حرکتي کرده است که تلويزيون از پخش آن خودداري ورزيده باشد؟! ظاهراً آقاي موسوي با اين سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بي حرکتي خويش را پاک کند و از همه بدتر آن که بي حرکتي و بي تفاوتي خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سيما بيندازد.
2- آقاي مهندس موسوي ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ايشان در سفرهاي استاني مي گويد: «مي دانم که اين پيشوازها براي بيان حرفها و نگاه به مسايل مختلف کشور بوده و بنده چيزي نداشتم که خدمت شما مردم عزيز عرضه کنم. همچنين ماشيني نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتي همچون پول نفت در آستينم برخوردار نبودم که آن را بين شما توزيع کنم»! اشاره آقاي موسوي به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني ايشان است که بايد گفت: برخلاف سفرهاي تبليغاتي و غيرقانوني شما، احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور و براي انجام وظايفي که برعهده دارد و بسياري از مدعيان اصلاحات نيز به آن غبطه خورده اند به استان ها سفر مي کند و استقبال با شکوه مردم از ايشان علاوه بر قدرداني از رئيس جمهور مردمي خود، نشانه دلبستگي ملت به نظام اسلامي است، بنابراين جناب آقاي موسوي بايد توضيح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حيثيت مردم اهانت مي کند و به آنان اتهام مي زند که براي استقبال از رئيس جمهور خويش پول دريافت کرده اند؟! يعني دقيقاً همان اهانت و اتهامي که مدتهاست اسرائيل، آمريکا و ضد انقلابيون فراري عليه مردم شريف و مسلمان ايران روا مي دارند. 
گفتني است دشمنان بيروني که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئيس جمهور و يا شرکت آنان در راهپيمايي هاي قدس و 22بهمن را ناشي از تقسيم پول در ميان آنها اعلام مي کردند امروزه براي پيشگيري از آبروريزي بيشتر، اين ادعاي مسخره را مطرح نمي کنند و عجيب است که آقاي مهندس موسوي تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائيل و آمريکا به مردم ايران مبني بر دريافت پول براي شرکت در اجتماعات را دروغبافي و توهم پراکني دشمنان و اهانت به مردم ايران دانسته بود.
ب: آقاي موسوي ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشين به محل استقبال از رئيس جمهور آورده اند! و بديهي است که براي اين اتهام واهي سندي ندارند. ولي همين ديروز- 2/3/88- سايت کلمه که متعلق به موسوي است، مبدا و محل استقرار اتوبوس ها را براي شرکت در ميتينگ انتخاباتي آقاي موسوي و خاتمي در استاديوم آزادي اعلام کرده است و معلوم نيست آقاي موسوي اين تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجيه مي کند؟!
3-بوش رئيس جمهور سابق آمريکا، ديک چني معاون وي، رايس وزيرخارجه قبلي، اولمرت نخست وزير و شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي و اخيراً هيلاري کلينتون وزيرخارجه جديد آمريکا با صراحت اعلام کرده اند حضور ايران در آمريکاي لاتين که تاکنون حياط خلوت آمريکا بوده است، ضربه سنگيني به سياست خارجي آمريکا وارد کرده و جايگاه ايران را به شدت تقويت کرده است و درخور توجه اين که همه آنها در تفسير و تحليل هاي خود بر اين نکته اصرار مي ورزند که چرا جمهوري اسلامي ايران به جاي سياست منطقه اي به آمريکاي لاتين چشم دوخته است! و جناب آقاي موسوي نيز در نطق تلويزيوني جمعه شب خود دقيقاً و بدون کم وکاست تفسير دشمنان غربي را مطرح کرده و مي گويد؛ «موقعي مي توانيم دست دراز کنيم تا در آمريکاي لاتين فعال باشيم که در رابطه با همسايه هاي عزيز خود که جاي پاي محکمي داريم و مذهب و بازارهاي مشترکي با ما دارند فعال شده باشيم»! يعني جناب موسوي نيز دقيقاً و بي آن که متوجه باشند همان نظر آمريکا و صهيونيست ها را با همان تفسير و توجيه مطرح مي کند و حال آن که، اولا؛ اين مردم و دولت ضدآمريکايي چند کشور آمريکاي لاتين بوده اند که به علت تغيير استراتژي قبلي و خروج از وابستگي آمريکا، به سوي ايران اسلامي دست دوستي و همراهي دراز کرده اند. عجيب است که وقتي به آقاي موسوي نسبت به خيانت و سوابق سوء برخي از اطرافيان ايشان تذکر داده مي شود در پاسخ مي گويد؛ من از همراهي هيچکس با خود جلوگيري نمي کنم؟! و حال آنکه اين همراهان ماهيت سوء و ضدمردمي خود را بارها نشان داده اند ولي وقتي چند کشور آمريکاي لاتين با رويکرد ضدآمريکايي به ايران اسلامي نزديک مي شوند فرياد آقاي مهندس بلند مي شود که چرا دوستي آنها را پذيرفته ايم!
ثانياً؛ روابط ما با کشورهاي آمريکاي لاتين باعث ايجاد يک بازار اقتصادي بزرگ براي کالاي ايراني شده است. کاش آقاي مهندس موسوي به اين پرسش پاسخ مي داد که رفت و آمد پي در پي آقاي خاتمي به فرانسه و برخي ديگر از کشورهاي اروپايي غير از صدور قطعنامه ضدايراني و کارشکني آنها در برنامه هسته اي ايران چه دستاوردي داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسايگان خود سر جنگ و ستيز داشته است که آقاي موسوي به همکاري با آنها توصيه مي فرمايند؟! ايران اسلامي در دولت نهم بيشترين روابط - البته عزتمندانه- را با همسايگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخي از ادعاهاي بي پايه آنها نظير مالکيت بر سه جزيره ايراني خليج فارس نيز با اقتدار ايستاده است. آيا اين نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگراني آقاي مهندس موسوي و دوستان مدعي اصلاحات ايشان است؟ و يا در کدام مقطع زماني، رابطه ايران اسلامي با کشورهايي نظير عراق، افغانستان، پاکستان، ترکيه، روسيه و کشورهاي هم مرز آسياي ميانه مانند امروز صميمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بديهي است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حاميان امروزي آقاي مهندس موسوي هيچوقت حاضر به همکاري با گروه آمريکايي طالبان نبوده اند و هرگز از صدام جنايتکار به عنوان خالدبن وليد ياد نکرده اند!
4- آقاي مهندس موسوي درباره فلسطين مي گويد «ما موقعي مي توانيم از آرمان هاي فلسطين دفاع کنيم که خودمان قوي باشيم.»
دقت کنيد! مهندس موسوي تاکيد مي کند، «دفاع از آرمان هاي فلسطين» و نه کمک هاي احتمالي ديگر به آنها- که به عقيده نگارنده واجب و ضروري است - يعني از نظر آقاي مهندس موسوي ايران اسلامي بايد از مواضع اسلامي و انقلابي خود در حمايت از آرمان فلسطين و مقابله با صهيونيست هاي وحشي و کودک کش دست بردارد! البته اين اظهارنظر آقاي موسوي خيلي عجيب نيست، دوستان مدعي اصلاحات ايشان که هم اکنون همه کاره وي هستند نيز بارها همين مواضع ذلت بار را تکرار کرده و مي کنند. عجيب آن است که آقاي موسوي دم از خط امام(ره) هم مي زند! 
و اما نکته قابل توجه اين که امروزه ملت هاي مسلمان، نهضت هاي مقاومت در فلسطين و لبنان و مصر و... به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامي و انسان دوستانه ما در حمايت از آنها به عقبه استراتژيک ايران اسلامي تبديل شده اند يعني برخلاف نظر آقاي مهندس موسوي، دفاع ما از آرمان فلسطين براي ايران اسلامي اقتدار آفرين بوده است.
گفتني است که بازهم - و متاسفانه- آقاي مهندس موسوي در اين بخش از اظهارات خود نيز، ديدگاه رايج دشمنان تابلودار مردم ايران را بازگو کرده است. فقط نيم نگاهي به مواضع آمريکا و اسرائيل به وضوح نشان مي دهد که آنها حمايت ايران اسلامي از آرمان فلسطين را يکي از عوامل اصلي اقتدار جمهوري اسلامي مي دانند و به شدت در پي مقابله با آن هستند و از قضا دقيقاً همين سخنان آقاي مهندس موسوي را بر زبان دارند که بايد مانع حمايت جمهوري اسلامي ايران از آرمان هاي فلسطين شد.
اوباما در طرح اخير خود، دست کشيدن جمهوري اسلامي ايران از حمايت آرمان هاي فلسطين را يکي از شرايط اصلي آمريکا و متحدانش براي متوقف کردن تخاصم! دانسته اند و به قول فاکس نيوز، ايران را بعد از دست کشيدن از حمايت مردم فلسطين به آساني مي توان منزوي کرد. خب! آقاي موسوي چه مي فرمايند؟!
 آيا جناب موسوي نمي داند که دو خط آبي در پرچم رژيم صهيونيستي به نشانه از نيل تا فرات است؟! بنابراين مردم فلسطين به نمايندگي از تمامي کشورهاي منطقه با اسرائيل درگير هستند و نه فقط حمايت از آرمان فلسطين بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترين هزينه اي است که کشورهاي منطقه بايستي براي حفظ امنيت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطين و بديهي است نمي توان باور کرد که مهندس موسوي از درک اين مسائل ساده ناتوان باشد.
5-درباره احساس خطر آقاي موسوي نيز جاي اين سوال هست که چرا مدعيان اصلاحات با آمريکا و اسرائيل و کلان سرمايه داران و مفسدان اقتصادي در احساس خطر از دولت کنوني اشتراک نظر دارند؟!
6- اما، پرداختن به مواردي نظير «شکر»، چاي، پرتقال، عدم اشتغال و... نيز فرصت ديگري مي طلبد. و در اينجا فقط بايد پرسيد، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده مي کشد؟ و يا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمايه دار اخراج کرده و آن سرمايه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمايت مي کنند؟ و يا چاي و پرتقال و...بگذريم!
    7- و بالاخره آقاي مهندس موسوي!... باور بفرمائيد که باور نمي کنيم آنچه فرموده ايد حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستيم و دلواپس هزينه شدن سابقه اي که از جنابعالي در اذهان باقي است.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد

طراحي خطرناك باند قدرت و ثروت براي انتقام از احمدي‌نژاد

در حالي كه هم اكنون اجتماع بزرگ و وسيع حاميان مردمي محمود احمدي‌نژاد در مصلي تهران گرد هم آمدند، باند قدرت و ثروت در يك طراحي خطرناك قصد انتقام‌گيري از وي را دارند.

"خبرنامه دانشجويان ايران " گزارش داد: افشاگري‌هاي محمود احمدي نژاد در دو مناظره تلويزيوني كه به مناسبت انتخابات رياست جمهوري از شبكه سوم سيما پخش مي شود، موجب شده است باند آسيب ديده كه در حلقه مديريتي برخي اركان كشور حضور دارند، براي سو استفاده از حضور گسترده مردم در حمايت از احمدي نژاد خراب كاري بزرگي صورت دهند.

بر اساس اين گزارش، زخم خورده‌هاي افشاي اسامي نام برخي مفسدين اقتصادي در اين طراحي مي خواهند پس از پايان مراسم امروز افرادي كه از قبل با ظاهر حمايت از احمدي نژاد و مسلح به سلاح سرد به ميان جمعيت فرستادند را به خيابان‌ها بريزند و با آسيب زدن به اموال عمومي و به خصوص حاميان ميرحسين موسوي موج جديدي ايجاد كنند.

در همين حال يك سايت متعلق به اين باند كه با بودجه يك آقازاده اداره مي‌شود ظهر امروز خبري در راستاي مخدوش كردن اين اجتماع وسيع منتشر كرد.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


جناب موسوي بازي در زمين ديگران گمراهي است

کد: 880318005 11:00  - 1388/03/18
اختصاصي ـ فكر نمي كردم كه دنيا و منصب هاي آن اينقدر شيرين باشد كه انسان به خاطر آن تقوا را قورت دهد و به نام شيفتگي در خدمت كام جويي نمايد. اين به اصطلاح مناظره ها محملي براي اهانت به ديگران شد و شايد به شعور مردم نيز توهين گرديد.جناب موسوي كه ادعا مي كند كوله باري از سياست و تجربه و اجرا را به يدك مي كشد و مجسمه فرهنگ است، احساس خطر كرده و به ميدان آمده تا منجي كشور باشد، خوب يك منجي حتماً بايد برنامه اي داشته باشد، كدام برنامه اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و ديپلماسي را به مردم هديه داده است،

به قلم

فكر نمي كردم كه دنيا و منصب هاي آن اينقدر شيرين باشد كه انسان به خاطر آن تقوا را قورت دهد و به نام شيفتگي در خدمت كام جويي نمايد. اين به اصطلاح مناظره ها محملي براي اهانت به ديگران شد و شايد به شعور مردم نيز توهين گرديد.

تا كنون فكر مي كردن كساني كه صاحب منصب مي شوند تفاوتهايي با ديگران دارند، نمي خواهم اين را بگويم كه آن هايي كه با فرهنگ سر و كار دارند انتظار از آن ها بيشتر است كه چار وا داري سخن نگويند اما همين را مي توان برداشت كرد. فكر مي كردم كساني كه مسؤليتي بر عهده داشته و در پي آن هستند، حتماً تقوايي هم دارند، اما اين مناظره ها خيلي از مسايل را آشكار كرد شايد خدا اينگونه خواسته است تا درون آدم ها برملا شود.

جناب موسوي كه ادعا مي كند كوله باري از سياست و تجربه و اجرا را به يدك مي كشد و مجسمه فرهنگ است، احساس خطر كرده و به ميدان آمده تا منجي كشور باشد، خوب يك منجي حتماً بايد برنامه اي داشته باشد، كدام برنامه اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و ديپلماسي را به مردم هديه داده است، آنچه در اين مناظره ها بيان شد، عقده گشايي و اهانت به شعور مردم بود. حال كه منصبي نداري اينگونه جو قدرت تو را فرا گرفته است، فردا بر اريكه قدرت تكيه بزني با اين مردم چه خواهي كرد. از خود ايشان وام مي گيرم، ادب مرد به ز دولت اوست، اين كمترين چيزي است كه مردم از كسي كه داعيه رياست جمهوري دارد انتظار دارند، اما اين رفتار ها و منش حضرتعالي چيز ديگري را نشان مي دهد، گويا هنوز كودك در شما بسيار قوي است. مگر پيشگاه خداوند و عرصه خدمت، محل دعواي شخصي و عقده گشايي است؟ بيچاره مردم به چه كساني دل خوش كرده اند، حرمت قانون اساسي وظيفه اوليه هر شهروند ايراني است، آقاي احمدي نژاد به صورت قانوني رئيس جمهور ايران است طبق قانون كسي حق توهين به ايشان را ندارد. آقاي موسوي در پيشگاه ملت بارها ايشان را به دروغ گويي متهم كرده است.

به يقين تداركاتچي ها در پي اهداف خود هستند، همان حلقه اي كه جنابعالي از آن ياد كرديد، اسير چنگ حلقه هاي ديگر است، بازي در زميني كه ديگران برايت مهيا كرده اند، نتيجه اي به همراه نخواهد داشت، در اين حرف ها نه تقوايي بود نه نشاني از منجي بودن براي مردم و نه رضاي خداوند متعال، آنچه به مشام مي رسد حب جاه و منصب است و اين راه چه بيراهه اي است كه به ناكجا آباد مي انجامد، خوب است پيوسته در نماز به ياد مي آوريم صراط مستقيم را، اما در اين رفتار و منش، راهي جز خسران نبود، به راستي با چه كساني نرد مي بازيم، جناب موسوي از كدام مردم حرف مي زنيد، شما به انتخاب مردم توهين مي كنيد آقاي احمدي نژاد منتخب مردم ايران است سنگين ترين تهمت ها را در مقابل چشمان مردم به ايشان زديد، اين مردم باور خواهند كرد كه تو براي خدمت به ميدان آمده اي؟ آنچه نبود بوي صداقت و پاك دامني بود و شايد مرگ ما را متنبه سازد كه تا دير نشده بايد توشه اي براي آخرت برداشت اگر چنين نباشد بسي خسران است و انگشت گزيدن، و آن زمان چه دير خواهد بود.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد



کشف يكي از مراكز تكثير و توزيع ميليون ها سي‌دي تخريبي عليه احمدي‌نژاد

کد خبر : 5052 تاریخ خبر : ۱۳۸۸/۰۳/۱۹   ساعت خبر : ۰۹:۱۰
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، اين مركز كه به صورت مخفيانه اقدام به تكثير و توزيع سي‌دي‌هاي تخريبي عليه رئيس‌جمهور مي‌كرد، پس از شناسايي، توسط مقام هاي قضايي پلمب شد.
بر اساس اين گزارش، عوامل تكثير و توزيع اين سي‌دي‌ها نيز دستگير و در بازجويي‌هاي اوليه به تكثير و توزيع ميليون‌ها سي‌دي تخريبي عليه احمدي‌نژاد اعتراف كردند.
به گزارش خبرنگار فارس، در اين مركز صدها هزار سي‌دي آماده توزيع نيز كشف شد.
تحقيقات قضايي براي شناسايي همدستان متهمان اين پرونده آغاز شده است.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد



پيريايي در اجتماع مردم ايلام: دولت احمدي‌نژاد بسيجي‌ترين دولت انقلاب اسلامي است

کد خبر : 5040 تاریخ خبر : ۱۳۸۸/۰۳/۱۸   ساعت خبر : ۲۳:۰۵
به گزارش خبرگزاري فارس از ايلام، كرم‌رضا پيريايي عصر امروز در همايش هوادارن احمدي‌نژاد در ستاد مردمي حمايت از احمدي‌نژاد در استان ايلام افزود: اين مهم را در ايجاد 60 كارگروه كه بالاترين حجم تصميم‌سازي كشور را به وجود آورده مي‌توان ديد.
وي ايلامي‌ها را مردمي متعهد، انقلابي و رسانه‌اي با نگاه كلان‌مند توصيف كرد و ادامه داد: دولت احمدي‌نژاد دولت اصولگراي اصلاح طلب است و در واقع شعار تغيير را ظرف چهار سال گذشته با قدرت و شجاعت عملي كرده است.
اين فعال سياسي اضافه كرد: براساس تعريف مقام معظم رهبري دولت نهم دولتي است كه متولي گفتمان امام و انقلاب و مايه روشني چشم رهبر انقلاب است.
پيريايي تصريح كرد: سيكل مطلوب كارشناسي طي ماه‌ها و بعد تصميم‌سازي در كارگروه‌ها و تصميم‌گيري در هيئت دولت در همه استان‌ها از ويژگي‌هاي ممتاز دولت نهم است.
اين فعال سياسي گفت: بنابراين سفرهاي استاني دولت نهم در مديريت يك پارادايم و فرهنگ جديد اجرايي به وجود آورده است.
وي موقعيت ايران اسلامي در عرصه سياست جهاني را در دولت نهم بسيار خوب توصيف كرد و با اشاره به سياست‌هاي دولت آمريكا و شعار تغيير در هيئت حاكمه اين كشور گفت: اوباما فردي است كه براي تظاهر به تغيير در راس امور قرار گرفته است و شرايط جهاني بالاجبار آميركا را وادار كرده كه شعار تغيير را در دستور كار خود قرار دهد.
پيريايي تصريح كرد: شعار تغيير و تظاهر به آن در نظام سلطه جهاني به خاطر تحول عميقي است كه احمدي‌نژاد در سياست خارجي با شجاعت و اتكا‌ به نفس عمل كرده است و دامنه اين تحولات را در جغرافياي سياسي خاور‌ميانه، تركيه، عراق، لبنان و نيز در كشورهاي همسايه ايالات متحده و حتي كشورهاي آفريقايي به وضوح مي‌توان ديد.
وي در بخش سياست داخلي به تعريف ملت از زبان رهبري اشاره كرد و گفت: ملت در ديد رهبري معظم انقلاب در مرحله فرهيختگي است و بنابراين نمي‌شود با نمادها و شعارها آنان را فريب داد.
پيريايي استقبال بي‌نظير مردم در همه استان‌ها به ويژه استقبال‌هايي كه اخيرا در شهرهاي مشهد، اصفهان و تبريز از احمدي‌نژاد صورت گرفت و نيز قدرت بالاي كارشناسي ايشان در دو نقطه عطف موج بسيار بزرگي دانست كه خود را در نظر سنجي‌هاي اخير نشان داده است.
وي با اشاره به آخرين نظرسنجي‌ها معتبر گفت: احمدي‌نژاد با بيش از 62 درصد از ديگر رقباي خود پيشتاز است.
يكي ديگر از فعالان سياسي و رئيس ستاد مردمي حمايت از احمدي‌نژاد در شهرستان ايلام در ابتداي اين همايش گفت: در مناظره احمدي‌نژاد با رقباي وي پايه‌هاي محكم انقلاب سوم در كشور بنيان گذاشته شد.
لطيف صادقي افزود: انقلاب اول سبب انهدام نظام سلطنت و ظهور جمهوري اسلامي با خواست و راي ملت با محوريت مرجع تقليد زمان حضرت امام خميني (ره ) شد و در انقلاب دوم با تسخير لانه جاسوسي عوامل آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام از كشور اخراج و دست آنان از خوان نعمت ايران كوتاه شد.
وي ادامه داد: اكنون پايه‌هاي انقلاب سوم تحت عنوان مبارزه با فقر، فساد، تبعيض و ايجاد خودباوري در ميان ملت ايران توسط مردي از جنس مردم به نام احمدي‌نژاد در حال شكل گيري است كه مي‌تواند سكوي پرتاب پيشرفت و سازندگي و رفاه نسبي براي ايران زمين باشد.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


چند نكته با ژنرال سبزوار

کد خبر : 5021 تاریخ خبر : ۱۳۸۸/۰۳/۱۸   ساعت خبر : ۱۴:۳۷

من به عنوان يک بيننده به کارگردان فيلم سبزوار نمره قبولي مي‌دهم، چون در کارش توفيق نسبي داشت، بنابراين قصدي بر نقد فني فيلم ندارم.

اما ...

انتخاب نام سبزوار و آغاز سفر دوربين از خاستگاه اوليه رضايي (سياه‌چادرهاي ايل بختياري) نشان از اين داشت که فيلم بنا دارد تا پايه و مايه اصلي را بر «صداقت» بگذارد، همان چيزي که دولت مظلوم نهم به «نداشتن» آن متهم مي‌شود. يک اصل قديمي روانشناسي مي‌گويد: «اگر بخواهيد سياهي يک کاغذ کاملا به چشم بيايد بهتر است يک کاغذ سفيد کنار آن بگذاريد.»

حال تصور کنيد که مشاوران باهوش! رضايي به او گفته باشند که در اين ايامي که توپخانه  اصلاح طلبان به فرماندهي قرارگاه شايعه‌سازي (س.ح) مدام سعي در حاشا کردن آفتاب درخشان خدمات دولت نهم و نسبت دادن اتهام دروغ‌گويي به فرزند ملت دارند، بهترين استراتژي براي مستند تبليغاتي‌تان دو چيز است:

يکي اينکه تا مي‌تواني سعي در اثبات «صداقت»ات داشته باشي و بيننده احساس کند که هيچ‌چيز رضايي «پنهان» نيست و ديگري اينکه دائم از طرح زير و زبرکننده اقتصادي‌ات سخن براني.

بر اين اساس سعي داريم تا اين دوپايه اصلي فيلم سبزوار را  با ذکر چند نکته مرور نماييم:

1. شاهد بوديم که در رابطه با تعاملتان با شهيد صياد شيرازي ادعا فرموديد که، شهيد صياد خواهان تنظيم آيين‌نامه‌يي بود تا مسائل فرماندهي عملياتي جنگ (بين فرماندهي ارتش و سپاه) دچار اشکال نشود، و ادعا فرموديد که: «من هي مقاومت مي‌کردم، تو فتح‌المبين شهيد صياد گفت: خوب پس يه آيين‌نامه‌يي بنويسم، گفتم: خوبه و تا صياد رفت دنبال تهيه آيين‌نامه، ما رفتيم دنبال بيت‌المقدس و بيت‌المقدس انجام شد، احساس مي‌کردم، اون‌طور بهتر مي‌تونيم جنگ رو اداره کنيم...»

برادر سبزوار، سوال اين است که آيا منظورتان از اين نکته اين بود که شخص شما فاتح خرمشهر بوده‌ايد؟؟... و يا اينکه همان‌گونه که به کنايه، دور دوم نخست‌وزيري ميرحسين را مرهون ريش سفيدي خويش دانسته‌ايد، شهيد صياد را رفيق نيمه‌راهي تلقي نموديد که افق نگاه حکيمانه شما را نداشته است؟ بنابراين شما از همان زمان بزرگ خاکساري بوده‌ايد که  قدر و منزلتتان دانسته نشده است؟ سوال ديگر اينکه، از کجا معلوم شما در جايگاه يک رييس‌جمهور، بار ديگر رفتاري را که با شهيد صياد کرديد با نخبگان سياسي و اقتصادي کابينه‌تان و کشور نکنيد؟ خودتان فرموديد که به پيشنهاد منطقي و مديريتي شهيد صياد بي‌توجهي کرده و «احساس کرديد که يک تنه بايد کار را انجام دهيد» آيا اين با شعار «ائتلاف، ...ائتلاف» شما در تناقض نيست؟ پس از بيست و هفت سال که از خاطره «تکروي» شما در برابر پيشنهاد داهيانه شهيد صياد مي‌گذرد هنوز هم بدان معتقديد و به عنوان يک امتياز به آن مي‌نگريد. هنوز هم به گونه‌يي ابراز توانايي مي‌فرماييد که کانه ميدان رياست‌جمهوري را براي ساخت فيلم ترميناتور4 آماده ديده‌ايد! و شما تنها کسي هستيد که تمام و کمال قادر به ايفاي نقش اول آنيد!

 

2. در فيلمتان عنوان مي‌شود که شما پس از جنگ به قدرتمندترين ژنرال ايران تبديل شده بوديد که ذکر عبارت کم‌طمطراق «قدرتمندترين ژنرال ايران» صرفنظر از صحت و سقم آن، نشان از خاکساري شمادارد!

 

3. در ادامه همين مطلب، گفته مي‌شود که شما آن‌قدر ژنرال شديد که شهرتتان به فراسوي مرزها رفته و در حد «بالاترين مقام اجرايي کشور» با  رؤساي جمهوري مانند حافظ اسد و... نشست و برخاست داشتيد و بنابراين مخاطب مي‌تواند نتيجه بگيرد که شما دو دهه است که کاريزماي لازم براي رياست‌‌جمهوري را داريد و اصولا يک رييس‌جمهور بالفطره هستيد. برادر سبزوار، لطفا پاسخ دهيد که اگر براي شما استقبال سياسي فرامرزي يک امتياز و يک حسن سابقه است، چگونه اين همه استقبال کم‌نظير سياسي و مردمي در سطح بين‌الملل از رييس دولت نهم برايتان قابل ستايش نيست؟ و در همين فيلم تلويحا، احمدي‌نژاد را براي توسعه ارتباطات فرامرزي‌اش سرزنش مي‌نماييد؟

 

4. دکتر سبزوار گرامي، گفتيد که در دوازده سال گذشته دولت‌ها از سند چشم‌انداز فاصله گرفتند، اين به معناي درستي راه دولت کارگزاراني است؟ اگر سياست‌هاي اقتصادي کارگزاران درست بوده است، اين تناقض را چه کنيم که سمبل اقتصاد کارگزاراني زير علم کروبي سينه ميزند؟ و جايش «به درستي» در کابينه شما خالي است؟ و آيا اگر سياست‌هاي اقتصادي احمدي‌نژاد به قول شما کارامد نيست، بي‌انصافي نيست که وزير اقتصاد دوسال اول دولت نهم، اکنون  نقش بي‌گناه‌ترين فرد روي زمين را در کنار شما بازي مي‌کند؟ اگر دانش جعفري اين همه دانش اقتصادي دارد چرا به قول شما باعث پايين‌آمدن نمره اقتصاد دولت نهم شد؟ نکند از همان اول ايشان نقش يک «تروجان» را در ويندوز دولت مظلوم احمدي‌نژاد داشته‌اند؟ و اگر او هم دانش اقتصادي درستي ندارد چرا در کنار شما تبديل به سمبل معماري نوين‌تان گرديده است؟ واقعا دانش جعفري اين همه اقتصاددان (بخوانيد اقتصاددار)  بودند و ما نمي‌دانستيم؟

 

5. جناب رضايي، شما قطعا يکي از مخالفان انحلال سازمان مديريت بوده و هستيد، چگونه است که شما در فيلمتان ادعا مي‌کنيد که طي پنجاه سال گذشته هيچ‌کس برنامه‌يي براي اقتصاد نداشته است؟ و شما اکنون آمده‌ايد تا با راهي که فقط خودتان آن را بلديد (و ديگران از آن بي‌بهره‌اند) غول اقتصاد نوين ايران را از چراغ  قديمي و پر از گرد و خاک آن بيرون بکشيد. فکر نمي‌کنيد يک تناقض ظريف اما بزرگ،  بين اين ادعايتان و آن مخالفتتان با انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي وجود دارد؟ اگر سازمان برنامه‌ريزي و مديريت بودجه کارا بوده و کارش را به عنوان قلب مديريت اقتصاد ايران درست انجام مي‌داده که ادعاي جناب‌عالي مبني بر بي‌برنامگي پنجاه‌ساله کشور بي‌اساس است و اگر آن سازمان مرحوم به قول شما هيچ‌کاره بوده، لازم است تا از «همت» زنده امروز ما (احمدي‌نژاد مظلوم) که درست تشخيص داده، طلب مغفرت نماييد؟  

 

6. برادرم، جناب سبزوار گرامي، با صداي رسا فرموديد که پس از جنگ خيلي‌ها مادي شدند... فرموديد که «جوانان تنها راه نجات ملت ايران هستند» و چه زيبا بود، اما آيا صادقانه هم بود؟ شما که اين قدر به فکر ملت ايران و ميدان دادن به جوانانشان هستيد، شما که ناليديد که چرا دنبال «همت و باکري»هاي ديگري نيستيم؟ آيا در زمان جنگ هم همان‌گونه که به احمدي‌نژاد ميدان داديد به جوانان  درون جبهه‌ها فرصت آزمون و خطا مي‌داديد؟ واقعا در نظر صادق شما، احمدي‌نژاد کمتر از فرماندهان بيست‌ساله زمان جنگ، در صحنه رياست‌جمهوري عمل کرده است؟ اگر سن احمدي‌نژاد براي رياست‌جمهوري کم بوده و هست؟ چگونه شما «ژنرال سبزوار» جوان را در حد يک رييس‌‌جهمور مي‌شناسانيد؟ کدام فرمايش را صادقانه بدانيم؟ شما در آن سن کم آنقدر حکيم بوديد که هم مي‌جنگيديد و هم هواي پشت سرتان را داشتيد! هم جنگ را روي يک انگشت مي‌چرخانديد و هم به امام امت راهکار براي ابقاي دولت مي‌داديد. با آن‌همه جواني؟؟... و بر حسب اتفاق، اين فقط شما هستيد که در عين جواني اين همه توانايي داريد. صادقانه بگويم وقتي که فيلم‌تان را مي‌ديدم نمي‌دانم چرا بي‌اختيار چهره بي‌گناه «جومونگ» در ذهنم نقش بست...

 

7. از گرفتن تنفس بر ملت ايران توسط دشمنان غربي و شرقي گفتيد و چه خوش گفتيد. اما به راستي نفرموديد که در چهارسال گذشته ايران به محاصره ناتو در آمده يا در دولت‌هاي قبل از احمدي‌نژاد؟ نفرموديد که  سياست خارجي ايران در اين دولت چقدر در راستاي رفع اين خفگي حرکت کرده است؟ و اگر شما از فشار تمدن غرب بر ايران مي‌ناليد، چه طور است که احمدي‌نژاد را براي دست بالاي ادبيات سياسي‌اش در برابر غربي‌هاي «چوب تر شناس» مذمت کرده و او را به  فروکش کردن اين روش ملزم مي‌دانيد؟ نکند توصيه مي‌کنيد تا اين همه تاييد مقام معظم رهبري را در ادامه ديپلماسي تهاجمي نظام در برابر غرب ناديده بگيريم؟ حاشا و کلا!

 

8. جناب سبزوار حتما شما هم ديده‌ايد که معرکه‌گيران سنتي که «جعبه ماري» را براي مردم به نمايش مي‌گذارند، چقدر آب و تاب مي‌دهند و طلب روشن کردن چراغ توسط حضار مي‌نمايند، تا بالاخره «مار مهيبشان» را نشان دهند؟ در اواخر فيلمتان با چهره‌يي مسيحايي در سال 84 به جمع حاضر مي‌فرماييد که به خاطر انجام تکليف و صادقانه! کنار کشيديد، که صد البته اين خود کاري بود بس بزرگ. اما برادرم سبزوار، آيا سزاوار نبوده و نيست تا عزيز تکليف‌مداري چون شما، در طي چهار سال گذشته و در کمال صداقت، جعبه مار اقتصادي‌اش را مي‌گشود و آن را هم به دولت نهم ارائه مي‌داد و هم در يک کتاب چاپ مي‌کرد تا همه بدانند که سبزوار بزرگ ما فقط يک ژنرال قدرتمند زمان جنگ نيست و  يک اقتصاددان صادق و بزرگ نيز هست، که گوش دولت نهم به طرح‌هاي طوفاني و سازنده او بدهکار نيست.

جان برادر، اينکه بنشينيد و فقط خروجي طرح‌هايتان را بفرماييد که کافي نيست، قديمي‌ها لفظ زيبايي دارند که به آن مي‌گويند: «در باغ سبز نشان دادن» .... لطف کنيد تا هنوز فرصت باقي است در جعبه را باز کنيد تا همه ببينند که در آن چه خبر است؟ هر چند ظاهر امر نشان مي‌دهد که براي باز شدن اين جعبه ، منتظر روشن شدن ميليون‌ها چراغ (بخوانيد راي) هستيد که اين نکته کليدي، «اوج صداقت» شما را مي‌رساند.
مهران موزوني-انصارنيوز

 

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


اتهاماتي که موسوي و کروبي در شب مناظره به احمدي نژاد زدند

کد خبر : 5036 تاریخ خبر : ۱۳۸۸/۰۳/۱۸   ساعت خبر : ۱۸:۵۵
به گزارش روز دوشنبه ايرنا، در ادامه برنامه هاي تبليغاتي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري، يکشنبه شب ميرحسين موسوي و مهدي کروبي در مناظره تلويزيوني، برنامه‌هاي خود را تشريح کردند.
در اين گزارش ابتدا اتهامات وارده به احمدي نژاد از سوي مهدي کروبي و سپس از طرف ميرحسين موسوي مورد اشاره قرار مي گيرد.

*صحبت‌هاي مهدي کروبي درباره دولت نهم:
1- با روش هاي عوام فريبانه، خانه افراد را متر مي کنند ، در حالي که با اين روش ها نيمي از ملت ايران هم در مرز اتهام قرار مي گيرند.
2- آمدم براي دفاع از حقوق مردم لذا از زنداني سياسي، از عدم صلاحيت ها، از مطبوعات و از کل حوادثي که اين چند سال براي ملت پيش آمد دفاع کردم.
3- متأسفانه عده اي آدم ها هستند که اين چنين نيستند و مي آيند دسته بندي مي کنند يعني وقتي آقاي دکتر سروش حرفي مي زند که آنها خوششان مي آيد، آقاي سروش خيلي بزرگ است اما وقتي دکتر سروش مرا تأييد مي کند يک کمونيست را وادار مي کنند به او بد بگويد و اهانت کند؛ اصلاً من اين چيزها را قبول ندارم، آيا اين را مي گويند تضارب افکار؟ سليقه ام و ديدگاهم معلوم است.
4- در دو هفته اخير مشاهده شد، حمله اي به دهه اول انقلاب صورت مي گيرد و به بهانه شرکت بنده در انتخابات.
5- آمار طولاني داريم از دانشجوياني که هر روز محروم و در بدر براي تحصيلشان تحقير مي شوند.
6- در بحث مميزي کتاب و نشريات با نويسندگان که انسانهاي باشخصيت هستند ، برخوردهاي سليقه اي مي شود.
7- بايد ضمن رعايت حقوق هنرمندان و موسيقيدانان به گونه اي عمل شود تا آنها بتوانند در کشور بزرگي مثل ايران با عظمت و بزرگي زندگي کنند و هر کسي نتواند آنها را تحقير کند.
8- وضعيت فعلي را بسيار خطير ديدم و با توجه به توانايي که در خودم مي ديدم در اين صحنه حاضر شدم و براي برخورد با مشکلات اقتصادي ، سياسي ، سياست خارجي و نظاير اينها برنامه دارم و با توجه به تجاربي که در اين زمينه داشته ام .

*مير حسين موسوي و اتهامات وارده به دولت نهم
1- در برنامه هاي تبليغاتي ، ديدگاه هاي داخلي و خارجي خود را بيان کردم و مسائل قانون گريزي دولت را گفتم.
2- در مسائل اقتصاد ملي هم در برخي موارد خسارتهاي جبران ناپذيري بر کشور وارد شده است.
3- مسائل فرهنگي و بستگي فضايي و اجتماعي داريم؛ منتهي اينجا به دو شاخص اشاره مي کنم که نشان مي دهد آمار غلط مي دهند و اينکه چقدر مردم متوجه شوند که آمار را تغيير مي دهند و اگر غلط باشد طبيعي است که بر اساس آن نتيجه غلط به دست مي ايد.
4- به اين صورت امکان نقد نظام از بين مي رود و قدمي به پيش گذاشته نمي شود و نمي توان برنامه ريزي کرد و مهم تر از آن با تکرار ارائه آمارهاي غلط ما بايد گمان سوء نيت هم در ديگر آمارها پيدا کنيم و آمار روشني نداشته باشيم .
5- به دو شاخص عمده که با پوست و گوشت مردم ارتباط دارد اشاره مي کنم.مردم خودشان قضاوت کنند بحث شده است که نرخ تورم 15 درصد است درحالي که آمار رسمي بانک مرکزي نشان مي دهد سال اول دولت نهم نرخ تورم 10و 4 دهم درصدي داشتيم و هم اکنون به 25 و 4 دهم درصد افزايش يافته و اين جاي تعجب است که چگونه مي توان آمار بسيار روشن را اگاهانه دروغ بگويند.
6- دو مساله وجود دارد اينکه وضع اقتصاد ما خوب نيست و مهم تر اينکه مردم بگويند اصلا تورم نداريم آيا ممکن است در مقابل مردم يک چيز روشن را که سند و مدرک وجود دارد ، منکر شوند و دروغ بگويند؛ هيچ دولتي درجهان نيست که مهم ترين اولويت هايش مبارزه با گراني نباشد که آثار وخيمي دارد.
7- يکي از مهمترين شاخص ها ضريب جيني ( نحوه توزيع درامد) است که به طور غلط تغيير داده شده و به مردم گفته شده است ؛ ما چرا بايد دروغ بگوييم يکي از مواردي که حکومت با ان طريق صحبت مي کند و پاسخگوست و کمک مي کند که کشور به سمت پيشرفت حرکت کند ، امار است.
8- تغيير در آمار آن هم در شب انتخابات ، بسيار غلط بوده است و بايد گفت که واقعا کشور بايد بر روي چه چيزي بايستد.
9- من دهها شاخص در دست دارم که يکي از انها آمار غلطي است که دولت نهم داده است.
10- به گفته دولت 17 ميليون تن توليد فولاد کشور است. درحالي که حقيقت چيز ديگري است. ظرفيت توليد فولاد در کشور ما 13 ميليون تن و مقدار توليد 11 ميليون تن است . رتبه ايران در رشد سرمايه گذاري صادرات نفت و گاز بسيار مغلطه شده است و اينکه مي گويند 300 ميليارد دلار درآمد نفتي کنوني کمتر از درآمد نفت در دوران جنگ است ، بسيار شگفت آور است.
11- ما در مقابل پديده شگفت آوري روبرو هستيم به طوري که روبروي دوربين و تلويزيون قرار مي گيرد و سفيد را سياه جلوه مي دهد و دو ضرب در دو را 4 نمي داند.
12- من به دليل احساس خطري که در نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده است و آن پديده دروغ مي‌باشد به صحنه آمدم.
13- در مقابل مردم تعهد مي کنم باز توجه ما به اين قشر خواهد بود. ما اقتصاد صدقه اي نخواهيم داشت بلکه اعتقاد داريم اگر پولي و امکاناتي در اختيار دولت است حق مردم است و بايد در بهترين شکل هزينه شود تا کيفيت اقتصاد مردم ارتقاء پيدا کند. سياست هايي که ما داشته ايم و ريزش پول عظيمي که به صورت انبوه در ساليان اخير داشتيم ايا به سمت بهبود پيشرفته است يا نه. جوسازي مي کنند که ما حقوق ها را افزايش داده ايم و دولت هاي بعدي ممکن است آن را کاهش دهند ، به هيچ وجه.
14- شما اگر چيزي را افزايش داده ايد حق مردم بوده است و اعتراض ما به شما اين است که چرا قوانين را دير اجرا کرديد و چيزي را که دوسال پيش يا سه سال پيش بايد اجرا مي کرديد ، درست شب هاي انتخابات اين تصميمات را گرفتيد و تازه اين کارهاي شما به دليل اين است که هيچ نوع سرمايه گذاري براي کارهاي مولد نمي کنيد، هيچ اقدامات درست واساسي انجام نمي دهيد واينها نمي تواند منجر به بهبودي کامل و درست در حيات قشرهاي جامعه شود.

**تذکر مجري برنامه :"‌چون بيشتر سخنان شما (موسوي )ناظر به کانديداي غايب بود وقت براي ايشان منظور مي شود.""
15- ايشان که هميشه وقت دارند هر جا که بخواهند استفاده مي کنند من در صحبت هايم از کسي اسم نبردم.
16- ايشان در صحبت هاي خودش عنوان کرده است که سرمايه گذاري صنعتي و توليد در زمان جنگ صفر بوده است. بنده مي خواهم بگويم يکي ديگر از دروغ هاي مسلم ايشان اين بوده است.
17- آيا دروغ گفتن به مردم به خاطر يک صندلي رياست جمهوري اينقدر اهميت دارد که ما يک دوره پرافتخار را اينگونه سياه کنيم ، آيا ارزش اين قضيه را دارد که ما به مردم به طور صريح دروغ بگوييم.
18- يکي از مشکلات اساسي ما همين است که دائم بحث فساد مي شود و مي خواهد مچ گيري شود و من معتقدم آنچه فساد ناميده مي شود مجموعه سياست هاي هم اکنون است که در حال اتفاق افتادن است.
19- برخورد با فاسد آخرين حلقه از مجموعه حلقه هاي يک زنجيره بلندي است که ما مي توانيم انجام دهيم.
20- قبل از آن مسيرهايي را که به فساد مي تواند بيانجامد بايد از بين ببريم .
21- ما مي گوييم شما تعرفه هاي موبايل را بالا و پايين برديد و ميلياردها تومان در اينجا بالا و پايين شد ، تعرفه شکر را جابه جا کرديد، چه کساني سود بردند من ظن مي برم درباره بودجه اي که در سراسر کشور پلاکاردهاي شما همه جا را گرفته است، ممکن است از همين جا تامين شده باشد .
22- بياييد ثابت کنيد چه کساني از اين مسئله سود برده اند تعرفه ماشين ها را يک شب بالا برديد و يک شب پايين آورديد ببينيد چه کساني از اين مسئله سود برده اند. اينهاست که فساد گسترده کشور ماست.
23- من در خصوص سياست هاي چهار سال گذشته صحبت مي کنم من تعجب مي کنم از شما(خطاب به مجري برنامه که به موسوي تذکر داد فرد مورد خطاب غايب است) . تمام وقت من داده شود تا بيايد سه برابر من اينجا صحبت کند من جلوي آقاي کروبي قبول کردم بيايد هر دروغي که مي خواهد اينجا بگويد ايشان (احمدي نژاد) اينجا دروغ مي گويد هيچ کس جلويش را نمي گيرد يقه اش را نمي گيرد من که اسم نبردم .
24- بنده يک فرد انقلابي هستم که اينجا دارم صحبت مي کنم و در اعتراض به وضعيتي که ايشان بوجود اورده است دارم صحبت مي کنم. اگر اين نبود که نمي خواستم دوباره در اين مملکت کار کنم و همان کار فرهنگي خودم را مي کردم .
25 - ايشان اين مملکت را به جايي رسانده است که پر از دروغ و نفاق است ، پرونده سازي مي کند. ايشان خجالت نمي کشد در مقابل بنده به صورت بازي مدام عکس خانم من را به من نشان مي دهد و مي خواهد بگويد بنده روحيه ام خراب است.
26- همه صحبت ها را کنار هم بگذاريد گراف هايي که من نشان دادم ببينيد اين منحني ها را بالا و پايين مي کنند تا شما را گول بزنند نقش خط و مار مي کشند و سعي مي کنند شما را به بيراهه ببرند.
27- من به ايشان وقت مي دهم ايشان که در همه جا صحبت مي کند و همه جور اتهام مي زند ، صدا وسيما در اختيارشان است ‌سايت ها در اختيارشان پول ها در اختيارشان.

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


استاد حجه الاسلام والمسلمین روح :

كليدي كه آقاي احمدي نژاد زد، بت بزرگي را شكست .

استاد حجه الاسلام والمسلمین روح از علماء به نام مشهد و مرجع علمی ، فکری و سیاسی بسیاری از طلاب و دانشجویان این شهر می باشند. متن زیر پاسخ های ایشان به سوالات جمعی از طلاب و دانشجویان حاضر در جلسه سخنرانی جمعه گذشته ایشان است که پس از مناظره 13 خرداد و بروز شبهاتی در مورد معرفی مفسدین ایراد گردید. متن کامل سخنان ایشان در آینده منتشر خواهد شد.

تاريخ انتشار: دوشنبه 18 خرداد 1388

 

حجه السلام روح: درست است كه اين آقايون منسوبين رهبري هستند و با يك يا چند واسطه به ايشان مي رسند اما اين تازگي ندارد. اگر به نهج البلاغه مراجعه كنيد خواهيد ديد منسوبين امام دزد از كار در آمده اند.ما در حكومت امام علي (ع) كسي را مي بينيم فاسد، حضرت هم ايشان را نصب مي كند و امضا مي كند و تا آخري هم كه ايشان هستند او را برنمي دارد.

استاد حجه الاسلام والمسلمین روح از علماء به نام مشهد و مرجع علمی ، فکری و سیاسی بسیاری از طلاب و دانشجویان این شهر می باشند. متن زیر پاسخ های ایشان به سوالات جمعی از طلاب و دانشجویان حاضر در جلسه سخنرانی جمعه گذشته ایشان است که پس از مناظره 13 خرداد و بروز شبهاتی در مورد معرفی مفسدین ایراد گردید. متن کامل سخنان ایشان در آینده منتشر خواهد شد.

سوال: آيا اساسا افشاي نام مفسدين از لحاظ اخلاقي صحيح است؟

چواب: بله. امير المومنين در خطبه 148 نسبت به طلحه و زبير و در خطبه 26 نسبت به عمر و عاص و در خطبه 19 نسبت به اشعث افشاگري مي كنند كه اگر ما بوديم مي گفتيم: آقا شما نبايد راجع به كسي كه حضور ندارد حرف بزنيد، يك شخصيتي كه همه هم مي شناسندش .

حضرت امير در خطبه 169 در اينكه همه دشمنان دست به دست هم دادند با اينكه تماسي با هم نداشتند (قريش، طلحه و زبير، معاويه، همسر پيامبر) فرمودند: اينها براي اين با هم جمع شده اند تا كار را به حالت قبلي برگردانند.

خطبه 217: خدايا من از تو كمك مي خواهم كه من را بر قريش كمك كني و بر كمك كنندگان به قريش. اينها اجماع كرده اند براي دشمني با من، اينها همه يك طرفند و من يك طرف.

از آخرين حركت هايي كه اينها متوسل شده اند، توسل به اخلاق است. به اميرالمومنين گفتند: تو خيلي حريص هستي كه رييس شوي. اميرالمؤمنين گفت: حرص شما براي اين كار به مراتب بيشتر است.

سوال: افشاگري امام علي مستند به علم ايشان است و دليلي براي افشاگري رييس جمهور نمي شود؟

جواب: اين حرف كه افعال امام علي (ع) مستند به علم حضرت است يعني فعل امام ديگر براي من (ما كه علم امام را نداريم) حجيت ندارد، ديگر الگويي براي ما نخواهند بود. ضمن اينكه حضرت در موارد متعددي در نهج البلاغه مي فرمايند: عيون (جاسوسين و مخبرين) من براي من خبر آورده اند (حكم خود را مستند به خبر جاسوسين مي كنند) و حتي به مالك اشتر دستور مي دهند: بفرست در داخل ايشان عيوني را. ايشان نمي فرمايند ملايكه براي من خبر آورده اند.

ضمن اينكه ما اصلا احمدي نژاد را با حضرت امير(ع) مقايسه نمي كنيم. ما حرفمان اين است كه شاگردي از شاگردان علي مرتضي وسط آمده است.

سوال: افشاشدگان، منسوبين رهبري اند؟

جواب: درست است كه اين آقايون منسوبين رهبري هستند و با يك يا چند واسطه به ايشان مي رسند اما اين تازگي ندارد. اگر به نهج البلاغه مراجعه كنيد خواهيد ديد منسوبين امام دزد از كار در آمده اند.ما در حكومت امام علي (ع) كسي را مي بينيم فاسد، حضرت هم ايشان را نصب مي كند و امضا مي كند و تا آخري هم كه ايشان هستند او را برنمي دارد. شريح قاضي از كساني است كه قاضي القضاتي او را حضرت امضا مي كند و آن نامه شديداللحن را در مورد او دارد. مي فرمايد: آن خانه اي را كه درست كردي اگر از بيت المال است كه كذا و اگر از مال شخصي ات است كه كذا .... اگر من بودم قواله اي مي نوشتم كه ديگر پايت را در آن خانه نگذاري.

اين آقايان تعبيري را آوردند خودشان جا انداختند به نام اركان نظام. اركان نظامچه كساني هستند؟ هر جا مي رسند و گير مي كنند مي گويند اركان نظام. بعد ذره ذره كه جلوتر رفتيم ديديم خود اين آقا اركان نظام است. پسر اله اش ركن ركن نظام است.

من تصورم اين است كه آقاي احمدي نژاد انقلاب را وارد جراحي بزرگي كرد. حضرت امام در آخرين لحظات جراحي انقلاب فرمودند: تاريخ اسلام پر است از خيانت كساني كه به حسب ظاهر داخل در اسلامند.خدا كند مريض، دست مريضي كند و به پزشك كمك كند و لو اينكه براي مريض سخت است. پزشك حرفش اين است كه هر چه تا حالا خوردي ديگر نخور.

من گمان مي كنم كليدي كه آقاي احمدي نژاد زد، بت بزرگي را شكست به فضل الهي.

سوال: اگر افشاي اين آقايان وظيفه بوده است، چرا رهبري اين وظيفه را انجام ندادند؟

جواب: ما دو نوع وظيفه داريم: يك وظيفه، وظيفه من است و يك وظيفه، وظيفه ديگري. يك وظيفه، وظيفه امام است و وظيفه ديگري وظيفه ماموم. زماني كه ابوذر با عثمان اوقات تلخي مي كرد حضرت امير (ع) هم همان كار را مي كرد؟ خير. وظيفه ماموم را از امام نخواهيد.ما كه ماموم هستيم نمي دانيم چه معذوريت هايي در كار است، اما وظيفه ما چيز ديگر است.

سوال: آيا ممكن است وظيفه امام و ماموم متضاد باشد؟

جواب: بله. گاهي وظيفه امام بيرون رفتن است ولي وظيفه ماموم ماندن است، چنانچه وظيفه موساي كليم بيرون رفتن بود و وظيفه مامومين ماندن. گاهي وظيفه امام سكوت است و وظيفه ماموم فرياد و اعتراض، چنانچه حضرت زهرا (س) سخنراني و اعتراض مي كنند ولي حضرت امير (ع) سكوت مي كنند.( با توجه به اينكه امام علي (ع) امام صديقه اطهر بوده اند.)

سوال: افرادي كه نام آنها آورده شده است، افراد خوش نام نظام هستند. اين برخورد صحيح بود؟

جواب: حضرت امام در وصيت نامه شان مي فرمايند: ميزان در هر فردي حالت الآن خودش است. ما وقتي به تاريخ جنگ جمل نگاه مي كنيم مي بينيم حضرت امير (ع) مي فرمايند: « زبير (كه در جنگ جمل مقابل حضرت ايستاده است.) هميشه از ما اهل بيت بوده است. » زبيري كه يكي از شش نفري است كه بر بدن حضرت زهرا(س) نماز خوانده است.

در نهج البلاغه آمده است فردي نزد امام علي (ع) آمد و گفت: عجب زمان سختي شده است، شما يك طرف جنگ و طرف ديگر عايشه ام المومنين است، من كدام طرف را بگيرم؟ حضرت در جواب فرمودند سخت سرت كلا رفته است، «إعرف الحق تعرف أهله » اشخاص را با حق بسنج نه حق را با اشخاص.

شهيد بهشتي مي فرمود: انسان در حال شدن است نه بودن.
 

زائربقيع سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نظر بدهید!

آزادانديشان خودتان مقايسه كنيد


در بحث با مخالفين اين سيزده اصل را به خاطر بسپاريد
Print