تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


گدایان نیمه شب

گدایان نیمه شب

نماز

در حالات مرحوم شیخ جعفر كاشف الغطاء كه از بزرگان علماء در قرن سیزدهم و ساكن نجف اشرف بوده، آمده است:

در یكی از شب‌ها كه برای «تهجّد»؛ (نماز شب) برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار كرد و فرمود: «برخیز به حرم مطّهر مشرّف شده در آنجا نماز بخوانیم. فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلاً مهیّا نیستم شما منتظر من نشوید، بعد، مشرّف می‌شوم.»

شیخ فرمود: «نه، من اینجا ایستاده‌ام؛ برخیز، مهیّا شو كه با هم برویم.»

آقازاده، به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند. كنار در صحن مطّهر كه رسیدند، آنجا مرد فقیری را دیدند نشسته و دست طلب از برای گرفتن پول از مردم باز كرده است.

آن عالم بزرگوار ایستاده و رو به فرزندش فرمود: «این شخص در این وقت شب برای چه اینجا نشسته است؟»

پسر گفت: «برای تكدّی و گدایی از مردم.»

شیخ فرمود: «چه مقدار ممكن است از رهگذران، عاید او گردد؟»

پسر گفت: «احتمالاً مقداری ناچیز.»

شیخ فرمود: «درست فكر كن ببین، این آدم برای یك مبلغ بسیار اندك كم ارزش دنیا آن هم محتمل، در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده در این گوشه نشسته و دست تذلّل به سوی مردم باز كرده است!


آیا تو، به اندازه این شخص، اعتماد به وعده‌های خدا درباره سحرخیزان و متهجّدان نداری كه فرموده است:
«احدی نمی‌داند كه به پاداش عملشان چه چشم روشنی‌ها برای آنان، ذخیره گردیده است.» (سوره سجده، آیه 17)

گفته‌اند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار از آن دل زنده و بیدار، آن چنان تكان خورد و تنبّه یافت كه تا آخر عمر از شرف و سعادت بیداری آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد!

 

دوستان عزیز اگر برایتان سخت است كه هر شب نماز شب بخوانید؛ هفته‌ای یك بار آن هم در شب جمعه بخوانید تا عادت كنید و رفته رفته بیشترش كنید تا بدینوسیله نامتان در زمره "مستغفرین بالاسحار" قرار گیرد.

در قنوت سبزتان ما را از دعای خیرتان فراموش نكنید. 

زائربقيع سه شنبه سی ام مهر 1387 نظر بدهید!

دانلود مداحي ويژه هشتم شوال تخريب بقيع

دانلود مداحي ويژه هشتم شوال تخريب بقيع
دانلود ادامه مطلب
ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

خلوت افلاكیان

خلوت افلاكیان

افلاكيان

جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكیان دارد بـقـیـع

یــا صــفـای خـلــوت افــلاكـیــان دارد بـقـیـع

مـی تـوان گـفت از گـلاب گـریـه اهـــل نـظر

صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـیـع

گـر چـه می‌تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پـــر و بــال مــلائـك ســایـبـان دارد بـقـیـع

قـرن‌ها بگـذشـته بر ایـن ماجـرا اما هــــنوز

داغ هـجـده سـاله زهرای جوان دارد بـقـیـع

خــفـتـه بـین مـنبـر و مـــحرابی امـا بـاز هم

از تــو ای انســیه حــورا نشـان دارد بـقـیـع

راز مــخفی بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت

تابه کی مهر خموشی بر دهان دارد بـقـیـع

شب كه تنها میشود با خـلوت روحانی اش

ای مـــدیـنـه انـتــظـار میــهمان دارد بـقـیـع

شب كه تاریك است و در بر روی مردم بسته است

زائـری چــون مــهــدی صاحــب زمــان دارد بـقـیـع

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

كاروان دل

كاروان دل

شمع

بیا ای كاروان دل

رویم بیرون از این محفل

كنیم اندر بقیع منزل

ولی آهسته آهسته

چو بلبل در چمن باشیم

به افغان و محن باشیم

عزادار حسن باشیم

ولی آهسته آهسته

به پا سازیم یكی ماتم

بنالیم با دلی پرغم

به زین العابدین باهم

ولی آهسته آهسته

به باقر حجت داور

كه باشد شیعه را رهبر

بریزیم از بصر گوهر

ولی آهسته آهسته

به صادق حجت یزدان

رئیس مذهب و ایمان

بنالیم با دلی سوزان

ولی آهسته آهسته

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

مصاحبه با محمدصادق نجمي نويسنده كتاب «تاريخ حرم ائمه‌ي بقيع»

مصاحبه با محمدصادق نجمي نويسنده كتاب «تاريخ حرم ائمه‌ي بقيع»

بقيع

هر شيفته‌اي که دل به مدينه روانه مي‌کند، بر غربت قبرستان بقيع ناله مي‌کند. تربت مطهر چهار امام معصوم (عليه‌السلام) تنها با سنگ‌چين‌هايي نمايان است که زائر آن اجازه زيارت ندارد و بايد به دل گريه کند. بقيع سند مظلوميت هميشگي شيعه است و بررسي و آگاهي از پيشينه آن ضروري است تا گوشه‌اي از جايگاه تاريخي و اجتماعي پيشوايان شيعيان را نمايان سازد.

 

اشاره:

هشتم شوال سالگرد تخريب حرم ائمه بقيع است و از اين رو گفت‌وگويي با حجت الاسلام والمسلمين محمدصادق نجمي، پژوهشگر و محقق تاريخ انجام داده‌ايم. وي کتاب «تاريخ حرم ائمه بقيع» را نگاشته است که حاوي نکات جالب پيشينه تاريخي اين مکان مقدس است. همچنين اين نويسنده به تازگي کتابي در رابطه با زندگي حضرت حمزه ـ ع ـ براي استفاده علاقه‌مندان منتشر ساخته‌اند.

 

  پيشينه قبرستان بقيع به چه زماني بر‌مي‌گردد و اين قبرستان نزد پيامبر اکرم و ائمه اطهار عليهم السلام از چه منزلتي برخوردار بوده است؟

بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و بوسيله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است. اين مدفن مقدس و تاريخي در اصل «بقيع‌الغرقد» و در قرن‌هاي اخير گاهي «جنة‌البقيع» نيز گفته مي‌شود.

ابن اثير مي‌گويد: «در لغت بقيع به محل وسيعي که داراي درخت و يا ريشه درخت باشد، گفته مي‌شود و چون مکان بقيع پيش از آن داراي درخت غرقد ‌و ريشه‌هاي آن بود پس از قطع اين اشجار نيز با همان اسم معروف گرديد.» در بقيع اولين کسي که از انصار دفن شده است «اسعد بن زراره» و از مهاجرين «عثمان بن مظعون» بوده است. سمهودي مي‌گويد: «پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا ـ ص ـ آن حضرت به صحابه فرمودند ابراهيم را به سلف صالح ما عثمان لاحق کنيد و در کنار او به خاک بسپاريد.» او مي‌گويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه‌مند شدند پيکر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن کنند و هر يک از قبايل مدينه درختان و ريشه‌هاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.

در فضيلت بقيع حديث‌هاي متعددي از رسول خدا نقل گرديده است. از جمله در حديثي فرمودند: «از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه چهارده شبه است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند.» در حديث ديگر آمده است که رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) در بقيع حضور يافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي‌کردند: «درود بر شما و خداوند ما و شما را بيامرزد.» شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم درپي شما خواهيم آمد.

حرم ائمه بقيع که در کتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت (عليه‌السلام) معروف گرديده، در سمت غربي و منتهي اليه بقيع واقع شده است. در اين حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بيت، امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (عليهم السلام) در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها، قبر عباس عمومي گرامي رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) قرار گرفته و در کنار آن نيز قبر ديگري است که متعلق به فاطمه بنت اسد است. قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه اين قبور شش‌گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اسلام و جمع کثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي‌شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارد.

بقيع

  بارگاه ائمه مدفون در بقيع در چه زماني بنا شد؟

گرچه پس از گذشت قريب به يک قرن از تخريب حرم مطهر ائمه بقيع و از بين رفتن تمام آثار اين بناي باشکوه و معنوي نمي‌توان همانند ساير ابنيه تاريخي و مذهبي از آثار آن به عظمت و قدمتش پي برد و تاريخ بناي آن را به دست آورد. آنچه از منابع مختلف به دست مي‌آيد تا حدي مي‌تواند ما را با تاريخ و چگونگي ساخت اين حرم شريف آشنا سازد و بيانگر وضع اين بناي فخيم و پرشکوه معنوي در طول تاريخ گردد. اجمال تاريخ اين حرم مقدس اين است که قبور ائمه بقيع از ابتداي دفن داراي ساختمان و به مرور زمان گنبد و بارگاه بوده است و در قرون متمادي داراي خادم و دربان و داراي ظريف‌ترين و گرانبها‌ترين ضريح و صندوق با زيباترين روپوش و داراي فرش و قنديل بوده است.

 

  در خصوص هر يک از مراحل شکل‌گيري بارگاه و مشخصات و تحولات آنها در طول تاريخ چه اطلاعاتي را جمع‌آوري کرده‌ايد؟

آنهايي که با تاريخ مدينه آشنايي دارند مي‌دانند که در آن زمان رسم بود که جنازه افراد متشخص و مورد احترام به جاي گورستان عمومي در داخل منزل دفن مي‌شد و در برخي از موارد اين منزل تبديل به آرامگاه خانوادگي مي‌شد.

به عنوان مثال مي‌توان به دفن شدن عبدالله پدر گرامي رسول خدا ـ ص ـ در خانه اشاره کرد. در کنار قبرستان بقيع خانه‌هاي زيادي وجود داشت که يکي از آنها متعلق به عقيل ابن ابي طالب بود. اين خانه به آرامگاه خصوصي و خانوادگي اقوام و فرزندان رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مبدل گرديد و اولين کسي که در داخل آن دفن شد پيکر فاطمه بنت اسد بود. پس از آن عباس عموي پيامبر در اين خانه دفن گرديد. ابن شبه متوفاي 262 هـ . ق و از قديمي‌ترين مورخان و مدينه‌شناسان مي‌گويد: «عباس ابن عبدالمطلب در داخل خانه عقيل و در کنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شده است.» اين جمله صريح را مورخ و مدينه‌شناس معروف سمهودي و احمد بن عبدالحميد نيز در کتاب خود نقل نموده‌اند.

اين خانه به همان شکل تا زمان امام حسن مجتبي (عليه‌السلام) باقيمانده بود که آن حضرت در وصيت خود به برادرشان تصريح کردند تا بدن مطهرشان را در کنار قبر رسول الله (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به خاک سپارند و اگر بني اميه مخالفت کردند در کنار قبر مادرشان حضرت فاطمه (س) دفن شوند. البته شيخ مفيد ـ ره ـ و طبرسي اين وصيت را چنين نقل مي‌کنند که آن حضرت فرمودند در کنار فاطمه بنت اسد دفن شوند. به اين وصيت عمل شد و پيکر مطهر امام حسن مجتبي ـ ع ـ در اين خانه دفن شد. پس از آن حضرت، پيکر مطهر امام سجاد، امام باقر و امام صادق (عليهم السلام) در کنار جد بزرگوارشان امام مجتبي (عليه‌السلام) دفن گرديد که اسناد و مدارک فراواني در اين زمينه وجود دارد.

ساخت حرم و بارگاه براي مدفن ائمه اطهار (عليه‌السلام) از چه زماني آغاز شد و اين بارگاه چه خصوصياتي داشت؟

ساخت حرم و بارگاه در بقيع در چند مرحله صورت گرفت. پس از زمان بني‌اميه که شيعيان در سخت ترين شرايط به سر مي‌بردند و حتي جرأت اظهار عقيده خود را نداشتند عباسي‌ها به روي کار آمدند و در اين زمان بود که شيعيان به آزادي‌هايي دست يافتند، تا جايي که سفاح به حقانيت امير مؤمنان ـ ع ـ اعتراف کرد و اقدام به بازگرداندن فدک به بني‌الحسن نمود.

طبيعي است در چنين شرايط و با برداشته شدن همه موانع، شيعيان خاندان عصمت و به ويژه سادات بني‌الحسن در تعمير و توسعه مدفن ائمه بقيع و تبديل خانه عقيل به حرم به عنوان يک وظيفه ديني و نماد مذهبي اهتمام ورزند. همچنين انتساب عباسي‌ها به عباس عموي پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مهمترين انگيزه براي شيعيان آن دوره بود که به تعمير و توسعه بارگاه جد خود اقدام کنند. بر اساس مدارک تاريخي پيکر مطهر امام صادق (عليه‌السلام) در سال 148 هـ.ق و پس از دوران خلافت سفاح و منصور در سال‌هاي 136 تا 157هـ . ق در داخل حرم و پس از تبديل شدن خانه عقيل به مسجد و زيارتگاه عمومي در کنار قبور ائمه سه‌گانه دفن شده است.

متأسفانه در مورد تغيير و تحولي که پس از اين تاريخ تا قرن پنجم در اين حرم شريف به وجود آمده است، اطلاع دقيق و مستند تاريخي در دست نيست ولي با توجه به بحث‌هاي گذشته به يقين اين حرم در طول اين سه قرن نيز مورد توجه عباسيان و شيعيان بوده و در هر فرصت ممکن به تعمير و تجديد بناي آن اهتمام ورزيده‌اند.

اما مرحله بعدي تجديد بناي حرم از قرن پنجم آغاز شده که خوشبختانه اسناد و مدارک تاريخي زيادي در اين زمينه وجود دارد. طبق مدارک مسلم تاريخي، گنبد و بارگاه حرم ائمه بقيع که از نظر استحکام و ارتفاع، ظرافت و زيبايي بر همه قبه‌هاي موجود در بقيع تفوق داشته و به مدت هشتصد سال سر بر آسمان مي‌سوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب مي‌کرد، به دستور «مجد‌الملک ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسي البراوستاني القمي»، وزير برکيارق از سلاطين سلجوقي در بين سال‌هاي 486 الي 498 هـ . ق ساخته شده است.

در اين زمينه مورخ معروف ابن اثير در حوادث سال 495 هـ . ق مي‌گويد: «در اين سال امير مدينه منظور بن عماره حسيني دنيا را وداع گفت و او معماري را که از اهالي قم بود و از سوي مجد‌الملک بلاساني براي ساختن قبه حسن بن علي و عباس عموي پيامبر در مدينه به سر مي‌برد، به قتل رسانيد.» همچنين مرحوم عبدالجليل قزويني زنده (در سال 556) در کتاب النقض مي‌گويد: «قبه حسن بن علي که عباس بن عبدالمطلب پدر خلفا آنجا مدفون است مجدالملک فرموده است.»

شايد بهترين راه براي به دست آوردن کيفيت اين بناي شريف و مشخصات آن مراجعه به ثبت مشاهدات و خاطرات مورخان و جهانگردان باشد. مشخصات «قبه‌اي بزرگ و سر به فلک کشيده و بسيار مستحکم» مشترک در بين مشاهدات مورخان مي‌باشد؛ جهانگرداني همچون ابن جبير و ابن نجار در قرن هفتم خالد بن عيسي البلوي المغربي و ابن بطوطه (جهانگرد معروف) در قرن هشتم.

بقيع

  اين گنبد و بارگاه تا چه زماني پا بر جا بود و آيا سلاطين ديگري در تعمير يا توسعه آن نقشي داشته‌اند؟

در چند مرحله تعميراتي در اين بارگاه صورت گرفته است. اولين تعمير در حرم ائمه بقيع در سال 519 هـ . ق و پس از گذشت بيست و چهار سال از ايجاد ساختمان آن مي‌باشد که به دستور مسترشد بالله، خليفه عباسي انجام گرفته است. سمهودي در کتاب خود مي‌گويد کتيبه‌اي در طاق سمت قبر عباس وجود دارد که تاريخ دقيق تعمير و سلطان وقت را نوشته است.

دومين تعمير در حرم بقيع بين سال‌هاي 623 و 640 هـ . ق به وسيله يکي ديگر از خلفاي عباسي به نام مستنصر بالله انجام گرفته است. اين موضوع را نيز سمهودي در کتاب خود و بر اساس کتيبه‌اي که در بالاي محراب حرم بقيع نصب شده است، ثابت مي‌کند. تعمير سوم حرم شريف متعلق به اوايل قرن سيزدهم هجري است که به دستور سلطان محمود عثماني انجام گرفته است. فرهاد ميرزا که در سال 1292 هـ . ق به حج مشرف شده است، مي‌نويسد: «تعمير بقعه مبارکه در بقيع از سلطان محمودخان در سنه يکهزار و دويست و سي و چهار هجري به دست محمدعلي پاشاي مصري و به امر سلطان واقع شده است.»

اما نکته جالب در اينجا ويژگي‌ها و خصوصيت‌هاي حرم شريف است که نظر بسياري از مورخان را به خود جلب کرده است و به اختصار به اين ويژگي‌ها اشاره مي‌کنم. اول آنکه حرم بقيع هشت ضلعي بوده است. براي نمونه ميرزا محمدحسين فراهاني که در سال 1302 هـ . ق اين حرم شريف را زيارت کرده است، مي‌گويد: «‌چهار نفر از ائمه اثني عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ است که در بقعه بزرگي که به صورت هشت ضلعي ساخته شده است واقع‌اند و اندرون و گنبد آن سفيدکاري است.»

دوم آنکه حرم بقيع داراي دو در بوده است. ابن نجار مدينه‌شناس معروف متوفاي 647 هـ . ق مي‌گويد: «بقيع داراي دو در بوده است که يکي از آنها هميشه و در تمام ساعات روز به روي زائرين باز بوده است.»

سوم بارگاه بقيع محرابي هم داشته است. سمهودي يکي از کتيبه‌ها را در بالاي محراب ذکر مي‌کند و چهارم آنکه حرم بقيع خادماني نيز داشته است. اين خدام شامل کفش‌دار و زيارتنامه‌خوان بود. امين‌الدوله در سفرنامه خود مي‌نويسد: «يکشنبه يازدهم محرم 1316 هـ . ق هواي بقيع و زيارت ائمه هدي کردم. آنجا جز حاج صادق يزدي و يک ضعيفه کفش‌دار و يک سقا کسي نبود. کليددار، متولي و زيارتنامه‌خوان هنوز نيامده بودند» همچنين در برخي سفرنامه‌ها براي حرم تزئيناتي ذکر شده و اينکه اين حرم صحن نداشته است.

 

  به نظر مي‌رسد اين حرم با اين خصوصيات ضريحي هم بايد داشته باشد. در مورد ضريح اين حرم توضيحاتي بدهيد.

آنچه از تاريخ به دست مي‌آيد اين است که قبور ائمه بقيع و جناب عباس از قديم‌الايام و بلکه پيش‌تر از قرن هفتم تا زمان تخريب داراي ضريح‌هاي متعددي ‌بوده‌‌اند که به مناسبت نزديکي و اتصال قبور ائمه (عليه‌السلام) همه آنها در داخل يک ضريح و قبر عباس عمومي پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به علت فاصله آن با اين قبور داراي ضريح مستقل بوده است. همه مورخان از ظرافت و زيبايي اين ضريح‌ها تعريف و تمجيد کرده‌اند.

در تاريخ براي اولين بار که از صندوق قبور ائمه بقيع سخن به ميان آمده به وسيله جهانگرد معروف ابن جبير (متوفاي 614 هـ . ق) مي‌باشد. او مي‌گويد: «‌قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب مي‌باشد که بديع‌ترين و زيباترين نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشي برجسته از جنس مس بر روي آن ترسيم و ميخ‌کوبي‌هايي به جالب‌ترين شکل در آن تعبيه شده که نماي آن را هرچه زيباتر و جالب‌تر نموده است» و عده‌اي مورخ ديگر که شبيه به اين تعابير را به کار برده‌اند. از آنجايي که اين ضريح از نظر ظاهري شبيه ضريح حرم کاظمين (عليه‌السلام) و عبدالعظيم حسني (عليه‌السلام) است و اين ضريح‌ها به دستور مجدالملک ساخته شده است، مي‌توان گفت اولين ضريح بقيع نيز به دستور مجدالملک ساخته شده است.

همچنين دو ضريح ديگر نيز براي بقيع ساخته و نصب شده است که سومين آنها تا زمان تخريب اين حرم پا برجا بوده است. مرحوم سيد محسن مي‌گويد: «‌در اصفهان ضريح ديگري از فولاد به صورتي ظريف و زيبا ساخته شد که در قسمت بالاي آن اسمأ حسني با آب طلا و خط زيبا ترسيم شده بود که با سختي فراواني به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدينه سه سال متوقف و با پرداخت مبالغ کلاني به مخالفان، در حرم نصب گرديد.»

بعد از آشنايي با تاريخ ساخت و نوع بناي حرم ائمه بقيع، مهم‌ترين موضوع ويراني اين مکان شريف است. چه دليلي باعث شد که اين بارگاه شريف با آن قداست والاي خود مورد هجوم و تخريب قرار گيرد و اين تخريب توسط چه کساني و با چه انگيزه‌اي بود؟

يکي از آفات بزرگ و خطرناک‌ تمام مذاهب و آيين‌ها کج‌فهمي و تندرويها و برداشتهاي غلط و انحرافي و به اصطلاح قرائتهاي خودساخته از دين است که در مقاطع مختلف از ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعيف و تفرقه در آن مذهب گرديده است.

از مصاديق و نمونه‌هاي بارز چنين انحراف فکري و برداشت‌هاي ناروا، گروه خوارج هستند که در حال حيات رسول خدا و در ميان جامعه آن روز به وجود آمدند و در زمان اميرمؤمنان (عليه‌السلام) گسترش يافته و سرانجام آن بزرگوار به دست يکي از عوامل همين گروه به شهادت رسيد. يکي از اوصاف خوارج که در احاديث بدانها تأکيد شده، کثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است، به حدي که عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و کم مي‌نمايد. ويژگي بعدي فاصله گرفتن آنها از اسلام و دور شدنشان از روح قرآن است که در اثر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. يکي ديگر از اوصاف خوارج تکفير مسلمانان بود تا جايي که هر مسلمان متعهدي را که با عقيده و تفکر انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام مي‌دانستند.

پس از چندين قرن از ظهور خوارج يعني در آستانه قرن هشتم نمونه‌اي ديگر از اين انحرافات ظاهر گرديد. احمد بن تيميه در شام مطالبي را در مسايل مختلف اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشوايان به شکل سخنراني و مکتوب منتشر کرد. علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمدند و به نقد عقايد او پرداختند و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند.

ابن تيميه پس از چند بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ . ق در زندان دمشق از دنيا رفت. وضع به همين منوال بود تا اينکه در قرن يازدهم، در نجد حجاز فردي به نام محمد بن عبدالوهاب پا به عرصه حيات گذاشت و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج و تبليغ عقايد ابن تيميه پرداخت. اما دلايل مختلفي باعث شد که ابن وهاب در فعاليت‌هاي خود موفق شود. از جمله آنکه وي در شهر نجد به اظهار و نشر عقايد خود پرداخت که مردم آن را افراد دور از تمدن و معارف تشکيل مي‌دادند اما ابن تيميه در مرکز معارف ديني قرار داشت. همچنين با متهم کردن ساير مسلمانان به کفر، مردم نجد به غارت و کسب ثروت تشويق شدند.

بقيع

فتاواي فقهي وهابيان که موضوع اصلي بحث ما است، چندين مورد است. مهم‌ترين آنها حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرک و توسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرک جستن به ساحت پيامبران و ائمه اطهار شرک و کفر و بت‌پرستي محسوب مي‌شود و موجب حلال شدن مال و جان چنين افراد است.

مرحوم آيت الله امين عاملي در کتاب خود پيرامون عقايد وهابيان مي‌نويسد:‌ «اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است که مسلمين پس از ايمان به کفر برگشته‌اند و پس از توحيد به شرک گراييده‌اند. زيرا آنان در دين بدعت گذاشته‌اند و به جهت زيارت و تبرک جستن به انبيأ و صالحين به کفر و شرک روي آورده‌اند، لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان) حلال است» بر اين اساس بود که آنها به هر جا و به هر شهر و دياري دست مي‌يافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبرکه مي‌پرداختند. کشتار وهابيان در عتبات عاليات صفحه‌اي سياه در تاريخ اسلام است.

در سال 1216 هـ . ق امير سعود با لشگري بسيار به شهر کربلا حمله‌ور شدند. تعداد بيست هزار نفر از اهالي کربلا و زوار کشته شدند و خزانه حرم و تمام تزئينات و جواهرات حرم به تاراج رفت. همچنين آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماکن‌ مقدسه را ويران کردند. در ماه رمضان 1344 هـ . ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين (عليه‌السلام) در بقيع را به کلي منهدم کردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه‌ سنگ‌هايي که در اطراف قبور نصب کردند اثر و علامتي باقي نماند.

به کارگراني که اين عمل ننگين را انجام دادند، مبلغ هزار ريال مجيدي دستمزد پرداخت گرديد. تنها حرم مطهر پيامبر اسلام‌ (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) آن هم در اثر ترس از قيام مسلمانان جهان از تعرض و تخريب مصون ماند که اگر اين ترس نبود حرم پيامبر اسلام (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) پيش از ساير بقاع مورد تعرض قرار مي‌گرفت. بعضي از نويسندگان وهابي اين مصونيت را بدين گونه توجيه مي‌کنند «که ما اين گنبد را به عنوان يکي از گنبدهاي مسجد مي‌شناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا ...» و اينک با گماردن مأموران تند و خشن و گاهي چوب به دست از نزديک شدن زائران به اين حرم جلوگيري مي‌کنند.

يکي از جهانگردان غربي به نام مستر ريتر که به فاصله کوتاه از ويراني اين حرم، بقيع را ديده، ويراني آنجا را چنين ترسيم مي‌کند: «‌چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه‌اي مبدل ساخته است. زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نمي‌توان ديد. ولي اين ويراني‌ها و خرابي‌ها نه در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسان‌ها به وجود آمده بود و همه‌ آن گنبد و بارگاه‌هاي زيبا و سفيدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.»

چون خبر هولناک ويراني بقاع و هتک حرمت نسبت به حرم شريف ائمه بقيع در کشورهاي اسلامي انتشار يافت مسلمانان آن را مصيبتي عظيم و حادثه‌اي بس بزرگ نسبت به جهان اسلام تلقي نمودند. تلگراف‌هاي اعتراض از سوي علما و مراجع و شخصيت‌هاي سياسي از عراق و ايران و هند و ساير کشورها به سوي حاکمان حجاز سرازير گرديد. مجالس درس در حوزه‌هاي علميه و نماز‌هاي جماعت در مساجد تعطيل شد. مراسم عزداري به عنوان اعتراض و سوگواري تشکيل گرديد ولي چه سود که اين حادثه بزرگ و تأسف‌بار به وقوع پيوست و اين آثار و ابنيه مذهبي و تاريخي که قداست بعضي از آنها به بيش از ده قرن مي‌رسد، به دست گروهي متعصب و متحجر و بي‌اطلاع به عنوان ايفاي يک وظيفه واجب مذهبي با خاک يکسان شد.

البته پس از آن وهابيان دست به مبارزه فرهنگي زدند تا وجود چنين مکاني را از منابع تاريخ حذف کنند. يکي از ابعاد آن را مي‌توان در تأليفات جديد و متنوعي يافت که در تاريخ حرمين شريفين و مدينه‌شناسي منتشر شده است. در اين کتاب‌ها گزارشي از اين ابنيه تاريخ ثبت نشده است. به طوري که گويي اصلاً چنين آثاري وجود نداشته است.

يکي از اين تأليفات که در سال 1412هـ . ق منتشر شده کتابي است به نام «تاريخ المعالم المدينه المنوره قديماً و حديثاً» به قلم سيد احمد ياسين. مؤلف در اين کتاب چهارصد صفحه‌اي تا آنجا که توانسته است آثار قديمي و تازه‌هاي مدينه را از مساجد و قلعه‌ها و چاه‌ها با عکس و شرح و تفصيل معرفي نموده ولي از بقيع، حساس‌ترين اثر تاريخي مدينه فقط در هفت سطر و به عنوان گورستان عمومي مردم مدينه ياد نموده است.


شيعه نيوز

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

هشدار امام خميني به مسلمانان درباره‌ي اهل بيت

هشدار امام خميني به مسلمانان درباره‌ي اهل بيت

امام خميني

بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم

قالَ رسولُالله ـ صلَّي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثّقلَينِ كتابَ اللهِ و عترتي‌ اهلَ بيتي‌؛ فإِنَّهُما لَنْ يفْتَرِقا حَتّي‌ يرِدَا عَلَي الْحَوضَ.

الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علي‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذي‌ تجلّي‌ فيه‌ الاَحديه بِجميعِ أسمائكَ حتّي‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذي‌ لايعْلَمُهُ غَيرُك‌؛ و اللَّعنُ علي‌ ظالِميهم‌ اصلِ الشَجَره الخَبيثه.

و بعد، اينجانب‌ مناسب‌ مي‌دانم‌ كه‌ شمه‌اي‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلين‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حيث‌ مقامات‌ غيبي‌ و معنوي‌ و عرفاني‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ مني‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌اي‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دايره‌ي وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلي‌ و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو نايد، سنگين‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگويم‌ ممتنع‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقايق‌ مقام‌ والاي‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبير» كه‌ از هر چيز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر اين‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتيان‌ بازيگر كه‌ شمارش‌ آن‌ براي‌ مثل‌ مني‌ ميسر نيست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ ديدم‌ اشاره‌اي‌ گذرا و بسيار كوتاه‌ از آنچه‌ بر اين‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمايم‌.

شايد جمله‌ي لَنْ يفْتَرِقا حتّي‌ يرِدا عَلَي الْحَوض‌ اشاره‌ باشد بر اينكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر يكي‌ از اين‌ دو گذشته‌ است‌ بر ديگري‌ گذشته‌ است‌ و مهجوريت‌ هر يك‌ مهجوريت‌ ديگري‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ اين‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آيا اين‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌ و اضمحلال‌ قطرات‌ در دريا است‌، يا چيز ديگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهي‌ ندارد. و بايد گفت‌ آن‌ ستمي‌ كه‌ از طاغوتيان‌ بر اين‌ دو وديعه‌ي رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

اخيراً قدرتهاي‌ شيطاني‌ بزرگ‌ به‌ وسيله‌ي حكومتهاي‌ منحرفِ خارج‌ از تعليمات‌ اسلامي‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، براي‌ محو قرآن‌ و تثبيت‌ مقاصد شيطاني‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زيبا طبع‌ مي‌كنند و به‌ اطراف‌ مي‌فرستند و با اين‌ حيله‌ي شيطاني‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ مي‌كنند.

و ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حديث‌ «ثقلين‌» متواتر بين‌ جميع‌ مسلمين‌ است‌ و (در) كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌» تا كتب‌ ديگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پيغمبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌. و اين‌ حديث‌ شريف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جميع‌ بشر بويژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و بايد همه‌ي مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوي‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذري‌ براي‌ جاهلان‌ بيخبر باشد براي‌ علماي‌ مذاهب‌ نيست‌.

اكنون‌ ببينيم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، اين‌ وديعه‌ي الهي‌ و ماترك‌ پيامبر اسلام‌ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگيزي‌ كه‌ بايد براي‌ آن‌ خون‌ گريه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علي‌(عليه‌السلام) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتيان‌، قرآن‌ كريم‌ را وسيله‌اي‌ كردند براي‌ حكومتهاي‌ ضد قرآني‌؛ و مفسران‌ حقيقي‌ قرآن‌ و آشنايان‌ به‌ حقايق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پيامبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دريافت‌ كرده‌ بودند و نداي‌ اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثقلان‌ در گوششان‌ بود با بهانه‌هاي‌ مختلف‌ و توطئه‌هاي‌ از پيش‌ تهيه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقيقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ براي‌ بشريت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترين‌ دستور زندگاني‌ مادي‌ و معنوي‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهي‌ ـ كه‌ يكي‌ از آرمانهاي‌ اين‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشيدند و انحراف‌ از دين‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهي‌ را پايه‌گذاري‌ كردند، تا كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

و هرچه‌ اين‌ بنيان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجيها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كريم‌ را كه‌ براي‌ رشد جهانيان‌ و نقطه‌ي جمع‌ همه‌ي مسلمانان‌ بلكه‌ عائله‌ي بشري‌، از مقام‌ شامخ‌ احديت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدي‌(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) تنزل‌ كرد كه‌ بشريت‌ را به‌ آنچه‌ بايد برسند برساند و اين‌ وليده‌ي «علم‌ الاسما ء » را از شرّ شياطين‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اوليا ء الله، معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الاولين‌ و الا´خرين‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشريت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گويي‌ نقشي‌ براي‌ هدايت‌ ندارد و كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهاي‌ جائر و آخوندهاي‌ خبيثِ بدتر از طاغوتيان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ اقامه‌ي جور و فساد و توجيه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالي‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ اين‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشي‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ بايد وسيله‌ي جمع‌ مسلمانان‌ و بشريت‌ و كتاب‌ زندگي‌ آنان‌ باشد، وسيله‌ي تفرقه‌ و اختلاف‌ گرديد و يا بكلي‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ ديديم‌ اگر كسي‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامي‌ برمي‌آورد و از سياست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ مي‌گفت‌ گويي‌ بزرگترين‌ معصيت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمه‌ي «آخوند سياسي‌» موازن‌ با آخوند بي‌دين‌ شده‌ بود و اكنون‌ نيز هست‌.

و اخيراً قدرتهاي‌ شيطاني‌ بزرگ‌ به‌ وسيله‌ي حكومتهاي‌ منحرفِ خارج‌ از تعليمات‌ اسلامي‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، براي‌ محو قرآن‌ و تثبيت‌ مقاصد شيطاني‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زيبا طبع‌ مي‌كنند و به‌ اطراف‌ مي‌فرستند و با اين‌ حيله‌ي شيطاني‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ مي‌كنند. ما همه‌ ديديم‌ قرآني‌ را كه‌ محمدرضا خان‌ پهلوي‌ طبع‌ كرد و عده‌اي‌ را اغفال‌ كرد و بعض‌ آخوندهاي‌ بيخبر از مقاصد اسلامي‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و مي‌بينيم‌ كه‌ ملك‌ فهد هر سال‌ مقدار زيادي‌ از ثروتهاي‌ بي‌پايان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ كريم‌ و محالّ تبليغاتِ مذهبِ ضد قرآني‌ مي‌كند و وهابيت‌، اين‌ مذهب‌ سراپا بي‌اساس‌ و خرافاتي‌ را ترويج‌ مي‌كند؛ و مردم‌ و ملتهاي‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوي‌ ابرقدرتها مي‌دهد و از اسلام‌ عزيز و قرآن‌ كريم‌ براي‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداري‌ مي‌كند.

ما مفتخريم‌ و ملت‌ عزيز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد حقايق‌ قرآني‌، كه‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ بلكه‌ بشريت‌ دم‌ مي‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ نسخه‌ي نجات‌ دهنده‌ي بشر از جميع‌ قيودي‌ كه‌ بر پاي‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پيچيده‌ است‌ و او را به‌ سوي‌ فنا و نيستي‌ و بردگي‌ و بندگي‌ طاغوتيان‌ مي‌كشاند نجات‌ دهد.

شايد جمله‌ي لَنْ يفْتَرِقا حتّي‌ يرِدا عَلَي الْحَوض‌ اشاره‌ باشد بر اينكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر يكي‌ از اين‌ دو گذشته‌ است‌ بر ديگري‌ گذشته‌ است‌ و مهجوريت‌ هر يك‌ مهجوريت‌ ديگري‌ است‌،

تا آنگاه‌ كه‌ اين‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند.

و ما مفتخريم‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ هستيم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالي‌ بوده‌، و اميرالمؤمنين‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌، اين‌ بنده‌ي رها شده‌ از تمام‌ قيود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگيها است‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ كتاب‌ نهج‌البلاغه‌ كه‌ بعد از قرآن‌ بزرگترين‌ دستور زندگي‌ مادي‌ و معنوي‌ و بالاترين‌ كتاب‌ رهايي‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوي‌ و حكومتي‌ آن‌ بالاترين‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ ائمه‌ي معصومين‌، از علي‌ بن‌ ابيطالب‌ گرفته‌ تا منجي‌ بشر حضرت‌ مهدي‌ صاحب‌ زمان‌ ـ عليهم‌ آلاف‌ التحيات‌ والسلام‌ ـ كه‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمه‌ي ما هستند.

ما مفتخريم‌ كه‌ ادعيه‌ي حياتبخش‌ كه‌ او را «قرآن‌ صاعد» مي‌خوانند از ائمه‌ي معصومين‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانيه‌ي» امامان‌ و «دعاي‌ عرفات‌»

حسين‌ بن‌ علي‌ ـ عليهما السلام‌ ـ و «صحيفه‌ي سجاديه‌» اين‌ زبور آل‌ محمد و «صحيفه‌ي فاطميه‌» كه‌ كتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالي‌ به‌ زهراي‌ مرضيه‌ است‌ از ما است‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌» بالاترين‌ شخصيت‌ تاريخ‌ است‌ و كسي‌ جز خداي‌ تعالي‌ و رسول‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و ائمه‌ي معصومين‌ عليهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.

و ما مفتخريم‌ كه‌ مذهب‌ ما «جعفري‌» است‌ كه‌ فقه‌ ما كه‌ درياي‌ بي‌پايان‌ است‌، يكي‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخريم‌ به‌ همه‌ي ائمه‌ي معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پيروي‌ آنانيم‌.

ما مفتخريم‌ كه‌ ائمه‌ي معصومين‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ عليهم‌ ـ در راه‌ تعالي‌ دين‌ اسلام‌ و در راه‌ پياده‌ كردن‌ قرآن‌ كريم‌ كه‌ تشكيل‌ حكومت‌ عدل‌ يكي‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعيد به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازي‌ حكومتهاي‌ جائرانه‌ و طاغوتيان‌ زمان‌ خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم‌ كه‌ مي‌خواهيم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پياده‌ كنيم‌ و اقشار مختلفه‌ي ملت‌ ما در اين‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزيزان‌ خود را نثار راه‌ خدا مي‌كنند.

ما مفتخريم‌ كه‌ بانوان‌ و زنان‌ پير و جوان‌ و خرد و كلان‌ در صحنه‌هاي‌ فرهنگي‌ و اقتصادي‌ و نظامي‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ يا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالي‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ كريم‌ فعاليت‌ دارند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامي‌ كه‌ براي‌ دفاع‌ از اسلام‌ و كشور اسلامي‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شركت‌، و از محروميتهايي‌ كه‌ توطئه‌ي دشمنان‌ و ناآشنايي‌ دوستان‌ از احكام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلكه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحميل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قيد خرافاتي‌ كه‌ دشمنان‌ براي‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضي‌ آخوندهاي‌ بي‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمين‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندي‌ كه‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمي‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ مي‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مكرر ديديم‌ كه‌ زنان‌ بزرگواري‌ زينب‌گونه‌ ـ عليها سلام‌الله ـ فرياد مي‌زنند كه‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خداي‌ تعالي‌ و اسلام‌ عزيز از همه‌ چيز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ اين‌ امر؛ و مي‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعيم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچيز دنيا.

ما مفتخريم‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ هستيم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالي‌ بوده‌، و اميرالمؤمنين‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌، اين‌ بنده‌ي رها شده‌ از تمام‌ قيود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگيها است‌

و ملت‌ ما بلكه‌ ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اينكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خداي‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كريم‌ و اسلام‌ عزيزند، درندگاني‌ هستند كه‌ از هيچ‌ جنايت‌ و خيانتي‌ براي‌ مقاصد شوم‌ جنايتكارانه‌ي خود دست‌ نمي‌كشند و براي‌ رسيدن‌ به‌ رياست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمي‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امريكا اين‌ تروريست‌ بالذات‌ دولتي‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشيده‌ و هم‌ پيمان‌ او صهيونيست‌ جهاني‌ است‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مطامع‌ خود جناياتي‌ مرتكب‌ مي‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خيال‌ ابلهانه‌ي «اسرائيل‌ بزرگ‌»! آنان‌ را به‌ هر جنايتي‌ مي‌كشاند. و ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسين‌ اردني‌ اين‌ جنايت‌ پيشه‌ي دوره‌گرد، و حسن‌ و حسني‌ مبارك‌ هم‌ آخور با اسرائيل‌ جنايتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امريكا و اسرائيل‌ از هيچ‌ خيانتي‌ به‌ ملتهاي‌ خود رويگردان‌ نيستند. و ما مفتخريم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقي‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنايتكاري‌ و نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ و حقوق‌ بشر مي‌شناسند و همه‌ مي‌دانند كه‌ خيانتكاري او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شيخ‌نشينان‌ خليج‌، كمتر از خيانت‌ به‌ ملت‌ ايران‌ نباشد.

و ما و ملتهاي‌ مظلوم‌ دنيا مفتخريم‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و دستگاههاي‌ تبليغات‌ جهاني‌، ما و همه‌ي مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنايت‌ و خيانتي‌ كه‌ ابرقدرتهاي‌ جنايتكار دستور مي‌دهند متهم‌ مي‌كنند. كدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اينكه‌ امريكا با همه‌ي ادعاهايش‌ و همه‌ي ساز و برگهاي‌ جنگي‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهاي‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهاي‌ بي‌پايانِ ملتهاي‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌، در مقابل‌ ملت‌ غيور ايران‌ و كشور حضرت‌ بقيه‌يالله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ كه‌ نمي‌داند به‌ كه‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر كس‌ مي‌كند جواب‌ رد مي‌شنود! و اين‌ نيست‌ جز به‌ مددهاي‌ غيبي‌ حضرت‌ باري‌ تعالي‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ كه‌ ملتها را بويژه‌ ملت‌ ايران‌ اسلامي‌ را بيدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهي‌ به‌ نور اسلام‌ هدايت‌ نموده‌.

من‌ اكنون‌ به‌ ملتهاي‌ شريف‌ ستمديده‌ و به‌ ملت‌ عزيز ايران‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اين‌ راه‌ مستقيم‌ الهي‌ كه‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ كافر وابسته‌ است‌، بلكه‌ به‌ صراطي‌ كه‌ خداوند به‌ آنها نصيب‌ فرموده‌ است‌ محكم‌ و استوار و متعهد و پايدارْ پايبند بوده‌، و لحظه‌[اي‌]از شكر اين‌ نعمت‌ غفلت‌ نكرده‌ و دستهاي‌ ناپاك‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجي‌ و چه‌ عمال‌ داخلي‌ بدتر از خارجي‌، تزلزلي‌ در نيت‌ پاك‌ و اراده‌ي آهنين‌ آنان‌ رخنه‌ نكند؛ و بدانند كه‌ هرچه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ عالم‌ و قدرتهاي‌ شيطاني‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ مي‌زنند دليل‌ بر قدرت‌ الهي‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزاي‌ آنان‌ را هم‌ در اين‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ ديگر خواهد داد. «إنَّه‌ ولي النِّعَم‌ و بِيدِه‌ ملكوتُ كلِّ شي‌ ء ٍ».

و با كمال‌ جِد و عجز از ملتهاي‌ مسلمان‌ مي‌خواهم‌ كه‌ از ائمه‌ي اطهار و فرهنگ‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌، نظامي‌ اين‌ بزرگ‌ راهنمايان‌ عالم‌ بشريت‌ به‌ طور شايسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشاني‌ و نثار عزيزان‌ پيروي‌ كنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتي‌ كه‌ بيانگر مكتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احكام‌ اوليه‌ و چه‌ ثانويه‌ كه‌ هر دو مكتب‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌، ذره‌اي‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمي‌ انحرافي‌، مقدمه‌ي سقوط‌ مذهب‌ و احكام‌ اسلامي‌ و حكومت‌ عدل‌ الهي‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ كه‌ بيانگر سياسي‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نكنند، كه‌ اين‌ نماز جمعه‌ از بزرگترين‌ عنايات‌ حق‌ تعالي‌ بر جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداري‌ ائمه‌ي اطهار و بويژه‌ سيد مظلومان‌ و سرور شهيدان‌، حضرت‌ ابي‌عبدالله الحسين‌ ـ صلوات‌ وافر الهي‌ و انبيا و ملائكه‌يالله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسي‌ او باد ـ هيچ‌گاه‌ غفلت‌ نكنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ عليهم‌السلام‌ ـ براي‌ بزرگداشت‌ اين‌ حماسه‌ي تاريخي‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرين‌ بر ستمگران‌ آل‌ بيت‌ است‌، تمام‌ فرياد قهرمانانه‌ي ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پيشه‌ در طول‌ تاريخ‌ الي‌ الابد. و مي‌دانيد كه‌ لعن‌ و نفرين‌ و فرياد از بيداد بني‌اميه‌ لعنه‌يالله عليهم‌ـ با آنكه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فرياد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ اين‌ فرياد ستم‌شكن‌ است‌.

و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثيه‌ و اشعار ثناي‌ از ائمه‌ي حق‌ ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور كوبنده‌ فجايع‌ و ستمگريهاي‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر يادآوري‌ شود؛ و در اين‌ عصر كه‌ عصر مظلوميت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امريكا و شوروي‌ و ساير وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، اين‌ خائنين‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهي‌ ـ لعنه‌يالله و ملائكته‌ و رسله‌ عليهم‌ ـ است‌ به‌ طور كوبنده‌ يادآوري‌ و لعن‌ و نفرين‌ شود. و همه‌ بايد بدانيم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ است‌ اين‌ مراسم‌ سياسي‌ است‌ كه‌ حافظ‌ ملّيت‌ مسلمين‌، بويژه‌ شيعيان‌ ائمه‌ي اثني‌ عشر

ـ عليهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ [ است‌ ].

و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذكر دهم‌ آن‌ است‌ كه‌ وصيت‌ سياسي‌ ـ الهي‌ اينجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ ندارد، بلكه‌ توصيه‌ به‌ جميع‌ ملل‌ اسلامي‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ مي‌باشد.

از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ كه‌ لحظه‌اي‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نكند و از عنايات‌ غيبي‌ خود به‌ اين‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزيز لحظه‌[اي‌] دريغ‌ نفرمايد.

روح‌ الله الموسوي‌ الخميني‌


وصيت‌نامه سياسي‌ ـ الهي امام خميني

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

چگونگي پيدايش وهابيت و دليل خطرناك بودن آن

چگونگي پيدايش وهابيت و دليل خطرناك بودن آن

وهابي

براي شناخت وهابيت و آگاهي از خطرات آنها نسبت به دين اسلام، بايد اين مسلك انحرافي را از زواياي مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

پيدايش وهابيت‏

مسلك وهابيت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدي است و علّت اين كه آن را به خود شيخ محمد نسبت نداده‏اند، به اين جهت است كه مبادا پيروان اين مذهب، نوعي شركت در نام پيامبر را پيدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عيينه» چشم به جهان گشود. او از كودكي به كتاب‏هاي تفسير، حديث و عقايد، علاقه داشت و از همان دوران جواني، اعمال مذهبي مردم «به خدا» را زشت مي‏شمرد. وي به مدينه رفت و در آن جا توسل مردم به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقايد خود را كه قبلاً از سوي ابن تيميه و شاگردش ابن قيم پي‏ريزي شده بود، اظهار نمود و به تبليغ و ترويج و رسميت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهاي وهابيان

وهابيان معتقدند كه هيچ انساني، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر اين كه اموري را ترك كند. اين امور عبارتند از:

1. به وسيله هيچ يك از رسولان و اوليا، به خداوند توسل نجويد و در صورت توسل، در راه شرك گام نهاده، مشرك مي‏باشد.

2. زائران به قصد زيارت، به آرامگاه رسول خدا نزديك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روي قبر نسازند.

3. از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله طلب شفاعت نكنند.

4. زيارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براي آنان، شرك است.

5. وهابيان بر اين باورند كه مسلمانان، در طي روزگار، از آيين اسلام منحرف شده‏اند.

6. هر گونه مراسم تشييع جنازه و سوگواري حرام است.

اين منطق خشك و بي‏پايه، در تقابل با منطق وحي قرار دارد؛ زيرا قرآن در موارد ياد شده، نظراتي صريح و مخالف وهابيان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القُربي».1

يكي از مصاديق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بيت و ذي القري، قبرهاي آنان و تعمير آنهاست و اين راه و رسم، در ميان ملت‏هاي مختلف جهان وجود دارد و يك نوع سنّت عرفي به حساب مي‏آيد.

2. «... فقالوا ابنوا عليهم بنيانا... قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذّن عليهم مسجدا».2

هنگامي كه واقعه اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند كه آيه متذكر آن مي‏شود و انتقاد يا لحن اعتراضي نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به اين آيه، هرگز نمي‏توان تعمير قبور اولياي الهي و صالحان را عملي حرام و يا حتي مكروه قلمداد كرد؛ بلكه اين آيه، به نوعي تشويق مي‏كند كه براي بزرگداشت اوليا و صالحان و حفظ قبرهاي آنان، بايد كوشا بود.

3. «و استغفر لذنبك و للمؤمنين».3

4. «وصلّ عليهم ان صلاتك سكن لهم».4

آيات فوق نيز بيان‏گر اين است كه طلب آمرزش پيامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفيد مي‏باشد و موضوع شفاعت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله و دعاي آن حضرت، نه تنها در آيات صريح، بلكه در احاديث عامه و خاصه و سيره صحابه نيز مشهود است.

انديشه‏هاي سياسي و اجتماعي وهابيان‏

وهابيان قائل به جنگ با ديگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامي هستند و مدعي‏اند كه يا بايد به آيين وهابيت درآيند و يا جزيه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك مي‏كنند و اموال، نفوس و ناموس ديگران را حلال مي‏دانند و آيات مربوط به شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق مي‏كنند كه اين، بزرگ‏ترين ضربه به پيكر جامعه اسلامي و مسلمانان است.5

با اين تفكر بسته و خشك وهابيت بود كه وقتي سعودي‏ها (در سال 1344 ق.) بر مكه و مدينه و اطراف آن تسلّط يافتند، مشاهده متبرك بقيع و آثار خاندان رسالت و صحابه پيامبر را شكستند و از بين بردند.6

براي عملكرد و كارهايي كه وهابيان در حوزه اجتماع و سياست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعي، بايد به كتاب‏هاي تاريخي مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سياست، حكومت و مردم‏داري، نمونه‏اي از انديشه‏هاي وهابيان است.

بنابراين، وهابيت هم در نحوه پيدايش و انعقاد تفكّر، مغبوض عالمان فرقه‏هاي مختلف مسلمين بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل ديني مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولين كتابي كه در رد وهابيت نگاشته شده، كتاب «الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابيه» بود كه به وسيله برادر محمد بن الوهاب (سليمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سياست نيز آنان جاده صاف كن دشمنان دين و اسلام بوده‏اند. اين آيين و مسلك، ساخته و پرداخته انگليسي‏ها است و همين ننگ براي اين مسلك و پيروان آن كافي است.

 

گسترش وهابيت‏

در ارتباط با گسترش اين فرقه، مي‏توان به اين عوامل اشاره كرد:

1. تشديد فعاليت‏هاي تبليغاتي و فرهنگي وهابيان در داخل ايران و حوزه‏هاي مسلمان نشين خارجي (نظير حوزه قفقاز، بالكان و ساير كشورهاي مجاور ايران) كه آمادگي تأثيرپذيري از انقلاب اسلامي ايران را دارند، مشاهده مي‏شود. وهابيت به عنوان جرياني انحرافي در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظيفه جلوگيري از تداوم و گسترش اسلام اصيل را بر عهده داشته، ازاين‏رو، تخريب و ايجاد تزلزل در مباني فكري و اعتقادي شيعيان، به عنوان محور اصلي اين جريان را دنبال مي‏كند. از اين رو در سال‏هاي اخير در جهت همسويي با تهاجم فرهنگي و نظامي آمريكا عليه كشورهاي اسلامي و به خصوص ايران، فعاليت‏هاي تبليغي خود را در ايران توسعه بخشيده است.

2. وهابيت به دليل افكار اعتقادي خاصي كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد، در تعارض كامل با مذهب شيعه است؛ هر چند كه اكثريت فرقه‏هاي اهل سنت با تفكرات اين گروه مخالفند از اين رو، گروه ياد شده همواره در تلاش است تا با تبليغات سازمان يافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنراني و مانند آن)، با شيعه مقابله كند.

3. خطر بزرگ‏تر اين گروه، روش‏هاي دور از منطق اسلامي است كه در مسائل سياسي و حكومتي در پيش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبري ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏اي از اين فعاليت‏هاست. كه سبب بهانه جويي غربي‏ها شد تا مسلمانان را به تروريسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم كنند؛ تا جايي كه دست قدرت‏هاي استعماري غرب - به خصوص آمريكا - را در منطقه باز گذاشته، زمينه دخالت‏هاي نظامي و سياسي آنان در كشورهاي اسلامي را فراهم ساخته است كه افغانستان و عراق دو نمونه بارز اين دخالت‏ها به شمار مي‏آيند.

 

براي آگاهي بيشتر به كتابهاي زير مراجعه كنيد:

1. آيين وهابيت، جعفر سبحاني.

2. وهابيت، مباني فكري و كارنامه عملي، جعفر سبحاني.

3. تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430.

4. وهابيان، علي اصغر فقيهي.

5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگليسي در كشورهاي اسلامي، ترجمه استاد علي كاظمي).

6. وهابيت از ديدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصي خراساني.

7. تاريخ عقايد وهابي، قزويني.


1. شوري، آيه 23.

2. كهف، آيه 21.

3. محمد، آيه 19.

4. توبه، آيه 103.

5. مبلغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب، ج 3، ص 1432.

6. آقا بزرگ تهراني، الذريعه، ج 8، ص 261

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

معرفی و دانلود كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع

معرفی و دانلود كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع

كتاب

کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع كتابی است جامع در شناخت فرقه‌ی وهابیت كه از پیدایش  آن آغاز و به بیان اعتقادات و تاریخ آنان پرداخته است.

این كتاب ارزشمند در بخشی از خود دیدگاه عالمان و مراجع شیعه را درباره این گروه جای داده و در فصلی دیگر برخی از فعالیتها و جنبشهای آنان در جهان اسلام به بیان نشسته است.

حتما این كتاب خواندی را ببینید. حتی اگر شده فقط فهرست آن باشد!

 

نمایش كتاب

دانلود كتاب (PDF) 

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

بقيع؛ بغض شيعه در گلوي تاريخ

بقيع؛ بغض شيعه در گلوي تاريخ

بقيع

بقيع، نام سرزميني است در مدينه كه به دستور رسول خدا (صلي‌الله عليه وآله وسلم) به قبرستاني براي مسلمانان تبديل‌شد و نخستين كسي كه در آن‌جا به توصيه‌ي رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) دفن‌شد، «عثمان بن مظعون»، از دوستان نزديك پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه‌السلام) بود؛ كسي كه حضرت علي(عليه‌السلام) در سخنان خود او را بسيار ياد‌مي‌كرد و از روي علاقه‌اش به وي، نام يكي از فرزندانش را عثمان نهاد.

بقيع، قبرستاني است مورد احترام همه‌‌ي فرقه‌هاي اسلامي و اكنون در چند قدمي حرم پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) قراردارد؛ رسول خدا برخي از شهداي احد و نيز فرزندش «ابراهيم» را در آنجا دفن‌كرد و به اين ترتيب بر قداست آن افزود. بعدها عثمان بن‌عفان در قبرستان يهودي‌هاي مدينه به اسم «حس كوكب» دفن‌شد، اما معاويه بقيع را به‌قدري گسترده‌ساخت كه قبر عثمان در بقيع قرار‌گيرد.

بقيع هم‌اينك مدفن 4 امام شيعه، امام حسن مجتبي(عليه‌السلام)، امام سجاد(عليه‌السلام)، امام باقر(عليه‌السلام) و امام صادق(عليه‌السلام) است؛ همچنين قبر بيشتر زنان پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و نيز عباس عموي پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و فاطمه بنت اسد، مادر امام علي(عليه‌السلام) و برخي ديگر از بزرگان در اين مكان شريف قراردارد.

 

دست ناپيداي وهابيت - نگاهي به پيشينه تاريخي اين فرقه

پيشواي نهضت وهابيت، «محمد بن‌عبدالوهاب نجدي» (1115-1201/1703-1782) نام‌دارد و بايد گفت نام وهابيت را مخالفان به آن‌ها داده‌اند، در حالي‌كه پيروان اين فرقه، خود را «الموحدون» و مذهب خود را «محمدية» ناميده‌اند، اين گروه خود را فرقه‌اي سني و پيرو مذهب «احمد بن‌حنبل» مي‌دانند.

 

عقايد:

1- هر چيزي كه بجز خداي تعالي مورد عبادت قرارگيرد، خطاست و هركس اين چيزها را عبادت‌كند، سزاوار مرگ است.

2- جماعت زيادي از مسلمانان موحد نيستند، زيرا مي‌كوشند تا عنايت خدا را با زيارت قبور اوليا به‌دست آورند، بنابراين مشركند.

3- ذكر نام پيامبر، ولي، يا فرشته‌اي در نماز شرك است.

4- اگر غير از خدا از كسي شفاعت جويند، كفر است.

5- هركسي براي رواشدن حاجات خود از غير خدا ياري بخواهد، كافر است.

6- علمي كه مبتني بر قرآن مجيد، سنت پيامبر و استنباط‌هاي ضروري عقل نباشد، كفر است.

7- انكار قدر(قدرت‌داشتن انسان بر انجام كارها) در همه‌ي افعال به‌معني الحاد و بدعت است.

8- تفسير قرآن بر پايه‌ي تأويل، كفر است.

وهابيان، ساختن گنبد و ضريح و بقعه و ... بر روي قبور را حرام و تخريب آن را واجب‌مي‌دانند كه در اين مسأله پيرو پيشواي خود، «ابن تيميه» و شاگرد او «ابن‌جوزيه» هستند؛ از اين‌رو آنان طي چند قرن اخير، تا آنجايي كه ‌توانسته‌اند مشاهد و زيارتگاه‌ها را ويران‌كردند و حتي قبور ائمه‌ي بقيع و قبر امام حسين(عليه‌السلام) را نيز استثنا‌نكرده‌ند.

آنان ساختن آرامگاه بر روي قبور را نوعي شرك و كفر مي‌پندارند، هرچند كه وهابيان براي اثبات اين باور خود راهي جز استفاده از تهديد و خشونت ندارند، اما بايد دانست آن‌ها همواره براي تخريب مراقد ائمه‌ي اطهار از عراق و شام تا جنوب درياي سرخ و غرب و شرق جهان اسلام تلاش‌كرده‌اند.

كينه‌ي وهابيت براي تمامي مسلمانان به‌ويژه شيعيان نامي آشناست؛ چراكه وهابيان سعودي همواره براي انهدام وتخريب قبور ائمه و اهل‌بيت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) تلاش‌كرده‌اند و در اين ميان آثار ديني بي‌شمار شهرهاي مكه و مدينه، اماكن زيارتي اين شهرها بيش از ديگر اماكن در معرض اعمال نابخردانه‌ي سردمداران وهابي قرار‌گرفته‌است و آنان در واقع با تخريب بقيع، احساسات مسلمانان را جريحه‌دار و براي جداكردن مسلمانان از ميراث درخشان اسلامي خود تلاش‌كرده‌اند.

مي‌توان گفت تخريب بقيع و قبور مطهر ذريه‌ي رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)، اهل‌بيت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و بهترين صحابه و خاندان ايشان از جنايت‌هاي نابخشودني سعودي‌هاي وهابي در طول تاريخ است كه تاكنون دوبار قلب شيعيان و عاشقان ائمه‌ي اطهار را جريحه‌دار و احساسات آنان را برانگيخته‌است.

 

نخستين تخريب قبور ائمه بقيع

نخستين تخريب قبور مطهر ائمه‌ي بقيع به دست وهابيان سعودي در سال 1220 هجري يعني زمان سقوط دولت اول سعودي‌‌ها توسط حكومت عثماني روي‌داد، پس از اين واقعه‌ي تاريخي - اسلامي با سرمايه‌گذاري مسلمانان شيعه و به‌كاربردن امكانات ويژه‌اي، مراقد تخريب‌شده به زيباترين شكل بازسازي‌شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقيع به يكي از زيباترين مراقد زيارتي و در واقع مكان زيارتي -سياحتي مسلمانان تبديل‌شد.

يكي از گردشگران انگليسي پس از بازسازي بقيع، ضمن توصيف اماكن زيارتي مدينه‌ي منوره در اين‌باره مي‌گويد: مدينه در سال 1387 تا 1388 و قبل از انهدام مجدد توسط وهابيان سعودي، شبيه استانبول و شهرهاي بسيار زيباي سياحتي جهان بازسازي‌شده‌بود.

 

دومين تخريب بقيع

دومين و درواقع دردناكترين حادثه‌ي تاريخي - اسلامي معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روي‌كار آمدن سومين حكومت وهابي عربستان مربوط‌مي‌شود؛ سالي كه وهابيان به فتواي سران خود مبني بر اهانت و تحقير مقدسات شيعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بيت ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را مورد دومين هجوم وحشيانه‌ي خود قراردادند و بقيع را به مقبره‌‌اي ويران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبديل‌كردند.

«ايلدون رتر»، يكي از گردشگران غربي در اين‌باره مي‌گويد: با دومين تخريب قبور ائمه‌ي بقيع در مدينه‌ي منوره مراقد مطهر ائمه(عليه‌السلام) به‌شدت ويران‌شد و وهابيون در اين تخريب، شكل ظاهري مقبره‌ها و گنبدهاي اين قبور را دگرگون‌كردند.

براساس منابع و شواهد تاريخي، وهابيان سعودي تنها به تخريب قبور بقيع اكتفا‌نكردند، بلكه بارها به تخريب مرقد بيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نيز اقدام‌كردند كه با واكنش گسترده‌ي مسلمان جهان مواجه‌شده و از اين توطئه‌ي ضد اسلامي دست‌برداشتند.

«لويس پورخارت»، يكي از گردشگران سوييسي كه پس از تشرف به اسلام خود را ابراهيم ناميده‌است، در اين‌باره مي‌گويد: با توجه به مقام ائمه و صحابه‌ي دفن‌شده در بقيع، اين قبرستان فضايي بسيار كوچك دارد و در مقايسه با اماكن زيارتي ديگر كشورهاي شرقي به‌ويژه عربستان، به صورت تلي از خاك و سنگ، نگاه هر بيننده‌اي را به خود جلب‌مي‌كند.

پورخات درباره‌ي كوه احد نيز مي‌گويد: در مسجد احداث‌شده در دل اين كوه، قبر حمزه، عموي پيامبر و ديگر شهداي احد همچون «مصعب‌بن ‌عمير»، «جعفربن شماس» و«عبدالله‌بن جحش» ديده‌مي‌شود كه وهابيان اين مسجد و قبور دوازده تن از شهداي احد و صحابه‌ي بيامبر را نيز تخريب‌كرده‌اند.

 

قبرستان بقيع قبل از تخريب

قبرستان بقيع قبل از تخريب شامل مقبره چهارتن از ائمه‌ي اطهار و قبر گمشده ي بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) است، هرچند كه در روايت آمده‌است كه اميرالمومنين حضرت علي(عليه‌السلام) پس از شهادت دخت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) پيكر پاك و مطهر ايشان را براي دفن به اماكن متعددي همچون بقيع، مسجد ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و خانه‌ي خود حمل‌كردند.

 

تلاش براي مرمت قبور بقيع

البته روايت است كه قبر بانوي دو عالم مخفي مانده‌است و مخفي‌ماندن قبر آن بزرگوار تا روز قيامت، بيانگر سند مظلوميت ايشان در طول تاريخ است و ان‌شأ‌الله با ظهور حجت خدا بر زمين مشخص‌خواهدشد.

بسياري از علما، فقها، شيعيان و حتي رهبران سياسي، همواره براي مرمت و بازسازي بقيع تلاش‌كرده‌اند كه در اين ميان «آيت الله حسن شيرازي(قدس سره)» بيش از ساير علما در اين راه گام‌برداشته‌است و ديدارها و گفت‌و‌گوهاي متعددي با مقامات عربستاني و ارائه‌ي سندها و مدارك مبني بر ساخت و بازسازي قبور ائمه‌ي بقيع از جمله‌ي اقدامات اين عالم بزرگ شيعي بوده‌است، اما همواره موانع هدايت‌شده از سوي وهابيان سعودي اين تلاش را عملي نكرده‌است.

آيت الله شيرازي در كتاب خود با نام «تلاش براي بازسازي بقيع» آورده‌است: در زيارت‌هاي متعدد خود از قبرستان بقيع و به‌جا‌‌آوردن مناسك حج در عربستان، ضمن ديدار با مقامات و علماي سعودي و فشار بر آنان براي ساخت قبور بقيع، تنها با وعده‌هاي آنان مواجه‌شده‌ و برخي گروه‌هاي عراقي با دادن پاداش و رشوه از عملي‌كردن اين وعده‌ها جلوگيري‌كردند.

«آيت‌الله سيد مرتضي قزويني» در مراسم نخستين سالگرد ارتحال آيت‌الله شيرازي در حسينيه‌ي رسول اعظم لندن با اشاره به تلاش‌هاي آن مرحوم گفت: «محمد سرور الصبان»، رييس انجمن جهان اسلام به بنده اعلام‌كرد، تغييرات جزيي در اطراف بقيع حاصل تلاش‌هاي آيت‌الله شيرازي و برادر بزرگوار ايشان بوده‌است.

در خاتمه با توجه به اقدامات ضداسلامي و روزافزون وهابيان سعودي برضد شيعيان، اين سوال مطرح‌است كه آيا وهابيان هرگز نسبت به مصالح عظيم جامعه‌ي مسلمانان انديشيده‌اند؟! آيا آن‌ها به فكر جلوگيري از نفوذ استعمارگران در كشورهاي اسلامي بوده‌اند؟! آيا آن‌ها در برابر نفوذ صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اسلامي واكنش نشان داده‌اند؟ آيا اين‌قدر كه از بوسيدن قبر پيامبر خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) عصباني مي‌شوند، از محاصره‌ي اقتصادي كشورهاي اسلامي، ناراحت‌مي‌شوند؟!!

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

نگاهي به فضيلت و پيشينه‌ي بقيع

نگاهي به فضيلت و پيشينه‌ي بقيع

بقيع

فضيلت بقيع

در فضيلت بقيع احاديث و روايات متعددي از پيامبراکرم  نقل گرديده است از جمله اينکه در حديثي فرمودند: ”از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند.”

و در حديث ديگر آمده است که رسول خدا  در بقيع حضوريافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب مي‌کردند: “درود بر شما، خداوند ما و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد.”

حرم ائمه بقيع در کتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت  معروف گرديده است و در اين حرم مطهر قبر چهار تن از ائمه هدي- امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام- در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها، قبر عباس عموي گرامي رسول خدا  قرار گرفته و در کنار آن نيز قبر ديگري است که متعلق به فاطمه بنت اسد مي‌باشد. قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه قبور شش گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اکرم و جمع کثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارند.

 

پيشينه قبرستان بقيع

بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم  و به وسيله مسلمانان صدراسلام به وجودآمده است. در بقيع اولين کسي که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرين عثمان بن مظعون مي‌باشد. سمهودي مي‌گويد: پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا  آن حضرت به صحابه فرمودند: ”ابراهيم رابه سلف ما عثمان لاحق کنيد و در کنار او به خاک بسپاريد.” او مي‌گويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه مند شدند پيکر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن کنند و هر يک از قبايل مدينه درختان و ريشه‌هاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.

از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند

تخريب بقيع

روز هشتم شوال سال 1344هجري قمري روزي سياه براي مسلمانان جهان به شمار مي‌رود. در اين روزها وهابيان دين ناشناس حرم امامان معصوم بقيع را با خاک يکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقيع خراب گرديد که به تپه‌اي از پاره سنگ و پاره آجر تبديل شد و از کينه وهابيان به گونه‌اي زير و رو گشت که به منطقه‌اي زلزله زده شباهت پيدا کرد.

لازم به ذکر است آفات بزرگ و خطرناک در ميان تمام مذاهب و آئين‌ها کج فهمي و تندروي‌ها وبرداشت‌هاي غلط وانحرافي است که به اصطلاح قرائت‌هاي خود ساخته از دين مي‌باشد که از زمان‌هاي مختلف در ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعيف و تفرقه در آن مذهب شده است. يکي از اين نمونه‌هاي بارز انحرافات فکري و برداشت‌هاي غلط گروه خوارج هستند. از جمله اوصاف آنها که در روايات به آنها اشاره شده، کثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است به طوري که عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و کم مي‌باشد. ويژگي بعدي آنها اين بود که به خاطر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. از ديگر ويژگي خوارج تکفير مسلمانان بود تا جايي که هر مسلمان متعهدي را که با عقيده و تفکرات انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام مي‌دانستند.

پس از گذشت چندين قرن از ظهور خوارج و در آستانه قرن هشتم بود که نمونه‌اي ديگر از اين انحرافات در جامعه اسلامي ظاهر شد و آن ظهور احمدبن تيميه بود که در شام مطالبي را در مسائل اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشينيان به شکل‌هاي سخنراني و مکتوب منتشر کرد. در اين هنگام بود که بسياري از علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمده و به نقد عقايد او پرداخته و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند.

ابن تيميه پس از چندين بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ ق در زندان دمشق از دنيا رفت.

اوضاع به همين گونه گذشت تا اينکه در قرن يازدهم در شهر نجد حجاز شخصي به نام محمدبن عبدالوهاب ظهور کرد و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج عقايد و افکار ابن تيميه پرداخت. از آنجا که مردم شهر نجد افرادي دور از تمدن و معارف بودند عبدالوهاب در فعاليت خود موفق شد. يکي از مهمترين فتاواي فقهي وهابيان،حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرک وتوسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرک جستن به ساحت پيامبران و ائمه معصومين  اظهار شرک و کفر و بت پرستي محسوب و موجب حلال شدن مال و جان چنين افرادي است.

بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم  و به وسيله مسلمانان صدراسلام به وجودآمده است

مرحوم آيت الله امين عاملي در کتابش پيرامون عقايد وهابيان مي‌نويسد: “اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است که مسلمين پس از ايمان به کفر برگشته‌اند و پس از توحيد به شرک گراييده‌اند زيرا آنان در دين بدعت گذاشته‌اند و به جهت زيارت و تبرک جستن به انبيا و صالحين به کفر و شرک روي آورده‌اند لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان) حلال است.”

جالب اينکه صنعاني وهابي در رساله‌اش با عنوان تطهير الاعتقاد به اين حقيقت اعتراف کرده که زيارت مرقدها و آثار اولياي خدا سيره مسلمين بوده است و آنان از زمانهاي گذشته اين کار را انجام مي‌دادند.(1)

براساس اين افکار غلط و نادرست بود که آنها به هرجا و هر شهر و دياري که دست مي‌يافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبرکه مي‌پرداختند، کشتار وهابيان در عتبات عاليات صحنه‌اي سياه در تاريخ اسلام است.

در سال 1216 هـ ق اميرسعود با لشکري بسيار به شهر کربلاحمله ور شد و تعداد بيست هزار نفر از اهالي کربلاو زوار کشته شدند، خزانه حرم و تمام تزئينات و جواهرات حرم به تاراج رفتند. همچنين آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماکن مقدسه را ويران کردند. در ماه رمضان 1344 هـ ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين  در بقيع را به طورکلي منهدم کردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگ هايي که در اطراف قبور نصب کردند اثر وعلامتي باقي نماند. به کارگراني که اين عمل ننگين را انجام دادند مبلغ هزار ريال سعودي دستمزد پرداخت گرديد.

در اين ماجرا تنها حرم پيامبراکرم  محفوظ ماند و وهابيان در ادامه هتاکي‌هاي خود تصميم داشتند قبر مطهر رسول خدا  را نيز تخريب کنند اما از بازتاب اين کار در جهان اسلام و برانگيخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خويش ترسيدند و به طور موقت از اين عمل منصرف شدند. غارت اموال و طلاو جواهرات خزانه عظيم حرم رسول خدا  و ائمه بقيع يکي ديگر از اعمال شنيع اين گروهک بوده است. (2)

بعضي از نويسندگان وهابي اين مصونيت را اين گونه توجيه مي‌کنند: “که ما اين گنبد را به عنوان يکي از گنبدهاي مسجد مي‌شناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا...”

يکي از جهانگردان غربي به نام ميسترکه به فاصله کوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم مي‌کند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه‌اي تبديل شده است،زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نمي‌توان ديد. ولي اين ويراني‌ها و خرابي‌ها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه‌هاي زيبا و سفيدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.”


1- تبديد الظلام، ص 389

2- لمعات الشهاب في سيره محمدبن عبدالوهاب، ص 108

 

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

" از سخنان امام صادق (ع) "

" از سخنان امام صادق (ع) "

بقيع

1. دل بستگي به دنيا مايه غم و اندوه ، و بي علاقگي وبي رغبتي به دنيا موجب آسايش جسم و جان است .

2. مؤمن را نسزد جز آنکه داراي سه خصلت بود : شناخت و آگاهي کامل از دين ،  اندازه گيري نيکو در امر معاش و استواري و استقامت در برابر حوادث روزگار.

3. از دست رفتن و برآورده نشدن حاجت ، به از آن که آن را از نا اهل درخواست کني و سخت تر از خود مصيبت ، آن که هنگام ورودش به بدخلقي دچار گردي.

4. همزيستي مردم با هم ، پر پيمانه اي است که دو سومش هشياري و يک سومش ناديده گرفتن و چشم پوشي است .

5. شخصي از آن حضرت خواست که چيزي به وي بياموزد که بدان به سود دنيا و آخرت دست يابد و در عين حال جمله اي کوتاه و مختصر باشد ، حضرت به وي فرمود : دروغ مگو.

6. با پدرانتان نيکي کنيد تا فرزندانتان با شما نيکي کنند ، و با زنان مردم پاکدامن باشيد تا زنانتان پاکدامن باشند.

7. محبوب ترين دوستانم کسي است که عيوبم را به من هديه کند.

دوستي در منظر امام جعفر صادق (ع)

8. دوستي نباشد جز با شرائط خاص خود ، هر که داراي همه آن شرائط و يا لااقل برخي از آن شرائط  بود دوست است، و گرنه او را دوست مخوان: نخست آنکه نهان و عيانش با تويکي باشد. دوم آنکه زيبائي تورا از خود داند و زشتي تورا زشتي خود شمارد . سوم اين که رسيدن به مال و يا  منصب ، او رابا تو دگرگون نسازد . چهارم آنکه هر چه در توانش بود از تو دريغ ندارد. پنجم که جامع همه اين خصال است ، اين که هنگام گرفتاريها تورا تنها نگذارد.

پدر و مادر از نگاه امام

9. « ثلاث لم يجعل الله لاحد من الناس فيه رخصة : بر الوالدين برين کانا او فاجرين ، و وفاء بالعهد للبر و الفاجر، و اداء الامانة الي البر و الفاجر» سه چيز است که خدواند براي هيچکس در آنها استثنائي قائل نشده است  :

خوش رفتاري با پدر و مادر ، نيک باشند يا بد ؛ وفاء بعهد ، خواه طرف مقابل خوب باشد يا بد ؛ و پرداخت امانت،  خواه صاحب امانت نيک باشد يا بد.

خود ستايي از نظر امام

10. سفيان گويد : با امام صادق (ع) گفتم : روا است که آدمي خويشتن را بستايد؟ فرمود : آري ، آنجا که ضرورت اقتضا کند ، مگر سخن يوسف (ع) را نشنيده اي که گفت: مرا به خزائن زمين بگمار که من نگهداري دانايم و نيز سخن آن بنده شايسته خدا که گفت : من خير خواهي امينم؟!

زائربقيع چهارشنبه هفدهم مهر 1387 نظر بدهید!

ماجرايي از قول فضيل بن عياض

ماجرايي از قول فضيل بن عياض

معرفي تفسير كاشف


تفسير كاشف اثر محققانه، هنرمندانه و نوين دو تن از اساتيد برجسته علوم قرآني حاضر در حوزه و دانشگاه "حجة‌الاسلام‌ والمسلمين دكتر سيدمحمد باقر حجتي و حجةالاسلام والمسلمين دكتر عبدالكريم بي‌آزار شيرازي" است. اين تفسير به زبان فارسي و در 15 جلد به نگارش در خواهد آمد كه تا كنون هفت جلد آن تا پايان سوره هود به زيور طبع آراسته شده است.

مفسران بزرگوار در اين تفسير كوشيده‌اند تا با ارائه تفسير با سبكي جديد، چهره‌اي موزون از سوره‌هاي قرآن و روابط آيات را ثابت كنند. در مقدمه جلد اول اين تفسير، برخي از ويژگي‌هاي اين تفسير چنين آمده است:

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مروارید علم و عمل

مروارید علم و عمل

نگاهی به زندگینامه آیة الله میرزا حسنعلی مروارید

معرفی خاندان
عالم ربانی و استاد مکتب معارف اهل بیت ‌علیهم‌السلام آیة ‌الله حاج ‌میرزا حسنعلی مروارید (قدس‌سره)، هشتم شوال 1329 ق. در مشهد مقدس پا به عرصه حیات نهاد. پدر ایشان حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید (1299- 1338ق.) از عالمان وارسته مشهد بود و با عالم ربانی آیة ‌الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی رابطه مودت و عقد اخوت داشت. شهرت «مروارید» در خاندان ایشان، با یکی از مشهورترین رجال تاریخ ادب و هنر خوشنویسی، خواجه شهاب الدین عبدالله مروارید کرمانی ( 865- 955ق.) آغاز می‌شود. عموی آیة الله مروارید، حاج شیخ علی‌اکبر مروارید نیز از علما و شاگردان محقق بزرگ، آیة ‌الله آخوند محمدکاظم خراسانی بوده است. جد مادری ایشان، عالم ربانی و صاحب کرامات، آیة ‌الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی (متوفای 1325 ق.) است که از شاگردان برجسته مرجع بزرگ، آیة ‌الله میرزا محمدحسن شیرازی و از عالمان نامدار قرن 14 در مشهد مقدس بوده است. نام حسنعلی، به یاد آن اسوه تقوا و نیز به احترام یار دیرین پدر و عارف بزرگ حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی (متوفای 1361 ق.) بر آیة ‌الله مروارید نهاده شده است.

زائربقيع پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بزرگترین‌ها

بزرگترین‌ها

گناه

در مورد گناهان كبیره سخنان بسیاری گفته شده است. بعضی همه گناهان را كبیره می‌دانند، چون در برابر خداوند بزرگ هر گناهی بزرگ است.

در حالی كه بعضی دیگر «كبیره» و «صغیره» را امر نسبی تلقی كرده و هر گناهی را نسبت به گناه مهمتر صغیره می‌دانند و نسبت به گناه كوچكتر كبیره.

جمعی نیز معیار در كبیره بودن گناه را وعده عذاب الهی نسبت به آن در قرآن دانسته‌اند.

ولی از همه بهتر اینكه گفته شود با توجه به اینكه تعبیر به «كبیره» دلیل بر عظمت گناه است هر گناهی كه یكی از شرایط زیر را داشته باشد؛ كبیره محسوب می‌شود:

الف ـ گناهانی كه خداوند وعده عذاب درباره آن داده است.

ب ـ گناهانی كه در نظر اهل بیت علیهم‌السلام با عظمت و حرمت زیاد یاد شده.

ج ـ گناهانی كه در منابع دینی بزرگتر از گناهی شمرده شده كه جزء گناهان كبیره است.

د ـ و بالاخره گناهانی كه در روایات معتبر تصریح به كبیره بودن آن شده است.

در روایات اسلامی تعداد گناهان كبیره ذكر شده، در بعضی تعداد آنها هفت گناه (قتل، عاق والدین، رباخواری، بازگشت به دارالكفر بعد از هجرت، نسبت زنا به زنان پاكدامن دادن، خوردن مال یتیم و فرار از جهاد)(1).

در بعضی دیگر تعداد آنها ده گناه، و در بعضی نوزده گناه، و در بعضی تعداد بسیار بیشتری دیده می‌شود.

این تفاوت در شمارش تعداد به خاطر آن است كه همه گناهان كبیره نیز یكسان نیست، بلكه بعضی از اهمیت بیشتری برخوردارند، بنابراین تضادی در میان آنها وجود ندارد.(2)


1 ـ وسایل الشیعه، جلد 11، باب 46، حدیث 1.

2 ـ تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 541

زائربقيع سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 نظر بدهید!

مجموعه تصویری تصحیح قرائت حمد و سوره

مجموعه تصویری تصحیح قرائت حمد و سوره     
 مجموعه تصویری تصحیح قرائت حمد و سوره و اذکار نماز، تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب
 

زائربقيع شنبه نوزدهم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد منشاوی - به تفکیک سوره

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد منشاوی - به تفکیک سوره     
ترتیل کل قرآن کریم(به تفکیک سوره) با صدای استاد منشاوی، تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب
 

زائربقيع شنبه نوزدهم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک سوره

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک سوره     
ترتیل کل قرآن کریم(به تفکیک سوره) با صدای استاد پرهیزگار، تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب
 

زائربقيع شنبه نوزدهم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد سعیدیان - به تفکیک سوره

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد سعیدیان - به تفکیک سوره     
ترتیل کل قرآن کریم(به تفکیک سوره) با صدای استاد سعیدیان، تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب
 

زائربقيع شنبه نوزدهم مرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سرود شوریدگان‏

 سرود شوریدگان‏

شیدایی

نگاهى به مناجات شعبانیه

«مناجات شعبانیه»، زمزمه مناجات است و شور دعا و سوز تضرّع و روزنه امید.

گفتگو با خدایى است كه راز درون و نیاز انسان و فرجام امور را مى‏داند و پیش از آن كه لب به سخن گشاییم، دفتر دلمان و كتاب نفسمان را مى‏خواند و قلم تقدیرش به همه چیز و همه كس جارى است و سود و زیان‏ها و افزایش و كاستى‏ها به دست اوست.

اِلهى... اِن حَرَمتَنى فَمَن ذَالَّذى‏ یَرزُقُنى وَ اِن خَذَلتَنى فَمَن ذَا الَّذى‏ یَنصُرنى...

خدایا! اگر محرومم سازى، كیست كه روزیم دهد؟ و اگر خوارم كنى كیست كه یاریم كند؟ از خشم تو به خودت پناه مى‏برم. اگر من شایسته رحمتت نیستم، تو سزاوار جود و بخششى.

در «مناجات شعبانیه»، نیایشگر صاحبدل، خود را در برابر خدایى مى‏بیند، بخشنده و رحمت گستر، رئوف و خطاپوش، رحیم و پوزش‏پذیر، كه نه مى‏تواند دل از عطاى او بركند و نه از عفو او بر خطاها نومید شود. زبان عذرخواهى او از خدا بلند است و دامن حسناتش كوتاه.

زبان «مناجات شعبانیه»، زبان عشق و شیدایى است:

«خدایا! اگر مى‏خواستى خوارم كنى، هدایتم نمى‏كردى، اگر مى‏خواستى رسوایم كنى از عقوبت دنیا معافم نمى‏كردى...

خدایا! اگر مرا به جرمم بگیرى، دست به دامان عفوت مى‏زنم،

اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنى، تو را به بخشایشت باز خواست مى‏كنم.

اگر در دوزخم افكنى، به دوزخیان اعلام خواهم كرد كه دوستت دارم...

هر چند در كنار طاعتت، عملم كوچك است، امّا امیدم بسى بزرگ است، پس چگونه مى‏توانم از آستانت تهى‏دست و محروم برگردم؟...»

اوج فرازهاى بلند این دعا آنجاست كه امام از خدایش «كمال انقطاع» مى‏طلبد، از همه بریدن و به او پیوستن، جز فروغ او را ندیدن، چشم دل به نور كبریایى روشن ساختن، حجاب‏هاى نور را گسستن و به معدن عظمت رسیدن و جان را معلّق درگاه ربوبى ساختن و به درگاه عزّت و قدس او آویختن و در خلوت خدا، همدم او شدن و مدهوش جلال الهى گشتن...

اِلهى! هَب لى‏ كَمالَ الاِنقِطاعِ الیكَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیكَ...

«مناجات شعبانیه» شِكوه از جدایى‏ها و دور افتادن‏ها و غفلت‏ها و به خواب رفتن‏هاست. و انسان، تردیدى میان دوزخ و بهشت، تا كدامین را برگزیند؟

كیفر الهى، دوزخ را در چشم انداز قرار مى‏دهد و پاداش خدا، به بهشت فرا مى‏خواند.

تا یار، كرا خواهد و میلش به كه باشد!

و پایان دعا، خواسته‏اى چنین است:

«خدایا! مرا به فروغ نشاط انگیز عزّت خویش بپیوند، تا تنها شناساى تو باشم و از غیر تو روى برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.»

این است كه همه امامان، بى‏استثنا، زبانى مترنّم و دلى مشعوف به این دعا داشته‏اند و مناجات شعبانیه، با این حقایق ناب عرفانى و لحن و زبانى شیدایانه، «سرود شوریدگى» آن پیشوایان بوده است.


نشریه پرسمان، جواد محدثی

زائربقيع شنبه نوزدهم مرداد 1387 نظر بدهید!

مظلوميت شيعه هميشه افتخار آفريده است

مظلوميت شيعه هميشه افتخار آفريده است     
۲۳ خرداد ۱۳۸۵ 
اشاره: امروز به بركت اهل بيت (ع) و انقلاب اسلامي شيعه در جهان از جايگاه خاص و ويژه‌اي برخوردار شده است و در همه محافل اجتماعي، فرهنگي، علمي و سياسي صحبت از اين مكتب است و از نظريات آن بعنوان مباحث مطرح، اولي و برتر استفاده مي‌گردد به گونه‌اي كه روز به روز شيعه قدرتمندتر از گذشته در جهان جلوه مي‌نمايد.
دلايلي كه سبب آن شد تا شيعه به يك كانون قدرتمند در جهان اسلام بدل گردد را مي‌توان به چند دسته تقسيم نمود كه پويايي، منطقي و استدلالي بودن شيعه، خدمات علما و دانشمندان و فقه شيعه در 14 قرن گذشته واز همه مهمتر اتصال شيعه به منبع پرفيض اهل بيت (ع) از جمله اين دلايل به شمار مي‌آيند.
در همين زمينه گفت‌وگو و مصاحبه‌اي را با جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن نواب ترتيب داديم تا با نقطه نظرات ايشان در مورد جايگاه شيعه واهل بيت (ع) در جهان اسلام آشنا شويم.

 

امروزه جايگاه شيعه در جهان اسلام چگونه است؟
در مورد جايگاه شيعه در جهان اسلام بايد يك سري مسائل را روشن كنيم. به هرحال مشهور اين است كه شيعه از غربت شروع شد، يعني بعد از رسول الله (ص) چند نفري كه جاي نصب الهي اميرالمومنين علي (ع) را گرفتند و آن وقايعي كه گذشت و در ذهن همه ما هست و مطلب درستي است، غربت شيعه شروع شد و مخالفت‌هاي گسترده‌اي هم با تشيع از آغاز بود ولي آيا اين جريان ادامه پيدا كرد.

بحث ما اين است كه ما (خانواده شيعه) در جهان اسلام، چه جايگاهي داريم الان و در گذشته، يعني در طول مدت 14 قرن گذشته در كجا قرار گرفته‌ايم و نسبت ما با اسلام چيست؟
اولا اين فراموش نشود كه تلاش‌هاي بسيار زياد سياسي، فرهنگي، نظامي و... شد تا ما را نابود كنند، تا تشيع شكل نگيرد، آيا اين‌ها موفق شد، يا نه.

چرا موفق نشد؟
دليل اصلي‌اش همين اهل بيت(ع) بودند. اهل بيت به عنوان يك كانون قدرتمند علمي و سياسي و با پايگاه توده‌اي قوي همچنان در بين جهان اسلام حضورداشتند. درست است كه امويه و عباسيه كشتارهاي بي‌رحمانه‌اي انجام دادند ولي اينها راه به جايي نبرد و شيعه با مظلوميت و غربت در زير فشار رشد كرد.
اين تطورات تاريخ خيلي مهم است، معاويه سب به اميرالمؤمنين (ع) را آغاز كرد. آيا اين سب ادامه پيدا كرد؟

علتش را شايد بتوانيم بگوييم ماهيت واقعي اميرالمومنين علي (ع) براي مردم آشكار شد و هدف معاويه ناكام ماند اگر چه قرنها طول كشيد.
بله. شما الان يك ناصبي سراغ نداريد. دوستاني كه به كشورهاي دنيا سفر كرده‌اند مطلع هستند، مي‌توانيد از آنها سوال كنيد، يك ناصبي سراغ ندارند. و اگر كسي ناصبي‌اي سراغ دارد كه به اهل بيت (ع) بد بگويد به ما معرفي كند.
به عكس آن جاهايي كه ما فكر مي‌كرديم، محور و مركز اهانت به اهل بيت (ع) باشد، مانند عربستان كه پايگاه وهابي هاست، اينگونه نيست. آنها هرچه در مورد ما بافته و ساخته بودند، يكي پس از ديگري عقب نشيني كردند.

مثلا...؟
مثلا تهمت تحريف قرآن. آنها به شيعه تهمت مي‌زدند كه معتقد به تحريف قرآن هستند ولي اين موضوع منسوخ شده است در بين افراد فهميده و دانشمند و كم كم به ديگران هم سرايت مي‌كند مخصوصا قشري از دانشگاهيان.

پس نمي‌توان گفت از اعتقادشان صرف نظر كردند.
چرا، مگر خيلي از آدم‌هاي تندرو و افراطي شان، شايد اعتقاد داشته باشند. اين تهمت مسئله مهمي بود.
يا مثلا مي‌گفتند شيعه دست ساخته عبدالله بن سبا است كه اخيرا در سطح دانشگاه‌هاي عربستان و مجامع آكادميك آن جلساتي برگزار شده و بطلان اين طرح را اعلام كردند. حضرت علامه عسگري (حفظه الله) يك كتابي در اين زمينه نوشتند و نظريات و مباحثي را در مورد اين موضوع جعلي مطرح و تبيين كردند و اخيرا بازخوردها و اثرات اين كتاب در جهان اهل سنت را در كتاب ديگري چاپ كردند و نشان دهنده بطلان اين طرح است. خب، اين يك نمونه جالبي است.

حالا با اين مقدمه كه سب تمام شد، تهمت تحريف قرآن بي نتيجه ماند و خط بطلان روي اين طرح كه شيعه توسط عبدالله بن سبا بنيان گذاشته شد، كشيده شد، سير حركت تشيع در حال حاضر چگونه است؟
بله؛ البته ما مي‌گوئيم اين‌ها بوده ولي الان منتفي شده است. يعني آلان كه ما فكر مي‌كنيم عربستان سعودي كانون توطئه و وحشت آفريني و دهشت آفريني است، بوده و درحاليكه در همين عربستان كتاب چاپ مي‌شود تحت عنوان« علموا اولادكم محبه اهل البيت (ع) » و كتاب راجع به حضرت زهرا(س) چاپ مي‌كنند.

يعني توسط خودشان منتشر مي‌گردد؟
بله، توسط خودشان در عربستان چاپ مي‌شود. آقاي« محمد عبده يماني » كتابي به اين نام چاپ كرده است. يعني تشيع وضعش در جهان معاصر به شدت تغيير كرده است و ما در يك جايگاه برتري قرار گرفته‌ايم.

يعني شما مي‌فرماييد، آنها از سر اعتقاد به شيعه و يا حق بودن شيعه چنين كتبي را منتشر مي‌كنند؟
ببينيد، مرجع اصلي ما و اهل سنت كتاب الله است ولي ما يك چيز اضافه‌اي داريم بنام اهل بيت (ع)، يعني ثقل اول را هر دو قبول داريم ولي بحث ما ثقل دوم، يعني اهل بيت (ع) است. يعني تمسك به يك چيز آبرومندي كرديم كه در جهان اسلام موجب عزت ما شده است. فكر نكنيم كه فقط قرآن مورد تاييد اهل سنت است، بلكه اهل بيت (ع) هم مورد تاييد و عزت و احترام اهل سنت هستند. كه نمونه اش را مي‌توانيم در كتاب« فضائل الخمسه من صحاح السته » كه توسط علامه فيروزآبادي ـ رضوان الله تعالي عليه ـ در 5 جلد منتشر شده است ببينيم.

بحث ما در سير شيعه از ابتدا تاكنون است كه با سب اميرالمومنين علي (ع) توسط معاويه آغاز شد، آيا ائمه مذاهب اربعه هم اين روش را ادامه دادند؟
نه، بلكه خود «ابوحنيفه» به دو سال شاگردي امام صادق (ع) افتخار مي‌كرد. او مي‌گويد: «لو لاالسنتان لهلك ابن نعمان» يعني اگر آن دو سال ـ شاگردي امام صادق (ع) ـ نبود هر آينه ابن نعمان هلاك مي‌شد.
همه اينها شاگردي مستقيم و غيرمستقيم امام صادق (ع) را براي خود افتخار مي‌دانستند.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونه‌اي كه سه هزار نفر از آنها افتخار مي‌كردند كه در درس امام صادق (ع) شركت مي‌نمايند و حاضر مي‌شوند.

و اين نشان دهنده آن كانون قدرتمند علمي و سياسي اهل بيت (ع) است. خوب است بفرمائيد ائمه اربعه ترتيب شاگردي شان (از نظر مستقيم و غيرمستقيم بودن تلمذكردن) به چه شكلي بود.
عرض كنم دوتاي از اين‌ها شاگرد مستقيم امام صادق (ع) بودند، ابوحنيفه و مالك. بعد شافعي شاگرد مالك شد و احمدبن جنبل شاگرد شافعي.
يعني ائمه مذاهب اربعه همه شان با واسطه و يا بي واسطه شاگرد امام صادق (ع) بودند و در محبتشان به اهل بيت چه بگوئيم ظاهري بود و يا واقعي، شكي وجود ندارد. چرا كه دليلي نداشت ابوحنيفه به خاطر محبت ظاهري و جعلي كتك بخورد، چرا كه شاگردانش را فرستاد براي دفاع از يزيدبن علي بن الحسين.

امام شافعي مي‌گويد: يا آل بيت رسول الله (ص) حبكم، فرض من الله في الكتاب انزله ـ كفاكم من عظيم القدر انكم، من لم يصل عليكم لاصلاه له. «كسي كه براي شما درود نفرستد، نمازش درست نيست.»
بعضي از اينها هم مثل احمد بن حنبل كه معتقد است من مبتكر تربيع بودم، مي‌گويد من امام علي (ع) را بعنوان خليفه رابع معرفي كردم.
يا مي‌گويد اگر براي هر ديوانه‌اي اين نامها (نامهاي اهل بيت (ع) در حديث سلسله الذهب) را بخوانند، از ديوانگي شفا پيدا مي‌كند. اين اسامي كه هستند، اسم‌هاي حديث سلسله الذهب كه امام رضا(ع) از پيامبر اكرم (ص) بواسطه پدرانشان نقل مي‌نمايد، حالا شايد اين سئوال مطرح باشد كه چرا ما اينقدر به حنبلي‌ها تكيه مي‌كنيم چرا كه اكثر وهابي‌ها حنبلي هستند.
يا سيده نفيسه، عروس امام صادق (ع) و نوه امام مجتبي (ع) كه در مصر مدفون است، استاد امام شافعي بوده است كه از ايشان روايت هم نقل مي‌كند.

آيا پيروان اين مذاهب از اين مباحث تبعيت مي‌كنند؟
بله، مانند دشنامي كه به اميرالمومنين علي (ع) مي‌دادند، اين سب در پيروان تبديل به محبت شد. شما مي‌دانيد، طوايف مهمي از اهل سنت صوفي هستند. مثلا نقش بندي‌ها در كردستان عراق، برلوي‌ها در پاكستان قادريه در مصر و شمال آفريقا، تيجانيه در تونس، ختميه، سماتيه و صوفيان تمام فرق اهل سنت افتخار مي‌كنند كه ختم سلسله شان به اميرالمومنين (ع) است.
از همين جاست كه ما مي‌گوئيم شيعه مورد احترام است. همين صلوات را شما در نظر بگيريد چندگونه بيان مي‌گردد. كه آقاي بن باز مي‌گويد بهترين صلوات همين صلوات شيعه است. با اين حساب تمام اهل سنت معتقدند كه اگر اين صلوات در نماز نباشد، نماز كامل نيست. خب اين به معناي چيست صلوات بر محمد(ص) و همان شجره طيبه‌اي است كه ما به دامن آنها چنگ زديم و يكي از افتخارات شيعه همين اهل بيت (ع) هستند. از ديگر افتخارات شيعه عملكرد علمايش در طول تاريخ است.

خوب است اين موضوع را نيز كمي باز كنيد.
مي توان گفت همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام و اهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع مي‌كنند تماما شيعه هستند. خب، اين يك افتخار است براي شيعه.
حكومت‌هاي منتسب به شيعه كه سركار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه، در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر، صفويه درايران همه اين‌ها براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.
اصلا علوم اسلامي توسط شيعه تاسيس شد. كه مرحوم صدر كتابي در اين زمينه تحت عنوان« تاسيس الشيعه للعلوم الاسلاميه » نوشته است.

دانشمندان اسلامي چه كردند؟
جابرين حيان و ديگران خيلي از علوم را در اسلام تاسيس وبنيانگذاري كردند.اصلا ما هرچه از ابتداي اسلام به سمت حال پيش مي‌رويم مي‌بينيم رابطه اسلام واهل بيت (ع) تضعيف نشده بلكه تقويت شده است.
همين امروز شما برويد در مصر، حرم سيده نفيسه ياحرم حضرت زينب (س) و ببينيد چه استقبالي از آنهامي شود. شما عروسي را سراغ نداريد كه روز عروسي به حرم اين دو بزرگوار مشرف نشود.
يا يك مصري به من مي‌گفت: شما از سر علاقه تان به اهل بيت (ع) نام فرزندانتان را مي‌گذاريد حسن يا حسين ولي ما اسم يك بچه مان را مي‌گيريم حسنين، واقعا اهل بيت (ع) پيش اينها عزيزند. دليلي هم ندارد كه دشمن باشند. چرا كه اين‌ها هم فداكاري اهل بيت (ع) كه با جان و مالشان آمدند جلو كه اسلام بماند را مي‌دانند.

آيا در مورد تكفيري‌ها هم اينگونه است؟
ببينيد تكفيريها خيلي كم هستند. اولا تمام سني‌ها وهابي نيستند. از طرفي سلفي‌ها كه معتقدند ما بايد به سلف صالح برگرديم و اكثر سني‌ها نيز افتخارشان اين است كه سلفي هستند اعم از وهابي‌ها هستند. كه در كل يك جز محدود از سلفي‌ها و وهابي‌ها تكفيري هستند.

يعني مي‌فرماييد همه وهابي‌ها تكفيري نيستند؟
نه، بلكه عده محدودي تكفيري هستند. تكفيري هم به كساني گفته مي‌شود كه گروه‌هاي غير خودشان را تكفير مي‌كنند.

يعني غير شيعه را هم كافر مي‌دانند؟
بله، اين تكفير فقط شامل شيعيان نيست. بلكه هر كسي غير از خودشان را تكفير مي‌كنند بعنوان مثال 12 ربيع الاول امسال تكفيريها مقر برلويهاي پاكستان كه از اهل سنت ومحب اهل بيت (ع) هستند را منفجر كردند كه 57 كشته هم داشت.

پس از اهل بيت (ع) چه دليلي ديگري را براي اثبات حقانيت و اقتدار شيعه در جهان اسلام مي‌شماريد؟
بعد از اهل بيت (ع) محتواي معارف اهل بيت (ع) است كه اين معارف شيعه را مقتدر كرده است الان مي‌توان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را مي‌زند.
شما يك تفسير در اصل سنت هم سنگ تفسير الميزان بياوريد
يا بعنوان مثال در مباحث فقهي اهل سنت در مورد مسئله متعه ما را موردتمسخر قرار مي‌دادند، اما خودشان جايگزين‌هاي غلطي را برايش درست كردند مانند نكاح مسيار يا اقلا ادله ما را راجع به متعه پذيرفتند و انكار نمي‌كنند.

يا الان در كشورهاي اهل سنت از قوانين حقوقي شيعه استفاده مي‌كنند مانند مسئله سه طلاقه در يك جلسه كه اخيرا طبق قوانين شيعه اين قانون را برداشتند. يا حدود پنجاه قانون ديگر، كه كشورهاي مختلف از فقه شيعه استفاده كرده اند.
يا در بحث مهدويت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (حفظه الله) در كتاب منتخب الاثر چقدر از احاديث اهل سنت آورده اند. يا اخيرا يك آقايي از علماي اهل سنت بنام عبدالمحسن كتابي نوشته براي اثبات تولد امام زمان (عج) كه رواياتش متواتر است. از اهل سنت بنابراين امروز در جهان اهل سنت تازه دارند براي شيعيان آزادي قائل مي‌شوند. به عنوان مثال در عربستان تازه شيعيان در آزادي قرار گرفتند.
شما ببينيد چگونه وضع ما تغيير كرده است، چرا كه حدود هفتاد سال گذشته شيعه مظلومي را در مناسك حج در همين عربستان گردن زدند ولي الان ديگر وضع فرق كرده است.

ما بسياري از اصطلاحات اهل سنت را تصحيح كرده و استفاده كرديم مثل اجتهاد آنها، اجتهاد مقابل نص بود كه ما اجتهاد در چارچوب نص را قبول كرديم. يا آنها اجماع مطلق داشتند مااجماع را به شرط كشف راي معصوم قبول كرديم. بنابراين از نظر علمي شيعه هميشه حرف اول را مي‌زد. مثلا همين اجماع و اجتهادي كه ما درست كرديم كامل تر از آن چيزي است كه آنها بنا نهادند.

با اين اوصافي كه شما مي‌فرماييد، در حال حاضر اهل سنت از لحاظ علمي چقدر به شيعه معتقدند؟
نمي توان به صورت كلي گفت. ولي علمايشان كه در مجمع الفقه شركت مي‌كنند با استدلالهاي منطقي علماي ما خاضع و تسليم هستند و وقتي ما با منطق و استدلال با آنها صحبت مي‌كنيم، مي‌پذيرند.
به عنوان مثال آنها «تقيه» ما را نفاق مي‌دانستند در حالي كه تقيه يك اصل كاملا پيشرفته است و متكي بر عقل و مصلحت انسان است و مصلحت يكي از شئون حياتي انسان به شمار مي‌آيد. و خودشان هم الان در مقابل كفار نوعي تقيه مي‌كنند.
به نظر من اين روزها كه جهان اسلام مورد تهاجم قرار گرفته، شيعه بايد گذشته تاريخي خودش را تكرار كند. يعني از اميرالمومنين علي (ع) ياد بگيرد، كه چگونه در بستر رسول خدا(ص) خوابيد و جان خود را در معرض خطر قرار داد تا اسلام بماند. شيعه بايد الان فداكاري خودش را تكرار كند. فداكاري كه در طول تاريخ كرده، براي چه؟

براي حفظ دين...
بله، براي حفظ اسلام، چرا كه دشمنان مشترك ما، قدرتمند هستند. يا يك زماني بين ما و عربستان فرق مي‌گذاشتند اما الان اين فرق را نمي‌گذارند. يعني ما الان تهاجم مشترك و دشمن مشترك داريم. از طرفي هم پرطرفدار، قوي، رو به رشد و گسترش هستيم و منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است. لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، مي‌بينيم دست برتر داريم.
من از شما مي‌پرسم، در تمام مجامع روايي اهل سنت، چه كتابي قابل مقايسه با نهج البلاغه است.

هيچ كتابي به نظرم نمي‌آيد.
خوب، نهج البلاغه در دنياي اسلام دومي ندارد ولي بايد مقدماتش را تسهيل كنيم تا نهج البلاغه در دسترس همگان قرار گيرد.
يا اصلا نويسندگان بنامي كه در موردنهج البلاغه حرف زدند اهل سنت بودند. مانند عبده وابن ابي الحديد معتزلي كه اولين شرح نهج البلاغه را نوشت و مرحوم عبده تا اين زمان كه صبحي صالح به يك شكل خاصي آن را تنظيم نمود. يعني از همان اول نهج البلاغه در اهل سنت تاثيرگذاشته است.
ما بايد به اين مباحث دامن بزنيم و زمينه مطرح شدن دامنه فكر و معارف اهل بيت (ع) را در اهل سنت فراهم كنيم و معتقد باشيم.
بايد ببينيم امام صادق (ع) چه كرد كه سه هزار شاگرد اهل سنت در سر درسش مي‌نشستند. كه شيخ در فهرست، اسم اين‌ها را ذكر كرده است، از همان اسمشان شما مي‌توانيد بفهميد اين‌ها سني اند يا شيعه.

ما مي‌گوييم بايد معارف اهل بيت (ع) به گونه‌اي مطرح شود كه ديگران بپذيرند. زمينه اش هم طوري آماده گردد كه اين معارف هر جا مطرح شد پذيرفته شود مانند نهج البلاغه.
چرا هنوز شرح ابن ابي الحديد بهترين شرح نهج البلاغه است. چرا نهج البلاغه صبحي صالح بيشترين تيراژ چاپ را دارد اصلا بگوئيم اهل سنت چه ديده اند كه اينگونه كار كردند.

ما بايد بدانيم كه از طرف اقليتي هنوز هم مورد هجوم هستيم ولي اين معنا ندارد كه ما راهم تكفير مي‌كنند و تعدادشان هم زياد نيست ولي چون استعمار پشت سرشان هست، زياد جلوه مي‌كند.
مثلا ميليونها سني در دنيا هستند كه به زندگي خودشان مشغولند ولي يك سني قداره بند وحشي باحمايت استعمار مي‌آيد واغتشاش مي‌كند و ما فكر مي‌كنيم همه سني‌ها قصدقتل ما را دارند، در صورتي كه اينگونه نيست.
از طرفي جالب است بدانيد كه همه ائمه مذاهب متهم به تشيع و طرفداري از شيعه بودند. يعني همينكه به شاگردي امام صادق (ع) افتخار مي‌كردند، به شيعه گري محكوم مي‌شدند.

در حال حاضر وظيفه ما چيست؟
ما بايد خدمات شيعه را درابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. همين دانشگاه الازهر مصر را كه مصريها خيلي به آن افتخار مي‌كنند متعلق به چه زماني است. بنيانگذار اين دانشگاه فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن گذاشتند. به هر حال اكنون متاسفانه بعضي از جريانها كه جهان را خوب نمي‌شناسند، حتي در درون خود ما به گذشته استدلال مي‌كنند و مي‌گويند هيچ كدام از فرقه‌هاي اهل سنت شيعه را قبول ندارند. خب اين تهمت بزرگي است اصلا شيعه در مقام ضعف نيست كه اين چيزها در موردش گفته شود.
يا عده‌اي فكر مي‌كنند اين نوعي تعريف از شيعه است در حالي كه اين تعريف نيست. مهمترين چيزي كه مي‌توان در اين جا گفت، اين است كه تحمل شيعه هميشه به شيعه آبرو داده. مظلوميت شيعه هميشه سبب آبروي شيعه بود و از ابروي شيعه نكاسته است.

معمولا هر گروهي كه رو به اضمحلال باشد دست به هر كاري مي‌زند ولي كسي كه پايه‌هاي خودش را مقتدر و با حساب بداند دست به هر كاري نمي‌زند. ما فكر ميكنيم اگر بتوانيم بيان درست معارف اهل بيت (ع) را سرلوحه كارمان قرار دهيم موفق خواهيم بود.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونه‌اي كه سه هزار نفر از آنها افتخار مي‌كردند كه در درس امام صادق (ع) حاضر مي‌شوند.
حكومت‌هاي منتسب به شيعه كه سر كار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر و صفويه در ايران همه براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.

ما بايد خدمات شيعه را در ابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. بعنوان مثال بنيانگذار همين دانشگاه الازهر مصر كه مصريها به آن افتخار مي‌كنند، فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن نهادند. منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است، لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، مي‌بينيم دست برتر داريم.
همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام واهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع مي‌كنند، تماما شيعه هستند كه اين يك افتخار است براي شيعه.
محتواي معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است كه معارف شيعه را مقتدر كرده است و مي‌توان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را مي‌زند
جابر بن حيان و ديگر دانشمندان اسلامي بسياري از علوم را در اسلام تاسيس و بنيانگذاري كردند. اصلا ما هر چه از ابتداي اسلام به اينطرف پيش مي‌رويم مي‌بينيم رابطه اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تقويت شده است.

منبع: جمهوري اسلامي
 

زائربقيع جمعه هفدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

خواستگاري گنجشك

خواستگاري گنجشك     
 
مورچه‌اي، پيامبر خدا، حضرت سليمان(ع) را موعظه كرد و آن وقتي بود كه مورچه روي سينة سليمان(ع) آمد در حالي كه حضرتش خوابيده بود، سليمان مورچه را گرفته به دور انداخت. مورچه گفت: اي پيامبر خدا اين صولت از چيست؟ چرا مرا پرت كردي،‌ مگر نمي‌داني تو در برابر پادشاهي قدرتمند قرار مي‌گيري كه حقّ مظلوم را از ظالم مي‌ستاند؟
حضرت سليمان از اين گفتة مور به حالت غش درآمد و پس از افاقه،‌ به مورچه فرمود: از من بگذر. مورچه گفت: نمي‌گذرم مگر به سه شرط؛ 1. هيچ‌گاه سائل و فقير را از دربارت رد نكني، 2. بدون جهت صحيح نخندي و خنده‌اي كه از روي غفلت و بي‌فكري باشد نداشته باشي. 3. اينكه مقام و موقعيت و دربانان مانع بين تو و مردمي كه به تو كاري دارند نشود، سليمان گفت: قبول كردم و چنين كنم و مورچه، سليمان را بخشيد.1

خواستگاري گنجشك
روايت شده كه روزي حضرت سليمان گنجشك نري را ديد كه دور گنجشك ماده‌اي مي‌گردد، حضرت به اصحاب فرمود: مي‌دانيد چه مي‌گويد؟2 گفتند: يا نبي‌الله، چه مي‌گويد؟ فرمود: از او خواستگاري مي‌كند كه همسر و عيال او باشد و مي‌گويد همسر من باش و در هر يك از قصرها و كاخ‌هاي شام كه بخواهي تو را منزل دهم، حضرت فرمود قصرهاي دمشق همه از سنگ است، براي اين گنجشك ممكن نيست آنجا لانه بسازد و مسكن گزيند لكن هر خواستگاري، دروغگو است3 (وقتي براي ازدواج مي‌رود در باغ سبز نشان مي‌دهد و خلاف مي‌گويد تا به هدف كه ازدواج و اعمال غريزة جنسي است برسد).

گنجشك مدعي و بساط سليمان
حضرت سليمان گنجشكي را ديد كه با همسرش اختلاف پيدا كرده بود. گنجشك ماده گوش به حرف و خواستة شوهرش نمي‌داد. گنجشك نر مي‌گفت: چرا تسليم خواستة من نمي‌شوي و شب‌بخير و روزبخير مرا جوابگو نيستي4 و حال آنكه من قدرتي دارم كه اگر بخواهم با منقارم قبة سليمان را مي‌گيرم و در دريا مي‌اندازم. اين گفت‌وگو را سليمان‌بن داود شنيد و خنديد و آن دو گنجشك را صدا زد و آمدند و به گنجشك نر فرمود: تو توان اين كار را داري كه با منقارت دستگاه مرا گرفته در دريا بيندازي؟ گفت: نه يا رسول‌الله، ولي گاهي مرد بايد در مقابل زن يك قدرتي از خود نشان دهد. اظهار عظمت و بزرگي كند، كه زن گوش به حرف او بدهد و ديگر اينكه يا نبي‌الله ما عاشقيم، عاشق را به حرف‌هايي كه مقابل معشوقه دارد نبايد ملامت كرد. حضرت سليمان به گنجشك ماده فرمود: چرا خودت را در اختيار او نمي‌گذاري و گوش به حرف او نمي‌دهي، او كه تو را دوست دارد؟ گفت: يا نبي‌الله او دوست و عاشق من نيست ادعا مي‌كند و دروغ مي‌گويد. چون او دوست ديگري هم دارد. اگر مرا دوست دارد نبايد به غير از من نظر داشته باشد. اين حرف گنجشك ماده اثر عميقي در سليمان گذارد و گرية شديدي كرد و چهل روز از مردم كناره گرفت و از خدا مي‌خواست كه قلب و دلش را تنها ظرف محبت خود قرار دهد و عشق و محبت ديگري در او نباشد.5

ماهنامه موعود شماره 73

پي‌نوشت‌ها:
1. حدائق الانس، ج1، ص562.
2. از اين عبارت استفاده مي‌شود كه منطق طير را ديگران هم مي‌توانند با او آشنا باشند كه مي‌فرمايد مي‌دانيد چه مي‌گويد.
3. سفينة البحار. محدّث قمي، ج 2. كلمة عصفر ـ عصفور يعني گنجشك به ضم العين و الانثي عصفورة، گنجشك نر داراي لحيه و ريش سياه است مثل آدم و گاوميش و خروس.
4. گنجشك عشق عجيبي به همسر و بچه‌هاي خود دارد و زياد با همسرش نزديكي دارد شايد 100 مرتبه در ساعت، لذا عمر او كوتاه است و بيشتر گنجشك‌ها بيش از يك سال عمر نمي‌كنند (سفينةالحار، ج2، كلمة عصفور).
5. سفينةالبحار، ج 2، كلمة عصفور.

زائربقيع جمعه هفدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

دانلود نرم افزار مجاني آيه امروز پارس قرآن:

دانلود نرم افزار مجاني آيه امروز پارس قرآن:

ParsQuran Daily Verse

مشخصات برنامه:

  - نمايش آيات تصادفي از قرآن مجيد
  - قابليت تنظيم براي نمايش زمانبندي شده آيات قرآن
  - قابليت خواندن دنباله آيه مورد نظر با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

عشق خداوند به بندگانش بر طبق آيات قرآن

عشق خداوند به بندگانش بر طبق آيات قرآن

قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش

علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش

از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷
منصفانه قضاوت مي كنند (
۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (
۶۱:۴
خود را براي خداوند خالص مي كنند (
۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸
از كارهاي بد توبه مي كنند (
۲:۲۲۲
به خداوند توكل مي كنند (
۳:۱۵۹
و در برابرمشكلات صبور هستند (
۳:۱۴۶) ش

از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش

به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵
متكبر باشد (
۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳
به ديگران بدي كند (
۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰
ناسپاس باشد (
۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸
تجاوزكار باشد (
۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵
اسرافكار باشد (
۶:۱۴۱, ۷:۳۱
ديگران را گمراه كند (
۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷
عهد و پيمانش را بشكند (
۸:۵۸, ۴:۱۰۷
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (
۲۸:۷۶

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

تصویری از قیامت بر مبنای قرآن

تصویری از قیامت بر مبنای قرآن

در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند

 سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان

و آنگاه كه كوهها به
رفتار آيند

و آنگه كه ستارگان همی ‏تيره شوند

آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد

وقتى شتران ماده وانهاده شوند

و آنگه كه وحوش را همى ‏گرد آرند

درياها آنگه كه جوشان گردند

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور

به كدامين گناه كشته شده است

و آنگاه كه نامه ‏ها زهم بگشايند

و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود

و آنگه كه جحيم را برافروزانند

و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند

هر نفس بداند چه فراهم ديده

نه نه سوگند به اختران گردان

كز ديده نهان شوند و از نو آيند

سوگند به شب چون پشت گرداند

سوگند به صبح چون دميدن گيرد

كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

گزافه گویی در دین

گزافه گویی در دین

قرآن, سوره ۵, آیه ۷۷

"بگو اى اهل كتاب در دين خود بناحق گزافه‏گويى نكنيد و از پى هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه گشتند و بسيارى [از مردم] را گمراه كردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نرويد"

قرآن, سوره ۴, آیه ۱۷۱

"اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد و در باره خدا جز [سخن] درست مگوييد…"

دو آیه بالا از آیات جالبی هستند که در زندگی روزمره ما با کمی توجه مصداقهای بسیاری پیدا می کنند. خیلی مواقع گزافه گوییهایی که در دین می شوند مثل معجزاتی که به آدمهای مختلف نسبت داده می شوند, بی ضرر به نظر می رسند و در نگاه اول بی تاثیر روی کل دین. ولی متاسفانه بعضی از این غلوها به قدری با مهارت طراحی شده اند که در دراز مدت روی اعتقادات خیلها تاثیر می گذارند. برای اینکه این موضوع کاملا آشکار شود, با چند مثال بحث را آغاز می کنیم.ش

ابتدا به سه مثال بسیار ساده ولی معروف می پر دازیم که اثبات نادرستی آنها ساده می باشد:ش

مثال اول, اعجاز در طبیعت

ادعا: در مزرعه ای در آلمان, شاخه های درخت به صورت لا اله الا الله در آمده اند. خیلی از مردم آلمان با دیدن این منظره مسلمان شده اند.ش

La ilaha illallah written in branches    

واقعیت: دکتر الخودری یک هنرمند مسلمان است که در دانشگاه المنصوری مصر به طبابت هم مشغول است. این عکس یکی از کارهای هنری اوست.ش

مثال دوم, اعجاز در بدن انسان

ادعا: شکل لوله های هوا در شش انسان به صورت لا اله الا الله محمد رسول اله خوانده می شود. این عکس با دقت بسیار بالا توسط کامپیوتر گرفته شده است.ش

La ilaha illallah written in human lung

واقعیت: عکس دیگری از کارهای هنری دکتر الخودری.ش

مثال سوم, اعجاز در اکتشافات جدید

ادعا: در صحرایی در عربستان, دانشمندان بقایای یک اسکلت عظیم انسان را کشف کرده اند. دانشمندان معتقدند که این انسان متعلق به قوم عاد بوده که در قرآن ذکر شده است. این کشف اثبات درستی قرآن کریم است.ش

giant human skleton

واقعیت: این عکس برنده جایزه سوم مسابقه فوتوشاپ در یک وبسایت است. عکس اولیه متعلق به یک حفاری در آمریکا است که بعدا عکس اسکلت با نرم افزار به آن اضافه شده است.ش

مثال بعدی احتیاج به دقت بیشتری برای تشخیص دارد

مثال چهارم, کد نوزده در قرآن

قرآن, سوره ۷۴, آيات ۳۰,۳۱

ش"[و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است. و ما موكلان آتش را جز فرشتگان نگردانيديم و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‏اند قرار نداديم تا آنان كه اهل كتابند يقين به هم رسانند و ايمان كسانى كه ايمان آورده‏اند افزون گردد و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و [نيز] مؤمنان به شك نيفتند و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند خدا از اين وصف‏كردن چه چيزى را اراده كرده است اين گونه خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و [شماره] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‏داند و اين [آيات] جز تذكارى براى بشر نيست "ش

در سال ۱۹۷۸, شخصی به نام رشاد خلیفه, نتیجه تحقیقات آماری خود بر قرآن را منتشر کرد. بر اساس دو آیه بالا, او معتقد بود که قرآن دارای یک کد پنهان نوزده است. برای نمونه, تعداد سوره های قرآن ۱۱۴ است که مضربی از نوزده است. بسم الله الرحمن الرحیم که در اول سوره های قرآن می آید, دارای نوزده حرف است. اولین وحی به پیامبر دارای نوزده کلمه است. آخرین سوره نازل شده بر پیامبر یعنی سوره نصر, دارای نوزده کلمه است و اولین آیه در سوره نصر هم نوزده حرف دارد. تمامی این اطلاعات در نگاه اول بسیار جذاب و قابل قبول می آید. ولی حقیقت این است که هر کسی می تواند در هر متنی به دنبال یک طرح و الگوی ریاضی بگردد. رشاد خلیفه در واقع به قدری به کد نوزده معتقد بود, که می خواست هر چیزی در قرآن را در این فرمت بگنجاند. یکی از این موارد تعداد آیات قرآن بود. تعداد آیات قرآن کریم ۶۳۴۸ است. و این عدد به نوزده قابل قسمت نیست. این شاید می توانست خط بطلانی باشد بر نظریه کد نوزده در قرآن. ولی در کمال تعجب, رشاد خلیفه اعلام کرد که دو آیه آخر سوره توبه جزو قرآن نیست و باید از قرآن حذف شود. با حذف این دو آیه, تعدادآیات قرآن ۶۳۴۶ می شود که به نوزده قابل قسمت می شود. این شاید یک مثال جالب از حالتی باشد که غلو کردن در دین باعث گمراهی شده است.ش

مثال پنجم, معجزات پیامبر

در قرآن به روشنی از پیامبر به عنوان بک بشر عادی یاد شده است که به او وحی می شود (۴۱:۶). در واقع خداوند قرآن راتنها معجزه پیامبر عنوان می کند مثلا در ۲۸:۴۸, ۱۷:۵۹, ۱۷:۹۰-۹۳, ۶:۸ ش
یکی از دلایل این امر این است که معجزه آخرین پیامبر باید برای همه نسلهای بعد از او باشد وبه زمان وابسته نباشد. ولی با اینکه به روشنی قرآن می گوید: "گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند", باز هم برای پیامبر صدها معجزه ذکر می شود. مثلا جاری شدن آب از لای انگشتان ایشان برای سیراب ساختن یارانشان و یا احترام سنگها به پیامبر وقتی ایشان از کنارشان می گذشتند. بیان این مطالب ازجانب کسانی که اعجاز قرآن را درک نکرده اند , به عنوان راه حلی است تا اعتقادات سست خود را استحکام ببخشند.ش

واقعیت این است که عنوان این مطالب معمولا از جانب دو گروه مردم است: اول عده ای ساده اندیش که دنباله رو نظرات دیگران هستند. گروه دوم اما کسانی هستندکه معتقد هستند برای پیشبرد دین و گسترش اسلام می توان دروغ گفت و به دین شاخ و برگ داد. هر دو این گروه ولی در یک چیز مشترکند: هر دو از قرآن بهره ای نبرده اند. اگر در حقیقت برده بودند, به نشر و گسترش تنها معجزه پیامبر می پرداختند. ش

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

نشانه هاي خداوند در طبيعت

نشانه هاي خداوند در طبيعت

خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند

سوره الرعد, آيه سه

 و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد

سوره الروم, آيه ۲۴ 

و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

سوره النحل, آيه ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

سوره النحل, آيه ۱۲

 و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست

سوره النحل, آيه ۱۳

 و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

سوره الحشر, آيه ۲۱

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

سوره النحل, آيه ۶۹

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

آتش در قرآن

آتش در قرآن
آتش در بسیاری از آیات قرآن به عنوان سمبل مجازات بدکاران بیان شده است. ولی علاوه بر این, به آتش در موضوعات دیگری هم اشاره شده است. در کل می توان نقش آتش را در چهار موضوع متفاوت در قرآن دید. به این موضوعات در زیر به صورت خلاصه اشاره شده است.
  

۱- موسی و آتش در سرزمین مقدس طوی

سوره ۲۷, آیه ۷ ش"[يادكن] هنگامى را كه موسى به خانواده خود گفت من آتشى به نظرم رسيد به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد يا شعله آتشى براى شما مى‏آورم باشد كه خود را گرم كنيد"ش

سوره ۲۷, آیه ۸ ش"چون نزد آن آمد آوا رسيد كه خجسته [و مبارك گرديد] آنكه در كنار اين آتش و آنكه پيرامون آن است و منزه است‏خدا پروردگار جهانيان"ش

سوره ۲۰, آیه ۱۰ ش"هنگامى كه آتشى ديد پس به خانواده خود گفت درنگ كنيد زيرا من آتشى ديدم اميد كه پاره‏اى از آن براى شما بياورم يا در پرتو آتش راه خود را باز يابم"ش

۲- سرد شدن آتش بر ابراهیم

سوره ۲۱, آیه ۶۹ ش"گفتيم اى آتش براى ابراهيم سرد و بى‏آسيب باش"ش

سوره ۲۹, آیه ۲۴ ش"و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند بكشيدش يا بسوزانيدش ولى خدا او را از آتش نجات بخشيد آرى در اين [نجات بخشى خدا] براى مردمى كه ايمان دارند قطعا دلايلى است"ش

۳- خلق موجودات از آتش

سوره ۳۸, آیه ۷۶ ش"گفت من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل آفريده‏اى"ش

سوره ۵۵, آیه ۱۵ ش"و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد"ش

۴- مجازات بدکاران

سوره ۳, آیه ۱۳۱ ش"و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسيد"ش

سوره ۳, آیه ۱۶ ش"همان كسانى كه مى‏گويند پروردگارا ما ايمان آورديم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار"ش

سوره ۱۰, آیه ۸ ش"آنان به [كيفر] آنچه به دست مى‏آوردند جايگاهشان آتش است"ش

سوره ۴۰, آیه ۶ ش"و بدين سان فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيده بودند به حقيقت پيوست كه ايشان همدمان آتش خواهند بود"ش

سوره ۳۲, آیه ۲۰ ش"و اما كسانى كه نافرمانى كرده‏اند پس جايگاهشان آتش است هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند در آن بازگردانيده مى‏شوند و به آنان گفته مى‏شود عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‏پنداشتيد بچشيد"ش

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

سوگند به ستارگان

سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد

خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا

سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاه‏هاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند

برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا

سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد, و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست, آن اختر فروزان, هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

سوره ٥٣, آیات ١ و ٢
سوگند به اختر چون فرود مى‏آيد, [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده, و از سر هوس سخن نمى‏گويد, اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست

سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩
نه نه سوگند به اختران گردان, [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند, سوگند به شب چون پشت گرداند, سوگند به صبح چون دميدن گیرد, كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا

سوره ٣٦, آیات ٢ تا ٤
سوگند به قرآن حكمت‏آموز, كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى, بر راهى راست

سوره ٣٨, آیات ١ و ٢
صاد سوگند به قرآن پراندرز, آرى آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‏اند

سوره ٤٣, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر, ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد

سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر , [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم

تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا

سوره ٥١, آیات ١ تا ٨

سوگند به بادهاى ذره‏افشان

و ابرهاى گرانبار

و سبك سيران

و تقسيم‏كنندگان كار

كه آنچه وعده داده شده‏ايد راست است

و [روز] پاداش واقعيت دارد
سوگند به آسمان مشبك

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد

سوره ٥٢, آیات ١ تا ٧

سوگند به طور

و كتابى نگاشته شده

در طومارى گسترده

سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا

سوگند به بام بلند [آسمان]ا

و آن درياى سرشار [و افروخته]ا

كه عذاب پروردگارت واقع‏شدنى است

سوره ٩١, آیات ١ تا ٧

سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش

سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود

سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند

سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد

سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت

سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد

سوره ١۰۰, آیه ١
سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى‏جهانند

سوره ٦٨, آیه ١
نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند

سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤
سوگند به انجير و زيتون, و طور سينا, و اين شهر امن [و امان], [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.ا

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

زبان در قرآن

 

اشرف کافی - دانشجوی پیش دکتری در رشته زبان شناسی در دانشگاه دهلی

چکیده:

از آنجایی که بنده به تازگی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته "زبان شناسی" فارغ التحصیل شده و اصلی ترین بحث در این رشته "زبان و ساختار آن" می باشد، بر آن شدم تا در قرآن کمی دقیق تر شده و موارد استعمال کلمه "زبان" در قرآن و نحوه استفاده از آن را بیابم. 

در قرآن کلمه زبان در معانی گوناگونی بکار رفته است که به آن اشاره خواهم نمود.

در قسمتی از این نوشتار به گناهان مربوط به زبان اشاره مختصری خواهم داشت.

"زبان" چیزی که ما به راحتی از کنار آن می گذریم و مرتب از آن استفاده می کنیم، دنیایی بسیار پر رمز و راز دارد که هر چه بیشتر در مورد آن مطالعه می کنیم، بیشتر به حساسیت آن پی می بریم.

"زبان همچون دیگر اعضای بدن، هدیه الهی به بشر است که یکی از مهمترین راههای شکر گذاری برای این نعمت، استفاده درست کردن از آن است.

کاش به جایی برسیم که زبانمان باعث بدست آوردن دل دیگران شود نه اینکه با زخم زبان، باعث رنجش دیگران شویم.

 زبان وسيله بیان تفکر

زبان يكى از مهم ترين ابزارهاى ارتباطى ميان ما و جهان پيرامون مان است كه براى برداشتى اصولى و درست ازمناسباتمان به آن نيازمنديم. چنين ارتباطى ، خود، مى تواند يكى از مهم ترين كاركردهاى زبان قلمداد شود. ما به وسيله زبانمان است كه مى توانيم فرهنگمان را به جهان عرضه كرده وحتى ازآن دفاع نماييم.

زبان وسیله بیان تفکر است و غالباً برای انتقال فکر کسی به دیگری به کار می رود. این انتقال ممکن است به وسیله گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله انتقال فکر، یعنی زبان، از طرفی ساده و از طرف دیگر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.

یکی از اختلافات بارز بین حیوان و انسان آن است که انسان حیوانی ناطق می باشد و قدرت تکلم انسان جزو پارامترهای مهمی است که باعث برتری انسان بر حیوان می شود. زبان وسیله برقرار کردن ارتباط انسان ها با یکدیگر است. در اشعار بسیاری از گذشتگان بر رعایت کم حرفی تاکید شده است چرا که صحبت کردن زیاد باعث فوت وقت و عدم تفکرلازم است. هر چند در مواقعی صحبت کردن یک وظیفه فردی، اجتماعی، شرعی و غیره است. زبان ارگانی گوشتی است که به هر سمتی آن را بچرخانیم به همان سمت می رود و بر ماست تا بر آن کنترل لازم را داشته باشیم.

اسلام هر گونه عملى را كه لطمه به آبرو و شخصيت افراد جامعه باشد، تحريم كرده و آنرا از بزرگترين گناهان مي شمارد.
در قرآن وسنت بر اين امر بسيار تأ كيد شده است تا آنجا كه احترام مؤمن از خانه خدابيشتر قلمداد شده است .
به همين دليل غيبت ، دروغ ، توهين ، تحقير، سخن چينى ، افشاگرى ، استهزا،, سرزنش ، زخم زبان ، دشنام گوئى ، دهن كجى ، دست انداختن و مسخره كردن ديگران، شهادت کذب و غیره اكيدا حرام است .
حتى اگر كسى اجازه بدهد كه از او غيبت كنند، باز غيبت از او روا نيست زيرا آثار مخرب خود راداراست

در مقابل معمولا زبان نرم و منطقی می تواند مشکلات فراوانی را از سر راه بردارد. چه بسا جوانی که با سخنی خردمندانه، دچار تحول روحی غیر قابل توصیف گردد. زبان نیکو می تواند باعث پیوند دو قلب رنجیده از هم شود.

در قرآن، بالغ بر ۲۰ مرتبه از کلمه "لسان" و مشتقات آن که در عربی به معنای" زبان" است، استفاده شده است.

البته کلمه "قال" که در عربی به معنای گفتن است و در گفتن معمولا از "زبان" استفاده می شود، بسیار زیاد در قرآن آمده است که در این مختصر، مجال پرداختن به آن نیست.

قرآن در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان یاد می کند و در جایی از آن به عنوان وسیله ای جهت هدایت انسان ها و یا از تنوع زبان به عنوان نشانه الهی که باعث شناخت است و در معانی دیگری، که به مناسبت به آن پرداخته می شود، یاد گردیده است.

در سوره قصص به تاثیر نفوذ کلام اشاره می کند، آن جا که آمده است:

واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون (قصص ۳۴)

"و برادرم هارون از لحاظ بیان و فصاحت کلام بر من برتری دارد پس استدعا دارم او را برای تصدیق و تائید من همراه من بفرست چون که بیم دارم که مرا تکذیب کنند و من از عهده پاسخگویی بر نیایم"

در بعضی آیات به این اشاره شده که در واقع صحبت کردن به زبان مردم، باعث فهم بیشتر می شود و در قرآن آمده است که علت نزول قرآن به زبان عربی که زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آن را فهمیده و در جملات آن به تفکر بپردازند.

فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون (دخان ۵۸)

"( ای پیامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (که زبان عربی است) بیان فرمودیم تا آسان باشد و مردمان معانی را درک کنند و پند بگیرند"

ومن قبله کتاب موسی اماما ورحمة وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین (احقاف ۱۲)

"و پیش از آن، کتاب موسی که هدایت و رحمت بود و این قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بیان فرموده شده و مقصد آنست که ستمکاران را هشدار و نیکوکرداران را بشارت دهد"

وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وهو العزیز الحکیم (ابراهیم ۴)

"ما هیچ پیامبری را جز اینکه به زبان قومش تکلو کند به پیامبری مبعوث نکردیم تا بتواند حقایق و مطالب دین را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر کس را مصلحت بداند در گمراهی وا می نهد و هر کس را مصلحت بداند هدایت می فرماید و اوست آن بی همتا قدرتمند منشا حکمت"

ولقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشرلسان الذی یلحدون الیه اعجمی وهذا لسان عربی مبین (نحل ۱۰۳)

"ما کاملا اطلاع داریم که آنها می گویند: بشری او را تعلیم می دهد. زبان مادری شخصی که چنین نسبتی به او می دهند، زبان بیگانه است و این قرآن ( به زبان خود پیامبر یعنی) به زبان عربی است که برای عرب زبانها واضح و روشن و قابل فهم است"

بلسان عربی مبین (شعرا ۱۹۵)

"و ( فرآن) به زبان عربی ساده و قابل فهم بیان شده است"

در سوره قیامت به پیامبر هشدار داده شده که از صحبت کردن با عجله و بدون فکرو قبل از این که کلمات وحی به اتمام رسد، بپرهیزند.

لا تحرک به لسانک لتعجل به (قیامت ۱۶)

"( ای پیامبر) وقتی که آیه دارد نازل می شود شتابزده آن را بر زبان جاری نکن ( بگذار مطمئن شوی که آیه را بطور کامل شنیده ای)"

در آیه ای از زبان به عنوان عضوی از بدن یاد شده است.

ولسانا وشفتین ( بلد ۹)

"( آیا ما برای انسان) یک زبان و دو لب نیافریدیم؟"

در آیه ای از زبان به عنوان وسیله ای برای بشارت دادن و همچنین انذار، یاد کرده شده است.

فانما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا (مریم ۹۷)

"پس ( ای پیامبر) ما این قرآن را به زبان قوم تو آسان بیان کردیم تا بدان پرهیزگاران را بشارت ببخشی و مردمان بی اعتقاد و مجادله گر را بیم دهی"

برای گشودن گره از زبان و تاثیر گذاری آن باید از خداوند طلب استعانت نماییم چرا که در قرآن آمده است:

واحلل عقدة من لسانی ( طه ۲۷)

"و گره زبانم را بگشای"

ویضیق صدری ولا ینطلق لسانی فارسل الی هارون (شعرا ۱۳)

"( از طرفی) قلبم فشرده و می شود و زبانم لکنت دارد، پس ( برادرم) هارون را نیز با من ارسال فرما که دستیارم باشد"

خداوند در جایی از قرآن تاکید می کند که همانگونه که آفرینش آسمان ها و زمین از جمله آیات و نشانه های قدرت الهی است، به همان اندازه هم آفریدن تعداد زیادی زبان و لهجه هم جزو آیات خداوندی محسوب می شود.

ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین( روم ۲۲)

"و از نشانه های قدرت خداوند، آفرینش آسمانها و زمین و نیز اختلاف زبانها و رنگهای شما انسانهاست و به تحقیق در همه اینها نشانه هایی از حکمت الهی برای دانشمندان نهفته است"

در جایی از این که گفتار ما بدون علم و از روی نادانی بوده و یا چیزی را به زبان بگوییم که به آن ایمان نداریم، شدیدا نهی شده ایم.

اذ تلقونه بالسنتکم وتقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم وتحسبونه هینا وهو عند الله عظیم ( نور ۱۵)

"زیرا شما آن تهمت افواهی (زبانی) را پذیرفتید و نیز از دهانهایتان سخنانی خارج شد که کمترین علم و اطلاعی بدانها نداشتید و چنین کاری را امری سهل و بی اهمیت شمردید در حالی که نزد خداوند گناهی سنگین بود"

سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنا اموالنا واهلونا فاستغفر لنا یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم قل فمن یملک لکم من الله شیئا ان اراد بکم ضرا او اراد بکم نفعا بل کان الله بما تعملون خبیرا (فتح ۱۱)

"به زودی عربهای نا فرمان بادیه نشین، بهانه آورده به تو ( ای پیامبر) می گویند: نگهداری از مال و زن و فرزند ما را گرفتار کرده بود و نتوانستیم در خدمت تو باشیم برای ما طلب آمرزش کن، آنها به حرفی که می زنند قلبا اعتقاد ندارند تو در جواب به آنها بگو: در برابر مجازات الهی هیچکس نمی تواند از شما دفاع کند، اگر خداوند اراده به مجازات یا بخشش شما داشته باشد هیچکس را یارای جلوگیری از امر و اراده او نیست و او به اعمال شما آگاهی جامع دارد"

در قرآن در جایی از استفاده زبان برای حرفهای نیش دار و تلخ یاد شده است که یک علت آن، حسودی است.

اشحة علیکم فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر اولئک لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علی الله یسیرا (احزاب ۱۹)

"آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزدیک شود چشمانشان از ترس مانند کسی که مرگ به سراغش آمده در حدقه می چرخد و به تو ( ای پیامبر) برای کمک نگاه می کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله می کنند و آنها بر مال دنیا حریص هستند و آنان کسانی هستند که ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خداوند بسی آسان است"

ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون (ممتحنه ۲)

"آنها اگر بر شما دست یابند خصمانه با شما رفتار می کنند و دست و زبان به دشمنی علیه شما می گشایند و خیلی مشتاقند که شما را به کفر و کافری بکشانند"

در آیه ذیل خداوند از احتمال این که رهبران دینی برای منافع خویش حرفایی زده و آنها را کلام وحی عنوان کنند، خبر داده است که این خود نوعی دروغ بستن بر خداوند و تحریف است.

وان منهم لفریقا یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وما هو من الکتاب ویقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون ( آل عمران ۷۸)

"و از میان آنها ( یعنی علمای یهود) گروهی هستند که ( ضمن قرائت دست نوشته های خود) زبان خویش را به شیوه ای ماهرانه می پیچانند ( که شبیه تلاوت تورات باشد) تا گمان رود که آنچه تلاوت می کنند از جانب خداوند است و می گویند: اینها از جانب خداست.در حالی که چنین نیست، آگاهانه بر خداوند دروغ می بندند و خودشان هم از این دورغ گویی خویش مطلع هستند"

من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعنا وعصینا واسمع غیر مسمع وراعنا لیا بالسنتهم وطعنا فی الدین ولو انهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لکان خیرا لهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلا یومنون الا قلیلا ( نسا ۴۶ )

"برخی از یهودیان کلمات را ( به قصد تغییر معنی) به عمد تحریف می کنند، (مثلا) می گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم. و نیز ( به پیامبر) می گویند: بشنو که کاش نشنوی. و از روی استهزاء می گویند: رعایت حال ما را بکن. ولی آنها به قصد طعنه زدن به اسلام ( با لهجه عبری) و با پیچاندن زبان می گویند: ما را تحمیق کن. ولی اگر می گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم، و رعایت حال ما را بکن، تند نخوان تا معنی را بفهمیم، قطعا برای آنها بهتر و درست تر بود. خداوند آنان را به واسطه کفرشان، لعنت فرموده و در نتیجه جز تعداد کمی از ایشان ایمان نمی آورند"

ویجعلون لله ما یکرهون وتصف السنتهم الکذب ان لهم الحسنی لا جرم ان لهم النار وانهم مفرطون ( نحل ۶۲)

"آنها آنچه را برای خود نمی پسندند آن را خاص خداوند قرار می دهند و نیز زبانشان به دروغ می گوید: آن چیز خوب ( یعنی بهشت) از آن آنهاست. نه چنین نیست، سرانجام بدون شک آتش جهنم از آن آنهاست و مقدم بر دیگران به سوی آن روانه خواهند شد"

در آیه ذیل خداوند از این که کسانی هستند که به دروغ از بعضی چیز ها به عنوان حلال و از برخی به عنوان حرام با زبان خویش استفاده می کنند، خبر می دهد.

ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال وهذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون ( نحل ۱۱۶ )

"از گفتن حرفهایی بی اساس که زبانهایتان عامل شیوع آن هستند اجتناب کنید و نگویید این حلال است و آن حرام تا حکمی نادرست را به خداوند نسبت دهید، کسانی که بر خداوند دروغ می بندند روی رستگاری را نخواهند دید"

از آن جا که بنا به اعتقاد مسلمانان مردم در قیامت برای بازپرسی اعمال خویش در حضور الهی ظاهر می شوند، خداوند به ما هشدار می دهد مه مراقب اعمال خود باشیم در روزی که حتی زبان، دست و پا هم برای اعمال ما شهادت می دهند.

یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون ( نور ۲۴ )

"در آن روز که زبانها و دستها و پاهایشان علیه آنان در باره اعمالی که مرتکب شده اند گواهی می دهند"

لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود وعیسی ابن مریم ذلک بما عصوا وکانوا یعتدون(مائده ۷۸)

"آنهایی که از قوم بنی اسرائیل کافر شدند، ( به امر خداوند) به زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند، این مجازات به سزای نافرمانی ( از امر خداوند و پیامبران) و تجاوز گری مصرانه آنها مقرر فرموده شد"

ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق علیا (مریم ۵۰)

"و از رحمت خاص خود به آنها بخشیدیم و برای آنها مقام عالی و نام نیکو مقرر فرمودیم"

واجعل لی لسان صدق فی الآخرین (شعرا ۸۴)

"و برای من در بین آیندگان نام نیکو و ذکر خیر نصیب فرما"

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

در جستجوي فرعون غرق شده

در جستجوي فرعون غرق شده

در هيچ کدام از آيات قرآن به اسم فرعوني که در زمان حضرت موسي بر مصر فرمانروايي مي کرده اشاره نشده است. هويت اين فرعون که از مظاهر مهم ظلم , ستم و طغيان در برابر خداوند است در هاله اي از ابهام فرو رفته است. در واقع نه تنها قرآن , بلکه تورات و انجيل هم او را به سادگي فرعون خطاب کرده اند. اين ابهام خود انگيزه اي بوده که ساليان سال مسلمانان به همراه مسيحيان و يهوديان در پي يافتن هويت اين فرعون باشند.
داستان زندگي موسي, از بزرگ شدنش در خانواده سلطنتي مصر تا برگزيده شدنش به نبوت در سرزمين مقدس طوي و تا آشکار کردن معجزات خداوند در برابر فرعون کمابيش با جزييات يکسان در قرآن و تورات و انجيل آمده است. شايد مهمترين تفاوتي که روايت موسي در قرآن با دو کتاب آسماني ديگر دارد , در سرنوشت فرعون پس از تعقيب موسي و بني اسراييل است. در دو کتاب آسماني ديگر ,  سرنوشت فرعون به روشني بيان نشده است در حاليکه خداوند در قرآن مي فرمايد:

۱۰:۹۰-۱۰:۹۲
و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم
اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى مى‏كردى و از تباهكاران بودى
پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مى‏آيند عبرتى باشد و بى‏گمان بسيارى از مردم از نشانه‏هاى ما غافلند

۱۷:۱۰۳
پس [فرعون] تصميم گرفت كه آنان را از سرزمين [مصر] بركند پس او و هر كه را با وى بود همه را غرق كرديم

بنابر آيات بالا  نه تنها فرعون غرق شد  , بلکه بدنش هم براي عبرت بقيه بر ساحل افکنده شد. اين خود محرکي بوده است که مسلمانان در پي يافتن موميايي فرعوني باشند که عامل مرگش غرق شدن باشد. متاسفانه هيچ کدام از اين تلاشها به نتيجه قابل قبولي نرسيده است. هر از گاهي عده اي به خيال خوش خدمتي به اسلام و قرآن دم از يافتن چنين موميايي بر اساس مدارک سست علمي مي زنند. مشخصا همه اين ادعاها با شکست مواجه شده اند.
از طرفي چون دانشمندان مسيحي و يهودي به دنبال فرعوني نيستند که غرق شده باشد ,  تلاشهايشان بينتيجه بوده است.  به تازگي فيلمي مستند از داستان زندگي حضرت موسي با همکاري جيمز کمرون به نام Exodus Decoded ساخته و پخش شده است. اين فيلم که شايد آخرين دستاوردهاي دانشمندان مسيحي و يهودي در اين زمينه باشد , با ديدي نو به اين قضيه نگاه مي کند. در اينجا ليستي از فراعنه مختلف که ممکن است فرعون داستان حضرت موسي باشند آورده شده است:

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

خاموش همچون سوسنان

زبان آدمی از شگرفترین آفرینشهای خداوند است. گاهی سرخ است و سر سبز بر باد می دهد. گاهی شیرین است و مرهم بر دل زخم دیده می نهد. گاهی تند می شود و پرخاش می گوید و گاهی هم به قول مولوی همچون سوسنان خاموش می شود.

 

گاهي زبان چنان برنده مي شود که به قول دهلوی تیغ در برابر آتشش چو آب می شود:

تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است       تیغ چو آبست و زبان آتش است

گاهی هم آتش زبان چنان تند است که تلاش می کند حتی نور خدا را کم سو کند (سوره ۶۱ آیه ۸) ولی خدا نور خود را کامل می کند.

بارها شده که در مواجه با تیغ زبان در دو راهی انتخاب ایستاده ایم. آیا باید جواب تیغ را با تیغ داد و یا آرام بگذشت و تیغ زبان را با لطافت سکوت مدارا کرد. اینجاست که باید از قرآن شنید و از روان انبیا راه و روش آموخت. باید که هر تندی را با سخنی نغز لطیف کرد. باید که هر درشتی را با نرمی مدارا کرد و تیغ زبان نا اهلان را در نیام فرو برد. اگر مدارا کارگر نبود باید صبر کرد و شکیبایی پیشه کرد. باید گذشت و به خدا توکل کرد. چرا که یاری خدا می آید و نور خدا را نتوان خاموش کرد (سوره ۶ آیه ۳۴).

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

راز و نیاز با معبود

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.


گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.


گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

سوره النور, آيه ۴۱
آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

قرآن قرن اول هجری

قرآن روی پوست

قسمتی از آیه ۲۰ سوره الأعراف نوشته شده روی پوست که از قرن اول هجری به جا مانده است.

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

يك جرعه كوثر

يك جرعه كوثر     

مهدي خليليان
فاطمه جان! آمدنت را به خاطر مي‌آورم؛ تو را از بهشت آورده بودند. يادت مي‌آيد؟!
پدر، چهل روز هجران ديد؛ راست مي‌گويم، فاطمه جان! از خلوتِ «حرا» بپرس! و مادر، چقدر رنج كشيد از زخم‌زبان‌هاي زنان قريش و بني‌هاشم! و «مريم» آمد؛ «آسيه» و «ساره» هم بودند؛ و همه اين‌ها فقط به خاطر تو بود.
تو آمدي و تا واپسين روزهاي زندگيِ مادر، با او بودي. آن روزهاي تلخ اسارت را به خاطر داري؟ چشم‌هاي مادر، سنگين شده بود و تو در كنارش بودي. انگار تو مادر بودي و او فرزند! همان‌سان كه «مادر پدر» نيز شدي و مادر فقط چند روز پيش از آزادي، پرواز كرد!
چقدر رنج كشيدي فاطمه جان! پيش از هجرت... و چقدر محجوب بودي، آن‌گاه كه به خانه علي(ع) رفتي.
و تو ـ هيچ گاه ـ از او چيزي نخواستي.1

فاطمه جان! آمدنت را به خاطر مي‌آورم؛ تو را از بهشت آورده بودند. يادت مي‌آيد؟!
پدر، چهل روز هجران ديد؛ راست مي‌گويم، فاطمه جان! از خلوتِ «حرا» بپرس! و مادر، چقدر رنج كشيد از زخم‌زبان‌هاي زنان قريش و بني‌هاشم! و «مريم» آمد؛ «آسيه» و «ساره» هم بودند؛ و همه اين‌ها فقط به خاطر تو بود.
تو آمدي و تا واپسين روزهاي زندگيِ مادر، با او بودي. آن روزهاي تلخ اسارت را به خاطر داري؟ چشم‌هاي مادر، سنگين شده بود و تو در كنارش بودي. انگار تو مادر بودي و او فرزند! همان‌سان كه «مادر پدر» نيز شدي و مادر فقط چند روز پيش از آزادي، پرواز كرد!
چقدر رنج كشيدي فاطمه جان! پيش از هجرت... و چقدر محجوب بودي، آن‌گاه كه به خانه علي(ع) رفتي.
و تو ـ هيچ گاه ـ از او چيزي نخواستي.1
چقدر مظلوم بودي!
و چقدر مظلوم بودي و علي از تو هم، مظلوم‌تر.
و آن‌گاه كه پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شكست.
هيچ‌وقت، تو را چنين غمگين نديده بودم.
پدر كه گريه‌هايت را ديد، در آغوشت كشيد؛ هر چند خود نيز مي‌گريست! راستي! نگفتي پدر، برايت چه گفت؟
چه زود او را فراموش كردند و حرف‌هايش را! چه زود، تو را خشمگين كردند و خدا را.2
آمده بودند تا علي را ببرند. يادت مي‌آيد؟ هر چند، به ياد آوردنش نيز قلبم را مي‌آزارد. هر چند، هيچ‌كس نمي‌خواهد تو را به ياد بياورد، اما من شهادت مي‌دهم خون تو را و كودك نيامده‌ات را و «فضّه» نيز با من همزباني خواهد كرد آغوش گرم و خونينت را.
تمام مظلوميت، در چشم‌هاي علي(ع) جمع شده بود و ريسمان، فرياد را در گلويش مي‌شكست.
ديگر وقت نشستن نبود. انگار پيامبر بود كه برخاست و از پس پرده ـ در مسجد مدينه ـ سخن گفت؛ برآشفت و تو ـ ديگر ـ هيچ نگفتي؛ هر چند كودكانت را در برابر ديدگان اشك‌بارِ علي(ع) در آغوش گرفتي؛ هر چند علي(ع) 30 سال، تنها شد؛ هر چند...
محمدصورت و علي‌هيبت
زهرا(س)، بهار رسالت را در آستين داشت و گلاب ولايت از ديدگانش فرو مي‌چكيد.
مرد آفرين بانويي كه طنين فريادش، بت‌خانه‌ها را در هم مي‌شكست و دستان سبز و مهربانش، بوسه‌گاه هميشه پدر گشت.
خدايش از گُل و آيينه و لبخند آفريد، تا آفريدگانش، يازده گُل سُرخش ببويند. بهشتي سيرتي كه محمد صورت بود و علي هيبت.
«ام ابيها»ي عشق؛ زنده‌ترين زنان و روح مسيحاي زمين و زمان كه سكّان شفاعت را در روز حشر، به او سپرده‌اند. روزي كه هر فريادگري، چشم به فريادرسي دوخته و دست التجا به دامنش مي‌زند، تا از هول رستاخيز، رها گردد؛ كه ناگهان، آفتاب عشق، تابيدن مي‌گيرد.3
ارمغان «هل‌أتي»
نام بلند و با شكوهت از ازل تا ابد، در فرهنگ آفريدگار ثبت است و القابت تا هماره براي مردان و زنان، نمود وارستگي، ايستادگي، صبر، عفت، نجابت، و ... همه نيكي‌ها و زيبايي‌هاست.4
اي مادر آيينه و لبخند، اسوه وقار، قبله دل‌ها، ضريح گمشده، شكوه تاريخ، زينت هستي، آبروي عشق، شفيع شفيعان، سرچشمه رحمت، بانوي قيامت، عصمت ناب، شكسته استوار، ارمغان «هل‌أتي»، سرو باغ محمد مصطفي(ص)، الفباي امامت، الهه ايثار، زهره زهرا! محبت انفاق در راه خداي مهربان و تلاوت قرآن را نصيب دل‌هامان گردان5 و از سر احسان، ما را به كاروان شيعيان‌تان برسان.6

پي‌نوشت‌ها:
1. «اي علي! من از پروردگارم، شرم دارم چيزي از تو در خواست كنم كه توان برآوردن آن را نداشته باشي.»؛ ر.ك: علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 43، ص 59
2.  «به يقين، خداوند، با خشم فاطمه به خشم مي‌آيد و با خرسندي‌اش خشنود مي‌گردد»؛ از پيامبر اكرم(ص)؛ ر.ك: مجلسي، همان، ج 43، ص 320.
3. «آن‌ گاه كه در روز قيامت، برانگيخته شوم، گناه‌كاران امت پيامبر اسلام را، شفاعت خواهم كرد.» ر.ك: احقاق الحق، ج 19، ص 129.
4. امام مهدي ـ روحي فداء ـ فرمود: «دختر رسول خدا(فاطمه) براي من سرمشقي نيكوست.» ر.ك: طوسي، الغيبة، ص 286.
5. حضرت فاطمه(س): «از دنياي شما، محبت سه چيز در دل من نهاده شد: تلاوت قرآن، نگاه به چهرة پيامبر و انفاق در راه خدا.»؛ ر.ك: نهج‌الحياة، حديث 164.
6. حضرت فاطمه(س): «اگر به آن چه فرمانت مي‌دهيم، عمل كني و از آن چه بر حذر مي‌داريم، دوري كني، از شيعيان مايي؛ در غير اين صورت، هرگز!» ر.ك: مجلسي، همان، ج 68، ص 155.

ماهنامه موعود شماره 76
 

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

نقطه ته خط

نقطه ته خط     

8. «آنان كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي كنند».
و هنوز چشم آزاد مردان عالم به كارواني دوخته شده كه زينب سالار آن است. هنوز آواي امير(ع) از دل تاريخ به گوش مي‌رسد. زينب با همة حياي فاطمي خود، نگاهي به بي‌حياترين مردم روزگار خود مي‌كند، و رو به نامردترين انسان تاريخ، مردانه فرياد مي‌زند:
«چه انتظاري است از فرزند آن جگرخواري كه جگر پاكان را به دندان كشيد و گوشتش از خون شهيدان روييده است؟»
و با آرامشي حكيمانه، و وقاري آسماني، همة رؤياهاي شيطاني يزيد را پنبه مي‌كند و مي‌گويد:
«و اگر چه روزگار، مرا با تو هم گفتار كرد، ولي من هم چنان تو را حقير مي‌بينم و سرزنشت مي‌كنم و توبيخ كردن تو را واجب مي‌دانم».
اربعين هم‌نشيني با زينب (س) است كه با تمام وجود ايستاد. اربعين همراهي با حضرت امام سجاد(ع) است كه خورشيد امامت را تا ابد تابان نگه داشت.
9. نمي‌دانم اين چهارشنبه با چهارشنبه‌هاي ديگر چه تفاوتي دارد؟چهارشنبه‌سوري را مي‌گويم. مثلاً چه اتفاقي بايد با اين ترقه‌ها و آتش‌بازي در زندگي ما بيفتد كه بدون آن ممكن نيست. نمي‌دانم اين يادگاري از كجا آمده است؟ آيا ريشة آتش‌پرستي دارد، يا نيايشي به جا مانده از تاريخ گذشتگان است؟
البتّه اين روزها عادت شده كه به هر بهانه‌اي جشن بگيريم و قيمت‌هاي زيادي براي اين سوردادن‌ها و سورگرفتن‌ها بپردازيم. واقعاً بهانه‌اي بهتر از آتش‌بازي و بزرگ داشت چهارشنبة آخر سال براي شادي و خوش‌گذراني پيدا نمي‌شود؟ آيا اين همه هزينه كردن آيين «چهارشنبه سوري» عاقلانه است؟ چه چيزي در برابر اين هياهو، و حادثه‌آفريني‌ها به دست مي‌آوريم؟ لابد سلامتي و شادكامي سال آينده را. خوش به حالمان!
10. وقتي دوباره به اين پروندة 365 روزه نگاه مي‌كنم، حس غريبي به من دست مي‌دهد. حسي آميخته به افسوس و سرزنش. افسوس از اين كه ساعت‌هاي زيادي از لحظة تحويل سال، يعني دوشنبه ساعت 21 و 55 دقيقه و 35 ثانيه، فرصت داشتم تا نقشه بكشم و اين نقشه‌ها را عملي كنم. روزهايي كه مثل ابر و باد گذشت و دوباره بر نمي‌گردد.
خودم را سرزنش ‌مي‌كنم. پسرجان تو چقدر از اين روزها را به راحتي آب خوردن، يا حتي راحت‌تر از آن آب كردي. به آيينه كه نگاه كني مي‌فهمي كه من چه مي‌گويم. در اين 365 روز، گويي تو مانند زمين، پس از گردش كامل به دور خورشيد، در همان نقطة صفر ايستاده‌اي و خم به ابرو نمي‌آوري كه روي يك دايرة بسته حركت كرده‌اي. در اين مدّت با شتاب و سرعت بالايي هم رفته‌اي، امّا دريغ از اين كه يك گام به جلو برداشته‌ باشي؟
ترسيده‌ام. از اين همه يكنواختي دلم مي‌گيرد.سال 1385 هم پرونده‌اش بسته شده است و من مانده‌ام و هزاركار نكرده. هزار تصميم كه در صندوقچة اسرارم مدفون شده است. هزار جرقة سرنوشت ساز كه هيچ گاه در زندگي من زده نشد و خاطراتش با افسوس و حسرت زير خاكستر باقي ماند.
11. مسلماني من و تو هم مثال زدني است. خدا و پيامبر (ص) و اهل بيت را يك شعار مي‌كنيم و قاب مي‌گيريم. بدون اين كه فكر كنيم بايد خدا در زندگي ما جريان پيدا كند. رفتار پيامبر (ص) در وجود ما سايه بيندازد يا بوي اهل بيت تن و جان ما را جلا دهد.
سال «وجدان اخلاقي، انضباط اجتماعي»، سال «اميرالمومنين(ع)، سال «عز‌ّت و افتخار حسيني»، و سال «پيامبر اعظم (ص)».
اين رسم مباركي است كه هر سال را با چنين نام‌هاي ارزشمندي زينت مي‌دهيم. گويي اين ادارات و سازمان‌هاي فرهنگي منتظر اعلام چنين نام‌هايي هستند كه فردايش يك همايش برگزار كنند. چند بار نوشته بر در و ديوارها نصب كنند و ابتداي هر سخنراني كه دارند براي تبر‌ك، نامي از آن ببرند.
ولي آيا گامي براي فهميدن و عمل كردن و زنده كردن ياد و نام پيامبر اعظم(ص) برداشته‌ايم؟ آيا در روزهاي سال پيامبر اعظم(ص) اخلاق و رفتار او را تمرين كرده‌ايم؟ آيا نشانه‌اي از نيكي‌ها و زيبايي‌هاي او بر پيشاني ما نقش بسته است؟ آثا مهر و دوستي، صفا و صداقت، ايمان و عبادت ما نسبت به گذشته تغيير كرده است؟
به هر حال سال پيامبر اعظم تمام شده و كارنامة يك سالة ما تهيه شده است. چه نمره‌اي به خودمان مي‌دهيم؟ آيا اين كارنامه مُهر قبولي پايش خورده يا ...؟ قضاوت به عهدة خودتان!
يا حق

 

ماهنامه موعود شماره 73

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

ديدار يار غايب

ديدار يار غايب     
بار اوّلش نبود كه به نداري و پيسي مي‌خورد. هر بار هم كه اين‌طور مي‌شد با هر زحمت و جست و خيزي كه بود، خودش را بالا مي‌كشيد و يك جوري خلاصه رفع و رجوع مي‌كرد. حتّي سر جهيزيّة تنها دخترش كه در حدّ وسع و توانش، وسايلي را دست و پا كرده بود و نگذاشته بود، آب در دل عيالش محبوبه تكان بخورد. امّا اين بار كمي فرق مي‌كرد.


 سن و سالي از او گذشته بود. خودش هم اگر چيزي نمي‌گفت، موهاي جوگندمي و چين و چروك‌هاي روي پيشاني و گوشة چشم‌هايش از عبورِ گذشت سال‌هاي پر از سختي، ردّي ممتد بر جاي گذاشته بود.

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

این دو راهنما و هدف هستند؟

این دو راهنما و هدف هستند؟

پیامبر و امام‌، هدف‌ خلقت‌
 

«در بند آن‌ باش‌ كه‌ من‌ كیم‌ و چه‌ جوهرم‌؟ و به‌ چه‌ آمدم‌ و به‌ كجا می‌روم‌؟ و اصل‌ من‌ از كجاست‌؟ و این‌ ساعت‌ در چه‌ام‌؟ و روی‌ به‌چه‌ دارم‌؟» سلسله مباحث (فلسفه خلقت انسان) درصدد پاسخ به این سوالات مهم است.

 

در احادیث‌ اسلامی‌ چنین‌ آمده‌ است‌ كه‌ حضرت‌ رسول‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هدف‌ ازخلقت‌ جهان‌ بوده‌اند و خداوند به‌ خاطر ایشان‌ جهان‌ هستی‌ را آفریده‌ است‌.

«لَوْلا"ك‌َ لَما" خَلَقْت‌ُ اْلاَفْلاك‌»َ

«اگر تو نبودی‌ افلاك‌ را نمی‌آفریدم‌.»

با محمد بود عشق‌ پاك‌ جفت                         ‌بهر عشق‌ او را خدا لولاك‌ گفت‌

 

«اگر محمد صلی‌الله علیه‌وآله نبود نه‌ دنیا را خلق‌ می‌كردم‌ و نه‌ آخرت‌ را،همچنین‌ نه‌ آسمان‌ و نه‌ زمین‌ و نه‌ عرش‌ و نه‌ كرسی‌ و نه‌ لوح‌ و قلم‌ و نه‌ دوزخ‌ را خلق‌ می‌كردم‌.»

 

«خَلَقْتُك‌َ لاِجلْی‌ وَخَلَقْت‌ُ الاَشیْاءَ لِاِجْلَك‌»ِ

«تو را برای‌ خودم‌ آفریدم‌ و اشیا را برای‌ تو»

تنها پیامبر و امام‌ هستند كه‌ تمام‌ استعدادهای‌ درونی‌ خود را به ‌فعلیت‌ رسانده‌ و متخلق‌ به‌ اخلاق الهی‌ شده‌اند و شایسته‌ عنوان‌ خلیفة‌الله ‌هستند.

شیخ‌ صدوِق نیز از حضرت‌ رسول‌ صلی‌الله‌وآله روایت‌كرد كه‌ به‌ علی‌ علیه‌السلام چنین‌ فرموده‌است‌:

« یا عَلی‌ لَولا "نَحْن‌ُ م" خَلَق‌َ اللّه‌ُ آدَم‌َ و الحّوا و لاَالْجَنَّة‌َ وَ لا النّارَ وَ السَّماء وَ الارْض‌ »

« یا علی‌ اگر ما نبودیم‌، خدا نه‌ آدم‌ و حوا را خلق‌ می‌كرد و نه‌ بهشت‌ و جهنم‌ و نه‌ آسمان‌ و زمین‌ را.»

از رهگذر خاك‌ سر كوی‌ شما بود                   هر نافه‌ كه‌ بردست‌ نسیم‌ سحر افتاد

 

از آنجایی‌ كه‌ پیامبر و امام‌ كامل‌ترین‌ افراد بشر هستند و غایت‌ خلقت‌ نیز تحقق‌ كامل‌ترین‌ افراد است‌، پس‌ گویی‌ پیامبر و امام‌ غایت‌ وهدف‌ خلقت‌ می‌باشند.

هدف‌ خلقت‌ = انسان‌ كامل‌

پیامبر و امام‌ = انسان‌ كامل‌


از معادلات‌ فوِق به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ كه‌:
هدف‌ خلقت‌ = پیامبر و امام‌

 

همچنین‌ طبق‌ آیه « وَ ما خَلَقْت‌ُ الْجِن‌َّ وَ الانْس اِلا لِیَعْبُدُون‌ » كه‌ هدف‌ از خلقت ‌عبادت‌ نامیده‌ شده‌ است‌، می‌توان‌ گفت‌ كه‌ چون‌ عالی‌ترین‌ وكامل‌ترین‌ مرتبه‌ عبادت‌ از پیامبر و امام‌ صادر می‌شود، در نتیجه‌ پیامبر و امام‌ هدف‌ خلقت‌ به ‌شمار می‌روند.

بنابر آیه «‌ اِنَّی‌ جاعِل‌ٌ فِی‌ الارْض‌ِ » نیز می‌توان‌ پیامبر و امام‌ را هدف‌ خلقت ‌دانست‌. زیرا تنها پیامبر و امام‌ هستند كه‌ تمام‌ استعدادهای‌ درونی‌ خود را به ‌فعلیت‌ رسانده‌ و متخلق‌ به‌ اخلاق الهی‌ شده‌اند و شایسته‌ عنوان‌ خلیفة‌الله ‌هستند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

منبع:

نصری، عبدالله، کتاب فلسفه خلقت انسان، با اندکی تصرف

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

زندگی‌نامه خودنوشت فرزند آقامصطفی و هاجرخانم

زندگی‌نامه خودنوشت فرزند آقامصطفی و هاجرخانم
به همراه بخشی از نامه اخلاقی امام خمینی به فرزندشان

 امام

زندگی حضرت امام ره به روایت خودشان

متن زیر فرازهایی از زندگی حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامی ایشان حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالی

شماره شناسنامه: 2744

 تاریخ تولد: 1279 شمسی در خمین

اما در واقع 18 جمادی‏الثانی 1320 هجری قمری مطابق 30 شهریور 1281 شمسی است. 

نام: روح الله

نام خانوادگی: مصطفوی

نام پدر: آقا مصطفی

نام مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانساری)

محل صدور: در گلپایگان به وسیله صفری‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان.

امام 

در خمین در مكتب‌خانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیلاتم را شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلما) درسهای ابتدایی را خوانده و سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدی (دایی خودم) مقدمات را شروع كردم و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق را می‌خواندم و نزد برادرم (آیةالله پسندیده) سیوطی و شرح باب حادی عشر و منطق و درس مطول را یاد گرفتم.

سال 1339 قمری برای ادامه تحصیل به اراك رفتم. نزد مرحوم آقا شیخ محمد علی بروجردی مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكی شرح لمعه می‌خواندم.

پس از هجرت به قم كه به دنبال هجرت مرحوم آیت‏الله حاج شیخ عبدالكریم حائری باقیمانده مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقامیرزا محمد علی خوانده و مقداری از سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری اما  بیشتر آن را نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی كاشانی تا آخر سطح خواندم.

همراه با ایشان به درس خارج مرحوم آیت‏الله حائری (حاج شیخ عبدالكریم) می‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج فقه را نزد ایشان بوده‌ام و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا علی اكبر یزدی آموخته‌ام و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقای آقامیرزا محمد علی شاه‏آبادی بوده است.

پس از فوت مرحوم آقای حائری با عده‏ای از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقای بروجردی - رحمة‏الله - به قم آمدند، برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال و كارم تدریس معقول (فلسفه) و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود، پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان: مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت در نجف ادامه داشت و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد.

 

نام عیال (همسر) اینجانب: خانم خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران است، ایشان متولد 1292 شمسی، صبیه (دختر) حضرت آقای  حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی هستند.

تاریخ ازدواج: 1308

فرزندان:

مصطفی، متولد: 1309 شمسی،

احمد، متولد: 1324

دختران به ترتیب سن:

صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و لطیفه.

 


بخشی از نامه اخلاقی امام خمینی به فرزندشان
پسرم! نه گوشه‌گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود به جامعه و تشكیل حكومت شاهد گسستن از حق؛ میزان در اعمال انگیزه‌های انها است.

پسرم! از زیر بار مسئولیت  انسانی كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مكن كه تاخت و تاز شیطان در این میدان كمتر از میدان تا خت و تاز در بین مسئولین و دست اندر كاران نیست.

پسرم! سوره حشر را مطالعه كن كه گنجینه‌هایی از معارف و تربیت در آن هست و ارزش دارد كه انسان یك عمر در آنها تفكر كند و از آنها به مدد الهی توشه بردارد.

پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپاری و موثری را جز او ندانی.

پسرم! چه خوب است به خود تلقین كنی و به باور خود بیاوری یك واقعیت را؛ كه مدح  مداحان و ثناجویان چه بسا كه انسان را به هلاكت برساند و از تذهیب اخلاق و نفس دور‌تر سازد.

پسرم! گناهان را هر چند كوچك به نظرت باشند  سبك مشمار (انظر الی من عصیت) و با این نظر همه گناهان بزرگ و كبیره است.

پسرم! هیچگاه به دنبال تحصیل دنیا اگر چه حلال او باشد؛ مباش كه حب دنیا ‌گر چه حلالش باشد، راس همه خطایا است، چرا كه خود حجاب بزرگی است و انسان  را ناچار به دنیای حرام می‌كند.

تو جوانی و با قدرت جوانی كه حق داده است،  می‌توانی اولین قدم  انحراف را  قطع كنی و نگذاری به قدم‌های دیگر كشیده شوی كه هر قدمی،  قدم‌هایی در پی ‌دارد  و هر گناهی - گرچه كوچك - به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان‌ را  می‌كشد به طوری كه گناهان  بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز ‌آید بلكه  گاهی اشخاص به ارتكاب بعضی كبائر به یكدیگر فخر می‌كنند.


--------------------------------------------------------------------------------


منبع:
كتاب صحیفه امام (رحمةالله‌علیه) ؛ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

من كجا و افق‌هاي بالا!

من كجا و افق‌هاي بالا!

افق

يکي از دستورالعملهاي انسان ساز براي زندگي،وصيت امام صادق عليه السلام به يكى از اصحاب خاصّشان به نام عبداللّه بن جندب است كه مقامات والايى در معنويات و معارف داشته است. سلسله مطالب _ ره جويان صادق _ به بيان و توضيح جملات ايشان مي پردازد.

وسعت نظر اولياي خدا در عبادت

خداوند بندگاني دارد كه افق ديدشان بسيار بالاست. محاسباتي دارند كه با ما فرق مي‌كند؛ كساني هستند كه اصلاً مرتكب حرام نمي‌شوند و اگر هم لغزشي از آنها سر بزند در مكروهات است. اينها نگران آن نيستند كه كار حرامي كرده‌اند يا نه، بلكه به دنبال آن هستند كه ببينند آيا كار لغوي كرده‌اند يا نه. آنها سعي مي‌كنند حتي كاري كه براي آخرتشان هم بي‌فايده است انجام ندهند، تا چه رسد به كاري كه مضرّ است.

البته امثال ما در اين سطح نيستيم، اما توجه به اين مقامات كم‌ترين فايده‌اش اين است كه بدانيم كه هستيم و چه مي‌كنيم و به اين عبادت‌هاي دست و پا شكسته خود مغرور نشويم.
كساني كه افق ديد بالاتري دارند اگر هم فرصتي براي انجام مستحبات داشته باشند، به هر كار ديگري غير از واجب و مستحب كه دست بزنند از آن استغفار مي‌كنند. حرام كه جاي خود دارد، آنها حتي از مكروه هم استغفار مي‌كنند؛ زيرا خدا دوست ندارد انسان اهل لغو باشد: وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.

اين‌گونه افراد وقتي شب محاسبه مي‌كنند و مي‌بينند در طول روز كار حرامي مرتكب نشده‌اند، خيالشان راحت مي‌شود، اما حساب مي‌كنند چند كار لغو از آنها سرزده است. اين افراد محاسبه‌شان بيش‌تر از اين جهت است كه كدام كار را انجام داده‌اند كه اگر انجام نمي‌دادند ضرري به آخرتشان نمي‌رسيد؛ چه نگاهي كرده‌اند، چه سخني گفته‌اند، كدام صدا را شنيده‌اند،... كه اگر هم انجام نمي‌شد مشكلي براي آخرتشان پيش نمي‌آمد. نگراني بيش‌تر از اين است كه چرا اين قبيل كارها را انجام داده‌اند و وقتشان را صرف كاري نكرده‌اند كه حتماً سود داشته باشد.

 

استغفار از نماز!
شايد تصور كنيم بالاتر از آنچه تا به حال گفتيم ديگر فرض ندارد و كسي نيست؛ اما اين تصور اشتباه است. افرادي هستند كه آنچه را ما عبادت مي‌دانيم و دلمان خوش است كه خدا توفيق انجامش را به ما داده است، گناه مي‌دانند؛ كه حسناتُ الابرار سيّئات المقرّبين.

يكي از بهترين كارهايي كه در صدر اعمال خوب ما قرار دارد نماز است؛ اولياي خدا از نمازهايي كه ما مي‌خوانيم استغفار مي‌كنند و آنها را براي خودشان گناه مي‌دانند. اين گونه نماز خواندن در ‌شان اولياي خدا نيست. مقدار وقتي را كه ما در 24 ساعت صرف خواندن نماز مي‌كنيم حتي به يك ساعت هم نمي‌رسد. همين يك ساعت هم غالباً با توجه كامل همراه نيست. اگر نماز سخن گفتن با خدا است، بايد از توجه به غير خالي باشد. كمال بي‌ادبي است كه به هنگام سخن گفتن با خدا دل و قلبمان جاي ديگر باشد. تصور كنيد كه يكي از دوستانتان با شما صحبت مي‌كند، اما در بين صحبت پشتش را به طرف شما و رويش را به طرف ديگر مي‌كند؛ آيا اين كار را بي‌حرمتي و اهانت به خودتان تلقي نمي‌كنيد؟ هنگام نماز هم كه رويمان را به طرف خدا مي‌كنيم، اگر دلمان متوجه چيز ديگري باشد، در واقع به خدا پشت كرده‌ايم. خداوند جسم نيست كه رو و صورت ما به طرف او باشد، بلكه دل ما بايد به طرف خدا باشد. وقتي دلمان متوجه او نيست مثل اين است كه رويمان را از او برگردانيده‌ايم. در اين صورت، آيا چنين نمازي استحقاق ثواب دارد؟ آيا باز هم بايد به خودمان بباليم كه چنين عبادتي كرده‌ايم؟ يا بايد شرمنده باشيم كه چقدر بي ادب بوده‌ايم؟

كساني هستند كه اصلاً مرتكب حرام نمي‌شوند و اگر هم لغزشي از آنها سر بزند در مكروهات است.
آنهايي كه از ما بالاترند وقتي اعمال خود را محاسبه مي‌كنند، براي مثال، از خود مي‌پرسند، نماز صبحي كه خوانديم، يا دعا و قرآني كه خوانديم، چقدر با حضور قلب و توجه به خدا همراه بود؟ به اين دليل، هميشه استغفار مي‌كنند؛ چون مي‌بينند چيزي ندارند كه عرضه كنند، حتي در جايي كه خواسته‌اند با محبوبشان انس بگيرند، بي‌ادبي كرده‌اند.

البته امثال ما در اين سطح نيستيم، اما توجه به اين مقامات كم‌ترين فايده‌اش اين است كه بدانيم كه هستيم و چه مي‌كنيم و به اين عبادت‌هاي دست و پا شكسته خود مغرور نشويم.

 

--------------------------------------------------------------------------------

منبع:

مصباح يزدي، محمدتقي، پندهاى امام صادق(عليه السلام) به ره‌جويان صادق، با اندکي تصرف.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

چرا بايد نماز بخوانيم؟

چرا بايد نماز بخوانيم؟

سوال از فلسفه احکام، يکي از سوالات اساسي است. سلسله مباحث _ فلسفه احكام _ به دنبال پاسخ برخي از اين سوالات است.

چرا بايد خدا را عبادت كنيم؟ و چرا اين عبادت حتما بايد بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ويژگي‌هايي دارد؟
نماز و اسرار تربيتي آن

 نماز

• نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 

• دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.
• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 

• انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

 

--------------------------------------------------------------------------------


پي‏نوشت‏ها

1. سوره طه، آيه 14.

2. سوره عنكبوت، آيه 45.

زائربقيع چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 نظر بدهید!

دیار دلدار

دیار دلدار
 (5)

امام زمان

اشاره:

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم كه نجوشم

به هوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم (سعدی)

آنان كه كمر همت بر بسته اند كه از قعر جان تا اوج جانان سفر كنند، چه راست گفته اند كه سالك را در این راه پر فراز و نشیب و سخت كرانه ناپدید، بی گذر از شاهراه ولایت و بی مدد از خضر راه، امید نجاتی نیست.

عارفان بالله و استوانه های اخلاق كه در طریق سلوك الی الله از خود رسته و به خالق پیوسته اند؛ این همه را وامدار عنایات و توجهات آن امام یگانه دانسته و می دانند. از این روست كه می كوشند تا هماره در مجرای فیض بخشی ولی اعظم خدا قرار گیرند.

زائربقيع چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چه کساني شفاعت مي‏شوند؟

چه کساني شفاعت مي‏شوند؟

شفاعت

شفاعت اولياي الهي در روز قيامت، متوقف بر شرايطي است که در همين دنيا بايد آن شرايط را به دست آورد. در آيات و روايات، براي هيچ فرد يا گروهي، تضمين نشده است که حتماً مورد شفاعت قرار مي‏گيرند؛ بلکه صفات و ويژگي‏هاي کلي کساني که از اين نعمت بهره‏مند و يا محرومند، بيان شده است.

بر اساس آيات و روايات، شرايط شمول شفاعت نسبت به بنده گنه‏کار، عبارتند از

زائربقيع جمعه شانزدهم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بعداً می خونم !

بعداً می خونم !

آفات نوروزی (3)

 


 

دو دام شیطان


نیكى كردن به برادران دینى، خصوصاً شیعیان، از جمله مواردى است كه ائمه اطهار(علیهم السلام) روى آن تأكید فراوان كرده‌اند و روایات متعددى در این زمنیه وجود دارد.

 

امام صادق(علیه السلام) نیز در روایت شریفی مى‌فرمایند:

«یا بْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلشَّیطانِ مَصائدَ یَصْطادُ بها فَتَحامُوا شِباكَهُ و مَصائِدَهُ .اما مَصائِدُهُ فَصَدٌّ عَنْ بِرِّ الاِخوانِ، و اَمّا شِباكُهُ فَنَوْمٌ عَنْ قَضاءِ الصّلَواتِ الّتى فَرَضَهَا اللّهُ، 

شیطان دام‌هایى دارد كه به وسیله آنها انسان‌ها را صید مى‌كند. از بزرگ ترین، عمومى‌ترین و مؤثرترین دام‌هایى كه شیطان براى آدمیزاد مى‌گستراند، اول این است كه انسان را از خدمت كردن به دیگران، به ویژه برادران دینى خود باز مى‌دارد، دوم آن كه كارى مى‌كند تا انسان نمازهایش را به موقع نخواند.»

 

انسان ممكن است با انجام دادن واجبات و فرایض دینى خود فكر كند كه به طور كامل به وظیفه اش عمل كرده است، در حالى كه رفع نیازهاى مادى و معنوى برادران ایمانى نیز در حد توان از جمله وظایف دینى مسلمانان مى‌باشد. خصوصاً افرادى كه فعالیت خاصى مثل تحصیل، تدریس، نویسندگى و... را انجام مى‌دهند، باید بدانند كه وظایفى هم نسبت به دیگران، از جمله اقوام، همسایه ها، هم حجره اى‌ها و دوستان دارند، اما متأسفانه این گونه افراد به دلیل تمركز روى یك فعالیت خاص، كم تر به این نكته توجه دارند و از انجام این وظیفه مهم غافل اند. این غفلتى است كه

اولا، مقدمات آن را شیطان فراهم مى‌كند؛

ثانیاً، به ما القا مى‌كند كه اصلا چیزى ندارى كه بخواهى به دیگران كمك كنى؛

ثالثاً، ما را نسبت به نیازهاى دیگران بى تفاوت مى‌كند؛

یعنى حالتى را در ما ایجاد مى‌كند كه با خود بگوییم به من ربطى ندارد كه دیگران نیاز دارند یا ندارند، یا مى‌گوییم من زحمت كشیده‌ام و به اندازه رفع نیاز خودم چیزى را به دست آورده ام، آنها هم بروند زحمت بكشند تا محتاج دیگران نباشند.

 

حضرت در ادامه مى‌فرماید:

«هیچ عبادتى بالاتر از این نیست كه انسان در راه كمك كردن به برادران دینى خود قدمى بردارد، حتى اگر هم در این راه موفق به رفع نیاز آنها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دینى بالاترین عبادت است، بلكه دیدار دوستان، البته اگر براى خدا باشد، نیز بالاترین عبادت است.»


از دیگر دام‌هاى شیطانى، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت است. آنچه انسان را مستقیماً در مسیر تقرب الى الله به پیش مى‌برد، نماز است. نماز رابطه مستقیم بنده با خالق است. از جمله مسایلى كه باعث مى‌شود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده كند، زیاد خوابیدن، دیر خوابیدن و بد خوابیدن است. وقتى انسان دیگر اهتمامى به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، نسبت به مسایل دین نیز بى اعتنا مى‌شود و كم كم كارش به جایى مى‌رسد كه با دیده تمسخر به مناسك دینى مى‌نگرد:

«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ؛ سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند این شد كه كافر شده و آیات خدا را تكذیب و تمسخر كردند.» (1)

اگر خداى ناكرده انسان در این مسیر خطرناك قرار گرفت و نسبت به نماز بى اهمیت شد، در واقع با این كار مقدمات كافر شدن خود را فراهم ساخته است.

از جمله دلایل بى اعتنایى به دین و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محیطى است كه در آن جا عوامل انحراف و دنیاگرایى زیاد است به گونه‌اى كه آیات الهى كم تر به گوش مى‌رسد، موعظه كم تر است و دست رسى به استاد و مربى مشكل است. قرآن كریم در مورد كسانى كه عهد خدا و سوگند خود را به بهایى اندك مى‌فروشند، مى‌فرماید:

«أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الاْخِرَةِ وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَكِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛

اینان را در دار آخرت بهره‌اى نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت بدان‌ها ننگرد و از پلیدى گناه پاكیزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناك خواهد بود.» (2)

 

از خداوند متعال مى‌خواهیم كه ما را به وظایف خود آشنا و از شر وسوسه‌هاى شیطان دور سازد.

 

________________________________________

1. روم (30)، 10.


2. آل عمران (3)، (77).

 

منبع:
مصباح یزدی، محمد تقی، کتاب پندهاى امام صادق(علیه السلام) به ره‌جویان صادق

زائربقيع دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 نظر بدهید!

عید و اهل بیت

عید و اهل بیت

نرگس


1 - عید حقیقی

قال علی علیه السلام: الیوم لنا عید و غدا لنا عید و كل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید.مستدرك / حدیث 6679

امروز برای ما عید است وفردا نیز همین‌طور. و هر روزی كه در آن معصیت خدا زخ ندهد آن روز عید است.

 

2- عظمت عید غدیر

عن الرضا علیه السلام: و ان یوم الغدیر بین الاضحی و الفطر و الجمعه كالقمر بین الكواكب... و هو یوم التهنئة یهنی‌ء بعضكم بعضا. یقول الحمد لله الذی جعلنا من المتمسكین بولایة امیر المؤ منین و الائمة و هو یوم التبسّم فی وجوه الناس من اهل الایمان... و هو یوم الزینة. اقبال الاعمال / 464

روز عید غدیر در بین روزهای قربان و فطر و جمعه مانند ماه میان دیگر ستارگان است و آن روز روز تبریك و شاد باش گفتن است كه گروهی به گروه دیگر تبریك گفته و می‌گویند: " سپاس خدایی را كه ما را جزو چنگ زدگان به ولایت و سرپرستی امیر مؤمنان و امامان قرار داد" و آن روز روزی است كه خنده بر چهره مردم با ایمان است و روز آراستگی است.

 

3- عید نوروز

قال علی علیه السلام: نیروزنا كل یوم. من لا یحضر الفقیه / 3 /3 00

نوروز ما همه‌ی روزهاست!

نكته: این كلام شاید از این رو باشد كه "هر روز كه در آن گناه نشود عید است"، لذا آن بزرگواران كه هیچگاه گناه نمی‌كردند پس همه ایامشان نوروز بوده است.

 

قال الصادق علیه السلام: اذا كان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابك و تطیّب باطیب طیبك و تكون ذلك الیوم صائما. وسائل / 5 /2 88

وقتی نوروز شد غسی كن و بهترین و پاكیزه‌ترین لباسهایت را بپوش و خوشبوترین عطرهایت را بزن و در آن روز روزه باش.

 

4- عید و شب زنده داری

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: من احیی لیلة العید لم یمت قلبه یوم یموت القلوب.

هركه شب عید را شب زنده‌داری كند روزی كه دلها می‌میرند او دل نمی‌میرد.

وسائل /5/ 139

 

5- زیبایی صورت و سیرت در عید

قال زین العابدین علیه السلام: یتزین كل منكم یوم العید الی غسل و كحل و لیدُع ما بلغ ما استطاع و لا یكوننّ احدكم احسن هیأة و ارذلكم عملا. مستدرك / 6670

هر یك از شما باید در روز عید خود را با غسل و سرمه تزیین كند و ... و نباید هیچ یك از شما خوش ظاهر بوده ولی از نظر عمل و رفتار، پست كردار باشد.

 

6-  تزیین عید به اذكار الهی

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: زیّنوا اعیادكم بالتكبیر، زیّنوا العیدین بالتهلیل و التكبیر و التحمید و التقدیس. كنز العمال / 24094 24095

عیدهایتان را به تكبیر گفتن بیارایید و عید فطر و قربان را با گفتن لا اله الا الله و الله اكبر و حمد خداوند تقدیسش زینت كنید.

 

زائربقيع چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 نظر بدهید!

بیانات مقام معظم رهبری درباره قمه‎زنی

بیانات مقام معظم رهبری درباره قمه‎زنی

من واقعاً می‎ترسم از این كه خدای ناكرده، در این دوران كه دوران ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّی اسلام و تجلّی فكر اهل‎بیت علیهم الصّلاة والسّلام است، نتوانیم وظیفه‎مان را انجام دهیم. برخی كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیك می‎كند. یكی از آن كارها، همین عزاداری‎های سنّتی است كه باعث تقرّب بیشتر مردم به دین می‎شود. این كه امام فرمودند: « عزاداری سنّتی بكنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه كردن، به سر و سینه زدن و مواكب عزا و دسته‎های عزاداری به راه انداختن، از اموری است كه عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‎كند و بسیار خوب است. در مقابل، برخی كارها هم هست كه پرداختن به آنها، كسانی را از دین برمی‎گرداند.

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نظر آیة الله سیدمحمدباقر صدر(ره) درباره قمه‎زنی

نظر آیة الله سیدمحمدباقر صدر(ره) درباره قمه‎زنی

سخنان شهید آیة الله سیدمحمدباقر صدر در ردّ بدعت‎های عزاداری و قمه‎زنی:
از آنجا که هدف ما بازگشت به اهل‎بیت علیهم السلام است؛ و آن بزرگواران آگاه‎ترین افراد بر شریعت اسلام و بر آنچه در خانه رسول رخ داده و می‎دهد و مسائل مربوط به آن می‎باشند، با این حال چیزی از آنها به دست ما نرسیده که بتواند ربطی به این امور منفی که هم اکنون در عزاداری‎ها صورت می‎گیرد داشته باشد. به گونه‎ای که نه در زمان ائمه اطهار علیهم السلام، و نه در بعد از آن مردم با این امور منفی آشنائی نداشتند و این شیوه‎های عزاداری در زمان‎های معاصر ایجاد و رواج یافته‎اند. و اگر چیزی از این امور می‎توانست در خدمت به اهداف نهضت حسینی مفید و سودمند واقع شود حتماً اهل‎بیت علیهم السلام اولین کسانی بودند که به آن سفارش می‎نمودند. و یا حداقل باید اهل‎بیت علیهم السلام در این مورد حرفی می‎زدند و یا این که تشویق و حمایتی از این امور می‎نمودند؛ در حالی که می‎بینیم آن بزرگواران حتی در احادیث ضعیفشان نیز هیچ گونه اشاره‎ای به این امر نکرده‎اند.

از آنجا که هدف ما بازگشت به اهل‎بیت علیهم السلام است؛ و آن بزرگواران آگاه‎ترین افراد بر شریعت اسلام و بر آنچه در خانه رسول رخ داده و می‎دهد و مسائل مربوط به آن می‎باشند، با این حال چیزی از آنها به دست ما نرسیده که بتواند ربطی به این امور منفی که هم اکنون در عزاداری‎ها صورت می‎گیرد داشته باشد. به گونه‎ای که نه در زمان ائمه اطهار علیهم السلام، و نه در بعد از آن مردم با این امور منفی آشنائی نداشتند و این شیوه‎های عزاداری در زمان‎های معاصر ایجاد و رواج یافته‎اند.

این در حالی است که اهل‎بیت مثلاً هنگامی که در موضوع زیارت امام حسین علیه السلام از زیارت پیاده آن حضرت و مشکلات و سختی‎های راه آن سخن می‎گویند به بیان هر اجری که زائر در هر قدمش کسب می‎کند پرداخته و ریزترین امور را متذکر می‎شوند. پس می‎بینیم که چگونه این بزرگواران از این مسائل کوچک سخن گفته‎اند اما هیچ اشاره‎ای به این اشکال عزاداری ننموده‎اند.

همچنین می‎توان در تأکید این موضوع به صورتی واضح به سیره علمای بزرگ در طول تاریخ از زمان ائمه تاکنون اشاره نمود؛ به گونه‎ای که می‎بینیم علمای اعلام با این که تنها در پی عمل به واجبات شرعیه نبوده، بلکه به مستحبات و سفارشات رسیده از جانب شرع که وسیله قرب به خداوند متعال می‎باشند نیز اهمیت خاصی می‎دادند و خویش اولین کسانی بودند که به آنها عمل می‎نمودند، با این حال در تمام طول تاریخ و حتی تاریخ معاصر شاهد نبوده‎ایم که یکی از مراجع تقلید و یا یکی از علمای معروف مثلاً این گونه اعمال منفی را انجام داده باشند. در صورتی که اگر این اعمال از مقربات الهی بود این علماء اولین کسانی بودند که قیام به آن می‎نمودند.

پس اگر عالمی وجود دارد که بر انجام شدن این گونه اعمال اصرار دارد و آن را مستحب می‎داند پس اعتقاد دارم که او باید خود اولین کسی باشد که قمه می‎زند و آن را نیز همیشه ادامه دهد تا مردم نیز بر او اقتدا نمایند.

از طرفی نیز روشن است که در شریعت اسلام، تمام مردم مخاطب احکام شرعی می‎باشند و وجهی وجود ندارد که بگوئیم احکامی نزد ما وجود دارد که مخاطب آن مثلاً فقط علماء هستند و یا این که احکامی باشند که مخاطب آن فرد جاهل بوده باشد؛ به گونه‎ای که بعضی از احکام مخصوص علماء و بعضی مخصوص جهلاء باشد یا مثلاً این حکم مخصوص فرد آبرومند و این حکم مخصوص فرد فرومایه باشد و ... پس باید گفت که همه احکام شرعی مشترک بین مسلمانان می‎باشند؛ چه واجب و چه مستحب. پس اگر عمل مورد نظر ما نیز مستحب باشد برای همه مردم مستحب است چه آنها عالم باشند و چه عامی. با این حال شاهد نبوده‎ایم که هیچ یک از علماء در طول تاریخ اقدام به این عمل کنند که این بدان معناست که آنها این اعمال را مستحب و مقرب کننده نزد خداوند نمی‎دانسته‎اند و بنده شخصاً هیچ عالمی را تاکنون نمی‎شناسم که اصرار بر انجام این صورت‎های عزاداری داشته باشد و شاهد نبوده‎ام که مثلاً عالمی قمه بزند. پس اگر عالمی وجود دارد که بر انجام شدن این گونه اعمال اصرار دارد و آن را مستحب می‎داند پس اعتقاد دارم که او باید خود اولین کسی باشد که قمه می‎زند و آن را نیز همیشه ادامه دهد تا مردم نیز بر او اقتدا نمایند.

و من خویش شاهد این حقیقت بودم که مرجع کبیر آیت الله العظمی سید محسن حکیم (ره) دائماً می‎فرمودند:

«همانا قضیه قمه‎زنی، اندوه و غصه‎ای در گلوی ماست» پس ایشان با این دید به قمه‎زنی نگاه می‎نمودند، ولی در جواب سوالات نیز می‎نوشتند: اگر قمه‎زنی باعث ضرر به بدن یا هتک حرمت به مذهب اهل‎بیت و شیعیان گردد، حرام است.

 

منبع:

شعائر الحسینیه بین الوعی والخرافه، ص119-127

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

توزیع قمه توسط انگلیسی‎ها

توزیع قمه توسط انگلیسی‎ها

... در اسناد وزارت خارجه انگلیس بعدها منتشر شد و افشا شد كه در ایران و عراق و هند دست كم اینها سرمایه‎گذاری كلانی كردند كه چطور در محافل مذهبی و هیئت‎های مذهبی از جمله بین شیعیان نفوذ بكنند. و از جریان پاك و ارزشمند مدح اهل‎بیت سوءاستفاده بكنند و این جریان مبارك مؤثر در تاریخ شیعه و انقلاب را تبدیل كنند به عامل مخدر و تفرقه بین مسلمین .

حتی در یكی از اسناد آنها آمده كه بین بعضی از هیئت‎های می‎آمدند اشعاری را برای مداحی در اختیار آنها قرار می‎دادند كه كاملا بدعت بود. قمه توزیع می‎كردند بین عزاداران با بودجه خودشان . و اینها همه دست‎هایی است كه پشت پرده واقعا در این قضیه دخالت دارند و باید این دخالت‎ها را دید . البته ممكن است یك مداحی با اخلاص دروغ بگوید و یك عزادار با اخلاص هم قمه بزند. ما بحثی با اون‎هایی كه این كارها را انجام می‎دهند نداریم . اما توجه داشته باشیم كه پشت این جریانات و پرده‎ها گاهی ممكن است دست‎هایی در كار باشد برای این كه تفرقه و فتنه ایجاد بكنند و یك ادبیات افراطی.

روش‎های غالی‎گرانه، بدعت و هتاكی نسبت به مقدسات سایر مذاهب اسلامی را باب بكنند و مسلمین را از جبهه اصلی و نبرد اصلی منحرف بكنند ... .

 

منبع: 

نقل از سی دی مجموعه سخنرانی‎های استاد رحیم پور ازغدی تحت عنوان " آنچه نگفتند " سی دی شماره 1 (عنوان سخنرانی: سیره حاكمان، چه باید كرد؟ دقایق 6:00 تا 7:30 ) از موسسه فرهنگی طرحی برای فردا ، صحبت‎های استاد رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‎های نماز جمعه تهران .

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

قمه‎زنی ممنوع

قمه‎زنی ممنوع

در یکی از شهرها با وجود توصیه‏های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمه‎زنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست ‏برنمی‏داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می‏آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند. وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده‏ای برای قمه‎زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» (1)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه‏ای دارد و قصه‏اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرام‎تر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .

این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می‏شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می‏شود از ریشه «رعی‏» گرفت و هم از ریشه «رعن‏». اگر از «رعی‏» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن‏» است، ولی اگر از ریشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت ‏به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»

وقتی که مسلمانان می‏گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن‏» را اراده می‏کردند، ولی یهودی‎ها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمان‎ها به پیغمبرشان می‏گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه‏ای را که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند به کار نبرید .

بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می‏زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می‏کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه‏ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می‏کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده می‏کرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث‏ به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می‏دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه‏زنی شما سوء استفاده می‏کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی‏زنیم .

پس از این جلسه به تهران رفتیم و آن سال در آن شهر جز چند نفر کسی قمه نزد .

 

منبع:

مجله مبلغان، فروردین 1382، شماره 39 ، محسن قرائتی .

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

لزوم تبعیت از حکم ولی فقیه در حرمت قمه‎زنی

لزوم تبعیت از حکم ولی فقیه در حرمت قمه‎زنی

الف- فتاوی مراجع تقلید
حضرت آیت‌الله العظمی اراکی(ره)
دستور ولی‌امر مسلمین مبنی بر جلوگیری از اعمال خرافی در عزاداری محرم لازم الاطاعه است. (1)

 

حضرت آیت‌الله العظمی حسین مظاهری
سوال: قمه‎زدن از نظر فقهی چه حکمی دارد؟

چون ولایت فقیه نهی از آن کرده‌اند، همه باید از این کار پرهیز کنند؛ گرچه مقلد کسی باشند که جایز بداند.

                                                                                                   به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی www.almazaheri.ir

 

ب- سایر علما
حضرت آیت‌الله علی مشکینی(ره)
بعد التسلیم و التحیه، امور مذکور فوق، بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا محرم(حرام) است. مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزی حضرت حسین (علیه‌ الصلاة والسلام) که یکی از عبادات است، جدا خودداری نمایند... اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است.

 

حضرت آیت‌الله محمد یزدی
اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین بر همه لازم است و تخلف آن معصیت و گناه و متخلف معاقب خواهد بود. «بسیاری از مذکورات خلاف شرع بیّن و حرام است و برخی جزء بدع یا موجب وهن مذهب و تضعیف اسلام است. گذشته از آن که اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین؛ حضرت ‌آیت‌الله خامنه‌ای بر همه واجب و لازم است و تخلف از آن معصیت و گناه است و متخلف، معاقب خواهد بود و نظر دیگر نمی‌تواند حکم ولی‌امر را جایز التخلف کند. چه آن که حق حکم منحصر به ولی‌امر بالفعل است و فتوی ناقض حکم نیست.»

 

حضرت آیت‌الله محمد مومن
اطاعت احکام ولی فقیه واجب است.

 

حضرت آیت‌الله احمدی میانجی(ره)
عملی که موجب وهن مذهب شود جایز نیست... بعد از حکم ولی‌امر مسلمین دیگر جای این سوال نیست و اطاعت معظم‌ له واجب است.

 

حضرت آیت‌الله ابراهیم امینی
«... و ثالثا مقام معظم‌ رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) از انجام این قبیل امور نهی شدید فرموده‌اند و اطاعت از معظم‌ له بر همه شیعیان و پیروان ولایت فقیه لازم و مخالفت با آن حرام است. بدین جهت از عموم شیعیان انتظار می‌رود که در انجام مراسم عزاداری، از این قبیل امور اجتناب نمایند. خدا ما را از شیعیان راستین امام حسین علیه‌السلام قرار دهد.»

 

حضرت آیت‌الله شرعی
«مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) حماسه عاشورای حسینی را یکی از شاخص‌های قوی و توانمند مبارزات اصیل شیعی می‌دانند و به استناد تاریخ ثبت شده و متقن کربلا و روایات رسیده از معصومین (صلوات‌الله علیهم اجمعین) اقامه عزای سالار شهیدان را افضل قربات دانسته و تأکید شدید بر آن دارند. ایشان می‌فرمایند حرکت‌های سنتی عاشورا می‌بایست بیانگر و تقویت کننده پیام جهاد ایثار شهادت و ترجمان اسلام و مکتب باشد. قمه‌زنی و قفل‌زنی و ... یک فرآیند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصیل و ارزش‌های عظمی است که موجب وهن مکتب عاشورایی است. در این ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراییان واجب است فرمان و حکم ولی‌امر مسلمین جهان را اطاعت نمایند. بدیهی است سهل‌انگاری و عدم اطاعت، مبغوض حضرت حق متعالی است.»

 

حضرت آیت‌الله سید جعفر کریمی
... با عنایت به اظهار نظر فقیهانه مقام معظم رهبری؛ حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله الوارف) در این رابطه، پرداختن به امور فوق‌الاشاره به بهانه و عنوان عزاداری و مخالفت با نظر لازم الاتباع حضرت ولی‌امر مسلمین (مدظله) در این باره شرعا حرام و موجب استحقاق عقاب است.

 

حضرت آیت‌الله سید محسن خرازی
در موارد فوق‌الذکر اطاعت و پیروی از ولی‌فقیه و حاکم اسلامی لازم و واجب است.

 

حضرت آیت‌الله عباس محفوظی
از آنچه که موجب وهن است باید پرهیز شود و اطاعت ولی‌امر مسلمین لازم است.

 

حضرت آیت الله محسن حرم پناهی
اطاعت از احکام ولی فقیه واجب است.

 

حضرت آیت‌الله حسن تهرانی
در وضع کنونی، اموری که از مذکورات موجب وهن مذهب شیعه است، جایز نیست و اطاعت از حکم مقام معظم رهبری در این باره لازم است.

 

آیت‌الله احمد آذری قمی
... سرپیچی از اطاعت مقام معظم رهبری، گناه کبیره و موجب ضعف حکومت مقدس اسلامی است و به نذرهایی که قبلا انجام گرفته وفا واجب نیست، بلکه حرام است.

 

حضرت آیت‌الله سید محمد ابطحی
از کارهایی که موجب وهن مذهب است، باید اجتناب شود و آنچه که ولی‌فقیه دستور دادند واجب الاتباع می‌باشد.

 

حضرت‌ آیت‌الله استادی
با توجه به بیانات مقام معظم رهبری (دامت برکاته) لازم است ارادتمندان به حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام در مراسم عزاداری از شیوه‌هایی استفاده کنند که تعظیم شعائر الله باشد و از کارهایی که به فرموده معظم‌له موجب وهن مذهب است جدا خودداری نمایند. امید است همگی مورد لطف و عنایت حضرت سیدا‌لشهداء (علیه‌السلام ) باشیم.»

 

حضرت آیت‌الله راستی کاشانی
«بعد الحمد و الصلوه... امروز که روز حاکمیت اسلام است و رهبر عظیم‌الشان انقلاب؛ ولی امر مسلمین؛ حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای (دام ظله العالی) از قمه‎زدن و نظایر آن نهی فرموده‌اند و استکبار جهانی از هیچ توطئه‌ای علیه‌ اسلام و امت اسلام و ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین فرو گذار نمی‌کند بر همه مومنین واجب است از این‌گونه امور اجتناب کنند و با پیروی از رهبری و وحدت کلمه، دشمنان اسلام و مسلمین را مایوس گردانند خداوند متعال همه را از عزاداران اهل‎‎بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) و انصار حضرت ولی‌الله اعظم؛ امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.»

 

حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی
هر آنچه که مایه وهن شریعت اسلام است، طبعا حرام و خصوصا اگر مورد نهی ولی‌امر مسلمین است، بر عموم، اطاعت از آن واجب است.

 

حضرت‌ آیت‌الله موسوی تبریزی
عزاداری روزهای محرم و صفر و زنده نگه داشتن قیام مقدس حسین بن علی (علیه‌السلام) از بهترین عبادات و قربات است و هر عملی که موجب وهن اسلام و قیام مقدس حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) باشد حرام است و اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین، واجب و لازم است.

 

حضرت آیت‌الله مقتدایی
... با تشخیص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه‌زدن و نظایر آن از طرف رهبر معظم انقلاب؛ ولی‌امر مسلمین؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) اطاعت از معظم‌له بر آحاد مسلمین لازم و تخلف از آن حرام است.

 

حضرت آیت‌الله سید کاظم حائری
اولا ما شاهد آنیم که قمه‌زنی و بعضی اعمال شبیه به آن، ذاتا موجب تخریب وجهه اسلام و تشیع گشته‌اند و دشمنان کافر نیز در زمان حاضر برای آسیب وارد کردن به ما در این‌گونه اعمال تکیه نموده، تا دین ما را دین خرافه و وحشی‌گری معرفی نمایند.

و ثانیا چه ما چنین دیدی را نسبت به قمه‌زنی به دست آورده باشیم یا نه، باید از اوامر ولی‌امر مسلمین، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(حفظه‌الله) در این مورد اطاعت کنیم؛ زیرا ایشان در این مورد موضع‌گیری صریح و روشنی نموده‌اند که دیگر هیچ‌گونه عذری را برای مخالفت باقی نمی‌گذارد و بر تمامی مسلمین واجب است که از دستورات ایشان تقلید می‌کنند و چه کسانی که در این فتوا با ایشان هم نظر نبوده و یا از کس دیگری تقلید کنند؛ در هر صورت بر همه مسلمین واجب است از ایشان به خاطر ولی‌امر بودن‌شان تبعیت کنند.

                                                                                                                 سایت اینترنتی www.alhaeri.com

 

آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی

بسمه‌تعالی

... در کیفیت برگزاری مراسم و شیوه‌های آن بایستی سه شرط را مد نظر قرار داد:

...

2- آن که موجب وهن دین و مکتب تشیع و یا جامعه اسلامی و یا نظام مقدس جمهوری ‌اسلامی نباشد؛ زیرا که وهن هر یک از آنها از اعظم محرمات و کبائر است و تشخیص این امر از اختیارات ولی‌امر مسلمین است؛ بدان معنی که اگر در شرائط خاصی ولی‌امر مسلمین چنین تشخیص بدهد که شیوه به خصوص بر خلاف مصلحت جامعه اسلامی و یا موجب وهن و ضربه زدن به دین و یا نظام مقدس جمهوری ‌اسلامی است و بر اساس آن از برگزاری آن منع نماید، تبعیت از ایشان بر همگان واجب است و در این رابطه آحاد مکلفین نمی‌توانند از نظر شخصی خود تبعیت کنند.

                                                                            " قم/ 4 محرم الحرام 1415/ سید محمود هاشمی شاهرودی"

 


پی‎نوشت:

1- رجوع کنید به کتاب "پیرامون عزاداری عاشورا" دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص 37 .

 

منبع:

دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
پیراهن عروسی
دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام)ازحاج سعید حدادیان
دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حاج محمود کریمی
دانلود مولودی ویژه از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهماالسلام) از حسن خلج
عقد زهرا را بست در عرش مجید
عقد علی و فاطمه در آسمان بسته شد
جشن فاطمه و علی(علیهماالسلام)
خوشبختی وام بانکی نیست
عروسی خوبان
درس‎هایی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی(علیهما‎السلام)
درباره وب
اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

آمار کاربران

چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
1-امام حسن مجتبي
2-عرشيان خاك نشين
3- ستايشگران زاهدان
4تنها ترين سردار
5لينك باكس كريم اهل بيت {ويژه وبلاگ هاي مذهبي}
6-عاشقان وصال
7-خط سبز
8-وصال
9-انتظار سبز
10-حضرت زينب كبري سلام الله عليه
11-يا مهدي عج
12-كريمه اهل بيت {وبلاگ تخصصي حضرت معصومه }
13-كريم اهل بيت {امام حسن مجتبي عليه السلام }
14-هَل مِن ناصر یَنصُرنی
15-طلب ديدار
16-.:. ميهن انيميشن.:. گالري انيميشنهاي كاربردي.:.
17-رقص گلها
18-كلوپ هيئت محبان امام حسن مجتبي ع زاهدان
19-گروه وب لاگ های رضاگستر
20-هیئت دیوانگان رقیه شرق اصفهان
21-كربلايي110
22-بیان تاریخچه و اخبار بانک صادرات ایران
23-هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا- اردبیل
24-نازنين فاطمه
25-انتظار
26_بعظمتك يا الله بنبوتك يا محمد(ص) بولايتك يا علي..
27-مولاتی رقیه...وحید قاسمی
28-دانلودمداحي
29-شاید... جایی برای دل تنگی هایم
30- پيامبر اعظم
31-شوق رضوان
32-در حضور
33-بانـــــــــوی بی نشـــــان
34-رخ انديشه
35-غم يار
36-محبان مهدي فاطمه
37-هوالحکیم
38-دعا ومناجات
39-دروازه هاي نور
40-$$$$_یازدهمین وبلاگ بلاگفا_$$$$
41-بي نشان
42-سكوت عشق
43- پري دريايي
44-يار دلنواز
45-فرافن
46-حكايات خواندني
47-یه پوتین یه پلاک
48-عشق به خدا
49-غريب شام
50-خسته دلانه حرم یار
51-طرفداران امير قلعه نوعي
52-منتظران عشق
53-پارس قرآن
54-هيئت محبان حضرت قاسم بن الحسن "ع" شهرستان فريدونکنار
55-پایگاه اطلاع رسانی طب
56-تسنيم
57-كتاب
58-ذهن آشفته ئ عارف
59-محبوب دلها
60-ياران حسين
61-هیئت فاطمیون شهرستان انار
62-فطــــرُس (عشقبازی با خدا)
63-شش گوشه
64-بهشت روي زمين
65-شش گوشه
66-عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام
67-محبان المهدي
68-هیئت محبین الزهرا(س)-یادگاران شهدا اراک
69-بانوي بي نشان
70-دانلود كليپ هاي فوتبالي با حجم كم
71-هواداران کربلائی محسن صائمی
72-سوالاتی که مرا شیعه کرد
73-آخرغشق
74-یا فاطمةالزّهرا س
75-سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی
76-..:: یا رب 121 ::..
77-صبح سپيد
78-نکـــــــــــــــــته
79-صلای آشنا
80-سرداران شهید مازندران
81-"بهترین احادیث(با دسته بندی موضوعی)"
82-اخلاق ورفتار اسلامي
83-دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
84-عصرانتظاربروایت بحارالانوار جلد 13
85-به نام يگانه هستي بخش بي همتا
86-ياد يار
87-فاطميه
88-دوست داشتنی ترین پدر دنیا
89-حاج اقا مسئله
90-رهروان ولايت
91-قطعه اي از بهشت
92-دخيل هاي بسته
93-درکوچه باغ رباعی
94-امام حسن مجتبي عليه السلام
95-دانلود بهترين مجموعه هاي اموزشي
96-نسيم ظهور
97-احمدی نژاد مرد خدا
98-در أستان غدير
99-بلندی روشن
100-ساده اما پر محتوا
قالب بلاگفا

بخش ویژه
خبرنامه امام حسن مجتبي
 
با عضو شدن در خبرنامه از مطالب متنوع و زيبا در هر هفته بهره مند شويد





Powered by WebGozar


صفحه اصلي | آرشیو | لینکستان | تماس با ما