تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


معناى زهرا(س)

 معناى زهرا(س)     

 

روايت مفصلى از امام صادق(ع) در شرح ولادت حضرت صديقه(س) نقل شده كه ضمن آن فرمودند:
 وقتى [مولود فرخنده خديجه به دنيا آمد و] فاطمه ديده به جهان گشود، نورى از او درخشيد كه تا درون خان ه‏هاى مكه نفوذ كرد و در شرق و غرب زمين هيچ جايى نماند مگر شعاع آن نور در آن تابيد.
    ابن عماره از پدرش گزارش نموده كه گفت:
 از امام صادق(ع) درباره حضرت فاطمه(س) پرسيدم كه چرا زهرا ناميده شد؟

    فرمودند: زيرا هرگ اه در محرابش مى‏ايستاد، نور او براى آسمانيان چنان مى‏درخشيد كه نور ستارگان براى اهل زمين.
    اين فروغ جسم فاطمه(س) است كه وقتى در محراب عبادت قرار مى‏گرفت، روى تابناكش براى فرشتگان و ملكوتيان بدانگونه جلوه و تلألؤ داشت كه ستارگان در شب براى زمينيان شكوه و درخشش دارند. از اين رو آن بانوى مجللّه زهرا ناميده شد.
    ابو هشام گويد:
 از حضرت عسكرى(ع) پرسيدم: چرا فاطمه(س) زهرا نام گرفت؟
    امام فرمودند: چون رخسار او در آغاز روز، مانند خورشيد كه از مشرق سر برآورد و طلوع كند براى امير مؤمنان(ع) مى‏درخشيد و در نيمروز بسان ماه تابان جلوه ‏گرى مى‏نمود و هنگام غروب آفتاب همچون ستاره‏اى روشن مى‏تابيد.


 


ياس بوی حوض كوثر می‌دهد*عطر اخلاق پيمبر می‌دهد *

حضرت زهرا دلش از ياس بود*دانه های اشکش از الماس بود


کاملترین ویژه نامه از حضرت زهرا در اینترنت 

1چشم تر ---۲پرستوی علی پر کشید---۳روزگار فاطمه --4مباهله ---۵-- مصحف فاطمه 6-ماجرای فاطمه

7 -ماجرای فدک 8 ماجرای سقیفه ۹حکایت علی و چاهای صبور مدینه ۱۰10 فاطمه و حضور در صحنه های نبرد۱۱ایا خانه داری فضیلت است ۱۲زهرا علیه السلام علت خلقت۱۳ جریان شهادت حضرت زهرا نقل از اسما بنت عمیس ۱۴وصیت حضرت زهرا ۱۵تصاویری ویژه شهادت حضرت زهرا 1۱۶دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 2۱۷دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا مرثیه 1۱۸دانلود فیلیم با عنوان قربت بقیع ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا۱۹بخش هایی از خطبه حضرت زهرا در مسجد ۲۰در واژه هایی از حضرت زهرا ۲۱اعتقاد به شهادت۲۲مرا ببخش بانو ۲۳غروب آفتاب۲۴باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها سلام۲۵منظومه غم۲۶حضرت زهرا پس از پدر۲۷اخرین اذان۲۸مادر شهید۲۹دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 2۳۰دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 3۳۱تنهای تنها۳۲مباهله .جلوه ایی از حضور حضرت زهرا در سیاست۳۳حضرت زهرا علیه السلام علت خلقت ۳۴ماجرای سقیفه بنی ساعده

۳۵حمله به خانه حضرت زهرا علیه السلام۳۶غضب فدک۳۷خطبه حضرت زهرا در مسجد و پاسخ ابوبکر به ایشان۳۸بیماری وشهادت حضرت زهرا۳۹کفن و دفن و قبر حضرت زهرا ۴۰وصیت نامه حضرت زهرا ۴۱پرستوی علی پر کشید۴۲قصیده در مدح فاطمه الزهرا۴۳دانلود کلیپ ویژه شهادت حضرت زهرا ۴۴دانلود اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا۴۵دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 3۴۶لحظات وداع حضرت زهرا علیهاسلام۴۷درسوگ ریحانه رسول خدا ۴۸جایگاه حضرت زهرا در روایات۴۹عشق یعنی ...۵۰ضریح گمشده۵۱حضرت زهرا از منطر امیرالمومنین۵۲سیمای حضرت فاطمه علیها السلام۵۳وجه تمسیه حضرت فاطمه علیها السلام۵۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه4۵۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه 5 ۵۶ازار فاطمه آزار خدا و پیامبر است۵۷چرا حضرت زهرا علیها سلام فدک را مطالبه نمود۵۸حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام۵۹مزار دختر پیغمبر کجاست۶۰مقام حضرت زهرا در بهشت۶۱غروب گل محمدی۶۲دعای بهشتیان۶۳زبان حال حضرت زهرا علیها سلام۶۴قامت طوبی۶۵خانه بی بی فاطمه الزهر علیها سلام۶۶دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا ۶۷دانلود سخنراني درس اخلاق دکتر مرتضی آقا تهرانی ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه ۶۸دانلود مداحي ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه 6

۶۹-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج محمود کریمی ۷۰- دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج منصور ارضی۷۱دانلود مداحی وروضه فاطمیه از حاج سعید حداددیان۷۲-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از هلالی

۷۴- دانلود مداحی و روضه ویژه فاطمیه از حسین سیب سرخی ۷۵-دانلود مداحی و روضه فاطمیه از حاج مهدی اکبری۷۶-دانلود مداحی و روضه از فاطمیه ازسید مهدی میرداماد ۷۷- دانلود مداحی و روضه ویژه فاطمیه از حاج محمد رضا طاهری۷۸--دانلود مداحی و روضه فاطمیه از مهدی سلحشور۷۹- دانلود مداحی و روضه از حاج حسن خلج فاطمیه ۸۰- بیش از 180پست از زندگی حضرت زهرا 
 


عزادار  واقعی این روزها درکنار بقیه الله کسی بود که تو کوچه ها با مادر بود اجرک الله یا بقیه الله اجرک یا امام حسن مجتبی علیه السلام

فدات بشم امام حسن که اون روز تو کوچه  چی کشیدی

فدات بشم امام حسن که اون پاره های جگر همه خاطره های مدینه بود کی میدونه که شما چه کشیدین تو کوچه

حسن ختام ما یه حدیث زیبا از کریم اهل بیت آقام حسن بن علی

امام حسن مجتبی علیه السلام

تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند 

خاک پای همه فاطمیونم 

التماس دعا شدید !!!

یاحق آقام کریم اهل بیت پشت وپناه تون 
 

زائربقيع جمعه هفدهم خرداد 1387 نظر بدهید!

فاطمه (س)، ناموس الهی

 فاطمه (س)، ناموس الهی     

به نام حق
به نام حضرت دادار، به نام پيداي پنهان، به نام خداي بت‌شكن، شاهد شاهدپرستان، به نام جميل جمال پرستان و جلال به خاك افتادگان و به نام حضرت حق و باعث شرر افتاده بر جان عاشق.
شبي بود، محمد (ص) خسته از قوم خواست آهنگ خانه كند، ندا آمد كه بمان، اربعيني سوي يار مرو، بگرد در هر كوي و در هر منزلي و جدا از يار. محمد (ص) عشق در سينه پنهان كرد و پيام فرستاد سوي دلدار كه من به گفته حق نيايم تا به چهل روز، يار ازلي اراده كرده تو تنها بماني هر چند كه مردم بريده‌اند از تو، خديجه چون حرف او بود، به جان خريد و در خانه بماند و چشم به در دوخت و منتظر ماند. ايام گذشت و محمد به گفته دوست روزه‌دار بود تا اين كه روح الامين نداي حق آورد و تحفه از بهشت در نزد محمد نهاد كه بخور. محمد با مائده آسماني افطار كرد و آنگاه حق ندا داد به سوي همسرت روان شو، محمد جامه پاك كرد، تن شست و شو داد. آنگاه امين حق، سيبي بدو داد از باغ بهشت، به او گفت: بخور كه تكثير تو در اين است.

زائربقيع جمعه هفدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهي

حضرت زهرا(س)، تجسم رضايت و سخط الهي    

  اما تسليم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودي و غضب خداوند، مقامي خاص است كه اين مقام مخصوص برترين مخلوقات و خاتم پيامبران و آقاي رسولان است، اين مقامي است كه مي‌توان گفت: اوست كه از خشنودي خدا خشنود و از غضب خدا خشمگين مي‌شود، و از طرفي ديگر خداوند تبارك و تعالي نيز از خشنودي او خشنود و از غضب او خشمگين مي‌شود.
آيا بخاري و ذهبي فهميده‌اند كه چه چيزي را روايت كرده‌اند:
إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.
و آيا فهميده‌اند كه اگر پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «همانا فاطمه(س) با خشنودي خدا خشنود و با غضب خدا غضبناك مي‌شود».

زائربقيع جمعه هفدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت دهه فاطمیه

مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت دهه فاطمیه 
مجموعه 8 اسکرین سیور به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
 

دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

گلچین مداحی صوتی به مناسبت دهه فاطمیه

گلچین مداحی صوتی به مناسبت دهه فاطمیه 

گلچین صوتی مداحی صوتی
با صدای سلحشور ، کریمی ، هلالی ، مقدم  ، اکبری
با حجم 2.18 MB

دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج جوادی

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج جوادی
 فاطمیه  دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج حسین سازور

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها )از حاج حسین سازور
 فاطمیه  دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج علی آیینه چی ف

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج علی آیینه چی فاطمیه   دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج حسین سازور فاط

دانلودروضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج حسین سازور فاطمیه   دوم
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج مهدی توکلی

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حجة الاسلام والمسلمین حاج مهدی توکلی فاطمیه  
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از آیة الله مجتبی تهرانی- فاطمیه 84

دانلودسخنراني ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از آیة الله مجتبی تهرانی- فاطمیه 84 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مرقد گم گشته

مرقد گم گشته

حضرت فاطمه سلام الله عليها

سراغ مرقد گم گشته زهرا ز مولا پرس                                                 نشان پهلوى بشكسته را از شير يكتا پرس

عدو زد بيت زهرا آتش از كين غدير، افسوس                                         سؤال جايگاه سيلى از آن مرد رسوا پرس

ميان درب و ديوار و فشار ظالم غدّار                                                       ز ناموس خدا اى دوست سرّ اين معما پرس

نظر كن، كرده محسن را به راه دوست قربانى                                        ز زهرا رمز اين قربانى و از راز اهدا پرس

ز شمع سوخته سرّ فداكارى چه مى‏پرسى؟                                        شفق چون گشت طالع، رازهاى شام احيا پرس

چه بر زهرا گذشت اى دوست، مى‏دانم نمى‏دانى                                سؤال حال زهرا را تو شب‎ها از ثريّا پرس

شبى پرسيدم از نيلوفر محزون، چنين مى‏گفت:                                   سؤال بازوى نيلى زهرا را ز شب‎ها پرس

ز بعد رحلت ختم رسولان، گل شده پرپر                                                بيا احوال گلزار و گلستان را ز گل‎ها پرس

نشان غاصبان بى‏حيا از حضرت زهرا                                                     كه كرده خطبه سوزنده‏اى چون آتش انشا پرس

نموده «باقرا» اسلام ناب از خطبه‏اش زنده                                             ز زهرا سرّ اين احيا و راز و رمز ابقا پرس

 

                                                                                                                                              "احمد باقريان"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

مزد رسالت نبي

مزد رسالت نبي

حضرت فاطمه سلام الله عليها

چه زود گشت فراموش حکم داورشان                                                           چه زود عهد شکستند با پيمبرشان

چه زود اجر رسالت به مصطفي دادند                                                           چه زود رفت کلام خدا ز خاطرشان

جواب حق نمک، داده شد به غصب فدک                                                     جزاي ختم رسل شد شرار آذرشان

دو گوشواره عرش خداي مي‌لرزيد                                                              چو گوشواره به گلزار وحي پيکرشان

گهي به همره بابا فتاده اشک فشان                                                          گهي به گريه دويدند دور مادرشان

همين که مادرشان بر روي زمين افتاد                                                         دو دست کوچک خود را زدند بر سرشان

ز ضربه‌اي که به مادر رسيد فهميدند                                                           که شد شهيد همان پشت در برادرشان

هزار سال فزون بعد دفن اين دو شهيد                                                        نديده کس اثر از تربت مطهرشان

علي به فاطمه مي‌سوخت فاطمه به علي                                                 شراره دلشان بود اشک دخترشان

مغيره فاطمه را مي‌زد و علي مي‌ديد                                                         هزار حيف که يک تن نبود ياورشان

خدا گواست که زهرا شهيده رفت به خاک                                                   اگر چه نيست گروهي هنوز باورشان

 

                                                                                                                                             "غلامرضا سازگار"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

مادر اسلام

مادر اسلام

حضرت فاطمه سلام الله عليها

اي ز تو پيغامبران را شرف                                                                             لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضيه و مرضيه و عالمه                                                                                 سيدة النساء يا فاطمه

آينه سيرت ختم رسل                                                                                   دانش کل، عصمت کل، عقل کل

دختر دين مادر دين کيست تو                                                                          نور سماوات و زمين کيست تو

مام دو عيساي مسيح آفرين                                                                         بر دو مسيحت ز مسيح آفرين

وصف تو و مدح تو خيرالکلام                                                                           مادر سادات عليک‌السلام

مادر روحاني روح‌ الامين                                                                                 ذريه‌ات ستارگان زمين

روح علي جان محمد تويي                                                                             سوره فرقان محمد تويي

دست خدا دست به دامان توست                                                                   مادري ختم رسل ‌شأن تو است

بوسه‎گه ختم رسل دست تو                                                                          نفس محمد شده پابست تو

آيه تطهير گل دامنت                                                                                      هست خدا پيشتر از بودنت

   عمر تو اي مادر ما کم نبود                                                                          نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبي مادر آدم سلام                                                                              سيدة النساء عالم سلام

در يم غم‌ها به علي نوح کيست                                                                     بين دو پهلوي نبي روح کيست

روح عبادات سلام عليک                                                                                مادر سادات سلام عليک

مصحف مهر تو کتاب همه                                                                               درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پيمبر تويي                                                                                  آرزوي احمد و حيدر تويي

حسن تو نقش قلم ابتداست                                                                          سينه پاک تو بهشت خداست

پيک خدا فخر کند بر همه                                                                                اين که منم هم سخن فاطمه

جان نبي در بدني فاطمه                                                                                 محور هر پنج تني فاطمه

کعبه دهد تکيه به ديوار تو                                                                                 چشم علي تشنه به ديدار تو

صورت تو سيرت پيغمبر است                                                                           صحبت تو حرف دل حيدر است

مصحف ناخوانده‎ي حق صدر تو است                                                                 ليله قدري که نهان قدر تو است

اي همه دم ذکر خدا بر لبت                                                                              روح علي محو نماز شبت

کعبه دل‌هاست سرايت هنوز                                                                            پشت سر ماست دعايت هنوز

کشور ايران حرم پاک تو است                                                                           هر وجبش قبضه‌اي از خاک تو است

اي کرمت شامل حال همه                                                                               مادر سادات بني فاطمه

نعمت هستي نمک فاطمه است                                                                     ملک الهي فدک فاطمه است

اي که به خاک تو فدک گم شده                                                                         بين سپاه تو ملک گم شده

ياس کبود از اثر خارها                                                                                       حيف که کشتند تو را بارها

وصف تو اين‌گونه به ما رسيده                                                                           ايتها الصديقة الشهيده

اجر رسالت شرر نار شد                                                                                   يار تو تنها در و ديوار شد

ديو کجا غرفه حورا کجا                                                                                      شعله کجا صورت زهرا کجا

سرو علي گرچه قدت خم شده                                                                        پشت ولايت ز تو محکم شده

مادر يازده ولي کيست تو                                                                                   فداي راه علي کيست تو

آتش بيت تو دل عالم است                                                                               شعله‌اي از آن نفس ميثم است

 

                                                                                                                                             "غلامرضا سازگار"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

غروب درد انگیزت

غروب درد انگیزت

حضرت فاطمه سلام الله عليها

سلام ما به سوز و گریه و تاب و تبت مادر                                             سلام مرغ شب بر ذکر یا رب، یا ربت مادر

سلام ما به پایان غروب درد انگیزت                                                      سلام ما به غسل و کفن و تشییع شبت مادر

سلام ما به غم‌هایی که کردی از علی پنهان                                       سلام ما به اشک بی‌صدای زینبت مادر

سلام ما به آن آخر نگاه و آخرین ذکرت                                                  که وقت دادن جان، گشت جاری بر لبت مادر

سلام ما سلام ما سلام ما بر آن بانو                                                   که درس عصمت و ایمان گرفت از مکتب مادر

سلام ما به فرزندان پاکت تا صف محشر                                              که تو خود آسمان استی و آنان کوکبت مادر

سلام پاک همچون آیه تطهیر از میثم                                                  به سبطین و دو دخت و شوهر و ام و ابت مادر

به هر جا رو کنم شهر و دیار توست یا زهرا                                          دل هر شیعه تا محشر مزار توست یا زهرا

 

                                                                                                                                         "غلامرضا سازگار"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

سپر علي

سپر علي

حضرت فاطمه سلام الله عليها

اي ز نبي ربوده دل، روي خدا نماي تو                                                         وي ز علي گره‌گشا، دست گره‌گشاي تو

پيش روي نبي نبي، عازم دست بوسيت                                                    پشت سر علي علي، ملتمس دعاي تو

روح دهي به قدسيان با نفست به هر نفس                                               دل برد از ملايکه ذکر خدا خداي تو

درد نگفته دلت اشک شبانه علي                                                             حرف دل علي بود گريه بي‌صداي تو

ناله و آه ما کجا حق تو را ادا کند                                                                جز که هماره مهديت گريه کند براي تو

تو سپر علي شدي پيش هجوم دشمنان                                                  محسن بي‌گناه تو، شد سپر بلاي تو

بازوي بسته شير حق، راهي مسجدالنبي                                               تو در قفاي او روان، حسين در قفاي تو

تا ز علي نهان کني، قصه گوشواره را                                                       دست تو بود بر روي، روي خدا نماي تو

تا که به پاست عالمي قطع نمي‌شود دمي                                              ناله واي واي ما، گريه‎ي ‌هاي هاي تو

تربت بي‌چراغ تو، سينه داغدار ما                                                            قبر تو هر کجا بود، در دل ماست جاي تو

    

                                                                                                                                            "غلامرضا سازگار

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

آه فاطمه

آه فاطمه

يا فاطمه

 عجب به عهد رسول خدا وفا کردند                                                               فزون ز حد توان بر علي جفا کردند

به جاي لاله و گل بار هيزم آوردند                                                                  شراره هديه به ناموس کبريا کردند

هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت                                                                   که قصد سوختن خانه خدا کردند

به جاي مزد رسالت زدند فاطمه را                                                                 نه از خدا نه ز پيغمبرش حيا کردند

غلاف تيغ گواهي دهد که سنگدلان                                                              چگونه فاطمه را از علي جدا کردند

چهار کودک معصوم در دل دشمن                                                                  به مادر و پدر از سوز دل دعا کردند

خدا گواست که از بيم آه فاطمه بود                                                                اگر ز بازوي مولا طناب وا کردند

چه اتفاق عظيمي به پشت در رخ داد                                                            چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند

علي ولي خدا را که جان احمد بود                                                                   پي‌ رضايت شيطان دون رها کردند

خدا گواست قلم شرم مي‌کند ميثم                                                              از اين که شرح دهد با علي چه‌ها کردند

                                                     

                                                                                                                                        "غلامرضا سازگار"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

چرا بشکست پهلویت

چرا بشکست پهلویت

حضرت فاطمه سلام الله عليها

تو طوبای علی بودی، چرا بشکست پهلویت                                           تو مرآت خدا بودی، چرا شد نیلگون رویت

تو روح مصطفی بودی، چرا پشت در افتادی                                           تو دست مرتضی بودی، چرا بشکست بازویت

خدیجه کو که گیرد در بغل چون جان شیرینت                                          محمد کو که در بر گیرد و چون گل کند بویت

اگر چه در پس در، حبس شد در سینه فریادت                                        صدای یا علی سر می‌کشید از تار هر مویت

تو با دست شکسته لب گشودی تا کنی نفرین                                      امیرالمومنین با دست بسته شد دعاگویت

مصیبت‌های تو از آسمان‌ها بود سنگین‌تر                                              که در سن جوانی این چنین خم گشت زانویت

چرا در هم شکستی ای محمد در قد و قامت                                       چه با مهر رخت شد ای قمر شرمنده از رویت

چه شد با تو چه پیش آمد که با آن صبر بسیارت                                    طلب کردی هماره مرگ خود از حی دادارت

 

                                                                                                                                          "غلامرضا سازگار"

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

اسوه تقوا

اسوه تقوا

حضرت زهرا سلام الله عليها

بى ‏تو يا فاطمه، من بى كس و تنها چه كنم                                         در غم مرگ تو اى اسوه تقوا چه كنم

با وجود تو غم از دل بزدودم همه حال                                                  بعد از اين با غمت اى بانوى عُظمى چه كنم

باغبان رفته و گل‎ها همه پژمرده شدند                                               بى‏گل روى تو اى نوگلِ طه چه كنم

فاطمه! رفتى و شد روز على چون شب تار                                         با چنين فتنه كه شد بعد تو بر پا چه كنم

مرگت اى راحت جان، از دو جهان سيرم كرد                                        عمر اگر طول كشد، بى‏تو من اينجا چه كنم

زندگى با تو صفا داشت ولى صد افسوس                                           رفتى اى همسر والا، منِ تنها چه كنم

محسنت كشته شد از ضربِ لگد در پسِ در                                         با عزيزانِ تو و گريه آنها چه كنم

نور رخسار تو مى‏داد به اين خانه، صفا                                                خانه، غمخانه شد، اى زهره زهرا چه كنم

من اگر از غم مرگ تو نميرم، عجب است                                           زندگى بى تو در اين وادى غم‎ها چه كنم

بس كن اين قصّه كه شد باعث خاموشى «شمع»                               گر شفاعت نكند فاطمه فردا چه كنم

 

                                                                                                                             هاشم كلانترى (شمع)

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

ده پيام فاطمى

ده پيام فاطمى

حضرت زهرا عليهاالسلام

يكم: فاطمه عليهاالسلام و خداشناسى

پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روزى از فاطمه عليهاالسلام پرسيد: از خدا چه درخواستى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از سوى خداوند پيام آورده كه هر حاجتى دارى، برآورده مى‏شود.

فاطمه عليهاالسلام در پاسخ فرمود:

«شَغَلنى عَن مَسألتهُ، لِذةَ خِدمتهِ، لاحاجةَ لى غيرَ النظرَ الى وجهه الكريم.»(1)؛ لذت خدمت او مرا از تمنّا باز داشته است جز به ديدار جمال والاى خدا، نيازى ندارم.

 

دوم: فاطمه عليهاالسلام و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏

وقتى آيه 63 سوره نور «لا تجعلوا دُعاءَ الرَسولَ كدعاءِ بَعضكُم بَعضاً»؛ نازل گرديد، شکوه و عظمت بيشتري در دلم جاى گرفت و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به عنوان «اى پدر!» خطاب نمى‏كردم و مدام يا رسول الله مى‏گفتم.

يكى، دو يا سه بار از من روى برگرداند، سپس رو كرد به من و فرمود: اين آيه درباره رفتار تو و بستگانت و فرزندانت نيست، تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره آنهاست كه بى‏مهرانه و با خشونت و از راه گردن‏كشى با من برخورد كرده‏اند.

تو با واژه «اى پدر» با من سخن بگو، كه دل را بهتر زنده مى‏كند و خدا را بيشتر خشنود مى‏سازد.(2)

 

سوم: فاطمه عليهاالسلام و ولايت

قالت فاطمة عليهاالسلام: «انَّ السعيدَ حَق السَعيد مَن اَحبَ عَليّاً فى حَياتهِ و بعدَ مُوتهِ»(3)؛ سعادتمند راستين كسى است كه على عليه‏السلام را در زندگى و پس از مرگ او دوست بدارد.

 

چهارم: فاطمه عليهاالسلام و قرآن

قالت فاطمه عليهاالسلام: «حَبّبَ الّى مِن دنياكُم ثَلاثَ: تَلاوةَ كتابَ اللهِ والنظرَ فى وجهِ رسول الله و الانفاقِ فى سبيلِ الله»(4) ؛ از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: تلاوت كتاب خدا، نظاره به چهره رسول خدا و بخشش در راه خدا.

 

پنجم: فاطمه عليهاالسلام و قيامت

قالت فاطمه عليهاالسلام: «الويل ثمّ الويل لمن دخل النّار»(5)؛ واى، باز هم واى بر كسى كه به آتش جهنّم وارد شود!

 

ششم: فاطمه عليهاالسلام و على عليه‏السلام

وقتى فاطمه عليهاالسلام در بستر بود، روزى گريه كرد، على عليه‏السلام به وى فرمود: همسر گرامى! چرا گريه مى‏كنى؟ فاطمه عليهاالسلام فرمود: به خاطر مشكلاتى كه تو پس از من با آن مواجه مى‏شوى؟

على عليه‏السلام فرمود: اشك نريز:

«فَواللهِ انّ ذالك لِصغيرٌ عِندى فِى ذاتِ الله تعالى»(6) ؛ سوگند به خدا! اين امور در آستان مقدّس الهى كوچك است.

 

هفتم: فاطمه عليهاالسلام و اخلاص

قالت فاطمة عليهاالسلام: «مَن اَصعدَ الى اللهِ خالصَ عِبادتهِ، اِهبطَ الله اليهِ اَفضلَ مَصلِحتهِ»(7) ؛ هر كس عبادت ناب و خالص خويش را به آسمان بلند الهى ارسال دارد، خداوند بهترين وسيله سامان بخشى را به سوى او خواهد فرستاد.

 

هشتم: فاطمه عليهاالسلام و دين مدارى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «فَاتقوا الله حَقّ تقاته، فيما امركُم و انتهوُا عَمّا نَهاكُم عَنه»(8) ؛ آن چنان كه شايسته خداست، نسبت به او تقوا داشته باشيد، اوامرش را پاس بداريد و از آنچه نهى فرموده، خوددارى كنيد.

 

نهم: فاطمه عليهاالسلام و ايثارگرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «يا بُنىّ الجارَ ثمّ الدّار» (9) ؛ فرزندم! اول، همسايه و سپس اهل خانه.

 

دهم: فاطمه عليهاالسلام و مسأله رهبرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: عَلىّ خَير مَن اَخلفهِ فيكُم و هُو الامامُ والخليفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسين ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادين مَهديّينَ و لئن خالفتُموهُم لِيَكونَ الاختلاف فيكُم الى يَوم القيامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مى‏گيرم از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: على عليه‏السلام بهترين كسى است كه در جمع ميان شما مى‏گذارم. او امام و خليفه پس از من است، او و دو نوه‏ام و نُه تن از تبار حسين عليه‏السلام امامان ابرار هستند؛ كه اگر از آنان پيروى كنيد، آنان را هدايت كننده و راه يافته خواهيد ديد و اگر با آنان مخالفت كنيد، تا روز قيامت در ميان شما اختلاف خواهد بود.

                                                                                                                                           "محمود مهدى‏پور"

پى‏نوشت‏ها:

1. نهج الحياة، ص 99.

2. عوالم العلوم، ج 11، ص 74.

3. نهج الحياة، ص 48.

4. همان، ص 271.

5. بحارالانوار، ج 7، ص 110/ عوالم، ج 11، ص 634.

6. عوالم العلوم، ج 11، ص 494.

7. همان، ص 623.

8. همان.

9. همان، ص 326.

10. همان، ص 594.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

وقتی که دعا مستجاب می‎شود

وقتی که دعا مستجاب می‎شود 

حضرت فاطمه علیهاالسلام

یكى از مهمترین و لازم‎ترین امور زندگى یك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طریق دعا و نیایش است در زندگى اولیاء خدا دعا جایگاه اساسى و ویژه دارد و بخش مهمى از بهترین اوقات آنها اختصاص به دعا و نیایش دارد.

یكى از مسائل دعا رعایت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولیاء خدا مترصد اوقات بودند و بهترین زمان‎ها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اینجا به روایتى مى‏پردازیم كه یكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا علیهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.

قالت فاطمة الزهرا علیهاالسلام:

سَمِعتُ النَّبىُ صلى الله علیه و آله، انَّ فِى الجُمعةِ لِساعةِ لا یَراقبها رَجل مُسلم یَسال الله عَزّ و جَلّ فیها خیراَ الا اِعطاهُ ایاهُ قالت فقلتُ: یا رسول‏ الله اى ساعة هى؟ قال اِذا تَدلى نِصف عین الشمس لِلغروبِ قال و كانت فاطمة علیهاالسلام تقول لِغلامُها: اَصعد عَلى الضرابِ فاذا رایتُ نِصفَ عینَ الشمس قد تدّلى لِلغروبِ فاعلمنى حتى ادعو. (1)

فاطمه زهرا علیهاالسلام مى‏فرماید: از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم، در روز جمعه ساعتى است كه هیچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خیرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آن كه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه علیهاالسلام مى‏گوید عرض كردم یا رسول ‏الله آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه علیهاالسلام به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون دیدى نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.

 

منبع:

كوثر ولایت، ح 88، ص 51

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

به خاك ‏سپردن ‏ياس پيغمبر

به خاك ‏سپردن ‏ياس پيغمبر

حضرت زهرا عليهاالسلام

«الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انالله و انااليه راجعون‏»؛ آنان كه چون مصيبتى بديشان رسد گويند: همانا ما از آن خدا و به سوى او باز گردانده‏ايم. (البقره/ 56)

دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه پيکر دختر پيغمبر را شبانه به خاك سپردند.

ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب، عروه، عايشه، زهرى و ديگران است گويد فاطمه (عليهاالسلام) را شبانه دفن كردند و حضرت على عليه السلام او را به خاك سپرد. (2)

بلاذرى نيز در دو روايت ‏خود همين را نوشته است (3) بخارى نيز چنين نويسد:

«شوى او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود.» (4)

كلينى كه از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه‏ترين سندهاى شيعه بشمار مى‏رود، چنين نوشته است:

چون حضرت فاطمه سلام الله عليها درگذشت. اميرالمؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:

- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!

مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد.

خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به تو به پيوندد. پس از او شكيبائى من به پايان رسيده و خويشتن‎دارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پيشه كردم، در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم كه شكيبائى بر مصيبت ‏سنت است. اى پيغمبر خدا! تو بر روى سينه من جان دادى! تو را به دست‏ خود در دل خاك سپردم! قرآن خبر داده است كه پايان زندگى همه بازگشت ‏به سوى خداست.

اكنون امانت ‏به صاحبش رسيد، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد.

اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد، و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد. (5) چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.

مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد. (6)

سلامى كه به تو مى‏دهم به درود است نه از ملالت، و از روى شوق است، نه كسالت. اگر مى‏روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى‏مانم نه به وعده خدا بدگمانم. و چون شكيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم كه هر چه هست از اوست و شكيبائى نيكوست.

خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه.

اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مى‏ماندم و در اين مصيبت ‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشك از ديدگانم مى‏راندم.

خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. (7)

در مقابل اين شهرت، ابن سعد روايت ديگرى دارد كه ابوبكر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تكبير گفت.(8) پيداست كه اين روايت و يك دو حديث ديگر، در مقابل آن شهرت، ارزشى ندارد، و دور نيست كه آن را براى مصلحت وقت ‏ساخته باشند.

فقدان دختر پيغمبر، على عليه السلام را سخت آزرده ساخت. نمونه اين آزردگى را از سخنانى كه بر كنار قبر او خطاب به پيغمبر گفت ديديم. در سندهاى ديرين، دو بيت زير را نيز به او نسبت داده‏اند كه نشان‎دهنده سوز درونى اوست. اما شمار اين بيت‏ها در ماخذهاى ديگر بيشتر است چنانكه در ديوان منسوب به آن حضرت نوزده بيت است. (9)

زبير بن بكار در كتاب خود الاخبار الموفقيات كه آن را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى‏رود چنين نويسد:

مداينى گويد چون اميرالمؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه فراغت ‏يافت ‏بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء كرد:

لكل اجتماع من خليلين فرقة                                     و كل الذى دون الممات قليل (10)

و ان افتقادى واحدا بعد واحد                                     دليل على ان لا يدوم خليل. (11)

 

پى‏نوشت‌ها:

1. طبقات، ج 8، ص 18- 19.

2. انساب الاشراف، ص 405 .

3. صحيح بخاري، ج 5، ص 177، / بحارالانوار، ص 183.

4. السلام عليك يا رسول الله عنى. والسلام عليك عن ابنتك و زائرتك و البائنة فى الثرى ببقعتك و المختار الله لها سرعة اللحاق بك. قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و عفا عن سيدة نساء العالمين تجلدى. الا ان فى التاسى لى بسنتك فى فرقتك موضع تعز فلقد و سدتك فى ملحودة قبرك و فاضت نفسك بين نحرى و صدرى. بلى و فى كتاب الله (لى) انعم القبول. انالله و انااليه راجعون. قد استرجعت الوديعة. و اخذت الرهينة و اختلست الزهراء فما اقبح الخضراء و الغبراء. اما حزنى فسرمد.

5. و اما ليلى فمسهد. و هم لا يبرح قلبى او يختار الله لى دارك التى انت فيها مقيم. كمد مقيح و هم مهيج‏ سرعان ما فرق بيننا و الى الله اشكو و ستنبئك ابنتك بتظافر امتك على هضمها. فاحفها السؤال. و استخبرها الحال. فكم من غليل معتلج ‏بصدرها لم تجد الى بثه سبيلا. و ستقول و يحكم الله و هو خير الحاكمين.

6. سلام مودع لا قال ولا سئم. فان انصرف فلا عن ملالة. و ان اقم فلا عن سوء ظن بما وعدالله الصابرين. واها واها و الصبر ايمن و اجمل و لو لا غلبة المستولين لجعلت المقام و اللبث لزاما معكوفا ولا عولت اعوال الثكلى على جليل الرزية. فبعين الله تدفن ابنتك سرا و تهضم حقها و تمنع ارثها. و لم يتباعد العهد و لم يخلق منك الذكر. و الى الله يا رسول الله المشتكى و فيك يا رسول الله احسن العزاء. صلى الله عليك و عليها السلام و الرضوان. (اصول كافى، ج 1، ص 458- 459) .

7. طبقات، ج 8 ، ص 19.

8. بحارالانوار، ص 216.

9. جمع هر دو دوست را پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است.

10. اين كه من يكى را پس از ديگرى از دست مى‏دهم نشان آن است كه هيچ دوست جاويد نمى‏ماند. (الاخبار الموفقيات، ص 194 و رجوع شود به عقد الفريد.)

11. مناقب، ج 1، ص 501 .

 

منبع:

کتاب زندگاني فاطمه زهرا، جعفر شهيدي

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

دختر پيغمبر در بستر بيمارى

دختر پيغمبر در بستر بيمارى

حضرت فاطمه عليهاالسلام

«صبت على مصائب لو انها                                                                              صبت على الايام صرن لياليا»

در اين بلا بجاى من ار روزگار بود                                                                       روز سپيد او شب تاريك مى‏نمود(1)

مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه دگرگونى‏هائى كه پس از رسول خدا – به فاصله‏اى اندك - در سنت مسلمانى پديد گرديد، روح و سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت. چنانكه تاريخ نشان مى‏دهد، او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است.

برخي نوشته‎اند، حضرت زهرا سلام الله عليها در آن وقت ‏بيمار بود!(2) بعضي از معاصران نوشته‏اند فاطمه اساسا تنى ضعيف داشته است. (3)

نوشته مؤلف كتاب ‏«فاطمة الزهراء» هر چند در بيمار بودن او در آن روزها، صراحتى ندارد، لكن بى اشارت نيست. عقايد چنين نويسد:

«زهرا لاغر اندام، گندمگون و رنگ پريده بود. پدرش در بيمارى مرگ، او را ديد و گفت او زودتر از همه كسانم به من مى‏پيوندد (4) هيچ يك از اين دو نويسنده، سند خود را نياورده‏اند.

داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد.

ظاهر عبارت "عقايد" اين است، كه چون پيغمبر، دخترش را ناتندرست و يا كم بنيه ديد به او چنين خبرى داد. نمى‏خواهم چون بعضي گويندگان قديم بگويم فاطمه عليهاالسلام در هر روزى به قدر يك ماه و در هر ماهى به قدر يك سال ديگران رشد مى‏كرد(5) اما تا آنجا كه مى‏دانم و اسناد نشان مى‏دهد نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.

داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است را آتش زنند، مي‌دانيد. و سندهاى قديمى چنان واقعه‏اى را ضبط كرده است. خود اين پيش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد كه رويدادهاى ديگر هم بدان افزوده شود. آيا راست است كه بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده‏اند؟ آيا مى‏خواسته‏اند با زور به درون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده؟ در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه‏ها رخ داده باشد. اگر درست است راستى چرا و براى چه اين خشونت‏ها را روا داشته‏اند؟ چگونه مى‏توان چنين داستان را پذيرفت و چسان آن را تحليل كرد؟

به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.»

مسلمانانى كه در راه خدا و براى رضاى او و حفظ عقيده خود سخت‏ترين شكنجه‏ها را تحمل كردند، مسلمانانى كه از مال خود گذشتند، پيوند خويش را با عزيزترين كسان بريدند، خانمان را رها كردند، به خاطر خدا به كشور بيگانه و يا شهر دور دست هجرت نمودند، سپس در ميدان كارزار بارها خود را عرضه هلاك ساختند، چگونه چنين حادثه‏ها را ديدند و آرام نشستند. به راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است كه: «آنجا كه آزمايش پيش آيد دينداران اندك خواهند بود.» (6)

از نخستين روز دعوت پيغمبر تا اين تاريخ بيست و سه سال و از تاريخ هجرت تا اين روزها ده سال مى‏گذشت. در اين سال‌ها گروهى دنياپرست كه چاره‏اى جز پذيرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام جاى دادند. دسته‏اى از اينان مردمانى تن آسان و رياست جو و اشراف منش بودند. طبيعت آنان قيد و بند دين را نمى‏پذيرفت. اگر مسلمان شدند براى اين بود كه جز مسلمانى راهى پيش روى خود نمى‏ديدند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام

قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.

از هم‌چشمى و بلكه دشمنى عرب‏هاى جنوبى و شمالى در سده‏هاى پيش از اسلام آگاهيم (7) مردم حجاز به مقتضاى خوى بيابان‌نشينى، مردم يثرب را كه از تيره قحطانى بودند و به كار كشاورزى اشتغال داشتند خوار مى‏شمردند. قحطانيان يا عرب‏هاى جنوبى ساكن يثرب، پيغمبر اسلام را از مكه به شهر خود خواندند، به او ايمان آوردند، با وى پيمان بستند. در نبردهاى بدر، احد، احزاب، و غزوه‏هاى ديگر، با قريش در افتادند، و سرانجام شهر آنان را گشودند. قريش هرگز اين خوارى را نمى‏پذيرفت. از اين گذشته مردم مدينه در سقيفه چشم به خلافت دوختند. تنها با تذكرات ابوبكر كه پيغمبر گفته است ‏«امامان بايد از قريش باشند» عقب نشستند.

اسناد نشان مى‏دهد که حضرت زهرا عليهاالسلام نه ضعيف بنيه و نه رنگ پريده و نه مبتلا به بيمارى بوده است. بيمارى او پس از اين حادثه‏ها آغاز شد. وى روزهايى را كه پس از مرگ پدر زيست، رنجور، پژمرده و گريان بود. او هرگز رنج جدائى پدر را تحمل نمى‏كرد. و براى همين بود كه چون خبر مرگ خود را از پدر شنيد لبخند زد. او مردن را بر زيستن بدون پدر شادى خود مى‏دانست.

اگر انصار چنان كه گرد پيغمبر را گرفتند؛ گرد خانواده او فراهم مى‏شدند و اگر حريم حرمت اين خانواده همچنان محفوظ مى‏ماند، چه كسى تضمين مى‏كرد كه قحطانيان بار ديگر دماغ عدنانيان را به خاك نمالند. اينها حقيقت‏هايى بود كه دست اندركاران سياست آن روز آن را به خوبى مى‏دانستند. ما اين واقعيت را بپذيريم يا خود را به خوش باورى بزنيم و بگوئيم همه ياران پيغمبر در يك درجه از پرهيزگارى و فداكارى بوده‏اند و چنين احتمالى درباره آنان نمى‏توان داد، حقيقت را دگرگون نمى‏سازد. دشمنى ميان شمال و جنوب پس از عقد پيمان برادرى بين مهاجر و انصار در مدينه موقتأ فراموش شد و پس از مرگ پيغمبر نخستين نشانه آن ديده شد. و در سال‌هاى بعد آشكار گرديد. و چنانكه آشنايان به تاريخ اسلام مى‏دانند، اين درگيرى بين دو تيره در سراسر قلمرو اسلامى تا عصر معتصم عباسى بر جاى ماند.

من نمى‏گويم خداى نخواسته همه ياران پيغمبر اين چنين مى‏انديشيدند. در بين مضريان و يا قريشيان نيز كسانى بودند كه در گفتار و كردار خود خدا را در نظر داشتند نه دنيا را. و گاه براى رعايت ‏حكم الهى از برادر و فرزند خود هم مى‏گذشتند، اما شمار اينان اندك بود. آيا مى‏توان به آسانى پذيرفت كه سهيل بن عمرو، عمرو بن عاص، ابوسفيان و سعد بن عبدالله بن ابى سرح هم، غم دين داشتند؟ بسيار ساده‏دلى مى‏خواهد كه ما بگوئيم آن كس كه يك روز يا چند مجلس يا يك ماه يا يك سال صحبت پيغمبر را دريافت، مشمول حديثى است كه از پيغمبر آورده‏اند: «ياران من چون ستارگانند به دنبال هر يك كه رفتيد، راه را يافته‏ايد» من بدين كارى ندارم كه اين حديث از جهت متن و سند درست است ‏يا نه، اين كار را به عهده محدثان مى‏گذارم، آنچه مسلم است اين كه در آن روزها يا لااقل چند سال بعد، اصحاب پيغمبر روبروى هم قرار گرفتند. چگونه مى‏توان گفت هم آنان كه به دنبال على رفتند و هم كسانى كه پى طلحه و زبير و معاويه را گرفتند راه راست را يافته‏اند.

قريش اين تيره سركش كه رياست مكه و عربستان را از آن خويش مى‏دانست پس از فتح مكه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بيم جان و يا به اميد جاه، مسلمان شد، مى‏كوشيد تا اين قدرت را در انحصار خود گيرد. بسيار حقيقت‌پوشى و يا خوش باورى مى‏خواهد كه بگوئيم اينان چون يك دو جلسه با پيغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نيز مسلمانى درست ‏بودند.

خواهند گفت‏ خليفه و ياران او از نخستين دسته مسلمانان و از طبقه اول مهاجرانند. درست است. اما از خليفه و يك دو تن ديگر كه بگذريم پايه حكومت را چه گروهى جز قريش استوار مى‏كرد؟ و مجريان حكومت كدام طايفه بودند؟ براى استقرار حكومت، ‏بايد قدرت يك پارچه شود. و براى تامين اين قدرت بايد هر گونه مخالفتى سركوب گردد و بسيار طبيعى است كه با دگرگونى شرايط، منطق هم دگرگون شود.

 

پى‏نوشت‎ها:

1- منصوب به فاطمه (عليهاالسلام)

2- انساب الاشراف، ص 405.

3- فاطمه فاطمه است، ص 117.

4- فاطمة الزهراء، ص 66.

5- روضة الواعظين، ص 144.

6- فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون (حسين بن على عليهماالسلام) .

7- رجوع شود به پس از پنجاه سال، ص 69، چاپ دوم و نيز رجوع شود به فصل‏«براى عبرت تاريخ‏»در همين كتاب.

 

منبع:

کتاب زندگاني فاطمه زهرا، دکتر جعفر شهيدي.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

صديقه طاهره در نگاه ائمه عليهم السلام

صديقه طاهره در نگاه ائمه عليهم السلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام

مقام والاي حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاي ايشانند، قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاي اين بانوي عالمه دارد:

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه حضرت علي عليه‌السلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام در آخرين لحظات عمر مبارك، وصاياي خويش را به همسرشان مي‌نمودند كه "اي پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگي دروغگو و خائن نيافتي و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم."

علي(عليه‌السلام) كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلي بخش خود است، مي‌فرمايد: "پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامي‌تر و نيكوتر از آني كه من به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را نكوهش كنم. دوري از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود ولي گريزي از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را بر من تازه كردي. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تأثرآور و حزن انگيز!"(1)

دقت در كلام حضرت علي عليه‌السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليهاالسلام مي‌رساند. در نگاه امام علي عليه‌السلام فاطمه در چنان مرتبه والايي از زهد و خداترسي و عمل به احكام الهي قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت علي عليه‌السلام در پاسخ به ادعاهاي بي اساس معاويه مبني بر فضايل امويان در نامه‌اي مي‌نويسد: "... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و "صبية النار" از شماست، كودكاني كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و "حمالة الحطب"؛ آن كه هيزم كشد براي دوزخيان از شماست. اين فضليت‌ها از ماست و آن فضيلت‌ها از شماست ... ."(2)

امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد: "به خدا سوگند! اي جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‌اي كه دانه خوب را از دانه بد جدا مي‌كند، از بين جمعيت جدا مي‌كند."

در شعري كه به ايشان منسوب است مي‌فرمايد: "من به فاطمه و فرزندانش مباهات مي‌كنم! آن گاه به رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) افتخار مي‌كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسري من درآورد."(3)

شخصيت والايي چون حضرت علي(عليه‌السلام) به همسري بانوي جهان افتخار مي‌كند و همسري با او را ملاك برتري خود و شايستگي‌اش بر رهبري اسلام مي‌داند.

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسن مجتبي عليه‌السلام

امام حسن عليه‌السلام در موارد بسياري از مادرشان سخن گفته‎اند. از جمله: "شبي ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براي يكايك مردان و زنان دعا مي‌كرد و آنان را نام مي‌برد ولي براي خود چيزي نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براي ديگران دعا مي‌كني، براي خود دعا نمي‌كني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه."(4)

 

حضرت فاطمه عليهاالسلام

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسين عليه‌السلام

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن، امام حسين عليه‌السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلي فرمودند: "مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‌اند و من هرگز تن به پستي نمي‌دهم. خدا و رسول مرا از چنين كاري باز مي‌دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‌هاي مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشي را به من نمي‌دهند."(5)

در يك كلام، امام حسين عليه‌السلام دليل پايمردي و مقاومت خويش را تربيت الهي فاطمه عليهاالسلام مي‌داند.

امام حسين عليه‌السلام نقل مي‌كند: "آن زمان كه رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) در خانه ‌ام‎سلمه بود، صرصائيل (يكي از فرشتگان الهي) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسي را براي چه كسي؟ گفت: دخترت فاطمه عليهاالسلام را براي علي ابن ابي طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد علي درآورد."(6)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام سجاد عليه‌السلام

امام سجاد عليه‌السلام مي‌فرمايد: "وقتي كه قيامت فرا رسد، منادي ندا مي‌دهد: در اين روز، ترس و اندوهي به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومي سر بالا مي‌برند. فاطمه عليهاالسلام وارد محشر مي‌شود و گفته مي‌شود كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلماناني كه دوستدار اهل بيت هستند، همگي سرها را به زير اندازند. آنگاه اعلام مي‌شود: اين است فاطمه دخت محمد(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله). او و همراهانش به سوي بهشت مي‌روند. خداوند فرشته‌اي را خدمت وي مي‌فرستد و مي‌گويد: حاجتت را از من بخواه!

فاطمه عرض مي‌دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كساني را كه فرزندان مرا ياري كردند، مورد عفو قرار دهي."(7)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام محمدباقر عليه‌السلام

امام باقر عليه‌السلام به جابر روايت كردند كه: "... چون قيامت شود، جبرئيل ندا مي‌دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ‌ام‎كلثوم خواهر موسي كجايند؟ آنان از جاي بر مي‌خيزند... اي اهل محشر! امروز من كرامت را براي محمد و علي و حسن و حسين و فاطمه(عليهم‎السلام) قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشم‎ها را فرو ببنديد، چون فاطمه مي‌خواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقه‌اي بهشتي مي‎آورد و آن حضرت را به بهشت مي‌برد وليكن ايشان وقتي نزديك بهشت مي‌رسد درنگ مي‌كند. خداوند مي‌فرمايد: درنگ شما براي چيست؟

فاطمه مي‌گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزي مقامم شناخته شود. خداوند مي‌فرمايد: اي دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هر كس را كه دوستي تو يا دوستي يكي از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن."

در ادامه امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد: "به خدا سوگند! اي جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‌اي كه دانه خوب را از دانه بد جدا مي‌كند، از بين جمعيت جدا مي‌كند."(8)

امام صادق عليه‌السلام در ذيل آيه شريفه "انّا اَنزلناهُ فِي لَيلةِ القَدر" مي‌فرمايد: منظور از "ليله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كس فاطمه را آنگونه كه سزاوار است، بشناسد، "ليلة القدر" را درك كرده است."

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام جعفر صادق عليه‌السلام

مرحوم مجلسي در ضمن روايتي از امام صادق عليه‌السلام نقل مي‌كند: "فاطمه، صديقه كبري است. محور حركت انسان‎هاي گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است."(9)

سيد هاشم بحراني روايت ديگري از امام صادق عليه‌السلام نقل مي‌كند كه: "نبوت هيچ پيامبري تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، و محبت او را دارا باشد."(10)

امام صادق عليه‌السلام در ذيل آيه شريفه "انّا اَنزلناهُ فِي لَيلةِ القَدر" مي‌فرمايد: منظور از "ليله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كس فاطمه را آنگونه كه سزاوار است، بشناسد، "ليلة القدر" را درك كرده است."(11)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام موسي كاظم عليه‌السلام

امام كاظم عليه‌السلام مي‌فرمايد: "همانا فاطمه، صديقه و شهيده است."(12) سليمان جعفر مي‌گويد: از امام كاظم عليه‌السلام شنيدم كه فرمودند: "در خانه‌اي كه اسم محمد يا علي، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستي وارد نخواهد شد." (13)

 

 فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام رضا عليه‌السلام

امام رضا عليه‌السلام از اجداد گراميش نقل مي‌كند كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به علي عليه‌السلام فرمودند: سه فضيلت به تو داده شد كه به من داده نشده است. حضرت علي عليه‌السلام عرض كرد: چه چيزهايي به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زني چون من داري كه من چنين پدر زني ندارم، همسري چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است."(14)

امام رضا عليه‌السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند كه پس از ازدواج علي و فاطمه(عليهماالسلام) خداوند عزوجل فرمودند: "اگر علي (عليه‌السلام) را نمي‎آفريدم براي دخترت فاطمه همتا و همسري در روي زمين يافت نمي‌شد."(15)

حضرت فاطمه عليهاالسلام

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام جواد عليه‌السلام

امام جواد عليه‌السلام خطاب به موسي بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهي هم نكردم؛ فرمودند: "آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزي است كه بدان عمل مي‌كني."(16)

زكريا بن آدم نقل مي‌كند: "در محضر امام رضا عليه‌السلام بودم كه امام جواد عليه‌السلام در حالي كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتي نشست دستش را روي زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتي طولاني به فكر فرو رفت. امام رضا عليه‌السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‎اي؟ پاسخ داد: به جهت ستم‎هايي كه نسبت به مادرم فاطمه عليهاالسلام انجام دادند."(17)

زكريا بن آدم نقل مي‌كند: "در محضر امام رضا عليه‌السلام بودم كه امام جواد عليه‌السلام در حالي كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتي نشست دستش را روي زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتي طولاني به فكر فرو رفت. امام رضا عليه‌السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‎اي؟ پاسخ داد: به جهت ستم‎هايي كه نسبت به مادرم فاطمه عليهاالسلام انجام دادند."

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام هادي عليه‌السلام

آن حضرت در مورد علت نامگذاري حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام به "فاطمه"، از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند: "دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مي‌دارد."(18)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام حسن عسكري عليه‌السلام

امام حسن عسكري عليه‌السلام از امام علي عليه‌السلام، از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل مي‌كند كه: " آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود مباهات مي‌كردند. آدم به حوا گفت:

خداوند هيچ مخلوقي بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‌ام را به فردوس برين ببر! زماني كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويي افتاد كه جامه‌اي زيبا از جامه‌هاي بهشتي در بر داشت و تاجي نوراني بر سر گذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‌اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايي چهره‌اش، بهشت نوراني گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) پيامبري از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجي كه بر سر دارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش علي بن ابيطالب عليه‌السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مي‌باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‎اند؟ گفت: بلي، اينان در علم مكنون خداوند چهار هزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوي، وجود داشتند."(19)

 

فاطمه عليهاالسلام از نگاه امام مهدي (عج)

حضرت بقية الله(عج) فرمودند: "دختر رسول خدا فاطمه عليهاالسلام براي من سرمشق و الگوي نيكويي است."(20)

امام مهدي عليه‌السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مي‌سازد، حضرت فاطمه عليهاالسلام را الگوي عملي و حكومتي خويش مي‌شمرد و اين، حكايت از مقام عظماي بانوي عالم، حضرت زهرا عليهاالسلام دارد.

آنچه مطرح شد، قطره‌اي از درياي وجود فاطمه عليهاالسلام بود.(21)

به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد.

 

                                                                                                                                 "معصومه شيري "

 

پي‎نوشت‎ها:

1 ـ فاطمة الزهرا من المهد الي اللحد، ص 609 و 610/ روضة الواعظين، ص 151.

2 - نهج البلاغه، نامه 28.

3 ـ ديوان امام علي ابن ابي طالب عليه‌السلام، محمد عبدالرحمن عوض، ص 65.

4 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 81 و 82، حديث 3.

5 ـ همان، ج 45، ص 9.

6 ـ همان، ج 43، ص 123، حديث 31.

7 ـ عوالم العلوم.

8 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 64.

9ـ همان، ص 105.

10ـ مدينة المعاجز به نقل: فاطمة الزهرا بهجة القلب المصطفي، ص 86 .

11ـ بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580.

12ـ مرآة العقول، ج 5، ص 315.

13ـ سفينة البحار، ج 4، ص 295.

14ـ مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81.

15ـ همان، ج 1، ص 141، حديث 177.

16ـ اصول كافي، ج 4، ص 314، حديث 2.

17ـ بحارالانوار، ج 50، ص 59.

18ـ لسان الميزان، ج 3، ص 346.

19ـ بحارالانوار، ج 53، ص 180.

20ـ اهم منابع از كتب روايي و مذهبي بوده است. به ويژه اصول كافي و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

محبت فراوان پيامبر به حضرت فاطمه عليهماالسلام

محبت فراوان پيامبر به حضرت فاطمه عليهماالسلام

حضرت فاطمه عليهاالسلام

قال رسول الله:

اذا اشتقت الي الجنة قبلت نحر فاطمة؛ هنگامي كه شوق بهشت در دلم پيدا مي‏شود گلوي فاطمه را مي‏بوسم!

همه مورخان و راويان حديث نوشته‏اند كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نسبت به دخترش فاطمه‏ عليهاالسلام علاقه عجيبي داشت.

بديهي است علاقه پيامبر تنها به خاطر رابطه پدري و فرزندي نبود، هر چند اين عاطفه در وجود پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) موج مي‏زد، اما تعبيرات و سخناني كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه‏ عليهاالسلام بيان مي‏كرد، نشان مي‏داد كه در اينجا معيارهاي ديگري مطرح است. و:

اين محبت از محبت‎ها جدا است                           حب محبوب خدا، حب خدا است‏

از ميان روايات فراواني كه در اين زمينه رسيده است كافي است به چند روايت زير كه در كتب معروف شيعه و اهل سنت آمده اشاره كنيم:

1- ما كانَ احدَ مِنَ الرِجالِ اَحَب اِلي رَسول الله مِن عَلي و لا مِنَ النِساءِ اَحَبَّ اِليهِ مِن فاطمة؛ احدي از مردان نزد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) محبوب‎تر از اميرمؤمنان علي‏ عليه‌السلام نبود و نه از زنان، محبوب‎تر از فاطمه عليهاالسلام.

جالب اين است كه اين حديث را گروه زيادي از عايشه نقل كرده‏اند.

2- هنگامي كه آيه شريفه: «لا تَجعلوِا دعا الرسول بينكُم كدعا بَعضكم بعضاً؛ پيامبر را آنگونه كه يكديگر را صدا مي‏زنيد، صدا نزنيد.» نازل شد مسلمانان پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را با خطاب «يا محمد» صدا نكردند، بلكه «يا رسول الله و يا ايها النبي» مي‏گفتند.

فاطمه عليهاالسلام مي‏گويد:

بعد از نزول اين آيه من ديگر جرأت نكردم پدرم را به عنوان «يا ابتاه» (پدر جان!» صدا كنم، و هنگام كه خدمتش مي‏رسيدم «يا رسول ‏الله» مي‏گفتم.

يكي دوبار اين خطاب را تكرار كردم، ديدم پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) ناراحت شد و از من روبرگردانيد. دفعه سوم رو به من كرد و گفت:

«يا فاطمةَ اِنّها لَم تنزل فيكَ و لا في اَهلكِ و لا نَسلكَ، انتَ مِنّي و اَنا مِنكَ، اِنما نَزَلت فِي اهلِ الجفاء و الغلظة مِن قُريش!؛ اي فاطمه اين آيه درباره تو نازل نشده، و نه درباره خاندان و نسل تو، تو از مني و من از توأم، اين در مورد جفاكاران و تندخويان بي ادب از قريش نازل شده است!

سپس اين جمله عجيب و روح پرور را افزود: قولي: يا ابه! فانها احيا للقلب و ارضي للرب! «بگو پدر جان! كه اين سخن قلب مرا زنده مي‏كند و خدا را خشنود مي‏سازد.»

آري آهنگ دلنواز پدر جان فاطمه‏(عليها‌السلام) با روح پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) همان مي‏كرد كه امواج نسيم بهاري با شكوفه‏هاي لطيف درختان.

3- در حديث ديگري آمده است پيامبر چنان مشتاق فاطمه عليهاالسلام‏ بود كه هر گاه به سفر مي‏رفت آخرين كسي را كه با او وداع مي‏كرد زهرا عليهاالسلام بود، و به هنگامي كه از سفر باز مي‏گشت نخستين كسي را كه به ديدنش مي‏شتافت فاطمه ‏عليهاالسلام بود.

4- اين حديث را نيز بسياري از محدثان شيعه و اهل سنن نقل كرده‏اند كه پيامبر فرمود:

مَن آذاها فَقَد آذاني؛ هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.

وَ مَن اَغضبها فَقد اغضبني؛ و هر كس او را خشمگين كند مرا خمشگين ساخته است.

مَن سرها فقد سرني؛ هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده است.

وَ مَن سائه فَقد سائني؛ و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است!

بدون شك شخصيت والاي فاطمه عليهاالسلام‏ عليها و آينده درخشان و مقام عرفان و ايمان و عبادتش اين همه احترام را ايجاب مي‏كرد. چرا كه امامان، همه، از نسل او بودند. و به علاوه او همسر بزرگمرد اسلام اميرمؤمنان علي ‏عليه‌السلام بود.

اما پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) با اين عمل مي‏خواست حقيقت ديگري را نيز به مردم تفهيم كند و ديدگاه اسلام را در زمينه ديگري روشن سازد و انقلاب فكري و فرهنگي بيافريند و بگويد:

دختر موجودي نيست كه بايد زنده به گور شود.

ببينيد من دست دخترم را مي‏بوسم، او را بر جاي خود مي‏نشانم، و اين همه عظمت و احترام براي او قائلم.

دختر انساني است همچون ساير انسان‎ها، نعمتي است از نعمت‎هاي پروردگار، موهبتي است الهي.

دختر نيز مي‏تواند مانند پسر مدارج كمال را طي كند و به حريم قرب خدا راه يابد.

و به اين ترتبيب شخصيت در هم شكسته زن را در آن محيط تاريك احياء فرمود.

 

پي‎نوشت‎ها:

1. فضائل الخمسة، ج 43، ص 127.

2. مضمون اين حديث در ده‎ها روايت از طرق اهل سنت نقل شده است (احقاق الحق)، ج 10، ص 167.

3. سوره نور، آيه63 .

4. مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص320.

5. فضائل الخمسة، ج3، صفحه132 .

 

پي‎نوشت‎ها:

برترين بانوي جهان فاطمه زهرا عليهاالسلام، آية الله مكارم شيرازي .

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

جرعه‌اي از درياي فضايل حضرت صديقه کبري

حضرت زهرا عليهاالسلام

پرتو انديشه تابناک حضرت فاطمه عليهاالسلام دوران جهل و تاريکي را درخششي  ديگر بخشيد و خورشيدي فروزان، فراروي پويندگان طريق هدايت قرار داد. در اين مقاله برآنيم با ذکر اندکي از فضائل بيکران او خود را محک زنيم.

 

کمال انساني

زهراي اطهر(عليها‌السلام) انساني چند بعدي بود، و در تمام جنبه‌هاي انساني در اوج کمال . هنگام عبادت آنچنان در معشوق غرق مي‌شد که با گذشت ساعت‌ها، گذر زمان را حس نمي‌کرد. چرا که «زمان» از مختصات ماده و ماديات است؛ و او در عالم ديگري سير مي‌کرد. اما در وقت حمايت از رهبري و ولايت، تو گويي جز سياست کار ديگري نداشت، و تا پاي جان مي‌ايستاد و جوانمردانه افشاگري مي‌‌کرد.

 

عشق به عبادت

حسن بصري مي‌گويد: «در اين امت، عابدتر از فاطمه‌(عليها‌السلام) نيامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي‌داد که پاهايش ورم مي‌کرد.» (1)

درخشش چنين عبادتي آسمانيان را مبهوت مي‌کرد. امام‌ صادق(عليه‌السلام) بعدها در مورد مادر چنين فرمود: «وقتي در محراب عبادت به نماز مي‌ايستاد براي آسمانيان مي‌درخشيد همان‌گونه که نور ستاره‌ها براي زمينيان.» (و به همين علت وي «زهرا» لقب گرفت) (2)

حضرت زهرا عليهاالسلام در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) از پشت پرده و به صورتي شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به پيش از صد آيه اشاره نمود.

در روايتي ديگر مي‌خوانيم: خداوند به فرشتگان مباهات کرده، مي‌فرمايد: «بنگريد، فاطمه‌ام چگونه در پيشگاه من ايستاده؛ ارکان بدنش از خوف به لرزه درآمده و با تمام وجود دلداده‌‌ام گشته است؛ گواه باشيد که من رهروانش را از آتش دوزخ ايمن ساختم.» (3) 

 

انس با قرآن

حضرت فاطمه(عليها‌السلام) و اصولاً عترت پاک پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) بر اساس حديث متواتر «ثقلين»، پيوندي عميق، استوار و جاودانه با قرآن دارند، سرشت زهرا، در دوران کودکي و حتي پيش از آن، با تعاليم وحي عجين گشته بود. وي در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) از پشت پرده و به صورتي شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به پيش از صد آيه اشاره نمود.

 

روح بلند و متعالي

روح بزرگ و با عظمت زهراي اطهر(عليها‌السلام)، پس از ارتحال جانسوز پدر، سبب شد تا جبرئيل فرود ‌آيد و مسائل و حوادث آينده را به اطلاع وي برساند، «اميرمومنان(عليه‌السلام)» نيز آنها را ثبت کرد و بدين سان «صحيفه فاطمه(عليها‌السلام)» شکل گرفت که از امامي به امام بعدي به ارث مي‌رسيد و هم اينک در دست پاک و با کفايت يوسف زهرا، امام زمان - عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف - است. امام خميني مي‌فرمايد: «سابقه نداشته است که جبرئيل جز با طبقه اول از انبياي عظام اين چنين آمد و شدهاي مکرر با کسي داشته باشد.» (صحيفه نور/ 279:19) و اين چنين است که پيروان راستين زهرا(عليها‌السلام) زناني هستند که از تنگناي مسائل جزئي و مادي خويشتن را رها مي‌سازند و با پرواز در آسمان معرفت هويتي ديگر مي‌يابند.

 

عفاف و حجاب

زن، مظهر جمال است و زکات جمال عفاف است؛ بر اساس دستور خداوند (مانند: سوره نور/‌‌60‌‌‌‌‌‌و61) رعايت حجاب بر زنان واجب است. آيا اين بدان معناست که زن در حصار باشد و زنداني؟

حضرت فاطمه سلام الله عليها در بستر بيماري نيز از بيدارگري بر کنار نماند، در برابر زنان مهاجر و  انصار که به عيادتش آمده بودند از کساني که علي(عليه‌السلام) را رها کرده بودند ناليد و رنجنامه خويش را برايشان برخواند. او حتي با وصيت‌نامه سياسي - الهي خويش علي را حمايت کرد و خط نفاق و منافقان را رسوا ساخت.

خير، حضرت فاطمه که حتي از انساني نابينا خود را مي‌پوشانيد بيشترين تأثير را در محيط سياسي عصر خويش نيز بر جاي مي‌گذاشت. شعار «آزادي زن» که مدت‌هاست در جوامع غربي و حتي اسلامي رواج يافته بيشتر بدين منظور است که زن از مصونيتي که شرع برايش فراهم آورده، خارج شود، تا استعمار به اغراض پليدش دست يابد. آري! عفاف و حجاب پرچم استقلال و دژ مصونيت زنان متعبد و انديشمند روزگار ماست و استعمار نيز از همين مي‌ترسد. امام  خميني مي‌فرمود: اسلام با آزادي زن نه تنها موافق است. بلکه خود پايه‌گذار آزادي زن در تمام ابعاد وجودي زن است.(4)

در جاي ديگر مي‌فرمايد: زنان آزاد هستند در بسياري از امور شرکت کنند. آزادي به معناي واقعي، نه آن‌طور که شاه مي‌خواست.(5)

 

حمايت از رهبري

هدف اصلي دشمن در هر برهه‌اي از تاريخ نابود کردن رهبري اسلام بوده است، زيرا  به خوبي فهميده بود که اين ستون موجب استواري و صلابت اسلام است.

گمراهان که توان از ميان برداشتن پيامبر خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را در خويش نمي‌‌ديدند تصميم گرفتند پس از ارتحال آن حضرت، جانشينان واقعي او را از صحنه سياست و حکومت کنار بزنند.

حضرت زهرا عليهاالسلام که از هشياري خاص سياسي برخوردار بود و به نقشه دشمن واقف بود، با روش‌هاي گوناگون از رهبري واقعي اسلام يعني حضرت اميرالمومنين علي(عليه‌السلام) حمايت کرد و جان خويش را در اين راه فدا کرد.

وي در مسجد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) در حضور خليفه  وقت و مهاجر و انصار از پسِ پرده، حقايق را بي‌پرده، باز گفت و از مومنان درخواست ياري نمود اما جوابي دريافت نکرد.

او در بستر بيماري نيز از بيدارگري بر کنار نماند، در برابر زنان مهاجر و  انصار که به عيادتش آمده بودند از کساني که علي(عليه‌السلام) را رها کرده بودند ناليد و رنجنامه خويش را برايشان برخواند. او حتي با وصيت‌نامه سياسي - الهي خويش علي را حمايت کرد و خط نفاق و منافقان را رسوا ساخت.

سلمان نقل مي کند که با خود گفتم دريغا، دختران کسري و قيصر ابريشم و حرير مي‌پوشند و دختر محمد عباي پشمين با دوازده وصله از ليف خرما! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدر جان، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند که پنج سال است که من و علي جز پوست گوسفندي که روزها علوفه‌دان شتر و شب‌ها بستر ما مي‌باشد و بالشي که پوست آکنده از ليف خرماست، از لوازم و اثاث زندگي، هيچ نداريم.

زهرا در راه حمايت از مولايش بارها کتک خورد و بالاخره در همين راه شربت شهادت نوشيد.

روزي «ابن لبيد» حضرت زهرا عليهاالسلام را ديد که بر مزار شهداي احد به سوگ نشسته و اشک مي‌ريزد پرسيد: آيا رسول خدا، پيش از وفات، درباره امام علي‌(عليه‌السلام) مطلبي گفته است؟

حضرت فرمود: شگفتا، آيا حادثه عظيم غدير خم را از ياد برده‌ايد؟

ابن لبيد گفت: مرا با خبر سازيد.

حضرت فرمود: خدا را گواه مي‌گيرم، از رسول خدا شنيدم که مي‌فرمود: علي بهترين کسي است که او را جانشين خود قرار مي‌دهم، علي امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين، پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي‌شوند. اگر از آنان فرمان بريد شما را هدايت مي‌کنند و اگر مخالفت کنيد تا روز قيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي‌شود.

آري، کتاب‌هاي اهل سنت آکنده از رواياتي در باره حضرت زهرا است، رواياتي که دخت رسول خدا در آنها از ولايت علي و فضايل او پرده برداشته و حقايق را بر همگان روشن ساخته است . (6)

 

زهد و ساده زيستي

آن‌گاه که روح، رو به سوي کمالات داشته باشد و قرب الهي را هدف خويش بداند، ماديات را جز وسيله تلقي نمي‌کند. زاهد، سراي تاريک طبيعت را حقير‌تر از آن مي‌داند که بدان دل بندد. وقتي پيامبر به ياري وحي از وضعيت دوزخ آگاهي يافت، در اندوه فراوان فرو رفت. سلمان نزد فاطمه عليها‌السلام شتافت تا از او بخواهد به ديدن پيامبر رفته وي را از اندوه بيرون آورد. مي‌گويد هنگامي که به منزل حضرت زهرا رسيدم؛ فاطمه را با لباسي پشمين که دوازده جاي آن با ليف خرما وصله شده بود! ديدم، چون وضع پيامبر را براي فاطمه تشريح کردم فاطمه از جا برخاست، همان عباي وصله‌دار را بر خود پيچيد.

با خود گفتم دريغا، دختران کسري و قيصر ابريشم و حرير مي‌پوشند و دختر محمد عباي پشمين با دوازده وصله از ليف خرما! فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدر جان، سلمان از لباس من در تعجب فرو رفته، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند که پنج سال است که من و علي جز پوست گوسفندي که روزها علوفه‌دان شتر و شب‌ها بستر ما مي‌باشد و بالشي که پوست آکنده از ليف خرماست، از لوازم و اثاث زندگي، هيچ نداريم.

پدر، مقام و عظمت روحي دخت خويش را برايم بر گفت و فرمود: اي سلمان! دخترم در گروه پيشگامان به سوي خداست. (7)

حضرت زهرا عليهاالسلام

انتخاب همسر

زهرا در حالي ازدواج با علي را پذيرفت که وي از نظر مالي در تنگدستي به سر مي‌برد ولي تقوا و ايمان، حکمت و دانش، شجاعت و ايثار و هزاران فضليت ديگر در او موج مي‌زد.

زهرا در حالي با علي پيمان زناشويي بست که قبل از او ثروتمنداني همچون عبدالرحمان عوف و عثمان بن عفان به خواستگاريش شتافته بودند. عبدالرحمان گفته بود: من صد شتر گران قيمت و ده هزار دينار طلا مهريه مي‌دهم، اين سخن رسول خدا را خشمگين ساخت و به او فرمود: مي‌خواهي با پول‌هايت مرا فريب دهي؟! (8)

 

ايثار و گذشت

پس از اقامه نماز جماعت، پيامبر خدا از حال پيرمردي که لباس‌هاي کهنه به تن داشت جويا شد. او گفت: گرسنه‌ام، غذايم ده؛ برهنه‌ام؛ مرا بپوشان؛ فقيرم، به من کمک مالي کن. پيامبر رحمت به بلال فرمود: او را به منزل فاطمه‌ام راهنمايي کن.

پيرمرد همان خواسته‌ها را از فاطمه طلب کرد، فاطمه که مانند شوهر و پدرش سه روز مي‌شد که غذا نخورده بود، پوست گوسفندي را که حسن و حسين روي آن مي‌خوابيدند، به وي داد. پيرمرد گفت: چگونه درد گرسنگي خويش را با آن درمان کنم؟ فاطمه گردنبندش را در آورد و تقديم به وي کرد و فرمود: اميد آن که خداوند بجاي آن چيزي بهتر از آن به تو دهد.

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: خدا را گواه مي‌گيرم، از رسول خدا شنيدم که مي‌فرمود: علي بهترين کسي است که او را جانشين خود قرار مي‌دهم، علي امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين، پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي‌شوند. اگر از آنان فرمان بريد شما را هدايت مي‌کنند و اگر مخالفت کنيد تا روز قيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي‌شود.

پيرمرد به مسجد آمد و ماجرا را براي پيامير اکرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) بيان کرد. اشک شوق در چشمان رسول خدا حلقه زد. عمار برخاست و با اجازه رسول خدا آن را خريد. پيرمرد گفت؛ در  برابر آن نان و گوشتي مي‌‌خواهم تا گرسنگي‌ام بر طرف شود، ردايي يماني که مرا بپوشاند و پولي که با آن به خانواده‌ام  برسم. عمار بيشتر از آنچه خواسته بود به وي داد. آن گاه پيامير خدا رو به پيرمرد کرد و فرمود: آيا سير شدي و پوشانيده گشتي؟ گفت: آري، پدر و مادرم به فداي تو، رسول خدا فرمود: اينک براي فاطمه به خاطر احسانش دعا کن.

 آن‌گاه پيامبر خدا رو به اصحاب کرد و براي آنها از فضائل و کمالات فاطمه سخن گفت:

عمار برخاست و گردنبند حضرت زهرا را با مشک خوشبو ساخت و در پارچه‌اي يماني پيچيد و به غلامش داد و گفت: اي رسول خدا اين غلام و گردنبند هديه‌اي است از من به شما.

پيامبر (پذيرفت و) به غلام  فرمود: نزد فاطمه برو و گردنبند را به او ده، تو نيز از آن او هستي.

(غلام به محضر فاطمه شرفياب شد) حضرت زهرا گردنبند را گرفت و غلام را نيز در راه خدا آزاد کرد.(9)

آري آن گردنبند با برکت گرسنه‌اي را سير کرد. برهنه‌اي را پوشانيد، فقيري را بي‌نياز نمود و بنده‌اي را آزاد ساخت و بالاخره نزد صاحبش برگشت.

داستان ايثار زهرا و علي و دو فرزند معصومشان (حسن و حسين) عليهم ‌السلام که سه شب متوالي افطاري خويش را به مسکين و يتيم و اسير بخشيدند و در ‌شأن آنان سوره «هل آتي» نازل شد. و ماجراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا آن را به زني مستمند بخشيد و ... همه گوشه‌اي از ايثارگري‌هاي آن بانوي با عظمت است.

امام حسن عليه‌السلام فرمود: مادرم در يک شب جمعه در محراب عبادتش، عبادت مي‌کرد. شنيدم که براي مردان و زنان مومن دعا مي‌کند و آنها را يکي يکي نام مي‌برد ولي براي خود هيچ چيز از خدا نمي‌خواهد. گفتم: مادرم چرا براي خودت دعا نمي‌کني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه، سپس اهل خانه «الجار ثم الدار.»(10)

 

تجليل از شهدا

زهراي داغدار، بر سر مزار شهداي احد به ويژه عموي پدرش، حضرت حمزه مي‌آمد و گوهر اشک خويش را تقديم مي‌کرد و با بزرگداشت نام و ياد شهدا به همگان اعلام مي‌کرد که با عافيت‌طلبي، سرپييچي از انجام دادن تکاليف و دور نگه داشتن خويش از آتش حادثه نمي‌توان اسلام را حفظ کرد. بايد چون اين شهيدان به معرکه پا نهاد و با خدا معامله کرد. زهراي صبور و تنها مي‌خواست با اشک خويش غربت اسلام را فرياد کند و بگويد: اي گروه غفلت زده، بيدار شويد که ارزش‌هاي شما را تباه و فرهنگ خويش را حاکم ساختند. مي‌خواست بگويد: نگذاريد اسلام به دست نااهلان و نامحرمان افتد.

                                                                          

                                                                                                                              "سيدعليرضا جعفري"

پانوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 84

2- علل‌ الشرائع، ج 1، ص 215

3- امالي صدوق، ص 100

4- صحيفه نور، ج 4، ص 192

5- صحيفه نور، ج 4، ص 232

6- الغدير، ج 1، ص 197 و ج 2، ص 318

7- بحارالانوار، ج 43، ص 87

8- العوالم، ج 11، ص 292

9- بحارالانوار، ج 43، ص 56

10- بحارالانوار، ج 43، ص 81

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن

نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن

حضرت زهرا عليهاالسلام

يكى از شبهاتى كه از سوي عامه مطرح مى‎شود اين است كه جرياناتى چون سوزاندن درب خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام و شهادت حضرت محسن عليه السلام در جريان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شيعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در اين مقاله قسمتى از عبارات‎ و رواياتي‎ كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهيم آورد كه تصريحاً و تأويلاً اشاره به وقايع مذكور دارد.

پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند. مردم که حسابي جوگير شده بودند به بهانه بيعت گرفتن از اين افراد براي خليفه اول، راهي منزل حضرت شدند و در اين بين حرمت خاندان وحي و دختر نبي و اهل بيت ايشان را حفظ نکردند و بي‎حرمتي‎هاي بسياري در آنجا صورت گرفت. تا جايي که از آتش زدن درب خانه هم کوتاهي نکردند. علماي عامه نيز اين موارد را در کتاب‎هاي خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مي‎نمائيم.

 1ـ ابن أبى شيبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، صفحه 432 روايت شماره 37045(چاپ بيروت) .

 2ـ ابن قتيبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السياسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.

3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقيفه» در حديث شماره 1184.

4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاريخ الاُمم و الملوك» ج 2، ص 443، چاپ بيروت.

5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصيه» ص 142، تحت عنوان «حكاية السّقيفه» .

6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفريد» ج 3، ص 64، چاپ مصر.

7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بيروت.

8 ـ ابن ابى الحديد (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بيروت).

پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند.

9- اسماعيل عمادالدين (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.

10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بيروت، در قسمت حرف «فاء» ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله).

حضرت زهرا عليهاالسلام

 

شهادت حضرت محسن عليه السلام

گفتيم که مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله اين که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود و هنوز به دنيا نيامده بود را سقط نمايد. در بسياري از منابع عامه نيز به سقط حضرت محسن بن علي عليهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مي‎نماييم.  

1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى اين واقعه را نقل کرده است.

2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه»  صفحه 142.

3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بيروت، ج 1، ص 57.

4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.

5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات»، ج 6، ص 17.

6ـ الاسفرائينى التميمى در كتاب «الفرق بين الفرق»، ص 107.

7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطين»، ج 2، ص 35.

8ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بيروت، ج 14، ص 192.

مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند.

نارضايتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه

از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط روزهاي آخر زندگي حضرت زهرا عليهاالسلام مي‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه رسول خدا است (چه اين كه نارضايتى حضرت فاطمه عليهاالسلام، نارضايتى رسول خدا و در نتيجه نارضايتى خداوند بارى تعالى است) ما در اين جا با ذكر اسناد و مداركى از اسلاف عامه كه از معتمدين و بزرگان ايشان هستند، اين مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار مي‎دهيم.

حضرت زهرا عليهاالسلام

قسمت اول ـ تدفين شبانه

از دلايلى كه نارضايتى حضرت زهرا عليهاالسلام را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خويش ذكر كرده‎اند، تدفين مخفيانه و شبانه است. به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!

پاسخ اين سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود مي‎باشد.

1- محمدبن اسماعيل بخارى در الصحيح، ج 5، ص 177، چاپ احياء الثرات ـ بيروت.

2- احمد البيهقى در السنن الكبرى، ج6، ص 300، چاپ بيروت.

3- مسلم بن الحجّاج القشيرى در الصحيح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.

4ـ ابن اثير در كتاب «الكامل فى التاريخ»، ج 2، ص 126

5- حافظ عبدالدّين محمد بن أبى شبيه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141. «انّ عليّاً دفن فاطمه ليلاً.»

6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:

«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عميس و على (عليه السلام) و دفنها ليلاً.»

به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!

7- سيوطى در كتاب الثغور الباسمه، ص 15،چاپ بمبئى آورده است.

«و غَسلها زوجها على، و صَلّى عليها و دفنها ليلاً»؛ همسرش علي او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.

8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاريخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گويد: «توفّيت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب ليلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پيامبر رحلت کرد و علي (عليه السلام) شبانه دفنش کرد.

9ـ ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .

لازم به يادآورى است كه در منابع ذكر شده در اين قسمت از اهل سنت علاوه بر تدفين شبانه به مورد ديگرى نيز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (عليهاالسلام) از خليفه اول و عدم تكلّم ايشان با او تا زمان وفات است و اين خود نيز دليلى ديگر بر غضب حضرت فاطمه (عليهاالسلام) بر او دارد.

 

قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(عليهاالسلام) در مسجد و در بستر بيمارى

در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه عليهاالسلام از شيخين) تصريح شده است:

ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة، ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفاية الطالب.

از ديگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(عليهاالسلام) بر برخي از صحابه است خطبه ايشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است:

(در قديمي‎ترين نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بليغ زنان عرب است.

آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!

بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بيروت

و ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78

و المناقب، احمد بن موسى كه سند آن منتهى به عايشه است

و السقيفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى كه از بزرگان اهل‎‎سنت است و در كتابش به سندهاى مختلف اين خطبه را نقل كرده است.

آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟!

پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بيمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسيد شايد براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عيادت آمدند و از احوال حضرت پرسيدند؟ حضرت در پاسخ به اين سؤال فرمودند:

حضرت زهرا عليهاالسلام

«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنيا كنّ، قاليةً لرجالكنّ»؛ «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»

آيا اين سخنان، سخنان كسى نبود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!

و از طرفى در كتب اهل سنت آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتي من است. 

لازم به ذکر است که علامه امينى در جلد 7 كتاب الغدير صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كرده‎اند كه حديث فوق را در كتب خويش آورده‎اند.

و يا اين كه «ان اللهَ تبارك و تعالى يغضبُ لِغضب فاطمة و يرضى لرضاها.»

و نيز «من غضبت عليه ابنتى فاطمة غضبتُ عليه و من غضبتُ عليه غضب الله.» 

چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اينگونه سخن مى‎گويند و اين چنين نارضايتى خويش را اعلام مى‎كنند! آيا بهانه‎اى و ابهامى براى كسى در طول تاريخ باقى مى‎ماند؟!

پس بنابر آنچه خود اهل سنت به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(عليهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ايشان از جانب برخي از صحابه و تابعين آنان مسلم است و بنابر احاديث صحيح السند كه متفق بين علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (عليهاالسلام)، اذيت رسول خدا که، اذيت خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آيات قرآن داشته باشد، نتيجه خواهد گرفت:

به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!

اولاً صدمه به حضرت زهرا(عليهاالسلام) كه همان اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنيا و آخرت مى‎گردد. 

«ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهينا» (احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصيان و مخالفت اذيت مى‎كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهيا است .

«والذين يؤذون رسول الله لهم عذابٌ اليم»(التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذيت كنند، عذاب دردناكى است .

و ثانياً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من يحلل عليه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.

و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و ياور قرار داد چون كه خداوند مى‎فرمايد:

«يا ايهاالذين آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله عليهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ايمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود نگيريد .

يعنى اين كه به دستور خداوند نبايد آنان را كه خدا و رسول  مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (عليهاالسلام) غضبناك و به اذيت او خشمناك مى‎شوند.

به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟!

             

                                                                                                                                                   

                                                                                                                                                 سايت تنيان

                                                                                                                                                مهري هدهدي

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

پایان رنج‎های حضرت زهرا علیهاالسلام

پایان رنج‎های حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت فاطمه علیهاالسلام

در نهایت زهراى اطهر علیهاالسلام پس از تحمل مصائب و محنت‎ها و بى‏وفایی‎هاى بسیار، در اثر بیمارى و تألمى كه از ضربات دشمنان بر بدن مباركشان حاصل شده بود به شهادت رسیدند و به دیار حق و ملاقات با پدر شتافتند.(1) پس از آن بر طبق وصیت آن حضرت جسد شریفشان شبانه غسل داده و كفن شد(2) و آنگاه غریبانه به خاك سپرده شد، بدون این كه كسى از محل دفن آگاهى یابد.

از واقدى نقل شده: «انّ فاطِمَةَ لَمّا حَضَرَتْها الوَفاةُ أَوصَتْ عَلیّا أنْ لایُصَلِّی عَلَیْها أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرُ فَعمِلَ بِوَصِیَّتِها(3)؛ هنگامى كه فاطمه علیهاالسلام در بستر شهادت بود، به على علیه‏السلام وصیت فرمود كه خلیفه اول و دوم بر جنازه‏اش نماز نگزارند و امیرمؤمنان هم به وصیت ایشان عمل نمود.»

در روز بعد وقتى این خبر به آن دو رسید، به سرعت خودشان را به بقیع رساندند و وقتى نتوانستند قبر را پیدا كنند، خلیفه دوم به امیرمؤمنان علیه‏السلام گفت: به خدا قسم قبر او را پیدا كرده و نبش خواهیم كرد و بر بدن او نماز خواهیم گذاشت. آن حضرت با چهره‏اى غضبناك فرمود: «یَا ابْنَ السَّوْداءِ أَمّا حَقّی فَقَدْ تَرَكْتُهُ مَخافَةَ أَنْ یَرْتَدَّ النّاسُ عَنْ دِیْنِهِمْ، أَمّا قَبْرُ فاطِمَةَ فَوَ الَّذی نَفْسُ عَلِىٍّ بِیَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحابُكَ شَیْئا مِنْ ذلكَ لاَسْقِیَنَّ الأَرْضَ مِنْ دِمائِكُمْ؛ اى فرزند سوداء (زن سیاه‏رو)! از حق خودم (خلافت) گذشتم تا مبادا مردم از دینشان خارج شوند، امّا در مورد قبر فاطمه علیهاالسلام، نه. قسم به كسى كه جان على در دست اوست اگر تو و یارانت قصد چنین كارى داشته باشید، هر آینه زمین را از خون‎هاى شما سیراب خواهم كرد.» در این هنگام خلیفه اول قسم یاد كرد كه چنین كارى انجام ندهد و سپس آنجا را ترك كردند و مردم متفرق شدند.(4)

آرى فاطمه علیهاالسلام از میان شعله‏هاى ظلم و نامهربانى رهایى یافت، اما على علیه‏السلام و یتیمان فاطمه علیهاالسلام غریب و تنهاتر از گذشته راه سخت و دشوارى را در پیش رو داشتند. با شهادت آن بانوى بزرگ امیرمؤمنان شریك روزهاى تلخ و پر درد زندگى خویش را از دست داد و زندگى براى او دشوارتر گردید. در این هنگام بود كه این شعر را انشاء نمود:

نَفْسی عَلى زَفَراتِها مَحْبُوسَةٌ                                                         یا لَیْتَها خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَراتِ 

لاخَیْرَ بَعْدَكِ فِی الحَیاةِ و إنَّما                                                           أبْكی مَخافَةَ أَنْ تَطُولَ حَیاتی 

«جان من در بین نَفَس‎هایش حبس شده، اى كاش جانم به همراه آنها [از بدنم] خارج مى‏شد. بعد از تو هیچ خیرى در زندگى [دنیا] وجود ندارد و من در حالى گریه مى‏كنم كه مى‏ترسم [بعد از تو] عمرم طولانى شود.»(5)

اى كاش مى‏آمد ز تن من جان من برون                                            همراه ناله‏هاى اسف خیز زار من 

از سوز دل بنالم و ترسم كه از قضا                                                  گردد دراز زندگى رنج‎بار من 

امیرمؤمنان علیه‏السلام هنگام دفن زهراى مرضیّه در حالى كه با فاطمه علیهاالسلام وداع مى‏نمود، وداع با پیامبر را به یاد آورد و به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چنین گفت: «قَلَّ یا رَسُولَ الله‏ِ عن صَفِیَّتِكَ صَبْرى وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدی... فلَقَدِ استُرْجِعَتِ الوَدیعَةُ و أُخِذَتِ الرَّهینَةُ، أَمّا حُزْنی فَسَرْمَدٌ و أمّا لیلی فَمُسَهَّدٌ إلى أَنْ یَخْتارَ الله‏ُ لی دارَكَ الّتی أَنْتَ بِها مُقیمٌ وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بتَضافُرِ أُمّتِكَ عَلى هَضْمِها، فأحفِها السُّؤالَ وَاستَخْبِرْهَا الْحالَ، هذا و لم یَطُلِ العَهْدُ و لَمْ یَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ(6)؛ اى پیامبر خدا! از فراق دختر برگزیده‏ات صبرم كم شده و طاقتم از دست رفته است... امانت باز گردانده شد و آنچه در دست من بود گرفته شد، اما اندوهم همیشگى است و شب‎هایم همراه بیدارى، تا آن دم كه خداوند سر منزل تو را كه در آن اقامت گزیده‏اى برایم انتخاب كند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّتت در ستم كردن به وى اجتماع كرده بودند، سرگذشت وى را از او بپرس و چگونگى حال را از وى خبر گیر، وضع این چنین است در حالى كه هنوز فاصله‏اى از زمان حیات تو نگذشته و یادت فراموش نگردیده است.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. در تاریخ شهادت ایشان اختلاف زیادى وجود دارد، ولى مشهورترین اقوال از نظر شیعه 75 یا 90 روز بعد از رحلت رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است.

ر.ك: مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص132؛ بحارالانوار، همان، ج43، ص188؛ كشف الغمّة، همان، ج1، ص128.

2. كشف الغمّة، همان، ص120.

3. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص362.

4. دلائل الأمامة، همان، ص134؛ بحارالأنوار، همان، ج43، ص171.

5. مقتل الحسین، همان، ج1، ص84.

6. نهج‏البلاغة، خطبه 202.

 

منبع:

مجله مبلغان، ‏شماره 56 ، علی تقوی.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

هجوم به خانه زهرا علیهاالسلام

هجوم به خانه زهرا علیهاالسلام

حضرت زهرا علیهاالسلام

هنوز از وفات رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چند لحظه‏اى بیش نگذشته بود و وجود شریف آن حضرت كفن و دفن نشده بود كه فریب خوردگان دنیا گرد هم جمع شدند و بر خلاف وصایا و سفارشات پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به تعیین خلیفه اقدام كردند. پس از این واقعه، براى گرفتن بیعت از حضرت على و حضرت فاطمه علیهماالسلام به طرف خانه فاطمه آمدند. علماى متعصّب اهل سنّت كه بسیارى از حقائق را مخفى كرده‏اند، نوشته‏اند: یکی از افراد شعله‏اى از آتش در دست داشت و تهدید كرد كه اگر با ابوبكر بیعت نكنید خانه را به آتش خواهم كشید. فاطمه علیهاالسلام فرمود: اگر چه خانه دختر رسول خدا باشد؟ او گفت: آرى.(1)

در ادامه این رویداد ابن جریر طبرى مى‏نویسد: سبب شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام این بود كه قنفذ غلام عمر با غلاف شمشیر به ایشان ضربه‏اى وارد كرد كه در اثر آن فرزندش محسن را سقط كرد و دچار بیمارى سختى شد و بعد از آن به أحدى از كسانى كه او را اذیت نمودند اجازه نداد تا بر او داخل شوند.»(2)

 

پی‎نوشت‎ها:

1. الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، مؤسسة الحلبى، ج1، ص18؛ العقد الفرید، ابن عبد ربّه، مطبعة الأزهریّة، ج3، ص63؛ تاریخ الامم والملوك، همان، ج3، ص202؛ شرح نهج‏البلاغة، ابن ابى الحدید، داراحیاء التراث العربى، ج2، ص56.

2. دلائل الامامة، ابن جریر طبرى، مؤسسة البعثة، ص134؛ بحارالأنوار، همان، ص170.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

واقعه غمبار فدك

واقعه غمبار فدك

حضرت زهرا علیهاالسلام

فدك طبق نقل مورخین قریه‏اى آباد و حاصلخیز در سرزمین حجاز و در نزدیكى خیبر بود.(1) هنگامى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از فتح خیبر باز مى‏گشت، خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدك كه از یهودیان سرسخت بودند، افكند و آنان به خاطر ترس از كشته شدن صلح نامه‏اى را با پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله امضاء نمودند و بر اساس آن نیمى از فدك را به آن حضرت صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بخشیدند و چون براى به دست آوردن فدك جنگى انجام نشده و سربازان اسلام هیچ دخالتى در آن نداشتند، مشمول عنوان غنیمت نگشته و «فِىْ‏ء» محسوب مى‏شود كه اختیار آن با پیامبر است.(2) به همین دلیل وقتى برخى از سران مسلمین از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درخواست كردند كه فدك را مانند دیگر غنائم بین آنها تقسیم كند، این آیه نازل شد: «وَ ما أفاءَ الله‏ُ على رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما اَوْ جَفْتُمْ عَلَیْهِ من خَیْلٍ وَلا رِكابٍ ولكنَّ الله‏َ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ یَشاءُ وَالله‏ُ عَلى كُلِّ شى‏ءٍ قَدیرٌ»(3)؛ «آنچه را خدا به رسولش از آنها (یهود) باز گرداند، چیزى است كه شما براى به دست آوردن آن نه اسبى تاختید و نه شترى، ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مى‏سازد و خدا بر هر چیز قادر است.»

از اینرو پس از این كه آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»(4)؛ «حق خویشاوندان نزدیك خود را بده.» نازل شد، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فدك را به حضرت فاطمه علیهاالسلام بخشید. دانشمندان بزرگ اهل سنّت همچون ابى یعلى موصلى(5)، ذهبى(6)، سیوطى(7)، هیثمى(8)، خوارزمى(9) و حاكم حسكانى(10) نقل مى‏كنند كه وقتى آیه فوق نازل شد، «دَعَا النَّبىُّ فاطمةَ و أَعْطاها فَدَكَ؛ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فاطمه علیهاالسلام را فرا خواند و فدك را به او اعطا نمود.»

ابن ابى الحدید دانشمند اهل تسنّن مى‏گوید: از استادم على بن فارقى پرسیدم: آیا فاطمه راستگو و صادق بود؟ پاسخ داد: آرى. گفتم: پس چرا خلیفه اول «فدك» را به ایشان برنگرداند؟ استادم لبخندى زد و گفت: اگر در آن روز فدك را به فاطمه علیهاالسلام داده بود، در روز بعد فاطمه خلافت شوهرش را ادّعا مى‏كرد و او نمى‏توانست هیچ عذرى بیاورد؛ چرا كه یقین داشت فاطمه در مورد خلافت شوهرش راست مى‏گوید.
از مطالب بیان شده روشن مى‏شود كه «فدك» ملك شخصى حضرت فاطمه علیهاالسلام بوده و خلیفه اول به زور و بدون هیچ مدرك معتبرى و به صرف یك حدیث جعلى دالّ بر این كه پیامبران از خود ارثى به جاى نمى‏گذارند،(11) آن را غصب كرد. نقل شده كه بعد از وفات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله حضرت فاطمه علیهاالسلام نزد ابوبكر رفت و فرمود: «یا اَبابَكْرٍ مَنْ یَرِثُكَ إذا مُتَّ؛ اى ابابكر! هنگامى كه بمیرى چه كسى از تو ارث مى‏برد؟» ابوبكر گفت: اهل و فرزندانم. ایشان فرمودند: «فمالی لا أرثُ رسولَ الله‏ِ؛ پس چگونه است كه من از رسول خدا ارث نمى‏برم؟» و سپس فرمودند: «والله‏ِ لا أُكَلِّمُكَ بِكَلِمَةٍ ما حَیَیْتُ؛ به خدا قسم تا وقتى كه زنده‏ام كلامى با تو سخن نخواهم گفت.» و لذا تا وقتى كه ایشان زنده بود، با او سخن نگفت.(12)

البته «فدك» اگر چه از نظر اقتصادى براى اهل‏بیت علیهم‏السلام مهم بود ولى از آنجا كه سند مشروعیت و حقانیت و قرب معنوى آنان به رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله محسوب مى‏شد، دشمنان اسلام سعى داشتند به هر نحوى كه شده آن را در اختیار گیرند و به كار خود (غصب) مشروعیت بخشند. شاهد گویا بر این مطلب این است كه ابن ابى الحدید دانشمند اهل تسنّن مى‏گوید: از استادم على بن فارقى پرسیدم: آیا فاطمه راستگو و صادق بود؟ پاسخ داد: آرى. گفتم: پس چرا خلیفه اول «فدك» را به ایشان برنگرداند؟ استادم لبخندى زد و گفت: اگر در آن روز فدك را به فاطمه علیهاالسلام داده بود، در روز بعد فاطمه خلافت شوهرش را ادّعا مى‏كرد و او نمى‏توانست هیچ عذرى بیاورد؛ چرا كه یقین داشت فاطمه در مورد خلافت شوهرش راست مى‏گوید.(13)

آرى این هم ظلم و مصیبتى دیگر، اما فاطمه كه در كوران حوادث تلخ روزگار همچون كوهى پرصلابت و استوار ایستادگى نموده بود، از حقّ مسلم خود گذشت و همچون دیگر موارد صبر و پایدارى نمود و دردهاى خود را با خالق خویش در میان گذاشت و این سخن پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در ذهن او تداعى مى‏كرد كه: «اِلَى الله‏ِ أَشكُو ظالِمیكِ مِنْ أُمَّتی؛ نزد خداوند از ستمكاران امتم كه در حق تو ظلم مى‏كنند شكایت مى‏كنم.»(14)


 

پی‎نوشت‎ها:

1. معجم البلدان، مادّه «فدك.»

2. ر.ك: سیرة النبویة، ابن هشام، دارالمعرفة، ج3، ص353.

3. حشر/6.

4. اسراء/ 26.

5. مسند ابى یعلى موصلى، دارالمأمون، ج2، ص334.

6. میزان الأعتدال، ذهبى، ج2، ص228.

7. الدر المنثور، سیوطى، ذیل آیه فوق.

8. مجمع الزوائد، هیثمى، دارالكتاب العربى، ج7، ص49.

9. مقتل الحسین، خوارزمى، مكتبة المفید، ج1، ص71.

10. شواهد التنزیل، حاكم حسكانى، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیّة، ج1، ص438.

11. تاریخ المدینة، ابن شَبّه، دارالفكر، ج1، ص197 ـ 198.

12. كشف الغمّة، همان، ج1، ص103؛ تاریخ المدینة، همان.

13. شرح نهج‏البلاغة، همان، ج16، ص284.

14. كشف الغمّة، همان، ج1، ص123؛ بحارالأنوار، همان، ج28، ص27.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

پنج گریه کننده تاریخ

پنج گریه کننده تاریخ

حضرت زهرا علیهاالسلام

به راستى اوج مصائب و محنت‎هاى حضرت فاطمه علیهاالسلام از زمانى شروع شد كه پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به دیدار حق شتافت و آن بانوى گرامى غریب و تنها در كنار همسر وفادارش على علیه‏السلام در آماج طعنه‏ها و كینه‏هایى قرار گرفت كه از جنگهاى بدر، اُحد، حنین، احزاب و فتح مكه نسبت به رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على علیه‏السلام به وجود آمده، و در زمان حیات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در دل‎هاى مشركان و منافقان مخفى مانده بود. زهراى اطهر علیهاالسلام در مقابل تمام این نامهربانی‎ها صبر و بردبارى از خود نشان مى‏داد و در خلوت خود اشك غم جارى مى‏ساخت به حدّى كه در زمره كسانى كه بسیار گریه مى‏كردند نام برده شد.

از امام صادق علیه‏السلام نقل شده كه فرمودند: «البَكّاؤُونَ خَمْسَةٌ: آدمُ و یَعقوبُ وَ یُوسفُ و فاطمةُ بنتُ محمّدٍ و علىُّ بن الحسینِ علیهم‏السلام؛ بسیار گریه كنندگان پنج نفرند: آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر رسول خدا و على فرزند حسین علیه‏السلام.» اما آدم گریه كرد به خاطر بهشت تا این كه بر گونه‏هاى او جاى جارى شدن اشك باقى مانده بود، و اما یعقوب آنقدر براى یوسف گریست كه بینایى‏اش از دست رفت و اما یوسف آنقدر براى پدرش یعقوب گریست كه اهل زندان به ستوه آمدند و گفتند: یا روزها گریه كن و شب را براى استراحت ما بگذار و یا شب‎ها گریه كن و روز را براى استراحت ما بگذار، «وَ أَمّا فاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلى رَسُولِ الله‏ِ حَتَّى تَأَذّى بِهِ أَهْلُ المَدینَةِ فَقالُوا لَها: قَدْ آذَیْتِنا لِكَثْرةِ بُكائِكِ فكانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمقابِرِ، مقابرِ الشُّهَداء فَتبْكِى حتّى تَقْضِى حاجَتَها ثَمَّ تَنْصَرِفُ؛ و اما فاطمه علیهاالسلام آن قدر براى پدرش گریست كه مردم مدینه در سختى قرار گرفتند و به ایشان گفتند: با زیادى گریه‏ات ما را اذیت كردى، از اینرو آن بانوى گرامى به مقابر شهداء مى‏رفت و مى‏گریست (در بیت الأحزان كه على علیه‏السلام براى ایشان مهیّا نموده بود) و پس از آن كه حاجتش محقق مى‏شد باز مى‏گشت.» و اما على بن الحسین علیهماالسلام براى پدرش امام حسین علیه‏السلام مى‏گریست.»(1)

شدت غم و اندوه فاطمه علیهاالسلام در این دوران به حدّى بود كه مورخین نوشته‏اند: «انّها ما زالَتْ بَعْدَ أَبیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ ناحِلَةَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ الرُّكْنِ باكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرَقَةَ القَلْبِ؛(2) همانا فاطمه بعد از رحلت پدرش پیوسته (به خاطر زیادى مصیبت) شال بر سر بسته بود و جسم او ضعیف و رنجور شده و پهلویش شكسته و چشم‎هایش گریان بود و قلبى سوزان داشت.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. أمالى شیخ صدوق، مجلس 29، ح5؛ كشف الغمّة، همان، ج1، ص124؛ بحارالأنوار، همان، ص155.

2. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص137.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .


 

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

دختر پیامبر در بستر بیمارى

دختر پیامبر در بستر بیمارى

حضرت فاطمه علیهاالسلام

پس از این وقایع دردناك، فاطمه علیهاالسلام بیمار و رنجور در بستر بیمارى، در انتظار فرا رسیدن وعده پدر و ملحق شدن به ایشان بود و هر زمان كه بر سر قبر رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏رفت با او چنین نجوا مى‏نمود: «یا أَبَتاهُ! بَقیتُ و الِهةً وَ حَیْرانَةً فَریدَةً قَدِ انْخَمَدَ صَوْتی وانْقَطَعَ ظَهْرى(1)؛ پدر جان! [بعد از تو] بى‏كس و تنها شدم، حیران و محروم مانده‏ام، صدایم به خاموشى گرائید و پشتم شكست.»

و همچنین در شعرى كه منسوب به آن حضرت است مى‏فرمود:

صُبَّتْ عَلَىَّ مَصائِبُ لَوْ أَنَّها                                                                 صُبَّتْ عَلَى الأَیّامِ صِرْنَ لَیالِیا 

«[بعد از تو اى پدر] آنقدر مصائب بر من فرو ریخت كه اگر بر روزگار [روشن] فرو مى‏ریخت به صورت شب‎ها [ى تیره و تار] در مى‏آمد.»(2)

هنگامى كه آن بانوى مظلوم در بستر بیمارى بود، عده‏اى از زنان مدینه به دیدارش آمدند و حال ایشان را جویا شدند. در پاسخ فرمودند: «أَصْبَحْتُ وَالله‏ِ عائِفَةً لِدُنیا كُنَّ قالِیَةً لِرِجا لِكُنَّ لَفَضْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ و شَنَأتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ فَقُبْحا لِفُلُولِ الحَدِّ واللَّعْبِ بَعْدَ الجِدِّ و قَرْعِ الصَّفاةِ و صَدْعِ القَناةِ و خَطَلِ الآراءِ و زُلَلِ الاْءَهواءِ وَ بِئْسَما قَدَّمَتْ لَهُمْ أنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ الله‏ُ عَلَیْهِمْ و فِىِ العَذابِ خالِدُونَ(3)؛ به خدا سوگند شب را به صبح رساندم در حالى كه از دنیاى شما متنفّرم، مردان شما را دشمن مى‏شمارم و از آنها بیزارم، آنها را آزمودم و دور افكندم، و امتحان كردم و مبغوض داشتم. چقدر زشت است شكسته شدن شمشیرها (سكوت در برابر غاصبان) و بازى كردن بعد از جدیت (و به شوخى گرفتن سرنوشت اسلام و مسلمین) و كوبیدن بر سنگ (كار بى‏حاصل كردن) و شكافته شدن نیزه‏ها (تسلیم در برابر دشمن) و گمراهى افكار و لغزش اراده‏ها و چه بد چیزى پیش از خویش (براى سراى آخرت) فرستادند كه خدا بر آنها غضب كرد و در عذاب الهى جاودانه خواهند بود.»

إربلى از مورخین بزرگ شیعه در این‏باره مى‏گوید: سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام در بستر بیمارى نشان دهنده شدت اندوه و بزرگى مصیبت و نهایت شكوه ایشان از كسانى است كه در حق او ظلم كردند و او را از حقش منع نمودند.(4)

 

پی‎نوشت‎ها:

1. بحارالأنوار، همان، ج43، ص175.

2. زندگانى فاطمه زهرا، جعفر شهیدى، دفتر نشر اسلامى، ص144؛ زندگانى حضرت فاطمه زهرا، همان، ص80.

3. بحارالانوار، همان، ج43، 159؛ أمالى طوسى، مجلس 13، ح55.

4. كشف الغمّة، همان، ص132.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

غربت و مظلومیت بانوی دو سرا

غربت و مظلومیت بانوی دو سرا

حضرت زهرا علیهاالسلام

با كمى مطالعه و بررسى متون تاریخى و روایى شیعه و اهل سنت مى‏توان به جایگاه رفیع و والاى زهراى اطهر علیهاالسلام به عنوان برترین بانوى جهانیان پى برد، چنان كه دانشمندان بزرگ فریقین در مقابل این عظمت سر تعظیم فرود آورده‏اند و زبان به تحسین گشوده‏اند، براى نمونه ابن حجر عسقلانى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت مى‏گوید: «و مَناقِبُها كَثیرَةٌ جِدّا؛ فضائل فاطمه علیهاالسلام بسیار زیاد است.(1)» همچنین ذهبى از مورخین بزرگ اهل سنت مى‏نویسد: «وَ مَناقِبُها غَزِیرَةٌ و كانَتْ صابِرةً دَیّنةً خَیّرةً صیِّنةً قانِعةً شاكِرةً لله‏ِ؛(2) فضیلت‎هاى فاطمه علیهاالسلام بسیار است و همانا [ایشان بانویى] صابر، متدیّن، نیكوكار، عفیف، قانع و شكرگزار خداوند بود.»

پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله احترام ویژه‏اى براى آن بانوى شریف قائل بودند و پیوسته در مورد ایشان به اصحاب خویش سفارش مى‏كردند. ذهبى نقل مى‏كند: «وَ قَدْ كانَ النَّبىُّ یُحِبُّها وَ یُكْرِمُها وَ یُسِرُّ الَیها؛(3) پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله او را دوست مى‏داشت و ایشان را اكرام و احترام مى‏نمود و اسرارش را با وى در میان مى‏گذاشت.»

همچنین بخارى از علماى بنام اهل سنّت نقل مى‏كند كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنی؛(4) فاطمه پاره تن من است، پس هر كس او را غضبناك كند، همانا مرا غضبناك كرده است.»

اما بر خلاف تصوّر، زندگى آن حضرت علیهاالسلام از دوران كودكى تا لحظه شهادت، سراسر درد و رنج و مصیبت و مظلومیت بود و به همین دلیل براى ایشان القابى همچون: مظلومة، مغصوبة (حقش غصب شده)، حاملةُ البلوى (حمل كننده سختى و بلا)، محزونة، مكروبة (دل شكسته) و باكیة (گریه كننده) ذكر شده است.(5)

حضرت زهرا علیهاالسلام علاوه بر مصائب و رنج‎هایى كه از دوران طفولیت تا وفات رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله تحمّل كردند و از آزمایش الهى سربلند بیرون آمدند، در دوران كوتاه ولى پر درد و رنج بعد از وفات پدر مهربانشان، سختی‎ها و محنت‎هاى بسیارى را متحمل شدند. در این زمان كسانى كه خود را از صحابه و نزدیكان رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله معرفى مى‏كردند و توصیه‏ها و سفارشات آن حضرت صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را درباره فاطمه علیهاالسلام شنیده بودند، به عللى چون حسادت، حب مال و مقام، دیدگان خود را بر تمام حقایق بستند و چنان ظلم و ستمى در حق آن بانوى مظلوم روا داشتند كه اگر بر كوه‎هاى بزرگ وارد مى‏شد متلاشى مى‏گردیدند، ولى حضرت فاطمه علیهاالسلام كه از پدر بزرگوار خویش درس صبر و استقامت را به خوبى آموخته بود، در مقابل تمام ظلم‎ها و سختی‎ها صبرى جمیل پیشه كرد و هر از گاهى در خطبه‏ها و سخنان پر از غم و اندوه خویش دشمنان را از سرانجام شومشان آگاه ساخت. باید ابعاد غربت و مظلومیت آن بانوى دل شكسته را از تولد تا شهادت بازگو كنیم و براى تسكین دلِ پر از اندوه خویش اشك غم جارى سازیم.

 

پی‎نوشت‎ها:

1. تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانى، دارالكتب العلمیّة، ج12، ص391.

2. سیر أعلام النبلاء، ذهبى، مؤسسة الرسالة، ج2، ص119.

3. همان.

4. صحیح بخارى، دارالجیل، ج5، ص26.

5. ر.ك: مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص133.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

فقر و تنگدستى در زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام

فقر و تنگدستى در زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت زهرا علیهاالسلام

با وجود این كه حضرت فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا بود و تصوّر مى‏شود كه در زندگى از رفاه نسبى برخوردار بوده، ولى بر خلاف تصور، آن بانوى صبور در زندگى با فقر و تنگدستى مواجه بود و دوران سختى را مى‏گذراند؛ به حدّى كه ابن سعد از مورخین اهل سنّت از قول على علیه‏السلام نقل مى‏كند كه: «لَقَدْ تَزَوَّجْتُ فاطِمَةَ وَ مالی وَ لَها فِراشٌ غیرُ جِلْدِ كَبْشٍ ننامُ عَلَیْهِ بِاللَّیْلِ و نَعْلَفُ عَلَیْهِ النّاضِحَ بِالنَّهارِ و مالی وَ لَها خادِمٌ غَیْرُها(1)؛ همانا با فاطمه ازدواج كردم در حالى كه براى من و او هیچ فرشى نبود مگر پوست گوسفندى كه شب بر روى آن مى‏خوابیدیم و در روز به شتر آبكش خود بر روى آن علوفه مى‏دادیم و به جز این شتر خدمتگزارى نداشتیم.»

همچنین اسكافى از علماى معتزلى مذهب اهل سنّت مى‏نویسد: روزى حضرت على علیه‏السلام از فاطمه پرسید: آیا طعامى در خانه هست؟ فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: نه به خدا سوگند سه روز است كه براى خود و فرزندانمان حسن و حسین چیزى نداریم. على علیه‏السلام فرمود: پس چرا به من خبر ندادى. ایشان فرمودند: «إنّی لاَءَسْتَحْیى مِنْ رَبّی أَنْ أُكَلِّفكَ ما لاتَقْدِرُ عَلَیْهِ؛ من از خدایم شرم مى‏كنم از تو چیزى بخواهم كه توانایى آماده كردن آن را نداشته باشى.» در این هنگام على علیه‏السلام از خانه بیرون آمد و دینارى قرض گرفت. در میان راه مقداد را دید كه از شدت گرما آستین خود را بر روى سرش گذاشته بود، حضرت فرمود: «ما أَخْرَجَكَ فی هِذهِ الْحال و أَراكَ كَالْحیرانِ؛ چه چیزى در این حال (هواى گرم) تو را [از خانه] خارج نموده و اكنون تو را حیران و سرگردان مى‏بینم.» مقداد گفت: مرا معذور بدار و از من چیزى نپرس، ولى با اصرار آن حضرت گفت:

همانا دیدم كه فرزندانم از شدّت گرسنگى گریه و زارى مى‏كنند و من نتوانستم گریه آنها را تحمّل كنم. در این هنگام امیرمؤمنان على علیه‏السلام آن دینار را به مقداد داد و سپس به طرف مسجد آمد و بعد از این كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از نماز فارغ شد ماجرا را براى ایشان تعریف نمود و به همراه ایشان به سوى فاطمه علیهاالسلام آمدند. هنگامى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وارد خانه شد فرمود: «هاتی ما عِنْدَكِ یا فاطِمَةُ، قال علیه‏السلام: فأَخْرَجَتْ الینا مائدةً عَلَیْها طَعامٌ طَیِّبٌ لَمْ أَرَ أَحْسَنَ مِنْهُ لَوْنا ولا أطْیَبَ رِیْحا؛ اى فاطمه آنچه را كه نزد توست بیاور.

على علیه‏السلام مى‏فرماید: فاطمه برایمان سفره‏اى گسترد كه در آن طعامى پاكیزه و طاهر بود كه تاكنون غذایى به خوش‎رنگى و خوشبویى آن ندیده بودم. در این موقع پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به على علیه‏السلام فرمود: «هذا رِزْقٌ مِنَ الله‏ِ بَدَلُ دِینارِكَ(2)؛ این رزقى است از طرف پروردگار، عوض دینارى كه بخشیدى.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. الطبقات الكبرى، همان، ج8، ص22.

2. المعیار والموازنة، ابى جعفر اسكافى، تحقیق محمّد باقر محمودى، ص236.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

گریه رسول خدا برای اهل بیت

گریه رسول خدا برای اهل بیت

حضرت زهرا علیهاالسلام

رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏دانست كه بعد از او چه ظلم‎ها و ستم‎هایى در حق اهل‏بیت علیهم‏السلام انجام خواهد شد؛ از اینرو براى اتمام حجّت در مواضع مختلف به اصحاب و یاران و نزدیكان سفارشاتى مى‏نمود و در مواردى هم خود اهل‏بیت را از وقایع آینده با خبر مى‏ساخت. از جمله از عبدالله‏ بن عباس نقل شده، هنگامى كه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در اواخر عمر شریفشان در بستر بیمارى بودند، شروع به گریستن نمودند به حدّى كه «بَلَّتْ دُمُوعُهُ لِحْیَتَهُ؛ اشك‎هاى ایشان محاسنشان را خیس كرد.» به ایشان عرض كردند: اى رسول خدا! براى چه گریه مى‏كنید؟ ایشان فرمودند: «أَبْكی لِذُریّتی و ما تَصْنَعُ بِهِمْ شِرارُ أُمَّتی مِنْ بَعْدی كَأَنّی بفاطِمَةَ بِنْتی وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدی وَ هِىَ تُنادى یا أَبَتاهُ فَلا یُعینُها أحدٌ مِنْ أُمَّتی(1)؛ براى ذرّیه‏ام گریه مى‏كنم و آنچه كه اشرار امتم بعد از من در مورد آنان انجام مى‏دهند، گویا دخترم فاطمه را مى‏بینم كه بعد از من مورد ظلم و ستم واقع مى‏شود، در حالى كه ندا سر مى‏دهد: اى پدر! ولى هیچ كس از امتم او را یارى نمى‏كند.»

در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان نقل شده: من و فاطمه و حسن و حسین نزد رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بودیم، آن حضرت به ما نگریست و اشك از چشمانش جارى شد، از ایشان پرسیدم: اى رسول خدا! براى چه گریه مى‏كنید؟ ایشان فرمودند: «أَبْكی مِمّا یُصْنَعُ بِكُمْ بَعْدی؛ براى آنچه بعد از من در مورد شما انجام خواهد شد گریه مى‏كنم.»

از ایشان پرسیدم: چه امورى؟ فرمودند: «أَبْكی مِنْ ضَرْبَتِكَ عَلَى القَرَنِ و لَطْمِ فاطمةَ خَدِّها و طَعْنَةِ الحَسَنِ فِى الفَخْذِ وَالسَّمِ الّذی یُسقى و قَتْلِ الحُسَیْنِ(2)؛ گریه مى‏كنم به خاطر ضربه‏اى كه بر فرق سرت زده مى‏شود، و آسیب دیدن صورت فاطمه و ضربه‏اى كه به ران پاى حسن زده مى‏شود و سمّى كه به او خورانده مى‏شود و كشتن حسین.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. امالى شیخ صدوق، همان، مجلس 28، ح2؛ بحارالأنوار، همان، ص156.

2. امالى شیخ صدوق، همان، مجلس 28، ح2؛ مناقب آل ابى طالب، همان، ج2، ص51.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

حضرت فاطمه علیهاالسلام شریك غم‎هاى پدر

حضرت فاطمه علیهاالسلام شریك غم‎هاى پدر

حضرت زهرا علیهاالسلام

رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در دوران حیات شریفشان رنج‎ها و آزار و اذیت‎هاى بسیارى را تحمل نمودند تا بتوانند نهال نوپاى اسلام را آبیارى نمایند و آن را به ثمر بنشانند. از آن حضرت نقل شده كه فرمودند: «ما أوُذِىَ نَبِىٌّ مِثْلَ ما أوُذِیْتُ(1)؛ هیچ پیامبرى به اندازه‏اى كه من اذیت شدم، اذیت نشد.» در چنین شرایطى و مخصوصا بعد از وفات خدیجه و ابوطالب علیهماالسلام كه سخت‏ترین دوران زندگى آن حضرت سپرى مى‏شد، فاطمه علیهاالسلام بهترین یار و حامى و شریك غم‎هاى پدر بود و حتى در هنگام جنگ‎ها ایشان را تنها نمى‏گذاشت.

مورخین نوشته‏اند كه وقتى در جنگ احد صورت نازنین رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مجروح و خون‎آلود شد و خبر آن به حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید، به همراه عده‏اى از بانوان به راه افتاد و خود را به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رساند، پس چون فاطمه علیهاالسلام مشاهده نمود كه خون بند نمى‏آید، در حالى كه او خون را شستشو مى‏داد و على علیه‏السلام به وسیله سپر آب بر روى آن مى‏ریخت، قطعه حصیرى را سوزاند تا تبدیل به خاكستر شد، سپس آن را بر زخم پدر ریخت و خون قطع شد.»(2)

همچنین نقل شده كه در جریان جنگ احزاب كه از پر رنج‏ترین غزوات اسلامى بود، فاطمه علیهاالسلام به كنار خندق آمد و براى پدر كه چند روزى گرسنه مانده بود، غذا آورد، و در جریان فتح مكه براى پدر خیمه زد و آب براى شستشو آماده نمود تا گرد و غبار از تن بشوید و لباس پاكیزه بپوشد و رهسپار مسجدالحرام شود.(3)

 

پی‎نوشت‎ها:

1. جواهر المطالب، باعونى، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ج2، ص360.

2. كشف الغمّه، همان، ج1، ص195؛ المغازى، واقدى (اهل سنّت) نشر دانش اسلامى، ج1، ص249؛ انساب الأشراف، بلاذرى، دارالفكر، ج1، ص396؛ الكامل فى التاریخ، ابن اثیر، دار احیاء التراث العربى، ج1، ص554.

3. زندگانى حضرت فاطمه زهرا، آیة اللّه‏ مكارم شیرازى، انتشارات طور، ص43.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

حضرت زهرا علیهاالسلام در فراق مادر

حضرت زهرا علیهاالسلام در فراق مادر

حضرت فاطمه علیهاالسلام

در سال نهم بعثت كه مسلمانان با موفقیت و سربلندى از شعب ابى طالب خارج شدند، امید آن بود كه از رنج‎ها و سختی‎هاى آنان كاسته شود، اما چیزى نگذشته بود كه در سال دهم بعثت فاطمه با مصائبى بزرگ مواجه شد؛ مرگ مادرش خدیجه و ابوطالب براى او آزمایش سختى بود اما او در مكتب پدر آموخته بود كه: «وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ الّذینَ إذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إنّا لله‏ِ و إنّا إلیهِ راجِعُونَ»(1)؛ «و به استقامت كنندگان بشارت ده؛ كسانى كه هر گاه مصیبتى به آنان رسد، مى‏گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏گردیم.»

در این هنگام فاطمه علیهاالسلام كه از فراق مادر مهربانش غمگین و افسرده است، باید جاى خالى او را نیز پر كند تا مبادا پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله احساس تنهایى كند، او دیگر دختر خانواده نیست؛ او جانشین ابوطالب، عبدالله‏ و خدیجه است. به همین دلیل بر طبق نقل مورخین شیعه و اهل سنت، او را «أمّ أبیها؛ مادر پدرش» نامیدند.(2)

از طرف دیگر چون وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام با وفات ابوطالب عموى پیامبر نزدیك بود، رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بزرگ‏ترین حامیان خود را از دست داد و این امر سبب شد كه قریش بر آزار و اذیت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بیافزایند، به حدّى كه در این دوران روزى فاطمه علیهاالسلام كه كودكى خردسال بود از شدّت اندوه، دشمنانِ پدر را نفرین مى‏كند. بخارى مى‏نویسد: در هنگامى كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در سجده بود و عده‏اى از قریش اطراف ایشان بودند، عقبة بن أبى معیط كه شكنبه شترى (یا گوسفندى) به همراه داشت آمد و آن را بر پشت پیامبر پاشید، آن حضرت سر از سجده برنداشتند تا این كه فاطمه علیهاالسلام آمد و آنها را از پشت آن حضرت برداشت و بر كسى كه چنین كارى كرده بود نفرین كرد.»(3)

 

پی‎نوشت‎ها:

1. بقره /155 ـ 156.

2. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص132؛ تهذیب الكمال، مزّى، مؤسسة الرسالة، ج35، ص247؛ تهذیب التهذیب، همان، ج12، ص391.

3. صحیح بخارى، همان، ج5، ص57.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی.

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

دوران تلخ كودكى حضرت زهرا علیهاالسلام

دوران تلخ كودكى حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت فاطمه علیهاالسلام در زمانى به دنیا آمد كه پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله دعوت خویش را علنى ساخته و تمام قبایل و ملل را به دین اسلام فراخوانده بود. قریش كه به دلیل تسلط بر مكّه و تجارت در این منطقه و حفاظت از نظام دینى جاهلى، سرورى عرب را به دست آورده بودند، موقعیت خویش را در خطر مى‏دیدند و به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏گفتند: بد یمن‏تر از تو براى قومش در میان عرب ندیدیم، تو جماعت ما را متفرق كرده، امور ما را در هم ریخته، از دین ما عیب‏جویى كرده و ما را در میان عرب مفتضح كرده‏اى.(1) از اینرو به جز اندكى از اصحاب و یاران، اكثر قبایل عرب با آن حضرت مخالفت و دشمنى مى‏كردند و حتى در پاره‏اى اوقات درصدد قتل ایشان بودند.

این وقایع گویاى این حقیقت بود كه حضرت فاطمه علیهاالسلام از همان ابتداى تولد روزگار سختى را در پیش‏رو خواهد داشت و رنج‎ها و محنت‎هاى بسیارى را متحمل خواهد شد. براى نمونه، هنوز دو سال از تولد ایشان نگذشته بود كه واقعه شعب ابى طالب به وقوع پیوست و قریش پیمانى بر ضدّ بنى هاشم منعقد كردند كه بر طبق آن كسى حق ازدواج و خرید و فروش و رابطه با آنان نداشت. مورخین عرب در مورد شعب مى‏نویسند: «قَطَعُوا عَنْهُمْ المادَّةَ والْمَیْرَةَ؛(2) راه ورود غذا و آب را به روى آنان بستند.» این امر سبب شد كه فرزندان آنان (از جمله فاطمه علیهاالسلام) به قدرى دچار سختى شوند كه صداى ناله آنها از بیرون شعب شنیده مى‏شد.(3) حضرت على علیه‏السلام در نامه‏اى به معاویه به وقایع تلخ شعب اشاره مى‏كند و مى‏فرماید: «وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ و فَعَلُوا بِنَا الأَفاعیلَ وَ مَنَعُونَا العَذْبَ و أحْلَسُونا الخَوْفَ واضطَرُّونا اِلى جَبَلٍ وَعْرٍ ... فَعَزَمَ الله‏ُ لَنا عَلَى الذَّبِّ عن حَوْزَتِهِ؛(4) [قریش] غم و اندوه را به [جان‎هاى] ما ریختند و هر چه مى‏توانستند [بدى] درباره ما انجام دادند و ما را از زندگانى خوش و راحت باز داشتند و ترس و خوف را با ما قرین گردانیدند و ما را به پناه بردنِ به كوه صعب العبور مجبور ساختند... ولى خداوند اراده نمود كه به وسیله ما شریعتش را نگهدارى كند.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. المصنف فى الأحادیث والآثار، ابن ابى شیبه، چاپ هند، ج14، ص296.

2. الطبقات الكبرى، همان، ج1، ص209.

3. همان.

4. نهج البلاغة، نامه9.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی .

 

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید!

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج مرتضي طاهري

دانلود  مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج  مرتضي طاهري  
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج سعيد حداديان

دانلود  مداحي ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج  سعيد حداديان 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج احمد واعظي

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج  احمد واعظي 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج حسن خلج

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج حسن خلج 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج محمود كريمي

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج محمود كريمي 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج محمد رضا طاهري

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج  محمد رضا طاهري 
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج سعيد حداديان

دانلود روضه ويژه فاطميه(شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ) از حاج سعيد حداديان
دانلود در ادامه مطلب
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دانلود سخنرانی مواعظ اخلاقي از آية الله مجتهدي تهراني (سخنراني)

دانلود سخنرانی  مواعظ اخلاقي از آية الله مجتهدي تهراني (سخنراني)

دانلود در ادامه مطلب

یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا  سلام الله علیها

دانلود در ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تصاویری زیبا ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

تصاویری زیبا ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

دانلود ادامه مطلب

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

زندگانى زهرا (ع) در خانه شوهر

زندگانى زهرا (ع) در خانه شوهر
«زشتى اين جهان را ديدى و خود را از دنيا بريد» (ابو نعيم اصفهانى) زندگانى زهرا (ع) در خانه شوهر نمونه است،چون سراسر زندگانى او نمونه است،چون خود او نمونه است،چون شوى او،پدر او و فرزندان او نمونه اند.نمونه مسلمان هايى آراسته بفضيلت و خوى انسانى.انسان هائى كه از ميان مردم،برمى خيزند،با مردم زندگى مى كنند،چون ديگر مردم راه مى روند،مى خورند،مى پوشند،اما از آن سوى اين غريزه ها سرشتى دارند،برتر از فرشته،سرشتى پيوسته بخدا.انسانهائى كه درد ديگران را دارند،يا درد مردم را مى دانند و مى كوشند تا با رفتار و كردار خود درمان بخش آنان باشند و اگر نتوانند در تحمل رنج و دشوارى با ايشان شريك شوند.و گاه درد مى كشند تا ديگران درمان يابند.چنين كسان طبيبان الهى و شاگردان حقند و بحق مصداق كامل اين بيت كه: كل يريد رجاله لحياته ا من يريد حياته لرجاله (1) برترى را در بزرگى روح مى دانند نه در پروردن تن و آنچه تن بدان نيازمند است،و اگر به تن زنده اند براى آنست كه زندگى درست را بديگران بياموزند.

بآنها مى گويند هنگامى كه با مردم زندگى مى كنى ديگر تو نيستى.اين مردمند كه بايد براى خدمت آنان زنده بمانى.در انسان دوستى تا آنجا پيش مى روند كه مى گويند چگونه سير بخوابم و در دور دست ترين نقطه ها انسانى گرسنه پهلو بر زمين نهد. (2) زهرا (ع) پرورده چنين مدرسه اى است.نو عروسى كه جهاز او بهاى يكى زره به قيمت چهار صد درهم و اثاث البيت وى چند كاسه و كوزه سفالين باشد،پيداست كه در خانه شوى چگونه بسر خواهد برد.

اكنون فاطمه (ع) آماده رفتن بخانه شوهر است.پدرش آخرين درس را بدو مى دهد.او پيش از اين،درسهائى نظير اين درس را آموخته است.اما درس هاى اخلاقى بايد پى در پى تكرار شود تا با تمرين عملى بصورت ملكه نفسانى در آيد هر چند او نيازى به تمرين ندارد،اما هر چه باشد انسان است،و با زنان خويشاوند و همسايه در ارتباط:

-دخترم به سخنان مردم گوش مده!مبادا نگران باشى كه شوهرت فقير است!فقر براى ديگران سرشكستگى دارد!براى پيغمبر و خاندان او مايه فخر است.

-دخترم پدرت اگر مى خواست مى توانست گنج هاى زمين را مالك شود.اما او خشنودى خدا را اختيار كرد!

دخترم اگر آنچه را پدرت مى داند مى دانستى دنيا در ديده ات زشت مينمود. (3) من در باره تو كوتاهى نكردم!ترا به بهترين فرد خاندان خود شوهر داده ام!شوهرت بزرگ دنيا و آخرتست (4) .

خدايا فاطمه از من است و من از اويم!خدايا او را از هر ناپاكى بركنار بدار!در پناه خدا!به خانه خود برويد.در بعض روايت ها چنين آمده است:

زنها براه مى افتند.اسماء دختر عميس مى ماند.

-تو كيستى؟چرا نرفتى؟ -من بايد نزد دخترت بمانم.چنين شبى دختر جوان بايد زنى را در دسترس خود داشته باشد.شايد بدو نيازى افتد.

قسمت اخير اين داستان را مؤلف كشف الغمه بهمين صورت آورده است.ابو نعيم اصفهانى نيز هنگام نوشتن شرح حال اسماء بنت عميس آنرا نوشته است چنانكه نوشتيم جعفر بن ابى طالب و زن او اسماء بنت عميس جزء نخستين دسته مهاجران حبشه اند (6) وى همراه شوهرش در سال هفتم هجرت هنگام فتح خيبر به مدينه بازگشت.هنگام بازگشت جعفر از حبشه پيغمبر (ص) فرمود بكدام يك از اين دو شادمان باشم «فتح خيبر يا بازگشت جعفر» (7) .

بنابر اين ممكن نيست بگوئيم اسماء شب عروسى فاطمه (ع) در مدينه بوده است.اگر روايت در اصل درست باشد و اگر روايت كنندگان در نوشتن نام دچار اشتباه نشده باشند،محتملا اين زن اسماء ذات النطاقين دختر ابو بكر و زن زبير بن عوام بوده است.شگفت اينست كه ابو نعيم خود نخست داستان هجرت اسماء را به حبشه و بازگشت او و مشاجره وى را با عمر بر سر اينكه مهاجران حبشه امتيازى بيش از مهاجران مدينه دارند،آورده و بلافاصله داستان گفتگوى او را با پيغمبر در شب عروسى فاطمه نوشته است (8) .

يكى از فاضلان معاصر كه كتابى بنام «فاطمه از گهواره تا گور» (9) نوشته و كتاب او سه سال پيش در بيروت بچاپ رسيده است،پس از آنكه با چنين مشكلات روبرو گرديده و پس از آنكه گفته هاى علماى پيشين را مبنى بر ناممكن بودن حضور اسماء بنت عميس در اين عروسى آورده است.گويد:

«راه حل معقول اينست كه بگوئيم اسماء همان اسماء بنت عميس است،لكن او پس از رفتن به حبشه چند بار به مكه آمده است.و چون مسافران بين اين دو نقطه بايد تنها عرض درياى سرخ را به پيمايند اين كار چندان مشكل نيست. (10) اين مؤلف بزرگوار يك نكته مهم را فراموش كرده است،و آن اينكه وقايع تاريخى تابع فرض و تصور ما نيست.اگر اصولى و يا فقيه هنگام تعارض اخبار تا آنجا كه ممكن باشد به جمع عرفى و يا جمع فقاهتى متوسل مى شود،بخاطر اين است كه مدلول روايت اثر عملى دارد،يعنى بيان كننده يكى از احكام پنجگانه تكليفى است و تا آنجا كه ممكن باشد فقيه نبايد دست از امارات بردارد.

اما چنين جمعى را در داستان هاى تاريخى نمى توان پذيرفت.و بر فرض كه بپذيريم لا اقل بايد سندى داشته باشيم كه اشاراتى و لو با جمال به رفت و آمد مكرر مهاجران مكه به حبشه داشته باشد.ما مى دانيم دسته اى از مهاجران حبشه پيش از هجرت،به مكه بازگشتند،و آن هنگامى بود كه شنيدند و يا پيش خود تصور كردند،مردم مكه از مخالفت خود با پيغمبر دست برداشته اند. ابن هشام نام يك يك اين مهاجران و تيره آنان را نوشته است.در هيچ سندى كوچكترين اشارتى به بازگشت جعفر بن ابى طالب و يا زن او اسماء بنت عميس نيست.

آنگاه اگر امروز مسافرت از حجاز به حبشه از راه پيمودن عرض درياى سرخ آسان باشد،دليل نمى شود كه هزار و چهار صد سال پيش هم چنين آسان بوده است.كسانى كه از بيم جان و يا آزار جسمانى به كشورى بيگانه پناه بردند مانند بازرگان يا سياحت پيشه اى نبودند كه پيوسته از نقطه اى به نقطه ديگر مى رود.

از اينها گذشته ما سندى از قرن دوم هجرى در دست داريم كه داستان هجرت اسماء بنت عميس را بتفصيل تمام نوشته است.اين سند كتاب نسب قريش نوشته ابو عبد الله مصعب بن عبد الله بن مصعب زبيرى است.كتاب مصعب جنبه تبليغاتى ندارد.گزارشى دقيق است كه از روى روايتهاى دست اول نوشته شده وى درباره اسماء چنين نويسد:

«چون جعفر بن ابى طالب به حبشه رفت زن خود اسماء بنت عميس را همراه خويش برد اسماء در حبشه،عبد الله،محمد و عون را براى او زاد.چند روز پس از زادن عبد الله براى نجاشى نيز فرزندى زاده شد،كس نزد جعفر فرستاد كه:

-پسرت را چه ناميده اند؟ -عبد الله!

نجاشى فرزند خود را عبد الله ناميد،و اسماء شير دادن او را بعهده گرفت و بدين جهت نزد نجاشى منزلتى يافت،چون جعفر با مسافران دو كشتى عازم بازگشت شد،اسماء دختر عميس و فرزندانش را كه در حبشه زاده بودند،با خود برداشت و به مدينه آمدند و در مدينه بودند تا آنكه جعفر به موته رفت و در آنجا شهيد شد. (11) اين سند ديرينه ترين و در عين حال روشن ترين ماخذ درباره اسماء بنت عميس است و ما مى دانيم جعفر بسال هفتم هجرت پس از فتح خيبر بمدينه آمد.

نيز داستان هجرت جعفر جزء دومين دسته مهاجران،در سيره ابن هشام (12) و انساب الاشراف بلاذرى آمده است.بلاذرى نويسد:

جعفر با زن خود اسماء بنت عميس جزء دومين دسته بود و در حبشه ماند،ابو طالب در زندگانى خود هزينه او را مى فرستاد.سپس با گروهى از مسلمانان پس از فتح خيبر بمدينه بازگشت. (13) پس رواياتى را كه حاضر بودن اسماء را در مكه بهنگام مرگ خديجه و يا بودن او را در مدينه بشب عروسى فاطمه (ع) متذكراند،بايد مبتنى بر تخليط حادثه ها با يكديگر و شبيه دانستن نام شخصى با ديگرى دانست.چنين اشتباهات در چنان گزارش ها فراوان ديده مى شود.

سه روز پس از عروسى بديدن دخترش مى رود.درباره زن و شوهر دعا مى كند.ديگر بار فضيلت هاى على (ع) را بر مى شمارد و بخانه بر مى گردد.اما چنان مى نمايد كه دورى دختر را، حتى در اين مسافت كوتاه نمى تواند تحمل كند.سالهاست فاطمه شب و روز در كنارش بوده است.او علاوه بر آنكه دخترش بود،ياد خديجه را براى او زنده نگاه ميداشت.«چه كسى جاى خديجه را مى گيرد؟!روزيكه مردم مرا دروغ گو خواندند مرا راستگو دانست.و هنگامى كه همه مرا رها كردند دين خدا را با ايمان و مال خود يارى كرد» (14) مى خواست يادگار خديجه پيوسته در كنارش باشد،اما او اكنون همسر على است و بايد در خانه او بماند.اگر حجره اى نزديك خانه خود براى آنان آماده كند خاطرش آسوده خواهد بود،اما ممكن است مسلمانان مدينه در زحمت بيفتند،سرانجام خواست عروس و داماد را در حجره خود جاى دهد.ولى اين كارى دشوار است چه هم اكنون در خانه او دو زن (سوده و عايشه) بسر مى برند.حارثة بن نعمان آگاه مى شود و نزد پيغمبر مى آيد:

-خانه هاى من همه بتو نزديك است خود و هر چه دارم از آن توست.بخدا دوست تر دارم كه مالم را بگيرى تا آنرا در دست من باقى بگذارى.

-خدا تو را پاداش بدهد.

از اين روز فاطمه و على به يكى از خانه هاى حارثه منتقل ميشوند. (15) سالهاى دوم هجرت و اند سال پس از آن براى پيغمبر و مسلمانان،سالهاى سختى بود چه از جهت اوضاع سياسى و چه از جهت شرائط اجتماعى و اقتصادى.روزى كه پيمان مدينه بسته شد (16) ،يهوديان با آنكه از حقوق سياسى و اجتماعى برخوردار بودند،بعللى كه اين كتاب تاب تفصيل آنرا ندارد، (17) دشمنى خود را با پيغمبر آغاز كردند و تا آنجا پيش رفتند كه به حكم قرآن مسلمانان به يكباره رابطه خود را با آنان بريدند.تغيير قبله از مسجد اقصى به خانه كعبه كينه آنانرا با پيغمبر بيشتر كرد.دسته ديگرى نيز در يثرب بسر مى بردند كه زير پوشش مسلمانى بزيان مسلمانان كار ميكردند.

سركرده آنان عبد الله بن ابى بن ابى سلول بود.اين عبد الله پيش از رسيدن پيغمبر به مدينه سوداى حكومت شهر را در سر داشت و مقدمات رياست او را نيز آماده كرده بودند ليكن هجرت پيغمبر از مكه بدانجا او را از اين بزرگى محروم ساخت.

عبد الله و كسان او بظاهر مسلمان شدند و جانب پيغمبر را گرفتند،ليكن دل آنان با او نبود. بخصوص شخص عبد الله كه هر گاه فرصتى دست مى داد ضربتى كارى باسلام و مسلمانان مى زد،چنانكه با عقب نشينى در جنگ احد عامل شكست مسلمانان گشت.حادثه رجيع و بئر معونه (18) را نيز كه در آن بيش از چهل تن از زبده مسلمانان به شهادت رسيدند،زبان دشمنان را دراز ساخت.و قبيله هاى دنيا طلب خود را بدشمنان اسلام بستند.

شرايط اقتصادى نيز دشوار بود،مسلمانان مدينه و انصار تا آنجا كه مى توانستند از همراهى با مهاجران دريغ نمى كردند،بلكه با همه تنگدستى آنانرا بر خود مقدم ميداشتند.اما مگر توان مالى مشتى كشاورز و كاسب خرده پا چه اندازه است؟غنيمت هاى جنگى هم رقمى نبود كه نياز نو مسلمانان را بر طرف كند و محمد (ص) كه هدايت و رياست اين مردم را بعهده داشت، آنانرا بر خود و خويشاوندان و بستگان خود مقدم مى داشت.اگر گشايشى در كار پيدا مى شد حق مستمندان مهاجر و انصار بود .اين درس را قرآن بدو و خاندانش آموخته است.اگر خدا را دوست مى دارند بايد لقمه را از گلوى خود ببرند و به گدايان،يتيمان و اسيران بخورانند بى آنكه بر آنان منتى نهند.و بدانند كه اين لقمه حق آن مستمندان است.حقى كه خدا براى آنان معين فرموده در مقابل پرداخت اين حق نبايد چشم پاداش و يا سپاس داشته باشند.پاداش اين كار نيك را در جهان ديگر خواهند گرفت.روزيكه همه چهره ها ترش و در هم رفته است، چهره آنان شاداب و لبهاى ايشان خندان خواهد بود. (19) مسلم است كه على پسر عموى پيغمبر و فاطمه دختر او در انجام دادن اين فرمان سزاوارتر از ديگران بودند.اين آيه ها در خانه آنان و بر آنان نازل شده است.در اجراى همين دستور اخلاقى بود كه اين زن و شوهر بيش از توان انسان معمولى بر خود سخت گرفتند.چهل سال پس از اين تاريخ هنگامى كه على ديده از اين جهان پر رنج فرو بست و بجوار رحمت پروردگار رفت،با آنكه پنجسال آخر زندگانى را در حكومت بر جهان اسلام بسر برده بود،فرزندش حسن (ع) در نخستين خطبه خود او را چنين ستود:

«مردم!دوش مردى بجوار خدا رفت كه از پيشينيان كسى بر او سبقت نگرفت و از پسينيان كسى بپاى او نخواهد رسيد.چون پيغمبر او را به ماموريتى مى فرستاد جبرئيل از سوى راست و ميكائيل از سوى چپ او را نگهبان بودند تا پيروز برگردد.آنچه از او بجا مانده هفتصد درم است »اين سند نوشته ابن سعد در كتاب الطبقات الكبرى و از قديم ترين اسناد تاريخى و مورد استناد همه تاريخ نويسان است.

ابن عبد ربه اندلسى كه در آغاز سده چهارم مرده و كتاب او در پايان سده سوم نوشته شده، مانده از او را سيصد درهم نوشته است (21) .

بسيار بى انصافى است كه كسى بگمان خود و يا براى گمراه ساختن مردمان ناآگاه،كتابى بنويسد و بخواهد اسلام را از ديدگاه فلسفه بشناساند آنگاه باتكاء ترجمه اى غلط از ماخذى متاخر و چند قرن پس از ابن سعد و ابن عبد ربه،على را سرمايه دار زمان خود معرفى كند.

اين بى انصافان كه براهنمائى انديشه كوتاه بين مى خواهند هر حادثه اى را با تاويل هاى نادرست و دور از ذهن و منطق علمى،بر دريافت هاى غلط خويش منطبق سازند،اين رنج مختصر را هم بر خود هموار نمى كنند كه نخست همه اسناد را بررسى نمايند آنگاه آنرا طبقه بندى كنند و سپس با روشى كه همه تاريخ نويسان بدان آشنا هستند درست را از نادرست جدا سازند.نمى توانند يا نمى خواهند خدا مى داند «و من يضلل الله فماله من هاد» (22) .

 

--------------------------------------------------------------------------------

1.همگان ديگر كسان را براى خود مى خواهند جز تو كه خود را براى ديگر كسان مى خواهى. (متنبى.ديوان ص 190 ج 3) .

2.نگاه كنيد به نامه امير المؤمنين على عليه السلام به عثمان بن حنيف (نهج البلاغه ص 50 ج 4) .

3.كشف الغمة ج 1 ص 363.

4.همان كتاب 351.

5.حلية الاولياء ج 2 ص 75.

6.رك.ابن هشام ج 1 ص 345 و ابن سعد ج 8 ص 205.

7.ابن هشام ج 3 ص 414.

8.حلية الاولياء ج 2 ص 74-75.

9.فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد.

10.ج 2 ص 204.

11.نسب قريش ص 81.

12.ج 1 ص 345.

13.ص 198.

14.بحار ج 43 ص 131 و رك ص 21 اين كتاب.

15.ابن سعد،طبقات ج 8 ص 14 و رجوع شود به الاصابة ج 8 ص 158 بخش يك و الاخبار الموفقيات ص 376.

16.رجوع كنيد به تحليلى از تاريخ اسلام،از نويسنده.ص 39-53.

17.رجوع شود به تحليلى از تاريخ اسلام نوشته مؤلف ص 55.

18.خلاصه حادثه رجيع اينكه نمايندگانى از طائفه كنانه نزد پيغمبر آمدند،و از او خواستند، كسانى را به قبيله آنان بفرستد تا احكام اسلام را بديشان بياموزند پيغمبر شش تن از مسلمانان را همراه آنان كرد،ولى آنان در موضعى بنام رجيع بر اين شش تن حمله بردند،چهار تن را كشتند و دو تن ديگر را به مشركان مكه تسليم كردند و آن دو تن در آنجا بكين كشتگان قريش در بدر كشته شدند در حادثه بئر معونه سى و هشت تن نمايندگان پيغمبر به شهادت رسيدند.

19.سورده دهر آيات 8-11.

20.الطبقات ج 3 ص 26.

21.العقد الفريد ج 5 ص 103.

22.الرعد:33.

زائربقيع سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 نظر بدهید!