تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


دانلود مولودي و مديحه ويژه مبعث حضرت رسول حاج منصور ارضي حاج سعيد حداديان بني فاطمه سيد مهدي ميرداما

دانلود مولودي و مديحه ويژه مبعث حضرت رسول حاج منصور ارضي حاج سعيد حداديان بني فاطمه سيد مهدي ميرداماد  و حاج احمد نيكبختبان

دانلود در ادامه مطلب

يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود سخنرانی ویژه مبعث حضرت رسول از استاد انصاریان ُفلسفی و استاد رحيم پور ازغدي

دانلود سخنرانی ویژه مبعث حضرت رسول از استاد انصاریان ُفلسفی و استاد رحيم پور ازغدي

داتلود در ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ویدیوكلیپهایی چند در مدح حضرت ختمی مرتبت

ویدیوكلیپهایی چند در مدح حضرت ختمی مرتبت

دانلود در ادامه مطلب

يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بعثت در آيينه‌ي نگاه محمد (ص)

بعثت در آيينه‌ي نگاه محمد (ص)

پيامبر

در غار حرأ نشسته بود. چشمان را به افقهاي دور دوخته بود و با خود مي‌انديشيد. صحرا، تن آفتابسوخته خود را، انگار در خنكاي بي‌رنگ غروب، مي‌شست .

محمد نمي‌دانست چرا به فكر كودكي خويش افتاده است . پدر را هرگز نديده بود، اما از مادر چيزهايي به ياد داشت كه از شش سالگي فراتر نمي‌رفت . بيشتر حليمه، دايه خود را به ياد مي‌آورد و نيز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان‌ترين دايه خويش، صحرا را، پيش از هر كس در خاطر داشت: روزهاي تنهايي؛ روزهاي چوپاني، با دستهايي كه هنوز بوي كودكي مي‌داد؛ روزهايي كه انديشه‌هاي طولاني در آفرينش آسمان و صحراي گسترده و كوههاي برافراشته و شنهاي روان و خارهاي مغيلان و انديشيدن در آفريننده آنها يگانه دستاورد تنهايي او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مي‌گرفت . از مادر، شبحي به ياد مي‌آورد كه سخت محتشم بود و بسيار زيبا، در لباسي كه وقار او را همان قدر آشكار مي‌كرد كه تن او را مي‌پوشيد. تا به خاطر مي‌آورد، چهره مادر را در هاله‌اي از غم مي‌ديد. بعدها دانست كه مادر، شوي خود را زود از دست داده بود، به همان زودي كه او خود مادر را.

روزهاي حمايت جد پدري نيز زياد نپاييد.

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

قرآن معجزه جاوید

قرآن معجزه جاوید

حضرت محمد-ص-

 

اعجاز و ماهیت آن

قرآن كریم در آیه مورد بحث ، و آیاتى كه نقل كردیم ، ادعاء كرده است : بر اینكه آیت و معجزه است ، و استدلال كرده باینكه اگر قبول ندارید، مانند یك سوره از آنرا بیاورید، و این دعوى قرآن بحسب حقیقت به دو دعوى منحل میشود، یكى اینكه بطور كلى معجره و خارق عادت وجود دارد، و دوم اینكه قرآن یكى از مصادیق آن معجزات است ، و معلوم است كه اگر دعوى دوم ثابت شود، قهرا دعوى اولى هم ثابت شده ، و بهمین جهت قرآن كریم هم در مقام اثبات دعوى اولى برنیامد، و تنها اكتفاء كرد با ثبات دعوى دوم ، و اینكه خودش معجزه است و بر دعوى خود استدلال كرد به مسئله تحدى ، و تعجیز، و وقتى بشر نتوانست نظیر آنرا بیاورد هر دو نتیجه را گرفت .

چیزى كه هست این بحث و سئوال باقى مى ماند، كه معجزه چگونه صورت مى گیرد، با اینكه اسمش با خودش است ، كه مشتمل بر عملى است كه عادت جارى در طبیعت ، یعنى استناد مسببات باسباب معهود و مشخص آنرا نمى پذیرد، چون فكر میكند، قانون علت و معلول استثناء پذیر نیست ، نه هیچ سببى از مسببش جدا میشود، و نه هیچ مسببى بدون سبب پدید مى آید، و نه در قانون علیت امكان تخلف و اختلافى هست ، پس چطور مى شود كه مثلا عصاى موسى بدون علت كه توالد و تناسل باشد، اژدها گردد؟ و مرده چندین سال قبل با دم مسیحائى مسیح زنده شود؟!

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

معجزات پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

معجزات پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

حضرت محمد (ص)

 

هر پیامبری با معجزه نبوت و پیامبری خود را اثبات نموده است، خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است، و در جاهای مختلف برای اثبات نبوت خود و اتمام حجت با مردمان معجزه ای آورده است؛ که بزرگترین و ماندگارترین آنها قرآن کریم است که در طول زمان حجتی بر پیامبری او بوده است! اما علاوه برآن پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) معجزات دیگری داشته اند که برخی از آنها همانند شق القمر و معراج در خود قرآن آمده است و برخی دیگر در تاریخ ثبت شده است.

به طور کلی معجزاتی که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) ظاهر شد در چند مرحله ظاهر شده است:

نخست معجزاتی است که در بدو تولد ایشان رخ داد مانند فرو ریختن ایوان مدائن و تخت کسری و...

بخش دوم معجزاتی است که در هنگام کودکی تا زمان نبوت از آن حضرت ثبت شده است:

بخش سوم : معجزاتی است که از ابتدای بعثت تا پایان عمر شریف آن حضرت (صلّی الله علیه و آله) رخ داد

بخش چهارم : معجزاتی که بعد از وفات آن حضرت تجلی نمود.

که تعداد این معجزات را ۴۴۴۰ مورد عنوان کرده اند که به طور کلی در سه نوع معجزه می توان به آن اشاره کرد!

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

هفت بتی که پیامبر به جنگ آنها رفت

هفت بتی که پیامبر به جنگ آنها رفت

بت

 

اشاره:

چندین سال پیش مجله لبنانی النهج مورخ چهاردهم سپتامبر 1960 (23 شهریور 1339) مقاله ای از امام موسی صدر به مناسبت میلاد رسول اكرم منتشر كرد. از آن جا كه این مطلب حاوی نكات بدیع و تازه ای می باشد به فارسی برگردانده شده و تقدیم می شود.

ذهن آدمی از سپیده دم آفرینش، همواره در پی شناخت بوده است. از همین رو در طی هزاران سال در خود وپیرامون خود، به كشف ناشناخته‌ها پرداخت و با تلاشی جانكاه در پی حقیقت گشت. آنچه بیش از همه آدمی را به تكاپو وا می‌داشت و او را به اندیشیدن بر می‌انگیخت، ترس او بر سرنوشت خویش بود. زیرا كه خود را در جهانی پر سطوت، كه از زمین وآسمان بر او دشمنانی بزرگ را چیره می‌كرد، ناتوان می‌دید، ویارای برابری با آنها را نداشت. امنیت وثبات دو انگیزه ژرف ودو هدف دور دست او، در پس نگاههای خیره وترسان او در معمای طبیعت، بودند. برای تحقق امنیت وآسایش تنها دو راه پیش رو داشت:

- چیرگی بر طبیعت

- سازش با طبیعت از هر راه ممكنی.

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

پیامبر در عهدین

پیامبر در عهدین

پیامبر اکرم

 

خداى سبحان در آیه 157 سوره اعراف چنین فرموده است: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذی یجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنكر... .»

 از این آیه شریفه استفاده مى‏شود كه اهل كتاب در عصر نزول قرآن، بشارت به حضرت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله را در كتاب‏هاى خود مى‏یافته‏اند. همچنین بر اساس آیه سوره مباركه صف، حضرت عیسى‏علیه السلام خود را مبشر پیامبرى به نام «احمد» مى‏داند:

«و اذ قال عیسى بن مریم یا بنی‏اسرائیل انی رسول الله الیكم مصدقا لما بین یدى من التوراة و مبشرا برسول یاتی من بعدى اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.» (صف: 6)

این آیات و نظایر آن ما را از مراجعه به تورات و انجیل موجود بى‏نیاز مى‏سازد. گذشته از آن، كسى كه اندك آشنایى با عهدین موجود داشته باشد به یقین مى‏داند كه این كتب اندك شباهتى با تورات و انجیل مورد نظر قرآن ندارند، حتى تركیب و صورت محرفى از آنها نیز نمى‏توانند باشند. عهدین موجود «سیره مانندى‏» بیش نیستند كه در طول قرن‏هاى متمادى، نویسندگان بسیارى آنها را به رشته تحریر در آورده‏اند. بنابراین، جستجو از بشارت‏هاى قرآنى در این كتاب‏ها اساسا خطاست. با وجود این، شواهد و قراینى در آنها وجود دارد كه به خوبى، بر پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله قابل تطبیق است. این شواهد و قراین هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید قابل پیگیرى است.

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

حضرت علی در غار حرا

حضرت علی در غار حرا

مبعث رسول اكرم(ص)

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم پیش ازآنكه مبعوث به رسالت‏شود، همه ساله یك ماه تمام را در غار حرا به عبادت مى‏پرداخت ودر پایان ماه از كوه سرازیر مى‏شد ویكسره به مسجد الحرام مى‏رفت وهفت‏بار خانه خدا را طواف مى‏كرد وسپس به منزل خود باز مى‏گشت.

پیامبر هر سال در كوه حرا به عبادت مى‏پرداخت وجز من كسى او را نمى‏دید.

در اینجا این سؤال پیش مى‏آید كه با عنایت‏شدیدى كه پیامبر نسبت‏به حضرت على داشت آیا او را همراه خود به آن محل عجیب عبادت ونیایش مى‏برد یا او را در این مدت ترك مى‏گفت؟

قراین نشان مى‏دهد از هنگامى كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت على علیه السلام را به خانه خود برد هرگز روزى او را ترك نگفت.مورخان مى‏نویسند:

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

حضرت محمد مصطفی(ص)

 

این مطلب از نظر تاریخ مسلم است كه:

اولا-رسول خدا(ص)در تمام دوران زندگى قبل از بعثت‏خود،لحظه‏اى در برابر بتها پرستش نكرد،و از آئین مشركین وبت‏پرستان و سنتها و مراسم شرك‏آلود و غلط ایشان پیروى نكرد،و از«اكل میته‏»و ذبائحى كه نام خدا بر آنها ذكر نشده بودنمى‏خورد،و اینكه در صحیح بخارى و مسند احمد بن حنبل آمده‏است كه گویند:

براى رسولخدا(ص)سفره غذائى حاضر كردند،و زید بن‏عمرو بن نفیل (1) را نیز بر سر آن سفره خواندند،ولى زید از حضور برسر آن سفره خوددارى كرده گفت:

«انا لا آكل مما تذبحون على انصابكم،و لا آكل الا ما ذكر اسم‏الله علیه‏»

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بعثت رسول خدا

بعثت رسول خدا

واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت

 

در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنكاى بیرنگ غروب ، مى شست .

محمد نمى دانست چرا به فكر كودكى خویش افتاده است . پدر را هرگز ندیده بود، اما از مادر چیزهایى به یاد داشت كه از شش سالگى فراتر نمى رفت . بیشتر حلیمه ، دایه خود را به یاد مى آورد و نیز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان ترین دایه خویش ، صحرا را، پیش از هر كس در خاطر داشت : روزهاى تنهایى ؛ روزهاى چوپانى ، با دستهایى كه هنوز بوى كودكى مى داد؛ روزهایى كه اندیشه هاى طولانى در آفرینش آسمان و صحراى گسترده و كوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغیلان و اندیشیدن در آفریننده آنها یگانه دستاورد تنهایى او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مى گرفت . از مادر، شبحى به یاد مى آورد كه سخت محتشم بود و بسیار زیبا، در لباسى كه وقار او را همان قدر آشكار مى كرد كه تن او را مى پوشید. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى دید. بعدها دانست كه مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى كه او خود مادر را.

روزهاى حمایت جد پدرى نیز زیاد نپایید. از شیرین ترین دوران كودكى آنچه به یاد او مى آمد آن نخستین سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات دیدنى و در یاد ماندنى با قدیس نجران . به خاطر مى آورد كه احترامى كه آن پیر مرد بدو مى گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدرى به او مى گذاردند.

نیز نوجوانى خود را به خاطر مى آورد كه به اندوختن تجربه در كاروان تجارت عمو بین مكه و شام گذشت . پاكى و بى نیازى و استغناى طبع و صداقت و امانت او در كار چنان بود كه همگنان ، او را به نزاهت و امانت مى ستودند و در سراسر بطحاء او را محمد امین مى خواندند. و این همه سبب علاقه خدیجه به او شد، كه خود جانى پاك داشت و با واگذارى تجارت خویش به او، از سالها پیشتر به نیكى و پاكى و درستى و عصمت و حیا و وفا و مردانگى و هوشمندى او پى برده بود. خدیجه ، در بیست و پنج سالگى محمد، با او ازدواج كرد. در حالى كه خود حدود چهل سال داشت .

زائربقيع یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مزاحی پیامبرانه‏

مزاحی پیامبرانه‏

پيامبر

پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم پیر زنى را از قبیله اشجع دید فرمود:

پیر زن داخل بهشت نخواهد شد،

زن نشست و شروع به گریه كرد، بلال بن ریاح گفت: چرا گریه مى‏كنى؟! گفت: رسول خدا فرمودند: پیر زنان داخل بهشت نخواهند شد، بلال محضر آن حضرت آمد و گفت: یا رسول الله شما چنین فرموده‏اید؟

فرمود: آرى، سیاهان هم به بهشت نخواهند رفت،

بلال هم با آن زن شروع به گریه كرد، عباس عمومى حضرت آن دو را دید، سبب گریه‏شان را پرسید، گفتند: رسول خدا (ص) چنین فرمود: عباس محضر حضرت آمد، جریان را پرسید، فرمود:

آرى حتى پیرمردان هم به بهشت نمى‏روند، عباس نیز مانند آن دو شروع به ناله و شیون نمود.

آنگاه حضرت آن سه نفر را بحضور طلبید، قلوبشان آرام كرد و فرمود:

خداوند پیر زنان و پیرمردان و سیاهان را در بهترین شكل و قیافه زنده مى‏كند، همه در حالى كه جوان و نورانى‏اند داخل بهشت مى‏شوند «و قال: ان اهل الجنة جُرْدْ مُرْدٌ مُكَحّلوُنَ»

 

منبع:

خاندان وحى، سید على اكبر قریشى

زائربقيع دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 نظر بدهید!

گوشه هایی از خلق عظیم نبوی

گوشه هایی از خلق عظیم نبوی

روزهایى بس شیرین و به‏یادماندنى و تاریخ ساز پیامبر را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص، ‏توصیف و تعریف كرد. او هرگز در این واژه‏ها نمى‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفرید واگر او نبود، هیچ چیز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك‏» والاانسانى كه تا قاب قوسین او ادنى بالا رفت و به جایى رسید كه‏جبرئیل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد وبا صراحت‏به او عرض كرد: اگر یك مو بالاتر روم به نور تجلى‏بسوزد پرم.

زائربقيع دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

كرامتى عجیب و خوابى عجیبتر

كرامتى عجیب و خوابى عجیبتر

به سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى مردى از اتابكان شام به نام نور الدین محمودبن زنگى بر شام و حجاز حكومت داشت، او حاكمى بود نیكوكار و اهل تهجد و شب زنده‏دارى، شبى پس از تهجد و اعمال شب به خواب رفت و رسول خدا (ص) را در خواب دید.

آن حضرت دو نفر آدم سرخ پوست را به نورالدین نشان داد و فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده: «یا نورالدین انقذنى من هذین الرجلین» نورالدین با وحشت از خواب پرید، وضو گرفت و نماز خواند و بخوابد رفت، باز آن حضرت را در خواب دید كه مى‏فرمود: مر از دست این دو نفر نجات بده.

نورالدین باز از خواب پرید و مات و مبهوت درباره خواب فكر مى‏كرد دفعه سوم كه به خواب رفت باز حضرت را در خواب دید كه فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده، دیگر خواب به چشمانش نرفت.

زائربقيع دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

پیامبر فقراء

پیامبر فقراء

(1)


لزوم دوستى و محبت به فقرا و مستمندان


اى محمد؛ محبت خدایى، همان محبت به فقرا و همنشینى با آنان است.

پیامبر سؤال كرد: فقرا كیانند؟ فرمود: آنان كه به كم و اندك راضى و قانعند و بر گرسنگى صابر و شكیبا و برخوشى شاكرند. از گرسنگى و تشنگى شكایت نمى‌كنند و هرگز دروغ نمى‌گویند و بر خداى خویش خشم نمى‌گیرند و بر از دست داده ها اندوهگین و بر آنچه به دست مى‌آورند شادمان نمى‌شوند.

زائربقيع دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مولودی ویژه ولادت پیامبر اکرم و امام جعفر صادق علیه السلام

دانلود مولودی ویژه ولادت پیامبر اکرم و امام جعفر صادق علیه السلام

<<<<<<<**دانلود در ادامه مطلب **>>>>>>>
اگر پادشاه عالم شوم بازهم گداي حسنم
ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نام محمد صلی الله علیه و آله

نام محمد صلی الله علیه و آله

 در آفاق ملكوت


این مقاله در دو بخش تنظیم شده است. در بخش اول نمونه‌هایى از نگارش نام پیامبر صلی الله علیه و آله در جهان غیر مادى آمده؛ كه در ابتداى آن، توصیفى به بیان خداوند (در قرآن و حدیث) در مورد پیامبر آورده شده است.

بخش دوم كه به بررسى سابقه كتابت نام پیامبر اكرمصلی الله علیه و آله در جهان مادى مىپردازد، شامل الواح، سنگ نبشته‌ها، نگین انگشترها، كاشىها، قطعات چوبى و فلزى، سكه‌ها، جام‌ها، آبسنگ‌ها، فرش‌ها، پارچه‌ها و صدهاشی دیگر؛ كه بخش عظیمى از آن، ارزش هنرى نیز دارد. این بخش به دو جهت در این مقاله مختصر نمىگنجید:

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بی كسان را كس تویی

بی كسان را كس تویی


خواجگی هر دو عالم تا ابد
 
 كرده وقف احمد مرسل احد
 
 
یا رسول الله بس درمانده ام
 
باد در كف، خاك بر سر مانده ام
 
 
بی كسان را كس تویی در هر نفس
 
من ندارم در دو عالم جز تو كس
 
 
یك نظر سوی من غمخواره كن
 
چاره ی كار من بیچاره كن
 
 
گرچه ضایع كرده‌ام عمر از گناه
 
 توبه كردم عذر من از حق بخواه
 
 
روز و شب بنشسته در صد ماتمم
 
تا شفاعت خواه باشی یك دمم
 
 
از درت گر یك شفاعت در رسد
 
معصیت را مهر طاعت در رسد
 
 
ای شفاعت خواه مشتی تیره روز
 
لطف كن شمع شفاعت بر فروز
 
 
دیده ی جان را بقای تو بس است
 
هر دو عالم را رضای تو بس است
 
 
داروی درد دل من مهر توست
 
نور جانم آفتاب چهر توست
 
 
هر گهر كان از زبان افشانده ام
 
 در رهت از قعر جان افشانده ام
 
 
زان شدم از بحر جان گوهر فشان
 
كز تو بحر جان من دارد نشان
 
 
حاجتم آن است ای عالی گهر
 
كز سرفضلی كنی در من نظر
 
 


"عطار نیشابوری- منطق الطیر"

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

از ما گنه و ز تو شفاعت

از ما گنه و ز تو شفاعت


ای از بر سدره1 شاهراهت
 
وای قبّه ی عرش تكیه گاهت
 
 
ای طاق نهم رواق بالا
 
بشكسته ز گوشه ی كلاهت

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

حرمت همسایه

حرمت همسایه
هم عرض با حرمت مادر (2)

 


اول همسایه، بعد خانه

یكى از پدیده‌هایى كه در روابط همسایگان دخالت دارد و مىتواند بر مناسبات متقابل آنان اثر بگذارد، منزل مسكونى است. دیدگاه اسلامى بر این نكته اصرار مىورزد كه همسایگان در آرامش و آسایش اهل خانه دخالت دارند و حتى مىتوانند بر رشد عاطفى، اخلاقى و فكرى والدین و فرزندان اثر بگذارند. از این جهت، قبل از انتخاب خانه‌اى در هر محله‌اى، لازم است اوضاع همسایگان و مجاورین منزل مورد نظر، بررسى شود و از نیک بودن افرادى كه قصد زندگی کردن در كنارشان را داریم، اطمینان حاصل نماییم. رسول اكرم صلی الله علیه و آله به پیروان آیین اسلام تاكید مىفرماید: "التمسوا الجار قبل شرى الدار(18)؛ قبل از خرید خانه درباره همسایه تحقیق كنید."

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام با الهام از این سخن پدر والا تبارشان خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى علیه‌السلام فرموده‌اند: "یا بنى! الجار ثم الدار(19)؛ اى فرزندم! اول همسایه، بعد خانه."

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از خوشبختى مسلمان وسعت خانه، همسایه خوب و مركبی مناسب است.(20)


امام ششم از پدرش امام باقرعلیه السلام نقل كرده است كه در كتاب حضرت على علیه السلام چنین خواندم كه: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: "همسایه همچون نفس انسان است و نباید خسرانى متوجه او شود و روا نیست (بى دلیل) مجرم تلقى گردد. و حرمت همسایه با احترام مادر در یك ردیف است."
علامه مجلسى این روایت را با اندكى تفاوت در كتاب حلیة المتقین آورده است. خاتم پیامبران خوش یمنى و مباركى زن، مسكن و مركب را در روایتى بیان فرموده و در فرازى از این سخن پر فروغ، مسكنى را مبارك دانسته‌اند كه وسیع بوده و اهل آن از همسایگانى خوب برخوردارند و خانه‌اى را شوم دانسته‌اند كه محقر و تنگ بوده و اهل آن از دست همسایگان بد در رنج و عذابند.(21)

رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیانى نورانى فرموده است: وقتى دو نفر تو را در یك زمان دعوت كردند، دعوت كسى را كه خانه‌اش به تو نزدیك‌تر است بپذیر؛ زیرا كسى كه منزلش در قرب خانه‌ات قرار دارد، در همسایگى مقدم است.(22)

حفظ حرمت همسایه و توجه داشتن به ارزش‌هاى انسانى وى، از وظایف اخلاقى و وجدانى همسایگان است، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله چنین گوهر افشانى كرده‌اند:

"من كان یومن بالله و الیوم الاخر فلیكرم الجاره(23)؛ هر كس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید همسایه‌اش را حرمت نهد و اكرام نماید."

امام ششم از پدرش امام باقرعلیه السلام نقل كرده است كه در كتاب حضرت على علیه السلام چنین خواندم كه: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: "همسایه همچون نفس انسان است و نباید خسرانى متوجه او شود و روا نیست (بى دلیل) مجرم تلقى گردد. و حرمت همسایه با احترام مادر در یك ردیف است."

همچنین(24) از آن حضرت روایت شده كه: "حرمة الجار على الجار كحرمة دمه(25)؛ حرمت همسایه بر همسایه، همچون حرمت خون است."

احساس تعهد و مسئولیت در مقابل همسایگان، از وظایف دیگر ماست كه در منابع روایى به آن سفارش شده است. چنانکه حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: شایستگان (برگزیدگان) شما، صاحبان خرد هستند. سوال شد: صاحبان خرد چه كسانى هستند؟ فرمود: آنان صاحبان اخلاق نیكو، بردبارىهاى متین، صله ارحام، نیكى به پدر و مادر، و متعهدان نسبت به همسایگان و یتیمان بوده، اطعام كرده، سلام كردن را ترویج مىنمایند و نماز مىگذارند در حالى كه مردم در خواب غفلت فرو رفته‌اند.(26)


اگر خواستیم منزل مسكونى خود را در معرض فروش قرار دهیم، بهتر است این موضوع را با همسایگان مطرح كنیم تا اگر طالب آن هستند، به خرید خانه ما مبادرت ورزند. زیرا به فرمایش رسول اكرم صلی الله علیه و آله همسایه در خرید خانه بر دیگران برترى و اولویت دارد.
اگر خواستیم منزل مسكونى خود را در معرض فروش قرار دهیم، بهتر است كه این موضوع را با همسایگان مطرح كنیم تا اگر طالب آن هستند، به خرید خانه ما مبادرت ورزند. زیرا به فرمایش رسول اكرم صلی الله علیه و آله همسایه در خرید خانه بر دیگران برترى و اولویت دارد.(27)

در بیانى دیگر، آن حضرت تاكید نموده‌اند: وقتى كسى تمایل به فروش زمین یا منزلى دارد باید نخست به همسایه خود پیشنهاد كند.(28)

جابر مىگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر كه در بوستانى شریكى یا همسایه‌اى دارد نباید قبل از آن كه با او در میان بگذارد، آن را بفروشد.(29)


نیكى به همسایه

از مواردى كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در سخنان متعدد و موقعیت‌هاى گوناگون مورد تاكید و توجه قرار داده‌اند. آن حضرت به مسلمانان توصیه نموده‌اند: اگر خواستار آن هستید كه پروردگار و فرستاده‌اش شما را دوست بدارند... با همسایگان به نیكى رفتار كنید.(30)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل كرده‌اند كه: همسایه‌اى كه با همسایه خود خوش رفتارى نماید، ایمان دارد.(31) و نیز پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله تاكید فرموده‌اند: آنچه براى خود مىخواهى، براى مردم بخواه تا مومن باشى. و با همسایگان نیكى كن تا در زمره مسلمانان به شمار آیى .

رسول(32) خدا صلی الله علیه و آله چهار چیز را عامل زیادى رزق و روزى دانسته‌اند: خوش خلقى، خوش سلوكى با همسایگان، امتناع از آزار مردم، و كاهش بىقرارى و نگرانى در هنگام ناملایمات و عوامل اندوه آور روزگار.(33) و نیز از آن حضرت روایت شده است كه: رحمت الهى به فرزندى باد كه والدین خود را در نیكى یارى كند. و رحمت بر پدرى كه فرزند خویش را در نیكى كمك كند و بر همسایه‌اى كه در كارهاى خوب یار همسایه خود باشد.

جعفربن ابى طالب ـ كه همراه عده‌اى از اصحاب رسول اكرم صلی الله علیه و آله به سرزمین حبشه مهاجرت نمود تا از یك سو به تبلیغات دینى پرداخته و از طرف دیگر براى مدتى از فشارهاى مشركان مكه در امان باشند ـ به عنوان سخنگو و سرپرست این جمع در برابر پادشاه حبشه، بدون هیچ گونه نگرانى گفت: من آنچه را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده‌ام بدون كم و كاست، خواهم گفت. نجاشى به وى گفت: چرا از آیین نیاكان خود دست برداشته و به آیین جدید، كه نه با دین ما و نه با دین اجداد شما تطبیق مىكند، گرویده اید؟

او در پاسخ گفت: ما گروهى نادان و بت پرست بودیم. از مردار اجتناب نمىكردیم. پیوسته گرد كارهاى خلاف و منكر بودیم. همسایه نزد ما از هر گونه احترامى محروم بود. ضعیف، محكوم زورمندان گشته بود. با خویشاوندان خویش به جنگ برخاسته بودیم. روزگارى به این منوال بودیم تا این كه یك نفر از میان ما، كه سابقه درخشانى در پاكى و درستى داشت، برخاست و به فرمان خداوند، ما را به توحید فرا خواند و دستور داد در امانت كوشیده، از ناپاكىها اجتناب ورزیم و با خویشاوندان و همسایگان خوش رفتارى كنیم .

توجه به موضوع همسایه در مصاحبه‌اى مهم با پادشاهى غیر مسلمان از سوى سفیر رسول اكرم صلی الله علیه و آله، جالب توجه است. زیرا جعفر در تشریح اوضاع جاهلیت و برنامه‌هاى اصلاحى پیامبر، باید به نكاتى مهم اشاره مىكرد و چون وقت تشریح تمامى مباحث نبود، باید نكات زبده و موضوعات مهم‌ترى را مطرح مىنمود؛ كه موضوع همسایه در دستور كارش قرار گرفت.(34)

از رسول اكرم صلی الله علیه و آله پرسیدند: آیا در مال انسان غیر از امور واجب مثل زكات و مانند آن، حقى وجود دارد؟ فرمودند: آرى؛ نیكى به بستگانى كه قهر كرده‌اند و پیوند با همسایه مسلمان.


البته خوش رفتارى با همسایگان نباید با منت گذارى و نیكى را به رخ آنان كشیدن، توام باشد. و خود همسایگان به خوبى در مورد رفتارهاى ما قضاوت خواهند كرد. چنان که رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرموده است:"اگر همسایگانت تو را نیكوكار دانستند نیكوكارى؛ و در غیر این صورت، بدكارى!"
حضرت افزودند: "ما زال جبرئیل یوصینى بالجار حتى ظننت انه سیورثه(35)؛ آن چنان جبرئیل درباره همسایه به من سفارش نمود، تا آن جا كه گمان كردم همسایه مىتواند از همسایه خود ارث ببرد."

عبدالله بن عباس گفته است: چند روز قبل از آن كه رحلت حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرا رسد، آن حضرت براى ما خطبه‌اى ایراد فرمودند و چنان موعظه‌اى كردند كه چشم‌ها پر از اشك شد و دل‌ها نسبت به آن تپید و بدن‌ها به لرزه در آمد.

از مقدمه چینىها و تمهیدات پیامبر صلی الله علیه و آله برمىآید كه آن بزرگوار در واپسین روزهاى حیات دنیوى خویش در نظر دارد براى اصحابى كه از فرشتگان برترند و در جلسه‌اى كه گروهى مومن، وارسته و حتى فرشتگان حضور دارند، مطالب مهمى بیان فرمایند و آنان را به مسایل و امور خطیرى سفارش كرده و نصیحت فرمایند. به متن خطبه پیامبر كه مراجعه مىشود، ملاحظه مىگردد در چهار فراز آن، حضرت در مورد همسایگان نكاتى را تذكر داده‌اند و اصحاب برگزیده خویش را از اذیت كردن همسایه و سایر رفتارهایى كه مجاورین آنان را ناراحت نماید، بر حذر داشته‌اند و به نیكى نسبت به همسایگان تاكید كرده‌اند.

"حاتم طایى" از بزرگان عرب و مردى با سخاوت بود كه به همسایگان خویش خدمت مىكرد و حوائج آنان را برآورده مىنمود. وى قبل از آن كه به شرف ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله فایز گردد، درگذشت. تا سال نهم هجرى، دودمان حاتم طایى تسلیم اسلام نشده بودند، در این سال، گروهى از رزمندگان به فرماندهى حضرت على علیه السلام و با دستور پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به سوى مقر این قبیله (اردن كنونى) اعزام گردیدند تا آنان را به یكتا پرستى فراخوانند. حضرت علىعلیه السلام بر آن‌ها غلبه یافت و اسیران و غنائم را به مدینه آوردند و مقابل پیامبر قرار دادند. وقتى آن حضرت براى تماشاى اسیران آمدند، دختر حاتم ـ كه در میان آنان بود ـ از جاى برخاست و عرض كرد:

اى فرستاده الهى! پدرم از دنیا رفته و برادرم عدى گریخته است، بر من منت گذار و آزادم كن و شماتت قبایل عرب را از من دور ساز. همانا پدرم بردگان را آزاد مىساخت، از همسایگان نگهبانى مىنمود و به امور آنان رسیدگى مىكرد و آشكارا در حوادث تلخ و ناملایمات به امداد مردم ـ خصوصا خویشاوندان و همسایگان ـ مىپرداخت.

پیامبر صلی الله علیه و آله به دلیل ارج نهادن به ارزش‌هاى اخلاقى، خطاب به وى فرمود: این صفات، از خصال مسلمانان و مومنان است و اگر پدرت مسلمان بود، بر او رحمت مىفرستادیم. سپس به اطرافیان فرمود: به پاس ارج نهادن به روش نیكوى پدرش، این دختر را آزاد سازید و به برادرش عدى تحویل دهید. وى كه سفانه نام داشت، به نزد برادر خود عدى آمد و از برخورد شایسته پیامبر سخن گفت. وى نیز به مدینه آمد و با پیامبر ملاقات كرد و اسلام آورد و از یاران با وفاى حضرت على علیه السلام به شمار آمد و در جنگ‌هاى جمل، صفین و نهروان در ركاب امیرمومنان على علیه السلام از خود رشادت‌ها نشان داد. و همه این‌ها، از بركات احسان و نیكى به همسایه است.(36)

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از برخى مسائل نزد پدر خویش شكوه نمود. پس از آن، حضرت محمد صلی الله علیه و آله ورقه‌اى به دخترش مرحمت كرد و اضافه نمود: مضامین آن را فراگیر. در آن، نوشته شده بود: "هر كس به خداوند و روز قیامت ایمان داشته باشد همسایگان را مورد آزار قرار نمىدهد و نیز میهمان خویش را گرامى داشته و سخن نیكو مىگوید یا سكوت اختیار مىكند."(37)

از ابن مسعود روایت شده است كه: مردى به خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شرفیاب شد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا! آیا از پدرتان نزد شما چیزى باقى است؟ آن بانوى مكرم فرمود: اى كنیزك! آن چوب تر را برایم بیاور. او هم پس از تفحص بسیار، آن را یافت و به حضرت زهرا علیهاالسلام تحویل داد كه در آن نوشته شده بود:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كسى كه همسایه از دست او در امان نباشد، ایمان ندارد و كسى كه به خدا و روز قیامت یقین دارد، به همسایه آزار نمىرساند.(38)

آزار نرساندن به همسایه و نیكى نمودن به او، بدین معناست كه در ایجاد آرامش و آسایش براى او و اهل خانه‌اش دلسوزى كنیم، در حد توان، دشوارىها را از سر راهش برداریم، طمع به مالش نداشته و ارتباط خود را با وى بر اساس صفا و صمیمت بنیان نهیم. این تلاش اخلاقى و رفتار انسانى، در زندگى دنیایى ما اثر مطلوب مىگذارد و موجب افزایش امید به زندگى، رهایى از آشفتگىهاى عصبى و منجر به رفع نیازها و شركت در عمران و آبادانى محله مىشود. و این گونه وفاق اجتماعى و تشریك مساعى توام با برخوردهاى عاطفى، موجب فزونى نعمت‌ها و افزایش بركات، جلب اعتماد و تقویت حسن اطمینان همسایگان نسبت به یكدیگر خواهد شد.

البته خوش رفتارى با همسایگان نباید با منت گذارى و نیكى را به رخ آنان كشیدن، توام باشد. و خود همسایگان به خوبى در مورد رفتارهاى ما قضاوت خواهند كرد. چنان که رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرموده است:

"اگر همسایگانت تو را نیكوكار دانستند نیكوكارى و در غیر این صورت، بدكارى!"(39)


پى نوشت‌ها:

18 . كلمات نغز محمد صلی الله علیه و آله، ص 9.

19 . كشف الغمه فى معرفه الائمه، على بن عیسى اربلى، ج 2، صص 26 و 25 / علل الشرایع، ص 181.

20 . خصال صدوق، ج 1، ص 179.

21 . المحجة البیضاء، ج 3، (آداب الصحبة و المعاشرة)، ص 423.

22 . نهج الفصاحه، ص 25.

23 . المحجة البیضاء، ج 5، ص 125/ الحكم الزاهره، ص 421 / كیمیاى سعادت، ج 1، ص 427.

24 . تنبیه الغافلین، ص 106 / نهج الفصاحه، ص 573.

25 . نهج الفصاحه، ص 286.

26 . جهادالنفس، شیخ حر عاملى، ترجمه على صحت، ص 42.

27 . نهج الفصاحه، ص 27 / كلمات نغز محمد صلی الله علیه و آله، ص 22.

28 . نهج الفصاحه، ص 32.

29 . آثار الصادقین، آیة الله صادق احسان بخش، ج 2، ص 376.

30 . نهج الفصاحه، ص 463.

31 . مجموعه ورام، ج 1، ص 24.

32 . نهج الفصاحه، ص 14.

33 . نزهة النواظر، ص 23 و 45.

34 . فروغ ابدیت، جعفر سبحانى، ج 1، ص 315 و 314.

35 . سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمى، ج 1، ص 414 و 413/ نخبة الانوار فى هدایة الابرار، مولوى همدانى، ص 77/ تنبیة الغافلین، ص 106/ نهج الفصاحه، ص 546.

36 . الاصابة فى تمییز الصحابه، ج 2، ص 460 و ج 4، ص 322/ زهرالربیع، ص 89 / مجالس المومنین، قاضى نورالدین شوشترى، ج 1، ص 646.

37 . الكافى، ج 2، (باب حق الجوار)، ص 667/ وافى، ج 1، ص 350 / ذخیرة العباد، جزء 3، ص 53.

38 . سفینة البحار، ج 1، حدیث فاطمه زهرا(س) .

39 . نهج الفصاحه، ص 24 / المحجة البیضاء، ج 3، ص 425.

منبع:

مجله كوثر، شماره ( 50 )

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

حرمت همسایه

حرمت همسایه
هم عرض با حرمت مادر (1)

 


ضرورت بحث

پس از خانواده كه كوچك‌ترین و اساسى‌ترین تشكل اجتماعى انسان‌ها به شمار مىآید، افرادى كه در یك محل گرد هم مىآیند و با یكدیگر همسایه مىشوند با وحدت، وفاق و معاشرت‌ها و روابط عاطفى مىتوانند پاسدار بعد انسانى و ارزشى و ضامن استحكام و استوارى واحد اجتماعى خویش باشند.

اسلام براى همسایگان همچون خویشاوندان، حقوقى قایل شده كه اگر كسى بخواهد آن‌ها را نادیده انگارد یا ضایع نماید، گناهكار، خاطى و متجاوز است. در آیه 36 از سوره نساء، خداوند از انسان مسلمان و بنده راستین و با اخلاص خود مىخواهد كه پس از اطاعت و عبادت او، حق بندگان دیگر و آداب معاشرت را مراعات كند و در واقع طبق این آیه، خداوند نسبت به حق خویش و حقوق انسان‌ها ده فرمان بسیار مهم صادر نموده كه بند ششم و هفتم آن، در خصوص همسایگان دور و نزدیك است كه اولا رعایت حقوق آنان طبق مفاد این آیه، عمل نمودن فرمان واجب الهى است و ثانیا این رفتار در ردیف پرستش خداوند و شرك نورزیدن به او آمده است. مفسرین براى "جار ذى القربى" و "جار جنب" كه در این آیه آمده، بررسىهاى گوناگونى ارائه داده‌اند.(1) به همین دلیل امام صادق علیه السلام فرموده است:

"علیكم بحسن الجوار فان الله عزوجل امر بذلك(2)؛ بر شما باد به خوش همسایگى پس به درستى كه خداوند بدان امر كرده است." آن فروغ فروزان در فرمایشی دیگر شیعیان را به این موضوع توجه داده است:

"رسول اكرم صلی الله علیه و آله براى پرهیزگارى، اهتمام در راه دین، راستى در گفتار، اداى امانت، سجده طولانى و خوش رفتارى نسبت به همسایه، مبعوث شده اند."(3)


"رسول اكرم صلی الله علیه و آله براى پرهیزگارى، اهتمام در راه دین، راستى در گفتار، اداى امانت، سجده طولانى و خوش رفتارى نسبت به همسایه، مبعوث شده اند."
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز به مسلمین توصیه نموده‌اند: "اگر خواستار آن هستید كه پروردگار و فرستاده‌اش شما را دوست بدارند، وقتى امانتى به شما سپردند آن را ادا كنید و در سخن و گفتار صداقت را در نظر داشته و با همسایگان خود به نیكى رفتار كنید."(4)


حد همسایگى، حقوق همسایگان

رسول اكرم صلی الله علیه و آله در خصوص حد همسایگى فرموده‌اند: "كل اربعین دارا جیران من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله(5)؛ تا چهل خانه از رو به رو، پشت سر، طرف راست و سمت چپ، همسایه محسوب مىگردند." از رسول اكرم صلی الله علیه و آله درباره حد همسایگى سوال شد، فرمودند: "حد الجوار اربعون دارا(6)؛ حد همسایگى چهل خانه است." ابن قدامه روایت مرسله‌اى از عایشه نقل كرده كه در آن آمده است از نبى اكرم صلی الله علیه و آله از حد همسایگى سوال شد كه همین جواب را دادند.(7)

امام صادق علیه السلام فرموده است: مردى از انصار نزد رسول اكرم صلی الله علیه و آله آمد و عرض كرد: خانه‌اى از فامیلى خریده‌ام و نزدیك‌ترین همسایه‌ام كسى است كه به خیرش امیدى ندارم و از شرش هم مصون نمىباشم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام و ابوذر فرمود كه در مسجد فریاد بزنند: "ایمان ندارد كسى كه همسایه او از شرش در امان نیست." پس سه بار این مطلب را گفتند. بعد از آن با دست خود اشاره فرمودند تا چهل خانه از پس و پیش و راست و چپ.(8)

اگر مردم این توصیه‌ها را مراعات كنند و وظایف خویش را در مورد همسایگان تا چهل خانه انجام دهند و حقوق متقابل در مورد این چهل خانه رعایت شود، مردمى كه در شهرك‌ها، محله‌ها، روستاها و چادرهاى عشایرى زندگى مىكنند، تا مسافت قابل ملاحظه‌اى به دلیل رفتارهاى پسندیده نسبت به همدیگر از زندگى توام با آرامش، مودت، اطمینان و اعتماد متقابل برخوردار خواهند شد و چنین پدیده‌اى بر رشد عاطفى، فرهنگى، بهبود ساختار اجتماعى و اقتصادى این نواحى اثر خود را خواهد بخشید؛ و افراد بسیارى قادرند دشوارىها و ناملایمات را پشت سر نهند یا در هنگام گرفتارىها به یارى هم بشتابند و از معضلات زندگى یكدیگر گره گشایى كنند.


پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به مسلمین توصیه نموده‌اند: "اگر خواستار آن هستید كه پروردگار و فرستاده‌اش شما را دوست بدارند، وقتى امانتى به شما سپردند آن را ادا كنید و در سخن و گفتار صداقت را در نظر داشته و با همسایگان خود به نیكى رفتار كنید."
البته یادآورى مىگردد افرادى كه در همسایگى ما به سر مىبرند، بنا به اعتقادات و خویشاوندى، بر سه دسته قرار مىگیرند. چنانکه در روایتى آمده است:

"قال النبى صلی الله علیه و آله الجیران ثلاثه جار له حق واحد و جار له ثلاثه حقوق و جار له حقان فالجار الذى له ثلاث حقوق الجار المسلم ذوالرحم فله حق الجوار و حق الاسلام و حق الرحم و اما الذى له حقان فالجار المسلم له حق الجوار و حق الاسلام و اما الذى حق واحد فالجار المشرك."(9)

نبى اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: همسایگان به سه دسته تقسیم مىشوند: نخست، همسایه‌اى كه در سه محور بر گردن ما حق دارد؛ حق همسایگى، حق خویشاوندى و حق اسلام (برادر دینى)؛ دوم، همسایه‌اى كه داراى دو حق است؛ حق همسایگى و حق برادر ایمانى. سوم، همسایه‌اى كه داراى حق همسایگى است و آن، همسایه مشرك مىباشد.

در "نهج الفصاحه" به نقل از رسول اكرم صلی الله علیه و آله آمده است: پس همسایه‌اى كه یك حق دارد، او كم حق‌ترین همسایگان است.(همسایه مشرک) (10)

در روایت دیگر كه از پیامبراكرم صلی الله علیه و آله نقل شده ـ پس از دسته بندى همسایگان به سه گروه مورد اشاره ـ در خصوص همسایه‌اى كه یك حق دارد، آمده است:

"و منهم من له حق واحد الكافر له حق الجوار(11)؛ دسته‌اى تنها یك حق دارند و آن، كافر است كه وظیفه ماست حق همسایگى را نسبت به وى مراعات كنیم."

ملامحسن فیض كاشانى مىگوید: پس بنگر كه چگونه براى فرد غیرمسلمان به محض همسایگى، حقوقى ثبت گردیده است!(12)

دقت در این تقسیم بندى، موید آن است كه تعهد و مسئولیت ما تا حدى در مورد همسایگان فراگیراست كه حتى اگر كافر یا مشركى در جوار ما مسكن داشته باشد، در ارتباط با او باید وظایف حقوقى، اخلاقى و رفتارى خود را انجام دهیم و كوتاهى در عملى ساختن حقوق مذكور، بیانگر خللى در جنبه‌هاى اخلاقى و معاشرت ماست.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرموده است: دانى كه حق همسایگى چیست؟ سوگند به خدایى كه جان محمد در ید قدرت و فرمان اوست، به حق همسایه نرسد جز كسى كه خداوند بر وى رحمت كرده باشد.(13)


رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیانى نورانى فرموده است: وقتى دو نفر تو را در یك زمان دعوت كردند، دعوت كسى را كه خانه‌اش به تو نزدیك‌تر است بپذیر؛ زیرا كسى كه منزلش در قرب خانه‌ات قرار دارد، در همسایگى مقدم است.
خاتم رسولان صلی الله علیه و آله در تشریح حق همسایه فرموده است:

"حق الجار ان مرض عدته و ان مات شیعته و ان استقرضك إقرضته و ان اصابه خیر هناته و ان اصابته مصیبه عزیته ولا ترفع بناك فوق بنائه فتسد علیه الریح"(14)؛ حق همسایه آن است كه در هنگام بیمارى، عیادتش نمایى و اگر مرگش فرا رسید، در تشییع جنازه او شركت كنى و اگر از تو قرض خواست، از پرداخت آن امتناع نكنى و اگر شادمانى در زندگىاش رخ داد، بر او تبریك گویى و در مصائب و ناگوارىها و در ناراحتىهاى او شریك باشى و بناى مسکونی خویش را از كلبه وى فراتر نبرده و او را از نسیم هوا محروم ننمایی.

و در حدیث دیگرى ضمن اشاره به این موارد، تاكید شده: "چون میوه‌اى خریدى، مقدارى به همسایه‌ات هدیه دهى و اگر نمىخواهى این كار را كنى، آن میوه را پنهانى به منزل ببر و فرزندت را همراه میوه (در حال خوردن میوه) بیرون خانه نفرست كه فرزند او آزرده شود. و مراقب باش که بوى غذایت او را آزرده نكند (از این كه نمىتواند آن غذا را فراهم سازد، ناراحت نشود) مگر این كه مقدارى برایش بفرستى."(15)

رسول اكرم صلی الله علیه و آله هشدار داده‌اند: هر كه خانه‌اى بنا كند تا مردم ببینند و بشنوند، در روز قیامت آن خانه را تا طبقه هفتم زمین از آتش پر نموده و در گردنش اندازند و هیچ چیز او را نگه ندارد تا به قعر جهنم فرو غلتد. پرسیدند: یا رسول الله! ساختن خانه براى ریا یعنى چه؟ فرمودند: یعنى بیش از میزان نیاز، ساخته است تا بدین وسیله بر همسایگان مباهات كند و بر برادران دینى فخر فروشد.(16)

نقل كرده‌اند كه روزى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله همراه صحابه از جایى عبور مىكردند، ساختمان بزرگ قبه مانندى را دید و پرسید: این بنا به چه كسى تعلق دارد؟ گفتند: برای مردی انصارى است. بعد از چند روز صاحب خانه مزبور به محضر آن بزرگوار شرفیاب گردید، حضرت از وى روى برتافت؛ متوجه شد كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله از دست وى ناراحت شده است، دلیل آن را از برخى صحابه جویا شد، آن‌ها ماجراى ساختمانى را كه وى احداث كرده، مطرح كردند. او هم برگشت و بناى مورد اشاره را تخریب كرد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله وقتى بناى تخریب شده را مشاهده كرد، شادمان گشت و فرمود: این گونه بناها براى ساكنان محل و سایه همسایگان ایجاد زحمت مىكند(17)؛ البته ساختمان وسیع اشكالى ندارد ولى در میان بناهاى محقر و كلبه‌هاى فقیران، احداث ساختمانى مجلل، هم از لحاظ زندگى عادى همسایگان را ناراحت مىكند و هم اوضاع عاطفى آنان را تحت تاثیر قرار مىدهد. خانه‌هاى با ارتفاع زیاد در میان مساكن كم ارتفاع غیر از آن كه صاحبش را دچار كبر و غرور مىكند و طبق روایات متعدد، منزلگاه شیطان است، بر خانه‌هاى دیگران اشراف پیدا كرده و زمینه‌هاى نگاه حرام و تیرهاى زهرآگین گناه را فراهم مىسازد؛ هوس‌ها را تحریك مىكند و گاهى موجب خلاف‌هاى خطرناكى مىشود كه امكان دارد آبروى صاحب خانه را ببرد. برافراشتن خانه‌اى مرتفع و مجلل در میان بناهاى عادى، خود نشانه‌اى از تفرقه و پراكندگى نیز هست.


پی نوشت‌ها:

1. ر.ك: تفسیر غریب القرآن، منسوب به زید بن على بن الحسین علیه السلام، تحقیق محمد جواد الحسینى جلالى، ص 170/ تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 3، صص 177 و 176/ تفسیر القرآن الكریم، سید عبدالله شبر، ص 114/ تفسیر المیزان، ذیل آیات 42ـ 36 سوره نساء / لسان التنزیل، به اهتمام مهدى محقق، صص 193 و 192.

2 . بحارالانوار، ج 71، ص 150 / وسائل الشیعه، كتاب جهاد با نفس.

3 . آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، شیخ حر عاملى، ترجمه محمدعلى فارابى، ص 17.

4 . میزان الحكمه، ج 2، ص 190 / نهج الفصاحه، ص 110 و 463.

5 . كافى، ج 2، ص 699/ وافى، ج 1، ص 351/ وسائل الشیعه، ج 8 ، باب 90 از احكام العشره، حدیث اول/ المحجه البیضاء، ج 3، ص 427/ لئالى الاخبار، تویسركانى، ج 3، ص 7/ ذخیرة العباد، ج 3، ص 54 / مجمع الزوائد، ج 8، ص 144.

6 . نهج الفصاحه، ص 284/ مجمع البیان، ج 2، ص 45 / احیاء علوم الدین، غزالى، ج 2، ص 212.

7 . این نكته را آیة الله محمد على اسماعیل پور در مقاله خود آورده است. (ر.ك: آموزگار جاوید، ص 324).

8 . وسائل الشیعه، ج 8، باب 86، از احكام العشره، حدیث اول.

9 . المحجة البیضاء، ج 3، ص 422/ نصایح، آیة الله مشكینى، ص 130 / جامع الاخبار، ص 387.

10 . نهج الفصاحه، ص 281.

11 . مستدرك الوسایل، ج 2، ص 79.

12 . المحجة البیضاء، ج 3، ص 422.

13 . كیمیاى سعادت، ج 1، ص 428.

14 . نهج الفصاحه، ص 291.

15 . اصول كافى، ج 2، ص 666/ بحارالانوار، ج 82، ص 94/ مستدرك الوسایل، ج 2، ص 79/ تنبیه الغافلین، ص 106 / میزان الحكمه، ج 2، ص 195.

16 . حلیة المتقین، علامه مجلسى، ص 446.

17 . مجمع البیان، ج 7، ص 198 / سیستم اجتماعى اسلام، كوثر نیازى.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

آیا نام‌هاى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله

آیا نام‌هاى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله
را می‌دانید؟ (2)

 


در كتاب سلیم بن قیس مسطور است كه: چون حضرت امیرالمومنین علیه السلام از جنگ صفین برمىگشت، به دیر راهبى رسید كه از نسل حواریون عیسى علیه السلام و از علماى نصارا بود، پس از دیر خارج شد و در حالی که چند كتاب در دست داشت، گفت: جد من بهترین حواریان عیسى بوده است و این كتاب‌ها به خط اوست كه عیسى گفته و او نوشته است، و در این كتاب‌ها مذكور است كه پیغمبرى از عرب از فرزندان ابراهیم خلیل علیه‌السلام از شهر مكه مبعوث خواهد شد و او را چند نام خواهد بود: محمد و عبدالله و یس و فتاح و خاتم و حاشر و عاقب و ماحى و قائد و نبى الله و صفى الله و حبیب الله. و هر گاه نام خدا ذكر شود باید كه نام او نیز ذكر شود، و او محبوب‌ترین خلق نزد خدا است. و حق تعالى خلق نكرده است احدى را، نه ملك مقرب و نه پیغمبر مرسل از آدم تا آخر پیغمبران كه بهتر و محبوب‌تر از او نزد خدا باشد. و حق تعالى در قیامت او را بر عرش خود خواهد نشانید و او را شفیع خواهد گردانید، و براى هر كه شفاعت نماید قبول خواهد كرد. و به نام او جارى شده است قلم بر لوح كه: محمد رسول الله. (19)


در احادیث معتبر بسیار از امام محمدباقر و امام جعفر صادق علیهماالسلام منقول است كه: حضرت رسول صلی الله علیه و آله چون نماز مىگزارد، بر انگشتان پاهاى خود مىایستاد تا آن كه پاهاى مباركش ورم مىكرد؛ پس حق تعالى فرستاد كه: "طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقى"؛ اى محمد! ما قرآن را بر تو نفرستادیم كه خود را به تعب و سختی افكنى.
و در احادیث معتبر بسیار از امام محمدباقر و امام جعفر صادق علیهماالسلام منقول است كه: حضرت رسول صلی الله علیه و آله چون نماز مىگزارد، بر انگشتان پاهاى خود مىایستاد تا آن كه پاهاى مباركش ورم مىكرد؛ پس حق تعالى فرستاد كه: "طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقى"(20)؛ اى محمد! ما قرآن را بر تو نفرستادیم كه خود را به تعب و سختی افكنى. و "طه" به لغت طى به معنى "محمد" است. (21)

و در حدیث دیگر از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه: "طه" یعنى اى طلب كننده حق و هدایت كننده به سوى حق! "یس" یعنى اى سامع و شنونده وحى من!(22) و در حدیث دیگر: یعنى اى سید!(23)

و اخبار بسیار از طریق خاصه و عامه منقول است: "یس" نام محمد صلی الله علیه و آله است و "آل یس" اهل بیت آن حضرتند كه حق تعالى در قرآن بر ایشان سلام فرستاده و فرموده است كه: "سلام على آل یس"(24) و بر غیر پیغمبران در قرآن سلام نفرستاده است مگر بر ایشان(25)، و در قرائت اهل بیت (علیهم السلام) چنین است.

و در روایت دیگر وارد شده است كه: "یس" را نام مكنید كه نام آن حضرت است و رخصت نداده‌اند كه بر دیگرى این نام را بنهند. (26)

و در حدیث معتبر از حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام منقول است در تفسیر"حم والكتاب المبین"(27) فرمود: در كتابى كه خدا بر هود علیه السلام فرستاده بود "حم" نام محمد صلی الله علیه و آله است، و"كتاب مبین"، امیرالمومنین علی علیه السلام است. (28)

و در روایات معتبر وارد شده است در تفسیر قول حق تعالى "والنجم اذا هوى" كه حق تعالى قسم یاد فرمود به پیغمبر در هنگامى كه به معراج رفت یا از دنیا رفت و مراد از "نجم" آن حضرت است كه نجم فلك هدایت است. (29)


و اخبار بسیار از طریق خاصه و عامه منقول است: "یس" نام محمد صلی الله علیه و آله است و "آل یس" اهل بیت آن حضرتند كه حق تعالى در قرآن بر ایشان سلام فرستاده و فرموده است كه: "سلام على آل یس" و بر غیر پیغمبران در قرآن سلام نفرستاده است مگر بر ایشان، و در قرائت اهل بیت علیهم السلام چنین است.
و همچنین احادیث وارد شده است در تفسیر قول حق تعالى " و علامات و بالنجم هم یهتدون"(30) كه "علامات"، ائمه علیهم السلام هستند كه نشانه‌هاى راه هدایتند؛ و "نجم"، حضرت رسول صلی الله علیه و آله است كه ایشان به او هدایت یافته‌اند. (31)

و اخبار بسیار وارد شده است در تفسیر" والشمس و ضحیها"(32) كه مراد از "شمس"، خورشید فلك رسالت است؛ و مراد از "قمر"، ماه اوج امامت است یعنى امیرالمومنین علیه السلام كه تالى آن است؛ و مراد از "نهار"، ائمه اطهارند كه جهان به نور هدایت ایشان روشن است. (33)

و در تفسیر "والتین" وارد شده است كه مراد از "تین"، سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله است كه بهترین میوه‌هاى شجره نبوت است؛ و "زیتون"، امیرالمومنین علیه السلام است كه علم او روشنى بخش هر ظلمت است؛ و "طور سینین"، حسن و حسین علیهماالسلام هستند كه كوه وقار و تمكین‌اند: و"بلد امین"، ائمه مومنانند كه شهرستان علم یزدانند. (34)

و از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است كه به راس الجالوت فرمود: "در انجیل نوشته است كه فارقلیط بعد از عیسى خواهد آمد و تكلیف‌هاى سنگین را بر شما آسان خواهد كرد و شهادت به حقیقت من خواهد داد چنان که من شهادت به حقیقت او دادم و او تاویل هر علم را براى شما خواهد آورد." راس الجالوت گفت: بلى چنین است. (35)

و از طریق عامه از انس بن مالك روایت كرده‌اند كه: روزى حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود كه: اى گروه مردم! هر كه آفتاب را نیابد، دست از ماه برندارد. و هر كه ماه را نیابد، زهره را غنیمت شمارد. و هر كه زهره را نیابد، در فرقدان چنگ زند. پس فرمود كه: من شمس هستم، و على قمر، و فاطمه زهره است، و حسن و حسین فرقدانند. (36)


19. كتاب سلیم بن قیس، صص 115-117 (با اندكى تفاوت) / غیبت نعمانى، صص 71-73.

20. طه / 1 و 2.

21. تفسیر قمى، ج 2، صص 57 و 58.

22. معانى الاخبار، ص 22.

23. شرح الشفا، ج 1، ص 490.

24. اشاره به آیه 130 سوره صافات.

25. عیون اخبار الرضا، ج 1، صص 236 و 237. و نیز رجوع شود به تفسیر فرات كوفى، ص 356 و تفسیر ابن كثیر 4 / 21 و شواهد التنزیل 2 / 165.

26. كافى 6 / 20.

27. دخان / 1 و 2.

28. كافى 1 / 479.

29. تفسیر قمى، ج 2، ص 333 / تفسیر فرات، كوفى، ص 449.

30. نحل / 16.

31. كافى 1 / 206 / مجمع البیان 3 / 354 / شواهد التنزیل 1 / 425.

32. شمس / 1 .

33. تفسیر قمى 2 / 424 / تاویل الآیات الظاهره 2 / 805 / شواهد التنزیل 2 / 432.

34. تفسیر قمى 2 / 429.

35. توحید شیخ صدوق، ص 428 / احتجاج 2 / 416.

36. فرائد السمطین، ح 2، ص 17 / شواهد التنزیل، ج 2، ص 288.


منبع:

مجله كوثر، شماره (49)

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

آیا نام‌هاى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله

آیا نام‌هاى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله
را می‌دانید؟ (1)

 


یكى از آثار ارزشمند فارسى در زمینه زندگى پیامبر اكرم و پیامبران الهى "حیوة القلوب" علامه محمدباقر مجلسى است.

این كتاب بارها توسط ناشران مختلف چاپ شده است. بخش زندگى نبى اكرم صلی الله علیه و آله از كتاب حیوةالقلوب در سال 1376 ش. در دو جلد بزرگ، هر یک حاوى هشتصد صفحه وزیرى، به همت انتشارات سرور قم منتشر شده است.

شایسته دیدیم، فصل نخست كتاب علامه را به کاربران محترم تقدیم داریم و دل را با حیوة القلوب او زندگى بخشیم.

ابن بابویه به سند معتبر از جابر انصارى روایت كرده است كه حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود كه: من شبیه‌ترین مردم به حضرت آدم علیه السلام، و حضرت ابراهیم علیه السلام شبیه‌ترین مردم به من در خلقت و خلق بود؛ و حق تعالى مرا از بالاى عرش عظمت و جلالت خود به ده نام نامید و صفت مرا بیان كرد و به زبان هر پیغمبرى بشارت مرا به قوم ایشان داده است، و در تورات و انجیل نام مرا بسیار یاد كرده است و كلام خود را به من تعلیم داد و مرا به آسمان بالا برد، و نام مرا از نام بزرگوار خود اشتقاق نمود.


مرا "محمد" نامیدند زیرا كه در زمین ستایش شده‌ام؛ و "احمد" نامیدند براى آن كه مرا در آسمان ستایش مى‌كنند؛ و "ابوالقاسم" نامیدند براى آن كه حق تعالى در قیامت، بهشت و جهنم را به سبب من قسمت مىنماید، پس هر كه كافر شده و به من ایمان نیاورده است از گذشتگان و آیندگان به جهنم مىفرستد و هر كه به من ایمان آورد و پیغمبرى مرا اقرار نماید، داخل بهشت مىشود؛ و مرا "داعى" خوانده است براى آن كه مردم را دعوت مىكنم به دین پروردگار خود؛ و مرا "نذیر" خوانده است براى آن كه هر كس مرا نافرمانى كند او را از آتش مىترسانم؛ و "بشیر" نامیده است براى آن كه مطیعان خود را به بهشت بشارت مىدهم.
یك نام خداوند "محمود" است و مرا "محمد" نام نهاد، و مرا در بهترین قرن‌ها و در میان نیكوترین امت‌ها ظاهر گردانید و در تورات مرا "احید" نامید زیرا كه به توحید و یگانه پرستى خدا جسدهاى امت من بر آتش جهنم حرام گردیده است، و در انجیل مرا "احمد" نامید زیرا كه من در آسمان محمودم و امت من حمد كنندگانند، و در زبور مرا "ماحى" نامید زیرا كه به سبب من عبادت بت‌ها را از زمین محو مىنماید، و در قرآن مرا "محمد" نامید زیرا كه در قیامت همه امت‌ها مرا ستایش خواهند كرد به سبب آن كه به غیر از من كسى در قیامت شفاعت نخواهد كرد مگر به اذن من. و مرا در قیامت "حاشر" خواهند نامید زیرا كه زمان امت من به حشر متصل است، و مرا "موقف" نامید زیرا كه من مردم را نزد خدا به حساب وامىدارم، و مرا "عاقب" نامید زیرا كه من بعد از پیغمبران آمدم و بعد از من پیغمبرى نیست، و منم رسول رحمت و رسول توبه و رسول ملاحم (یعنى جنگ‌ها) و منم "مقفى" كه از قفاى انبیاء مبعوث شدم، و منم "قثم" یعنى كامل جامع كمالات.

و منت گذاشت بر من پروردگار من و گفت: اى محمد! من هر پیغمبرى را به زبان امت او فرستادم و بر اهل تو یك زبان فرستادم و تو را بر هر سرخ و سیاهى مبعوث گردانیدم و تو را یارى دادم به ترسى كه از تو در دل دشمنان تو افكندم و هیچ پیغمبر دیگر را چنین نكردم، و غنیمت كافران را بر تو حلال گردانیدم و براى احدى پیش از تو حلال نكرده بودم بلكه مىبایست غنیمت‌هایی كه از كافران می‌گرفتند، می‌سوزاندند. و به تو و امت تو عطا كردم گنجى از گنج‌هاى عرش خود را كه آن سوره فاتحة الكتاب و آیات آخر سوره بقره است، و براى تو و امت تو جمیع زمین را محل سجده و نماز گردانیدم بر خلاف امت‌هاى گذشته كه مىبایست نماز را در معبدهاى خود به جا آورند، و خاك زمین را براى تو پاك كننده گردانیدم، و الله اكبر را به تو و امت تو دادم، و یاد تو را به یاد خود مقرون كردم كه هر گاه امت تو مرا به وحدانیت یاد كنند، تو را به پیغمبرى یاد كنند، پس طوبى براى تو باد اى محمد و براى امت تو.(1)


شفقت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نسبت به جمیع امت خود مانند شفقت پدران است بر فرزندان، و على علیه السلام بهترین امت آن حضرت است، و همچنین شفقت على علیه السلام بعد از آن حضرت براى امت مانند شفقت آن حضرت بود زیرا كه او وصى و جانشین و امام و پیشواى امت بعد از آن حضرت بود؛ پس به این سبب فرمود: من و على هر دو پدر این امتیم.
و در حدیث معتبر دیگر روایت كرده است كه گروهى از یهود به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمدند و سوال كردند كه: به چه سبب تو را محمد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعى نامیده‌اند؟

فرمود كه: مرا "محمد" نامیدند زیرا كه در زمین ستایش شده‌ام؛ و "احمد" نامیدند براى آن كه مرا در آسمان ستایش مى‌كنند؛ و "ابوالقاسم" نامیدند براى آن كه حق تعالى در قیامت، بهشت و جهنم را به سبب من قسمت مىنماید، پس هر كه كافر شده و به من ایمان نیاورده است از گذشتگان و آیندگان به جهنم مىفرستد و هر كه به من ایمان آورد و پیغمبرى مرا اقرار نماید، داخل بهشت مىشود؛ و مرا "داعى" خوانده است براى آن كه مردم را دعوت مىكنم به دین پروردگار خود؛ و مرا "نذیر" خوانده است براى آن كه هر كس مرا نافرمانى كند او را از آتش مىترسانم؛ و "بشیر" نامیده است براى آن كه مطیعان خود را به بهشت بشارت مىدهم.(2)

و در حدیث موثق روایت كرده است كه حسن بن فضال از حضرت امام رضا علیه السلام پرسید كه به چه سبب حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله را ابوالقاسم كنیه داده‌اند؟

فرمود: زیرا فرزند او قاسم نام داشت.

حسن گفت: عرض كردم: آیا مرا قابل مى دانید که بیشتر از این بدانم؟

فرمود: بله، مگر نمىدانى كه حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: من و على پدر این امتیم؟

گفتم: بله.

فرمود: مگر نمىدانى كه حضرت رسول صلی الله علیه و آله پدر جمیع امت است؟

گفتم: بله.

فرمود كه: مگر نمىدانى كه على قسمت كننده بهشت و دوزخ است؟

گفتم: بله.

فرمود: پس پیغمبر، پدر قسمت كننده بهشت و دوزخ است و به این سبب، حق تعالى او را به "ابوالقاسم" كنیه داده است.

گفتم: پدر بودن ایشان چه معنى دارد؟

فرمود: یعنى شفقت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نسبت به جمیع امت خود مانند شفقت پدران است بر فرزندان، و على علیه السلام بهترین امت آن حضرت است، و همچنین شفقت على علیه السلام بعد از آن حضرت براى امت مانند شفقت آن حضرت بود زیرا كه او وصى و جانشین و امام و پیشواى امت بعد از آن حضرت بود؛ پس به این سبب فرمود: من و على هر دو پدر این امتیم. و حضرت رسول صلی الله علیه و آله روزى بر منبر فرمود: هر كه قرضى و عیالى بگذارد بر من است که ادا و مراقبت کنم و هر كه مالى بگذارد و وارثى داشته باشد، مال او از وارث اوست. پس به این سبب آن حضرت اولى بود نسبت به امت خود از جان‌هاى ایشان و همچنین امیرالمومنین بعد از آن حضرت اولى بود به امت از جان‌هاى ایشان.(3)

و در حدیث موثق دیگر روایت كرده است از امام محمد باقرعلیه السلام كه: حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله را ده نام بود، پنج نام در قرآن هست و پنج نام در قرآن نیست، اما آن‌ها كه در قرآن است: محمد و احمد و عبدالله و یس و نون؛ و اما آن‌ها كه در قرآن نیست: فاتح و خاتم و كافى و مقفى و حاشر.(4)

و على بن ابراهیم روایت كرده است كه حق تعالى آن حضرت را "مزّمل" نامیده است زیرا كه وقتى وحى بر آن جناب نازل شد، خود را به جامه‌اى پیچیده بود(5)؛ و خطاب "مدّثر" به اعتبار رجعت آن حضرت است پیش از قیامت، یعنى: اى كسى كه خود را به كفن پیچیده‌اى! زنده شو و برخیز و بار دیگر مردم را از عذاب پروردگار خود بترسان. (6)

و در روایات معتبر بسیار وارد شده است كه حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود كه: حق تعالى من و امیرالمومنین را از یك نور خلق كرد و از براى ما دو نام از نام‌هاى خود اشتقاق كرد، پس خداوند صاحب عرش، "محمود" است و من "محمد"، و حق تعالى "على اعلا" است و امیرالمومنین "على" است.(7)

و ابن بابویه به سند صحیح از امام محمد باقرعلیه السلام روایت كرده است كه: نام حضرت رسول صلی الله علیه و آله در صحف ابراهیم "ماحى" است و در تورات "حاد"، و در انجیل "احمد"، و در قرآن "محمد".

پس پرسیدند كه: تاویل "ماحى" چیست؟

فرمود: یعنى محو كننده بتها و قمارها و صورت‌ها و هر معبود باطلى؛ و اما "حاد" یعنى دشمنى كننده با هر كه دشمن خدا و دین خدا باشد، خواه خویش باشد و خواه بیگانه؛ و اما "احمد" براى آن گفتند كه حق تعالى ثناى نیكو گفته است براى او به سبب آنچه پسندیده است از افعال شایسته او؛ و تاویل "محمد" آن است كه خدا و فرشتگان و جمیع پیغمبران و رسولان و همه امت‌هاى ایشان ستایش مىكنند او را و درود مىفرستند بر او و نامش بر عرش که نوشته است: "محمد رسول الله".(8)

و صفار روایت كرده است به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام كه: حضرت رسول صلی الله علیه و آله را ده نام است در قرآن: محمد و احمد و عبدالله و طه و یس و نون و مزمل و مدثر و رسول و ذكر؛ چنانکه فرموده است كه "و ما محمد الا رسول"(9) و "و مبشرا برسول یاتى من بعدى اسمه احمد"(10) و "لما قام عبدالله یدعوه كادوا یكونون علیه لبدا"(11) و "طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقى"(12) "و یس والقرآن الحكیم"(13) و" ن والقلم و ما یسطرون"(14) و " یا ایها المزمل"(15) و " یا ایها المدثر"(16) و "انا انزلنا الیكم ذكرا رسولا".

پس حضرت صادق علیه السلام فرمود كه "ذكر" از نام‌هاى آن حضرت است و مائیم "اهل ذكر" كه حق تعالى در قرآن امر كرده است كه: "هر چه ندانید از اهل ذكر سوال كنید." (17)

و بعضى از علما از قرآن مجید چهارصد نام براى آن حضرت بیرون آورده‌اند، و مشهور آن است كه نام آن حضرت در تورات "مودمود" است و در انجیل "طاب طاب" و در زبور "فارقلیط" و بعضى گفته‌اند در انجیل "فارقلیط"؛ و اما اسما و القاب كه اكثر علما از قرآن استخراج كرده‌اند ـ به غیر از آنچه سابق مذكور شد ـ به این شرح هستند: "شاهد" و "شهید" و "مبشر" و "بشیر" و "نذیر" و "داعى" و "سراج منیر" و "رحمة للعالمین" و "رسول الله" و "خاتم النبیین" و "نبى" و "امى" و "نور" و "نعمت" و "رووف" و "رحیم" و "منذر" و "مذكر" و "شمس" و "نجم" و "حم" و "سما" و "تین". (18)


پى نوشت‌ها:

1. علل الشرایع، ص 128/ خصال، 425/ معانى الاخبار، 51.

2. علل الشرایع، ص 127/ امالى، شیخ صدوق، صص 158 و 159/ معانى الاخبار، ص 51.

3. علل الشرایع، ص 127/ معانى الاخبار، ص 52.

4. خصال، ص 426.

5. همان، ص 392.

6. تفسیر قمى، ج 2، ص 393.

7. علل الشرایع، ص 134 و 135/ معانى الاخبار، ص 56.

8. امالى، شیخ صدوق، ص 67/ من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 177.

9. آل عمران / 144.

10. صف / 6.

11. جن / 19.

12. طه / 1 و 2.

13. یس / 1 و 2.

14. قلم / 1.

15. مزمل / 1.

16. مدثر / 1.

17. بصائر الدرجات، ص 512، و در آن براى دهمین نام، آیه (ما انت بنعمه ربك بمجنون) آمده است.

18. مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1، ص 195 با (اندكى تفاوت.)

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

ذکری برای عالمیان...

ذکری برای عالمیان...

 


و همچنان وى را سپاس گزاریم كه با بعثت بنده پرهیزگار و گرامى خود محمد صلی الله علیه و آله بر ما منت نهاد و دنیاى تاریك ما را در فروغ این چراغ آسمانى روشن فرمود. امت‌هاى گذشته از این شرف كه بر امت ما كرامت شده، محروم بودند.

نور محمد صلی الله علیه و آله در آسمان‌ها عطیه‌اى بود كه طى روزها و روزگارها ذخیره مانده بود تا سرانجام در آخرالزمان به امت مرحومه ارزانى شود و روشنایى خاموشى ناپذیرش بر دل و جان ما بتابد.

قدرت الهى هرگز شكست نمى‌خورد و به بنیاد ارادت و مشیت علیایش هرگز خلل نمىرسد.

(خداوند) اراده كرده بود كه آخرالزمان را از بركت وجود محمد صلی الله علیه و آله شاداب و آباد بدارد و قدرت لایزالش این بركت را از صبح ازل به خاطر ما نگاه داشت تا آن روز كه لواى نبوت به دست گرفت و در وحشتكده‌ى مظالم و معاصى و كفر و شرك، نداى توحید در داد.

و بدین ترتیب او را خاتم انبیا قرار داد و ما را نیز به نام خاتم امت‌ها یاد فرمود. ما را به نام خاتم امم یاد فرمود و بر اقوام و ملل گذشته، سیادت و برترى بخشید.

ما را در برابر لجاج و انكار گمراهان گواه گرفت و به شمار اندك ما بر گروه‌هاى انبوهى كه در اعصار و قرون مىزیستند، افزونى داد.

به روان پاك محمد صلی الله علیه و آله درود باد كه وحى تو را با امانت و صمیمیت به بندگان تو رسانید و به شایستگى از میان بندگان تو مبعوث شد و جناب اقدس تو بر قامت وى خلعت نبوت پوشانید.


محمد صلی الله علیه و آله در راه رضاى تو، سیاه را بر سفید و درویش را بر توانگر و بیگانه را بر خویش و دور را بر نزدیك، برگزید و عاشقانه به تبلیغ وحى تو و اعلاى قانون تو و تعظیم قرآن تو پرداخت. تا آن جا كه از شهر و دیار خود آواره ماند و خاك "بطحا" را به امید آن كه در ادامه تبلیغ آزادتر و قوىتر گردد، ترك گفت و رو به جانب "یثرب" گذاشت.
محمد صلی الله علیه و آله امام رحمت و واسطه‌ى فیض و پیشواى خیرات و اصلاحات و كلید بركت و نعمت بود.

محمد صلی الله علیه و آله دین مقدس تو را در زمین آن چنان كه سزاوار بود با علو و عظمت جلوه گر ساخت.

آن چنان كه جان عزیز خود را به رضاى تو در راه جهاد مقدس خویش بر كف گذاشت؛ تن نازنین خود را نیز به خاطر تو در طوفان حوادث به مشقت‌ها و رنج‌ها تسلیم فرمود.

پیشانى بندگى در پیشگاه عظمت تو بر خاك نهاد و دست التجا و تضرع به درگاه تو برافراشت. دودمان خویش را براى اعتلا و عظمت كلمه توحید به قربانگاه گسیل كرد و بر خویشاوندان خود كه هم چنان به مكابره و عناد ادامه مىدادند و از انحراف به استقامت نمىگراییدند، حمله برد و رشته رحامت را با دم شمشیر ببرید. بیگانگان مومن و صالح را به خویشتن نزدیك ساخت و خویشان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق، بیگانه شمرد و از جوار خویش طردشان كرد.

محمد صلی الله علیه و آله در راه رضاى تو، سیاه را بر سفید و درویش را بر توانگر و بیگانه را بر خویش و دور را بر نزدیك، برگزید و عاشقانه به تبلیغ وحى تو و اعلاى قانون تو و تعظیم قرآن تو پرداخت. تا آن جا كه از شهر و دیار خود آواره ماند و خاك "بطحا" را به امید آن كه در ادامه تبلیغ آزادتر و قوىتر گردد، ترك گفت و رو به جانب "یثرب" گذاشت.

محمد صلی الله علیه و آله از مكه كه زادگاه و معبد و مسجد و خانه آباء و امهاتش بود، به مدینه غریب و ناشناس هجرت كرد تا قرآن مجید را هم چون خورشید تابان بر آسمان حیات بشرى بركشد و جهان را از فروغ این چراغ آسمانى گرم و روشن بدارد.

محمد صلی الله علیه و آله در این فداكارى عظیم جز اعظام دین تو و اعلاى كلمه تو و سركوبى دشمنان تو، هدف دیگرى نداشت.

و بدین ترتیب در خانه هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همت گماشت و از آن جا به امید این كه درخت كفر را از ریشه بركند و بر جایش نهال بارور راستى و درستى بنشاند، برضد بت خانه‌ها به جنگ برخاست.

همه جا دست تواناى تو پشتیبان او بود و لواى ظفر و سعادت از آسمان‌ها بر فرق گرامیش سایه مىانداخت.

تا آن كه بت پرستان قریش را در خانه‌هایشان از پاى درآورد و بت خانه‌ها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان گرانمایه تو را جبرا و قهرا بر زندگى ننگین و نكبت گرفته آنان تحمیل كرد.

پروردگارا! روح مقدس محمد صلی الله علیه و آله را در اعلى علیین به جوار خویش بپذیر و به پاداش رنج‌ها و زحمت‌هایى كه آن روح مقدس در راه رضاى تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته، قرین رضا و مسرتش فرماى.

آن چنان بر منزلت و مرتبتش بیفزاى كه از آفریدگان تو، كسی هم سنگ و هم وزن وى نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برترى و مهترى گیرد.

و هم چنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهره‌مند ساز و بیش از آنچه ما را به اكرام و انعام وعده فرموده‌اى، انعام و اكرام فرماى.

خداوندا! اى تو كه بندگانت را به وفادارى فرمان داده‌اى.

اى تو كه از هر وفادار، وفادارترى و از هر بخشنده، افزون‌تر و مطلوب‌تر همى بخشى.

تو كه اگر بخواهى بر دفتر كردار بندگانت به جاى گناه، ثواب بنویسى و عوض كیفر، پاداش فراوان فرستى.(1)

ما به فضل و انعام تو امیدواریم.


پى نوشت:

1. صحیفه كامله سجادیه، ترجمه جواد فاضل، صص 64- 68، امیر كبیر، تهران، چاپ شانزدهم، 1372.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

آداب سلوک پیامبر اکرم با خانواده

آداب سلوک پیامبر اکرم با خانواده

 


رهبران اسلام در همه زمینه‌هاى زندگى، راهنمایى‌هاى لازم را بیان كردند تا هر عضو جامعه اسلامى از هر جهت فردى و اجتماعى كامل باشد.

مشاهده سیره عملى "اسوه‌هاى حسنه" از سخنان آنان نقش بیشترى در زندگى نسل جوان دارد، سیره هر شخصیت بیشتر از سخنش گویاى هویت واقعى اوست. اگر سخن از زبان شخص بیرون مىآید، سیره از مركز دل آن شخصیت برمى خیزد. و سیره عملى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و خاندان پاكش در تمامى زمینه‌ها بهترین تابلو و الگو براى تاسیس مدینه فاضله و جامعه نمونه اسلامى است.

یافتن و داشتن اسوه و چهار چوب‌هاى فكرى، كردارى و گفتارى در روابط خانوادگى براى هر انسانى توفیقى در جهت تكامل هر چه بهتر اوست. از سویى محك اخلاق انسان در خانواده است زیرا اشخاص در بیرون قدرت بر انجام رفتار ضداخلاقى ندارند یا به دلیل پاره‌اى ملاحظات، بد اخلاقى نمىكنند. آن كس كه در منزل كه زن و فرزندانش تحت نظر اویند خوش رفتارى كرد، خوش اخلاق است.


نمایى كلى از اخلاق خانوادگى پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ـ كه سرمشق اعلا و بالاترین اسوه و نمونه برجسته اخلاق الهى است و براى تكمیل اخلاق مبعوث شد ـ به تصویر مىكشیم تا با الهام گیرى از سیره والاى ایشان زندگى خداپسندانه‌اى داشته باشیم و به گونه‌اى كه آن بزرگوار با اعضاى خانواده رفتار مىكرد معاشرت كنیم، به گونه‌اى سخن بگوییم كه آن حضرت سخن مىگفت، آن جایى غضب كنیم كه آن عزیز خشمگین مىشد، و جایى عفو كنیم كه آن جناب مىبخشید.
در این مقاله نمایى كلى از اخلاق خانوادگى پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ـ كه سرمشق اعلا و بالاترین اسوه(1) و نمونه برجسته اخلاق الهى است و براى تكمیل اخلاق مبعوث شد ـ (2) به تصویر مىكشیم تا با الهام گیرى از سیره والاى ایشان زندگى خداپسندانه‌اى داشته باشیم و به گونه‌اى كه آن بزرگوار با اعضاى خانواده رفتار مىكرد معاشرت كنیم، به گونه‌اى سخن بگوییم كه آن حضرت سخن مىگفت، آن جایى غضب كنیم كه آن عزیز خشمگین مىشد، و جایى عفو كنیم كه آن جناب مىبخشید.(3)


اخلاق خانوادگى پیامبر صلی الله علیه و آله

عایشه، عیال رسول خدا صلی الله علیه و آله كه به خصوصیات اخلاقى او آگاه بود، جزئیات اخلاقى و رفتارى پیامبر را در یك جمله خلاصه كرد؛ كه در روایت آمده است:

قال سعد بن هشام: دخلت على عایشه، فسالتها عن اخلاق رسول الله صلى الله علیه و آله. فقالت: إما تقرء القرآن؟ قلت: بلى، قالت: خلق رسول الله صلی الله علیه و آله القرآن.

مرحوم فیض كاشانى در كتاب "محجة البیضاء" از "سعدبن هشام" روایت كرده كه گفت: به دیدار "عایشه" رفتم و از اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم. او گفت: آیا قرآن نمىخوانى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله قرآنى است.(4)

قالت عایشه: ما كان احد احسن خلقا منه 9 ما دعاه احد من اصحابه ولا اهل بیته الا قال: لبیك؛ عایشه گفته است: احدى از پیامبر صلی الله علیه و آله خوش خلق تر نبود، هیچ كس از اصحاب و اهل بیت او را صدا نمىزد مگر این كه در جواب مىفرمود: لبیك.(5)


مرحوم فیض كاشانى در كتاب "محجة البیضاء" از "سعدبن هشام" روایت كرده كه گفت: به دیدار "عایشه" رفتم و از اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم. او گفت: آیا قرآن نمىخوانى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله قرآنى است.
رشید الدین میبدى در تفسیر آیه "انك لعلى خلق عظیم"(6) مىگوید:

"رسول خدا صلی الله علیه و آله امر و نهى قرآن را چنان پیش رفت و به خوش طبعى رفتار نمود كه گویى خُلق وى و طبع وى خود آن بود."

بلغ العلى بكماله             كشف الدجى بجماله

حسنت جمیع خصاله        صلوا علیه و آله

او رهنمودهاى قرآن را به دل مىگرفت و در زندگىاش از شیوه‌اى كه قرآن پیشنهاد مىكرد ـ بى هیچ انحرافى و بى آن كه هیچ ناراحتى در آن روا دارد ـ پیروى مىكرد و لذا تجسم قرآن به حساب مىآمد. و این ادعا از نظر كلام الله مجید مورد تایید است. (7)


كار در منزل

"خیركم، خیركم لنسائه و انا خیركم لنسائى(8)؛ بهترین شما شخصى است كه با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمامى شما نسبت به همسرانم خوش رفتارترم."

در اخلاق پیامبر اکرم همین بس كه با آن جلالت و موقعیتى كه به سلاطین نامه دعوت مىنوشت در خانه، تا حد امكان كارش را شخصا انجام مىداد.(9)

اهل سیره نوشته‌اند: پیامبر خدا در خانه خویش خدمتكار اهل خود بود، گوشت را تكه تكه مىكرد و بر سفره غذاى حقیرانه مىنشست و انگشتان خویش را مىلیسید، بز خود را مىدوشید و لباس خود را وصله مىنمود و بر شتر خود عقال - ریسمانی که به وسیله آن زانوی شتر را می‌بندند - مىزد و به ناقه خود علف مىداد، با خدمتكار منزل آرد را آسیاب مىكرد و خمیر مىساخت.(10)

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب، (ج 1، ص 146) روایت كرده كه: "رسول خدا صلی الله علیه و آله كفش خود را وصله مىزد، پوشاك خویش را مىدوخت، در منزل را شخصا باز مىكرد، گوسفندان و شترها را مىدوشید و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مىشتافت و آب وضوى شبش را خود تهیه مىكرد. و در همه كارها به اهل خانه كمك مىكرد. و لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مىبرد."


ابن شهر آشوب در كتاب مناقب، روایت كرده كه: "رسول خدا صلی الله علیه و آله كفش خود را وصله مىزد، پوشاك خویش را مىدوخت، در منزل را شخصا باز مىكرد، گوسفندان و شترها را مىدوشید و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مىشتافت و آب وضوى شبش را خود تهیه مىكرد. و در همه كارها به اهل خانه كمك مىكرد. و لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مىبرد."
گاه اتفاق مىافتاد كه حضرت خانه خویش را نظافت مىكرد و جارو مىكشید و خود مكرر مىفرمود: "كمك به همسر و كارهاى منزل، صدقه و احسان در راه خدا محسوب مىشود."(11)

از عایشه نقل شده كه گفته است: محبوب‌ترین كارها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله خیاطى بود. (12)

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله با همه عظمت و موقعیت ممتازش در منزل كار مىكرد. و به نگهدارى و پرستارى از كودكان مىپرداخت.(13)

عایشه همسر آن حضرت مىگوید:

وقتى خلوت مىشد، پیامبر لباس خود را مىدوخت و كفش خویش را وصله مىكرد.(14)

على علیه السلام بیش از سى سال عمر خود را با رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرى كرده و شناساترین فرد به رسول خدا بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقیق داشته، امام حسین علیه السلام مىفرماید:

سالت ابى عن مدخل رسول الله صلى الله علیه و آله، فقال: كان دخوله فى نفسه ماذونا فى ذلك، فاذا آوى الى منزله جزا دخوله ثلاثه اجزا، جزء الله و جزء الاهله و جزء النفسه. ثم جزء جزئه بینه و بین الناس فیرد ذلك بالخاصة على العامة ولا یدخر عنهم عنه شیئا...(15) ؛ از پدرم در مورد امور رسول خدا صلی الله علیه و آله در داخل خانه سوال كردم، فرمودند: وقتى به خانه‌اش مىرفت، اوقاتش را سه قسمت مىكرد: یك قسمت براى خدا، و یك قسمت براى خانواده‌اش، و یك قسمت براى خودش، آن گاه قسمت خودش را نیز میان خود و مردم تقسیم مىكرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (كه در منزلش به خدمت او مىرسیدند) قرار مىداد و ذره‌اى از امكانات خود را از آنان دریغ نمىنمود (بلكه آن چه امكان داشت در حقشان انجام مىداد.)(16)

حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مىشد، خشمگین نمىشد. تنها براى خدا، آن گاه كه حرمت‌هاى الهى شكسته مىشد، غضب مىكرد.

یكى از همسران آن حضرت مىگوید: وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله غضب مىكرد به جز على علیه السلام كسى را یاراى سخن گفتن با حضرتش نبود.(17)


حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مىشد، خشمگین نمىشد. تنها براى خدا، آن گاه كه حرمت‌هاى الهى شكسته مىشد، غضب مىكرد.
علاوه بر همسران، هم نشینان روزانه پیامبر صلی الله علیه و آله عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاریخ و روایات فراوان، علاقه پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله به آن‌ها قابل قیاس با دیگر كسان و نزدیكان حضرت نبود. به موجب روایتى كه عایشه نقل كرده است، هر گاه فاطمه علیهاالسلام بر پدر وارد مىشد رسول خدا صلی الله علیه و آله جلوى پاى دخترش بلند مىشد و او را مىبوسید و در جاى خود مىنشانید.(18)

در عروسى فاطمه علیهاالسلام زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مىكردند و سرود مىخواندند و مىگفتند: "ابوها سید الناس". رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بگویید "و بعلها ذو الشده الباس".

و این مصراع چون در مدح حضرت امیرالمومنین علیه السلام بود، با آن كه رسول خدا خواسته بود بانوان بگویند اما عایشه، زنان را از اضافه كردن این مصراع منع كرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه موضوع شد و کلام سرزنش آمیزی نسبت به عایشه به زبان آوردند. (19)

روزى رسول اكرم صلی الله علیه و آله وارد اطاق عایشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمین و زیر دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود:

"یا حمیرا! اكرمى جوار نعم الله علیك فانها لم تنفر من قوم فكادت تعود الیهم"؛ اى حمیرا! از نعمت‌هاى الهى صحیح استفاده کن و آنان را گرامى دار تا هرگز نعمت‌هاى خداوند از مردم دور نشوند.(20)


پى نوشت‌ها:

1. لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنه لمن كان یرجوالله و الیوم الآخر و ذكر الله كثیرا / سوره احزاب، آیه 22. و نیز نك: نهج البلاغه، خطبه 160/ ربیع الابرار، ص383.

2. قال النبى صلی الله علیه و آله: "انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ همانا مبعوث شدنم براى تكمیل اخلاق است."

3. مجمع البیان، ج 10، (تفسیر سوره قلم.)

4. مجموعه ورام، ج 1، ص 89 / سنن النبى، ص 58 / محجه البیضاء، ج 4، ص 120.

5. كحل البصر، ص 94.

6. قلم، آیه 4.

7. آمن الرسول بما انزل الیه من ربه، (بقره، آیه 285).

8. وافى ، ج 3، ص 117/ وسائل، ج 14، ص 122/ الاحیاء، ج2، ص 41.

9. مجمع الزوائد، ج 4، ص 303.

10. كحل البصر، ص 102.

11. خدمتك زوجك صدقه. ر.ك: العبقریات الاسلامیه، ص 192 .

12. مكارم الاخلاق، ص 10.

13. بحارالانوار، ج 16، ص 227.

14. همان، ص 230 / مكارم الاخلاق، ص 15.

15. سنن النبى، ص 14/ معانى الاخبار، ص 80 / بحارالانوار، ج 16، ص 150 و غیره.

16. سیماى پیامبر اسلام، ترجمه "مختصر الشمائل المحمدیه"، حاج شیخ عباس قمى، ص 53.

17. منتخب كنزالعمال، ج 3، ص 82.

18. صحیح ترمذى، ج 2، ص 319.

19. ریاحین الشریعه، ج 1، ص 98.

20. فروغ كافى، ج 2، صص 158 و 165.

منبع:

مجله کوثر، شماره (49)، با تصرف

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

نور محمدی (ص)

نور محمدی (ص)
چو تكوین جهان را ساز كردند
نخست از نور او آغاز كردند
محمد (ص) مصطفای آفرینش
محمد (ص) نور چشم اهل بینش
شب اسرا چو در عرش خدا گشت
فكان قاب قوسینش سزا گشت
 محمد(ص) شافع روز پسین است
محمد(ص) رحمة للعالمین است
محمد(ص) فاتح بدر و حنین است
محمد (ص) مرشد راه حسین است
محمد (ص) هم بشیر و هم نذیر است
محمد(ص) در دو عالم بی نظیر است
محمد(ص) محرم اسرار عشق است
محمد (ص) مطلع انوار عشق است
محمد (ص) صاحب دختی چو زهراست
محمد (ص) زینت ام ابیـهاسـت
محمد (ص) معجزه خلق الهی است
كه بی نورش سیاهی در سیاهی است
چو دریای وجودش بی كران است
در اوصافش سخن بس ناتوان است.
"مسود ارشادی فر"

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

گردونه گردان

گردونه گردان  
از بدایع جلوه های تازه ای كیهان نهاد
 
باز طرح دیگری گردونه گردان نهاد
 
 
دشت و بستان هر طرف ، بینی گلی الوان نهاد
 
ریخت طرحی نو جهان با مقدم باد صبا
 
 
بر گل سوری ، زشبنم لؤلؤ و مرجان نهاد
 
ابر رحمت باز گوهر ریز و گوهر پاش شد
 

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

در نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام

در نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام
 

كریم      السجایا    جمیل    الشیم

 نبى       البرایا      شفیع     الامم


امام     رسل،     پیشواى    سبیل

 امین      خدا،     مهبط     جبرئیل

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

در نعت رسول اكرم

در نعت رسول اكرم
 

تختهاولكهالف نقش  بست

 بردر محجوبهاحمدنشست


حلقهحىراكالفاقلیم  داد

 طوق ز دالو كمراز میم  داد


 لاجرماو  یافت  از  آن میم و دال

 دایرهدولت وخطكمال


بوددرین گنبدفیروزهخشت

 تازهترنجى زسراىبهشت

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سید بارگاه كونین

سید بارگاه كونین
سلطان خرد به چیره دستی
 
ای شاه سوار ملك هستی
 
حلوای پسین و ملح اول
 
ای ختم پیمبران ِ مرسل
 
فرمانده ی كشتی  ولایت

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

خورشید آسمان نبوت

خورشید آسمان نبوت

 

 

ای آفتاب گردان تاری شو و متاب

کز برج دین بتافت یکی روشن آفتاب

آن آفتاب روشن شد جلوه گر که هست

ایمن ز انکساف و مبرّا زاحتجاب

بنمود جلوه ای و زدانش فروخت نور

بگشود چهره ای و زبینش گشود باب

شمس رسل محمد مرسل که در ازل

از ما سوا الله آمده ذات وی انتخاب

تابنده بُد ز روز ازل نور ذات او

با پرتو و تجلی بی پرده و نقاب

لیکن جهان به چشم خود اندر حجاب داشت

امروز شد گرفته زچشم جهان حجاب

تا دید بی حجاب رخی را که کردگار

بر او بخواند آیت و الشمس1 در کتاب

رویی که آفتاب فلک پیش نور او

باشد چنان که کتّان در پیش ماهتاب2

شاهی که چون فراشت لوای پیمبری

بگسسته شد زخیمه پیغمبران طناب

با مهر اوست جنت و با حب او نعیم

با قهر اوست دوزخ و با بغض او عذاب

با مهر او بود به گناه اندرون نوید

با قهر او بود به صواب اندرون عقاب

شیطان به صلب3 آدم گر نور او بدید

چندین چرا نمود زیک سجده اجتناب

زان شد چنین ز قرب خداوندگار دور

کاندر ستوده گوهر او داشت ارتیاب4

مقرون به قرب حضرت بیچون شد آنکه او

سلمان صفت نمود به وصل وی اقتراب

امروز جلوه ای به نخستین نمود و گشت

زین جلوه چشم گیتی انگیخته زخواب

یرلیغی5 آمدش به دوم جلوه از خدای

کای دوست سوی دوست به یک ره عنان بتاب

پس برد مرکبیش خرامان تر از تذرو

جبریل، همعنانش و میکال همرکاب

بنشست بر بُراق سبک پوی گرم سیر

و افلاک در نوشت الی منتهی الجناب

چندان برفت کش رهیان6 و ملازمان

گشتند بی توان و بماندند بی شتاب

و آنگه به قاب قوسین اندر نهاد رخت

و آمد زپاک یزدان او را بسی خطاب

چون یافت قرب وصل، دگرباره بازگشت

سوی زمین، زنه فلک سیمگون قباب7

اندر ذهاب8، خوابگه خود نهاد گرم

هم خوابگاه خویش چنان یافت در ایاب9

از فرّ پاک مقدمش امروز گشته اند

احباب در تنعّم و اعدا در اضطراب

جشنی بود زمقدم او در نُه آسمان

جشنی دگر به درگه فرزند بوتراب10


" ملک الشعرای بهار"

 


پی نوشت ها:
1. والشمس: اشاره است به آغاز سوره ای به همین نام: والشمس و ضحیها:" سوگند به خورشید و پرتوش" که بنا به نقل برخی از مفسرین در شأن حضرت رصول (ص) می باشد.

2. اشاره است به اعتقادی که قدما داشته اند که کتان در برابر ماهتاب مقاومت ندارد و از هم فرو می پاشد.

3. صلب: پشت

4. ارتیاب: شک و ریب

5. یرلیغ: فرمان

6. رهیان(جمع : رهی) چاکر، نوکر، خدمتگزار

7. قباب(جمع قبه): بارگاهی که بر فراز آن گنبدی باشد، سقف برجسته و گندب مانند. کنایه از افلاک و اسمانهاست.

8. ذهاب: رفتن

9. ایاب: آمدن

10. منظور بارگاه حضرت رضا علیه السلام است.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

بهار محمد(ص)

بهار محمد(ص)

گل نكند جلوه در جوار محمد

رونق گل مى‏برد، عذار محمد

گل شود افسرده از خزان

ولیكن نیست ‏خزان از پى بهار محمد

سایه ندارد ولى تمام خلایق

سایه نشینند در جوار محمد

سایه ندارد ولى به عالم امكان

سایه فكنده است، اقتدار محمد

سایه نمى‏ماند از فروغ جمالش

هاله نور است در كنار محمد

شمس رخش همجوار زلف سیه ‏فام

آیت و اللیل و النهار محمد

تا كه بماند اثر زنكهت مویش

خاك حسین است‏ یادگار محمد

تربت‏خوشبوى كربلاى معلاست

یك اثر از موى مشگبار محمد

رایت فتحش به اهتزاز درآمد

دست ‏خدا بود چون كه یار محمد

من چه بگویم [حسان] به مدح و ثنایش

 بس بودش مدح كردگار محمد

"حسان"

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

دو چهره از دو دین تاثیرکدامیک بیشتر است؟

دو چهره از دو دین تاثیرکدامیک بیشتر است؟


آنانکه اخبار فرهنگی و هنری را همواره دنبال می کنند مطلع اند که هفته های اخیر شاهد به ثمر رسیدن شگفتی  دیگری در عرصه هنر سینما در تقریباً نیمی از کشورهای جهان بود. فیلم "مصایب مسیح" از مل گیبسن جنجال به پا کرد و طی روزها و هفته های متوالی عنوان پرفروشترین فیلم را از آن خود ساخت. این فیلم نه به شخصیت حضرت مسیح می پردازد و نه به اهداف دین و رسالت وی ،  تنها12  ساعت پایانی زندگی آن حضرت را به تصویر می کشد و صد البته با توجه به روایت اناجیل اربعه، که حضرت مسیح بر صلیب رفت و بر روی صلیب طلب آمرزش برای مردم کرد، وجای شک نیست  که این داستان با قرائت قرآن و اسلام مغایرت دارد.

قصد آن نیست که به بررسی این فیلم و موارد اختلاف آن با اسلام پرداخته شود بلکه مقصود در ابتدا مقایسه این فیلم با فیلم " رسالت " (که در ایران با نام محمد رسول الله  پخش شده است ) و سپس نقدی بر روشهای تبلیغ و معرفی رسول مکرم اسلام به جوانان و علاقمندان است .

فیلم رسالت یا محمد رسول الله در سال 1976و با کارگردانی  مصطفی عقاد ساخته شد وقصد داشت زندگی پیامبراکرم را به تصویر بکشد ، گرچه این فیلم به عنوان اولین فیلم در این زمینه خود کاری سترگ بوده است ولی  گویی تنها برای صحه گذاشتن بر برداشت غربیان از رسول مکرم اسلام ساخته شده بود.غربیان پیامبراسلام را تنها پیامبرخدا می دانند که دست بر شمشیر برد ، برای برقراری حکومت جنگید و موفق به تشکیل حکومت شد ، و غالب تصاویر وصحنه ها در این فیلم صحنه نبرد های رسول اکرم را به تصویر می کشد و تنها به جنگ های پیامبر می پردازد. علاوه بر این با توجه به ممنوعیت ارائه چهره ایی از رسول اکرم ( بر اساس نظر علمای اسلام اعم از شیعه وسنی ) عملاً شخص اول فیلم حمزه سیدالشهدا با بازی خوب آنتونی کوئین است وشخصیت حضرت پیامبر در سایه شخصیت حمزه قرار گرفته است ، حمزه از جانب رسول خدا سخن می گوید وفرامین خدا را صادر می کند و به عبارت دیگر فیلم ، نام محمد رسول الله دارد ولی بیشتر درباره رشادت حمزه وفداکاری های او در صدر اسلام است  که این خود از عیوب آشکار آن بوده ، سطح تاثیر فیلم را بسیار کاهش می دهد .

چهره ایی که از حضرت رسول اکرم در فیلم محمد رسول الله به نمایش در می آید را به لحاظ تاثیر می توان با مسیح در فیلم مصائب مسیح مقایسه کرد البته بدون در نظر گرفتن سال ساخت این دو فیلم ، که در این صورت تنها تکنیک فیلم تغییر می کند ونه میزان تاثیر آن ؛ میزان تاثیر در این مورد به دو عامل بستگی دارد یکی تاثیر گذاری حقیقی خود شخصیت روایت شده و دیگری نوع وشیوه روایت ، که در اینجا سعی برآن است در حد مقدور هر دو مورد بررسی گردد.

 پیش از گسترش مسیحیت در اروپا، آن مناطق تحت تاثیر آئین هلنیسم یونان و یا خدایان چندگانه روم بود که تنها در نام خدایان با یکدیگر اختلاف داشتند این خدایان ازدواج می کردند، فرزندانی به دنیا می آوردند، بیمار می شدند و می مردند ، و در طی زندگی خویش چندان خداگونه ( آنچنان که ما ادراک می کنیم یعنی مبرا از هر اشتباه ) هم نمی زیستند آنها نیز مبتلا به شرارتهایی بودند که انسان به آنها دچار است . آیین مسیح در چنین بستری شدیداً با آن در می آمیزد و به جای آنکه مسیح ، رسول خدا تلقی گردد با تاثیر پذیری از آیین های کهن آن مناطق در قالب تثلیث  ، خدا ، پسر خدا و فرستاده ویژه وی دانسته می شود ،  در این اندیشه مرز میان خدا و پیامبرخدا چنان مغشوش و درهم است که بازشناسی آنان از یکدیگر میسر نیست و وقتی یک مسیحی خدا را یاد می کند مشخص نیست که مخاطب وی ، خدای واحد است یا عیسی مسیح . چنانکه کودکی مسیحی در نامه ایی به خدا وی را همراه با خانواده اش برای صرف ناهار دعوت می کند ( برگرفته از کتاب نامه بچه ها به خدا – دیوید هلر ) ، شاید بگویید این ناشی از تخیلات کودکانه است ، ولی این تخیل باز هم نیازمند یک زمینه تربیتی وفکری است که از بزرگسالان به کودک منتقل شده است ، نمونه این زمینه  فکری را در همین فیلم مصائب مسیح می بینیم که مسیحِ مل گیبسن بر روی صلیب و در حال شکنجه فریاد می زند" پدر آنها را ببخش آنها نمی دانند " در چنین دنیا و آیینی ،  مسیح علیرغم پذیرش گسترده و عام  ، به هیچ وجه نقدپذیر و عقلانی نیست. سوال وپرسش درباره وی و نحوه آفرینش و چگونگی حیات و ممات وی ممنوع است و تنها جنبه تعبدی و لازم الاجرا دارد. حال سوال این است چنین پیامبری که ریشه در خرافات دارد، نیمه انسان- نیمه خداست و با آئین های کهن برگرفته از جهل آدمی در آمیخته است، چگونه چنین گسترش مکانی می یابد، فیلم پرفروشی از آن می سازند و بینندگان بسیاری را در سراسر دنیا به تماشا دعوت می کنند ؟

از دیگر سو پیامبر مکرم اسلام ( ص ) قرار دارد با چهره ایی کاملاً انسانی! " بنده ستوده ومحبوب خدا "( به اعتبار نام مبارک ایشان ) با زندگی ملموس زمینی که در عین حال که انسانی و قابل فهم ودر دسترس  وحتی قابل الگوبرداری است در آنچه که هست نمی ماند ؛ همین انسان شرف می یابد که محبوب خدا باشد " حبیب الله " باشد به عرش اعلا عروج کند ، رخ در رخ ملکوت خدا بنشیند و مخاطب " لولاک لما خلقت الافلاک "  گردد . رسول اکرم (ص)  مردی است از جنس همین مردم، و برخاسته از میان همین مردم و برای همین مردم ، نیامده تا قربان بزرگ برای مردمش وتوجیه کننده یا جواز دهنده گناهان وشرارت های آنان باشد ( همچون مسیح غربیان ) ، بلکه مبعوث شده تا " لاتمم مکارم الاخلاق " باشد  ، آمده تا عشق وعقل را در هم آمیزد و راه سعادت بشر را از میانه این دو بنمایاند ، آمده تا انسان را از تاریکی های جهل با نور ایمان و دعوت به تعقل به روشنایی های الهی راه بنماید و اوست پیامبری که سیمای یک مجاهد در راه خدا ویک عارف را می توان توامان در چهره اش  یافت ، " محمد ترکیبی از موسی وعیسی است گاه او را در صحنه های مرگبار جنگ می بینیم ... و گاه هم اورا می بینیم که هر روز در رهگذرش یهودیی از بام خانه اش خاکستر برسرش می ریزد و او نرم تر از مسیح ... روی در هم نمی کشد و یک روز که از کنار خانه وی می گذرد و از خاکستر مرد خبری نمی شود می پرسد : امروز رفیق ما به سراغ ما نیامد ؟ وچون می شنود که بیمار شده است به عیادتش می رود " ( شریعتی علی – سیمای محمد – ص 35 ) . اینجا جای این سؤال باقی است که با توجه به دنیای امروز که دنیای تعقل گرا و خردورز است ، دنیایی سراسر سؤال و پرسش است چرا پیامبراکرم با سیمای انسانی، زندگی باورپذیر و رسالتی همه فهم با بد فهمی روبروست و مسیح دروغین غربیان( و نه البته عیسی بن مریم (ع) رسول خدا) با زندگی سراسر اسطوره ایی، غیرقابل باور و از همه مهمتر غیرقابل پرسش و نقد با تبلیغات گسترده حتی دژهای کشورهای اسلامی را هم فتح  می کند.؟ پس فرض اول  باطل است چرا که شخصیت پیامبر به دلایلی که برشمردیم در میزان وعمق تاثیر قابل مقایسه با مسیح مل گیبسن نیست .

 پس باید پرسید در عملکرد ما مسلمانان چه قصوری نهفته که پیامبراکرم را که می تواند کام عطشناک انسان امروز را با تعالیم انسانی خویش سیراب سازد چنین مهجور کرده است. همه اینها در یک پاسخ خلاصه می شود و آن اینکه مبلغین ما روش های نوین تبلیغ را باور نکرده اند. دنیای امروز دنیای اطلاعات ، هنر و سرعت است. ولی دنیای اسلام هنوز به وسایل تبلیغی چون خطابه و منبر متوسل است و اگر هم از وسایلی نظیر اینترنت و وب سایت استفاده می کند باز هم همان خطابه منبری را به صورت مقاله بر روی اینترنت  قرار می دهد ،  در عرصه فیلم و سینما هم همان کاستی ها وجود دارد چنانکه اولین و آخرین فیلمی که درباره پیامبراکرم ساخته شده همان فیلم معروف محمد رسول الله است. ما در به تصویر کشیدن چهره حقیقی پیامبراکرم کوتاهی کرده ایم. ساده زیستی ایشان را فقط بر روی منبر فریاد کرده ایم و غافل از این بوده ایم که دنیای امروز این نوع روش تبلیغ را نمی پسندد و به آن اعتنا نمی کند ، بهتر است به آن دورها ننگریم. همین جوانان مسلمان زاده خودمان را بنگریم که در گوش همه آنان به عنوان اولین کلام " محمد رسول الله"  را زمزمه کردیم و  با مهر پیامبر پرورش دادیم ، ولی بازهم در میان همین جوانان با بد فهمی نسبت به زندگی پیامبر اکرم روبروئیم. نفهمیدن و یا ندانستن بسیار بهتر از بدفهمیدن است. در این زمانه که تبلیغات منفی دنیای غرب برای ارائه چهره ایی خشن از اسلام و سیمایی جنگ طلب از حضرت رسول در کار است و با استفاده از تبلیغات موثر و در اختیار داشتن رسانه های بزرگ و مهم اذهان بسیاری از مردم دنیا را آلوده می سازد ( که نمونه بسیار کوچک آن کتاب آیات شیطانی  است )لازم است که مبلغان ما برای پاسداشت مقام رسول حق محمد مصطفی(ص) با تغییر شیوه ها و روش ها و با بهره گیری از دانشِ محققان ، هنرِهنرمندان و تجارب صاحبان فن در عرصه سینما با این موج مقابله نمایند. در داخل کشورسؤالات بسیاری برای جوانان مطرح است سؤالاتی که با تعصب و بسته انگاریِ  بسیاری از علما بی پاسخ می ماند. به گونه ایی که امروزه یک جوان مسلمان پرسش در عرصه دین را یک امرمحال و گناه تلقی می کند و این با روح آنچه رسول اکرم تبلیغ می نمودند بسیار متفاوت و مغایر است. دینی که عقلانی و استدلال پذیر است در نتیجه عملکرد عالمان به دینی صرفاً تعبدی مانند دین مسیحیت اروپا تبدیل شده است. هم اینک در اذهان بسیاری از جوانان پرسش هایی درباره زندگی و شیوه رفتار پیامبراکرم وجود دارد که باید به دور از تعصب و با زبان امروز بدان پاسخ گفت. مدح و ثنا از جان عاشق برمی آید و تنها بر جان عاشق است که اثر می گذارد در صورتیکه دنیای امروز و جوان امروز نیازمند پاسخی است که ذهن او را اغنا کند، به پرسش ها و خلأهای فکری او پاسخ گوید و انصاف نیست این حقیقی ترین پیامبر حق مردی که چهره او را تحریف نیالوده (چون موسی ) ، و اسطوره لکه دار نکرده است (چون عیسی ) در چارچوب اذهان کوچک ما زندانی باقی بماند. شاید بسیاری را عقیده بر آن باشد که خداوند حافظ نیک نامی و اعتلای نام رسول حق محمد مصطفی خواهد بود. ولی توجه داشته باشید توکل در زمینه عمل ماست که معنا می یابد و نه در کسالت و کاهلی ما. اگر ما یک مسلمان راستین هستیم، اگر در روزهایی مانند عید مبعث و میلاد پیامبردلمان سرشار از سپاس خداست که ما را به شرف اسلام شرافت داده است، اگر دین اسلام را یگانه دین کامل و برحق می دانیم پس لازم است در اولین گام به معرفی راستین اساس این دین یعنی حضرت رسول اکرم بپردازیم ، چرا که" برای شناخت دقیق تصویر کلی و تمام هر مذهبی شناختن خدای آن ، کتاب آن ، پیغمبر آن و دست پرورده خالص آن ضروری است و این روش ساده ترین ، ممکن ترین ، و در عین حال علمی ترین روش شناخت یک مذهب است " ( شریعتی علی – سیمای محمد – ص 21) ، ولی باید زبان امروز را دریابیم  و در عصر فن آوری اطلاعات با اسباب دوره صفویه تبلیغ نکنیم. میلاد حضرت رسول اکرم فخرعالم و مایه شرف دنیای اسلام در پیش است بیائیم از روح قدسی آن یگانه بزرگمرد، مدد جوئیم و در اعتلای نامش بکوشیم.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

پیامبر اسلام و مبارزه با خرافات

پیامبر اسلام و مبارزه با خرافات

داستانى است كه در كتب حدیث ما آمده است و حتى اهل تسنن هم نقل كرده‏اند. رسول اكرم(ص) پسرى از ماریه قبطیه دارد به نام ابراهیم بن رسول الله. این پسر كه مورد علاقه رسول اكرم است در هجده ماهگى از دنیا مى‏رود. رسول اكرم كه كانون عاطفه بود قهرا متاثر مى‏شود و حتى اشك مى‏ریزد و مى‏فرماید: دل مى‏سوزد و اشك مى‏ریزد،اى ابراهیم ما به خاطر تو محزونیم ولى هرگز چیزى بر خلاف رضاى پروردگار نمى‏گوییم. تمام مسلمین، ناراحت و متاثر به خاطر این كه غبارى از حزن بر دل مبارك پیغمبراكرم نشسته است. همان روز تصادفا خورشید منكسف مى‏شود و مى‏گیرد. مسلمین شك نكردند كه گرفتن خورشید،هماهنگى عالم بالا به خاطر پیغمبر بود، یعنى خورشید گرفت‏ براى این كه فرزند پیغمبر از دنیا رفته است. (1)

این مطلب در میان مردم مدینه پیچید و زن و مرد یك زبان شدند كه دیدى! خورشید به خاطر حزنى كه عارض پیغمبراكرم شد گرفت، در حالى كه پیغمبر به مردم نگفته - العیاذ بالله- كه گرفتن خورشید به خاطر این بوده است. این امر سبب شد كه عقیده و ایمان مردم به پیغمبر اضافه شود، و مردم هم در این گونه مسائل بیش از این فكر نمى‏كنند.

ولى پیغمبر چه مى‏كند؟ پیغمبر نمى‏خواهد از نقاط ضعف مردم براى هدایت مردم استفاده كند، مى‏خواهد از نقاط قوت مردم استفاده كند. پیغمبر نمى‏خواهد از جهالت و نادانى مردم به نفع اسلام استفاده كند، مى‏خواهد از علم و معرفت مردم استفاده كند. پیغمبر نمى‏خواهد از ناآگاهى و غفلت مردم استفاده كند، مى‏خواهد از بیدارى مردم استفاده كند، چون قرآن به او دستور داده:«ادع الى سبیل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن‏.» (2) وسایلى ذكر كرده است. [پیغمبر نفرمود] عوام چنین حرفى از روى جهالتشان گفته‏اند،«خذ الغایات و اترك المبادى‏» (3)، بالاخره نتیجه خوب از این گرفته‏اند، ما هم كه به آنها نگفتیم، ما در اینجا سكوت مى‏كنیم. سكوت هم نكرد. آمد بالاى منبر صحبت كرد، خاطر مردم را راحت كرد، گفت: این كه خورشید گرفت ‏به خاطر بچه من نبود.

مردى كه حتى از سكوتش سوء استفاده نمى‏كند، این گونه باید باشد، چرا؟

براى این كه اولا اسلام احتیاج به چنین چیزهایى ندارد. بگذار كسانى بروند از خوابهاى دروغ، از جعلها و از این جور سكوتها استفاده كنند كه دینشان منطق ندارد، برهان و دلیل ندارد و آثار حقانیت دینشان روشن و نمایان نیست. اسلام نیازى به این جور چیزها ندارد. ثانیا همان كسى هم كه از این وسایل استفاده مى‏كند، در نهایت امر اشتباه مى‏كند. مثل معروف:" همگان را همیشه نمى‏توان در جهالت نگاه داشت"، یعنى بعضى از مردم را همیشه مى‏شود در جهالت نگاه داشت، همه مردم را هم در یك زمان مى‏شود در جهالت و بى‏ خبرى نگه داشت، ولى همگان را براى همیشه نمى‏شود در جهالت نگه داشت. گذشته از این كه خدا اجازه نمى‏دهد [و به عبارت دیگر] اگر این اصل هم در كار نبود، پیغمبرى كه مى‏خواهد دینش تا ابد باقى بماند آیا نمى‏داند كه صد سال دیگر، دویست ‏سال دیگر،هزار سال دیگر مردم مى‏آیند جور دیگرى قضاوت مى‏كنند؟! و بالاتر همین كه خدا به او اجازه نمى‏دهد.

 


پى‏نوشت ها:
1- البته این مطلب فى حد ذاته مانعى ندارد. به خاطر پیغمبر ممكن است دنیا زیر و رو بشود. اینها مساله مهمى نیست.
2- نحل/125.[به راه پروردگارت با حكمت(دلایل عقلى) و اندرز نیكو دعوت كن و با بهترین روش با آنان به بحث و مجادله پرداز.]

3-[به هدفها بپرداز و وسایل را رها كن.]

`مجموعه آثار، جلد 16، ص 108،استاد شهید مرتضى مطهرى.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

نیمه شب ، خورشید مى‏تابد ز شرق آفرینش، اختر امید مى‏تابد

نیمه شب ، خورشید مى‏تابد ز شرق آفرینش، اختر امید مى‏تابد

 

 

زمین و آسمان «مكه‏» آن شب نور باران بود و موج عطر گل در پرنیان باد مى‏پیچید، امید زندگى در جان موجودات مى‏جوشید هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود. شبى مرموز و رؤیایى به شهر«مكه‏» مهد پاكجانان، دختر مهتاب مى‏خندید. شبانگه ساحت «ام القرى‏» در خواب مى‏خندید، ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابى دمادم بس ستاره مى‏شكفت و آسمان پولك نشان مى‏شد صداى حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ به سوى كهكشان مى‏شد.

دل سیاره‏ها در آسمان حال تپیدن داشت و دست باغبان آفرینش در چنان حالت سر«گل آفریدن‏» داشت.

خانه«ام القرى‏» در انتظار رویدادى بود شب جهل و ستمكارى به امید طلوع  بامدادى بود. سراسر دستگاه آفرینش اضطرابى داشت و نبض كائنات از انتظارى دمبدم مى‏زد كه:

امشب، نیمه شب خورشید مى‏تابد ز شرق آفرینش، اختر امید مى‏تابد.
در آن حال «آمنه‏» در عالم سرگشتگى مى‏دید: به بام خانه‏اش بس آبشار نور مى‏بارد و هر دم یك ستاره در سرایش میچكد، رنگین و نورانى و زین قدرت نماییها نصیب او شگفتى بود و حیرانى.
در آن دم مرغكى را دید با پرهاى یاقوتى و منقارى زمرد فام كه سویش پر كشید از بام و در صحن سرا پر زد و پرهاى پرندین را به پهلوى زن درد آشنا سایید، بناگه درد او آرام شد، آرام به كوته لحظه‏اى گرداند سر را «آمنه‏» با هاله امید تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید چو دید آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را دو چشمش برق زد تا دید رخشان چهر«احمد(ص)» را شنید از هر كران عطر دلاویز محمد را. سپس بشنید این گفتار وحى آمیز:

الا،اى «آمنه‏» اى مادر پیغمبر خاتم! سرایت خانه توحید ما باد و مشید باد سعادت همره جان تو و جان «محمد» باد.

- بدو بخشیده‏ایماى «آمنه‏» اى مادر تقوى! صداى دلكش «داوود» و حب «دانیال‏» و عصمت «یحیی».

-  به فرزند تو بخشیدیم:كردار«خلیل‏» و قول «اسماعیل‏» و حسن چهره «یوسف‏» شكیب «موسى عمران‏» و زهد و عفت «عیسی».

 - بدو دادیم:خلق «آدم‏» و نیروى «نوح‏» و طاعت «یونس‏» وقار و صولت «الیاس‏» و صبر بى‏ حد «ایوب‏» بود فرزند تو یكتا بود دلبند تو محبوب سراسر پاك سرا پا خوب.

دو گوش «آمنه‏» بر وحى ذات پاك سرمد بود، دو چشم «آمنه‏» در چشم رخشان «محمد» بود كه ناگه دید روى دخترانى آسمانى را به دست این یكى ابریق سیمین در كف آن دیگرى طشت زمرد بود دگر حورى، پرندى چون گل مهتاب در كف داشت، «محمد» را چو مروارید غلتان شستشو دادند به نام پاك یزدان بوسه‏ها بر روى او دادند. سپس از آستین كردند بیرون «دست قدرت‏» را زدند از سوى درگاه خداوندى میان شانه‏هاى حضرتش «مُهر نبوت‏» را سپس در پرنیانى نقره ‏گون، آرام پیچیدند و زآنجا «آسمانى دختران‏» بر«عرش‏» كوچیدند.

همان شب قصه ‏پردازان ایرانى خبر دادند: كه آمد تك سوارى در«مدائن‏» سوى «نوشروان‏» و گفت: اى پادشه «آتشكده آذرگشسب‏» ما كه صدها سال روشن بود هم امشب ناگهان خاموش شد، خاموش به «یثرب‏» یك «یهودى‏» بر فراز قله‏اى فریاد را سر داد:

 كه امشب اخترى تابنده پیدا شد و این نجم درخشان اختر فرزند«عبد الله‏» نوین پیغمبر پاك خداوندست و انسانى كرامندست.

یكى مرد عرب اما بیابانگرد و صحرائى قدم بگذاشت در«ام القرى‏» وین شعر خوش برخواند:

كه اى یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟

چه كس دید از شما آن روشنان آسمانى را؟

كه دید از «مكیان‏» آن ماهتاب پرنیانى را؟

زمین و آسمان «مكه‏» دیشب نور باران بود

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

بیابان بود و تنهائى و من دیدم

كه از هر سو ستاره بر زمین ما فرود آمد

به چشم خویش دیدم: ماه را از جاى خود كندند

ز هر سو در بیابان عطر مشك و بوى عود آمد

بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارایى!

بیابان بود و من، اما چه اخترهاى زیبایى!

بیابان، رازها دارد ولى در شهر، آن اسرار، پیدا نیست

بیابان نقشها دارد كه در شهر آشكارا نیست  كجا بودید اى یاران؟

كه دیشب آسمانیها زمین «مكه‏» را كردند گلباران

ولى گل نه، ستاره بود جاى گل

زمین و آسمان «مكه‏» دیشب نور باران بود

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.

به شعر آن عرب، مردم همه حالى عجب دیدند به آهنگ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:

كه اى یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟

چه كس دید از شما آن روشنان آسمانى را؟

كه دید از «مكیان‏» آن ماهتاب پرنیانى را؟

بیابان بود و تنهایى و من دیدم

كه از هر سو ستاره بر زمین ما فرود آمد

به چشم خویش دیدم ماه را از جاى خود كندند

ز هر سو در بیابان عطر مشك و بوى عود آمد

بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارایى!

بیابان بود و من، اما چه اخترهاى زیبایى!

بیابان رازها دارد، بیابان، نقشها دارد

كه در شهر آشكارا نیست كجا بودید اى یاران؟

كه دیشب آسمانیها زمین «مكه‏» را كردند

گلباران ولى گل نه، ستاره بود جاى گل

زمین و آسمان «مكه‏» دیشب نور باران بود

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود.

روانت شادمان بادا! كجایى اى عرب، اى ساربان پیر صحرایى؟! كجایى اى بیابانگرد روشن راى بطحایى؟!

كه اینك بر فراز چرخ، بینى نام «احمد» را

و در هر موج بینى اوج گلبانگ «محمد» را

«محمد» زنده و جاوید خواهد ماند

«محمد» تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند

جهانى نیك مى‏داند كه نامى همچو نام پاك پیغمبر مؤید نیست

و مردى زیر این سبز آسمان همتاى «احمد» نیست


اگر بینیم روزى در جهان نام «محمد» نیست. زمین ویرانه باد و سرنگون باد آسمان پیر،

"مهدى سهیلى"

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

صد دانه مروارید از اقیانوس کلام نبی

صد دانه مروارید از اقیانوس کلام نبی

 

 

برای نیل به کمال و سعادت راهی جز تمسک به آیات الهی و سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام نداریم. بنا بر آیه قرآن باید به ریسمان الهی چنگ زده و مطیع او باشیم، وقتی در این راه قدم نهادیم؛ آنگاه است که رو به سوی خلیفة اللهی نهاده و شایستگی جانشینی خدا بر روی زمین را کسب خواهیم کرد. امید که خدای مهربان به ما  توفیق بندگی کردن را اعطا نماید. حال گوش جان می سپاریم به اندرزهای رسول گرامی اسلام، همو که نجاتبخش انسانها می باشد.    

1- هر چه فرزند آدم پیرتر مى‏شود، دو صفت در او جوانتر مى‏گردد:حرص  و آرزو.

2- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح یابند، امت من صلاح مى‏یابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد مى‏شود:علما  وحكام.

3- شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى یكدیگرید.

4- نمى‏توان همه را با مال راضى كرد اما به حسن خُلق، مى‏توان.

5- فقر بلاست. از آن بدتر، بیمارى تن، و از بیمارى تن دشوارتر، بیمارى دل است.

6- مؤمن همواره در جستجوى حكمت است.

7- از نشر دانش نمى‏توان جلو گیری کرد.

8- دل انسانى همچو پرى است كه در بیابان به شاخه درختى آویزان باشد، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زیر و رو مى‏شود.

9- مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسایش باشند.

10- راه رهنماى به كار نیك، آن است که خود عامل آن كار باشیم.

11- هر دل سوخته‏اى را عاقبت پاداشى است.

12- بهشت زیر قدمهاى مادران است.

13- در رفتار با زنان، از خدا بترسید و درباره آنان، از نیكى دریغ ننمایید.

14- پروردگار همه یكى است و پدر همه یكى. همه فرزند آدمید و آدم از خاك است. گرامى‏ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.

15- از لجاجت بپرهیزید كه انگیزه آن، نادانى و حاصل آن، پشیمانى است.

16- بدترین مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد، و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نیكى او امیدوار نباشند.

17- خشم مگیر و اگر گرفتى، لختى در قدرت كردگار بیندیش.

18- چون تو را ستایش كنند، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى‏گویند قرار مده.

19- به صورت متملقین خاك بپاشید.

20- اگر خدا خیر بنده‏اى را اراده كند، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى‏دهد.

21- صبح و شامى بر مؤمن نمى‏گذرد مگر آن كه بر خود گمان خطا ببرد.

22- سخت ‏ترین دشمن تو همانا نفس اماره است كه در میان دو پهلوى تو جا دارد.

23- دلاورترین مردم آن است كه بر هواى نفس غالب آید.

24- با هواى نفس خود نبرد كنید تا مالك وجود خود گردید.

25- خوشا به حال كسى كه توجه به عیوب خود، او را از توجه به عیوب دیگران باز دارد.

26- راستى به دل آرامش مى‏بخشد و از دروغ شك و پریشانى مى‏زاید.

27- مؤمن آسان انس مى‏گیرد و مأنوس دیگران مى‏شود.

28- مؤمنین همچو اجزاى یك بنا همدیگر را نگاه مى‏دارند.

29- مثل مؤمنین در دوستى و علقه به یكدیگر مثل پیكرى است كه چون عضوى از آن به درد بیاید، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى‏شوند.

 

30- مردم مانند دندانه‏هاى شانه با هم برابرند.

31- دانش جویى بر هر مسلمانى واجب است.

32- فقرى سخت‏تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نیست.

33- از گهواره تا گور دانشجو باشید.

34- دانش بجویید گرچه در چین باشد.

35- شرافت مؤمن در شب زنده‏ دارى و عزت او در بى‏نیازى از دیگران است.

36- دانشمندان تشنه آموختن‏اند.

38- دست خدا با جماعت است.

39- پرهیزگارى جان و تن را آسایش مى‏بخشد.

40-هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد.

41- با خانواده خود بسر بردن، از گوشه مسجد گرفتن، نزد خداوند پسندیده‏تر است.

42- بهترین دوست شما آن است كه معایب شما را به شما بنماید.

43-دانش را به بند نوشتن در آورید.

44- تا دل درست نشود، ایمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود، دل درست نخواهد بود.

45- تا عقل كسى را نیازموده‏اید، به اسلام آوردن او وقعى نگذارید.

46-تنها با عقل مى‏توان به نیكی ها رسید. آن كه عقل ندارد از دین تهى است.

47- زیان نادانان بیش از ضررى است كه تبهكاران به دین مى‏رسانند.

48-هر صاحب خردى از امت مرا چهار چیز ضرورى است: گوش دادن به علم، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن.

49- مؤمن از یك سوراخ دوبار گزیده نمى‏شود.

50-من براى امت خود،از بى‏تدبیرى بیم دارم نه از فقر.

51- خداوند زیباست و زیبایى را دوست مى‏دارد.

52- خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.

53- تملق، خوى مؤمن نیست.

54- نیرومندى به زور بازو نیست، نیرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آید.

55- بهترین مردم، سودمندترین آنان به حال دیگران‏اند.

56- بهترین خانه شما آن است كه یتیمى در آن به عزت زندگى كند.

57- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نیك.

58- رشته عمل، از مرگ بریده مى‏شود مگر به سه وسیله: خیراتى كه مستمر باشد، علمى كه همواره منفعت برساند، فرزند صالحى كه براى والدین دعاى خیر كند.

59- پرستش كنندگان خدا سه گروهند: یكى آنان كه از ترس عبادت مى‏كنند و این عبادت بردگان است، دیگر آنان كه به طمع پاداش عبادت مى‏كنند و این عبادت مزدوران است، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت عبادت مى‏كنند و این عبادت آزادگان است.

60- سه چیز نشانه ایمان است: دستگیرى با وجود تنگدستى، از حق خود به نفع دیگرى گذشتن، به دانشجو علم آموختن.

61- دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكم تر شود.

62- آفت دین سه چیز است: فقیه بدكار، پیشواى ظالم، مقدس نادان.

63- مردم را از دوستانشان بشناسید، چه، انسان هم خوى خود را به دوستى مى‏گیرد.

64- گناه پنهان به صاحب گناه زیان مى‏رساند، گناه آشكار به جامعه.

65- در بهبودى كار دنیا بكوشید اما در كار آخرت چنان كنید كه گویى فردا رفتنى باشید.

66- روزى را در قعر زمین بجویید.

67- چه بسا كه از خود ستایى،از قدر خود مى‏كاهند و از فروتنى، بر مقام خود مى‏افزایند.

68- خدایا! فراخ ترین روزى مرا در پیرى و پایان زندگى كرامت فرما.

69- از جمله حقوق فرزند بر پدر این است كه نام نیكو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و چون بالغ شد، برای او همسر انتخاب كند.

70- صاحب قدرت، آن را به نفع خود به كار مى‏برد.

71- سنگین‏ ترین چیزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى‏شود، خوشخویى است.

72- سه امر، شایسته توجه خردمند است: بهبودى زندگانى، توشه آخرت، عیش حلال.

73- خوشا كسى كه زیادى مال را به دیگران ببخشد و زیادى سخن را براى خود نگاه دارد.

74- مرگ، ما را از هر ناصحى بى‏نیاز مى‏كند.

75- این همه حرص حكومت و ریاست و این همه رنج و پشیمانى در عاقبت!

76- عالم فاسد، بدترین مردم است.

 

77-هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند، باید منتظر بلایى بود.

78- نفرین باد بر كسى كه بار خود را به دوش دیگران بگذارد.

79-زیبایى شخص در گفتار اوست.

80- عبادت هفت گونه است كه از همه والاتر طلب روزى حلال است. نیز نشانه خشنودى خدا از مردمى، ارزانى قیمتها و عدالت حكومت آنهاست.

82- هر قومى شایسته حكومتى است كه دارد.

83-از ناسزا گفتن، به جز كینه مردم سودى نمى‏برى.

84-پس از بت پرستیدن، آنچه به من نهى كرده‏اند در افتادن با مردم است.

85- كارى كه نسنجیده انجام شود، بسا كه احتمال زیان دارد.

86- آن كه از نعمت سازش با مردم محروم است، از نیكیها یكسره محروم خواهد بود.

87- از دیگران چیزى نخواهید گرچه یك چوب مسواك باشد.

88- خداوند دوست ندارد كه بنده‏اى را بین یارانش با امتیاز مخصوص ببیند.

89-مؤمن خنده‏ رو و شوخ است، و منافق عبوس و خشمناك.

90- اگر فال بد زدى، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى، فراموش كن و اگر حسود شدى، خود دار باش.

91-دست یكدیگر را به دوستى بفشارید كه كینه را از دل مى‏برد.

92- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد، مسلمان نیست.

93- خوشرویى كینه را از دل مى‏برد.

94- مبادا كه ترس از مردم، شما را از گفتن حقیقت باز دارد!

95- خردمندترین مردم كسى است كه با دیگران بهتر بسازد.

96- در یك سطح زندگى كنید تا دلهاى شما در یك سطح قرار بگیرد. با یكدیگر در تماس باشید تا به هم مهربان شوید.

97- هنگام مرگ، مردمان مى‏پرسند: از ثروت چه باقى گذاشته؟ فرشتگان مى‏پرسند: از عمل نیك چه پیش فرستاده؟

98- منفورترین حلالها نزد خداوند طلاق است.

99- بهترین كار خیر، اصلاح بین مردم است.

100- خدایا مرا به دانش توانگر ساز و به بردبارى زینت بخش و به پرهیزگارى گرامى بدار و به تندرستى زیبایى ده .

 بارالها ما را به اخلاق پسندیده زینت بفرما.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

محمد می آید

محمد می آید


محمد ( ص ) می آید .

محمد ( ص ) در ماه " ربیع " می آید  . و همراه با خود ، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .

محمد ( ص ) می آید .

از نسل ابراهیم بت شكن ، از سلاله پاكان ، از دامن " آمنه " عفیف ، از مكه معظمه ، از خانه خدا ... .

با مشعلی از " حق " فرادست ، كه می بینی آتشكده " آذرگشسب " ، با طلوع حضرتش ، به خاموشی می گراید ، به نشان فرومردن فروغ دروغین آتش اهورایی ، در جلوه جمال الهی و جلال كبریایی . و این " صبح صادق " رسیدن " روز " را نوید می دهد ، پس از شب دیجور و ظلمت ظلم ، پس از قرن ها قساوت و سالها سفاهت . و با این" میلاد " لرزه و شكاف ، در كاخ " كسری " می افتد ، به نشانه اینكه از این پس " كعبه " كوی عشق است ،

و سكوی آزادی .

و بنای یادبود عدالت و برابری  و توحید ،

و سمبل قیام مردم و قوام امت

و رمز خضوع ، در برابر فقط " الله ".

نه " جم " ها .

نه " كی " ها ،

و " كسری " ها ،

و " قیصر " ها ،

و " فرعون " ها ...

محمد ( ص ) می آید .

مردی است از تبار پاك ابراهیم ، آخرین حلقه از سلسله نورانی رسولان ، كه همواره مبشران داد و آزادی ، و معلمان اخلاق بودند ، و رابط میان " خالق " و " خلق " .

می آید ....

تبر ابراهیم بر دوش ،

عصای موسی ، در دست ،

قلب مسیح در سینه ،

عزم نوح ، در اراده ،

صبر ایوب ، در دل ،

زیبائی یوسف ، در رخسار،

حكمت لقمان ، بر زبان ،

حكومت داود و سلیمان ، در سایه قرآن ...

می آید ...

می آید ...

با " فرقان "، با " آیات "، با " بینات "، با " نور "، با " ذكر"، با " كتاب "، با " هدایت "، با " قرآن " ، با " بشارت " ، با " انذار" ، با " وعد" ، با " وعید " ، ... .

می آید ... تا خنجر خونین كینه توزی ها و تعصب ها را از دست جاهلان جاهلیت زده برگیرد و " كتاب و حكمت " را ، و " لوح فلاح " و " سلاح صلاح " را به دستشان دهد .

می آید ....

تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل كند  ،

تا دل ها را به هم نزدیك سازد  ،

تا پراكندگیها را به " وحدت " برساند و نیروها و شمشیرها را ، به جای آنكه به روی هم كشیده شود ، برای هم كشیده سازد ، تا به جای " برهم " بودن ، " باهم " باشند .

تا از " دیو" فرشته بسازد  ،

و ... از حیوان ، انسان

و از بیگانه ، دوست ،

و از رها ، بنده ،

و از" بنده " آزاده !...

محمد ( ص ) می آید ، ...

محمد ( ص ) از بطن تاریخ و عمق زمان ، در" هفدهم ربیع " می آید .

با اخلاقی جذب كننده و برگیرنده و بركشنده و رشد دهنده ،

با رفتاری سرشار از تواضع و فروتنی و خاكساری  ،

با نگاهی لبریز از شرم و عفاف ،

با زبانی حقگوی و خداخوان و صداقت و فصیح ،

با بیانی گرم و گیرا و سحار ،

با قلبی نورانی كه چشمه زلال " معرفت " است ،

با دستی كه دوست نواز و دشمن كوب است ،

با پایی پویا تر از باد ، نستوه تر از كوه ،

با چهره ای به خندانی صبح و درخشش خورشید و زیبائی ماه و عصمت عشق .

ماه " ربیع الاول " است ... بهار نخستین ، و طلوعی نوین .

و ... محمد ( ص ) می آید ، تا پنجره های گشوده به روی " شب " و " شك " و " شیطان " را ببندد و درهایی را ، فرا روی مردم ، به روی " روز " و " یقین " و " رحمان " بگشاید .

می آید ... می آید ...

تا دست های بسته را باز كند .

تا گام های خسته را به آسایش برساند  ،

تا پاهای دربند را برهاند  ،

تا گردن های گرفتاران را از زنجیرهای گران آزاد كند ،

تا محرومان موحد را علیه مترفین " شك مدار " بشوراند  ،

تا " سبطیان " را بر ضد " قبطیان " بر انگیزد و از آنان ، " موسی " هائی فرعون ستیز بسازد .

می آید ... .

تا دیده های كور را بینا سازد ،

تا خفتگان را بیدار كند ،

تا بندگان " دنیا " را ، سروران " آخرت " نماید  ،

تا افق های دوردست تری را در چشم انداز كوته نظران " نقد اندیش " و " نزدیك بین " به تماشا بگذارد.

می آید ... .

از دیار یار ،  و كوی وحی می آید ، از سوی خدا می آید ،  با دروازه هایی از علم و عرفان ، و مرجان هائی از آیه و سنت .

می آید ، تا درد " جهل " را با داروی " حكمت " درمان كند .

تا بیماری شرك را با پیام توحید ، شفا بخشد .

تا مردم را از" ستم ادیان " تحریف شده ، به " عدل اسلام " بكشانند ،

تا از "  اطاعت مخلوق " به "طاعت خالق " دعوت كند ،

تا بذر " فضیلت " را در" مزرعه جان " ها بكارد ،

می آید ...

و با آمدنش برای ملت ها حیات می آورد ، و برای مشتاقان ، ارمغانی از معنویت و اخلاق .

آری ... می آید ، می آید ، محمد ( ص ) می آید ،

تا قلب های خسته بجوشند

تا دست های بسته بكوشند

تا نسلهای تشنه و محتاج

از زمزم حیات ، بنوشند

تا چشمه های اشك ، بخشكد

از چشم و چهره های یتیمان

تا غنچه های خنده بروید

بر ساحل لبان اسیران

تا ...

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته

صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته


وقتی كه پیامبراكرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می كند و مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.

آن ملك متوجه حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم درآسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود براو زد و هنگامی كه ملك متوجه شد، بلافاصله ركاب آن حضرت را بوسید ، تعظیم و اكرام نمود و عرض كرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا كه نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما نشدم.

آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملك عرض كرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله. سپس ملك گفت كه من دو ركعت نماز بجا آورده ام كه بیست هزار سال طول كشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در ركوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من یك بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزارسال طاعت تو برتر است.

منبع:آمالی صدوق، ج 3، ص 429/ لثالی الاخبار،ج3، ص 429

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

عاجزترین مردم

عاجزترین مردم
 پیامبر خدا فرمودند: دوست دارید شما را به بخیل‏ ترین ، كسل ‏ترین ، عاجزترین ، دزدترین و جفاكارترین مردم راهنمایى كنم؟ بخیل‏ترین مردم كسى است كه هنگام ملاقات با مسلمانى به او سلام نمى‏كند، كسل‏ترین مردم كسى است كه در عین صحت و سلامتى و فراغت ‏خاطر، خداى خود را حمد و ستایش نمى‏ كند، دزدترین مردم كسى است كه از نمازش مى‏ دزدد ،جفاكارترین مردم كسى است كه نام مرا بشنود و صلوات بر من نفرستد و عاجزترین مردم كسى است كه قدرت و توانایى دعا كردن را ندارد.

 


برگرفته از كتاب: حكایت هاى شنیدنى از فضائل و آثار صلوات

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

صلوات و رنج ‏شیطان

صلوات و رنج ‏شیطان
روزى پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله از راهى عبور مى‏كرد. در راه شیطان را دید كه خیلى ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده ‏اى؟ گفت: یا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى‏برم و در زحمت‏ بسیار هستم . پیامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟  گفت: یا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم . اول این كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى‏كنند. دوم این كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گویند ، چهارم از این خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ،پنجم این كه تا نام شما را مى‏  شنوند صلوات مى‏فرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحیم‏» مى‏ گویند.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

صدقه زبان

صدقه زبان
پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله فرمودند: اى مردم ، با اطاعت ‏خدا، به خدا نزدیك شوید تا این كه خداوند شما را به خیر برساند... و از اموال خودتان در حقوق لازم انفاق كنید. در این حال، مردم بلند شده و عرض كردند اى رسول خدا بدن ما ضعیف است و مال و منالى هم نداریم كه بذل و بخشش كنیم، پس چه كنیم؟
حضرت فرمودند: صدقات قلبى و زبانى بدهید. باز مردم سؤال نمودند: چگونه صدقه بدهیم؟ حضرت فرمودند: صدقات قلبى، این است كه محبت‏ خدا و محمد رسول خدا و على ولى خدا  و همه كسانى كه براى قیام در راه دین خداوند انتخاب شده ‏اند ( ائمه معصومین علیهم‏السلام) و محبت‏ پیروان آنها و كسانى را كه از دوستداران شیعیان هستند در دلتان ایجاد كنید. اما صدقات زبان، این است كه مشغول به ذكر خداوند باشید و صلوات بر محمد و آلش بفرستید، زیرا خداوند شما را به واسطه این اعمال به بهترین درجات مى‏رساند.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

بوى عطر

بوى عطر
 
 مرحوم آخوند ملاعلى همدانى رحمة ‏الله‏ علیه ، حكایت نموده ‏اند كه: روزى پیرمردى جهت‏ حساب خمس و زكات نزد من آمد، متوجه شدم كه از آن پیرمرد بوى عطر عجیبى به مشامم مى‏رسد كه تا به حال نظیر آن را استشمام نكرده ‏ام. از او پرسیدم از چه عطرى استفاده مى‏كنى؟ گفت: این بوى خوش، قصه‏ اى دارد كه تا كنون آن را براى احدى نقل نكرده ‏ام. قصه این است كه شبى در عالم خواب پیامبر خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و آله را زیارت نمودم ، در حالى كه آن حضرت نشسته بودند و حدود ده یا بیست نفر اطراف ایشان حضور داشتند و من هم در آن مجلس بودم.

 


حضرت فرمودند: كدام یك از شما بر من زیاد صلوات مى‏فرستید ؟ مى‏خواستم بگویم كه من زیاد صلوات مى‏فرستم، اما ساكت‏ شدم. بار دوم پرسیدند: باز هم كسى پاسخ نگفت. براى بار سوم حضرت فرمودند: كدام یك از شما بر من زیاد صلوات مى‏فرستد؟ مى‏خواستم بگویم من، كه با خود فكر كردم شاید دیگران بیشتر از من صلوات مى‏فرستند.پس آنگاه پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و آله، بلند شده و خطاب به من فرمودند: شما بر من زیاد صلوات مى‏فرستى ، و مرا بوسید. از آن پس این بوی عطر از من استشمام می گردد.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

صلوات سبب شفاعت پیامبران

صلوات سبب شفاعت پیامبران
حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند: پدرمرسول خدا صلى‏الله‏ علیه ‏و آله بر من وارد شد در حالى كه مهیاى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى: اول، ختم قرآن كنى؛ دوم ، پیامبران را شفیعان خود گردانى ؛ سوم ، مؤمنین را از خود خشنود گردانى ؛ چهارم ، حج و عمره كنى. حضرت این را فرموده و اقامه نماز كردند ، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسیدم یا رسول ‏الله، مرا به چهار چیزى امر فرمودید كه در این مدت زمان،  قدرت انجام آنها را ندارم.
پدرم تبسمی كرده، فرمودند: هر گاه سه مرتبه سوره «اخلاص‏» را بخوانى گویا ختم قرآن كرده ‏اى، و هر گاه صلوات بفرستى بر من و پیامبران پیش از من ، همه ما شفیعان تو خواهیم بود و هر گاه براى مؤمنین استغفار كنى پس تمامى ایشان از تو خشنود مى‏شوند ، و هر گاه بگویى «سبحان‏ الله و الحمدلله و الله‏ اكبر» مثل این است كه حج و عمره انجام داده باشى.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

تسبیح عرشیان و فرشیان

تسبیح عرشیان و فرشیان

 


«اِنَّ اللهَ و مَلائكتهُ یُصلونَ عَلی النبی یا اَیها الذینَ آمنُوا صَلوُّا علیهِ و سَلَّمِوُا تَسلیما»  (احزاب 56)

« خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند. ای كسانی كه ایمان آورده اید ، بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید.»

مقام پیامبر صلی الله علیه و آله آن قدر والا است كه آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی كه تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده ، بر او درود می فرستند.

او گوهر گرانقدر عالم آفرینش است ، و اگر به لطف الهی در دسترس شما قرار گرفته مبادا ارزانش بشمرید ، مبادا ارج و مقام او را در پیشگاه پروردگار و درنزد فرشتگان آسمان فراموش كنید ، او یك انسان است و از میان شما برخاسته ولی نه یك انسان عادی ، كسی است كه جهانی در وجودش خلاصه شده است.

صلاة : صلاة در اصل به معناى توجه خاص است و صلاة خدا بر پیامبرش به معناى توجه خاص و قرین رحمتش به پیامبر است و چون در اینجا صلاة مقید نیست لذا انعطاف كامل و مطلق خداوند را نسبت ‏به پیامبرش مى رساند.

ملاحظه مى كنید ، قبل از اینكه خداوند از مؤمنین بخواهد كه بر پیامبرش درود بفرستند ، خود و فرشتگانش بر او درود و صلوات مى فرستند و صلوات مؤمنین نیز ، نوعی توجه از جانب ایشان به وسیله ی درخواست رحمت‏ براى آن حضرت است .

صافى از على بن ابراهیم قمى نقل مى كند : « صلوات خدا بر پیامبر ، پاك كردن ستودن آن حضرت است  و از سوى مردم ، دعا كردن و طلب رحمت‏ براى اوست و اقرار نمودن به فضل و مقام والایش ، تصدیق فرمانش ، اطاعت‏ بى چون و چرا از اوامرش و اجتناب و دورى جستن از نواهیش... و سلام بر او یعنى تسلیم به ولایت او و هرآنچه آورده است.»

یا سید الانام درود جناب تو                     ورد زبان ماست مه و سال و صبح و شام

نزدیك تو چه فرستیم ما زدور                   دردست ما همین صلوات است والسلام

و همانا این درود فرستادن خداوند بر پیامبرش به مراتب بالاتر و فضیلتش افزون تر است از شرافت آدم كه ملائك را فرمان به سجده اش داد ، زیرا در آنجا خداوند نمى تواند شریك آنان در آن فعل باشد ولى در اینجا خداوند همراه فرشتگان و تمام مؤمنان بر پیامبر صلوات و درود مى فرستند .

این چه عظمت و مقامى است كه خداوند ، خود ، قبل از ملائكه و بندگانش بر این انسان كامل صلوات فرستد و آنگاه تمام فرشتگان و مردم را دستور اكید دهد كه بر او صلوات بفرستید و سلام و تعظیم كنید و در برابر فرمانش گردن نهید .

به جامه خانه ی دین ، خلعت درود و سلام       چو گشت دوخته بر قامت تو آمد راست

نشان حرمت صَلُّوا علیه بر نامت                     نوشته اند و چنین منصبى شریف، توراست

آرى ! او انسانی عادى نیست ، هرچند از میان شما مردم برخاسته. از یاد نبرید كه خداوند تمام جهان هستى را به خاطر وجود مقدسش آفریده است كه در حدیث قدسى خطاب به او فرماید : " لولاك لما خلقت الافلاك"‏

تو اصل وجود آمدى از نخست              دگر هرچه موجود شد فرع تست

ندانم كدامین سخن گویمت                 كه والاترى زآنچه من گویمت

تو را عِزَّ «لولاك‏» تمكین بس است        ثناى تو طه و یاسین ، بس است

یصلون : چرا واژه «یصلون‏» آورده است ؟ این كلمه ، مضارع است و معناى پیوستگی و تداوم  دارد ، معلوم مى شود همواره خدا و فرشتگان بر او درود و رحمت مى‏فرستند.

سلموا : سلموا ممكن است‏ به دو معنى بیاید : اول - تسلیم در برابر فرمان ها و اوامر پیامبر چنانكه در آیه اى دیگر فرموده است:  " ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما"

- و آنگاه مؤمنان از قضاوت و داورى تو هرگز در دل خود ناراحت نشوند و كاملا تسلیم فرمانت ‏باشند .

امام صادق علیه السلام در پاسخ ابو بصیر كه پرسید معناى تسلیم در این آیه چیست ، مى فرماید : " هو التسلیم له فی الامور"

یعنى كاملا در برابر او سر تسلیم فرود آورند و اطاعتش كنند .(1)

دوم - به معناى سلام فرستادن بر پیامبر و گفتن «السلامُ علیك‏» به آن حضرت است كه معنایش دعا براى سلامتى او در پیشگاه رب الارباب است .

ابوحمزه ثمالى از كعب - كه یكى از اصحاب رسول ‏الله (ص) است - نقل مى كند كه : « هنگامی كه آیه صلوات نازل شد ، از پیامبر پرسیدم: این را فهمیدیم كه باید بر تو سلام بدهیم ، اما چگونه بر شما صلوات بفرستیم؟ پیامبر فرمود بگویید: " اللهم صل علی محمد و آل محمد كما صلیت علی ابراهیم و انك حمید مجید و بارك علی محمد و آل محمد كما باركت علی ابراهیم و ال ابراهیم انك حمید مجید" (2)

ابن حجر در كتاب صواعق نقل مى كند كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : " لا تصلوا علی الصلاة البتراء"

 - بر من صلوات ناقص نفرستید . عرض كردند : صلوات ناقص چیست ؟ فرمود :

" تقولون اللهم صل علی محمد و تمسكون، بل قولوا اللهم صل علی محمد و آل محمد"

: اینكه تنها بگوئید صلوات بر محمد و ساكت‏ شوید و ادامه ندهید ، بلكه باید بگوئید :

" اللهم صلی علی محمد و آل محمد".(3)

عایشه از رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم نقل مى كند كه فرمود : " لایقبل صلاة الا بطهور و بالصلاة علی"‏(4)

« نمازبدون طهارت و درود بر من قبول نخواهد شد. و لذا در تشهد و سلام نماز ، نه تنها شیعیان بلكه عموم اهل سنت نیز بر پیامبر و آلش صلوات مى فرستند هرچند برخى مانند ابو حنیفه آن را سنت دانسته و واجب نمى دانند ولى قطعا شافعى آن را در نماز، واجب  مى داند چه خود در بیت ‏شعر معروفش مى گوید :

" یا اهل بیت رسول الله حبكم

فرض من الله فی القرآن انزله

كفاكم من عظیم القدر انكم

من لم یصل علیكم لا صلاة له"

اى اهل بیت پیامبر ! محبت ‏شما از سوى خداوند در قرآن واجب شده و در عظمت مقام شما همین بس كه هر كس در نماز واجب یومیه اش بر شما صلوات نفرستد ، نمازش باطل خواهد بود .

در خاتمه ، روایت ‏بسیار جالبى را از معصوم (ع) ، نقل مى كنیم كه در تفسیر برهان آمده و آن حضرت مى‏فرماید :

« ما فی المیزان شیء اثقل من الصلاة علی محمد و ال محمد و ان الرجل لتوضع اعماله فی میزانه فیمیل به فیخرج صلی الله علیه و آله و سلم الصلاة علیه فیضعها فی میزانه  فترحج "‏»

همانا چیزى در میزان اعمال بندگان (در روز قیامت) سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست و چه بسا انسانى كه اعمالش را در كفه ترازو مى گذارند ، پس پائین مى رود ، آنگاه رسول خدا مى آید و صلوات هائى را كه او بر حضرتش فرستاده است مى آورد و در كفه ی ترازو مى گذارد ، پس اعمال آن شخص سنگین تر از وزنه ی ترازو مى شود .

امید آن كه با خلوص و معرفت ، بر آن حضرت و اهل بیت گرامی ایشان صلوات بفرستیم . و به راستی با اعمال صحیح و الهی خود عشق و ارادت خویش را به ایشان ابراز نمائیم.

پی نوشتها:

1- تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه ی مورد بحث.

2- همان.

3- صواعق ، ص 144.

4- تفسیر نمونه، 17، ص 420.

5- الغدیر، علامه امینی، ج7، ص 7.

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

طلوع محمد ( ص )

طلوع محمد ( ص ) 


زمین و آسمان مكه آن شب نور باران بود

و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید

امید زندگی در جان موجودات می جوشید

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

شبی مرموز و رؤیائی

به شهر مكه مهد پاك جانان دختر مهتاب می خندید

 شبانگه ساحت" ام القری" در خواب می خندید

ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابی

دمادم بس ستاره می شكفت و آسمان پولك نشان می داد

صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ

به سوی كهكشان می شد

دل سیاره ها در آسمان حال تپیدن داشت

 


و دست باغبان آفرینش در چنان حالت

سر " گل آفریدن" داشت

شگفتی خانه " ام القری" در انتظار رویدادی بود

شب جهل و ستمكاری

به امید طلوع بامدادی بود

سراسر دستگاه آفرینش اضطرابی داشت

و نبض كائنات از انتظاری دمبدم می زد

همه سیاره ها در گوش هم آهسته می گفتند

كه : امشب نیمه شب خورشید می تابد

ز شرق آفرینش اختر امید می تابد

در آن حال" آمنه" در عالم سرگشتگی می دید

به بام خانه اش بس آبشار نور می بارد

و هر دم یك ستاره در سرایش می چكد رنگین و نورانی

و زین قدرت نمائی ها نصیب او

شگفتی بود و حیرانی

در آن مرغكی را دید با پرهای یاقوتی

و منقاری زمّرد فام

كو سویش پر كشید از بام

 
 


و در صحن سرا پر زد

و پرهای پرندین را به پهلوی زن درد آشنا سائید

بناگه درد او آرام شد، آرام

به كوته لحظه ای گرداند سر را " آمنه" با هاله امید

تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید

چو دید آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را

دو چشمش برق زد تا دید رخشا ن چهره احمد را

شنید از هر كران عطر دلاویز محمد را

سپس بشنید این گفتار وحی آمیز

الا، ای " آمنه" ای مادر پیغمبر خاتم!

سرایت خانه توحید ما باد و مشید باد

سعادت همه جان تو و جان " محمد " باد


 


بدو بخشیده ایم " آمنه" ای مادر تقوا!

صدای دلكش " داوود" و حبّ " دانیال" و عصمت " یحیی"

به فرزند تو بخشیدیم:

كردار" خلیل" و قول" اسماعیل" و حسن چهره " یوسف"

شكیب " موسی عمران" و زهد و عفت" عیسی"

بدو دادیم: خلق" آدم" و نیروی " نوح" و طاعت " یونس"

وقار و صولت " الیاس" و صبر بی حد" ایوب"

بود فرزند تو یكتا

بود دلبند تو محبوب

سراسر پاك

سرا پا خوب

دو گوش" آمنه" بر وحی ذات پاك سرمد بود

دو چشم " آمنه" در چشم رخشانی " محمد" بود

كه ناگه دید روی دخترانی آسمانی را

به دست این یكی ابریق سیمین در كف آن دیگری طشت زمّرد بود

دگر حوری پرندی چون گل مهتاب در كف داشت

" محمد" را چو مروارید غلتان شستشو دادند

به نام پاك یزدان بوسه ها بر روی او دادند

 
 


سپس از آستین كردند بیرون" دست قدرت را"

زدند از سوی درگاه خداوندی

میان شانه های حضرتش مُهر نبوت را

سپس در پرنیانی نقره گون آرام پیچیدند

همان شب قصه پردازان ایرانی خبر دادند

كه آمد تكسواری در مدائن سوی نوشروان

و گفت: ای پادشه " آتشكده آذر گشسب" ما

كه صد سال روشن بود

هم امشب ناگهانی خاموش شد، خاموش

به یثرب یك یهودی برفراز قله ها فریاد را سر داد:

كه امشب اختری تابنده پیدا شد

و این نجم درخشان اختر فرزند "عبدالله ..."

نوین پیغمبر پاك خداوندست

و انسانی كرامندست

یكی مرد عرب اما بیابانگرد  و صحرائی

قدم بگذاشت در " ام القری" وین شعر را برخواند

كه یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟

چه كس دید از شما آن روشنای آسمان را؟

كه دید از مكیّان آن ماهتاب پرنیانی را؟

زمین و آسمان مكه آن شب نور باران بود

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

بیابان بود و تنهایی و من دیدم

كه از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمد

به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود كندند

ز هر سو در بیابان عطر مشك و بوی عود آمد

بیابان بود و من اما چه مهتاب دلارائی!

بیابان بود و من اما چه اخترهای زیبائی

بیابان، رازها دارد

ولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیست

بیابان نقش ها دارد كه در شهر آشكارا نیست

كجا بودید ای یاران؟

كه دیشب آسمان ها، زمین مكه را كردند گلباران

ولی گل نه، ستاره بود جای گل

زمین وآسمان مكه دیشب نورباران بود

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

به شعر آن عرب مردم همه حالی عجب دیدند

به آهنگ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:

كجایی ای عرب ای ساربان پیر صحرائی؟

كجائی ای بیابانگرد روشن رأی بطحائی؟

كه اینك بر فراز چرخ ، یابی نام" احمد" را

و در هر موج بینی اوج گلبانگ محمد را

" محمد" زنده و جاوید خواهد ماند

محمد تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند

جهانی نیك می داند

كه نامی همچو نام پاك پیغمبر مؤید نیست

و مردی زیر این سبز آسمان همتای احمد نیست

" مهدی سهیلی"

زائربقيع یکشنبه چهارم فروردین 1387 نظر بدهید!

هفت سین محمدی صلی الله علیه و اله

هفت سین محمدی صلی الله علیه و اله

 

هفت سين
 

1- السَّعیدُ مَن اِختارَ باقیَةً یَدُومُ نَعِیمُها علی فانِیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها ، وقَدَّمَ لما یَقْدَمُ علَیهِ مِمّا هُو فی یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وقَد شَقِیَ هو بِجَمعِهِ. اعلام الدین ، 345

سعادتمند و خوشبخت كسی است كه سرای باقی را كه نعمتش پایدار است به سرای فانی كه عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد برای سرایی كه بدانجا خواهد رفت پیش فرستد قبل از آنكه آنها را برای كسی گذارد كه وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گردآوردن آن بدبخت شده باشد.

 

2- السَخِی قَریبٌ مِن الله، قَریبٌ مِن الناس ، قَریبٌ مِن الجنة. بحار الانوار، ج73

سخاوتمند و بخشنده هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیك است.

 

3- السُوالُ نِصفُ العِلم. كنزل العمال

سوال كردن و پسشگری نیمی از دانایی است.

 

4- السُوقُ دارُ سَهوٍ وَ غَفلةٌ فَمَن سَبَّحَ فیها تَسبیحَةً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِها اَلف الف حَسنةٍ. كنزل العمال

بازار سرای فراموشی و غفات است لذا هركه  در آنجا خدا یكبار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزار حسنه می‌نویسد.

 

5- سَابُّ المُومنِ كَالمُشرفِ عَلی الهَلَكَة. كنز العمال

كسی به مومنان ناسزا و دشنام می‌دهد، همچون كسی است كه در معرض هلاكت است.

 

6- سَمُّوا اولادَكُم اَسماءَ الانبیاءِ. مكارم الاخلاق، ص474

فرزندانتان را به نام انبیا بنامید.

 

7-سَیدُ القَومِ فِی السَفرِ خَادِمُهُم فَمَن سَبَقَهُم بِخِدمَةٍ لَم یَسبِقُوهُ بِعَمَلٍ اِلا الشَهادَة. كنز العمال

سرور مردم در سفر كسی است كه به آنان خدمت می‌كند پس هركه در خدمت به همسفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ كارشان به پای ارزش او نمی رسد مگر شهادت. كنز العمال

زائربقيع چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 نظر بدهید!

بعد از تو، ای محمود احمد

بعد از تو، ای محمود احمد


ای محمد (ص)...

باردگر ، یاد تو زد آتش به جانم

جا دارد از اندوه ، در سوگ وفاتت

گر جای اشک ، از دیدگانم ، خون چکانم

ای سوره عشق

ای آیه مهر

ای چشمه نور

ای اختر تابنده ، ای یاد معطر

ای برترین و آخرین پیغام آور

ای پانهاده بر بلنداهای افلاک

ای همنشین بینوا بر بستر خاک

رفتی ولی ما را به دست غم سپردی

ای چشمه مهر و وفا

ای خوب ،... ای پاک!

در روزهای تیره و شبرنگ " بطحا"

در ظلمت کور کویر جاهلیت

مشعل به کف ، درد آشنا ، ره می سپردی

در اوج خشم و کینه دیرین" یثرب"

در سنیه ها بذر محبت می فشاندی

پاک و مبرا بودی از هر لغزش و عیب ،

ای شاهد غیب!

سیمای تو آئینه ایزد نما بود

چشم خدا بین تو هم ، چشم خدا بود

ای وارث خط شفقگون رسالت

دردا...دریغا!

ای امی گویا!... از آن روزی که رفتی

ما همچنان در انتظاری تلخ ماندیم

زآندم که ما غمنامه سوگ تو خواندیم

از دیدگان ، بر مزرع دل ، خون فشاندیم

بعد از تو ، ای محمود احمد ، ای محمد (ص)

دیگر بلال ، " الله اکبر" برنیاورد

جبریل ، از سوی خدا دیگر نیامد

خوش روزگاری داشتیم اندر کنارت

اما دریغ ، آن روزها دیری نپائید

رفتی... ولی از یاد ما هرگز نرفتی.

بعد از تو اشک دیده مان هرگز نخشکید

بعد از تو خاطرهایمان هرگز نیاسود

بعد از تو ، امت در غمت صاحب عزا بود

بعد از تو، ای یار ضعیفان، قصه ما

غم بود و حرمان بود و درد تازیانه

یا کنج زندان، یا اسارت، یا شهادت

آزارها و حمله های وحشیانه

بعد از تو، اولاد علی، آواره گشتند

بر خون سجود آورده و در خون نشستند

بعد از تو، ما ماندیم و غوغای سقیفه

بعد از تو، ما ماندیم، با زهرای مظلوم

آن چهره ای که بارها بوسیده بودی

آزرده و سیلی خور دست ستم شد

در کوفه محراب علی گردید گلگون

صحرای سرخ کربلا  رنگین شد از خون

بعد از تو فرزندان زهرا کشته گشتند

لب های قرآن خوان و حقگوی" حسین" ات

آماج ضربت های چوب خیزران گشت

یار وفادارت، " ابوذر"

چون عاشقان، در غربت تبعید، جان داد

" عماریاسر"  کشته گردید

فریادهای " مالک اشتر" فروخفت

بیدارهامان بر فراز دار رفتند،

ای بنده خوب خداوند!...

بعد از تو ما ماندیم و میراث شهیدان

بعد از تو ما بودیم و خیل سوگواران

رفتی تو، ای تندیس اخلاق و فضائل

از عقل کامل!

رفتی ولی ما را به دست غم سپردی

یادت گرامی باد، ای یاد معطر

ای نامت احمد،

نامت بلند و جاودان باد،

ای « محمد»

جواد محدثی

زائربقيع پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

مهر احمدى

مهر احمدى

 


« لَقَدْ کانَ لَکُم فِی رَسوُلِ اللهِ اُسوةٌ حَسَنَة » (1)

سالیان و قرون متمادى است كه دانشمندان و اندیشمندان عالم در پاسخ به این سؤال كه محمد (ص) كیست و چه شخصیتى داشته است ؛ كتاب‏ها و مقالاتى نوشته ‏اند و به قدر توان و فهم خویش مطالبى را بیان كرده ‏اند ، به طورى كه اگر بخواهیم آثارى را كه در خصوص آن پیامبر عظیم الهى به زبان‏هاى مختلف تالیف شده است جمع ‏آورى كنیم ، موسوعه ‏ى بسیار عظیمى خواهد شد كه از نظر كمى و كیفى بى ‏نظیر است . به نظر شما رمز عظمت و ماندگارى شخصیت ِ فردى كه به مكتب نرفت و خط ننوشت و مسأله ‏آموز صد مدرس شد ، چیست؟

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به دست پروردگار عالمیان پرورش یافت و در مدت رسالت و پیامبرى به پیروزى‏هاى بزرگى دست ‏یافت كه بخشى از آن عبارتند از:

- لغو امتیاز خواهى و برترى ‏جویى سفید بر سیاه.

- مبارزه با نظام قبیلگى و قوم محورى.

- رهانیدن ستمدیدگان از دست ظلم ستمگران و طاغوت‏.

- تثبیت و احیاى حقوق از دست رفته‏ ى زنان.

- فراخوانى مردم به كسب علم و دانش و دورى از فساد و فحشا.

- پى ریزى پایه و شالوده‏ ی حكومت‏ بر اساس عقل ، منطق و درایت ‏به جاى احساس و عاطفه.

و در یك كلام ، او توانست مردمان خشن ، بى‏عاطفه و بى احساس شبه جزیره ی عربستان را پس از قرن‏ها فلاكت و بدبختى به عزت و سربلندى و نام ‏آورى برساند و گستره‏ ی حكومت اسلامى را از آن سرزمین خشك و سوزان تا عمق آفریقا و اروپاى سر سبز و پردامنه امتداد بخشد .

ما در این نوشتار به اختصار ، تنها به یكى از ابعاد شخصیتى ِ پیامبراسلام ، یعنى اخلاق اجتماعى آن حضرت در كلام بزرگ مربى او ، حضرت رب العالمین مى‏پردازیم ، چه این كه حضرتش فرمود: « انا ادیبُ الله و على ادیبى...» (2) من تربیت‏ یافته‏ خداى متعال هستم و على به دست من تربیت‏ شده است. در ادامه نیز اخلاق اجتماعى آن حضرت را در احادیث ‏شیعه و سنى بررسى مى‏كنیم.

خداوند متعال در سوره‏ ی مباركه ی آل عمران ، آیه 159 چنین مى‏فرماید :

« فیما رَحمة مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظّا غَلیظَ القَلبِ لا نَفَضُّوا مِن حَولِکَ فَاعْفُ عَنهُم وَ اسْتَغفِرْ لَهُم وَشاوِرهُم فِی الاَمرِ فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَکَلْ عَلی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُ المُتَوکِلینَ.

در آیه فوق رمز جذب و گرایش مردم نسبت به پیامبرصلى ‏الله علیه و آله ، نرم ‏خویى ، خوش‏رویى و ملایمت آن حضرت در رفتار با مردم شمرده شده است و تأكید مى‏كند كه : " اگر چنین نبودی ، مردم از اطراف تو پراكنده مى‏شدند و این موهبتى الهى است."

براى آشنایى بیشتر با خلق و خوى عظیم رسول خدا صلى الله علیه و آله ، به سراغ جمعى از صحابه ‏ى آن حضرت مى‏رویم و از آنان مى‏خواهیم برایمان از خصوصیات رسول خدا صلى الله علیه و آله سخن بگویند :

پیامبر صلى الله علیه و آله با همراهان

انس بن مالك ، كه ده سال به خدمتگزارى رسول خدا صلى الله علیه و آله پرداخت ، مى‏گوید: در این مدت براى كارهایى كه انجام مى‏دادم حتى نمى‏گفتند: چرا این كار را كرده‏ اى؟ و اگر كارى را ترك مى‏كردم و انجام نمى‏دادم ، نمى‏گفتند: چرا انجام نداده ‏اى؟ ایشان در این مدت به من حتى «اف‏» نگفتند (3) ( كلمه ‏اى كه حكایت از اعتراض و ناراحتى داشته باشد ، از ایشان شنیده نشد.)

انس مى‏گوید: غذاى آن حضرت یك جرعه شیر براى افطار و یك جرعه براى سحر بود و چه بسا تنها یك جرعه براى افطار و سحر میل مى‏نمودند.

یك شب براى افطار آن حضرت شیر آماده كرده بودم ولى با تأخیر حضرت مواجه شدم. گمان كردم حضرت به منزل یكى از صحابه رفته و افطارى خورده است ؛ از این رو شیر را نوشیدم.

حضرت پس از عشا از مسجد آمدند ، من بلافاصله از یكى از صحابه‏ ی حضرت پرسیدم: آیا پیامبر افطارى خورده اند؟ گفت: خیر. پیامبر صلى الله علیه و آله بى آن كه چیزى بگوید و اعتراضى كنند شب را بدون غذا و افطار به صبح رساندند و تا به حال حتى سؤالى در آن مورد نپرسیده ، بلكه یادآورى هم نكردند. (4)

همكارى در كارهاى گروهى

یكى از ویژگى‏هاى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله ، تواضع و فروتنى بود تا جایى كه در جمع اصحاب بدون هیچ امتیازخواهى به همكارى و همیارى مى‏پرداخت.

در كتاب ارزشمند مكارم الاخلاق چنین نقل شده است كه : روزى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به همراه كاروان در سفر بودند ، پیامبر فرمود: « گوسفندى براى غذا آماده شود.» یكى از صحابه گفت: ذبح آن با من ، دیگرى گفت :  پوست كردن و سلاخى آن نیز با من ، دیگرى گفت: پختن آن هم با من ، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: « جمع آورى هیزم و چوب نیز به عهده من ‏» ، اصحاب گفتند: یا رسول ‏الله ، با بودن ما شما زحمت نكشید. فرمود: « مى‏دانم شما كارها را انجام مى‏دهید ولیكن من دوست ندارم كه بر شما امتیازى داشته باشم و خداوند نیز از امتیاز داشتن بنده ‏اش در میان اصحاب خود خشنود نیست‏ » . آن گاه برخاست و به جمع ‏آورى هیزم پرداخت. (5)

رفاقت و دوستى با یاران

در كتاب شریف كافى حدیثی ‏بسیار جالب و خواندنى ، در موضوع رفاقت رسول خدا صلى الله علیه و آله با صحابه نقل شده كه متن آن چنین است:

« رسول خدا صلى الله علیه و آله براى انجام غسل از منزل خارج شده و به سوى چاه رفتند . حذیفة بن‏ یمان با پارچه‏اى حایل ایجاد كرد تا پیامبر غسل كرد. آن گاه حذیفه براى غسل نشست ، پیامبر صلى الله علیه و آله پارچه‏ اى را برداشت تا براى او حایلى درست كند. حذیفه ابا كرد و گفت: پدر و مادرم به فدایت اى رسول خدا ، این كار را نكنید. پیامبر صلى الله علیه و آله نپذیرفت و پارچه را نگه داشت تا حذیفه غسل كرد و فرمود: « هر گاه دو نفر با هم دوست ‏شدند ، محبوب‏ترین آن‏ها نزد خداوند كسى است كه با دوستش بیشتر رفاقت و همكارى كند.» (6)

پیامبر عظیم الشان اسلام در مجالست‏ با دوستان ، هیچ گاه خود را برتر و بالاتر از دیگران نمى‏دانست و در جمعى كه ایشان حضور داشت ، اگر شخص غریبى وارد مى‏شد و پیامبر را نمى‏شناخت‏ باید سؤال مى‏كرد كه: كدامتان رسول خدا هستید چون آن قدر بى‏آلایش و خاكى بود كه از محل جلوس و شكل لباس وى ، كسى نمى‏توانست ایشان را بشناسد و همواره به اصحاب و یاران با التفات مى‏نگریست. به این داستان توجه كنید. 

روزى اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد خانه ‏ى پیامبر شدند ، به قدرى ازدحام شد كه دیگر در خانه جا نبود. جریربن عبدالله ( یكى از اصحاب) آمد ولى به دلیل ازدحام ، خارج از منزل نشست. پیامبر با دیدن او لباس خود را (عباى خود را) برداشت ، پیچیده  و براى وى فرستاد و فرمود: روى این لباس بنشین. جریر بن عبدالله ( كه تحت تاثیر مهرورزى پیامبر قرار گرفته بود ) لباس را برداشت ، بوسید و بر دیدگان خود گذاشت. (7)

برای مبارزه با تملـّق و چاپلوسى و تعارفات بى‏ فایده و پرضرر ، مناسب است ‏سیره ی عملى پیامبر اكرم را اسوه و الگوى خویش قرار دهیم . انس بن مالك مى‏گوید : محبوب‏ ترین فرد نزد اصحاب ، رسول خدا صلى الله علیه و آله بود ولى با این حال وقتى پیامبر را مى‏دیدند از جا بلند نمى‏شدند ، زیرا پیامبر این كار را دوست نداشت. (8)

رسول خدا صلى الله علیه و آله به همه‏ اهل مجلس به طور یكسان التفات مى‏نمود ؛ تا كسى گمان نكند كه دیگرى نزد پیامبر گرامى‏ تر است و لحظات خود را میان آنها تقسیم مى‏كرد. (9)

او با یاران خود مى‏نشست ، گفت وگو مى‏كرد ، فرزندانشان را مورد تفقد قرار مى‏داد و بر دامن خود مى‏نشاند. (10)

در سلام كردن از همه پیشى مى‏گرفت و در مصافحه ، همیشه دست ‏خود را زودتر جلو مى‏برد ، اصحاب خود را با بهترین اسمشان صدا مى‏كرد و سخن كسى را قطع نمى‏ نمود. (11)

اوج مهر ورزى رسول خدا صلى الله علیه و آله

عفو و گذشت ، از زیباترین خصایص انسانى است و انسان هر قدر با فضیلت‏ تر باشد میزان عفو ، گذشت و پرهیز از انتقام‏ جویى نیز در او بیشتر خواهد بود .  زندگى رسول خدا آن هم در میان اعراب ِ تندخو ، خشن و احساسى ، سرشار از مهر و مهرورزى بود . براى آشنایى بیشتر به داستان زیر توجه كنید :

هبار بن اسود كسى است كه همزمان با خارج شدن زینب علیها سلام (دختر پیامبر) از مكه به او حمله مى‏كند که در اثر این حمله ، وى پس از مدتى بیمارى و تحمل رنج وفات مى یابد. همو (هبار) وقتى مسلمان شد نزد پیامبر رحمت صلى الله علیه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا، ما اهل شرك بودیم كه خدا به وسیله‏ ی تو ما را هدایت كرد و به واسطه‏ ی تو ما را از هلاكت رهانید . از نادانى من و از آن چه به تو رسیده ( وفات دخترت زینب ) در گذر من به كار زشت و گناه خود اعتراف مى‏كنم. پیامبر كه غم بزرگى بر دل داشت‏ با مهرورزى تمام فرمود: « همانا خداوند ، به تو احسان كرد و به سوى اسلام هدایتت نمود ، اسلام گذشته‏ ها را نادیده مى‏گیرد و پاك مى‏كند... » (12) آیا این نوع گذشت و بخشش جز از قلب مالامال از رحمت و شفقت صادر مى‏شود.

حلم و بردبارى رسول خدا

رسول خدا صلى الله علیه و آله ، چند دینار به مردى یهودى بدهكار بود. مرد یهودى نزد پیامبر ( صلى الله علیه و آله ) آمد و گفت: طلب مرا بده . پیامبر فرمود: « در حال حاضر چیزى ندارم كه پرداخت كنم.»

یهودى گفت: من تو را رها نمى‏كنم و از تو جدا نمى‏شوم تا طلبم را بگیرم!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: « در این صورت من هم با تو مى‏نشینم.» رسول خدا با او نشست تا در همان مكان نماز ظهر و عصر ، مغرب و عشا و نماز صبح روز بعد را اقامه نمود. در این میان اصحاب ، آن مرد را تهدید مى‏كردند و وعده و وعید مى‏دادند.

پیامبر به اصحاب خود نگاه كرد و فرمود: «با او چه مى‏كنید؟ !» گفتند: اى رسول خدا ، یهودى شما را زندانی كند؟ ! فرمود: « خداوند مرا مبعوث نكرده تا به دیگران ظلم روا دارم‏» . زمان هم چنان مى‏گذشت و كانون حلم و بردبارى هرگز عصبانى نمى‏شد تا خورشید تابیدن گرفت و روز آشكار شد. ناگهان مرد یهودى گفت: اشهد ان لااله الاالله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله! !

مرد یهودى مال خود را در راه خدا تقسیم كرد و گفت: رفتار من با تو براى آن بود كه ببینم صفاتى كه در تورات برایت آمده در وجود تو متبلور هست‏ یا خیر. زیرا در تورات خوانده بودم: محمد بن عبدالله، در مكه متولد مى‏شود و به مدینه هجرت مى‏كند ، او تندخو ، خشن و اهل داد و فریاد  فحاشى نیست.» (14)

راستى رسول خدا چگونه این سعه‏ ی صدر و بسط وجه را در وجود خود نهادینه كرده بود؟ امید كه با پیروی از سیره ی ارزشمند آن پیامبر بزرگ ، در عمل بتوانیم زینت‏ بخش دین مبین اسلام باشیم و دیگران را با رفتار خود ، به سوى دین و آیین محمدى صلى الله علیه و آله دعوت نماییم . 

پى‏نوشت‏ها:

1. احزاب / 21.

2. مكارم الاخلاق، ج 1، ص 51/ بحار الانوار، ج 16، ص 210.

3. دلایل النبوة، ج 1، ص 312 به نقل از «محمد فى القرآن‏» ، ص 74، سید رضا صدر.

4. مكارم الاخلاق، ج 1، ص 78، ح 123.

5. همان، ج 1، ص 536، ح 187.

6. كافى، ج 2، ص 491.

7. همان.

8. همان، ج 1، ص 47/ بحار، ج 16، ص 299.

9. روضة الكافى، ص 161.

10. بحار الانوار، ج 16، صص 148- 153.

11. بحارالانوار، ج 16، ص 194.

12. مستدرك، ج 8، ص 273.  

13. مجمع البیان، ج 3، ص 169.     

14. معانى الاخبار، ج 1، ص 160.

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 نظر بدهید!

لزوم تبعیت از حکم ولی فقیه در حرمت قمه‎زنی

لزوم تبعیت از حکم ولی فقیه در حرمت قمه‎زنی

الف- فتاوی مراجع تقلید
حضرت آیت‌الله العظمی اراکی(ره)
دستور ولی‌امر مسلمین مبنی بر جلوگیری از اعمال خرافی در عزاداری محرم لازم الاطاعه است. (1)

 

حضرت آیت‌الله العظمی حسین مظاهری
سوال: قمه‎زدن از نظر فقهی چه حکمی دارد؟

چون ولایت فقیه نهی از آن کرده‌اند، همه باید از این کار پرهیز کنند؛ گرچه مقلد کسی باشند که جایز بداند.

                                                                                                   به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی www.almazaheri.ir

 

ب- سایر علما
حضرت آیت‌الله علی مشکینی(ره)
بعد التسلیم و التحیه، امور مذکور فوق، بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا محرم(حرام) است. مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزی حضرت حسین (علیه‌ الصلاة والسلام) که یکی از عبادات است، جدا خودداری نمایند... اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است.

 

حضرت آیت‌الله محمد یزدی
اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین بر همه لازم است و تخلف آن معصیت و گناه و متخلف معاقب خواهد بود. «بسیاری از مذکورات خلاف شرع بیّن و حرام است و برخی جزء بدع یا موجب وهن مذهب و تضعیف اسلام است. گذشته از آن که اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین؛ حضرت ‌آیت‌الله خامنه‌ای بر همه واجب و لازم است و تخلف از آن معصیت و گناه است و متخلف، معاقب خواهد بود و نظر دیگر نمی‌تواند حکم ولی‌امر را جایز التخلف کند. چه آن که حق حکم منحصر به ولی‌امر بالفعل است و فتوی ناقض حکم نیست.»

 

حضرت آیت‌الله محمد مومن
اطاعت احکام ولی فقیه واجب است.

 

حضرت آیت‌الله احمدی میانجی(ره)
عملی که موجب وهن مذهب شود جایز نیست... بعد از حکم ولی‌امر مسلمین دیگر جای این سوال نیست و اطاعت معظم‌ له واجب است.

 

حضرت آیت‌الله ابراهیم امینی
«... و ثالثا مقام معظم‌ رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) از انجام این قبیل امور نهی شدید فرموده‌اند و اطاعت از معظم‌ له بر همه شیعیان و پیروان ولایت فقیه لازم و مخالفت با آن حرام است. بدین جهت از عموم شیعیان انتظار می‌رود که در انجام مراسم عزاداری، از این قبیل امور اجتناب نمایند. خدا ما را از شیعیان راستین امام حسین علیه‌السلام قرار دهد.»

 

حضرت آیت‌الله شرعی
«مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) حماسه عاشورای حسینی را یکی از شاخص‌های قوی و توانمند مبارزات اصیل شیعی می‌دانند و به استناد تاریخ ثبت شده و متقن کربلا و روایات رسیده از معصومین (صلوات‌الله علیهم اجمعین) اقامه عزای سالار شهیدان را افضل قربات دانسته و تأکید شدید بر آن دارند. ایشان می‌فرمایند حرکت‌های سنتی عاشورا می‌بایست بیانگر و تقویت کننده پیام جهاد ایثار شهادت و ترجمان اسلام و مکتب باشد. قمه‌زنی و قفل‌زنی و ... یک فرآیند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصیل و ارزش‌های عظمی است که موجب وهن مکتب عاشورایی است. در این ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراییان واجب است فرمان و حکم ولی‌امر مسلمین جهان را اطاعت نمایند. بدیهی است سهل‌انگاری و عدم اطاعت، مبغوض حضرت حق متعالی است.»

 

حضرت آیت‌الله سید جعفر کریمی
... با عنایت به اظهار نظر فقیهانه مقام معظم رهبری؛ حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله الوارف) در این رابطه، پرداختن به امور فوق‌الاشاره به بهانه و عنوان عزاداری و مخالفت با نظر لازم الاتباع حضرت ولی‌امر مسلمین (مدظله) در این باره شرعا حرام و موجب استحقاق عقاب است.

 

حضرت آیت‌الله سید محسن خرازی
در موارد فوق‌الذکر اطاعت و پیروی از ولی‌فقیه و حاکم اسلامی لازم و واجب است.

 

حضرت آیت‌الله عباس محفوظی
از آنچه که موجب وهن است باید پرهیز شود و اطاعت ولی‌امر مسلمین لازم است.

 

حضرت آیت الله محسن حرم پناهی
اطاعت از احکام ولی فقیه واجب است.

 

حضرت آیت‌الله حسن تهرانی
در وضع کنونی، اموری که از مذکورات موجب وهن مذهب شیعه است، جایز نیست و اطاعت از حکم مقام معظم رهبری در این باره لازم است.

 

آیت‌الله احمد آذری قمی
... سرپیچی از اطاعت مقام معظم رهبری، گناه کبیره و موجب ضعف حکومت مقدس اسلامی است و به نذرهایی که قبلا انجام گرفته وفا واجب نیست، بلکه حرام است.

 

حضرت آیت‌الله سید محمد ابطحی
از کارهایی که موجب وهن مذهب است، باید اجتناب شود و آنچه که ولی‌فقیه دستور دادند واجب الاتباع می‌باشد.

 

حضرت‌ آیت‌الله استادی
با توجه به بیانات مقام معظم رهبری (دامت برکاته) لازم است ارادتمندان به حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام در مراسم عزاداری از شیوه‌هایی استفاده کنند که تعظیم شعائر الله باشد و از کارهایی که به فرموده معظم‌له موجب وهن مذهب است جدا خودداری نمایند. امید است همگی مورد لطف و عنایت حضرت سیدا‌لشهداء (علیه‌السلام ) باشیم.»

 

حضرت آیت‌الله راستی کاشانی
«بعد الحمد و الصلوه... امروز که روز حاکمیت اسلام است و رهبر عظیم‌الشان انقلاب؛ ولی امر مسلمین؛ حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای (دام ظله العالی) از قمه‎زدن و نظایر آن نهی فرموده‌اند و استکبار جهانی از هیچ توطئه‌ای علیه‌ اسلام و امت اسلام و ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین فرو گذار نمی‌کند بر همه مومنین واجب است از این‌گونه امور اجتناب کنند و با پیروی از رهبری و وحدت کلمه، دشمنان اسلام و مسلمین را مایوس گردانند خداوند متعال همه را از عزاداران اهل‎‎بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) و انصار حضرت ولی‌الله اعظم؛ امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.»

 

حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی
هر آنچه که مایه وهن شریعت اسلام است، طبعا حرام و خصوصا اگر مورد نهی ولی‌امر مسلمین است، بر عموم، اطاعت از آن واجب است.

 

حضرت‌ آیت‌الله موسوی تبریزی
عزاداری روزهای محرم و صفر و زنده نگه داشتن قیام مقدس حسین بن علی (علیه‌السلام) از بهترین عبادات و قربات است و هر عملی که موجب وهن اسلام و قیام مقدس حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) باشد حرام است و اطاعت از حکم ولی‌امر مسلمین، واجب و لازم است.

 

حضرت آیت‌الله مقتدایی
... با تشخیص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه‌زدن و نظایر آن از طرف رهبر معظم انقلاب؛ ولی‌امر مسلمین؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) اطاعت از معظم‌له بر آحاد مسلمین لازم و تخلف از آن حرام است.

 

حضرت آیت‌الله سید کاظم حائری
اولا ما شاهد آنیم که قمه‌زنی و بعضی اعمال شبیه به آن، ذاتا موجب تخریب وجهه اسلام و تشیع گشته‌اند و دشمنان کافر نیز در زمان حاضر برای آسیب وارد کردن به ما در این‌گونه اعمال تکیه نموده، تا دین ما را دین خرافه و وحشی‌گری معرفی نمایند.

و ثانیا چه ما چنین دیدی را نسبت به قمه‌زنی به دست آورده باشیم یا نه، باید از اوامر ولی‌امر مسلمین، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(حفظه‌الله) در این مورد اطاعت کنیم؛ زیرا ایشان در این مورد موضع‌گیری صریح و روشنی نموده‌اند که دیگر هیچ‌گونه عذری را برای مخالفت باقی نمی‌گذارد و بر تمامی مسلمین واجب است که از دستورات ایشان تقلید می‌کنند و چه کسانی که در این فتوا با ایشان هم نظر نبوده و یا از کس دیگری تقلید کنند؛ در هر صورت بر همه مسلمین واجب است از ایشان به خاطر ولی‌امر بودن‌شان تبعیت کنند.

                                                                                                                 سایت اینترنتی www.alhaeri.com

 

آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی

بسمه‌تعالی

... در کیفیت برگزاری مراسم و شیوه‌های آن بایستی سه شرط را مد نظر قرار داد:

...

2- آن که موجب وهن دین و مکتب تشیع و یا جامعه اسلامی و یا نظام مقدس جمهوری ‌اسلامی نباشد؛ زیرا که وهن هر یک از آنها از اعظم محرمات و کبائر است و تشخیص این امر از اختیارات ولی‌امر مسلمین است؛ بدان معنی که اگر در شرائط خاصی ولی‌امر مسلمین چنین تشخیص بدهد که شیوه به خصوص بر خلاف مصلحت جامعه اسلامی و یا موجب وهن و ضربه زدن به دین و یا نظام مقدس جمهوری ‌اسلامی است و بر اساس آن از برگزاری آن منع نماید، تبعیت از ایشان بر همگان واجب است و در این رابطه آحاد مکلفین نمی‌توانند از نظر شخصی خود تبعیت کنند.

                                                                            " قم/ 4 محرم الحرام 1415/ سید محمود هاشمی شاهرودی"

 


پی‎نوشت:

1- رجوع کنید به کتاب "پیرامون عزاداری عاشورا" دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص 37 .

 

منبع:

دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)

زائربقيع یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 نظر بدهید!