تبليغاتX
كريم اهل بيت

hassanmojtaba

زائربقيع

hassanmojtaba

http://hassanmojtaba.blogfa.com

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

كريم اهل بيت

اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

كريم اهل بيت

کاربر مهمان، خوش آمديد! امروز
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات
قران کریم
پیامبر اکرم (ص)
علی ابن ابی طالب
حضرت زهرا ع(س)
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب س
حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر ع
حضرت ابوالفضل ع حضرت رقیه س
امام سجاد ع
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسی کاظم ع
حضرت معصومه س
امام رضا علیه السلام
امام محمد تقی ع
امام علی النقی ع
امام حسن عسکری ع
امام زمان ع
سخنرانی مذهبی
دانلود مداحی سید جواد ذاکر
دانلود مداحی مرحوم اغاسی
دانلود مداحی محمود کریمی
دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی مهدی مختاری مهدی اکبری
دانلود مداحی عبدالرضا هلالی
دانلود مداحی سعید حدادیان
دانلود مداحی حاج منصور ارضی
دانلود مداحی مهدی سلحشور احمد واعظی
حج
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
ادعیه و زیارات
دانلود مداحی سید مهدی میرداماد سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی حاج حسن خلج
کتاب الکترونیک مذهبی و اموزشی
نرم افزارهای اسلامی موبایل
مجموعه سخنرانی استاد انصاریان
مجموعه سخنرانی از استاد توکل
مجموعه سخنرانی از حجت الاسلام رفیعی
مجموعه سخنرانی از استاد شهید مطهری
سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی
مجموعه سخنرانی از حاج آقای پناهیان
عکس هایو بگراندهای مذهبی
دانلود مداحی حسين سيب سرخي
دانلود مداحی جواد مقدم
تم های مذهبی موبایل
عید غدیر خم
مجموعه مداحی از حاج صادق آهنگران
مجموعه مداحی از حاج غلام کویتی پور و فخری
مجموعه سخنرانی از استاد فاطمی نیا
مجموعه سخنرانی از آیت الله مصباح یزدی
شهدا و جبهه وجنگ
ویژه نامه دهه فجر
مجموعه سخنرانی از حاج آقای فرحزاد
مجموعه سخنرانی از حاج آقای هاشمی نژاد
مجموعه سخنرانی از مرحوم فلسفی
صهیونیزم، اسرائیل و قدس
بهائیت
ظهور و نشانه‌ها
تكليف منتظران
انتظار
فرقه‌هاي انحرافي- مهدویت و فرقه ها
مجموعه سخنرانی از مرحوم کافی
مجموعه خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری
مجموعه سخنرانی از استاد قرائتی
مجموعه سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره)
مجموعه صوتی ستاره درخشان، سرودهای زیبا در مدح امام
ماه مبارک رمضان
نوای جبهه
کلیپ ونوا ونما از جنگ
مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت
سی دی تصویری نور احکام
مجموعه سخنرانی از حاج آقا دانشمند
دانلود قران کریم
دانلود مداحی نزار قطری
دانلود مداحی ملاباسم
انتخابات
حقیقت پنهان





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

امام حسن مجتبی علیه السلام

خداوندماه رمضان را میدان مسابقه برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند./.

اعمال ماه مبارک رمضان

دعاهای ماه مبارک رمضان

مناجات حاج منصور ارضی در ماه مبارک رمضان

مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه مبارک رمضان

امجموعه کامل نرم افزارهای اسلامی ویژه گوشی های جاوادار

اسكرین سرور ویژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه ویژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه متحرك ویژه ماه مبارك رمضان

روایاتی در باب گناه و بندگی - طاهری سال 86

روایت امید به رحمت به خدا و گناه و بندگی حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج محمد طاهری

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج منصور ارضی

ادعیه ماه مبارک رمضان

شرح ادعیه روزهای ماه رمضان آیة الله مجتهدی

سخنرانی استاد رضا الهی - تفسیر سوره زلزال86

سخنرانی استاد رضا الهی - محتوای قرآن كریم - دهه دوم ماه رمضان سال 86

سخنرانی ایت الله مجتهدی در باب ماه مبارک رمضان

یا حق کریم اهل بیت پشت وپناه تون

زائربقيع شنبه سی و یکم مرداد 1388 نظر بدهید!

خداحافظ ، ماه نفس های مسیحایی

خداحافظ ، ماه نفس های مسیحایی

اکنون باغ بهارزده ، باغ جان گرفته از نفسهای مسیحایی بهار دلها رمضان پربرکت خدا، آسمان را می نگرد که گاه به رگباری کوتاه از ابرهای رحمتی که به دست نسیم از راه می رسند ، اشک در آیینه چشمانش جوانه می زند.

اکنون بهار حیات آخرین رمضان ، آخرین نوازش ها را بر سر باغ می کشد. آخرین نفسهای مسیحایی را در او می دمد. دیری نخواهد پایید که وقت خداحافظی فرا رسد، شاید هم اکنون فرارسیده است و همین بغضی بر گلوی باغ می نشاند، دل آسمان می گیرد و باران اشک می بارد و از گوشه چشم برگها و شاخه ها جاری می شود. یاد اعجاز سبز بهار رمضان ، دل باغ را به وجد می آورد ، جهان نشاط می گیرد ، آسمان به قرار می رسد و خورشید گیسوان طلایی اش را بر شانه های باغ می افشاند. اینک صدای رودخانه که با دهانی کف آلود به مستی آواز سر داده و سرودخوانان می گذرد ، در فضا طنین انداز است.

جویبار با چراغهای حباب بر سر می رود که به رودخانه بپیوندد. به رودخانه که یاهوکشان سرود سر داده است : «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش» اکنون آخرین روز بهار رمضان است و یاد خداحافظی ، دلهایمان را بی قرارانه در قفسه تنگ سینه هایمان به تپش درآورده است.


امشب آخرین یشتها ، گاثه ها ، سفرها ، سوره ها ، دعا ، کلمات مقدس ، نیایش ها و غزلها در اشتیاق دریا خوانده خواهد شد. امشب دل بی قرارمان یک بار دیگر اشک خواهد بارید و از آن حضور بیکران برای یک مهمانی دیگر وعده خواهد گرفت ؛ وعده ای سبز ، برای ضیافت بهشتی ، ضیافت دوست.

سحر فردا یکی یکی از خانه ها بیرون خواهیم زد ، روزه داران چون دانه دانه دانه های زلال باران ، در کوچه ها به هم خواهند رسید. در خیابان های شهر جاری خواهند شد و در میدان بزرگ مصلا ، در فضایی به وسعت فطرت و آفرینش ، بازگشت به سرشت نخستین را، در خیزابه ای بلندقامت خواهند بست و وصال آن یگانه اقیانوس بیکران را شراب تکبیر سر خواهند کشید. خدایا! فطر از فطرت است و فطرت ما را به اولین روز آفرینش برمی گرداند. آنگاه که جبریل را فرستادی ، تا از خاک زمین مشتی برگیرد و تو خمیره آدم را در بین طائف و مکه به 40 روز سرشتی ،

آفریدگارا تو مرا آفریدی تا نامهای تو را یاد بگیرم ، و تو را به هزار و یک نام مقدس فرابخوانم و با یاد و نام تو صدای عاشق تو را جاودان بر گنبد گیتی مکرر بدارم.
خدایا ، مهربانا ، پروردگارا ، دوستا و آفریدگارا! نیک می دانستی که از خاک بودنم مرا از پرواز باز خواهد داشت و از آنجا که دوستم داشتی ، رهایم نکردی.

بهار رمضان را در چرخش ایام بر سر راهم قرار دادی ، تا سر و تن ، دل و جان ، و خویشتن خویش را در بارش باران های رحمت تو ، باران های رحمت رمضانی ات ، از هرچه آلودگی و سنگینی و گردوغبار ، بشویم و پاک کنم.

تو مرا به مهمانی ات فراخواندی ، تا در برابر نگاهت ، در حضور باشکوه و مهربانت ، در بارگاه معنوی ضیافت نورانی ات ، دوباره به یاد فطرتم ، خود خود خودم بیفتم ، از وابستگی ها ، دلبستگی ها ، شبکه رکودآور روزمرگی ها ، بگذرم و روح تنها و دل مظلومم را ، در آن اعماق در آن انتها بیایم و در آن سویدای دلم ، با فطرت نخستینم ، با آینه ای که در برابر خوبی ها و پاکی ها و خودت داشتم ، به نماز فطر تو بیایم.

خداحافظ ای ماه زلال بارانی ، ای ماه نسیم های بهشتی ، خداحافظ ای ماه کوزه های کوثری ، ای ماه زمزمه های حیدری ، خداحافظ ای ماه طلوع ، اشراق ، نور و رهایی ! تو امروز می روی اما بدان دل به فطرت رسیده من ، تا حضور دوباره تو اشتیاق سبزش را به ذکر و تسبیح به شکوفه خواهد نشاند.
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

کلید بازگشت

کلید بازگشت

 عید

خداوندا! امروز، روز عید فطر است. روز بازگشت به سوی تو. در این ماه به من نعمت های فراوانی دادی. کمکم کردی تا بیشتر به تو نزدیکتر شوم. ولی چه کنم؟ روز های دیگر می آیند و این حالات از من دور می شوند. چشمانم! همان چشمانی که در شبهای قدر برای تو می گریستند، به خطا می روند. دست هایم، زبانم، همه وجودم، احساس می کنم که نزدیکی به تو را از دست می د هند. می دانم که این تغییرات به خاطر اعمال خود من است. شرمنده ام، ولی چه کنم؟

این حرف دل بسیاری از ما در روز عید فطر است. ولی به راستی چگونه می توانیم از این نزدیکی با خدا پاسداری کنیم؟

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

روز پاداش

روز پاداش

فطر

روز عید فطری، امام حسن مجتبی علیه السلام مردی را سرگرم بازی و خنده دیدند، به اصحاب خویش روی کرده، فرمودند:

"خداوند ماه مبارک رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت بپردازند. در این مسابقه گروهی پیشی گرفتند، برنده شدند و رستگار گشتند، و گروهی پس افتادند، باختند و جز خسارت حاصلی نبردند. پس شگفتا! شگفت از کسانی که در چنین روزی – که نیکوکاران و بلندهمتان پاداش و جایزه می‌گیرند و مقصران و سست همتان خسران می‌بینند – چنین به خنده و بازی سرگرم باشد."

یکی از اعمال روز عید فطر، نماز عید است. هر چند نماز نشان از بخشش و بزرگواری خداوند است، اما این نیز هست که هر نمازی افزون بر اینکه راه باریابی بسوی خداست، ویژگی دیگری نیز دارد. پاره ای از نمازها شیوه و زمینه ای برای دستیابی به کارسازیها و بخششها و هدیه‌های ویژه او نیز هستند.

نمازگزار با بجا آوردن آنها، هم برآمدن نیازهای خویش را از او می‌خواهد و هم به بخششها و هدیه‌های ویژه او دست می‌یابد، و نماز عید از این نمازهاست.
در چنین روزی و چنین جایگاهی، به حکم اندیشه و ادب، بنده باید بسی بیش از آنکه از نومیدی و تهیدستی بیم داشته باشد، به بخشش و بخشایش خدا و فیض و فضل او امیدوار باشد و اگر چه خود روسیاه و بی‌آبرو باشد، روسپیدی و آبرومندی پاکان و امامان و پیامبران را شفیع قرار دهد که خداوند در این روز، بنده ای را که بدو رو کند بی‌بهره نمی‌گذارد.

پس با امیدواری و شرمساری چشم به کرم خدا دوزد و به نماز ایستد و آداب و آیین نماز را هر چه بیشتر پاس دارد.

 

--------------------------------------------------------------------------------


آیةالله میرزا جواد ملکی تبریریزی، کتاب المراقبات،بااندکی تصرف

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

روز پاداش

روز پاداش

فطر

روز عید فطری، امام حسن مجتبی علیه السلام مردی را سرگرم بازی و خنده دیدند، به اصحاب خویش روی کرده، فرمودند:

"خداوند ماه مبارک رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت بپردازند. در این مسابقه گروهی پیشی گرفتند، برنده شدند و رستگار گشتند، و گروهی پس افتادند، باختند و جز خسارت حاصلی نبردند. پس شگفتا! شگفت از کسانی که در چنین روزی – که نیکوکاران و بلندهمتان پاداش و جایزه می‌گیرند و مقصران و سست همتان خسران می‌بینند – چنین به خنده و بازی سرگرم باشد."

یکی از اعمال روز عید فطر، نماز عید است. هر چند نماز نشان از بخشش و بزرگواری خداوند است، اما این نیز هست که هر نمازی افزون بر اینکه راه باریابی بسوی خداست، ویژگی دیگری نیز دارد. پاره ای از نمازها شیوه و زمینه ای برای دستیابی به کارسازیها و بخششها و هدیه‌های ویژه او نیز هستند.

نمازگزار با بجا آوردن آنها، هم برآمدن نیازهای خویش را از او می‌خواهد و هم به بخششها و هدیه‌های ویژه او دست می‌یابد، و نماز عید از این نمازهاست.
در چنین روزی و چنین جایگاهی، به حکم اندیشه و ادب، بنده باید بسی بیش از آنکه از نومیدی و تهیدستی بیم داشته باشد، به بخشش و بخشایش خدا و فیض و فضل او امیدوار باشد و اگر چه خود روسیاه و بی‌آبرو باشد، روسپیدی و آبرومندی پاکان و امامان و پیامبران را شفیع قرار دهد که خداوند در این روز، بنده ای را که بدو رو کند بی‌بهره نمی‌گذارد.

پس با امیدواری و شرمساری چشم به کرم خدا دوزد و به نماز ایستد و آداب و آیین نماز را هر چه بیشتر پاس دارد.

 

--------------------------------------------------------------------------------


آیةالله میرزا جواد ملکی تبریریزی، کتاب المراقبات،بااندکی تصرف

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

اسكرين سرور ويژه عيد سعيد فطر

اسكرين سرور ويژه عيد سعيد فطر
دانلود درادامه مطلب
ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تصاوير ويژه عيد سعيد فطر

دانلود ادامه مطلب

ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نغمه شادی ویژه عید سعید فطر

نغمه شادی ویژه عید سعید فطر

دانلود در ادامه مطلب

يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

صد شكر كه این آمد و صد حیف كه آن رفت

صد شكر كه این آمد و صد حیف كه آن رفت


     در معارف اسلامی هر روزی كه در آن گناه صورت نگیرد عید است; امام صادق علیه السلام می فرماید: "كل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید". هر روزی كه در آن گناه نشود آن روز برای انسان عید است " اما در طول سال چند عید وجود دارد كه از ویژگی خاصی برخوردارند مهمترین آنها عید فطر و عید قربان است این دو عید آثار و بركات زیادی دارد به ویژه برای كسانی كه یك ماه روزه گرفته و به عبادت پرداخته اند و نیز كسانی كه عید قربان توفیق حظور در خانه خدا را داشته اند. روز ولادت پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام نیز از عیدهای اسلامی به شمار می آید.

با استفاده از بیانات عارف كامل و عالم عامل میرزا جواد ملكی تبریزی در كتاب ارزشمند"المراقبات" پیرامون عید فطر سخن می گوئیم. بحث در این باره را در چند محور پی  می گیریم:

 

    1- عید چیست و چه روزی است؟
     ایشان در این باره چنین می گوید:

     "عید روزی است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته است و آنان را اجازه داده است تا در این روز در حضرت او گرد آیند، بر خان كرم او بنشینند، ادب بندگی یه جای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند … "(1)


     2- عید و انواع روزه داران
     آن بزرگوار روزه داران در ماه مبارك رمضان را پنج گروه می داند كه به تبع آن كسانی را كه در روز عید گرد می آیند نیز به پنج گروه تقسیم كرده است:

     "ماه رمضان میدان مسابقه‌ای است كه خداوند برای بندگانش فراهم كرده تا در آن به مسابقه عبودیت و بندگی پردازند و در روز عید برای دریافت جایزه و پاداش نزد او گرد آیند و همانگونه كه در پایان هر مسابقه ای شركت كنندگان در چند گروه جای می گیرند روزه دارانی كه در روز عید گرد می آیند نیز چند گروهند:

     1- گروهی كه روزه را تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن می دانسته و به همین بسنده می كرده اند و آن را خدمت و طاعت و بلكه منت می پنداشته اند و با دروغ و یاوه و تهمت و … روزه خویش می شكسته اند. چون روزه این گروه مورد پسند خدا نیست; از این رو اینان را از عید بهره چندانی نیست، مگر اینكه از روی حسن ظن به رحمت خدا عید گیرند كه در این صورت بعید نیست كه خداوند به هنگام بخشش جایزه ها آنان را نیز زیر پوشش كرم خویش جای دهد.

     2- گروهی كه دریافته بودند كه روزه چون دیگر تكالیف منتی است كه خداوند بر بندگان خود نهاده است و دانسته بودند كه روزه آنگاه روزه است كه افزون بر پرهیز از خوردن و آشامیدن با پرهیز از گناه و ناروایی نیز همراه باشد با این همه گاهی اعضای خویش را پاس نداشته و با ترس و امید و خوف و رجا برخی از نارواها را انجام داده اند و مستحبات را نیز گاه كه نشاطی داشته اند به جای آورده اند و هر گاه نشاطی نداشته اند رها ساخته اند.

 برای اینكه در روز عید به ثواب و جزای اعمال ماه مبارك رمضان نائل آییم لازم است در شب عید اعمالی را انجام دهیم تا مورد لطف خداوند در روز عید قرار بگیریم

     اینان با حالتی آمیخته از خوف و خجالت و امید در عید گرد آمده اند. اینانند كه خداوند به بخشش و بخشایش و تبدیل سیئات به حسنات بشارتشان داده و بر عبادت و طاعتشان بیش از آنچه چشم دارند; ثواب و جایزه خواهد داد.

     3- گروهی كه روزه گرفته اند اما از سر عادت و از روی غفلت و در ماه رمضان نیز چون دیگر ماهها از غفلت و معصیت پرهیز نداشته اند و همان گونه كه روزه شان از روی عادت بوده از روی عادت برای عید نیز آمده اند. كار اینان را باید به خدا وانهاد. شاید به دلیل حضورشان در عید و یا به طفیل اعمال نیك و ارجمند دیگر، خدای بر آنان رحمت آرد و از بخشش و بخشایش خویش بی بهره شان نسازد و شاید بدكاریشان آنها را از رحمت خدا دور دارد و خسران و زیان نصیبشان شود.

     4- گروهی كه فرمان خدا به روزه و عبادت را با گوش جان شنیده اند و برای انجام درست و شایسته آن تمام تلاش خویش را به كار گرفته اند و تنها به انجام پاره ای از عبادات و اعمال ماه خشنود نشده اند و برای دستیابی به همه آنها از هیچ كوششی دریغ نكرده اند با این همه این ترس و نگرانی را داشته اند كه مبادا در ادای وظیفه شكر، كوتاهی كرده باشند.

     اینان آنانند كه خداوند عبادت و عملشان را می پذیرد; تلاش و كوشششان را ارج می نهد; با انواع كرامات و عنایات پاداششان می دهد و با افزون سازی هدیه ها و بخشش ها گرامی شان     می دارد.

     5- گروهی كه لذت دعوت خدا چنان سرمستشان ساخت كه رنج گرسنگی و بیداری را از یاد بردند و ندای خدای را عاشقانه و مستانه پذیرا شدند و دعوت او را از روی شوق و شكر و از ژرفای جان و دل پاسخ دادند، با ایثارگری و جانبازی حجابها از میان برداشتند، با نزدیكی به خدا به مراد خویش رسیدند و خود را در خدا فانی كردند. اینانند كه خداوند به زیبایی و زیبندگی می پذیردشان به خویش نزدیك نزدیك می سازد و از جام وصال می نوشاندشان" (2)

 

     3- برخی اعمال شب عید فطر
     برای اینكه در روز عید به ثواب و جزای اعمال ماه مبارك رمضان نائل آییم لازم است در شب عید اعمالی را انجام دهیم تا مورد لطف خداوند در روز عید قرار بگیریم. عبادت شب عید بس ارجمند و از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا علاوه بر اینكه امام سجاد علیه السلام آن را هم‌سنگ شب قدر دانسته زمان پایان كار و شب مزد نیز می‌باشد.

 

     اعمال شب عید:

     1- غسل كردن به هنگام غروب

     2- استهلال (دیدن ماه) و خواندن دعای ویژه ای كه در این باره در صحیفه سجادیه آمده است.

     3- توسل به خفیر و صاحب معصوم شب.

     مهمترین عمل در این شب این است كه به خفیران و صاحبان معصوم شب پناه بریم و با اصرار از آنان بخواهیم تا اعمال ماه ما را نیكو سازند و از عیب و آفت بپیرایند و از خدا به شفاعت بخواهند تا ماه رمضان آینده و بلكه تا پایان عمر به خیر و صلاح، توفیق و یاریمان دهند.

     4- احیا و شب زنده داری این شب با به جای آوردن عبادت قلبی و بدنی

     5- كنار نهادن زكات فطر كه به گواهی روایات مكمل روزه است و روزه بدون آن پذیرفته   نمی شود و نسبت آن به روزه مانند نسبت صلوات به نماز است وهمانگونه كه نماز بی صلوات بر محمد و آل محمد پذیرفته و درست نیست، روزه نیز بی زكات فطره پذیرفته و درست نیست.

امام صادق علیه السلام می فرماید: "كل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید". هر روزی كه در آن گناه نشود آن روز برای انسان عید است

     6- زیارت امام حسین علیه السلام كه از مهمترین اعمال این شب است.(3)

     4- برخی اعمال و وظایف روز عید

     1- توسل به صاحبان معصوم روز.

     2- غسل كردن به هنگام فجر

     3- به قصد اطاعت خدا كه روزه این روز را حرام نموده با یكی دو خرما افطار كند و خویش را برای رفتن به نماز عید و حضور در محضر خدا آماده سازد و به هنگام رفتن دعاهای ویژه را بخواند كه در آنها از امام زمان (عج) و توسل و توجه به ایشان یاد شده است. به مضمون دعاها نیز بیندیشد كه رفتن به نماز را رفتن به حضور خدا شمرده اند". (4)

     5- آداب و ویژگی های نماز عید

     آن عارف بزرگوار درباره نماز عید چنین بیان می كند:

     "بجاست كه نماز عید را نه زیر سقف كه زیر آسمان و نه روی فرش كه روی خاك به جای آوریم از "زیر آسمان رفتن" زیر سایه خدا رفتن را قصد كنیم و "از فرش به خاك رفتن" را نماد از تكبر به تواضع رفتن و از خودبینی و خودپرستی به بی خودی و فنا رسیدن بشماریم; تا با این   شیوه ها نماز با توجه و تمركز بیشتری همراه گردد. آنگاه با حالتی از بیم و امید و خوف و رجا بایستیم و تكبیر نماز گوئیم و چون در نماز عید بیش از هر نماز دیگری به تكبیر توجه شده است; بكوشیم تا تكبیرمان هر چه بیشتر از روی زنده دلی و آگاهی و از سر صدق و هوشیاری باشد و از دلمردگی و غفلت زدگی بپرهیزیم. مبادا سخن امام صادق علیه السلام درباره مان راست آید آنجا كه فرمود: "چون بنده ای به زبان تكبیر گوید و خدا بداند دلش زبانش را گواهی نمی كند و بر سر او فریاد  می كشد: دروغگو! مرا گول می زنی؟ به عزت و جلالم سوگند تو را از شیرینی یادم و از سرور مناجاتم بی بهره می سازم واز قرب و وصالم دور می دارم" (5)

     این بحث را با ذكر روایتی به پایان می بریم:

     "روز عیدی حضرت مجتبی علیه السلام مردی را سرگرم بازی و خنده دید به اصحاب خویش روی كرد و فرمود: خداوند ماه رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت پردازند در این مسابقه گروهی پیشی گرفتند، برنده شدند و رستگار گشتند و گروهی پس افتادند باختند و جز خسارت حاصلی نبردند. پس شگفتا شگفت از كسانی كه در چنین روزی – روزی كه نیكوكاران و بلند همتان پاداش و جایزه می گیرند و مقصران و سست همتان خسران می بینند – چنین به خنده و بازی سرگرمند"(6)

 

پی نوشت ها:

 

1- سلوك عارفان ترجمه المراقبات فی اعمال السنه ص 273

2- همان مدرك ص 274 با تلخیص

3- همان مدرك ص 277 با تلخیص

4- همان مدرك ص 280 با تلخیص

5- سلوك عارفان ترجمه المراقبات فی اعمال السنه ص 301 با تلخیص

6- همان مدرك ص 273

رضا باقی زاده پلامی

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

مفهوم عید در فرهنگ اسلامى

مفهوم عید در فرهنگ اسلامى


واژه عید در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است. معانى مختلفى براى آن ذكر كرده‏اند، از جمله: «خوى گرفته‏»، «هر چه باز آید از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و مانند آن‏»، «روز فراهم آمدن قوم‏»، «هر روز كه در آن، انجمن یا تذكار فضیلت مند یا حادثه بزرگى باشد»، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوینى باز آرد. (1)

ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخى بر آن هستند كه اصل واژه عید از «عادة‏» است، زیرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت كرده‏اند. (2)

چنانكه گفته شده است: القلب یعتاده من حبها عید.

و نیز یزید بن حكم ثقفى در ستایش سلیمان بن عبد الملك گفته است:

امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا یعتاده عیدا (3)

به گفته ازهرى: عید در نزد عرب، زمانى است كه در آن شادى‏ها و یا اندوه‏ها، باز مى‏گردد و تكرار مى‏شود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادى‏ها دانسته است. (4)

واژه عید تنها یك بار در قرآن به كار رفته است:

اللهم أنزل علینا مائدة من السماء تكنون لنا عیدا لأولنا و آخرنا و آیة منك (سورة مائده / آیه 114) در تفسیر نمونه ذیل این آیه گفته شده است: «عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى كه مشكلات از قوم و جمعیتى بر طرف مى‏شود و بازگشت ‏به پیروزیها و راحتى‏هاى نخستین مى‏كند عید گفته مى‏شود، و در اعیاد اسلامى به مناسب اینكه در پرتو اطاعت‏ یك ماه مبارك رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستین به روح و جان باز مى‏گردد، و آلودگى‏ها كه بر خلاف فطرت است، از میان مى‏رود، عید گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده روز بازگشت‏به پیروزى و پاكى و ایمان به خدا بوده است‏ حضرت مسیح (ع) آن را عید نامیده، و همانطور كه در روایات وارد شده نزول مائده در روز یكشنبه بود و شاید یكى از علل احترام روز یكشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است، و اگر در روایتى كه از حضرت على علیه السلام نقل شده مى‏خوانیم «و كل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» هر روز كه در آن معصیت‏خدا نشود روز عید است‏» نیز اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترك گناه، روز پیروزى و پاكى و بازگشت‏به فطرت نخستین است.» (5)


در روایات معصومین علیهم السلام  نیز بارها به این موضوع اشاره شده است، همچنانكه گذشت امیر المومنین على علیه السلام هر روزى كه در آن معصیت و گناه نشود، روز عید خوانده است.

از سوید بن غفله نقل شده است كه گفت: در روز عید بر امیر المؤمنین على علیه السلام وارد شدم و دیدم كه نزد او نان گندم و خطیفه (6) و ملبنة (7) است. پس به آن حضرت عرض كردم روز عید و خطیفه؟!.

پس از آن حضرت فرمود: انما هذا عید من غفرله، این عید كسى است كه آمرزیده شده است. (8)

و نیز در یكى از اعیاد، آن حضرت فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شكر قیامه، و كل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید»، «امروز تنها عید كسى است كه خداوند روزه‏اش را پذیرفته، عبادتش را سپاس گزارده است، هر روزى كه خداوند مورد نافرمانى قرار نگیرد، عید راستین است.»

در روایات اسلامى براى اعیاد به ویژه اعیاد مذهبى از جمله عید فطر، آداب و رسوم خاصى توصیه شده در حدیثى از معصوم علیه السلام آمده است.

«زینوا أعیادكم بالتكبیر» عیدهاى خودتان را با تكبیر زینت‏ بخشید.

«زینوا العیدین بالتهلیل و التكبیر و التحمید و التقدیس‏» عید فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زینت‏ بخشید.

 

پی نوشت ها:

 

1- دهخدا، ذیل عید، زبیدى، تاج العروس، 8/438-439

2- ابن منظور، لسان العرب، 3/319

3- ابن منظور، همانجا، زبیدى / تاج العروس، 8/438

4- ابن منظور، همانجا - زبیدى / 8/839

5- تفسیر نمونه، 5/131

6- خوراكى از آرد و شیر

7- غذا یا حلوایى كه با شیر تهیه مى‏شود

8- مجلسى، بحار الانوار، ج 40/ص 73

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

وجوب زكات فطره و شرایط آن

وجوب زكات فطره و شرایط آن

پس از پایان یافتن ماه مبارك رمضان؛ یعنى در شب عید فطر، افرادى كه داراى شرایط باشند، باید زكاتى بپردازند كه مقدار و موارد مصرف آن خواهد آمد. این زكات به نام زكات فطره خوانده مى شود.

افرادى كه در شب عید فطر داراى این شرایط باشند زكات فطره بر آنها واجب است:

1- بالغ باشد.

2- عاقل باشد.

3- بنده كسى نباشد.

4- فقیر نباشد. (1)

فردى كه داراى شرایط فوق باشد باید زكات خود و كسانى كه در غروب شب عید فطر نان خور او هستند را بپردازد، كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر (یعنى حتى اگر فرزند او كه نان خور اوست به مسافرت رفته باشد باید زكات او را بدهد) و همچنین مهمانى كه با رضایت او پیش از غروب شب عید فطر وارد خانه اش شده باشد، باید زكات او را بدهد.(2)

مقدار زكات فطره: هر نفر یك صاع كه تقریباً 3 كیلو است .(3)

جنس زكات فطره: گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج یا ذرت و مانند اینها .(4)

وقت وجوب زكات فطره: شب عید فطر.(5)

وقت پرداخت زكات فطره: از شب عید تا ظهر روز عید فطر و بهتر آن است كه در روز عید بدهد و اگر نماز عید مى خواند بنابر احتیاط واجب قبل از نماز عید بپردازد.(6)

مصرف زكات فطره: همان مصرف زكات مال است، گر چه احتیاط مستحب آن است كه فقط به فقراى مؤمن و اطفال آنها و به مساكین بدهد.(7)

 

پی نوشت ها:

1 - توضیح المسائل، امام خمینی، مسئله 1991

2 - توضیح المسائل، م 1991و 1995

3 - توضیح المسائل، م 1991

4 - همان .

5- تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 348

6 - تحریر الوسیله، ج 1، ص 348/ توضیح المسائل، م 2029

7 - توضیح المسائل، م 2014

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

آداب نماز عید فطر

آداب نماز عید فطر

قبل از خروج از منزل به نیت انجام دستور خداوند، با یك یا چند دانه خرما افطار نموده ،و دعایی را كه در این مورد رسیده است بخواند. زیرا در این دعا نیز امامش – درود و سلام خدا بر او و پدران و فرزندانش – ذكر شده و باید در مضمون دعا تأمل كند. زیرا دعا به روشنی می گوید كه رفتن به سوی نماز، رفتن به طرف خداوند است. بنابراین باید نشانه دیدار با خدا را داشته باشد. اگر بتواند باید به اندازه بزرگی خدا و شناخت منت او، در اجازه دیدارش بلكه دعوت به این كرامت، آنگونه كه شایسته است ادب این مقام را رعایت كند. ولی خیلی بعید است این مخلوق ضیعف بتواند آنگونه كه شایسته این مجلس است تواضع و احترام و شكرگزاری نماید. بنابراین باید همراه با اعتراف به ناتوانی به اندازه ای كه می تواند سپاسگزاری و متواضع باشد .

اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد.

و اگر نتوانند، نباید حضور در این مجلس برای او سبكتر از حضور در مجلس سلطان زمانش باشد . زیرا از سلطان غفلت نمی كند، به خصوص  هنگام سخن گفتن با او. اگر سلطان بداند كه دل رعیتش جای دیگر است او را از مجلس خود طرد، از حضور او جلوگیری و او را از عطایای خود محروم می نماید. به خصوص كه بداند این غیر، دشمن سلطان است، كه در این حالت به شدت بر او خشم می گیرد. و اگر از یاد و احترام به خدا غفلت از پروردگار چیزی جز دوستی دنیا نمی باشد، دنیایی كه دشمن خدا و دوستانش می باشد .

بپرهیز از این كه این مجلس را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند – همگی پاك، مقدس، آراسته،  بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرامهای خدا – و سر تو برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر پرده از جلو دیدگانت برداشته شده و ببینی بدنت آلوده به نجاست های گناهان و باطن تو گرفتار انواع بیماریهایی است كه تو را از چشم دیگران می اندازد چه حالی خواهی داشت؟ آیا با این شكل و قیافه بر سر سفره پاكان، و بزرگانی كه هیچ عیبی ندارند حاضر خواهی شد! اگر زیبایی باطنی آنان را ببینی از همنشینی آنان پرهیز خواهی كرد، چه رسد به این كه سر سفره آنان بنشینی. و حتی اگر هزار چوب هم به تو بزنند راضی نمی شوی با این همه پلیدی كه در تو هست، خود را به آنان نشان بدهی. برادرم! حال بد خود را بنگر و خود را بنگر و خود را مضطر به این مطلب بنما تا خداوند بدی هایت را پوشانده و بدیهایت را  به خوبی تبدیل نماید. آنگاه درِ كرم حضرت اله را بكوب و صدا بزن: ‹‹ ای كریمترین كریمان! ای اجابت كننده دعای مضطرها! به پستی و ذلتی كه نسبت به خودم روا داشتم رحم كن . تو از من به خودم مهربانتری به خصوص در مثل چنین روزی كه مرا دعوت به دیدار خود نموده ای. من میهمان تو هستم پس راضی نشو كه آبرویم پیش میهمانهایت بریزد. كارم را اصلاح كرده و از لباسهایی كه به میهمانانت می دهی به من نیز عنایت فرما تا بتوانم زشتی ها و نقایص خود را پوشانده خود را بیارایم و آبرویم را حفظ كنم .

یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات.

اگر انسان با اضطرار واقعی روی به درگاه پروردگارش آورد محال است او را اجابت نكند. او كسی است كه در قرآن خود فرموده است: (امن یجیب المضطر اذا دعاء و یكشف السوء؛ ای كسی كه هنگامی كه مضطر او را بخواند، او را اجابت نموده و گرفتاریش را برطرف می نماید) بنابراین بنده باید اضطرار را در خود به وجود بیاورد. اغلب مردم روحیات بدی در خود به وجود آورده و از صفات خوب غافل هستند. به همین جهت نیز از چیزهایی است كه به طور اتفاقی شنیده و مسموعات آنها خجالت و شرمی در آنها به وجود نمی آورد، چه رسد به این كه آنچنان خجالت بكشند كه به اضطرار برسند .


و خلاصه اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد. در عین حال با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید و آنگونه كه با حزب و دوستان خود رفتار می كند با او نیز معامله كند . از به وجود آمدن این حالات معلوم می گردد كه فیض قدسی شامل حال او شده است كه باید خدا را به خاطر نجات و رهایی از خطر هلاك ثنا گفته، و از این به بعد با یاری گرفتن از پروردگار خود را از غفلت و انجام كارهایی كه باعث هلاكت دائمی است دور بدارد .

با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر كسی خود را در پیشگاه سرور رسولان و ائمه طاهرین و فرشتگان مقرب و سایر پیامبران و رسولان فرض نماید چه حالی خواهد داشت؟ فكر می كنم اگر انسان یك دهم این رسوایی را داشت، آرزو می كرد زمین او را فرو برد تا از این رسوایی رهایی یابد. مریم راستگو هنگام فرض رسوایی بین مردم، با این كه نزد خدای عز وجل و فرشتگان پاك بود، گفت: ‹‹كاش قبل از این مرده و كاملا فراموش شده بودم.›› به هر صورت تمامی ما به پوشش زیبای خدا محتاج بوده و اگر این پوشش از ما برداشته شود، رسوا خواهیم شد .


یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات. به همین جهت گذشتگان هر روز با آینه و غیره سیمای خود را بررسی می كردند تا مطمئن شوند كه تغییر نكرده و مسخ نشده و پوشش خدا همچنان باقی است. و این شكلهای حقیقی گاهی اوقات به بعضی از اولیا نشان داده می شود و مردم را به این شكلها می بینند . از امام سجاد علیه السلام روایت شده است كه پرده را از جلو دیدگان شخصی برداشته و شكل واقعی جاجی ها را به او نشان داد و او در میان جمعیت فقط دو نفر را به شكل انسان دید .

بپرهیز از این كه مجمع نماز عید فطر را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند – همگی پاك، مقدس، آراسته،  بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرامهای خدا – و سر تو برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

هنگام برپایی نماز عید به صورت جماعت، مصیبت غیبت او را به یاد آور و به یاد داشته باش كه امامت نماز عید از حقوق مخصوص امام زمان (عج) و برپایی آن از كارهای معروف اوست .

‹‹ چون در روز عید خود را آشكار كند، دیده همگان بر زیبائیش خیره گردد. ارواح آنان به سوی زیبایش سرازیر شوند و مردمك چشمانشان از فرط زیبایش هوس گلزار نمایند. عید من آن روزی است كه با دیدگان شاد كه زیبایش را تحسین می كند، آن زیبایی را ببینم.››‌

آیا این مصیبت نیست كه به جای نماز با امام عصر(عج) با دیگران نماز بگزاریم! اگر به جای دیگران امام زمان (عج) خطبه های نماز عید را می خواند چه حالی داشتیم! و اگر او در میان ما بود روزگار ما چقدر با امروز فرق داشت !

آنگاه به آنچه در روایات درباره او آمده بنگر از قبیل: بركت ها و نورهای زمان حضور او، گسترش عدل، برچیده شده بساط ظلم و سركشی، عزت اسلام، احترام قرآن، رواج ایمان، كامل شدن عقلها، تزكیه دلها، اصلاح اخلاق و از بین رفتن تفرقه و نفاق .

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

نكاتى درباره عید فطر

نكاتى درباره عید فطر


امیر المؤمنین علیه السلام در خطبه عید فطر مى‏فرماید:

«ألا و إن المضمار الیوم و السباق غدا ألا و إن السبقة الجنة و الغایة النار». (1)


دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است:
«مر الحسن علیه السلام فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: إن الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته إلى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و أیم الله لو كشف الغطاء لعلموا أن المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول بإساءته. ثم مضى‏». (2)

در این حدیث، امام حسن علیه السلام انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده‏اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مى‏دانند.

 

لذا حضرت على علیه السلام در ویژگى‏هاى عید فطر مى‏فرمایند:

1- روزى كه نیكوكاران ثواب مى‏برند.

    «هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زیان مى‏بینند.

    «و خسر فیه المبطلون‏»

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.

    «أشبه بیوم قیامكم‏».

چون در قیامت عده‏اى كه زیان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى‏گردند و عده‏اى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

    «فاذكروا بخروجكم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى‏شوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.

    «من الأجداث إلى ربكم‏»

وقتى در جایگاه نماز خود مى‏ایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ایستید و از شما حسابرسى مى‏كنند.

    «و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏خواهید رفت.

    «و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

    «أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏».

 

پی نوشت ها:

1) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر جشن بازگشت به فطرت

عید فطر جشن بازگشت به فطرت

در فرهنگ اسلامى، اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگیهاى ظاهرى و باطنى که بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند .

امیرمؤمنان علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» نیز دریافت، چرا که «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا که طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام، روزه‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاک شده اند و کمترین پاداش خود را که پاکى و پاکیزگى است دریافت نموده ‏اند.


 

مراتب روزه‏داران در عید فطر
بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست. زیرا هر کس نسبت‏ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت نگریسته و از آن بهره مى‏گیرد. زمینه ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارند.

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

حل مشکلات اقتصادى و اجتماعى
در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى توان به پرداخت زکات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقر زدایى، توسعه اقتصادى و حل مشکلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره کرد. افزون بر این که در کنار کمک به فقرا، موارد مصرف دیگرى نیز براى زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آنها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان است .

از زکات فطره مى‏توان قرض بدهکاران حقیقى و افرادى را که در راه معصیت و خلاف، بدهکار نشده‏اند را پرداخت کرد . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف کردن سایر نیازهاى مسلمانان نیز مى‏توان از این بودجه مردمى استفاده کرد .

همچنین با این بودجه مى‏توان باورهاى دینى و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت کرده و کسانى را که در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند یارى کرد .

مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام مى‏شود، در حقیقت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان که در مدت یک ماه بعد از نماز زمزمه مى‏کردند، در روز عید فطر جامه عمل مى ‏پوشانند .

گذشته از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیّت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره‏گیرى از مادیات براى رسیدن به معنویات است .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

بدین جهت گفته‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره است، چرا که دادن زکات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خویش و بازگشت ‏به عهد فطرى از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خود برکَند تا سبکبال به سوى خداوند گام نهد .


تعظیم شعائر اسلامى
خداوند متعال مى‏فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏»؛ هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یک مسلمان باید از راه‏هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه‏ها بیان شعارهاى مذهبى است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

امیرمؤمنان علیه السلام با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

تقویت وحدت مسلمانان
اجتماع روز عید فطر مى‏تواند در پیوند و همدلى مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایى روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتارى‏هاى یکدیگر آگاه مى‏شوند. در این گردهمایى بغض‏ها و کینه‏ها تبدیل به دوستى و همدلى مى‏شود و مؤمنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکى بیشترى به یکدیگر مى‏کنند.

عید فطر از سویى حکایت از پیوند معنوى انسان با خداى خویش دارد و از سوى دیگر بیانگر ارتباط وى با هم‏ کیشان خود است .

 

عید فطر و حرکت‏هاى سیاسى
در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده که رهبران سیاسى نیز از آن بهره گرفته‏اند. در این مورد مى‏توان از حرکت ‏سیاسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر علیه دستگاه خلافت ‏بنى امیه نام برد. وى به سلیمان بن کثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .

سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموى را در خطبه نماز عید فطر اعلام کرد. به این ترتیب آنان در سال 129 قمری در روز عید فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته، قیام خود را اعلام  و در مدت کوتاهى سلسله بنى امیه را منقرض کردند.

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

نماز عید فطر امام رضا علیه السلام

نماز عید فطر امام رضا علیه السلام

مامون اصرار داشت كه حضرت رضا علیه السلام ولایتعهدى را بپذیرد. حضرت نمى‏پذیرفت. در نهایت، مساله اجبار را مطرح كرد كه حضرت پذیرفت ولى طورى پذیرفت كه خودش عین نپذیرفتن بود و بیشتر سبب رسوایى مامون شد.

خلفا سال ها بود كه نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواندند. پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواند، اینها هم نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواندند. اما روش نماز خواندن به تدریج فرق كرده بود، سیره فرق كرده بود. كم كم دربارهاى خلفا مانند دربارهاى ساسانى ایران و قیاصره روم شده بود، دربارهاى خیلى مجلل، لباس خلیفه و سران سپاه داراى انواع نشانه‏هاى طلا و نقره بود. خلیفه وقتى مى‏خواست ‏به نماز عید بیاید، با جلال و شكوه خاص و با هیمنه سلطنتى مى‏آمد. خودش بر اسبى كه گردنبند طلا یا نقره داشت؛ سوار مى‏شد و شمشیرى زرین به دست مى‏گرفت، سپاه نیز از پشت ‏سرش مى‏آمد، درست مثل این كه مى‏خواهند رژه نظامى بروند. بعد مى‏رفتند به مصلى، دو ركعت نماز مى‏خواندند و برمى‏گشتند.

در روز عید فطر، امام رضا علیه السلام به اطرافیان خود فرمود: لباسهاى عادى بپوشید، پاها را برهنه كنید، دامن عباها و آستین هایتان را بالا بزنید و ذكرهایى را كه من مى‏گویم شما هم بگویید. حالتتان حالت ‏خشوع و خضوع باشد. ما داریم به پیشگاه خدا مى‏رویم، توجهتان به خدا باشد. ذكرها را كه مى‏گویید، خدا را در نظر بگیرید. امام(1) عمامه‏اش را به شكلى كه پیغمبر مى‏بست‏ بسته است، لباسش را به شكلى كه پیغمبر مى‏پوشید پوشیده است، عصا به شكل پیغمبر به دست گرفته، پاهایش را برهنه كرده، با یك حالت‏ خضوع و خشوعى! از همان داخل منزل كه بیرون مى‏آمد، با صداى بلند شروع كرد به گفتن ‏«الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.»

مامون به حضرت رضا اصرار داشت كه مى‏خواهم نماز عید فطر را شما بخوانید. امام فرمود: من از اول با تو شرط كردم كه فقط اسمى از من باشد و من كارى نكنم. (مامون گفت:) نه آقا! من خواهش مى‏كنم. شما از نماز هم ابا مى‏كنید؟! این كه یك كار مربوط به مردم نیست كه بگویید پاى ظلمى در كار مى‏آید. لااقل همین یك نماز را شما بخوانید. در اینجا حضرت جمله‏اى مى‏گوید نظیر جمله امام حسین و نظیر جمله حضرت على علیه السلام در جریان بیعت ‏بعد از عمر. فرمود: من به یك شرط حاضرم، من نماز مى‏خوانم اما با سیره جدم و پدرم، نه با سیره شما. مامون با آن همه زرنگى كه داشت (از نظر خودش) احمق شد. گفت: بسیار خوب، به هر سیره و روشى كه مى‏خواهید بخوانید. فكر مى‏كرد غرض این است كه كارى را به عهده حضرت رضا علیه السلام گذاشته باشد تا مردم بگویند پس امام رضا عملا هم قبول كرد.

در روز عید فطر، امام رضا علیه السلام به اطرافیان خود فرمود: لباسهاى عادى بپوشید، پاها را برهنه كنید، دامن عباها و آستین هایتان را بالا بزنید و ذكرهایى را كه من مى‏گویم شما هم بگویید. حالتتان حالت ‏خشوع و خضوع باشد. ما داریم به پیشگاه خدا مى‏رویم، توجهتان به خدا باشد. ذكرها را كه مى‏گویید، خدا را در نظر بگیرید. امام عمامه‏اش را به شكلى كه پیغمبر مى‏بست‏ بسته است، لباسش را به شكلى كه پیغمبر مى‏پوشید پوشیده است، عصا به شكل پیغمبر به دست گرفته، پاهایش را برهنه كرده، با یك حالت‏ خضوع و خشوعى! از همان داخل منزل كه بیرون مى‏آمد، با صداى بلند شروع كرد به گفتن ‏«الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.»


سالهاست كه مردم این ذكرها را درست نشنیده‏اند. كسانى كه همراه حضرت بودند، وقتى آن حال الهى حضرت را دیدند كه منقلب شده، خودش را در حضور پروردگارش مى‏برد و اشكهاى مباركش جارى است، با حالت‏ خضوع و خشوع، با معنویت تمام و در حالى كه اشك هایشان جارى بود فریاد كردند: «الله اكبر، الله اكبر على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.» حضرت مى‏گوید و اینها تكرار مى‏كنند، تا آمدند نزدیك در منزل. صدا بلندتر مى‏شد. مامون، فرماندهان سپاه و سران قبایل را فرستاده كه بروید پشت‏سر على بن موسى الرضا نماز عید فطر بخوانید. اینها به سیره سالهاى پیش خلفا، خودشان را آرایش و مجهز كرده و لباسهاى فاخر پوشیده‏اند، اسبهاى بسیار عالى سوار شده و شمشیرهاى زرین به كمر بسته و دم در ایستاده‏اند كه حضرت رضا با همان جلال و هیبت دنیایى و سلطنتى بیرون بیاید. یكمرتبه حضرت با آن حال بیرون آمد. در میان آنها ولوله پیچید و بى اختیار خودشان را از روى اسبها پایین انداختند و اسبها را رها كردند. تاریخ مى‏نویسد: چون مى‏بایست پاها برهنه باشد و آنها چكمه به پا داشتند و چكمه نظامى را به زودى نمى‏توان بیرون آورد، هر كس دنبال چاقو مى‏گشت كه زود چكمه را پاره و پاهایش را لخت كند. اینها نیز دنبال حضرت به راه افتادند. كم كم صداى هیمنه ‏«الله اكبر» شهر مرو را پر كرد. مردم ریختند روى پشت‏بامها و به تدریج ملحق شدند. در مردم نیز روح معنویت موج مى‏زد. حضرت مى‏فرمود: «الله اكبر»، این شهر یكپارچه فریاد مى‏زد: «الله اكبر». هنوز از دروازه شهر بیرون نرفته بودند كه جاسوسها به مامون خبر دادند كه اگر این قضیه ادامه پیدا كند، تو مالك سلطنت نیستى. سربازها ریختند كه نه آقا! زحمتتان نمى‏دهیم، خیلى اسباب زحمت‏ شد، خواهش مى‏كنیم برگردید.

این، معنى روش است. مامون هم در این مورد به كتاب الله و سنت رسول الله عمل مى‏كرد(نماز عید فطر جزء كتاب الله است) اما همان نماز، روشى پیدا كرده بود كه بى محتوا و بى حقیقت ‏شده بود. حضرت رضا علیه السلام فرمود: من حاضرم نماز را بخوانم اما با روش جدم و پدرم، نه با روش جد و پدر تو.

 

منبع:

مجموعه آثار شهید مطهری، ج 17، ص 174 .

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر جشن بازگشت به فطرت

عید فطر جشن بازگشت به فطرت

در فرهنگ اسلامى، اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگیهاى ظاهرى و باطنى که بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند .

امیرمؤمنان علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» نیز دریافت، چرا که «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا که طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام، روزه‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاک شده اند و کمترین پاداش خود را که پاکى و پاکیزگى است دریافت نموده ‏اند.


 

مراتب روزه‏داران در عید فطر
بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست. زیرا هر کس نسبت‏ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت نگریسته و از آن بهره مى‏گیرد. زمینه ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارند.

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

حل مشکلات اقتصادى و اجتماعى
در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى توان به پرداخت زکات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقر زدایى، توسعه اقتصادى و حل مشکلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره کرد. افزون بر این که در کنار کمک به فقرا، موارد مصرف دیگرى نیز براى زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آنها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان است .

از زکات فطره مى‏توان قرض بدهکاران حقیقى و افرادى را که در راه معصیت و خلاف، بدهکار نشده‏اند را پرداخت کرد . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف کردن سایر نیازهاى مسلمانان نیز مى‏توان از این بودجه مردمى استفاده کرد .

همچنین با این بودجه مى‏توان باورهاى دینى و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت کرده و کسانى را که در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند یارى کرد .

مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام مى‏شود، در حقیقت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان که در مدت یک ماه بعد از نماز زمزمه مى‏کردند، در روز عید فطر جامه عمل مى ‏پوشانند .

گذشته از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیّت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره‏گیرى از مادیات براى رسیدن به معنویات است .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

بدین جهت گفته‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره است، چرا که دادن زکات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خویش و بازگشت ‏به عهد فطرى از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خود برکَند تا سبکبال به سوى خداوند گام نهد .


تعظیم شعائر اسلامى
خداوند متعال مى‏فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏»؛ هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یک مسلمان باید از راه‏هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه‏ها بیان شعارهاى مذهبى است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

امیرمؤمنان علیه السلام با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

تقویت وحدت مسلمانان
اجتماع روز عید فطر مى‏تواند در پیوند و همدلى مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایى روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتارى‏هاى یکدیگر آگاه مى‏شوند. در این گردهمایى بغض‏ها و کینه‏ها تبدیل به دوستى و همدلى مى‏شود و مؤمنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکى بیشترى به یکدیگر مى‏کنند.

عید فطر از سویى حکایت از پیوند معنوى انسان با خداى خویش دارد و از سوى دیگر بیانگر ارتباط وى با هم‏ کیشان خود است .

 

عید فطر و حرکت‏هاى سیاسى
در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده که رهبران سیاسى نیز از آن بهره گرفته‏اند. در این مورد مى‏توان از حرکت ‏سیاسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر علیه دستگاه خلافت ‏بنى امیه نام برد. وى به سلیمان بن کثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .

سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموى را در خطبه نماز عید فطر اعلام کرد. به این ترتیب آنان در سال 129 قمری در روز عید فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته، قیام خود را اعلام  و در مدت کوتاهى سلسله بنى امیه را منقرض کردند.

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

مراقبت از شب عید فطر

مراقبت از شب عید فطر

حقیقت عید
عید زمان است كه خداوند متعال برای جایزه دادن و بهره¬مند كردن بندگان از نعمتها،  آن را در میان روزها انتخاب می كند، تا برای گرفتن خلعتها و عطایا جمع شوند و به همگان اعلام كرده است كه به درگاه او روی آورده و با اعتراف به بندگی و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نیازها و آرزوهایشان برای او تواضع نمایند. خداوند نیز در تمام این موارد به آنان وعده اجابت و اعطایی بالاتر از آرزوهایشان بلكه بالاتر از آنچه در دل بشری خطور كرده،‌ داده است. دوست دارد در چنین روزی به او خوش كمان بوده و جانب امیدواری به قبول خداوند و آمرزش و عطای او را بر جانب ترس از درد و عذابش ترجیح بدهند.

و ناامید ورشكسته در این روز از معنی عید غافل و سرگرم آرایش خود برای مردم و كف زدن و شانه كردن مو بوده و از امر مهم درخواست عطوفت و رحمت پروردگار غافل است. و به جای انس در مجالس پاكان و خواص پروردگار جهانیان، ‌پیامبران و رسولان و شهدا و صدیقین، با چهارپایانی مانند خود، خو گرفته و درجات بهترین جاهای بهشت را رها و به طبقات جهنم چسبیده است. و بالاتر، پناه خدای متعال و جبار آسمانها و زمین را به چسبیدن به زمین و عالم طبیعت فروخته است. چه ورشكستگی آشكار و بزرگی.

خلاصه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه عبادت خود قرار داده و بندگانش را در روز عید فرا خوانده تا برای گرفتن جوایز و هدایا جمع شوند.

 

گروههای مختلف در برابر عید
مردم در رابطه با عید به چند دسته تقسیم می شوند:

1- عده ای روزه را تكلیفی بیش ندانسته و فقط با خودداری از خوردن و  نوشیدن و زنان،‌ خود را به ناراحتی می¬اندازند. اما اعضای بدن خود را از گناهان حفظ نكرده و با دروغ  و  غیبت روزه‌ خود را نقض كرده و با تهمت، افترا، فحاشی به خدمتكار و آزار او روزه ‌خود را از بین می برند. و در عین حال با كمال اطمینان خود را از فرمانبرداران می¬پندارند. و گمان می كنند كه بر پروردگار جهانیان منتی دارند. ولی نمی دانند كه با گناهان و نادانیشان نزد عاقلان رسوا شده و روزه آنان مورد قبول خدای خدایان قرار نمی گیرد. چنین كسانی اگر در عید به عنایت خدای متعال خوش گمان بوده و در مكان نماز گزاردن خود از پروردگارشان آمرزش بخواهند، ‌شاید خداوند متعال هنگام اعطای جوایز آنان را نیز مورد آمرزش خود قرار داده و با فضل خود بعضی از پاداش های خود را نصیب آنان نماید.

روز عید زمان آشكار شدن آثار اعمال ماه رمضان و اعطای پاداش عبادت¬های آن می¬باشد. بنابراین كسی كه به خوبی از خداوند متعال در شب عید مراقبت نموده، كوتاهی¬های خود را در ماه رمضان، در شب فطر  جبران نماید و خود را برای عید آماده كند و از بندگان صالح خدا شود، ‌امید است همانگونه كه خدای متعال آنان را در روز عید قبول می كند،‌ او را نیز پذیرفته،‌ و او را از الطاف خاص خود محروم ننماید؛ و بعد از اعتراف به كوتاهی در عبادت و جبران آن، خداوند او را مورد محاسبه دقیق قرار نداده و با او نیز مانند بندگان گرامیش و شهدا و صدیقین كه شایسته بخشش او هستند رفتار كند.
2- دسته ای نیز می دانند كه این خداست كه در تكالیف بر آنان منت داشته، و روزه ای كامل است كه همراه با بازداشتن اعضای بدن باشد. از این رو مواظب اعضای بدن خود نیز هستند؛ اما گاهی خلافی از آنان سر زده و با بیم و امید مرتكب گناهی می گردند. با ناراحتی روزه گرفته و به اندازه ای كه حال دارند مستحبات را بجا می آورند. كارهای خوب و بد را با هم مخلوط نموده و با ترس و خجالت، حیا و امیدواری وارد عید می¬شوند. خداوند آمرزش، پاداش و تبدیل گناهان به كارهای نیك را به آنان وعده داده و با عطایای خود پاداش عبادت های آنان را بطور كامل و به گونه¬ای كه بالاتر از آرزویشان باشد، به آنان عنایت می كند.


3- گروهی از روی عادت و با غفلت روزه گرفته و در ماه رمضان نیز مانند سایر ماه ها در غفلت به سر برده، مرتكب گناهان شده و از روی عادت نیز وارد عید می¬شوند. سرنوشت این گروه، به خواست خداوند بستگی دارد. ممكن است عنایت خدا شامل حال آنان شده و فقط به خاطر فرارسیدن عید یا به جهت كرامت بعضی از اعمال نیكوكاران آنان را مورد آمرزش خود قرار دهد، یا بدی كردارشان آنان را از رحمت خداوند خارج نموده و به ورشكستگان ملحق شوند.

4- دسته ای ندای خداوند را در این ماه لبیك گفته و با تمام توان در مراقبت دستورات الهی تلاش كرده و برای به دست آوردن رضای خدای متعال در پی به دست آوردن تمامی خیرات هستند و عبادات زیادی بجا می آورند در حالی كه دل های آنان به سبب آگاهی خود به كوتاهی در شكرگزاری نعمت، با این ندا ترسان بوده، و قدر منت خداوند متعال بر آنان، به خاطر اجازه به نزدیكی به او و خدمت به او و خدمت و عبادت او را می دانند. خداوند متعال هم خدمت آنان را قبول، از سعی آنان تشكر می كند و با كرامتها و انواع عنایات خود آنان را پاداش می دهد، با هدایتهای بیشتر آنان را بزرگ داشته، با نور قرب خود آنان را می پوشاند و آنان را به دوستان برگزیده اش ملحق می نماید.

5- گروهی نیز ندای خداوند متعال، سختی گرسنگی و شب زنده¬داری را برای آنان از بین برده، با اشتیاق و شكرگزاری، حتی با شادمانی و مستی با آن روبرو شده، برای رفتن و مسابقه جدیت به خرج داده، با روح و عقل خود به خوبی خطاب خدای خدایان را اجابت می¬كنند؛‌ برای از بین بردن حجاب با بذل جان همت كرده و با قرب به او به مراد رسیده و به پروردگار بندگان متصل شده¬اند. پروردگارشان آنان را به خوبی پذیرفته، نزدیك كرده و در پناه خود، ‌در جایگاه صدق به همراه دوستان و برگزیدگانش می نشاند با جام لبریز خود آنان را سیراب كرده و به زیبایی،‌ نور، شادمانی و سروری می رسند كه كسی توان تصور آن را نداشته، چشمی آن را ندیده و كسی از آن چیزی نگفته است.

روز عید زمان آشكار شدن آثار اعمال ماه رمضان و اعطای پاداش عبادت های آن می باشد. بنابراین كسی كه به خوبی از خداوند متعال در شب عید مراقبت نموده، كوتاهی های خود را در ماه رمضان، در شب فطر  جبران نماید و خود را برای عید آماده كند و از بندگان صالح خدا شود، ‌امید است همانگونه كه خدای متعال آنان را در روز عید قبول می كند،‌ او را نیز پذیرفته،‌ و او را از الطاف خاص خود محروم ننماید؛ و بعد از اعتراف به كوتاهی در عبادت و جبران آن، خداوند او را مورد محاسبه دقیق قرار نداده و با او نیز مانند بندگان گرامیش و شهدا و صدیقین كه شایسته بخشش او هستند رفتار كند.

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

سیره تربیتى امام سجاد علیه السلام در عید فطر

سیره تربیتى امام سجاد علیه السلام در عید فطر


با مرورى كوتاه به سیره تربیتى ائمه اطهار علیهم السلام درمى‏یابیم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان یك دانشگاه تربیتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّى و معنوى به آنان عطا مى‏كردند و به این ترتیب این ماه را به یك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافته‏گان این مكتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگى افراد، عطایائى در نظر گرفته و آنان را تشویق مى‏كردند. در اینجا گوشه‏اى از سیره تربیتى و آموزنده امام سجاد علیه السلام را به روایت سید بن طاووس مى‏خوانیم:

امام صادق علیه السلام فرمود: شیوه حضرت على بن الحسین علیهماالسلام در ماه رمضان چنان بود كه هرگاه غلامان یا كنیزان آن حضرت خطائى را مرتكب مى‏شدند آنان را تنبیه نمى‏كرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مى‏نمود. در آخر ماه همه غلامان و كنیزان را جمع كرده و در میان آنان مى‏ایستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برایشان گوشزد مى‏كرد و به تك تك آنان مى‏فرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبیه نكردم! آیا به یاد مى‏آورى؟ مى‏گفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذكر مى‏شد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مى‏كردند. آنگاه به آنان مى‏فرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا یا على بن الحسین! انّ ربّك قد احصى علیك كلّما عملت كما احصیت علینا كلّما قد عملنا و لدیه كتابٌ ینطق علیك بالحقّ لا یغادر صغیرةً ولا كبیرةٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد كلما عملت لدیه حاضراً... ؛ با صداى بلند بگوئید: اى على بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنان كه تو اعمال ما را نوشته‏اى. نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مى‏گوید و هیچ عمل ریز و درشتى را فروگزارى نمى‏كند و هرچه انجام داده‏اى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام داده‏اى نزد او حاضر و آماده خواهى یافت، چنان كه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنان كه دوست دارى خدا تو را ببخشد.

اى على بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قیامت در پیشگاه خداى حكیم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكیمى كه ذرّه‏اى و كمتر از ذرّه‏اى به كسى ظلم و ستم روا نمى‏دارد و اعمال بندگان را همچنان كه انجام داده‏اند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...

ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو كرده و درگذرد چنان كه خودش در قرآن مى‏فرماید: «ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر الله لكم والله غفورٌ رحیمٌ(1) ؛ باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

 

امام سجاد علیه السلام این كلمات را براى خویش و غلامان و كنیزانش تلقین مى‏كرد و آنان با هم تكرار مى‏كردند و خود امام كه در میان آنان ایستاده بود و مى‏گریست و با لحنى ملتمسانه مى‏گفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولى بذلك منّا و من المأمورین ... ؛ پروردگارا، تو به ما فرمودى از ستمكاران خویش درگذریم و ما به راستى بر خود ستم كرده‏ایم. همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه ستم كرده‏اند درگذشتیم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برترى. تو به ما فرمودى سائلى را از درگاه خود محروم نكنیم و هم اكنون ما سائلان و گدایان در آستانه در خانه‏ات زانو زده و احسان و عطاى تو را مى‏طلبیم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در این كار شایسته‏تر از ما و از مأموران هستى. خدایا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اى صاحب احسان و كرامت.
پس از این برنامه عرفانى حضرت سجاد علیه السلام خطاب به غلامان و كنیزان خویش مى‏فرمود: من شما را عفو كردم، آیا شما هم من و بدرفتاری هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومایه‏اى براى فرمانرواى بخشاینده عادل و نیكوكار بودم، بخشیدید؟! همگى یكصدا مى‏گفتند: با این كه ما از تو جز خوبى ندیده‏ایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان مى‏فرمود:

بگوئید خداوندا! از على بن الحسین درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مى‏كردند و امام سجاد علیه السلام هم آمین مى‏گفت. و در پایان مى فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به امید این كه خدا نیز از من درگذرد و آزادم كند.

در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا مى‏بخشید كه از دیگران بى‏نیاز مى‏شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد مى‏كرد و مى‏گفت: «انّ الله تعالى فى كلّ لیلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى‏كند كه همگى مستحق عذاب بوده‏اند آن حضرت هیچ بنده‏اى را بیش از یك سال به بندگى نمى‏گرفت. هرگاه كسى را در اول سال و یا در وسط آن مالك مى‏شد در شب عید فطر آزاد مى‏كرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را كه هیچگونه نیازى به آنان نداشت مى‏خرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایاى قابل توجهى را به آنان عطاء مى‏كرد.(2)

با توجّه به این روایت نسبتاً طولانى در مى‏یابیم كه رهبران الهى و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسانهاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادى جسم آنان مى‏كوشیدند بلكه افكار و اندیشه‏هاى آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مى‏ساختند و بدین گونه بود كه تربیت یافتگان مكتب اهل بیت علیهم السلام از پستى ذلّت به اوج عزت مى‏رسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مى‏گشتند. كه فهرست مفصلى از اینان را مى‏توان در كتابهاى رجالى، تاریخى و سیره مطالعه نمود.

 

پی نوشت ها:

1- سوره نور، آیه 22.

2- اقبال الاعمال، ص 260.

 

منبع:

مجله پاسدار اسلام، شماره 275 ، حجة‏الاسلام عبدالكریم پاك‏نیا .

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

ره توشه‏هائى از عید فطر

ره توشه‏هائى از عید فطر

فرا رسیدن روز مبارك عید فطر، نوید بخش تحوّلاتى سرنوشت ساز در زندگى اهل ایمان است. چرا كه عید فطر یكى از ایام الله، زمینه ساز وحدت كلمه براى مسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان، تجدید حیات دوباره براى اسلام، دمیدن روح ایمان و سرور و نشاط براى بندگان الهى، روز نمایش عظمت دین و بازگشت دوباره به فطرت انسانى و بالاخره روز فتح و پیروزى در جهاد اكبر براى رهروان خداجوى مى‏باشد. در شب و روز عید فطر، اهل ایمان از سوئى به شب زنده دارى و نماز و دعا مى‏پردازند و از سوئى دیگر با زمزمه زیارت امام حسین علیه السلام با آن حضرت و مقاصد آسمانى‏اش پیمان مجدد امضاء كرده و روح حماسه و عرفان و فداكارى را در وجودشان احیاء مى‏كنند. این اعمال معنوى آنان را براى پرواز در عالم ملكوت به همراه قدسیان آماده مى‏كند و آنان بدین وسیله از قید و بند مادّیات و علاقه‏هاى بى‏ارزش رهائى یافته و با دلى سرشار از شوق ایمان و عشق به خدا زندگى نوینى را آغاز مى‏كنند. چه زیباست كه تمام اقشار جامعه از این فرصت به دست آمده در راه اعتلاى كلمه حق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهى بهره گرفته و خود را یك سال دیگر در پناه ایمان و مصونیت بیمه كنند. در آن روز مسلمانان با شوق وصف ناپذیرى از عبادات و ریاضات شبهاى ماه رمضان و شبهاى قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف مى‏كشند و اتّحاد و یگانگى و برادرى و همدلى خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان مى‏زنند و همنوا با برادران دینى خود، پروردگار با عظمت را صدا كرده و توفیق در تمام كارهاى خیر و دورى از تمام بدى‏ها را به همراه حضرت محمّد و آلش ـ كه درود خدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواست مى‏كنند. در همین راستا به برخى از دستاوردهاى این روز با شكوه اشاره كرده و روح و جان خویش را با آموختن درسهایى از آن صفا مى‏بخشیم به امید این كه ره توشه‏هائى را براى سلوك به سوى حق به دست آوریم.

درخواست برقرارى دولت كریمه حضرت مهدى(عج) بهترین پاداش و عیدى است كه مى‏توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

در اجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، مى‏توان پیام هاى مهم و حیاتبخش اسلام را به گوش حاضرین رساند چرا كه برخى افراد فقط در چنین روزى فرصت راه‏یابى به مجالس مذهبى را پیدا مى‏كنند و در چنین فضائى آمادگى شنیدن مطالب معنوى و دستورات انسان ساز اسلامى را دارند. به همین جهت امیرمؤمنان على علیه السلام در یكى از خطبه‏هاى خویش در روز عید فطر بعد از حمد و ثناى الهى و فراهم نمودن زمینه پیامهاى آسمانى به بیان مهمترین دستوارت الهى پرداخته و اهم احكام كلیدى را به نمازگزاران فطر مى‏آموزد در فرازهائى از گزارشى كه شیخ صدوق از بیانات امیرمؤمنان على علیه السلام در خطبه عید فطر آورده است چنین مى‏خوانیم: «انّ هذا الیوم جعله الله لكم عیداً و جعلكم له اهلاً فاذكروا الله یذكركم و ادعوه یستجب لكم؛ امروز را خداوند متعال براى شما عید قرار داده است و به شما شایستگى آن را عنایت فرموده پس شما هم به شكرانه آن خدا را یاد كنید تا شما را یاد كند و او را بخوانید تا شما را اجابت كند به یكى از مهمترین اعمال روز عید فطر كه پرداخت زكات فطره است اشاره كرده و اهمّیت آن را متذكر مى‏شود، چرا كه اگر زكات فطره از صورت پرداخت فردى به سمت بُعد اجتماعى آن سوق داده شود پشتوانه و سرمایه مهم اقتصادى در حلّ مشكلات مردم خواهد بود. ایجاد مراكز درمانى، تأسیس كانون‏هاى علمى و صنعتى براى اشتغال‏زائى بیكاران جامعه، سرمایه گذارى براى مسائل بهداشتى و عمران محیط زیست، تقویت بنیه دفاعى مسلمانان و حراست از مرزهاى اسلامى، توسعه فرهنگ عمومى و دینى و ایجاد مؤسسات پژوهشى و تحقیقاتى برخى از دستاوردهاى پرداخت زكات فطره در روز عید است كه در صورت جمع آورى و مصرف صحیح این بودجه دینى به دست خواهد آمد.

چون خواستى براى نماز عید بیرون روى كه با امامى نمازگزارى یا خودت امام جماعت شوى بر توست كه از مصیبتى كه براى غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشى، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است كه نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفكر نماى و در پیش خویش میزان بگیر كه چون براى مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟!

ائمه جمعه و جماعات و مبلغان گرامى در صورت هدایت صحیح مردم و مخاطبین خویش در این زمینه توفیقات افزون‏ترى را در امر تبلیغ خواهند داشت و در به وجود آوردن مراكز علمى، عمرانى و بهداشتى كه نوعى باقیات صالحات است شریك خواهند بود؛ چه بسیار از عالمان متعهد و مبلغان پر تلاشى كه از همین زاویه به توسعه و ترویج معارف عالى اسلام پرداخته‏اند. به همین جهت امیر مؤمنان مردم را به پرداخت دَینِ شرعى خویش تشویق نموده و با یادآورى اهمّیت موضوع مى‏فرماید: «و اَدّوا فِطرَتَكُم، فَاِنَّها سُنَّةُ نَبیِّكُم وَ فَریضَةٌ مِن رَبِّكُم فَلیُؤدّها كُلُّ اِمرِءٍ مِنكُم عَنهُ وَ عَن عیالِهِ كُلِّهِم ذَكَرِهِم وَ اُنثاهُم، صَغیرِهِم و كَبیرِهِم وَ حُرِّهِم و مَملُوكِهِم عَن كُلِّ اِنسانٍ مِنهُم صاعاً مِن بُرٍّ اَوصاعاً مِن تَمرٍ اَو صاعاً مِن شَعیرٍ؛ زكات فطره خود را ـ كه سنت پیامبرتان و فریضه واجبى از سوى پروردگارتان مى‏باشد ـ هر یك از شما از سوى خود و افراد تحت تكفل خود از زن و مرد، كوچك و بزرگ، آزاد و مملوك یك صاع گندم یا خرما یا جو پرداخت نماید.»


حضرت على علیه السلام در فراز دیگرى از خطبه خویش به مهمترین دستورات الهى پرداخته و به مسلمانان یادآور مى‏شود كه: «اطیعوا الله فیما فرض الله علیكم و امركم به من اقام الصّلوة و ایتاء الزّكوة و حجّ البیت و صوم شهر رمضان و الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر و الاحسان الى نساءكم و ما ملكت ایمانكم؛ در مواردى كه خداوند بر شما واجب كرده و به انجام آن امر نموده است از فرمان خداوند اطاعت كنید، از بپا داشتن نماز، پرداخت زكوة، زیارت خانه خدا، روزه ماه رمضان، امر به معروف و نهى از منكر و نیكى و احسان به همسران و زیردستان خود. مولاى متقیان با تذكر زشتى برخى گناهان كبیره اضافه مى‏كند كه: «و اطیعوا الله فیما نهاكم عنه من قذف المحصنة و ایتان الفاحشة و شرب الخمر و بخس المكثال و نقص المیزان و شهادة الزّور و الفرار من الزّحف(1)؛ اى مردم! خدا را در مورد چیزهائى كه شما را نهى كرده اطاعت كنید و از انجام آن دورى گزینید كه از جمله نسبت ناروا به زنان شوهردار و آبرومند، انجام اعمال زشت همچون فحشا و شرب خمر، كم فروشى در معاملات، گواهى باطل و دروغ و فرار از میدان نبرد از مقابل دشمن است.

حضرت باقر علیه السلام فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَىً وَلا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (ع) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِك قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فى اَیدى غَیرِهِم؛ هیچ عید فطر و قربانی نیست، مگر آن كه با آمدن آن غم و اندوه آل محمد صلی الله علیه و آله تجدید مى‏شود. راوى گفت: چرا در روز عید غمگین مى‏شوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران مى‏بینند و از این كه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبرى امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نكرده است كه حكومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.

برخى از مردم عید را به معنى نشاط و شادى ظاهرى دانسته و با پوشیدن لباسهاى نو و رنگارنگ و با تدارك غذاهاى متنوع و شیرینى و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرج بى‏محتوا خود را سرگرم مى‏كنند. در حالى كه عارفان با بصیرت و اولیاء خاص الهى با چشم دل، به عید نگریسته و زوایاى معنوى آن را جستجو مى‏كنند. بخشى از كوشش هاى مردان الهى در ایّام عید بُعد اجتماعى دارد كه در حلّ مشكلات برادران دینى، رسیدگى به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینى، كمك به مستضعفان فكرى جامعه و اهتمام به مسائل عمومى و مبتلا به مسلمانان جلوه مى‏كند چرا كه آنها بر این باورند كه حضرت علی علیه السلام در مورد ویژگی هاى مردان الهى فرموده است: «نفسه منه فى عناءٍ والنّاس منه فى راحةٍ اتعب نفسه لآخرته و اراح النّاس من نفسه(2)؛ نفس او از دستش در رنج و ناراحتى است امّا مردم (به خاطر خدماتى كه او انجام مى‏دهد) از او در آسایش‏اند. او براى (رسیدن به درجات عالى در روز) قیامت خود را به زحمت مى‏افكند ولى مردم را به رفاه و آسایش مى‏رساند.»


و برخى دیگر از فعالیت‏هاى اهل ایمان مربوط به ارتباط خود و خدایشان است، آنان از آنجائى كه در طول ماه مبارك رمضان با زحمات شبانه روزى خود بر شیطان نفس تسلط یافته و در جهاد بزرگ به پیروزى نائل شده‏اند روز عید فطر را به شكرگزارى و ارتباط نزدیكترى با پروردگارشان مى‏گذرانند: حضرت امام خمینى در این مورد سخنان قابل توجهى ارائه كرده و مى‏فرماید: البته عیدهائى كه اسلام تأسیس فرموده است به حسب نظرهاى مختلفى كه اهل نظر دارند و به حسب قشرهاى مختلفى كه برخورد مى‏كنند برداشتهاى مختلفى وجود دارد. آن برداشتى كه اهل معرفت از عید مى‏كنند، با آن برداشتى كه دیگران مى‏كنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از این كه در ماه مبارك رمضان آن ریاضت ها را مى‏كشند و كشیدند، روز عید روز لقاء الله است. «الغیرك من الظّهور ما لیس لك(3)؛ خدایا! براى غیر تو چه ظهورى هست كه براى تو نیست؟!» آنها همه چیز را از او مى‏دانند و آن روز را عید مى‏كنند براى این كه بعد از ریاضات یوم ورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از این كه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا براى ملاقات مى‏شوند، بعد از این كه نفس خودشان را كشتند و هر چه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند آن وقت است كه روز لقاء است و جمعه هم در اثر اجتماعاتى كه مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا مى‏شوند براى لقاء الله. پس برداشت آنها غیر از برداشت ماست و ما امیدواریم كه به تبع اولیاء خدا به جلوه‏اى از آن جلوه‏ها برسیم و ذره‏اى از آن معارف در قلب ما واقع بشود.(4)» به همین جهت حضرت امام مجتبى علیه السلام هنگامى كه مشاهده كرد عدّه‏اى از مردم در روز عید فطر مشغول لهو و لعب و خنده هستند خطاب به یارانش فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را معیار آزمایش مردم قرار داده است كه در آن مردم براى كسب مقامات معنوى و بهشتى مسابقه مى دهند. عدّه‏اى در این مسابقه برنده شده و برخى دیگر از كسب این مقامات باز مى‏مانند.

كمال شگفتى است از كسى كه بى خبر از نتیجه این مسابقه به خندیدن و خوشگذرانى مشغول است. به خدا سوگند! اگر پرده‏ها كنار رود؛ نیكوكاران به نتائج نیكو رفتارى خود مشغول بوده و بدكاران گرفتار اعمال بد خود هستند.(5)

 

شوق دیدار یار
از برجسته‏ترین و به یادماندنى‏ترین ساعات روز عید فطر لحظاتى است كه منتظران راستین ظهور حضرت ولى عصر(عج) آرزوى دیدار آن حضرت را كرده و در فراقش با دلى مملو از امید، اشك حسرت مى‏ریزند. آنان به یاد سخن حضرت باقر علیه السلام مى‏افتند كه فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَىً وَلا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (ع) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِك قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فى اَیدى غَیرِهِم(6)؛ هیچ عید فطر و قربانی نیست، مگر آن كه با آمدن آن غم و اندوه آل محمد صلی الله علیه و آله تجدید مى‏شود. راوى گفت: چرا در روز عید غمگین مى‏شوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران مى‏بینند و از این كه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبرى امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نكرده است كه حكومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.

به همین جهت یكى از رایجترین اعمال این روز كه اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعاى ندبه در روز فطر است كه دردمندانه و عاشقانه با امام زمان(عج) نجوا مى‏كنند: «هل الیك یابن احمد سبیلٌ فتلقى... متى ترانا و نراك و قد نشرت لواء النّصر ترى... .»

برخى از مردم عید را به معنى نشاط و شادى ظاهرى دانسته و با پوشیدن لباسهاى نو و رنگارنگ و با تدارك غذاهاى متنوع و شیرینى و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرج بى‏محتوا خود را سرگرم مى‏كنند. در حالى كه عارفان با بصیرت و اولیاء خاص الهى با چشم دل، به عید نگریسته و زوایاى معنوى آن را جستجو مى‏كنند. بخشى از كوشش هاى مردان الهى در ایّام عید بُعد اجتماعى دارد كه در حلّ مشكلات برادران دینى، رسیدگى به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینى، كمك به مستضعفان فكرى جامعه و اهتمام به مسائل عمومى و مبتلا به مسلمانان جلوه مى‏كند.

این ابیات مولوى تا حدودى بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است كه به مولاى خویش عرضه مى‏دارند:

در هوایت بى‏قرارم روز و شب                                                  سر ز پایت بر ندارم روز و شب 

اى مهار عاشقان در دست تو                                                  در میان این قطارم روز و شب 

تا كه بگشایم به قندت روزه‏ام                                                  تا قیامت روزه دارم روز و شب 

چون ز خوان فضل روزه بشكنم                                                عید باشد روزگارم روز و شب 

جان روز و جان شب اى جان تو                                                انتظارم، انتظارم روز و شب 

تا بسالى نیستم موقوف عید                                                 با مه تو عید دارم روز و شب 

زآن شبى كه وعده كردى روز وصل                                         روز و شب را مى‏شمارم روز و شب 

بس كه كشت مهر جانم تشنه است                                      ز ابر دیده اشك بارم روز و شب


عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى در این مورد در كتاب ارزشمند المراقبات (7) مى‏نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حكومت آن حضرت توسط دشمنان، سختى حال شیعیان و رعایاى او را در دست كافران و فاجران بنگرد و ببیند كه به آنان از قتل نفوس و هتك آبرو و غصب اموال و بدى حال و مقام خوارى و ابتذال چه مى‏رسد بایستى خوشحالى او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعاى ندبه بسان زن بچه مرده‏اى بگرید و فرج او را از خدا بخواهد... بارى چون خواستى براى نماز عید بیرون روى كه با امامى نمازگزارى یا خودت امام جماعت شوى بر توست كه از مصیبتى كه براى غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشى، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است كه نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفكر نماى و در پیش خویش میزان بگیر كه چون براى مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از بركات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محو جور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تكمیل عقول و تزكیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق نظر كن و با صداى بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: اى زاده احمد! آیا راهى به سوى تو هست كه ملاقات شوى؟... اى آقاى من:

و تلافى ان كان فیه أتلافى                                     بك عجّل به جعلت فداكا

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب كن فداى تو شوم.

و بما شئت فى هواك اختبرنى                                فاختیارى ماكان فیه رضاكا

و به هر چه بخواهى در راه عشق خودت مرا آزمایش كن كه آنچه را كه رضاى تو در آن است انتخاب مى‏كنم.

بجمال حجبته بجلالٍ هام                                         واستعذب العذاب هناكا 

قسم به جمال خودت كه از او پوشیده‏اى و جلال خودت كه او را سرگردان ساخته‏اى و در كوى تو عذاب را شربت گوارا مى داند.

ذاب قلبى فأذن له یتمنّا                                           ك فیه بقیّة لرجاكا

دل من آب شد پس به او اجازه بده كه ترا آرزو كند، در این قلب، نیم رمقى براى امید و تمناى تو هست.

بنابراین درخواست برقرارى دولت كریمه حضرت مهدى(عج) بهترین پاداش و عیدى است كه مى‏توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

در روز عید فطر مسلمانان با شوق وصف ناپذیرى از عبادات و ریاضات شبهاى ماه رمضان و شبهاى قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف مى‏كشند و اتّحاد و یگانگى و برادرى و همدلى خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان مى‏زنند و همنوا با برادران دینى خود، پروردگار با عظمت را صدا كرده و توفیق در تمام كارهاى خیر و دورى از تمام بدى‏ها را به همراه حضرت محمّد و آلش ـ كه درود خدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواست مى‏كنند.

سید بن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند: هنگامى كه از منزل خارج شده و به سوى نماز عید مى‏روى دعاى "اللّهم من تهیّأ" را مى‏خوانى و هنگامى كه به نام مبارك حضرت صاحب الزمان(عج) رسیدى با آرزوى تحقق وعده الهى و استقرار حكومت عدل مهدوى (عج) مى‏گویى: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً وانصره نصراً عزیزاً ... اللّهم انّا نرغب الیك فى دولةٍ كریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله ...(8) ؛ خداوندا براى ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتى عزتبخش یارى نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت كریمه‏اى هستیم كه با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاك مذلّت بنشانى ... .


 

درسى از امام صادق علیه السلام
از آموزنده‏ترین فرازهاى زندگى امام صادق علیه السلام حادثه‏اى شنیدنى است كه در عید فطر اتّفاق افتاد ماجرا از این قرار بود كه ابوالعباس سفاح، اولین خلیفه عباسى در هنگام خلافت خویش در بغداد، روزى امام صادق علیه السلام را به مركز خلافت خود احضار كرد. او به دنبال فرصتى مى‏گشت تا آن

حضرت را به شهادت برساند تا این كه وى آخرین روز ماه مبارك رمضان را عید فطر اعلام كرد. آن روز هنگامى كه حضرت صادق علیه السلام در منطقه حیره بر او وارد شد خلیفه از او پرسید: اى اباعبدالله! نظر تو راجع به روزه امروز چیست؟ امام صادق با بهره‏گیرى از آیه تقیه كه مى‏فرماید: «لا یتّخذ المؤمنون الكافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلك فلیس من الله فى شى‏ءٍ الّا ان تتّقوا منهم تقیهً و یحذّركم الله نفسه و الى الله المصیر(9) ؛ افراد با ایمان نباید به جاى مؤمنان، كافران را به دوستى بگیرند و هر كس چنین كند، هیچ رابطه‏اى با خدا ندارد مگر این كه از آنان به نوعى تقیه كنید و خداوند شما را از عقوبت خود برحذر مى‏دارد و بازگشت همه به سوى خداست. و با پیروى از اجداد طاهرین خویش تقیه نموده، و به سفاح فرمود: این مربوط به پیشواى مردم است، تو اگر روزه بگیرى، من هم روزه مى‏گیرم و اگر افطار كنى من هم افطار خواهم كرد. در این هنگام سفاح به غلام خود دستور داد تا سفره غذا را بچیند و امام صادق علیه السلام به همراه او غذا خورده و روزه‏اش را شكست با این كه مطمئنّاً مى‏دانست آن روز از ماه رمضان است و عید فطر نیست. آن حضرت در توضیح عمل خویش به یاران نزدیكش فرمود: «والله انّه یومٌ من شهر رمضان فكان افطارى یوماً و قضاؤه ایسر علىّ من ان یضرب عنقى ولا یعبدالله (10) ؛ به خدا سوگند آن روز از ماه رمضان بود و یك روز شكستن روزه ماه رمضان (به خاطر تقیه و حفظ دین) و اداى قضاى آن براى من آسان تر از این است كه كشته شوم و خدا عبادت نشود.»

حضرت صادق علیه السلام با این تدبیر الهى توطئه خلیفه ستمگر را خنثى نموده و به شیعیان درسى دیگر آموخت. آن حضرت در این روایت ضمن تأكید بر اصل قرآنى تقیه، به فلسفه آن نیز اشاره مى‏فرماید كه تقیه براى حفظ دین است نه براى حفظ زندگى افراد.

و اضافه مى‏كند كه اگر من به خاطر حادثه‏اى كوچك كشته شوم دین الهى از میان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشى سپرده خواهد شد.

 

پى‏نوشت‏ها:

1. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2. نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 193.

3. فرازى از دعاى عرفه.

4. صحیفه امام، ج 18، ص 395.

5. وسائل الشیعه، ج 7، ص 681.

6. تهذیب الاحكام، ج 3، ص 289.

7. المراقبات، ص 343.

8. اقبال الاعمال، ج 1، ص 476.

9. سوره آل عمران، آیه 28.

10. الكافى، ج 4، ص 82.

 

منبع:

مجله پاسدار اسلام، شماره 275 ، حجة‏الاسلام عبدالكریم پاك‏نیا .

زائربقيع چهارشنبه دهم مهر 1387 نظر بدهید!

احكام زكات فطره

احكام زكات فطره
(مساله 1991) كسی كه موقع غروب یعنى قبل از غروب شب عید فطر گرچه به چند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده كس دیگر نیست، باید براى خودش و كسانی كه نان‏خور او هستند، هر نفرى یك صاع كه تقریبا 3 كیلوگرم است گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج ‏یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یكى از اینها را هم بدهد كافى است.

(مساله 1992) كسی كه مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و كسى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند فقیر است و دادن زكات فطره بر او واجب نیست.

(مساله 1993) انسان باید فطره كسانى را كه در غروب شب عید فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد: كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود باشند یا شهر دیگر.

(مساله 1994) اگر كسى را كه نان‏خور او است و در شهر دیگر است وكیل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمینان داشته باشد كه فطره را مى‏دهد، لازم نیست ‏خودش فطره او را بدهد.

(مساله 1995) فطره مهمانى كه پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نان‏خور او حساب مى‏شود، بر او واجب است.

(مساله 1996) فطره مهمانى كه پیش از غروب شب عید فطر بدون رضایت صاحبخانه وارد مى‏شود در صورتی كه نان‏خور او حساب شود واجب است و همچنین است فطره كسی كه انسان را مجبور كرده‏اند كه خرجى او را بدهد.

(مساله 1997) فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عید فطر وارد مى‏شود، بر صاحبخانه واجب نیست، اگر چه پیش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.

(مساله 1998) اگر كسى موقع غروب شب عید فطر دیوانه یا بیهوش باشد، زكات فطره بر او واجب نیست.

(مساله 1999) اگر پیش از غروب بچه بالغ شود، یا دیوانه عاقل گردد، یا فقیر غنى شود، در صورتی كه شرائط واجب شدن فطره را دارا باشد، باید زكات فطره را بدهد.

(مساله 2000) كسی كه موقع غروب شب عید فطر، زكات فطره بر او واجب نیست، اگر تا پیش از ظهر روز عید شرط‌ هاى واجب شدن فطره در او پیدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.

(مساله 2001) كافرى كه بعد از غروب شب عید فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نیست. ولى مسلمانى كه شیعه نبوده، اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زكات فطره را بدهد.

(مساله 2002) كسی كه فقط به اندازه یك صاع كه تقریبا سه كیلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنانچه عیالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد می‌تواند به قصد فطره، آن یك صاع را به یكى از عیالاتش بدهد و او هم به همین قصد به دیگرى بدهد، و همچنین تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چیزى را كه مى‏گیرد به كسى بدهد كه از خودشان نباشد. و اگر یكى از آنها صغیر باشد، ولى او به جاى او مى‏گیرد و احتیاط آنست چیزى را كه براى صغیر گرفته به كسى ندهد.

(مساله 2003) اگر بعد از غروب شب عید فطر بچه‏دار شود، یا كسى نان‏خور او حساب شود، واجب نیست فطره او را بدهد. اگر چه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پیش از ظهر روز عید نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد.

(مساله 2004) اگر انسان نان‏خور كسى باشد و پیش از غروب نان‏خور كس دیگر شود، فطره او بر كسی كه نان‏خور او شده واجب است مثلا اگر دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود، شوهرش باید فطره او را بدهد.

(مساله 2005) كسی كه دیگرى باید فطره او را بدهد، واجب نیست فطره خود را بدهد.

(مساله 2006) اگر فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى‏شود.

(مساله 2007) اگر كسى كه فطره او بر دیگرى واجب است‏ خودش فطره را بدهد، از كسی كه فطره بر او واجب شده ساقط نمى‏شود.

(مساله 2008) زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏دهد، چنانچه نان‏خور كس دیگر باشد، فطره‏اش بر آن كس واجب است. و اگر نان‏خور كس دیگر نیست، در صورتی كه فقیر نباشد، باید فطره خود را بدهد.

(مساله 2009) كسى كه سید نیست نمى‏تواند به سید فطره بدهد حتى اگر سیدى نان‏خور او باشد، نمى‏تواند فطره او را به سید دیگر بدهد.

(مساله 2010) فطره طفلى كه از مادر یا دایه شیر مى‏خورد، بر كسى است كه مخارج مادر یا دایه را مى‏دهد. ولى اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمی‌دارد فطره طفل بر كسى واجب نیست.

(مساله 2011) انسان اگر چه مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد، باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.

(مساله 2012) اگر انسان كسى را اجیر نماید و شرط كند كه مخارج او را بدهد در صورتی كه به شرط خود عمل كند و نان‏خور او حساب شود باید فطره او را هم بدهد ولى چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلا پولى براى مخارجش بدهد، دادن فطره او واجب نیست.

(مساله 2013) اگر كسى بعد از غروب شب عید فطر بمیرد، باید فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پیش از غروب بمیرد، واجب نیست فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند.

 


مصرف زكات فطره
(مساله 2014) اگر زكات فطره را به یكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته شد برسانند كافیست. ولى احتیاط مستحب آنست كه فقط به فقراى شیعه بدهد.

(مساله 2015) اگر طفل شیعه‏اى فقیر باشد، انسان مى‏تواند فطره را به مصرف او برساند، یا به واسطه دادن به ولى طفل، ملك طفل نماید.

(مساله 2016) فقیری كه فطره به او مى‏دهند، لازم نیست عادل باشد ولى احتیاط واجب آنست كه به شرابخوار و كسی كه آشكارا معصیت كبیره مى‏كند فطره ندهد.

(مساله 2017) به كسی كه فطره را در معصیت مصرف مى‏كند نباید فطره بدهند.

(مساله 2018) احتیاط واجب آنست كه به یك فقیر بیشتر از مخارج سالش و كمتر از یك صاع كه تقریبا سه كیلو است فطره ندهند.

(مساله 2019) اگر از جنسى كه قیمتش دو برابر قیمت معمولى آن است مثلا از گندمى كه قیمت آن دو برابر قیمت گندم معمولى است، نصف صاع كه معناى آن در مساله پیش گفته شد بدهد كافى نیست. و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشكال دارد.

(مساله 2020) انسان نمى‏تواند نصف صاع را از یك جنس مثلا گندم و نصف دیگر را از جنس دیگر مثلا جو بدهد. و اگر آن را به قصد قیمت فطره بدهد اشكال دارد.

(مساله 2021) مستحب است در دادن زكات فطره، خویشان فقیر خود را بر دیگران مقدم دارد و بعد همسایگان فقیر را، بعد اهل علم فقیر را، ولى اگر دیگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.

(مساله 2022) اگر انسان به خیال این كه كسى فقیر است ‏به او فطره بدهد و بعد بفهمد كه فقیر نبوده چنانچه مالى را كه به او داده از بین نرفته باشد، مى‏تواند پس بگیرد و به مستحق بدهد و اگر نتواند بگیرد باید از مال خودش فطره بدهد و اگر از بین رفته باشد، در صورتی كه گیرنده فطره مى‏دانسته با احتمال می‌داده آنچه را گرفته فطره است، باید عوض آن را بدهد و الا، دادن عوض بر او واجب نیست و انسان باید دوباره فطره را بدهد.

(مساله 2023) اگر كسى بگوید فقیرم، نمى‏شود به او فطره داد، مگر آن كه اطمینان پیدا كند یا از ظاهر حالش گمان پیدا شود كه فقیر است ‏یا انسان بداند كه قبلا فقیر بوده است.

 


مسائل متفرقه زكات فطره
(مساله 2024) انسان باید زكات فطره را به قصد قربت ‏یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعی كه آن را مى‏دهد، نیت دادن فطره نماید.

(مساله 2025) اگر پیش از ماه رمضان فطره را بدهد صحیح نیست و احتیاط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره ندهد. ولى اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض دهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد.

(مساله 2026) گندم یا چیز دیگرى را كه براى فطره مى‏دهد، باید به جنس دیگر یا خاك مخلوط نباشد، یا اگر مخلوط است چیزی كه مخلوط شده به قدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بیش از این مقدار باشد در صورتى صحیح است كه خالص آن به یك صاع برسد ولى اگر مثلا یك صاع گندم به چندین مَن خاك مخلوط باشد كه خالص كردن آن خرج یا كار بیشتر از متعارف دارد، دادن آن كافى نیست.

(مساله 2027) اگر فطره را از چیز معیوب بدهد كافى نیست. ولى اگر جائى باشد كه خوراك غالب آنها معیوب است اشكال ندارد.

(مساله 2028) كسی كه فطره چند نفر را مى‏دهد، لازم نیست همه را از یك جنس بدهد و اگر مثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض دیگر را جو بدهد كافیست.

(مساله 2029) كسی كه نماز عید فطر مى‏خواند، بنا بر احتیاط واجب باید فطره را پیش از نماز عید بدهد. ولى اگر نماز عید نمى‏خواند، می‌تواند دادن فطره را تا ظهر تاخیر بیندازد.

(مساله 2030) اگر به نیت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عید به مستحق ندهد، احتیاط واجب آنست كه هر وقت آن را مى‏دهد نیت فطره نماید.

(مساله 2031) اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، احتیاط واجب آنست كه بعدا بدون این كه نیت ادا و قضا كند فطره را بدهد.

(مساله 2032) اگر فطره را كنار بگذارد، نمى‏تواند آن را براى خودش بردارد و مالى دیگر را براى فطره بگذارد.

(مساله 2033) اگر انسان مالى داشته باشد كه قیمتش از فطره بیشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نیت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.

(مساله 2034) اگر مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بین برود، چنانچه دسترس به فقیر داشته و دادن فطره را به تاخیر انداخته، باید عوض آن را بدهد و اگر دسترس به فقیر نداشته ضامن نیست، مگر آن كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.

(مساله 2035) اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آنست كه فطره را به جاى دیگر نبرد، و اگر به جاى دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

روز پاداش گرفتن

روز پاداش گرفتن
مسلمانان روزه‌دار كه ماه رمضان را به روزه‌دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده‌اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏‌تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.
امیرالمؤمنین على علیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبه‌اى خوانده‏‌اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‌‏اند:

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و ناامید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‌‏دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:

هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏‌تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏‌نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمى‏برند.

از سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مى‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‌‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مى‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین علیهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مى‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید مى‏خوانیم:

... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏.

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‌‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر؛ جشن عبودیّت

عید فطر؛ جشن عبودیّت
نگاهى به سازندگی‌هاى اخلاقى و عرفانى رمضان

شاید هیچ فرصتى براى یك محاسبه همه جانبه و خانه‏تكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد.

در شب‌ها و روزهاى این ماه خدایى، هم مجالى براى بازپرورى روح و جان است، هم فرصتى براى رسیدگى به محرومان و مستمندان و همدردى با دردمندان، هم موقعیّتى براى تقرّب به خدا و تقویت روحیّه معنوى و از خود رها شدن و به خدا پیوستن.

از رمضان چه انتظارى است؟!

و از روزه‏داران چه انتظارى؟

یكى از تكالیفمان در این ماه، رسیدگى به «خود» است، گشودن حسابى براى «محاسبه نفس»، رسیدگى به نیك و بدها، خیر و شرّها، ثواب‌ها و عصیان‌ها و حسنات و سیّئات خویش.

«توبه»، راهى است، گشوده پیش پاى خاكیانِ گناه‏آلود، تا جان خویش را به پاكى برسانند و افلاكى شوند و رضاى خداى توبه‏پذیر را فراهم آورند، پنجره‏اى است باز شده به رویمان، جهت نگاه كردن به آستان مغفرتِ خداى غفّار.

راستى ... از كجا مى‏توان میزان «خلوص» و «بندگى» را شناخت؟

عبادت‌ها و تهذیب‌هاى این ماه، وسیله‏اى براى «خودشناسى» و «خداخواهى» است. شب‌هاى «قدر»، اوجِ این معرفت متعالى و فیض سرشار الهى است، تا چه كس بهره گیرد، و چه كس تهیدست از این ضیافتخانه باز گردد!

بانوى بزرگوار اسلام، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: «یك روزه‏دار، از روزه‏اش چه بهره‏اى مى‏برد و به چه كارش مى‏آید، اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را «نگهبان» نباشد؟»

جلوه دیگر رمضان، در ارتباط با «مردم» است.

كسى غمخوارى رنجدیدگان محروم را دارد كه رنج و حرمان را بشناسد و گرسنگى و نیاز را لمس كرده باشد. در روایات، از جمله حكمت‌هاى روزه، این به شمار آمده كه با چشیدن رنج گرسنگى و تشنگى، به یاد گرسنگان بیفتیم، تا ثروتمندان به مستمندان ترّحم كنند و مرّفهان برخوردار، به یاد محرومان نیازمند بیفتند.

روزه‏دار، زكات بدنش را مى‏پردازد،

درد گرسنگان را حس مى‏كند،

با نیازمندان همدردى و همدلى دارد،

اگر در طول سال، معناى «گرسنگى» را نمى‏داند، به بركت روزه، این مفهوم برایش عینیّت مى‏یابد و اگر توفیق یابد و شیطان بگذارد وحرص و آز امان دهد، به فقرا و بینوایان اطعام و افطارى مى‏دهد، غذاى گرم به خانواده‏هاى بى‏بضاعت، اما آبرومند مى‏فرستد و لبخند شادى بر چهره كودكان چشم‏انتظار تفقّد و دلجویى مى‏نشاند ... كه اگر توفیق الهى نباشد، از این خدمت به همنوع، محروم مى‏ماند.

رمضان به خانه‏ها «بهار» مى‏آورد ... بهار معنویت و صفا.

سحرخیزى براى سحرى‏ خوردن و مناجات و نیّت روزه و نماز صبح اول وقت، از بركات این ماه است.

گرم شدن كانون مساجد و محافل دینى و اتصال قوی‌تر «خانه ـ مسجد» و انس بیشتر كودكان و جوانان با خانه خدا و نماز جماعت، بركت دیگرى است.

آهنگ قرآن و دعا، خانه‏ها را نورانى مى‏كند.

رابطه عاطفى میان اعضاى خانواده، بر محور «بندگى خدا» تقویت مى‏شود.

«صله رحم»، افزایش مى‏یابد و دل‌ها به هم نزدیك‌تر مى‏گردد.

راستى كه شب‌ها «دعاى افتتاح»، سحرها «دعاى ابوحمزه»، در مساجد دعاهاى هر روزه ماه، در شب‌هاى قدر، مراسم احیاء و غلغله جمعیت در مساجد و حرم‌ها و مصلاها، اینها همه موجى از رحمت و ابرى از كرامت را بر سر مؤمنان، سایه‏افكن مى‏سازد.

چه دل‌هایى كه از ریب و ریا پاك مى‏شود،

چه دست‌هایى كه به جیب فتوت مى‏رود، تا گرهى از كار دردمندى بگشاید و غمى از چهره خانواده‏اى بزداید،

چه حنجره‏هاى داودى، كه به تلاوت وحى خدا مترنّم مى‏شوند،

چه وارستگی‌ها و توبه‏ها و پاك ‏شدن‌هایى كه محصول سبز و ماندگار «موسم رمضان» است،

چه اخلاق‌هایى كه در سایه مواعظ گویندگان، به صلاح مى‏گراید.

چرا رمضان را «آینه»اى نسازیم، براى تماشاى سیماى اخلاق و چهره باطن خویش؟

و كلاسى كه درس آن «خودسازى» است،

متن آن «دعا» و «نماز»،

و قبولى آن «توبه» و توفیق ترك گناه و بهسازى اخلاق در خانه و مدرسه و اداره و بازار و محل كار!

اگر چنین شد، مى‏توان روز فطر را «عید» گرفت.

«عید فطر»، نمره قبولى در دوره آموزشى «شهراللّه‏» است.

عید فطر، عید توفیق در عبودیت و معرفت و تهذیب نفس و دور شدن از رذائل و نزدیك شدن به فضایل است.

عید «ذكر خدا» و «یاد نیازمندان»،

عید «كفّ نفس» و كنترل خواسته‏ها و مهار تمنیّات،

كیست كه راضى شود میوه‏اى از باغ رمضان نچیده، گام از این بوستان بیرون نهد؟

وقتى سپاهى بر دشمن پیروز مى‏شود، شیپور پیروزى مى‏زنند.

غلبه بر «خصم درون» نیز، شادى دارد.

عید فطر، جشن عبودیّت است.

خوشا آنان كه اعمالشان مرضىّ نظر «مولا» مى‏شود و به تفرّجى در دامنه‏هاى روح‏پرور ملكوتى كه در این ماه، به زمینیان هدیه مى‏شود پرداخته، دامن دامن مغفرت و رحمت گرد مى‏آورند.

رمضان نیز مى‏گذرد و با همه خجستگى و مباركى‏اش به پایان مى‏رسد.

گروهى به شب‏زنده‏دارى و تهجّد و «یارب یارب» شب‌ها و سحرگاهان انس مى‏گیرند، عده‏اى با دست‌هایى گشوده از نیاز و دل‌هایى لرزان از خوف و خشیت الهى، چشم امید به غفرانِ خداى غفار مى‏دوزند،

جمعى هم در كاستن از لغزش‌ها و سبك كردن بار گناهان مى‏پردازند،

كسانى از این یك ماه، براى یازده ماه دیگر توشه سلوك و نیروى عمل صالح برمى‏گیرند.

راستى ... ما از كدام گروهیم؟!

"جواد محدثى"

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

فطریه ی عاشقی

فطریه ی عاشقی
هلال نقره ای ماه، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم، به یک ماه خاطره ی آسمانی، به یک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ی(1) دستانم، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی!.

خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید، آخرین شب عید بی مهدی باشد.

خدایا آسمان نیازم سرشار از توست، منِ روزه دارِ عاشقی  را بیش از این تشنگی مده! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان.

«اللهُم اجعَل صیامی»(2) در این شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکی، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم... انتظار! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو، منتظرمان نگذار!

امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد.

من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام، غسل شادمانی، غسل شوق...

صدا می آید... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش.

آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر «اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا می کنند، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت...

دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم» که قرارش دادی «للمسلمینَ عیدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله!

«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!


چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای «اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم»(5) سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت «العجل، العجل، العجل» را عیدانه از خداوند درخواست کنی.

پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!

روزه ات قبول


یاس خاکی

 


---------------------------------------

1- سوره آل عمران، آیه

2- مفاتیح الجنان، اعمال آخر ماه رمضان

3- مفاتیح الجنان، اعمال عید فطر

4- ذکر قنوت نماز عید فطر

5- دعای عهد

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

بدرود ای بزرگترین ماه خدا

بدرود ای بزرگترین ماه خدا
لحظات زیبا و نورانی ماه مبارك رمضان رو به پایان می‌رود و روزه‌داران؛ این جهادگران با نفس به نقطه‌های اوج تزكیه و پرورش درون نزدیك می‌شوند و بهترین و مطمئن‌ترین توشه‌های معنوی را برای طول سال خود به منظور مقابله با تمایلات نفسانی و معاصی و گناهان و صفات و رذایل اخلاقی، ذخیره می‌نمایند.

بدرود ای یار و قرینی كه چون باشی، قدرت پس جلیل است و چون رخت بربندی، فراقت رنج افزا شود. ای مایه امید ما كه دوریت برای ما بس دردناك است .
لحظات وداع با رمضان را با تعابیر زیبا و عمیق حضرت امام زین العابدین علیه السلام سپری می‌سازیم و از درگاه حضرت پروردگار توفیق درك رمضان‌های دیگر را آرزو می‌نمائیم .

ای خداوندی كه احسان و فضل خویش به بندگانت عطا كرده‌ای و آنان را در بخشش و عطا غرقه ساخته‌ای آثار نعمت تو بر ما چه آشكار است و احسان تو در حق ما چه بسیار . و چه بسیار ما را به بّر و نیكی خویش مخصوص گردانیده‌ای .

ما را به دین برگزیده خود، آیین پسندیده خود، شریعت سهل و آسان خود هدایت كردی و دیدگانمان را بینا ساختی كه به تو تقرب جوییم و به مقام كرامت تو واصل آییم .

بدرود كه هنوز فرا نرسیده است از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك .
بار خدایا، یكی از این برگزیده‌ترین وظایف و خاص‌ترین واجبات، ماه رمضان را قرار دادی. ماهی كه آن را از میان دیگر ماه‌ها ویژگی دیگری بخشیده‌ای و از میان همه زمان‌ها و روزگارها اختیارش كرده‌ای و بر همه اوقات سال برتری‌اش نهاده‌ای، زیرا كه در آن قرآن و نور نازل كرده‌ای و بر تكالیف مومنان چند برابر افزوده‌ای و روزه را در آن واجب داشته‌ای و مردمان را به برپای خاستن برای عبادت خود ترغیب كرده‌ای و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است تجلیل فرموده‌ای . و چون رمضان را به ما عطا كردی، ما را بر دیگر امت‌ها فضیلت نهادی و از میان پیروان دیگر كیش‌ها برگزیدی . پس ما به فرمان تو روزش را روزه داشتیم و شبش را به نماز برخاستیم، و با روزه داشتن و نماز خواندن در این ماه به رحمتی كه ما را ارزانی داشته بودی روی نهادیم و آن را وسیله نیل به ثواب تو قرار دادیم . تویی كه هر چه از تو خواهند توانی داشت و آنچه از فضل و احسان تو طلبند توانی داد و به خواستاران مقام قرب خود نزدیك هستی .

در برابر قصوری كه در این ماه در طاعت تو ورزیده‌ایم، ما را پاداشی ده كه به یاری آن بر فضیلت مرغوب دست یابیم و آن اندوخته‌های گوناگون را كه به آن مشتاق شده‌ایم بستانیم . عذر تقصیر ما را در ادای حق خود بپذیر و عمر ما را تا رمضان دیگر دراز كن و چون به رمضان دیگر رسیدیم، یاریمان ده تا آن سان كه سزای خداوندی توست عبادتت كنیم و ما را به منزلتی رسان كه سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شایسته‌ای برگمار كه ادای حق تو را در این رمضان و رمضان دیگر، بایسته باشد.
ای خداوند، ماه رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یاری نیكو بود و گرانبهاترین سودهای مردم جهان را به ما ارزانی داشت . اما چون زمانش به سر رسید و مدتش و شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل كرد.

ای خداوند، اینك با او وداع می‌كنیم، همانند وداع با عزیزی كه فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایی كند، عزیزی كه او را بر ما پیمانی است كه باید نگه داریم و حرمتی كه باید رعایت كنیم و حقی كه باید ادا نماییم . پس اكنون می‌گوییم:

بدرود ای بزرگ‌ترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا.

بدرود ای گرامی‌ترین اوقاتی كه ما را مصاحب و یار بودی، ای بهترین ماه در همه روزها و ساعت‌ها.

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها، ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.

بدرود ای یار و قرینی كه چون باشی، قدرت پس جلیل است و چون رخت بربندی، فراقت رنج افزا شود. ای مایه امید ما كه دوریت برای ما بس دردناك است .

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، ما از سپری شدن رمضان اندوهگینیم، تو ما را بر اندوه این فراق پاداش خیر ده و این روز عید و روز روزه گشادن را بر ما مبارك گردان . چنان كه روز عید از شمار بهترین روزهایی باشد كه بر ما گذشته و عفو تو را به سوی ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدایا، گناهان آشكار و نهان ما را بیامرز.
بدرود ای همدم ما كه چون بیایی، شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی، رفتنت وحشت خیز است و تالم افزای .

بدرود ای همسایه‌ای كه تا با ما بودی، دل‌های ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان .

بدرود ای یاریگر ما كه در برابر شیطان یاریمان دادی و ای مصاحبی كه راه‌های نیكی و فضیلت را پیش پای ما هموار ساختی .

بدرود كه آزادشدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسیارند، و چه نیكبخت است آن كه حرمت تو نگه داشت .

بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیب‌ها كه پوشیده داشتی .

بدرود كه درنگ تو برای گنهكاران چه به درازا كشید و هیبت تو در دل مومنان چه بسیار بود.

بدرود ای ماهی كه هیچ ماه دیگر را توان همسری با تو نیست .

بدرود ای ماهی كه تا تو بودی، امن و سلامت بود.

بدرود ای آن كه نه در مصاحبت تو كراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندی .

بدرود كه سرشار از بركات بر ما در آمدی و ما را از آلودگی‌های گناه شست و شو دادی .

بدرود كه به هنگام وداع از تو نه غباری به دل داریم و نه از روزه‌ات ملالتی در خاطر.

بدرود كه هنوز فرا نرسیده است از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك .

بدرود كه چه بدی‌ها كه با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات كه ما را نصیب آمد.

بدرود تو را و آن شب قدر تو را كه از هزار ماه بهتر است .

بدرود كه دیروز كه در میان ما بودی آزمند ماندنت بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت آتش اشتیاق در دل ما شعله خواهد كشید.

بدرود تو را و آن فضل و كرم تو را كه اینك از آن محروم مانده‌ایم . و بر آن بركات كه پیش از این ما را داده بودی و اینك از كف داده‌ایم .

بار خدایا، ما آشنای این ماهیم، ماهی كه ما را بدان شرف و منزلت دادی و به بركت نعمت و احسان خویش روزه داشتنش را توفیق دادی، در حالی كه مردمان شقی قدرش را نشناختند و با شوربختی خویش، از فضیلتش محروم ماندند.

ای خداوند، تو بودی كه ما را برگزیدی و به شناخت این ماه توفیق عنایت كردی و به سنت آن راه نمودی . تو بودی كه ما را توفیق روزه داشتن و نمازگزاران ارزانی داشتی، هر چند ما قصور ورزیدیم و اندكی از بسیار به جای آوردیم .

بار خدایا، حمد تو راست در حالی كه به بدكرداری خویش اقرار می‌كنیم و به تبهكاری خویش معترفیم . برای رضای توست اگر در اعماق دلمان پشیمان شده‌ایم و از سر صدق از تو پوزش می‌طلبیم . پس در برابر قصوری كه در این ماه در طاعت تو ورزیده‌ایم، ما را پاداشی ده كه به یاری آن بر فضیلت مرغوب دست یابیم و آن اندوخته‌های گوناگون را كه به آن مشتاق شده‌ایم بستانیم . عذر تقصیر ما را در ادای حق خود بپذیر و عمر ما را تا رمضان دیگر دراز كن و چون به رمضان دیگر رسیدیم، یاریمان ده تا آن سان كه سزای خداوندی توست عبادتت كنیم و ما را به منزلتی رسان كه سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شایسته‌ای برگمار كه ادای حق تو را در این رمضان و رمضان دیگر، بایسته باشد.

بار خدایا، در این ماه اگر گناه كرده‌ایم، یا مرتكب آن شده‌ایم، یا به عمد خطایی از ما سر زده، یا از سر فراموشی ستمی بر خود واداشته‌ایم، یا پرده حرمت دیگری را دریده‌ایم، بار خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست و گناه ما در پرده اغماض فروپوش و ما را عفو كن و در برابر دیدگان شماتت كنندگان قرار مده و زبان طاعنان در حق ما دراز مگردان و ما را به رافت پایان نیافتنی و فضل و كرم نقصان ناپذیر خود به كاری برگمار كه خطاهایی را كه در این ماه مرتكب شده‌ایم و تو آن نپسندیده‌ای، از میان ببرد یا فرو پوشد.

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، ما از سپری شدن رمضان اندوهگینیم، تو ما را بر اندوه این فراق پاداش خیر ده و این روز عید و روز روزه گشادن را بر ما مبارك گردان . چنان كه روز عید از شمار بهترین روزهایی باشد كه بر ما گذشته و عفو تو را به سوی ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدایا، گناهان آشكار و نهان ما را بیامرز.

ای خداوند، با به پایان رسیدن این ماه، ما را از لوث گناه پاك نمای و با رفتنش، از ورطه گناهان برهان و از نیكبخت‌ترین كسانی قرار ده كه در آن به عبادت تو پرداخته‌اند و نصیبشان از همه بیشتر بوده و بیش از همه از آن بهره یافته‌اند.

بدرود ای گرامی‌ترین اوقاتی كه ما را مصاحب و یار بودی، ای بهترین ماه در همه روزها و ساعت‌ها.
بار خدایا، اگر كسی از بندگان تو، حق این ماه را آن چنان كه شایسته اوست رعایت كرده و حرمتش نگه داشته و وظایف خود و احكام آن را به جای آورده و از گناهان پرهیز كرده و به تو تقرب جسته، آن سان كه خشنودی تو نصیبش شده و رحمت تو بر او روی نهاده، ای خداوند، همانند مزدی كه او را می‌دهی، از خزانه بی‌نیازیت به ما نیز ارزانی دار و چند برابر آن از فضل خود عطا فرمای، كه خزاین فضل تو را نقصان نیست، بلكه همواره در افزایش است، و معادن احسان تو دستخوش فنا نشود و بخشش تو چه بخششی گواراست .

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و برای ما مزدی بنویس چونان مزد كسی كه این ماه را تا روز قیامت روزه داشته و تو را عبادت كرده است .

ای خداوند، ما در این روز فطر، روز عید و شادمانی مومنان، روز اجتماع مسلمانان به گرد یكدیگر، از هر گناه كه مرتكب شده‌ایم و از هر كار زشت كه زین پیش از ما سر زده، و از هر خیال بد كه در دل خود پنهان داشته‌ایم، توبه می‌كنیم؛ توبه كسی كه در حال خیال بازگشتنش به گناه نیست و بار دیگر به گناه بازنگردد، توبه‌ای كه بی بازگشت، عاری از هرگونه شك و ریب . بار خدایا، چنین توبه‌ای را از ما بپذیر و از ما خشنود شو و ما را در آن توبه ثابت قدم گردان .

ای خداوند، روزی ما ساز خوف از عقاب جهنم را و شوق به نعیم بهشت را، تا لذت آنچه را كه از تو خواسته‌ایم دریابیم .

ای خداوند، ما را در شمار توبه كنندگانی درآور كه محبت خود را به آنان ارزانی داشته‌ای و پذیرفته‌ای كه به طاعت تو باز گردند، ای دادگرترین دادگران .

ای خداوند، از پدران و مادران و همكیشان ما، آنان كه دیده از جهان بسته‌اند و آنان كه هنوز جام مرگ ننوشیده‌اند، درگذر.

بار خدایا، بر محمد پیامبر ما و خاندان او درود بفرست . همچنان كه بر ملائكه مقربین خود درود فرستاده‌ای . و بر او و خاندانش درود بفرست، آن سان كه بر پیامبران مرسل خود درود فرستاده‌ای، و درود بفرست بر او و خاندانش، آن سان كه بندگان صالح خود را درود فرستاده‌ای، درودی برتر از درود آنها، ای پروردگار جهانیان . درودی كه بركت آن به ما رسد و سود آن نصیب ما گردد و سبب استجابت دعای ما شود، كه تو كریم تر كسی هستی كه بدو رغبت توان یافت و كارسازترین كسی هستی كه بدو توكل توان كرد و تو خود بخشنده‌ترین كسان به سائلان درگاه خود هستی و انت علی كل شی قدیر.

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند، ای عید اولیای خدا!

بدرود ای گرامی‌ترین اوقاتی كه ما را مصاحب و یار بودی، ای بهترین ماه در همه روزها و ساعت‌ها.

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها، ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.

بدرود ای همدم ما كه چون بیایی، شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی، رفتنت وحشت خیز است و تالم افزای.

بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیب‌ها كه پوشیده داشتی.

بدرود كه درنگ تو برای گنهكاران چه به درازا كشید و هیبت تو در دل مومنان چه بسیار بود.

بدرود ای ماهی كه هیچ ماه دیگر را توان همسری با تو نیست.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر در قرآن كریم

عید فطر در قرآن كریم

 

عید چیست؟
عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود، و در اعیاد اسلامی به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می‌گردد و آلودگی‌ها که بر خلاف فطرت است، از میان می‌رود، عید گفته شده است. (1)

بسیاری از آیات قرآن بر اجتماعی بودن شئون اسلامی دلالت می‌کند و صفت اجتماعی بودن در تمامی احکام و قوانین اسلامی حاکم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد، اجتماعی بودن را به طور مستقیم تشریع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداری که دشمن دفع شود واجب است.

روزه و حج بر هر کسی که مستطیع و قادر به انجام آن دو باشد و عذری نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دو واجب به طور مستقیم نیست. بلکه لازمه آن دو است، چون وقتی روزه‌دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حد کامل می‌رسد، و نیز وقتی مکلف به زیارت خانه خدا گردید قهراً با سایر مسلمانان یک جا جمع می‌شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد کامل می‌رسد. و نیز نمازهای پنج‌گانه یومیه را بر هر مکلفی واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولی این رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافی کرده و اجتماع برای نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.

 


عید فطر در قرآن
با مراجعه به قرآن شریف آیاتی را می‌توان یافت که به طور مستقیم و با کمی دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می‌دهند که این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتنداز:

 


1- آیه 185 سوره مبارکه بقره:
در این آیه خداوند متعال ضمن معرفی ماه مبارک رمضان و نزول قرآن در آن به برخی از احکام مربوط به این ماه شریف اشاره کرده و می‌فرماید: هر یک از شما که هلال ماه رمضان را مشاهده کرد باید روزه بگیرد و کسی که در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درک کرد در روزهای دیگر باید، روزه فوت شده را جبران کند. در ادامه می‌فرماید: خداوند این احکام را به خاطر راحتی شما و نه به خاطر به سختی افتادنتان تشریع نموده است و این که عدد را تکمیل کنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید.
«یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر و لتکملواالعدة و لتکبروالله علی ماهدئکم و لعلکم تشکرون».

ولتکموا... عطف به یرید و مبین علت غائی است. خداوند در تشریع احکام برای شما آسانی خواسته نه سخت‌گیری، تا روزه ایام معدود را به هر صورتی که بتوانید چه در ماه رمضان یا غیر آن به کمال رسانید ممکن است ولتکملوا، عطف به فعل مقدر یا فلیصمه باشد: تا از این امر «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، انجام دهید و آن را تکمیل نمایید، چون امر ولتکموا بعد از امر به روزه ماه رمضان است کمال ظاهری آن معنای اتمام می‌باشد. و کمال معنوی آن انجام با شرایط و آداب آن است تا با گذشت ایام اراده ایمانی، حاکم بر انگیزه‌ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگیر و یاد عظمت او زنده و فعال گردد یادی که بر طریق هدایت استوار شود:

و لتکبروالله علی ماهداک و در پرتو آن، نعمت‌ها مشخص و شکرگزاری شود.

در روایات منظور از تکبیر در جمله: و لتکبرواالله علی ما هدیکم تعظیم، و منظور از هدایت، ولایت است.

این که هدایت به معنای ولایت باشد از باب تطبیق کلی بر مصداق است و ممکن است از قبیل همان قسم بیاناتی باشد که نامش را تاویل گذاشته‌اند، چنانکه در بعضی از روایات آمده و در معنای دو کلمه یسر و عسر فرموده‌اند: یسر ولایت و عسر مخالفت با خدا و دوستی با دشمنان خداست.

پس معنای آیه این است که تا خداوند را بزرگ بداری و اجلالش کنی به خاطر آن هدایت و راهنمایی که برای شما در دینتان بیان کرد و به خاطر آن که به شما توفیق داد تا ماه رمضان را روزه بدارید این ماه اختصاصی شما امت مسلمان می‌باشد و امم دیگر از آن بی‌بهره‌اند.

بیشتر دانشمندان گفته‌اند که مقصود از ولتکبراالله، تکبیرهایی است که در شب عید فطر وارد شده است که این تکبیرها بعد از چهار نماز مغرب و عشاء و صبح روز عید و نماز عید فطر گفته می‌شود. در عید فطر این گونه می‌گویند: «الله‌اکبر الله‌اکبر لااله الاالله و الله‌اکبر الله‌اکبر و لله‌الحمد الحمد علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا.» (2)

توضیح- برخی برای روز عید این تکبیرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عید نیز ذکر کرده‌اند. حضرت امام خمینی و آیة‌الله اراکی جزء این دسته از فقها می‌باشند مستند این حکم، روایتی است از قول امام صادق علیه‌السلام که فرمود: در عید فطر هم تکبیر هست، عرضه داشتم تکبیر که غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیکن مستحب است که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو رکعت نماز عید گفته شود. (3)

همچنین سعید نقاش از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود: برای من در شب عید فطر تکبیر هست، اما واجب نیست بلکه مستحب است، می‌گوید، پرسیدم این تکبیر در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عید در مغرب و عشا و در نماز صبح و نماز عید آنگاه قطع می‌شود، عرضه داشتم: چگونه تکبیر بگویم؟ فرمود: می‌گویی الله‌اکبر، الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، الله‌اکبر و لله الحمد، الله‌اکبر علی ما هدانا و منظور از کلام خدا که می‌فرماید: و لتکموا العدة همین است، چون معنایش این است که نماز کامل کنید. و خدا را در برابر این که هدایتتان کرده تکبیر کنید ‌(4) و تکبیر همین است که بگویید: الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، و لله الحمد راوی می‌گوید در روایت دیگری آمده که تکبیر آخر را چهار بار باید گفت.

مرحوم علامه طباطبائی ضمن بیان دو روایت یاد شده در حل تعارض بین آن ‌دو می‌نویسد: اختلاف این دو روایت که یکی تکبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب می‌‌‌داند و دیگری نمی‌داند ممکن است حمل شود بر مراتب استحباب، یعنی دومی مستحب باشد، و اولی مستحب‌تر، و این که فرمود: منظور از (و لتکملوا العدة) اکمال نماز است شاید منظور این باشد با خواندن نماز عید، عدد روزه را تکمیل کنید و باز خود تکبیرات را بگویید. که خدا شما را هدایت کرد، و این با معنائی که ما از ظاهر جمله، ولتکبرواالله علی ما هدیکم ... فهمیدیم منافات ندارد، برای این که کلام امام استفاده حکم استحبابی از مورد وجوب است. (5)

شافعی معتقد است که باید الله‌اکبر را سه بار گفت و از زمانی‌که ماه دیده می‌شود و تا زمانی‌که امام به نماز می‌ایستد این تکبیرها تکرار شود. وقتی امام بیرون آمد همراه تکبیر او باید تکبیر گفت در حالی که در عید قربان باید همین تکبیرها را پشت سر ده نماز خواند که اولین آنها نماز ظهر روز عید قربان تا ده نماز بعد از آن می‌باشد. کسانی که در شهرها هستند پشت سر ده نماز این تکبیرها را می‌گویند و کسانی که در منا می‌باشند پشت سر 15نماز که اول آنها نماز ظهر عید قربان است این تکبیرها را تکرار می‌کنند. (6)

 


2- آیات 14 و 15 سوره مبارکه که اعلی:
در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می‌کند، نخست می‌فرماید: مسلماً رستگار می‌شود کسی که خود را تزکیه کند (قد افلح من تزکی) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذکر اسم ربه فصلی)

به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری و پیروزی و نجات را سه چیز می‌شمرد: تزکیه و ذکر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز، در این که منظور از تزکیه چیست تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده‌اند: نخست این که منظور پاک‌سازی روح از شرک است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه منظور پاک‌سازی دل از رذائل اخلاقی و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مومنون که فلاح را در گرو اعمال صالح می‌شمرد، و به قرینه آیه 9 سوره شمس که بعد از ذکر مسئله تقوا و فجور می‌فرماید: قد افلح من زکی‌ها: رستگار شد کسی که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوا بیاراست.

دیگر این که منظور زکات فطره در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را بجا آورد.

قابل توجه این که: در آیات فوق نخست سخن از تزکیه و بعد ذکر پروردگار و سپس نماز است.

به گفته بعضی از مفسران مراحلی عملی مکلف سه مرحله است: نخست ازاله عقائد فاسده از قلب سپس حضور معرفةالله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آیات فوق در سه جمله کوتاه اشاره به این سه مرحله کرده است.

این نکته نیز قابل توجه است که نماز را فرع بر ذکر پروردگار می‌شمرد، این به خاطر آن است که تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتو افکن نشود به نماز نمی‌ایستد به علاوه نمازی ارزشمند است که توأم با ذکر او و ناشی از یاد او باشد، و این که بعضی ذکر پروردگار را تنها به معنی الله‌اکبر یا بسم‌‌الله الرحمن الرحیم که در آغاز نماز گفته می‌شود تفسیر کرده‌اند در حقیقت بیان مصداق‌های از آن است.

همان طور که می‌دانیم وظیفه پیغمبر تزکیه است. دل‌های مستمد و حق طلب و حقیقت خواه آیات را می‌شنوند، متأثر می‌شوند، می‌پذیرند و می‌گروند، و دل‌هاشان از نجاست شرک، با آب توحید پاک و پاکیزه می‌شود.

و ذکر اسم ربه فصلی- اسامی پروردگار همگی اوصاف ذات مقدسش هستند. ذکر ممکن است به زبان باشد، مثل معنی رحمن و رحیم و آثار رحمت واسعه خداوند در همه کائنات و در وجود خودمان بیندیشیم. توجه به معانی رحمت و علو و عظمت یا خالق و رازق بودن قادر متعال قهراً و قطعا خضوع و خشوع می‌آورد. برجسته‌ترین نمونه اظهار خشوع نماز است. ببینید چگونه در سه کلمه، جمیع مراحل را جمع فرموده است.

1- پاک شدن از شرک و اخلاق رذیله به توحید و ایمان و باور داشتن اصول عقاید (تزکی).

2- در آثار قدرت و حکمت پروردگار و نعمت‌های مادی و معنوی و جسمی و روحی اندیشیدن که هر ساعتی از این تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر این ذکر قلبی، با زبان نیز کلمه شهادت گفتن (و ذکر اسم ربه).

3- اظهار شکستگی و فروتنی و کوچکی در پیشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلی) هر کس این سه مرحله را پیمود بسر منزل فلاح و رستگاری می‌رسد و این است معنی (قد افلح من تزکی).

عده‌ای بر اساس روایات رسیده معتقدند که منظور از «تزکی» دادن زکات فطره و خواندن نماز عید است (7)، بعضی نیز تزکیه را در اینجا به معنی دادن صدقه مالی دانسته‌اند. مهم این است که تزکیه معنی وسیعی دارد که همه این مفاهیم را در برمی‌گیرد، هم پاک‌سازی روح از آلودگی شرک و هم پاک‌سازی از اخلاق رذیله، و هم پاک‌سازی عمل از محرمات، و هر گونه ریا، و هم پاک‌سازی مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا، زیرا طبق آیه اخذ من اموالهم صدقه تطهر هم تزکیهم بها: (از اموال آنها صدقه‌ای (زکات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاک‌سازی و تزکیه کنی) دادن زکات سبب پاکی روح و جان است. بنابراین، تمام تفسیرها ممکن است در معنی گسترده آیه جمع باشد.

چند روایت که در ذیل این روایت آمده است را مرور می‌کنیم: عبدالله بن مسعود گفته است که مقصود از آیه «ذکر اسم ربه فصلی» آن است که انسان زکات مال خود را بدهد و نماز را اقامه کند و بر این اساس مرتباً می‌گفت:« رحم الله امرءا تصدق ثم صلی یعنی خدا بیامرزد کسی را که صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آیه یاد شده را تلاوت کرد.

عده‌ای دیگر گفته‌اند منظور از صدقه همان زکات فطره است که در اول ماه شوال پرداخت می‌شود. و تکبیرهای روز عید و نماز عید فطر را نیز شامل می‌شود. و به عبدالله بن عمر نافع می‌گفت: آیا صدقه داده‌ای؟ اگر پاسخ می‌‌داد بله صدقه داده‌ام به وی می‌گفت پس بیا به مصلی برویم و نماز بخوانیم و اگر پاسخ می‌داد: صدقه نداده‌ام به او می‌گفت صدقه بده تا به مصلی برویم و نماز بخوانیم. سپس آیه یاد شده را تلاوت می‌کرد.

ابوخالد گفت: نزد ابوالعالیه رفتم، به من گفت روز عید قبل از آن که برای نماز بروی به اینجا می‌آیی؟ پاسخ دادم: بله وقتی روز عید فرارسید به نزد وری رفتم، از من پرسید آیا افطار کرده‌ای؟ پاسخ ‌دادم: بله پرسید آیا غسل کرده‌ای؟ گفتم: بله گفت: آیا صدقه داده‌ای گفتم بله گفت تو را به این خاطر به اینجا فرا خوانده‌ام که در ابتدا این اعمال را انجام دهی و پس از آن به مصلی بروی، آنگاه این آیه را خواند و گفت مردم مدینه هیچ صدقه‌ای را برتر از آن ندیدند که کسی به کس دیگر آب دهد. (8)

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید معنای آیه قد افلح من تزکی چیست؟ فرمود: این است که هر کس زکات فطره بدهد، رستگار میشود. پرسید معنای آیه و ذکر اسم ربه فصلی چیست؟ فرمود این است که (برای نماز عید) به سوی جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است. (9)

رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره در روزهای عید فطر قبل از رفتن به مصلی فطره را تقسیم می‌کرد و این آیه را می‌خواند: «قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی.» (10)

 


آداب نماز عید
خداوند متعال در فرازی از آیه 31 سوره اعراف می‌فرماید: «خذوا زینتکم عند کل مسجد...» یعنی هنگام رفتن به مسجد زینت‌های خود را بردارید. این خطاب به همه فرزندان آدم به عنوان یک قانون همیشگی که شامل اعصار قرون می‌شود که زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.

این جمله می‌تواند هم اشاره به زینت‌های جسمانی باشد که شامل پوشیدن لباس‌های مرتب و پاک و تمیز و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود، و هم شامل زینت‌های معنوی، یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص و اگر می‌بینیم در بعضی از روایات اسلامی تنها اشاره به لباس خوب یا شانه کردن موها شده و اگر می‌بینیم تنها سخن از مراسم نماز عید و نماز جمعه به میان آمده است، دلیل بر انحصار نیست بلکه هدف بیان مصداق‌های روشن است و هم‌چنین اگر می‌بینیم که در بعضی دیگر از روایات، زینت به معنی رهبران و پیشوایان شایسته تفسیر شده دلیل بر وسعت مفهوم آیه است که همه زینت‌های ظاهری و باطنی را در بر می‌گیرد.

در کتاب المقنع گفته است: «سنت در افطار عید قربان این است که بعد از نماز انجام شود و در عید فطر قبل از نماز. (11)

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: اگر در روز عید فطر برای رسول خدا صلی الله علیه و آله عطر می‌آوردند اول به زنان خود می‌داد.‌ (12)

 


پانوشت‌ها:
1- تفسیر نمونه، ج 5، ص131.

2- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج 2، ص 18.

3- مستدرک الوسائل، جلد 6، ص 137.

4- وسایل‌الشیعه، ج 7، ص 455/ الکافی، کلینی ج4، ص 166.

5- المیزان، علامه طباطبایی، ج2، ص 28.

6- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج2 ، ص 68.

7- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 93، ص 104، ح 3.

8- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج12، ص 62.

9- من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج1، ص 501، ح 1474.

10- تفسیرالمیزان، ج20، ص 271.

11- همان ج 6، ص 337.

12- من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 174، ح 2055.


"محمدناصر حسینی علایی

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

پاداش عابدان

پاداش عابدان

خدایا، مطربان را انگبین ده

براى ضرب دست آهنین ده

چو دست و پاى وقف عشق كردند

تو همشان دست و پاى راستین ده

چو پر كردند گوش ما ز پیغام

تو شان صد چشم بخت‏ شاه ‏بین ده

كبوتروار نالانند در عشق

تو شان از لطف خود برج حصین(1) ده

ز مدح و آفرینت هوش ها را

چو خوش كردند، همشان آفرین ده

جگرها را ز نغمه آب دادند

ز كوثرشان تو هم ماء معین ده

خمش كردم، كریما، حاجتت نیست

كه گویندت: «چنان بخش و چنین ده‏»

"غزلى از مولانا"

پى‏نوشت:

1- استوار.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر و نقش آن در تحولات فردى و اجتماعى

عید فطر و نقش آن در تحولات فردى و اجتماعى

 

روز بازگشت‏ به فطرت
مراتب روزه ‏داران در عید فطر
تعظیم شعائر اسلامى
تقویت وحدت مسلمانان
عید فطر و حركت‏هاى سیاسى
حركت امام رضا علیه السلام براى نماز عید

 

 

روز بازگشت‏ به فطرت
در فرهنگ اسلامى اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى كه بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاك نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند . امیرمؤمنان على علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه وشكر قیامه وكل یوم لا یعصى الله فهو عید (1)؛ این عید كسى است كه خدا روزه‏اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز كه خدا نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترك گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا كه «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

مسلمانان در این روز در اثر یك ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. آرى، فطرت پاك انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیت‏ها مبتلا شده و از حقیقت ‏خود دور مى‏شود و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد . اما با فرا رسیدن ماه مبارك رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یك زندگى نوین دست مى‏یابد، كه مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یك مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا كه طبق گفتار امیرمؤمنان علیه السلام، روزه ‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاك شده‏اند و كمترین پاداش خود را كه پاكى و پاكیزگى است دریافت نموده‏اند. آن حضرت چنین مى‏فرماید: « واعلموا عبادالله! ان ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان: ابشروا عباد الله! فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (2)؛ اى بندگان خدا! بدانید كه كوچكترین چیزى كه براى مردان و زنان روزه‏دار است، این است كه فرشته‏اى در روز آخر ما مبارك رمضان به آنها ندا مى‏دهد: اى بندگان خدا! بشارتتان باد كه [خداوند متعال ] تمام گناهان گذشته شما را آمرزید، پس بنگرید كه بعد از این چگونه عمل خواهید كرد .»

شیخ مفید مى‏نویسد: این كه روز اول ماه شوال عید اهل ایمان قرار داده شده است، به خاطر این است كه آنان براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از این كه خداوند متعال گناهانشان را بخشیده و بر عیب‏هاى آنان پرده كشیده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسیده است كه ثواب‏هاى بسیارى براى روزه ‏داران عطا خواهد كرد و از این كه مؤمنین در اثر تلاش‏هاى شب و روز ماه مبارك رمضان چند مرحله به قرب الهى نزدیك شده‏اند، حالت ‏سرور و نشاط دارند .در این روز غسل معین شده و این علامت پاكى از گناهان مى‏باشد، عطر زدن و بوى خوش استعمال كردن و لباس زیبا و تمیز پوشیدن و به صحرا رفتن و زیر آسمان نماز خواندن همه‏اش علامت‏ شادى و سرور و از روى حكمت مى‏باشد. (3)

 

 


مراتب روزه ‏داران در عید فطر
بدون تردید تك تك مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏كنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یكنواخت و مساوى نیست . زیرا هر كسى نسبت‏ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت مى‏نگرد و از آن بهره مى‏گیرد. زمینه‏ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارد.

به همین جهت عارف واصل میرزا جواد آقا ملكى تبریزى ‏قدس سره (4) روزه دارانى را كه به عید سعید فطر وارد مى‏شوند، به پنج گروه تقسیم مى‏كند و نوع نگرش آنان را نسبت ‏به این روز با عظمت توضیح مى‏دهد . ایشان در مورد پایین‏ترین مراتب استقبال كنندگان از عید فطر مى‏نویسد: «گروهى از روزه ‏داران حقیقت روزه را نشناخته‏اند و با زحمت و تكلف از خوردن و آشامیدن و سایر مبطلات خود دارى مى‏كنند و این را نوعى طاعت مى‏شمارند و خود را منت‏دار خداوند مى‏دانند. آنان از اعضاء و جوارح خود مراقبت نكرده و با دروغ و غیبت و بهتان و افترا و دشنام، به آزار دیگران پرداخته و زحمات خود را هدر مى‏كنند و در نزد خداى عالمیان منزلتى ندارند، مگر این كه حضورشان در روز عید براى حسن ظن به عنایت‏ خداى بزرگ باشد و در نمازگاه خود در روز عید فطر از گناهان استغفار نموده و طلب آمرزش كنند .»

وى عالى‏ترین مرتبه استقبال كنندگان از عید فطر را از آن روزه‏ داران عارفى مى‏داند كه لذت نداى خداى «جل جلاله‏»، رنج گرسنگى و تشنگى و شب زنده دارى را از یاد آنان برده و با شوق و شكر بلكه با وجد و سكر (5) آن را پیشواز نموده، در سرعت ‏سیر و سلوك و پیشروى به سوى خیر، جدیت ‏به خرج داده و از عمق جان به نداى رب الارباب لبیك گفته‏اند.

خداوند متعال اعمال را از این گروه به حسن قبول مى‏پذیرد و آنها را به مقام قرب نزدیك مى‏نماید و در پیشگاه صدق در جوار خود با اولیاء و اصفیاء مى‏نشاند و از «جام اوفى‏» به آنها مى‏چشاند و به مقام «او ادنى‏» مى‏رساند. (6) آرى، در حقیقت در سحرگاه عید فطر اولیاء الهى با حضرت حق چنین نجوا دارند:

اى عید عاشقان به حقیقت جمال تو          هر لحظه عیدیى رسدم از وصال تو

عید كسان غره شوال و عید من    آن ساعتى بود كه ببینم جمال تو

حل مشكلات اقتصادى و اجتماعى در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى توان به پرداخت زكات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقرزدایى، توسعه اقتصادى و حل مشكلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره نمود . افزون بر این كه در كنار كمك به فقراء، موارد مصرف دیگرى نیز براى زكات فطره در اسلام منظور شده است كه از جمله آنها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان مى‏باشد . از زكات فطره مى‏توان قرض بدهكاران حقیقى و افرادى را كه در راه معصیت و خلاف بدهكار نشده‏اند، پرداخت نمود . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف كردن سایر نیازهاى مسلمانان نیز مى‏توان از این بودجه مردمى استفاده كرد .

همچنین با این بودجه مى‏توان باورهاى دینى و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت نمود و كسانى را كه در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند یارى كرد .

مسلمانان با عمل به این موارد كه با پرداخت زكات فطره انجام مى‏شود، در حقیقت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان - كه در مدت یك ماه بعد از نماز زمزمه مى‏كردند - ، در روز عید فطر جامه عمل مى‏پوشانند . گذشته از این‏ها، پرداخت زكات فطره كه با نیت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره‏گیرى از مادیات براى رسیدن به معنویات است .

بدین جهت گفته‏اند كه قبول روزه موكول به پرداخت زكات فطره مى‏باشد، چرا كه دادن زكات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خویش و بازگشت ‏به عهد فطرى «الست‏» از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خود بركند تا سبك بال به سوى خداوند گام نهد . همچنانكه امام على علیه السلام فرمود: « تخففوا تلحقوا (7)؛ سبكبال باشید تا [به مقصد] برسید .»

رسیدن به وصال حق با گران بارى و تعلقات بسیار سازگار نیست . خداوند متعال مى‏فرماید: « قد افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى‏» (8)؛ «همانا رستگار شد كسى كه [ با پرداخت زكات] خود را تزكیه نمود و آن كه نام پروردگارش را یاد نموده و سپس نماز خواند .»

یكى از مصادیق این آیه، عید فطر و زكات فطره مى‏باشد . در روایات آمده است كه همواره رسول خدا صلى الله علیه و آله روزهاى عید فطر قبل از رفتن به مصلى، فطره را تقسیم مى‏كرد و این آیه را مى‏خواند . (9)

 


تعظیم شعائر اسلامى
خداوند متعال مى‏فرماید:« و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏» (10)؛ هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، این كار نشانه تقواى دل‏هاست .

تعظیم شعائر الهى یكى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر مى‏باشد . شعار تكبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است كه به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یك مسلمان باید از راه‏هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، كه یكى از آن راه‏ها بیان شعارهاى مذهبى است . رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرماید: «زینوا اعیادكم بالتكبیر (11)؛ عیدهاى خود را با [شعار] تكبیر زینت دهید .» و در حدیث دیگرى مى‏فرماید: « زینوا العیدین بالتهلیل والتكبیر والتحمید والتقدیس (12)؛ عیدهاى فطر و قربان را با شعارهاى لا اله الا الله و الله اكبر و الحمدلله و سبحان الله زینت دهید .»

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله خود نیز چنین مى‏كرد . آن حضرت در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار«لا اله الا الله‏» و «الله اكبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این كلمات را تكرار مى‏نمود . حضرت رضا علیه السلام در مورد علت تكبیرهاى زیاد در روز عید فطر مى‏فرماید: «تكبیر، تعظیم و بزرگداشت‏ خداوند متعال است و نوعى تشكر از هدایت‏ها و نعمت‏هاى پروردگار جهانیان مى‏باشد . (13) »

 

 


تقویت وحدت مسلمانان
اجتماع روز عید فطر مى‏تواند در پیوند و همدلى مسلمانان نقش آفرین باشد . آنان در گردهمایى روز عید فطر و قرار گرفتن در كنارهم، از نظرات، مشكلات و گرفتارى‏هاى همدیگر آگاه مى‏شوند . در این گردهمایى بغض‏ها و كینه‏ها تبدیل به دوستى و همدلى مى‏شود و مؤمنان در یك صف واحد احساس اتحاد و نزدیكى بیشترى به همدیگر مى‏كنند .

عید فطر از سویى حكایت از پیوند معنوى انسان با خداى خویش دارد و از سوى دیگر حكایت‏گر ارتباط وى با هم‏كیشان خود است .

حضرت سجاد علیه السلام روز عید فطر را روز جشن و شادى و اجتماع و همیارى مسلمانان نسبت ‏به یكدیگر مى‏داند و مى‏فرماید: «اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا ومحتشدا (14)؛ پروردگارا! ما به سوى تو برمى‏گردیم در روز عید فطرمان كه آن را براى اهل ایمان روز عید و شادى و براى اهل ملت ‏خودت روز اجتماع و همیارى قرار دادى .»

حضرت رضا علیه السلام در مورد نقش عید فطر در تحولات معنوى، اقتصادى و اجتماعى جامعه مى‏فرماید: «انما جعل یوم الفطر العید، لیكون للمسلمین مجتمعا یجتمعون فیه و یبرزون لله عزوجل فیمجدونه على ما من علیهم، فیكون یوم عید و یوم اجتماع و یوم زكات و یوم رغبة و یوم تضرع و ... فاحب الله عزوجل ان یكون لهم فى ذلك مجمع یحمدونه فیه و یقدسونه (15)؛ روز فطر، عید مقرر شده تا مسلمانان در این روز گرد هم آیند و براى خداوند ظهور كنند و او را به خاطر نعمت‏هایش تعظیم كنند . پس این روز، روز عید، روز اجتماع، روز فطر، روز زكات، روز رغبت و روز تضرع و ... است . پس خداوند بزرگ دوست دارد كه مسلمانان در چنین روزى اجتماعى داشته و در آن، او را ستایش كرده و مقدس بدارند .»

 


عید فطر و حركت‏هاى سیاسى
در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده كه رهبران سیاسى نیز از آن بهره گرفته‏اند . در این مورد مى‏توان از حركت ‏سیاسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر علیه دستگاه خلافت ‏بنى امیه نام برد . وى به سلیمان بن كثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .

سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموى را در خطبه نماز عید فطر اعلام كرد . به این ترتیب آنان در سال 129 ق در روز عید فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته و قیام خود را اعلام كردند (16) و در مدت كوتاهى سلسله بنى امیه را منقرض ساختند .

 


حركت امام رضا علیه السلام براى نماز عید
در این میان حركت معنوى، اجتماعى و سیاسى حضرت رضا علیه السلام براى نماز عید اهمیت‏ خاصى در تاریخ اسلام دارد . این حماسه جاویدان نشان مى‏دهد كه اگر پیشوایان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین و رهبران صالح در جوامع مسلمان فرصت مى‏یافتند و مى‏توانستند از نمازهاى عید فطر و قربان بهره بردارى كنند، چه نتایج پر بارى براى مسلمانان داشت .

براى آشنایى خوانندگان گرامى با عظمت این حركت و نقش آن در تحولات معنوى و سیاسى جهان اسلام و همچنین توجه به سیره اهل بیت علیهم السلام در اجراى مراسم عید فطر و قربان خلاصه‏اى از آن واقعه را مى‏خوانیم:

بعد از جریان ولایتعهدى حضرت رضا علیه السلام، عید فرا رسید . مامون با اصرار زیاد از آن حضرت خواست تا براى اجراى مراسم عید حضور یابد و ضمن اقامه نماز عید خطبه بخواند . امام رضا علیه السلام به فرستاده مامون فرمود: شروطى را كه میان من و تو در پذیرفتن امر ولایتعهدى بود، خودت مى‏دانى. [ بنا بر این بود كه من از این گونه امور معاف باشم]  مامون پیغام داد كه: من مى‏خواهم با این عمل دل مردم آرامش یابد و فضیلت ‏شما را بشناسند .

پیغام‏ها از سوى مامون و امتناع حضرت رضا علیه السلام پیوسته ادامه داشت تا آن كه حضرت رضا علیه السلام در اثر پافشارى خلیفه فرمود: دوست دارم مرا از این امر معاف دارى و اگر معاف نمى‏دارى، من همچنانكه پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام براى نماز عید بیرون مى‏آمدند، خواهم آمد . مامون گفت: هر طور كه دوست دارى بیرون بیا و مراسم عید را به انجام برسان . آن‏ گاه دستور داد سرداران و تمام مردم صبح زود در مقابل منزل مسكونى حضرت رضا علیه السلام اجتماع نمایند . با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه براى شركت در مراسم و بهره‏گیرى از وجود حضرت رضا علیه السلام خود را آماده كردند . هنگامى كه خورشید طلوع كرد، امام علیه السلام غسل نمود و عمامه سفیدى را كه از پنبه تهیه شده بود بر سر گذاشت و یك سر آن را روى سینه و سر دیگر را میان دو شانه انداخت . دامن را به كمر زد و به همه پیروان و دوستدارانش دستور داد چنان كنند . آن ‏گاه عصاى پیكان دارى به دست گرفت و از منزل بیرون آمد . آن حضرت در حالى كه پا برهنه بود و پیراهن و سایر لباس‏هایش را به كمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیك خویش - كه آنان نیز چنین كرده بودند - به همین شكل از منزل به سوى مصلا حركت كردند .

موقع خروج از منزل، امام رضا علیه السلام سر به سوى آسمان بلند كرد و چهار تكبیر گفت، این تكبیرها آن چنان با صلابت و روحانیت ‏خاصى ادا مى‏شد كه گویى آسمان و در و دیوار با نواى حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظامیان و سایر مردم كه با آمادگى و آراستگى تمام در بیرون منزل صف كشیده بودند، هنگامى كه امام رضا علیه السلام و یارانش را به آن صورت مشاهده كردند به پیروى از امام رضا علیه السلام و هماهنگ با او فریاد تكبیر سردادند .

شهر مرو یكپارچه فریاد تكبیر سر داد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت علیه السلام به لرزه در آمد، سرداران هنگامى كه حضرت را با آن حال دیدند از مركب‏هاى خود پیاده شدند و كفش‏هاى خود را در آورده و كنار گذاشتند و به دنبال امام علیه السلام به راه افتادند . حضرت رضا علیه السلام پیاده راه مى‏رفت و هر ده قدم یك بار مى‏ایستاد و سه تكبیر مى‏گفت .

یاسر خادم مى‏گوید: در این حال ما خیال مى‏كردیم كه آسمان و زمین و كوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو یكپارچه گریه و شیون بود، فضل بن سهل ذوالریاستین با مشاهده این اوضاع به مامون گفت: اگر [امام ] رضا علیه السلام با این وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممكن است‏ با یك اشاره طومار حكومت را در هم پیچند] به نظر من بهتر است كه از او بخواهى تا برگردد .

مامون هم فورا كسى را فرستاد و از حضرت رضا علیه السلام در خواست نمود تا از میانه راه برگردد . امام رضا علیه السلام هم كفش‏هاى خود را طلبید و سوار مركب شده، به منزل مراجعت كرد . (17)

این روایت گذشته از این كه تدبیر و دوراندیشى حضرت رضا علیه السلام را براى شكست ‏سیاست‏هاى شیطانى مامون نشان مى‏دهد، چگونگى اجراى مراسم باشكوه عید در سیره اهل بیت‏ علیهم السلام و كیفیت ‏یك نماز واقعى عید را بیان مى‏كند .

 


پى‏نوشت‏ها:
1- نهج البلاغه، حكمت 428 .
2- امالى شیخ صدوق، ص‏100 .

3- مسار الشیعة، ص‏30 .

4- ایشان كه استاد اخلاق و عرفان برجسته‏اى در حوزه علمیه قم بود، در سال 1343ق به دیار حق شتافت . در مكتب تربیتى این عارف فرزانه بزرگان فراوانى تربیت ‏شدند كه از جمله آنها مى‏توان از حضرت امام خمینى ‏قدس سره، آیة الله مرعشى نجفى ‏قدس سره، شیخ اسماعیل تائب تبریزى، آخوند ملا على معصومى و میرزا عبدالله شالچى تبریزى نام برد . در مورد مقام عرفانى و جذبه این استاد كامل عرفان همین قدر كافى است ‏بدانیم كه حضرت امام خمینى ‏قدس سره آن ‏گاه كه پس از یك دوره طولانى تبعید، در اوج عزت و افتخار از پاریس به ایران مراجعت كرده و به شهر قم وارد شد، در اولین فرصت‏ به مزار شیخان رفته و در كنار قبر استادش حاج میرزا جواد آقا ملكى تبریزى حاضر شده و در كنار آن نشست، آن‏ گاه به نشانه تواضع و حق‏شناسى، تحت الحنك عمامه خود را باز كرد - و با آن كه همیشه دستمال همراه داشت - با گوشه عمامه خود غبار سنگ استاد عارف را زدود و سپس به قرائت فاتحه و تلاوت قرآن پرداخت .

5- سكر، یك اصطلاح عرفانى است و عبارت است از یك نوع كیفیت نفسانى كه موجب انبساط روح است و آن به واسطه غلبه سرورى است كه هرگاه عشق و محبت ‏سالك به آخرین درجه برسد، بر وى عارض مى‏شود . او در آن حال بر قواى حیوانى و نفسانى خویش چیره مى‏گردد و حالت ‏بهت و سكر و حیرت پدید مى‏آید و این حالت، عارف سالك را مبهوت و متحیر و سرگردان مى‏كند . در شرح كلمات باباطاهر آمده است كه سكر حقیقى آن است كه سالك در فنا مقام گیرد .( فرهنگ علوم عقلى، ص‏300).

6- برگرفته از المراقبات، ص‏334 .

7- نهج البلاغه، خطبه 21 .

8- اعلى/14 و 15 .

9- تفسیر المیزان، ذیل آیه 14 سوره اعلى .

10- حج/31 .

11- كنزالعمال، ح‏24094 .

12- همان، ح ‏24095 .

13- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص‏122 .

14- صحیفه سجادیه، دعاى 45 .

15- وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏481، ح‏4 .

16- تاریخ طبرى، ج‏6، ص‏26 .

17- اصول كافى، مولد ابى الحسن الرضا علیه السلام، حدیث 7 .

عبدالكریم پاك‏نیا

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید فطر؛ ماه پیروزى برطاغوت نفس

عید فطر؛ ماه پیروزى برطاغوت نفس


فلسفه اعیاد اسلامی
مسئله عید و فطرت در قرآن
انواع فطرت
واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده ‏و به معناى بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت‏ گرفته شده و به معناى سرشت است. بنابراین عید فطر؛ یعنى بازگشت‏ به فطرت و سرشت.

بازگشت از این نظر كه آیا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحیح برقراراست‏ یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و بر اثرحجاب‏هاى ‏جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در كلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏ شده‏اند یا نه؟ كه اگر چنین است ‏باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى بر طاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این كه: آن چه را در ماه‏ رمضان آموخته‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به كار برده‏اند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعور و فریاد برون و درون كه: «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است كه توصیف ‏گردد. آرى چنین است، معبودى جز خداى یكتا و بى‏همتا نیست، و خدا بزرگتراز آن ‏است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطر آن كه ما را در راستاى پاكسازى و بهسازى هدایت كرده، و شكر او را كه جمعیت ما و امت ما را برترین جمعیت و امت قرار داده است.» رمضان اندك اندك پایان مى‏پذیرد، و به ‏انتهاى خود مى‏رسد، مسلمانان درمكتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایش‏ها وتقویت صبرواراده، پس از فراگیرى و آموزش به خودسازى پرداخته‏اند؛ اینك جشن ‏مى‏گیرند كه در راه پر دست‏انداز جهاد اكبر، با گام‏هاى استوارعبوركرده‏اند و به ‏مقصود رسیده‏اند. چرا كه براى انسان بازگشت ‏به خویشتن، فرا رسیدن بهارمعنویت ‏است؛ مانند درختانى كه پس ازگذران زمستان سرد، به بهار رسیده‏اند و در مسیرحركت قرار گرفته‏اند، به راستى چه عیدى شیرین‏تر و چه پیروزى‏اى شكوهمندتر از بازگشت ‏به خویشتن، و پیروزى برطاغوت نفس اماره؟ كه فطرت را زیر پاى سهمگین خود منكوب كرده است.

 

 


فلسفه اعیاد اسلامی
چهارعید در اسلام به طور رسمى وجود دارد كه عبارت‏اند از: عید قربان، عید غدیر، عید جمعه وعید فطر. عید قربان جشن ایثار و فداكارى است، و مسلمان در این رابطه به خویشتن بازمى‏گردد كه آیا به باطن و ماهیت چنین عیدى ‏رسیده است ‏یا نه. آن گونه كه ابراهیم خلیل (ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بن‏علىعلیهماالسلام آن را دركربلا تكمیل كرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان‏ با ژرف ‏اندیشى به خویشتن مى‏نگرد كه آیا انتخاب او در مسئله بسیار مهم رهبرى، صحیح بوده است‏ یا نه؟ كه در بینش اسلام ناب، مسئله بسیارعمیقى است، و از اركان‏ زیربنایى نظام اسلام است، كه اگر او نباشد هیچ یك ازمفاهیم اسلام، ارزش و اصالت ‏خود را نمى‏توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت ‏به خویشتن است كه نقش اساسى در پیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى كه برقرارى اتحاد و یك ‏رنگى وهمدلى مسلمانان، وسیعترین و ژرف ‏ترین بركات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.
ولى آیا مى‏دانید كه اگرعید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگرتكمیل نخواهد شد. اگر چنین عیدى درزندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان‏ كه ‏امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شكر قیامه، و كل ‏یوم لا یعصى الله فیه فهو عید؛(1) امروزتنها عید كسانى است كه روزه آنها در پیشگاه ‏خدا پذیرفته شود، و عبادت‏هاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى ‏كه گناه نكنى روزعید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را از سرچشمه وحى گرفته‏ بود، چرا كه وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین كار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (2) ورع و پرهیزكارى ازآن چه خداوند حرام نموده است ‏مى‏باشد؛ یعنى همان خودسازى و بازگشت ‏به فطرت پاك توحیدى‏.»

 

 

مسئله عید و فطرت در قرآن
براى این كه مسئله « بازگشت ‏به فطرت‏» را كه ماهیت‏  عید فطر را تبیین مى‏كند، بهتر بفهمیم و به اهمیت آن، بهتر و عمیق‏تر پى ببریم، مسئله عید و فطرت را به طورخلاصه از دیدگاه قرآن، مورد بررسى قرار مى‏دهیم.
در قرآن مجید كلمه عید یك بار آمده، كه در رابطه با حضرت عیسى(ع) و حواریون و شاگردان مخصوص او است، به این ترتیب كه: آن شاگردان مخصوص براى تكمیل ایمان خود به عیسى(ع) گفتند: «آیا پروردگار تو مى‏تواند غذایى از آسمان (مائده) براى ما بفرستد؟» حضرت عیسى(ع) از این تقاضا كه بوى شك و تردید مى‏داد، نگران شد و به‏ آنها فرمود:

«از خدا بترسید اگرایمان دارید.» ولى به زودى حضرت عیسى(ع) دریافت كه‏ مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسى(ع) است، تا در پرتو دیدارآن، قلبشان پاك ‏و سرشار از اطمینان و یقین گردد، ازاین رو به خدا عرض كرد: «اللهم ربنا انزل‏علینا مائده من السماء تكون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منك؛ (3) خداوندا! مائده‏اى از آسمان برما بفرست تا عیدى براى اول و آخرما باشد و نشانه‏اى ازتو.»

و از آن جا كه روز نزول مائده روز بازگشت ‏به پیروزى و پاكى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح (ع) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون‏ «مائده‏» در روز یكشنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه ما مسلمانان، روزعید مى‏دانند و تعطیل مى‏كنند. نتیجه این كه در قرآن كلمه «عید» به عنوان تكمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین كه اساس خودسازى است، مطرح شده است.

بنابراین ما كه پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاكسازى و بهسازى بنگریم. عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است كه در مسیرخودسازى، پیروز شده باشیم، و تحول عمیقى در ما پدیدار شده باشد.

اما در مورد فطرت، باید توجه داشت كه قرآن با صراحت، خدا شناسى و دین را مسئله‏اى فطرى مى‏شمرد. آیات متعددى در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله در آیه 30 روم مى‏خوانیم: «فاقم وجهك للدین حنیفا فطرة الله التى فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم؛ اى پیامبر! روى خود را متوجه آیین خالص ‏پروردگار كن، این فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را برآن آفریده، دگرگونى در آفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت، ‏بیان كننده آن است كه دین اسلام بر اساس ‏فطرت و سرشت و نهاد انسان مى‏باشد، و دستورهاى آن، همه وهمه هماهنگ با درون ذات ‏وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت‏هاى ‏ناسالم، محفوظ باشد، همان را مى‏خواهد كه آیین ناب اسلام آن را مى‏خواهد، و خداوند آئینش را براساس نیازهاى فطرى بشر تدوین نموده است. و اگر انسان داراى فطرت ‏نخستین، به دور از حجاب‏ها و زنگارها باشد، بدون هیچ‏گونه تردید و دغدغه، راه‏ توحید و دستورهاى صحیح الهى را مى‏پسندد و برمى‏گزیند، معناى جهاد اكبر و مبارزه ‏بى‏امان با طاغوت نفس این است كه پرده‏ها و حجاب‏ها و زنگارها را از روى فطرت پاك‏ برداریم و آن را پیروى كنیم.

 


انواع فطرت
فطرت در تعبیرات دانشمندان بر دوگونه است: فطرت عقل و فطرت دل.
فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى، كه انسان بعد از رسیدن به كمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرارهستى، بى‏درنگ به این حقیقت منتقل مى‏شود كه ‏محال است، این نظام و اسرار شگفت‏انگیز معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و این‏ «عقل فطرى‏» بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود مى‏رسد، ولى فطرت مفهوم دیگرى ‏نیز دارد كه از آن تعبیر به «فطرت دل‏» مى‏شود، كه تفسیر فطرى بودن دین با این ‏تعبیر، صحیح‏تر و مناسب‏تر به نظر مى‏رسد. و منظور از آن این است كه انسان وقتى به ‏اعماق جانش مى‏نگرد، نور حق را مى‏بیند، و ندایى را با گوش دل مى‏شنود، ندایى كه ‏او را به سوى مبدا علم و قدرت بى‏نظیر هستى دعوت مى‏كند، كه گاهى از آن تعبیر به ‏«درك وجدانى‏» مى‏شود، مانند آن كه وقتى انسان یك گل زیبا را مى‏بیند، بدون‏ مقدمه و استدلال به زیبایى آن پى مى‏برد و از آن لذت مى‏برد. اینك پس از این بیان، ‏به اصل بحث‏ باز مى‏گردیم كه «عید فطر» به معناى بازگشت ‏به فطرت است، یعنى ‏مساله جهاد اكبر و خودسازى در ماه رمضان، انسان را به مقامى مى‏رساند كه ‏پرده‏هاى جهل، هواپرستى و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‏ برداشته مى‏شود، و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود كه از درون ذات ‏وجودش مى‏جوشد بازمى‏گردد، همان فطرتى كه آیینه صاف خدانما و حق نما است؛ همان‏ پیامبر باطن كه اگر از اسارت زنجیرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى كامل ‏و دقیق انسان به سوى كمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان مى‏گردد.

هرگاه انسان در پرتو فیوضات و بركات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه‏ رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عید است و باید جشن پیروزى بگیرد، وگرنه هرگز براى او عید نخواهد بود.

جالب این كه در آیه مذكور، دین «قیم‏» و استوار و به عبارت دیگرخالص و ناب، آن دینى است كه با فطرت بى‏آلایش و سالم آمیخته شده باشد.

نكته قابل توجه این كه شواهد زنده متعدد عینى وجود دارد كه نشان ‏دهنده فطرى‏ بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت‏هاى تاریخى كه نشان مى‏دهد، در میان هر ملتى ‏درهر دوره‏اى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنان ‏كه شواهد باستان ‏شناسى و آثار وعلائم به جا مانده از دوره‏هاى قبل از تاریخ بیان كننده این ‏واقعیت است.

مطالعات روانى و اكتشافات روان‏ كاوى در ابعاد روح انسان نیزشاهد دیگرى بر فطرى بودن اعتقادات دینى است، روان‏شناسان چهار تمایل عالى و اصیل را به عنوان ‏ابعاد چهارگانه روح معرفى مى‏كنند كه عبارت‏اند از حس دانایى، حس زیبایى، حس‏ نیكى، و حس مذهبى. كه این خود نیز دریچه دیگرى بر فطرى بودن دین است. (4)

شاهد دیگر بر واقعیت فطرى بودن دین حق، «ناكامى تبلیغات ضد مذهبى‏» است، كه‏ در همه جاى دنیا مشاهده مى‏شود، فروپاشى شوروى و كمونیسم درعصر حاضر یكى از نمونه‏هاى آن است. و هم چنین تجربیات شخصى در سختى‏ها و رنج‏ها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست ‏فطرت یعنى خداجویى و پناه آوردن به حق است، كه در قرآن در آیات گوناگونى به این‏ مطلب اشاره شده است.

این بحث را با چند گفتار از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) پایان مى‏بریم:

در حدیث معروفى از پیامبراكرم(ص) مى‏خوانیم فرمود: «كل مولود یولد على‏الفطرة حتى لیكون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه؛ (5) هر نوزادى بر فطرت اسلام و دین خالى از شرك آفریده شده است، و رنگ‏هایى همچون یهودیت و نصرانیت انحرافى است‏ كه از طریق پدر و مادر به آنها انتقال مى‏یابد.» و امیرمومنان در ضمن گفتارى ‏مى‏فرماید: «فبعث فیهم رسله، و واترالیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته؛(6) خداوند رسولان خود را به سوى انسان‏ها فرستاد و انبیاى خود را یكى پس از دیگرى ‏ماموریت داد تا وفاى به پیمان فطرت را از آنها مطالبه كند.» نتیجه این كه‏ نباید فطرت را كه همانند آیینه خدانما و حق‏جو، در درون، ما را راهنمایى مى‏كند، و آیین حق را نشان مى‏دهد به باد فراموشى بسپاریم، بلكه باید در پرتو جهاد اكبر به ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ ‏فروزان درون بهره‏مند گردیم.

 


پى‏نوشت‏ها:
1- سید رضى، نهج البلاغه، حكمت ‏428.
2- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج‏1، ص‏295.

3- مائده / آیه 114.

4- برای اطلاع بیشتربه کتاب «حس مذهبى یا بعد چهارم روح انسانى‏» ترجمه مهندس ‏بیانى رجوع نمایید.

5- علامه طبرسى، تفسیرجمع الجوامع، ذیل آیه 30 روم.

6- سید رضى، نهج البلاغه، خطبه اول.

 "حجة‏الاسلام والمسلمین محمد محمدى اشتهاردى"

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید نو

عید نو



صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است، از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست وشوی جان در نهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد . فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست ، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.  بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر بسازد . اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطرعید ما نیست . از اینروست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم :

"اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً"؛ از تو خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی .

در طی ماه مبارک رمضان ، در پنج بخش " مائده جان رسید" به بررسی تصویر رمضان و روزه در آئینه شعر فارسی پرداختیم ، و دیدیم که رمضانیات برخی از شعرا ( مانند فرخی ومنوچهری و حتی حافظ) بیشتر در شب و روز عید فطر دست داده است . برای آن که این مقال را به پایان بریم سزاست که به بررسی عید فطر در اشعار خداوند رمضان ستایی نظری افکنیم.

دوستانی که سری مقالات "مائده جان رسید" را پی گرفته باشند به خوبی می دانند که لقب خداوند گار رمضان ستایی به حق برازنده مولانا جلال الدین محمد بلخی است . " مولانا بر خلاف دیگر شاعران که رمضان را به سوگ می نشستند، آن را جشن می گرفت و اینک در عید فطرهم به جشن می نشیند اما نه از آنروی که روزه تمام شده است بل از آنرو که یک حیات جدید در جهانی جدید و جانی جدید آغاز شده است "1

از نظر گاه مولانا در طول ماه رمضان منِ حقیقی انسان که در سایه من های دروغین وی قرار گرفته بود، مجال می یابد که از سایه برون آمده و خویشتنِ انسان شود؛ و با عید فطر این من برآمده که از مذبح  من های دروغین ( من هایی که آلوده به نام و نان و شهوت اند. من هایی که نه سر بر آسمان که دل در گرو زمین دارند ) باز می گردد ، فرصت عروج می یابد . در نظر گاه مولانا عید فطر عید عاشقی است که اسماعیلِ خویشتن را ابراهیم وار به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادی آن را دریافت داشته است :

" عید بر عاشقان مبارک باد

عاشقان عیدتان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان و زمین

تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال

عاشقان این نشان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش

قند او در دهان مبارک باد

عید آمد که این سبکروحان

رطلهای گران مبارک باد "2

" عید فطر در نگاه مولانا روز کمال است و وصال ، روز مشاهده و رویت ، ماه فائق آمدن بر تضادها ... عید فطر روز اجابت است و شگفتا از شگفتی دریافتهای مولوی در این روز:

بگذشت مه روزه ، عید آمد وعید آمد

بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد

معشوق توعاشق شد شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد

جان ازتن آلوده هم پاک به پاکی رفت

هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل مانده به دام تو

جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته

بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم

بر بوی بهار تو ازغیب رسید آمد" 3

شگفت که دراین ماه، سنگ درون به گوهر، زهرجان به شکر و قفل دل به کلید تبدیل می شود و مولانا درعید فطر برتمام این گشایش ها دست افشان و سپاس گویان است .

در غزلی مولانا رمضان را به " مریم " و عید فطر را به " عیسی " تشبیه می کند:

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد  

امید همه جان ما ازغیب رسید آمد

نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت

کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد...

ای شب به سحر برده در یارب و یارب ، تو

آن یارب و یارب را رحمت به شنید آمد

ای درد کهن گشته ! بخ بخ که شفا آمد  

وی قفل فرو بسته بگشا که کلید آمد

ای روزه گرفته تو ازمائده بالا

روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد ... "4

" از هر طرف دیوان مولانا که می روی جز حیرتت نمی افزاید وافزایش این حیرت ره آوردی جز شوق و شور" لا یدرک ولا یوصف" چیزی نیست ." 5

انتخاب غزلی از مولانا بعنوان فصل الخطاب این گفتار دشوار است که هر چه او در ستایش رمضان و پی آمد آن عید فطر دارد همه شور است و شیدایی ، مولانا در رمضانِ احیاء کننده ، زنده شده و دست افشان و پا کوبان می سراید:

عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد

برگیرو دهل می زن کان ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون، غلغل شنواز گردون

کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

عید آمد ره جویان ، رقصان وغزل گویان

کان قیصر مه رویان زان " قصر مشید"(6) آمد

صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی

کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستن ، داوود نبی مستش

تا موم کند دستش ، گر سنگ و حدید آمد

عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما

برعید زنیم این دم کان خوان و ثرید (7)آمد؟

زو زهر شکرگردد، زو ابرقمر گردد

زو تازه وتر گردد هرجا که قدید(8) آمد

برخیز و به میدان رو ، در حلقه رندان رو

رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

غمهاش همه شادی ، بندش همه آزادی

یک دانه بد و دادی ، صد باغ مزید آمد

من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم

جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد

بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن

رو صبرکن از گفتن چون صبر کلید آمد "9


پی نوشت ها:

1- امیری اسفندته . مرتضی . این شرح شرحه شرحه ( تجلی و بررسی اجمالی رمضان در ادوارشعرپارسی ) انتشارات سفیرصبح 1378ص150.

2- همان، ص 150.

3- همان، ص 154.

4- همان، صص6 و155.

5- همان، ص160.

6- قصر مشید : مشید: برافراشته ،مرتفع. قصرمشید اشاره به " بروج مشیده"(سوره نسا آیه 78)

7- قدید : گوشت کفانیده پاره کرده یا گوشت به درازا بریده خشک کرده . استعاره از هلال ماه شوال .

8- ثرید : معرب ترید . تلیت و تریت عامیانه : نوعی از طعام که پاره های نان را در شوربای گوشت تر کنند.

9- همان، صص 7 و156.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

رویت هلال ماه رمضان، رویت هلال شوال

رویت هلال ماه رمضان، رویت هلال شوال

 

اسلام و شمارش ایام
هلال از منظر قرآن
ثبوت هلال
اقوال فقها

موضوع رویت هلال ماه های رمضان و شوال در سال های اخیر از مباحث مهم جامعه ما بوده است و از اهمیت خاصی برخوردار است، مقاله ای که ملاحظه می فرمایید به این موضوع به طور کلی می پردازد و وضعیت رویت هلال ماه مبارک رمضان را مورد بررسی  قرار می دهد .

با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان  راصدین مشتاقانه به دیدار  این هلال می روند . رویت هلال این ماه به خاطر جنبه های دینی و مذهبی آن دو چندان می شود زیرا این ماه به شهر الله  معروف است و مسلمین میهمان خداوند سبحان هستند و شبی در این ماه قرار دارد که خیر من الف شهر است یعنی برتر از هزار ماه است .

تعیین ماه قمری مبتنی بر رویت هلال است و ناظران در آغاز  هر ماه می کوشند تا هلال را رصد نمایند ولی دیدن هلال در اولین شب پس از خارج شدن از محاق کار دشواری است.

ماه شب اول به صورت هلال باریکی در غرب آسمان در نزدیکی افق برای مدت کوتاهی نمایان می شود و رویت پذیری آن به شرایط  متعددی بستگی دارد .

اگر چه ماه تقریباٌ هر 5/29 روز یکبار به دور زمین گردش می کند ولی به خاطر پیچیدگی های مدار آن تعیین دقیق زمان ظاهر شدن هلال بسیار مشکل است علاوه بر آن ممکن است وجود غبار ابر یا محدود بودن افق ناظرسبب شود  تا راصدین نتوانند هلال را به آسانی شکار کنند .

 


اسلام و شمارش ایام
بناء اسلام بر سال و ماه قمری است . خداوند سبحان در آیه کریمه « ان عدة الشهور عندالله  اثناعشر شهراٌ فی کتاب الله یوم خلق السموات والارض منها اربعه حرم ذلک الدین القیم »  تعداد ماه ها را 12 عدد معرفی نموده است و ترتیب آنها را منوط به خلقت و آفرینش دانسته و همگام با فطرت انسانی دانسته است .
اهل شرع ماه های قمری  را از رویت هلال تا رویت هلال دیگر محاسبه می کنند . بیرونی یکی از منجمین بر این  نظر است که امکان دارد دو ماه پیوسته تمام باشد و تا سه ماه پیوسته ناقص رویت شود ولی صاحب  زیج بهادری پس از محاسبه ای دقیق می نویسد : ممکن است چهار ماه متوالی هر ماه سی روز و سه ماه متوالی هر کدام بیست و نه روز واقع شود .

اهمیت ماه های قمری به این جهت است که بسیاری از اعمال عبادی همچون روزه ، حج و ... با رویت هلال  ارتباط تام دارد و لذا  تاریخ هجری قمری نخستین تاریخی است که مورد استفاده دنیای اسلام و مسلمانان جهان قرارگرفته  و در آن اعیاد و سوگواری های مذهبی به کمال و تمام  یاد شده است .

تاریخ هجری  قمری که مبنایش هجرت  پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه است با ماه محرم  آغاز می شود و با ماه ذی الحجه پایان می پذیرد .

 

 

هلال از منظر قرآن
قرآن کریم از هلال ماه، منازل  ماه و ... بارها سخن به میان آورده و ذیل آیات اهدافی را دنبال نموده است .
در آیه  5 سوره  یونس می فرمایند :

« هوالذی جعل الشمس  ضیاء و القمر نوراٌ و قدره منازل لتعلموا عدد السنین  و الحساب ما خلق الله ذلک  الا بالحق. »؛ او کسی است که خورشید  را روشنایی و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاه هایی مقدر کرد تا عدد سال ها و حساب کارها را بدانید ، خداوند این را جز به حق نیافریده است .

معلوم می شود که از اشکال مختلف ماه در آسمان همچون هلال ، تربیع ، تثلیث ، تسدیس و بدر و سپس  رو به نقصان گذاردن  آن  برای مردم بدون محاسبات  نجومی و رجوع  به اهل خبره امکان پذیر است .

همچنین فرمود « یسئلونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس والحج»؛ ای پیامبر درباره هلال های ماه از تو سئوال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت حج است.

و همچنین فرمود : « الشمس و القمر بحسبان »؛ خورشید و ماه بر طبق  حساب منظمی می گردند.

 و بر حرکت زمین گرد خورشید و گردش نجومی ماه دور کره زمین تکیه می نماید و  فرمود:

« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم »؛  که برای ماه منزل هایی را مقدر فرموده است .

 

 

اسباب اختلاف رویت
عوامل ذیل موجب اختلاف رویت می شود:
الف ) اختلاف طول شهرها

هر شهری که طول آن نزدیک تر به مبداء طول ( گرینویچ ) باشد در بسیاری از اوقات رویت در آن بیش از مناطقی است که طول شرقی آنها زیادتر از مبداء مزبور باشد یعنی در بلاد غربی تر امکان رویت بیش از بلاد شرقی است .

ب ) اختلاف عرض شهرها

 دوری بعد معدل النهار از منطقه البروج و نزدیک شدن به آن در کوتاهی و بلندی شب و روز تاثیر دارد و بنابراین اگر دو شهر در طول و عرض برابر باشند اما یکی  در نیم کره جنوبی  و دیگری در نیم کره شمالی باشد امکان دارد هلال در شهر اول دیده نشود و در شهر دوم رویت شود. از طرفی بعد (عرض)  قمر از دایره بروج موثر است .

ج ) اوضاع فلکی

دور و نزدیک بودن ماه به زمین در رویت موثر است لذا امکان رویت در حال حضیض بیش از حال دوری است .

همچنین بعد معدل ( بعد و فاصله غروب ماه پس از غروب خورشید )  فاکتور مهمی است و لذا هر اندازه فاصله غروب ماه زیادتر باشد زمان مکث هلال فوق افق بیشتر است و بهتر می توان رویت نمود .

عناصر دیگری مثل قرآن نیرین ( نزدیکی ماه و خورشید یا به عبارتی در یک راستا قرار گرفتن ماه و خورشید ) و ارتفاع ماه و سن هلال می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد .

 


ثبوت هلال
در این که حلول ماه به رویت و مشاهده هلال ثابت می شود اختلاف و تردیدی وجود ندارد اکثر فقها، اثبات هلال را به رویت ضروری دین شمرده و اجماع و اتفاق مسلمانان را بر اعتبار آن ثابت دانسته اند . در سیره پیامبر ثابت است که  حضرت به جستجوی هلال می پرداخت و این امر را به عهده داشت .
در احادیث متواتر رویت هلال موجب صوم و فطر داشته شده است.

صحیح  محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند :" اذا رایتم الهلال  فصوموا و اذ رایتموه فافطروا"؛ با دیدن  هلال روزه بدار و  با دیدن آن روزه بگشا .

البته بسیاری از فقها" رویة عن حس" را معتبر می دانند یعنی با چشم غیر مسلح، ماه دیده  شود و اگر توسط دوربین و تلسکوپ هلال دیده شود آن را معتبر نمی دانند و اما فقهایی  هم هستند که رویت با چشم مسلح را در حکم  رویت با چشم غیر مسلح می دانند و هر دو را حجت می دانند .

 پس اگر دو شخص عادل ادعای رویت هلال نمودند و شهادتشان بر مبنای دلیل و مدرک بود از آنها پذیرفته می شود .

 


اقوال فقها
گروهی از فقها با بهره گیری از اصول و قواعد علمی بر این نظرند که ادله نقلی ( آیات و روایات )  دلالت تام  بر لزوم اتحاد آفاق ( شهرهای نزدیک به هم )  و موضوعیت رویت دارند و نقطه مقابل گروهی دیگر با استفاده از قواعد و ادله مزبور معتقدند اتحاد آفاق لازم نیست و ادله نقلی هم طریق و کاشف از واقع می باشند .
قائلین به اتحاد افق از اطلاقات و عمومات روایات  استفاده نموده اند که پیامبر اسلام فرمود : " صوموا لرویته  وافطروا الرویته"؛ با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدنش افطار کنید پس رویت شرط  دخول ماه  است و دیدن هلال موضوعیت دارد. اما گروهی  که رویت را برای همه آفاق معتبر می دانند به دعای وارده در قنوت نماز عید فطر اشاره کرده اند . در این دعا می خوانیم :

"و اسئلک بحق هذاالیوم  الذی جعلته للمسلمین عیدا"؛ این عید برای همه مسلمین است .

همچنین لیلة القدر ظاهر در این است که این لیله معین دارای احکام مشخص برای جمیع مسلمین است .

این اختلاف میان علمای عامه هم وجود دارد. حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها قائل به ثبوت  رویت هلال  برای همه نقاط عالم در صورت رویت در یک نقطه هستند و شافعیه معتقدند اگر رای فقها مختلف باشد رویت هر ناحیه برای همان ناحیه حجت است.

آن هنگام که ماه رمضان به پایان می رسد عید فطر است . عید ، بازگشت به اصل است ؛  نه بازگشت به زندگی معمولی و دنیوی  که قبلاٌ وجود داشت . چنانچه واژه دیگری که از ریشه  « عاد یعود» می آید ،  واژه معاد است . معاد یعنی  بازگشت نزد پروردگار خود . در واقع عید، معاد و عود جملگی از یک ریشه اند . رمضان که به پایان می  رسد، عید است ، یعنی بازگشت به مبدا به تحقق می رسد اگر چه بازگشت به مبدا برای همه ما متحقق نشده  اما به یمن این که برای مردان خدا و ذات مقدسی که در هر عصری هستند به تحقق پیوسته ، ما هم به متابعت  از آنها عید می گیریم و این عید، عید فطر است . فطر مناسبت با فطرت دارد و فطرت ،  فطرت ایمان است . در واقع این عید برای سلامت فطرت  ایمان برگزار می شود .
بالای صفحه

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

بشارت باد، فرا رسیدن عید فطر

بشارت باد، فرا رسیدن عید فطر


عید فطر صحنه ای از قیامت
روز و نماز عید فطر
در قنوت نماز عید  چه می خوانیم؟
جایزه الهی

"عید" در لغت از ماده "عود" به معنی بازگشت است، لذا روزهایی را که مشکلات قوم و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین باز می گردند، عید می نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماهه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان ، باز می گردد، و آلودگی هایی که بر خلاف فطرت است ، از میان می رود .

"عید فطر" یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است . مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن ،آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند ، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند ، اجر و پاداشی که خداوند ، خود به آنان وعده داده است .

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن برداشته می شود و مؤمنان رخصت می یابند در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

 


عید فطر صحنه ای از قیامت
حضرت علی (ع)  به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن ، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است :
ای مردم! این روز شما ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند.

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است .

(عید فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است. -  چون در قیامت عده ای که زیان کارند ، تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند . -

وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید ، به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت .

وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند. وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت .

ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: "هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید ."

 


روز و نماز عید فطر
از سخنان معصومین علیهم السلام چنین برداشت می شود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلی نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
مناسبت های مختلف اسلامی ، زمینه توجه به خدای متعال و زنده کننده یاد او در زندگی و فکر مسلمانان است و برای بسیاری از این مناسبت ها، اعمال و دعاهای ویژه ای از جمله "نماز" بیان شده است . بر خلاف اغلب جشن ها و اعیاد ، که آمیخته به غفلت ها، هوسرانی ها و شهوات است، اعیاد اسلامی، همراه با نماز، دعا، انفاق، صدقه ، غسل ، طهارت و ... است .

در حدیث شریفی از امام رضا علیه السلام آمده است :

" خداوند ، روز فطر را بدین سبب "عید فطر" قرار داد تا مسلمانان ، اجتماع و مجمعی داشته باشند که در آن روز، گرد هم آیند و در برابر خداوند ، به خاطرمنت ها و نعمت هایش، به تمجید و تعظیم بپردازند، پس آن روز، روز عید و تجمع ، روز زکات و رغبت و روز نیایش است. "

 

 

 


در قنوت نماز عید  چه می خوانیم؟
بارالها! به حق این روز، که آن را برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله و علیه و اله ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادی از تو می خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و مرا در هر خیری وارد کنی که محمد و آل محمد را در آن وارد کردی و از هر بدی که محمد و آل محمد را خارج ساختی ، ما را نیز از آن خارج ساز، درود و صلوات تو بر او و آنها. خداوندا! از تو می طلبم، هر آنچه را که بندگان شایسته ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از هر آنچه که بندگان خالصت به تو پناه بردند .

 


جایزه الهی
عمده ترین چیزی که در این نماز، از خدا خواسته می شود، آمرزش و مغفرت الهی و مبارک ساختن این عید، با قبولی طاعات است و این، بهترین جایزه ای است که خداوند به نمازگزاران روزه دار، عطا می کند . امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود : هر گاه روز اول ماه شوال (عید فطر) فرا می رسد ، منادی از سوی خداوند ندا می دهد : " ای مؤمنین : بشتابید به سوی جایزه هایتان."
آنگاه امام باقر علیه السلام رو به جابر کرد و فرمود : ای جابر! جوایز خدا، مثل جایزه های این پادشاهان نیست! امروز ، روز جایزه هاست!

از "سوید بن غفله" نقل شده است : در روز عید بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه

(خوراکی از آرد و شیر) و ملبنة (غذا یا حلوایی که با شیر تهیه می شود ) موجود است . پس به آن حضرت عرض کردم : روز عید و خطیفه؟!

حضرت فرمود : این عید کسی است که آمرزیده شده است. منابع:1- تحف العقول، ص 170.

2- وسائل الشیعه، ج 5، ص141.

3- همان ، ص 140.

4- بحار الانوار، ج40، ص 74 .

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

عید سعید فطر؛ روزپاداش

عید سعید فطر؛ روزپاداش


 

عید فطر یكى از دوعید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احادیث و روایات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین علىعلیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‏اند.

" خطب امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون وهو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم واذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، واذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عبادالله! ان ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون." (1)

اى مردم! این روز، روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روزقیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نمازعید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز، به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را. و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت ‏برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند وادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و ازمهربانى و بنده ‏نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمى‏برند.» (2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روزافطاركنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مى‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند یعنى اجازه خوردن پس ازامساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال وعباداتى است كه در روایات معصومین علیهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیزآمده است.

از سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مى‏شود كه روزعید فطر، روزگرفتن مزد است. و لذا دراین روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید مى‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه وآله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى كل خیرادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه وعلیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد (ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و ازهر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، ازتو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مرّ علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب واغفرلنا ما خفى من ذنوبنا وما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرّ اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد وآل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرده ایم ... خداوندا! دراین روزعید فطرمان كه براى مؤمنان روزعید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قراردادى؛ ازهر گناهى كه مرتكب شده‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم وهر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است ‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت ‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت ‏به سویت و توبه ازگناهان عطا فرما.» (3)


پى‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمة،ج 7، صص131 -132.

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، ص 167.

3- ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 صص 10- 11، 50 .

 و استفاده از کتاب رمضان، تجلى معبود ( ره توشه راهیان نور)، صفحه 248 .

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

اعمال شب و روز عید فطر

اعمال شب و روز عید فطر


 

از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است كه آن شب كمتر از شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :

 

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.

3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.

4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی كل ذنب احصیته وهو عندك فی كتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از ‏شیخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید" یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی كل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندك فی كتاب مبین." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

5- زیارت امام حسین علیه السلام كه فضیلت ‏بسیار دارد.

6- ده مرتبه ذكر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج  نماز دو رکعتی ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یك مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است كه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این دو ركعت را به این كیفیت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل كرده‏اند: " یاالله یاالله یاالله یا رحمان یاالله یا رحیم یاالله یا ملك یاالله یا قدوس یاالله یا سلام یاالله یا مؤمن یاالله یا مهیمن یاالله یا عزیز یاالله یا جبار یا الله یا متكبر یاالله یا خالق یاالله یا بارئ یاالله یا مصور یاالله یا عالم یاالله یا عظیم یاالله یا علیم یاالله یا كریم یاالله یا حلیم یاالله یا حكیم یاالله یا سمیع یاالله یا بصیر یاالله یا قریب یاالله یا مجیب یاالله یا جواد یاالله یا ماجد یاالله یا ملی یاالله یا وفی یاالله یا مولى یاالله یا قاضی یاالله یا سریع یاالله یا شدید یاالله یا رئوف یاالله یا رقیب یاالله یا مجید یاالله یا حفیظ یاالله یا محیط یاالله یا سیدالسادات یاالله یا اول یاالله یا آخر یاالله یا ظاهر یاالله یا باطن یاالله یا فاخر یاالله یا قاهر یا الله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا ودود یاالله یا نور یاالله یا رافع یاالله یا مانع یاالله یا دافع یاالله یا فاتح یاالله یا نفاح [نفاع] یاالله یا جلیل یاالله یا جمیل یاالله یا شهید یاالله یا شاهد یاالله یا مغیث ‏یاالله یا حبیب یاالله یا فاطر یاالله یا مطهر یاالله یا ملك یاالله یا مقتدر یاالله یا قابض یاالله یا باسط یاالله یا محیی یاالله یا ممیت ‏یاالله یا باعث‏ یاالله یا وارث یاالله یا معطی یاالله یا مفضل یاالله یا منعم یاالله یا حق یاالله یا مبین یاالله یا طیب یاالله یا محسن یاالله یا مجمل یاالله یا مبدئ یاالله یا معید یاالله یا بارئ یاالله یا بدیع یاالله یا هادی یاالله یا كافی یاالله یا شافی یاالله یا علی یاالله یاعظیم یاالله یا حنان یاالله یا منان یاالله یا ذاالطول یاالله یا متعالی یاالله یا عدل یاالله یا ذاالمعارج یاالله یا صادق یاالله یا صدوق یاالله یا دیان یاالله یا باقی یاالله یا واقی یاالله یا ذاالجلال یاالله یا ذاالاكرام یاالله یا محمود یاالله یا معبود یاالله یا صانع یاالله یا معین یاالله یا مكون یاالله یا فعال یاالله یا لطیف یاالله یا غفور یاالله یا شكور یاالله یا نور یاالله یا قدیر یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله اسالك ان تصلی على محمد و آل محمد و تمن علی برضاك و تعفو عنی بحلمك و توسع علی من رزقك الحلال الطیب من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدك لیس لی احد سواك ولا احد اساله غیرك یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم.

پس به سجده مى‏روى و مى‏گویى: یاالله یاالله یاالله یا رب یا رب یا رب یا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم فی مخزون الغیب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلی على محمد وآل محمد وان تقبل منی شهررمضان و تكتبنی من الوافدین الى بیتك الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب كنوزك یا رحمان."

9- چهارده ركعت نماز اقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، یک بار آیةالكرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.

10- شیخ در مصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجر بنشین و عبادت کن.

اعمال روز عید

1- بعد از نماز صبح و نماز عید آن تكبیراتى را كه در شب عید ذکر شد، گفته شود.

2- پرداخت زکات فطره پیش از نماز عید.

4- انجام غسل روز عید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نماز عید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بك و تصدیقا بكتابك واتباع سنة نبیك محمد صلى الله علیه و آله." و پس از غسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبی و طهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."

5- برای اقامه نماز عید لباس نیکو پوشیده و از عطر استفاده نمایید.

6- پیش از نماز عید، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما یا به شیرینى باشد. و شیخ مفید فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت‏ سیدالشهداء علیه السلام كه براى هر دردى شفا است.

7- قبل از خروج از منزل برای نماز عید، دعایی را که از امام باقر علیه السلام روایت شده را بخوانی: " اللهم من تهیا فی هذاالیوم او تعبا او اعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطایاه فان الیك یا سیدی تهیئتی و تعبئتی و اعدادی و استعدادی رجاء رفدك و جوائزك و نوافلك و فواضلك و فضائلك و عطایاك و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیك محمد صلوات الله علیه و على آله و لم افد الیك الیوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتیتك خاضعا مقرا بذنوبی و اسائتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفرالذنوب العظام الا انت ‏یا لا اله الا انت ‏یا ارحم الراحمین."

8- اقامه نماز عید.

9- زیارت امام حسین علیه السلام.

10- دعاى ندبه خوانده شود. سید بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید:" اعوذ بك من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى وعطشانها لا یروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگوید:" الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی وتعفیری لك بغیرمن منی علیك بل لك المن علی" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگوید: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگوید:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فلیحسن العفو من عندك یا كریم " پس از آن صد بار بگوید: العفو العفو.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

اعمال عید فطر

اعمال عید فطر

از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.

3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.

4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی كل ذنب احصیته وهو عندك فی كتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از ‏شیخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید" یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی كل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندك فی كتاب مبین." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

5- زیارت امام حسین علیه السلام كه فضیلت ‏بسیار دارد.

6- ده مرتبه ذكر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یك مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است كه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این دو ركعت را به این كیفیت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل كرده‏اند: " یاالله یاالله یاالله یا رحمان یاالله یا رحیم یاالله یا ملك یاالله یا قدوس یاالله یا سلام یاالله یا مؤمن یاالله یا مهیمن یاالله یاعزیز یاالله یا جبار یاالله یا متكبر یاالله یا خالق یاالله یا بارئ یاالله یا مصور یاالله یاعالم یاالله یا عظیم یاالله یا علیم یاالله یا كریم یاالله یا حلیم یاالله یا حكیم یاالله یا سمیع یاالله یا بصیر یاالله یا قریب یاالله یا مجیب یاالله یا جواد یاالله یا ماجد یاالله یا ملی یاالله یا وفی یاالله یا مولى یاالله یا قاضی یاالله یا سریع یاالله یا شدید یاالله یا رئوف یاالله یا رقیب یاالله یا مجید یاالله یا حفیظ یاالله یا محیط یاالله یا سیدالسادات یاالله یا اول یاالله یا آخر یاالله یا ظاهر یاالله یا باطن یاالله یا فاخر یاالله یا قاهر یا الله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا ودود یاالله یا نور یاالله یا رافع یاالله یا مانع یاالله یا دافع یاالله یا فاتح یاالله یا نفاح [نفاع] یاالله یا جلیل یاالله یا جمیل یاالله یا شهید یاالله یا شاهد یاالله یا مغیث ‏یاالله یا حبیب یاالله یا فاطر یاالله یا مطهر یاالله یا ملك یاالله یا مقتدر یاالله یا قابض یاالله یا باسط یاالله یا محیی یاالله یا ممیت ‏یاالله یا باعث‏ یاالله یا وارث یاالله یا معطی یاالله یا مفضل یاالله یا منعم یاالله یا حق یاالله یا مبین یاالله یا طیب یاالله یا محسن یاالله یا مجمل یاالله یا مبدئ یاالله یا معید یاالله یا بارئ یاالله یا بدیع یاالله یا هادی یاالله یا كافی یاالله یا شافی یاالله یا علی یاالله یاعظیم یاالله یا حنان یاالله یا منان یاالله یا ذاالطول یاالله یا متعالی یاالله یا عدل یاالله یا ذاالمعارج یاالله یا صادق یاالله یا صدوق یاالله یا دیان یاالله یا باقی یاالله یا واقی یاالله یا ذاالجلال یاالله یا ذاالاكرام یاالله یا محمود یاالله یا معبود یاالله یا صانع یاالله یا معین یاالله یا مكون یاالله یا فعال یاالله یا لطیف یاالله یا غفور یاالله یا شكور یاالله یا نور یاالله یا قدیر یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله اسالك ان تصلی على محمد و آل محمد و تمن علی برضاك و تعفوعنی بحلمك و توسع علی من رزقك الحلال الطیب من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدك لیس لی احد سواك ولا احد اساله غیرك یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم. پس به سجده مى‏روى و مى‏گویى: یاالله یاالله یاالله یا رب یا رب یا رب یا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم فی مخزون الغیب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلی على محمد وآل محمد وان تقبل منی شهررمضان و تكتبنی من الوافدین الى بیتك الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب كنوزك یا رحمان."

9- چهارده ركعت نمازاقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، یک بار آیةالكرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.

10- شیخ درمصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجربنشین وعبادت کن.


اعمال روزعید

1- بعد از نماز صبح و نمازعید آن تكبیراتى را كه در شب عید ذکر شد، گفته شود.

2-پرداخت زکات فطره پیش از نمازعید.

4- انجام غسل روزعید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بك وتصدیقا بكتابك واتباع سنة نبیك محمد صلى الله علیه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبی وطهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."

5- برای اقامه نمازعید لباس نیکو پوشیده و ازعطر استفاده نمایید.

6- پیش از نماز عید، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما یا به شیرینى باشد. و شیخ مفید فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت‏ سیدالشهداء علیه السلام كه براى هر دردى شفا است.

7- قبل ازخروج از منزل برای نمازعید، دعایی را که از امام باقرعلیه السلام روایت شده را بخوانی: " اللهم من تهیا فی هذاالیوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطایاه فان الیك یا سیدی تهیئتی و تعبئتی واعدادی واستعدادی رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطایاك و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیك محمد صلوات الله علیه وعلى آله ولم افد الیك الیوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتیتك خاضعا مقرا بذنوبی واسائتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفرالذنوب العظام الا انت ‏یا لا اله الا انت ‏یا ارحم الراحمین."

8- اقامه نمازعید.

9- زیارت امام حسین علیه السلام.

10- دعاى ندبه خوانده شود. سید بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید:" اعوذ بك من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى وعطشانها لا یروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگوید:" الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی وتعفیری لك بغیرمن منی علیك بل لك المن علی" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگوید: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگوید:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فلیحسن العفو من عندك یا كریم " پس از آن صد بار بگوید: العفو العفو.

زائربقيع سه شنبه نهم مهر 1387 نظر بدهید!

اسكرين سرور ويژه شب هاي قدر

اسكرين سرور ويژه شب هاي قدر
دانلود ادامه مطلب
ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تصاوير ويژه شب هاي قدر

تصاوير ويژه شب هاي قدر
دانلود ادامه مطلب
ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اختیار انسان و شب قدر

اختیار انسان و شب قدر
آنچه از مجمــوع مباحث به دست می‌آید این است كه با ملاحظـه آیـات و روایـات و دریافت‌ها و مشاهدات، اطمینان كامل پیدا مى‌كنیم كه شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقیناً، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برایش رقم مى‌خورد موثر است؛ حتى مى‌شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده‌اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.

ادله‌اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى‌كند به شرح زیر تقدیم مى‌گردد:

 


1- حالات و دریافت‌هاى شخصى
كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته‌اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مى‌دهد. دیگرانى هم كه به این حد از معنویت راه پیدا نمى‌كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری‌های شب قدر بهره‌بردارى كرده و فیض معنوى مى‌برند. ریشه اصلى این دگرگونى‌ها و حالات، به خود افراد برمى‌گردد و این كه تا چه حد خود را آماده بهره‌بردارى از بركات شب قدر و فضیلت‌هاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن‌ها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا آنچه مى‌دهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مى‌دانیم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى‌گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى‌شود؛ پس نتیجه مى‌گیریم تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه این كه یكى از راه‌هاى رسیدن به این كه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است.

 


2- شناساندن شب قدر
خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره‌اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می‌آیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر علیه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از این كه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیلة القدر" (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى‌ها در آن شب برتر از هر كار شایسته‌اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى‌شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ كس نمى‌كند، چه انگیزه‌اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره‌ای از كار بندگان مى‌گشاید؟ مى‌دانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى‌دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى‌شود، این است كه بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.

 


3- اجماع و سیره مسلمانان
مى‌دانیم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاكید فراوان دارند و به شب زنده‌دارى آن شب، اهتمام مى‌ورزند. نقل شده كه یكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى این كه شب قدر را درك كند، یك سال تمام یعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده‌دارى كرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشكیل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال، همراه گریه و زارى و استغفار، برخاسته از یك واقعیت انكارناپذیر است و آن دخالت انسان‌ها در سرنوشت خودشان است.

 


4- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى
امام صادق علیه السلام به ابوبصیر مى‌فرماید: "وصل فى كل واحده منهما مئة ركعه"؛ در هر یك از دو شب بیست و یكم و بیست و سوم صد ركعت نماز بخوان "و احیهما ان استطعت الى النور"؛ تا مى‌توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى كن "واغتسل فیهما"؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصیر عرض كرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى‌توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان‌ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى‌شود. از حدیث فوق، مى‌توان تاثیر فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى كرد. مى‌بینیم ابوبصیر كه یك راوى زبردست و كار كشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال‌ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى‌فرمایند كه رضایت نمى‌دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثیر انسان را مشخص مى‌كند، جمله پایانى امام است كه آن را به عنوان ریشه و علت تاكید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده‌اند؛ آنجا كه فرمودند: "و تقبل اعمال المومنین"؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى‌شود. (3)

 


5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز
مى‌دانیم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى‌ترین و پر محتواترین دعاهاست؛ دعاهایى مانند "جوشن كبیر"، "ابوحمزه ثمالى" و امثال آنها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعیه‌اى كه انسان را با دریایى از معارف آشنا مى‌كند. انسان با خواندن دعا از یك طرف، با یادآورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى‌پایان خداى مهربان او را در كنار و دستگیر خویش مى‌بیند و نور امید در دلش مى‌درخشد و از دیگر سو، با یاد آوردن سختى‌هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارى‌هاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قیامت، شعله‌هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه باید باشد مى‌سنجد و زیانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى‌یابد و علاوه بر شك و تردیدى كه نسبت به راه و روش نامطلوب خویش پیدا مى‌كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى‌گیرد و مسیر زندگى‌اش را دگرگون مى‌كند. اگر هم به این مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت؛ زیرا بیم و امیدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارى‌اش مى‌شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى‌باشد. از گفتار فوق، این نتیجه به دست می‌آید كه در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى‌دهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى‌نشیند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى‌شود. بنابراین،دعا در شب‌هاى قدر كه یك كار اختیارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛به همین دلیل به آن سفارش اكید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب‌هاى قدر تاكید بیشترى بر این امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى‌زند.

 


6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: "من ادرك لیلة القدر، فلم یغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرین بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح‌تر مى‌گردد و معلوم مى‌شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله قابل قبول نیست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى‌خاصیت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمایند. "انس بن مالك" از پیامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فیه لیلة خیر من الف شهر"؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخیر كله"؛ هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى‌نصیب مانده است. "ولا یحرم خیرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمى‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خویشتن را محروم كرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهره‌بردارى گناهكار از شب قدر دانسته‌اند، از جمله آن كارها میخوارگى یا "دایم الخمر" بودن و نیز آزار پدر و مادر است.

 


7- شب قدر مكمل اعمال صالح
یكى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، این جهان را ترك كنند. پیش از این گفتیم كه امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه "لیلة القدر خیر من الف شهر" فرمودند: مراد این است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر علیه السلام وارد شده، در پاسخ به این پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى‌فرمایند: "و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولكن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات"؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى‌رسند، اما از راه لطف كارهاى نیكوى آن‌ها را چند برابر مى‌فرماید تا كاستى‌هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى‌توان فهمید كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه یك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‌شود و گاه همراه شدن یك عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى‌تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر مى‌شود. در روایات به پاره‌اى از اعمال سفارش شده كه نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است.

 


8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر

 

- نماز .
"انس بن مالك" از پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: "من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعة فقد اخذ بحظا من لیلة القدر" (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره‌اى از شب قدر نصیبش شده است.

 

- افطارى دادن با مال حلال.
"ابو شی ابن حیان" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده كه فرمودند: "من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت علیه الملائكة و لیالى رمضان كلها و صافحة جبرائیل(ع) لیلة القدر و من صافحة جبرائیل(ع) یرق قلبه و تكثر دموعه..." (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه‌دارى را افطار دهد، در تمام شب‌هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئیل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى‌شود.

 

- صدقه درباره امام زین العابدین علیه السلام آمده است.
"كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیلة القدر" (8)؛ در هر روز ماه مبارك یك درهم صدقه مى‌دادند، آن گاه مى‌فرمودند: شاید با این كار، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. "عبدالله بن مسعود" روایت مى‌كند كه شبى رسول خدا از نماز عشا فارغ شد، مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر، ذكر غریب مكن كه دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند:
1- مسجدى كه در میان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند.

2- مصحف و قرآنى كه در خانه‌اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.

3- عالمى كه در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نكنند و از او مسایل دینى سوال نكنند.

4- اسیران اهل اسلام كه در میان كفار باشند.

پس فرمود: كیست كه موونه و غذاى این مرد را كفایت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على علیه السلام برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا علیهاالسلام رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار این میهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسین گرسنه‌اند و شما روزه دارید و آن طعام یك نفر را بیشتر كفایت نمى‌كند. على علیه السلام فرمود: آن را حاضر كن.

فاطمه علیهاالسلام طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از این طعام بخورم میهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى‌كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه علیهاالسلام را گفت در روشن كردن چراغ دیگر تعلل كن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى‌جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى‌خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه علیهاالسلام چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم؛ پس على، فاطمه، حسن، و حسین علیهم السلام و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

 


- شب زنده‌دارى.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: "من احیا لیلة القدر حول عنه العذاب الى السنة القابله" (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده‌دارى كند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

 

- غسل و شب زنده‌دارى.
امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمودند: "من اغتسل لیلة القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه" (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده‌دارى كند، گناهانش آمرزیده مى‌شود. روایاتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حدیث پیامبر اكرم ذكر شده بود، نتیجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى‌تواند براى نشان دادن این كه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى‌خورد، كافى باشد، ولى براى تكمیل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان‌دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى‌كنیم. این بحث تكمیلى را در دو بخش انجام مى‌دهیم:

الف- عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان.

ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.

 


الف- پاداش‌ها در ماه مبارك رمضان
امام هشتم على بن موسى الرضا علیه السلام فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذیرفته و كارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یك آیه قرآن در این ماه، برابر با یك ختم قرآن در ماه‌هاى دیگر است. كسى كه برادر خود را با یك لبخند شاد كند، در روز واپسین خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در این ماه یارى كند، خداوند در روزى كه قدم‌ها بر پل صراط مى‌لغزند او را دستگیرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هر كس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نكند. هر كس درمانده‌اى را فریادرسى كند، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نكند. كسى كه ستمدیده‌اى را یارى كند، خداوند او را در مقابل دشمنانش یارى كرده و در روز قیامت نیز، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى‌كند. (13) دو روایت بالا ارتباط محكم پاداش‌ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.

 


ب- عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى‌ها و پاداش‌هاى خاص را نتیجه كار بنده دانسته، یا عمل او را تنها عامل معرفى كرده‌اند.

نمونه‌اى از این آیات و روایات: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم"(14)؛ در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى‌دهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند. "ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون" (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دریا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهایشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت "ابن حبان" و "حاكم" از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده‌اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدیر و سرنوشت‌ها را دگرگون مى‌كند و تنها نیكى است كه مایه افزایش عمر مى‌گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى‌شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می‌ماند.

 

 

پی‌نوشت‌ها:
1- اصول كافى، ج 4، ص 158.

2- فوائد الرضویه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سیماى فرزانگان، ج 3.

3- وسائل الشیعه، ج 10، باب 32، ص 354.

4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.

5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028.

6- همان، ص 545، ح 24090.

7- الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.

8- بحار الانوار، ج 95، ص 82.

9- تفسیر منهج الصادقین، ج 9، ص 237.

10- بحار الانوار، ج 95، ص 145.

11- همان، ج 80، ص 128.

12- همان، ج 93، ص 341.

13- همان، ص 346.

14- رعد، آیه 11.

15- روم، آیه 41.

16- تحفه الاحوذى، ج 6، ص 348، ح 2225.

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

لیلةالقدر درنگاه علامه طباطبایى (رحمةالله)

لیلةالقدر درنگاه علامه طباطبایى (رحمةالله)
 

 
مهم‏ترین مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه همواره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روى دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى رحمةالله در تفسیر شریف المیزان است كه در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

 


شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یك سال را تقدیر مى‏كند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.

 


شب قدر كدام شب است؟
در قرآن كریم آیه‏اى كه به صراحت ‏بیان كند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن كریم مى‏توان فهمید كه شب قدر یكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان است. قرآن كریم از یك سو مى‏فرماید: « انا انزلناه فى لیلة مباركة‏.»(دخان / 3) این آیه گویاى این مطلب است كه قرآن یكپارچه در یك شب مبارك نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»(بقره / 185)و گویاى این است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیلة القدر.»(قدر/1)از مجموع این آیات استفاده مى‏شود كه قرآن كریم در یك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این كه كدام یك از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین كرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یكم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1)وعدم تعین یك شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.

پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یكى از سه شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است كه شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2)و در آن شب قرآن نازل شده است.

 


تكرار شب قدر درهر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى كه قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلكه با تكرار سالها، آن شب نیز تكرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است كه درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است كه:

اولا: نزول قرآن بهطور یكپارچه در یكى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانیا: كلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق كل امر حكیم‏.»(دخان / 6) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز كلمه «تنزل‏» درآیه كریمه «تنزل الملئكة والروح فیها باذن ربهم من كل امر»(قدر / 4) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»(بقره / 185)چنین برمى‏آید كه مادامى كه ماه رمضان تكرار مى‏شود آن شب نیز تكرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یك شب نیست ‏بلكه درهر سال در ماه رمضان تكرار مى‏شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده كه گفت: به رسول خدا (ص) عرض كردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است كه درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلكه شب قدر تا قیامت هست.‏»(3)

 


عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیلة القدر وما ادریك ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این كه ممكن بود بفرماید: «وما ادریك ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این كه مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى كلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت كند. و با آیه « لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان كرد به این كه این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این كه مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است كه مردم را به خدا نزدیك و به وسیله عبادت زنده كند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این كه در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یك شب قدر است) .

حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد.»(4)

وقایع شب قدرالف- نزول قرآن.

ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیلة القدر» این است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال كرده كه ظهور در یكپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، كه ظاهر در نزول تدریجى است.

قرآن كریم به دو گونه نازل شده است:

1- نزول یكباره در یك شب معین.

2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اكرم (ص) .

آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مكث ونزلناه تنزیلا.»(اسراء / 106) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏كند.

در نزول دفعى (و یكپارچه)، قرآن كریم كه مركب از سوره‏ها و آیات است ‏یك دفعه نازل نشده است ‏بلكه بهصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى كه درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این كه زمان و مكانش و واقعه‏اى كه درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن یك باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏كنند، پس قرآن به همین هیئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى كه درآیه شریفه «كتاب احكمت ایاته ثم فصلت من لدن حكیم خبیر.»(هود / 1)به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كریم به صورت اجمال و یكپارچه بر پیامبر اكرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور.

خداوند متعال در شب قدر حوادث یك سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏كند.

در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیلة القدر»(قدر / 1) كلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق كل امر حكیم.‏»(دخان / 6)كه در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏كند. چون كلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چیز از یكدیگر است. و فرق هر امر حكیم جز این معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یكى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى كه از آیه «فیها یفرق كل امر حكیم.‏» برمى‏آید شبى است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.

ج- نزول ملائكة و روح.

بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئكة والروح فیها باذن ربهم من كل امر.»(قدر / 4) ملائكه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است كه از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»(اسراء / 85) دراین كه مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائكه و این كه روح چیست ‏بسنده مى‏شود.

1- پیامبر اكرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در «سدرة المنتهى‏» هستند و جبرئیل یكى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى كه جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.

یك پرچم بالاى قبر من، و یكى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏كنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن كه جبرئیل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و یا معتاد به خوردنگوشت ‏خوك و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.(5)

2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائكه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئكة والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائكه است. (6)

د- سلام و امنیت.

قرآن كریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»(قدر / 5) كلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد كه عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این كه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا كه عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است كه دراین شب كید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد از كلمه «سلام‏» این است كه در شب قدر ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.

 


پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .

2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .

3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .

4- فروع كافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .

5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .

6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

شب قدر

شب قدر
- ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.

تو شب قدر را چگونه شبی می‌دانی؟

شب قدر، از هزار ماه بهتر است.

در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمان‌ها و سرنوشت‌ها را فرود می‌آورند.

آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.

 


آیا كدامین شب؟
این امر بزرگ چیست؟ و این شب كدام است؟

آن شب فرخنده، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟

آن شب كه از هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟

آن شب، كه فرشتگان فرود می‌آیند، و روح (جبرئیل)(1) نیز فرود می‌آید، كدامین است؟

آن شب، كه فرمان‌ها و تقدیرها را به زمین می‌آورند، و بر طبق حكمت بر می‌نهند، و معین می‌دارند؟ …

آن شب، كه تا سپیده دمان، همه آنات و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ایمنی است و فرخندگی؟…

این واقعیت بزرگ، كه با "فعل مضارع" بیان شده است، و استمرار را می‌رساند چیست: "تنزل الملائكة و الروح …" فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و همی فرود آیند، به كجا؟

آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پیوسته فرود آیند، و به "اذن خدا"، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند… این امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه كسی می‌روند، و فرمان‌ها و تقدیرها را به چه كسی می‌سپارند؟ آنجا كه روح بزرگ فرود می‌آید كجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مركز ناموس، كه "كل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده می‌شود، كدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در كدام سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟

 


شب قدر است و طی شد نامه هجر
آن شب، كه باید شكوائیه هجران را در نوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟

از ابوذر غفاری روایت است كه گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست (پیامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قیام قیامت هست."
آن شب، كه شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب وصل" می‌نامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته می‌خواند، كدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی كه باید در عاشقی ثابت قدم بود، در طلب كوشید، و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت، و به نیایش پرداخت، و كار خیر كرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید، و دانایی طلبید، و مذاكره علم كرد؟(2) شبی كه در آن، كاری بی‌اجر نخواهد ماند؟ شبی كه باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره از دیار، و پنهان رخسار، با دردمندی‌های عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید؟ … كدام شب عزیز است؟

 


شبی در هر سال
چنانكه از آیه‌های "سوره قدر"(3)، بروشنی فهمیده می‌شود، در هر سال شبی هست، كه از هزار ماه – به ارزش، و قدر و فضیلت – برتر است.(4) و این شب، در هر سال، هست. و در هر سال، یك شب، شب قدر است. در این شب، فرشتگان به همراه بزرگ خویش (روح) به زمین می‌آیند، و هر امر و فرمان و تقدیری، كه از سوی خدا معین شده است – برای یك سال، تا شب قدر سال آینده – فرود می‌آورند.

آنچه از احادیثی كه در تفسیر این سوره، و تفسیر آیات آغاز سوره "دخان" و جز آن رسیده است، فهمیده می‌شود، این است كه فرشتگان در شب قدر مقدرات یك ساله را به نزد "ولی مطلق زمان" می‌آورند، و بر او عرضه می‌دارند و به او تسلیم می‌كنند. این واقعیت، همواره، بوده است و خواهد بود. در روزگار پیامبر اكرم، محل نزول فرشتگان شب قدر، آستان مصطفی صلی الله علیه و آله بوده است. این امر مورد قبول همگان است. امر دیگری كه مورد قبول است این است كه پس از پیامبر اكرم نیز "شب قدر" هست، چنانكه در "قرآن كریم"، در "سوره قدر" و "سوره دخان" بروشنی ذكر شده است، كه شب قدر، در هر سال هست، رشید الدین میبدی، مفسر معروف سنی، می‌گوید:

برخی گفته‌اند: این شب قدر، به روزگاران پیامبر صلی الله علیه و آله بود، و سپس از میان رفت. اما چنین نیست، زیرا كه همه اصحاب پیامبر و علمای اسلام معتقدند كه شب قدر، تا قیام قیامت، باقی است.(5)

شیخ طبرسی نیز، در این باره، روایتی از ابوذر غفاری نقل می‌كند:

- از ابوذر غفاری روایت است كه گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست (پیامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قیام قیامت هست."

درباره این امر شناختی مهم، احادیث متعدد رسیده است، و این موضوع عظیم قرآنی، مورد تشریح و توضیح قرار گرفته است. از این جمله است حدیث دیگری، كه در كتاب "اصول كافی" نقل شده است. در این حدیث، از قول امام جعفر صادق علیه السلام چنین آمده است:

علی علیه السلام بسیار می‌فرمود، كه هر گاه دو تن از اصحاب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، و آن حضرت سوره "انا انزلناه" را با خشوع و گریه تلاوت می‌كرد، می‌گفتند: چقدر در برابر این سوره حساسی؟ می‌فرمود: "این حساسیت برای چیزی است كه چشمانم دیده است، و جانم نیوشیده است. و پس از من، جان این مرد (اشاره به علی) خواهد نیوشید". می‌پرسیدند: تو چه دیده‌ای، و او چه خواهد دید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ آنها روی خاك می‌نوشت: "تنزل الملائكة والروح فیها باذن ربهم من كل امر. در شب قدر فرشتگان و روح، به اذن خدا، هر امری (و تقدیری) را فرود می‌آورند". آنگاه می‌فرمود: "پس از این كه خدای متعال فرموده است: "من كل امر"، (هر امری)، آیا چیز دیگری باقی خواهد ماند؟" می‌گفتند: نه … (7)

چنانكه "قرآن كریم" تا قیام قیامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نیز همواره هست و همو "حجت" است. و پس از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، این مقام، از آن جانشینان پیامبر است. و همین دو واقعیت بزرگ است (یعنی: وجود شب قدر در هر سال، و وجود صاحب شب قدر در هر عصر)، كه امام علی بن ابیطالب علیه السلام، از آنها، این چنین یاد می‌كند:شب قدر، در هر سال هست. در این شی امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز، این شب، صاحبانی دارد …

 

صاحب شب قدر
هنگامی كه در شناخت قرآنی، به این نتیجه می‌رسیم كه "شب قدر" در هر سال هست، باید توجه كنیم كه پس "صاحب شب قدر" نیز باید همیشه وجود داشته باشد – چنانكه در احادیث آمده است(8) – وگرنه فرشتگان بر چه كسی فرود می‌آیند؟ و كتاب تقدیر را نزد چه كسی می‌گشایند؟ و مجاری امور را، به اذن خدا، به چه كسی می‌سپارند؟

هدایت و ولایت "تكوینی"، از هدایت و ولایت "تشریعی" جدا نیست. عكس این قضیه نیز صادق است. پس چنانكه "قرآن كریم" تا قیام قیامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نیز همواره هست و همو "حجت" است. و پس از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، این مقام، از آن جانشینان پیامبر است. و همین دو واقعیت بزرگ است (یعنی: وجود شب قدر در هر سال، و وجود صاحب شب قدر در هر عصر)، كه امام علی بن ابیطالب علیه السلام، از آنها، این چنین یاد می‌كند:

شب قدر، در هر سال هست. در این شی امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز، این شب، صاحبانی دارد …

بسیار جالب توجه است كه عالمان اهل سنت نیز، در مواردی این حقایق را به صراحت گفته‌اند، از جمله در شرح "حدیث ثقلین".(10) حدیث ثقلین، حدیث مشهور و متواتری است، كه صدها مدرك سنی و شیعه آن را نقل كرده‌اند و یكی از مسلم‌ترین حقایق اسلامی و احادیث نبوی است. پیامبر اكرم، در این حدیث شریف، می‌فرماید:

- من، در میان شما امت، دو شئ گرانقدر می‌گذارم و می‌روم، تا هنگامی كه به آن هر دو چنگ زنید (و از هر دو با هم و در كنار هم پیروی كنید)، گمراه نخواهید شد. یكی از این دو، كتاب خداست و عترت من (ائمه طاهرین علیهم السلام).(11)

درباره این حدیث، عالمان و محققان اهل سنت، بیانات بسیار مهمی دارند. در اینجا، به عنوان نمونه، یكی از آن بیانات را می‌آورم. محدث معروف، ابن حجر هیثمی مكی شافعی، مولف كتاب‌هایی چند، از جمله "الصواعق المحرقه"، می‌گوید:

- احادیثی كه از پیامبر رسیده است و در آنها تأكید شده است بر پیروی از خاندان پیامبر و چنگ زدن به هدایت آنان می‌فهماند كه همیشه، تا قیام قیامت، كسی از خاندان پیامبر وجود دارد كه شایسته رهبری و هدایت است، چنانكه قرآن نیز تا به قیامت راهبر و هادی است. و برای همین (كه همیشه كسی از ایشان در جهان هست)، آنان سبب ایمنی و بقایند برای اهل زمین …

واقعیت بزرگ و محتوای سترگ است كه علامه مجاهد، و مرزبان حماسه جاوید، حضرت میرحامد حسین نیشابوری هندی نیز آن را یادآور می‌شود. وی می‌گوید:

حدیث ثقلین چنانكه برهان با هر امامت ائمه اثناعشر – سلام الله علیهم – عموما، و سلطان قاهر خلافت بلافصل جناب امیرالمؤمنین – علیه السلام – خصوصا می‌باشد … همچنین این حدیث شریف، دلیل واضح امامت امام دوازدهم – علیه السلام – و حجت قائمه وجود و بقای آن امام عصر – عجل الله طهوره – نیز هست، زیرا كه این حدیث شریف، بلاشبهه، دلالت بر موافقت و ملازمت كتاب و عترت، تا به قیام قیامت … دارد. پس چنانكه قرآن مجید، تا به یوم آخر، باقی است، همچنین از عترت معصومه جناب رسالت مآب صلی الله علیه و آله، كسی كه امام زمان، و حجت وقت باشد، بقاء او لازم و حتمی است.(12)

علامه میرحامد حسین، سپس یاد می‌كند كه گروهی از دانشمندان و حافظان حدیث و بزرگان اهل سنت، به این حقیقت، تصریح كرده‌اند، و در توضیح "حدیث ثقلین"، به این امر عظیم توجه كرده‌اند، دانشمندان و حافظانی چون:

شهاب الدین دولت آبادی در كتاب هدایة السعداء.

نور الدین سمهودی در كتاب جواهر العقدین.

شهاب الدین ابن حجر هیثمی مكی در كتاب صواعق المحرقه.

كمال الدین جهرمی در كتاب براهین قاطعه.

عبدالرؤوف مناوی در كتاب فیض القدیر.

ابو عبدالله زرقانی مصری در كتاب شرح المواهب اللدنیه.

احمد بن عبدالقادر عجیلی در كتاب ذخیره المآل.

مولوی حسن زمان در كتاب قول مستحسن.(13)

من، پیش از نقل سخنان علامه میرحامد حسین هندی، گفته ابن حجر هیثمی را، در توضیح حدیث ثقلین، از كتاب "عبقات" نقل كردم.(14) و آن، نمونه‌ای است از گفته‌های دانشمندان دیگر اهل قبله.

باری، سخن درباره شب قدر بود. در فصل آینده، درباره اهمیت "شب قدر"، از نظرگاه دو قانون عظیم حاكم بر كاینات، سخن خواهیم گفت، یعنی: "قانون وساطت در فیض"، و "قانون اجمال و تفصیل در خلق و تقدیر". در اینجا همین اندازه تأكید می‌كنم كه مسئله "تداوم تقدیر"، و "تداوم مجری تقدیر"، مسئله‌ای حتمی و قانونی الهی است. و قانون‌های الهی، هرگز تبدیل نمی‌پذیرد، و تغییر نمی‌كند.(15) این دو واقعیت توامان و همیشگی است، همواره بوده است و هست و خواهد بود.

در این مقام، از حضرت ابن الرضا، امام جواد علیه السلام تعلیمی رسیده است. خوب است خلاصه آن تعلیم را، در این مقام بیاوریم، كه بیان ولوی همین حقیقت حقه، و واقعیت ثابته است:

خداوند متعال، شب قدر را، در ابتدای آفرینش دنیا آفرید. همچنین در آن شب، نخستین پیامبر و نخستین وصی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد، كه در آن شب، تفصیل امور و مقدرات یك ساله فرود آید …

بی‌شك پیامبران با شب قدر در ارتباط بوده‌اند. پس از پیامبران نیز، باید حجت خدا وجود داشته باشد. زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا آخر فنای دنیا، بی‌حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر، مقدرات را به نزد آن كس كه اراده فرموده است (وصی و حجت) فرو می‌فرستد. به خدا سوگند، روح و ملائكه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند و حضرت آدم در نگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد. همه پیامبرانی كه پس از آدم آمدند نیز، بر هر كدام، در شب قدر، امر خداوند نازل می‌گشت و هر پیامبری، این مرتبت را، به وصی خویش می‌سپرد… (16)

در این حدیث شریف و تعلیم بزرگ – كه تنها بخشی از آن آورده شد – نكته‌های مهم چندی است، كه از نظر شناخت و معرفت، در خور توجه بسیار و فراگیری عمیق است. و شناخت واقع وجود و ماهیت جهان و روابت كائنات و قوام ماهوی حقایق، بدون این معرفت‌ها و معرفت این نهادها و پیوندها، جز شناختی پیوسته‌ای و قشری نخواهد بود، چنانكه "قرآن كریم" درباره علم‌های كسانی كه از این حقیقت‌ها بی‌اطلاعند، فرموده است:

یعلمون ظاهرا" من الحیاة الدنیا … (17)

- اینان، تنها صورتی ظاهری، از جهان و زندگی جهان، می‌شناسند.

البته شناخت ظاهر اشیاء و جهان، منافات ندارد با پی‌بردن به خواص پاره‌ای از اجسام و فلزات و تركیبات شیمیایی و معادن، و اطلاع یافتن از مقداری از كهكشان‌ها… و اختراع برخی وسایل رفاهی و مسافرتی و جنگی و پزشكی و اطلاعاتی و كیهان نوردی. اینها نیز – به گونه‌ای – هنوز همان صورت ظاهر است، در قیاس با درك حقایق. باری، سخن درباره نكته‌هایی بود، كه در حدیث مذكور، آمده است. در اینجا به پنج نكته اشاره می‌كنیم:

1- ضرورت وجود نظم و تقدیر، تا جایی كه نخستین چیزی كه از این جهان آفریده می‌شود، شب قدر است – یعنی: ظرف زمانی تقدیر و تنظیم امور.

2- ضرورت وجود اجرا كننده، به گونه‌ای كه می‌بینیم همراه ظرف زمانی تقدیر، دست اجرا كننده نیز پدیدار می‌گردد.

3- ضرورت وجود حجت، در جریان امور، كه همان اجرا كننده مقدورات است به اذن خدا، و خلیفه خداست: پیامبر، یا وصی پیامبر.

4- ضرورت واسطه فیض، در پیوند باطنی عالم، كه همان ولی و حجت است، و وجود او مقدم است بر دیگران.

5- ضرورت تداوم سنت‌های الاهی تاریخ، و استمرار آنها، بی‌وقفه و بی‌گسست، تا هنگامه رستاخیز و قیام قیامت.

پس می‌نگریم كه شب قدر و تقدیر، از نخستین هنگام آفرینش این جهان بوده است، و در امت‌های پیش از ما نیز مورد توجه قرار داشته است. گفته‌اند: امت‌های پیشین نیز در طلب شب قدر بوده‌اند، و به این شب و اهمیت آن توجه داشته‌اند.(18)

 


پاورقی‌ها:
1- در برخی از احادیث، "روح" را – در این آیه – "جبرئیل" گفته‌اند، و در برخی، مخلوقی با عظمت‌تر از ملائكه و جبرئیل.

2- "و قال شیخنا الصدوق، فیما املی علی المشایخ، فی مجلس واحد، من مذهب الامامیه: و من احیی هاتین اللیلتین بمذاكره العلم فهو افضل" – یعنی: شیخ بزرگوار صدوق، در بیانیه‌ای كه در محفل مشایخ حدیث درباره مذهب تشیع عرضه داشت گفت: "افضل اعمال، در شب قدر، مذاكره علم است" – "مفاتیح الجنان"، فصل "اعمال مخصوصه شب قدر"، ص 226- 227.

3- همچنین آیات آغاز "سوره دخان" كه ذكر آنها خواهد آمد.

4- "شب زنده‌داری و عبادت كردن و انجام دادن كار خیر، در این شب، بهتر است از شب زنده‌دار و عبادت و كار خیر، در هزار ماه، كه شب قدر نداشته باشد"، "مجمع البیان"، ج 10، ص 520. هزار ماه، 83 سال و 4 ماه است.

5- "كشف الاسرار"، ج 10، ص 559.

6- "مجمع البیان"، ج 10، ص 518.

7- "اصول كافی"، كتاب الحجه، "باب فی شأن انا انزلناه فی لیلة القدر و تفسیرها"، حدیث 5.

8- كتاب پیشین، همانجا، حدیث 7.

9- كتاب پیشین، همانجا، حدیث 2.

10- نام این حدیث مهم و مشهور اسلامی، از همین كلمه "ثقلین" كه در آن آمده گرفته شده است.

11- "عبقات الانوار"، مجلدات "حدیث ثقلین"، چاپ اصفهان.

12- همان مأخذ.

13- "عقات"، ج 3، ص 65-66.

14- كتاب پیشین، ج 3، ص 66-68.

15- سوره اسراه (17)، آیه 77، سوره احزاب (33)، آیه 62، سوره فاطر (35)، آیه 43، سوره فتح (48)، آیه 23.

16- "اصول كافی"، كتاب الحجة، "باب فی شأن انا انزلنا …". حدیث 2.

17- سوره روم (30)، آیه 7.

18- تفسیر "كشف الاسرار"، ج 10، ص 559.

"استاد محمدرضا حكیمی"

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

کعبه ای به نام شب قدر

کعبه ای به نام شب قدر


شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می کشد و تاریکی دامن  می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که درروز تمام چشم  راپر می کردند ودیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن خورشید ، رخت بربسته ، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود پوشاننده حقایقند . ولی تاریکی درغیاب رنگ ، اسرار را هویدا می سازد البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی است. " شب است خلوت توحید وروز شرک وعدد "

به یاد آوریم آیاتی از قرآن کریم را که پیامبر را به تهجد و بیداری در شب فرا می خواند.

" یا ایها المزمل ، قم اللیل الا قلیلا نصفه اوانقص منه قلیلا ( قرآن کریم مزمل آیات 1 الی 3)

ای رسولی که در جامه خفته ایی، هان شب را به نماز وطاعت خدا بر خیز مگرکمی، که نصف یا چیزی کمتراز نصف باشد (به استراحت بپرداز)"

این چه شگفتی است دربیداری شب که خداوند ، حیببش را با دستور موکد ومستقیم بدان رهنمون می سازد؟

" بدانک آب حیات اندرون تاریکیست  
چه ماهیی که ره آب بسته ایی برخود؟...
درون کعبه شب یک نماز صد باشد  
زبهر خواب ندارد کسی چنین معبد"1


اگر یک شب عادی ( غیر از شب قدر) یک نمازرا در کعبه خود صد نمازکند، شب قدر که از هزار ماه بهتر است چگونه است؟ در نظر داشته باشیم که توصیفات خداوند با توصیفات آمیخته با اغراق و تعارف ما بس متفاوت است. خداوند در قرآن کریم فرموده : "لیله القدر خیر من الف شهر "( قدر،3) و پیش از آن متذکر شده است " وما ادرئک ما لیله القدر " (قدر،2)

ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست ، تنها می توان درزیر باران رحمت "لیله القدر" ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد.

" انزل من السماء مآء فسالت اودیه بقدرها ( خداوند آبی را از آسمان نازل کرد، پس جوی ها هر کدام به تناسب ظرفیت خود آب گرفته به حرکت در آمدند( رعد،17) ... برحسب معنای باطن، مراد از باران هر رحمتی است که از جانب خدا بر انسان فرود می آید ودر شریان های جانش قرار گرفته او را به حرکتی هماهنگ با هستی درمی آورد ... )2

از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین شب زنده داری و احیاء لیالی قدر بسیار سفارش شده است، آیا در این شب ماهستیم که بیداریم یا این شب قدر است که ما را بیدارنگه می دارد؟ آیا دراین شب جسم بیدار، ما را به مقصود می رساند یا آنکه بیداری جان باید تا راه نمایان گردد؟

چشم سر را باید بیدار داشت تا چشم جان بیداری و بینایی یابد ، دل از بندها برهد و پرده ها از دیده گان فرو افتد . آیا درتمام لیالی قدری که ما سپری کرده ایم این فرآیند ، این بینایی برما حاصل شده است؟ و ما چه زیانکاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیبمان شود و راهی به ورای آن ، بر اقلیم جان نیابیم.

مخسب ای یار مهمان دارامشب   
که تو روحی و ما بیمار امشب
برون کن خواب را ازچشم اسرار 
 که تا پیدا شود ،اسرار امشب
اگرتو مشتریی ، گرد مه گرد
به گرد گنبد دوار امشب...
ترا حق داد صیقل تا زدایی
زهجرازرق زنگار امشب...
زهی کرو فرو اقبال بیدار  
که حق بیدار و ما بیدارامشب
اگرچشمم بخسبد تا سحر گه
زچشم خود شوم بیزار امشب" 3


می گویند دراین شب قرآن از لوح محفوظ بربیت المعمور نازل شده است  و پس از آن بر قلب پیامبر، می گویند دراین شب سرنوشت تمام جهانیان بر قطب عالم امکان عرضه می شود، می گویند دراین شب فرشتگان نازل می شوند و بر گرد امام عصر طواف می کنند ، می گویند دراین شب فرشتگان از کنار هیچ مومنی عبور نمی کنند جزآنکه برا و سلام کنند ، می گویند دراین شب سکینه و آرامش برتمام کائنات حکمفرماست ، می گویند از شب تا به سحر، نعم والطاف خداوند است که بربندگانش نازل می شود...

و با این همه ما از شب قدر چه می دانیم که چه بزرگ است ؟ خطاب " ما ادرئک " ماهستیم نه رسول الله که او شهر علم است ، ولی بی گمان راه دانستن مسدود نیست .

ای خداجان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش

بی تردید ، دانستن ، فهمیدن ، ایمان آوردن و چشم جان گشودن و دل صافی یافتن ، رزق های پاک خداوندند. امید که در شبی چنین بزرگ ازاین نعم بی بهره نمانیم.


پی نوشت ها :
1- کلیات دیوان شمس. کاسبی ، عزیزالله ص 380

2- طالقانی ، سید هدایت الله  برکرانه ... ص 157

3- دیوان شمس کاسبی ،عزیرالله ص 123

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

اعمال شب‌های قدر

اعمال شب‌های قدر

 

شب نوزدهم:
اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

 

 

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:
1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.


پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

 

 

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

 

 

شب بیست و یکم:
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

سجاده گشته رنگین

سجاده گشته رنگین

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

غمخوار دردمندان امشب شهید گردید

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

"حمید سبزواری

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

علائم و منزلت لیلة القدر

علائم و منزلت لیلة القدر

 


حدیث:

قال الباقران علیهما السلام:

سالته عن علامة لیلة القدر، فقال: علامتها ان یطیب ریحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت لیلة القدر پرسید؟ پس امام (ع) فرمود: علامت لیلة القدر این است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملایم مى‏گردد، و اگر لیلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنک و معتدل و نیكو مى‏گردد.


توضیح:

علامه طباطبائى در علایم شب قدر مى‏گوید: روایات در معنى و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است، در بعضى از آن روایات علامت هایى براى شب قدر ذكر كرده از قبیل اینكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند و هواى آن روز معتدل است. (المیزان، ج 40، ص 332)

 

حدیث:

قال ابو عبد الله علیه السلام:

لیلة القدر فى كل سنة و یومها مثل لیلتها. (2)


ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.


حدیث:

قال النبى (صلى الله علیه و آله):

ان انا ادركت لیلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافیة‏». (3)


ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافیت را».


حدیث:

قال موسى (علیه السلام): الهى ارید قربك، قال: قربى لمن استیقظ لیلة القدر،

قال: الهى ارید رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكین لیلة القدر،

قال: الهى ارید الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتین فى لیلة القدر. (4)

 

 


ترجمه:

موسی (علیه السلام)گفت:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،

گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند.

گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد.

گفت‏: خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبیحش را انجام دهد.

گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.

گفت‏: خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.


توضیح:


لیلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یكسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏نماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مى‏سازد.


رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) ص 95

جمعى از نویسندگان


پى نوشتها:


1- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 256.

2- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 262.

3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458.

4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.

بر گرفته از IMAMALINET.NET

ارائه دهنده مقاله (12) : محمد مهدی رفیعی

زائربقيع شنبه سی ام شهریور 1387 نظر بدهید!

مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه مبارک رمضان

مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه مبارک رمضان

امجموعه کامل نرم افزارهای اسلامی ویژه گوشی های جاوادار

اسكرين سرور ويژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه ويژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه متحرك ويژه ماه مبارك رمضان

روایاتی در باب گناه و بندگی - طاهری سال 86

روایت امید به رحمت به خدا و گناه و بندگی حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ويژه ماه مبارك رمضان از حاج محمد طاهری

دانلود مناجات ويژه ماه مبارك رمضان از حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ويژه ماه مبارك رمضان از حاج منصور ارضي

ادعیه ماه مبارک رمضان

شرح ادعیه روزهای ماه رمضان آیة الله مجتهدی

سخنرانی استاد رضا الهي - تفسیر سوره زلزال86

سخنرانی استاد رضا الهي - محتواي قرآن كريم - دهه دوم ماه رمضان سال 86

سخنرانی ایت الله مجتهدی در باب ماه مبارک رمضان

یا حق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

 

زائربقيع شنبه شانزدهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (17)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (17)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم . بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . إذا سَألَكَ عِبادِی عَنّی فَإنّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعوَهَ الدّاعِ إذا دَعانِ فَلْیَستَجِیبُوا لِی وَلْیُؤمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرشُدُونْ. (1)

وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در دعای سحرهای ماه مبارك رمضان حال تبهكار تائب را چنین ترسیم می‌كند؛ عرض می‌كند:


پروردگارا ! نه تنها اگر مرا از دَرِ لطف و رحمت برانی من ناامید نمی‌شوم، بلكه اگر مرا به دوزخ ببری و مرا ببندی و بسته عذاب بكنی و در بین مردم قیامت، عَلی رُؤُسِ الأشهاد اسرار مرا عَلنی كنی، مرا مُفتضح و رسوا كنی، بین من و بین اولیایت جدائی بیندازی، بین من و ابرار و اخیار تفرقه بیفكنی و مرا در دوزخ به عذاب روحی و جسمی معذّب كنی، باز دست از تو بر نمی‌دارم ! زیرا محبّت تو در دل من جایگزین است
اصل هستی من از توست، دوام هستی‌ام از توست، تبدیل جهل به علم، تبدیل عجز به قوّت، تبدیل تهی دستی به توانگری، تبدیل هراس و خوف به اَمن، تبدیل گرسنگی و تشنگی به سیرابی و سیر شدن، همه این نِعَم ظاهره و باطنه از توست. همه اینها را در كنار سفره انعام تو دارم. بنابراین دست از مهر تو بر نمی‌دارم.

خدایا! من‌ آنچنان نیستم كه در برابر تو عِناد بورزم . من مهربانی تو را در دل جا دارم ، محبّت و صفا و وفای تو را در دل تعبیه كرده‌ام . طوری كه اگر مرا برانی، باز دوست توام . مرا تعذیب كنی، ببندی، باز دوست توام؛ مرا رسوا و مفتضح كنی ، باز دوست توام . مرا بسوزانی، باز دوست توام . چون برای من روشن شده است كه در كنار سفره تو نشستم و تو را معصیت كردم.
ذات أقدس إله در قبال این گروه، مردمی را می‌ستاید، معرفی می‌كند كه آنها در اثر اِعتیال به كُفر وقتی به جهنّم رفتند، به خدا عرض می‌كنند: ما را نجات بده! خدا می‌فرماید: كُلاّ، لُو رُدُّوا لَعادوا لِمَا نُهُوا عَنْه. (2) اینها اگر از جهنّم به دنیا برگردند، باز دست از گناه بر نمی‌دارند. زیرا عادت برای اینها طبیعت ثانیّه شد.

همه ما، مخصوصاً جوان‌ها و نوجوان‌ها باید بدانیم؛ اگر خدای ناكرده انسان به كار بَد عادت كرده است، به جهنّم هم برود، آن عذاب را ببیند، باز اصلاح نخواهد شد. خدا می‌فرماید: اگر ما حرف او را ترتیب اثر بدهیم و او را از جهنّم به بیرون جهنّم ببریم، به دنیا ببریم، با این كه دنیا منقرض شد، بر فرض مُحال ما او را از جهنّم به دنیا ببریم ، باز او دست از گناه بر نمی‌دارد. چون به گناه عادت كرده است.


همه، مخصوصاً جوان‌ها و نوجوان‌ها باید بدانند كه اگر كسی خدای ناكرده به گناه عادت كرده است، یك امر زشتی برای او زیبا جلوه كرد، یك باطلی برای او حقّ جلوه كرد، یك دروغی برای او صدق تجلّی كرد، چنین كسی به زشتی عادت می‌كند و اگر ده‌ها بار عذاب بشود، باز دست از زشتی بر نمی‌دارد. و اگر بمیرد و بعد از مرگ حقائقی را دیگران ببینند، برای او روشن بشود، باز باور نمی‌كند . و اگر به جهنّم برود و از جهنّم بیرون بیاید و دوباره به دنیا برگردد، باز دست از گناه بر نمی‌دارد.
"كَلاّ لُو رُدُّوا لَعادوا لِمَا نُهُوا عَنه."

این آیه، همه ما، مخصوصاً پدران و مادران را، اولیای مدرسه و منزل را راهنمائی می‌كند كه در تربیت نوباوگان و نوسالان و جوانان و نوجوانان كمال كوشش را رعایت كنند.
به هر تقدیر وجود مبارك امام سجاد حال گنهكار را در سحرهای ماه مبارك رمضان چنین ترسیم می‌كند؛ عرض می‌كند: خدایا! من‌ آنچنان نیستم كه در برابر تو عِناد بورزم . من مهربانی تو را در دل جا دارم ، محبّت و صفا و وفای تو را در دل تعبیه كرده‌ام . طوری كه اگر مرا برانی، باز دوست توام . مرا تعذیب كنی، ببندی، باز دوست توام؛ مرا رسوا و مفتضح كنی ، باز دوست توام . مرا بسوزانی، باز دوست توام . چون برای من روشن شده است كه در كنار سفره تو نشستم و تو را معصیت كردم.

وجود مبارك امام سجاد عرض می‌كند: پروردگارا ! محبّت دنیا را از دلم بیرون ببر . هر چیزی انسان را از نام و یاد خدا اِعراض می‌دهد،‌ دنیاست. گاهی تحصیل است، گاهی علم است، گاهی عرفان است، گاهی كسب است، گاهی شغل و میز و صندلی و پست و جاه و مانند آن است. هر چه كه انسان را از یاد خدا اِعراض می‌دارد، او دنیاست . و حبّ چنین چیزی هم رَأسُ كُلِّ خَطِیئه است.
این از آن جمله‌های روشن این دعای ابوحمزه ثمالی است:


"اِلهی لُو قَرَنْتَنِی بِالأصفادِ وَ مَنَعْتَنِی سِیْبَكَ ، (سِیب) یعنی عطا . مِنْ بِینِ الأشهادْ وَ دَلَلْتَ عَلی فَضائِحِی عُیُونَ العِباد وَ أمَرْتَ بِی إلَی النّارِ وَ حُلْتَ بِینِی وَ بِینَ الأبرارِ مَا قَطَعْتُ رَجائِی مِنكْ وَ مَا صَرَفَتْ تَأمِیلِی لِلْعَفو عَنكْ."
چون هیچ گاه من نعمت‌های تو را فراموش نمی‌كنم.

بعد عرض می‌كند: پروردگارا ! در درجه اوّل درودت را بر محمّد و آل محمّد (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) نازل بفرما ! این دعا كه مستجاب شد، آن ادعیّه بعدی هم مستجاب خواهد شد.


"وَ اَخرِج حُبَّ الدُّنیا مِنْ قَلبِی."
این از نظر تحلیل مسئله عقلی، ریشه یابی كردن مسئله گناه است. چون حُبُّ الدُّنیا رَأسُ كُلِّ خَطِیئه(3) و رأسُ كُلِّ خَطِیئه هم حُبُّ الدُّنیا (4) است.

وجود مبارك امام سجاد عرض می‌كند: پروردگارا ! محبّت دنیا را از دلم بیرون ببر . هر چیزی انسان را از نام و یاد خدا اِعراض می‌دهد،‌ دنیاست. گاهی تحصیل است، گاهی علم است، گاهی عرفان است، گاهی كسب است، گاهی شغل و میز و صندلی و پست و جاه و مانند آن است. هر چه كه انسان را از یاد خدا اِعراض می‌دارد، او دنیاست. و حبّ چنین چیزی هم رَأسُ كُلِّ خَطِیئه است.

امام سجاد عرض می‌كند كه: محبّت دنیا را كه رأس هر خطا است از دل من بیرون ببر، بین من و بین رسول گرامی و عترت طاهرین اُلفت برقرار كن و جمع كن و مرا به درجه توبه نائل كن،‌ من كه توبه كنم . و گریه كه بهترین كمك هست در این راه، مرا بر گریه كردن كمك بكن.


گریه معاون خوبی است، معین خوبی است، تو معین من باش بر معین، تو معاون من باش بر معین، أعِنّی بِالبُكآءِ عَلی نَفسِی . برای این كه من با تصویف و وقت گذرانی و با آمال و امیال عمرم را به پایان رساندم و الآن دارم ناامید می‌شوم. گرچه ناامید نخواهم شد، چون یأس كُفر است و پروردگارا ! به درگاه تو امیدوارم.
امیدواریم كه امید هر امیدواری را ذات أقدس إله ترتیب اثر بدهد.

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُم وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه

 


پی‌نوشت‌ها:
1- سوره بقره / آیه 186

2- سوره انعام / آیه 28

3- كافی / جلد 2 / صفحه 131

4- كافی / جلد 2 / صفحه 315 ـ .. ابی عبد الله (ع) قال : رَأسُ كُلِّ خَطِیئهً حُبُّ الدُّنیا

 

 

آیة الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (16)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (16)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه. (1)

در نوبت قبل به عرضتان رسید كه دعای ابوحمزه ثمالی از نظر تحلیل مسائل عقلی به نوبه خود یك دائرة‌ المعارفی محسوب می‌شود. یعنی به صورت دقیق بررسی می‌كند كه چه طور انسان گناه می‌كند. چنین كه در نوبت‌های قبل به صورت دقیق تحلیل كرد كه چه طور انسان در نماز حضور قلب ندارد . در نوبت قبل به نفس تَسویل و نفس مُسوّله رسیدیم . حالا روشن شد

وقتی انسان به دام نفس افتاد، كم كم اسیر می‌شود. از آن به بعد نوبت به نفس اَمّاره است. نوبت به نفس امّاره بعد از نفس مُسوّله تلاش و كوشش می‌كند. انسان در طلیعه امر عاملاً عامداً گناه نمی‌كند. فریب می‌خورد، زشت را زیبا، زیبا را زشت، كم كم به دام می‌افتد. وقتی به دام افتاد، از آن به بعد عالماً، عامداً گناه می‌كند، چون اسیر است و هر دستوری كه امیر بدهد او اطاعت می‌كند، كه إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوء. (2)
امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: 1- پروردگارا ! حالا كه تبهكار به این دام افتاد، راه او چیست؟ كی او را امروز از خطر و انحراف می‌رهاند. 2- و در قیامت كه روز داوری و دادگری است، كی او را از متخاصمان و متداعیان رهائی می‌بخشد؟ فردا قرآن طلبكار است، عترت طلبكار است، اسلام طلبكار است كه چرا حقوق و احكام و حِكم ما را رعایت نكردی! فرد و جامعه طلبكارند كه چرا حقوق ما را رعایت نكردی! اعضاء خانواده طلبكارند چرا حقوق داخلی را رعایت نكردی! همسایه‌ها و هموطنان و كشورهای مجاور طلبكارند كه چرا حقوق همسایگی را رعایت نكردی! چون انسان هم نسبت به همسایه نزدیك، هم نسبت به همسایه دور مسئول است. امام سجاد عرض كرد كه : كی فعلاً ما را می‌رهاند؟ كی فردا از دست طلبكاران نجات مان می‌دهد؟ هیچ راهی نیست. بنابراین ما مضطر واقعی هستیم. تو هم كه وعده دادی مضطّرین را دریابی . فَالآنَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ یَستَنْقِذُنِی وَ مِنْ أیدِی الخُصَمآءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی.

آنگاه عرض كرد: خدایا ! كسی كه الآن مرتّب دارد سقوط می‌كند، اگر بخواهد صعود كند یك ریسمانی می‌طلبد، یك حبل آویخته‌ای را طلب می‌كند. من به طناب كی متوسّل بشوم؟

وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم می‌كند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود!

"و بِحَبلِ مَنْ أتَّصِلُ إنْ أنتَ قَطَعتُ حَبلَكَ عَنّی . فَوا سُوأتا عَلی مَا أحْصی كِتابُكَ مِنْ عَمَلِی اَلَّذِی لُولا مَا أرجُوا مِنْ كَرَمِكَ وَ سِعَهِ رَحمَتِكَ وَ نَهیِكَ إیّایَ عَنِ القُنُوطِ لَقَنَطْتُ ."
نامه اعمال طوری است كه هیچ چیزی را فروگذار نمی‌كند. انسان در قیامت می‌گوید به این كه: مَا لِهذَا الكِتابْ لا یُغادِرُ صَغِیرَهً وَ لا كَبیرَهً إلا اَحصاها (3). چیزی را فروگذار نكرده.

وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم می‌كند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود! در حال اختیار هیچ كس تو را نخواند كه طرفی نبندد. و من هم از همه جا بُریدم ، به تو پیوستم.


آنگاه برای این كه از هر خطری برهم، تو دستور دادی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله (4). من در درجه اوّل به مهم‌ترین وسیله‌هائی كه محبوب توست توسّل می‌كنم . اوّلاً به اسلام متوسّل می‌شوم . من مسلمانم ، مُنقاد و مطیع ام . اگر عمل نكردم، ولی اسلام دارم . به طناب اسلام متوسّل می‌شوم. تو هم فرمودی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله . من اسلام را وسیله قرار دادم . اسلام جامع قرآن و عترت است . بعد به این مجموعه‌ها كه زیر مجموعه اسلام اند متوسّل می‌شوم. اَللّهُمَّ بِذِمَّهِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ إلِیكْ، من تعهّد اسلامی دارم ، تو هم مرا به عنوان مسلمان بپذیر . من در اثر اسلام به تو متوسّل می‌شوم .

"وَ بِحُرمَهِ القُرآنِ أعتَمِدُ اَلِیكْ وَ بِحُبّی لِلْنَبّیِ الاُمّیِ القُرَشی الهاشِمیِّ العَرَبیِّ التَّهامِی المَكّی المَدَنی (صَلَواتُكَ عَلَیهِ وَ‌آلِهِ) أرجُو زُلفَهَ لَدَیكْ ."
به پیغمبر ، یعنی در حقیقت به عترت طاهرین كه عبارت از پیغمبر و اهل بیت او (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین) است، متوسّل می‌شوم . و اینها بهترین وسیله است . هیچ وسیله‌ای بالاتر از اسلام و قرآن و عترت نیست ! اوّل به جامع كه به صورت متن است، بعد به مجموع كه شرح آن متن است، بیگانه اوست. در حقیقت من به قرآن و عترت متوسّل شدم . فَلا تُوحِشْ اِستیناسِ اِیمانی وَ لا تَجعَلْ ثَوابی ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكْ . خدایا ! من به اینها اُنس گرفته ام و این اُنس را به وحشت تبدیل نكن و ثواب مرا ثواب مشركان قرار نده ! عدّه‌ای غیر تو را پرستیدند، من غیر تو را نپرستیدم . باورم هست كه تو خدای منی ، خالق منی ، ربّ منی ، معبود منی . لكن در اثر جهل و اشتباه و غفلت ، در اثر غلبه شهوت و غضب تن به گناه دادم


پروردگارا ! من هرگز لَدودانه ، لَجوجانه ، معاندانه گناه نكردم. عدّه‌ای به زبان گفتند: ما مسلمانیم، خونشان محفوظ شد . من كه با دل می‌گویم: مسلمانم ! آنهائی كه با زبان گفتند مسلمان اند ،‌ به آرزویشان رسیدند. یك عدّه با زبان خالی گفتند: مسلمانیم، برای این كه خونشان محفوظ بماند، محفوظ ماند. من كه به زبان من، با قلب من،‌ با همه اعضاء و جوارحم ایمان آوردم. منتها در اثر جوانی، غفلت، جهالت، شهوت تن به گناه دادم. من با قلب و قالَب، با زبان و دل گفتم: آمَنتُ وَ اَسلَمْتُ . آمَنّا وَ اَسلَمْنا . تو از ما عفو بكنی ، ما را در یابی و امید ما را تثبیت بكنی و قلب ما را بعد از این كه هدایت كردی، منحرف نكنی . و رحمت لَدُن را نصیب ما بكنی . وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنكَ رَحمَه . برای این كه تو وهّابی . تو بهترین بخشنده‌ای . تنها هِبه در دستگاه توست.
بعد آنگاه نیایش را با سوگند به عزّت او هماهنگ می‌كند. عرض می‌كند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر بنای تو بر این است كه مرا برانی، من از اینجا بیرون نمی‌روم . چون جای دیگری نیست. فَوِعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرتَنِی مَا بَرِحتُ مِنْ بابِكَ . قریب به این مضمون در جمله‌های دیگر گذشت؛ انسان آن روز می‌فهمد. اوّلاً خیلی‌ها، همگان در قیامت می‌فهمند كه راه تنها راه مستقیم الهی است. ولی در سحرهای ماه مبارك رمضان برای یك عدّه خوب روشن می‌شود كه هیچ راهی نیست، مگر راه الهی. وقتی یك چنین حالی طبق ترسیم و تحلیل امام سجاد سلام الله علیه نصیب كسی شد، قهراً درهای رحمت به روی او باز می‌شود. عرض می‌كند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر مرا برانی‌، من بیرون نمی‌روم . چون راه نیست. مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ . لا كَفَفْتُ عَنْ تَخَلُّقِكْ . آن كُرنش، آن خضوع را خواهم داشت. برای این كه قلبم به معرفت تو مُلحَم است . من می‌دانم غیر از تو كسی نیست. یك وقت است به امید غیر انسان می‌رود. قهر می‌كند، از كسی قهر می‌كند به امید مهر دیگری . اگر قهر قهر است، قهر توست؛ اگر مهر است، مهر توست. من مُلحَم شده قلبم به كَرم تو ، معارفم . از سعه رحمت تو با خبرم .


"إلی مَنْ یَذْهَبُ العَبدْ إلا بِالمُولی . وَ إلی مَنْ یَلْتَجِأُ المَخلُوقَ إلا لِخالِقِه ."
خدایا ! بنده جز مولا پناهگاهی ندارد . مخلوق جز خالق حریمی ندارد. بر اساس وحدت خالق تنها ملجاء و تنها مَحرم دستگاه توست. من از اینجا بیرون نخواهم رفت. امیدواریم ذات أقدس إله همگان را در سایه رحمت خاصّ خود بپذیرد. .

غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه

 


پی‌نوشت‌ها:
1- وسائل الشیعه / جلد 7 / صفحة 28 ؛ مستدرك الوسائل / جلد 5 / صفحة 167

2- سوره یوسف / آیه 53

3- سوره كهف / آیه 49

4- سوره مائده / آیه 35

 

 

آیت الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (15)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (15)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
در نوبت قبل اشاره شد كه وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال نیایشگر را چنان ترسیم می‌كند كه دعا كننده عرض می‌كند : پروردگارا ! من نه تنها تو را معصیت كردم، هم به جلالت و عظمت تو آگاه بودم، و هم برای معصیت رشوه می‌دادم، و هم از پرداخت رشوه‌های سنگین دریغی نداشتم

این نسخه‌ای كه آمده است:

"وَ أعطَیتُ عَلی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی."
چند سبك نقل شده است؛ یكی این كه: اَعطَیتُ عَلَی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی، یعنی من نه معصیت‌های خدای جلیل و بزرگوار رشوه می‌دادم! كه این یك نقصی است روی نقص قبلی؛ انسان با اعتراف به جلالت خدا او را معصیت می‌كند كه بر معاصی خدای جلیل رشوه می‌دادم. برخی از نُسخ این چنین آمده است كه: اَعطَیتُ عَلی جَلیلِ المَعاصی الرِّشی. من بر آن معصیت‌های بزرگ رشوه می‌دادم.

برخی از نُسخ این چنین است: فَأعْطَیتُ عَلی مَعاصِی جَلیلَ الرُّشی، كه هم رشوه‌های سنگین می‌پرداختم . به هر تقدیر چه نسخه اول یا نسخه دوم یا نسخه سوّم باشد، نیایشگر اعتراف می‌كند كه خدایا! من نه تنها معصیت می‌كردم، بلكه برای پرداخت معصیت، مقدّمات معصیت را هم فراهم می‌كردم، یعنی رشوه می‌دادم تا گناه كنم؛ این نهایت فرومایگی را می‌رساند.

این كار به نام (تَسویل) است كه زشت را زیبا نشان دادن، زیبا را زشت نشان دادن، حقّ را باطل نشان دادن، باطل را حقّ نشان دادن، صدق را كذب نشان دادن، كذب را صدق نشان دادن، حسن را قبیح نشان دادن، قبیح را حسن نشان دادن، این نیرنگ، كار تَسویل است. نفس انسان در برابر عقل در جبهه جِهاد اكبر در این بخش كارش تَسویل است. وقتی كه مُسوّلانه رفتار كرد، انسان را فریب می‌دهد. وقتی فریب داد، مبتلا می‌كند به این كار . وقتی مبتلا كرد به این كار ، این را حقّ دید و صدق دید، مكرّر این را انجام می‌دهد. وقتی مكرّر انجام داد، به دام اسارت همین نفس مُسوّله قرار می‌گیرد. در جبهه جهاد اكبر شكست می‌خورد. وقتی شكست خورد ، آن وقت اسیر می‌شود.
آنگاه عرض می‌كند: ذات أقدس إلها! من در تمام این تبهكاری‌ها روی لِجاج و عناد نبود، روی ضعف بود. در جبهه جهاد درونی وقتی شهوت بر عقل غالب بشود یا غضب بر عقل غالب بشود، روی بیان نورانی امیرالمؤمنین سلام الله علیه كه فرمود: كَمْ مِنْ عَقلٍ اَسیرٍ تَحتَ هَوَیً اَمیر (2)،

یعنی در جهاد درونی گاهی هوس امیر می‌شود و عقل اسیر، من عقل‌ام امیر هوس شد! وقتی اسیرانه زندگی كردم، قهراً تن به تباهی دادم و برای این تباهی هم غرامت‌های سنگینی ارائه كردم.
آنگاه نوبت به (تَسویل) می‌رسد؛ وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در این قسمت یك روانشناسی حكیمانه‌ای را ارائه می‌كند تا انسان نفس خود را و شئون و شُعب نفس را بشناسد و بداند هر پیشنهادی كه در محضر او ارائه می‌شود از كدام شأن از شئون نفس است، گرچه نفس فِی وَحدَتِها كُلُّ الاُوس

خلاصه آن تحلیل این است كه انسان گرچه دارای شئون گوناگونی است، ولی اگر بتواند این شئون را رهبری كند، همه این شئون‌های ادراكی و تحریكی به امامت عقل او نماز جماعت می‌گذارند. یعنی در درون او یك قافله و یك كاروانی است به مدیریت عقل كه در پیشگاه ذات أقدس إله كُرنش می‌كنند، نماز می‌خوانند، اطاعت می‌كنند به امامت عقل. یعنی هم نیروی ادراكی او به نام حس و خیال و وَهم به عقل نظر او اقتدا می‌كنند،

هم نیروی تحریكی او به نام شهوت و غضب در بخش‌های اراده و تصمیم و جَزم و عزم ما و مانند آن به عقل عملی او اقتدا می‌كنند و چون حقیقت گوهر انسانی جامع عقلین عملی و نظری است، در آن قلّه فرمانروائی و هِرم دستور دهی و عمارت آن عقل جامع قرار می‌گیرد كه جوامع كَلِم به همان عقل داده می‌شود. آنگاه او امامت این قافله‌های علمی و عملی را به عهده دارد، یك كاروان علم و عمل به آن قلّه عقل جامع اقتدا می‌كنند. چنین كسی در جهاد اكبر پیروز است.
و اگر این توفیق نصیب كسی نشد، خطر از اینجا شروع می‌شود كه انسان یك خواسته‌هائی دارد، هم در بخش‌های وَهم و خیال برخی از اندیشه‌ها نسبت به او معقول جلوه می‌كنند، هم در بخش‌های شهوت و غضب برخی از خواسته‌ها برای او محبوب و حقّ جلوه می‌كند.

شیطان به كمك این خواسته‌های درونی آنچه را كه مورد علاقه انسان است، گرچه زشت است او را زیبا نشان می‌دهد، آنچه مورد انزجار و نفرت انسان است، یعنی نفرت شهوت اوست، در پیشگاه شهوت او یا در پیشگاه غضب او منفور است، او را زشت نشان می‌دهد. وقتی كه زیبا را زشت و زشت را زیبا نشان داد در بخش عقل نظری، حقّ را باطل و باطل را حقّ و صدق را كذب و كذب را صدق می‌پندارد. در بخش‌های حكمت عملی حسن را قبیح و قبیح را حسن تلقّی می‌كند.
انسان گرچه دارای شئون گوناگونی است، ولی اگر بتواند این شئون را رهبری كند، همه این شئون‌های ادراكی و تحریكی به امامت عقل او نماز جماعت می‌گذارند. یعنی در درون او یك قافله و یك كاروانی است به مدیریت عقل كه در پیشگاه ذات أقدس إله كُرنش می‌كنند، نماز می‌خوانند، اطاعت می‌كنند به امامت عقل .
آنگاه

یكی از شئون نفس كه او نفس مُسوّله نام دارد، كارش این است كه اوّلا بداند انسان چه چیز می‌طلبد. این شخص آیا مال دوست است، جاه دوست است، میز و پُست و مقام می‌طلبد یا در اِِعمال غرائض جنسی گرفتار مشكلات است؛ برخی‌ها در مقام جاه زانوهای آنها می‌لرزد، برخی در مقام اِعمال غرائض زانوهای آنها می‌لغزد، بعضی از نظر پول، بعضی از نظر تهدید، برخی از نظر تَحبیب، بالأخره هر كسی یك نقطه ضعفی دارد؛ این شأن از شئون نفس وقتی كه روان كاوی كرد، درون كاوی كرد، بررسی كرد كه این انسان چه چیزی را دوست دارد و از چه چیزی می‌ترسد، آنچه را كه او دوست دارد، زشت‌ترین و بَدترین رخدادها را به صورت یك امر زیبای آن شخص پسند در می‌آورد، در برابر دیدگان او مُجسّم می‌كند و او را زیبا نشان می‌دهد. یا یك چیزی را كه زیباست، زشت نشان می‌دهد و از او دورش می‌كند. این كار به نام (تَسویل) است كه زشت را زیبا نشان دادن، زیبا را زشت نشان دادن، حقّ را باطل نشان دادن، باطل را حقّ نشان دادن، صدق را كذب نشان دادن، كذب را صدق نشان دادن، حسن را قبیح نشان دادن، قبیح را حسن نشان دادن، این نیرنگ كار تَسویل است. نفس انسان در برابر عقل در جبهه جِهاد اكبر در این بخش كارش تَسویل است. وقتی كه مُسوّلانه رفتار كرد، انسان را فریب می‌دهد. وقتی فریب داد، مبتلا می‌كند به این كار . وقتی مبتلا كرد به این كار ، این را حقّ دید و صدق دید، مكرّر این را انجام می‌دهد. وقتی مكرّر انجام داد، به دام اسارت همین نفس مُسوّله قرار می‌گیرد. در جبهه جهاد اكبر شكست می‌خورد. وقتی شكست خورد ، آن وقت اسیر می‌شود.
این است كه وجود مبارك امام سجاد عرض كرد: پروردگارا ! من در تمام موارد، هیچ كدام، در هیچ موردی شما را با انكار ربوبیّت معصیت نكردم ، بلكه

سَوَّلَتْ لِی نَفسِی وَ غَلَبَنِی هَوانِی وَ اَعانَنِی عَلَیها شِقوَتِی وَ غَرَّنِی سِترُكَ المُرحی عَلَیّ . از یك سو تو پرده‌داری كردی، پرده‌دری نكردی، من مغرور شدم . از طرفی شهوت و غضب غالب شد، من در این جهاد شكست خوردم.

همانطوری كه برادران یوسف طبق بیان یعقوب سلام الله علیه سَوَّلَتْ لَكُمْ اَنفُسُكُمْ (3) بود، همانطوری كه سامری گفت: سَوَّلَتْ لِی نَفسِی(4) ؛ گاهی گوساله پرستی در اثر تَسویل نفس، توحید می‌شود! گاهی برادركُشی در اثر تَسویل نفس كار خوب تلقّی می‌شود. این تَسویل از خطرناك‌ترین مراحل نفس انسانی است در بخش جهاد اكبر . وقتی انسان گرفتار نفس مُسوّله شد، به دام می‌افتد؛ وقتی دام افتاد، اسیر می‌شود.

آنگاه وجود مبارك امام سجاد عرض می‌كند: پروردگارا ! منِ اسیر شده به دام افتاده را كی باید درمان كند ‎.
 


پی‌نوشت‌ها:
1- سوره فرقان/ آیه 77

2- بحار الأنوار/ ج 66/ ص 410

3- سوره یوسف/ آیه 18 و آیه 83

سوره طه/ آیه 96 4-

 

 

آیة الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (14)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (14)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
یكی از آداب و سنن دعا، پرهیز از «استكبار» است و استكبار اختصاص ندارد به این كه كسی كافرانه زندگی كند یا عاصیانه به سر ببرد؛ اگر كسی مطیع بود، واجب‌ها را انجام داد و محرّمات را ترك كرد، لكن این توفیقات را از خود دانست،‌ یك نحوه استكبار است. كسی عالم شد و عمل كرد، توفیق تحصیل علم و امتثال دستورات الهی را از خود دانست،‌ این هم یك نحوه استكبار است. بهترین راه برای نجات از استكبار آن است كه انسان اسمای حُسنای الهی را رقم بزند و با بیان و بنان بازگو كند و همه كمالات را به خدا اِسناد دهد و همه نقص‌ها را به خود.

در دعای نورانی عرفه سیّدالشهداء سلام الله علیه این است؛ یك فرازهای فراوانی دارد كه أنْتَ الَّذِی اَحسَنْ، أنْتَ الَّذی كَذا و كَذا و كَذا و كَذا، اسمای حُسنای إله را می‌شمارد. بعد نقصان‌ها و قصور و خطیئات و سیّئات خود را یادآور می‌شود. أنَا الّذِی كَذا، أنَا الَّذِی عَصَیْتُ، أنَا الَّذِی اَسَأتُ و مانند آن. مشابه آن در دعای عرفه امام سجاد سلام الله علیه است و در دعای سحر ابوحمزه ثمالی هم هست.

یكی از آداب و سنن دعا، پرهیز از «استكبار» است و استكبار اختصاص ندارد به این كه كسی كافرانه زندگی كند یا عاصیانه به سر ببرد؛ اگر كسی مطیع بود، واجب‌ها را انجام داد و محرّمات را ترك كرد، لكن این توفیقات را از خود دانست،‌ یك نحوه استكبار است. كسی عالم شد و عمل كرد، توفیق تحصیل علم و امتثال دستورات الهی را از خود دانست،‌ این هم یك نحوه استكبار است. بهترین راه برای نجات از استكبار آن است كه انسان اسمای حُسنای الهی را رقم بزند و با بیان و بنان بازگو كند و همه كمالات را به خدا اِسناد دهد و همه نقص‌ها را به خود.
در این بخش وجود مبارك امام سجاد اسماء حسنی و كرائم اخلاقی و مكارم الهی را ذكر می‌كند، بعد مكاره خود را هم یاد می‌كند. در برابر آن مكارم، این مكاره است. در برابر آن كرامت‌ها این كراهت‌ها هست. در برابر آن اوج‌ها این حضیض‌ها هست. عرض می‌كند: پروردگارا ! تو اگر درباره پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به عنوان نمونه فرمودی: ألَمْ یَجِدْكَ یَتِیمَاً فَأوی، وَ وَجَدَكَ ضالّاً فَهَدی، وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأغْنی(2)، همه این ضعف‌ها را ما داشتیم.


ما بی‌سرپرست بودیم، سرپرستی‌مان را به عهده گرفتی؛ بی‌نوا بودیم، به ما نوا دادی؛ بی نان و آب بودیم، نان و آب دادی؛ بی نام بودیم، ما را مشهور كردی؛ بی جام و جامه بودیم، به ما جام و جامه دادی؛ بی لانه و آشیانه بودیم، به ما لانه و آشیانه دادی؛ بی نان بودیم، بی آب بودیم، همه این امور را به ما مرحمت كردی. می‌ترسیدیم، به ما امنیّت دادی؛ اقتصاد نداشتیم، به ما دادی. بیمار بودیم، شفا دادی؛ گمنام بودیم، نامدار كردی؛ همه این نقص‌ها مال ما، همه آن كمال‌ها مال شما. گنه كار بودیم، بخشودی. ستّار بودی، غفّار بودی؛ لغزیدیم، دست ما را گرفتی.
در قرآن كریم ذات أقدس إله به مردم مكّه فرمود: فَالْیَعبُدُوا رَبَّ هذَا البِیتْ اَلَّذِی اَطعَمَهُمْ مِنْ جُوع وَ آمَنَهُمْ مِنْ خُوف(3). اینجا هم امام سجاد عرض می‌كند: ما همه بندگان این چنین بودیم. امنیّت نداشتیم، تو دادی؛ اقتصاد نداشتیم، تو دادی. وجود مبارك ابراهیم خلیل عرض می‌كند: إذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشفِینْ (4)، خدا شافی است. امام سجاد عرض می‌كند: ما بیمار بودیم، تو شفا دادی. پس آنچه درباره پیغمبر آمد، آنچه درباره مردم مكّه آمد، آنچه درباره سنّت و سیرت ابراهیم خلیل آمد و آنچه درباره انبیاء و اولیای دیگر آمد، وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه همه این‌ها را جمع بندی كرد و به این صورت بازگو كرد؛ عرض كرد: پروردگارا ! من كوچكی بودم كه تربیت كردی؛ جاهلی بودم كه تعلیم كردی؛ گمراهی بودم كه هدایت كردی؛ پستی بودم كه بلند كردی؛ ترسانی بودم كه امنیّت دادی؛ گرسنه‌ای بودم كه سیر كردی؛ تشنه‌ای بودم كه سیراب كردی؛ برهنه‌ای بودم كه پوشاندی؛ فقیری بودم كه توانگر كردی. تو تُهیدست را توانگر كردی. ضعیفی بودم كه قوی كردی؛ فرومایه‌ای بودم، عزیز كردی؛ بیمار بودم، شِفا دادی؛ از تو سئوال كردم، چیزی خواستم، عطا كردی، ناامید نكردی؛ گناه كردم، پوشاندی؛ اشتباه كردم، استقاله كردم، تو عِقاله كردی؛ یعنی پشیمان شدم، پشیمانی ما را پذیرفتی؛ اندك بودم، تكثیر كردی؛ مستضعف بودم، یاری كردی؛ رانده بودم، بی مكان و بی جا بودم، جا دادی. ""فَلَكَ الحَمْد"

مستحضرید شمارش اسمای حُسنای حقّ از یك سو، شمارش اسمای قبیح و نقصانات ممكن بنده و برده از سوی دیگر و ترمیم این نقص‌ها به لطف و عنایت خدای جبّار كه او جبروت دارد، جبران كننده هر نقص و ضعف است از سوی دیگر، این مجموعه زمینه استحقاق حمد خدا را فراهم می‌كند. در پایان نتیجه گرفت؛ عرض كرد: فَلَكَ الحَمْد.

پروردگارا ! من كوچكی بودم كه تربیت كردی؛ جاهلی بودم كه تعلیم كردی؛ گمراهی بودم كه هدایت كردی؛ پستی بودم كه بلند كردی؛ ترسانی بودم كه امنیّت دادی؛ گرسنه‌ای بودم كه سیر كردی؛ تشنه‌ای بودم كه سیراب كردی؛ برهنه‌ای بودم كه پوشاندی؛ فقیری بودم كه توانگر كردی. تو تُهیدست را توانگر كردی. ضعیفی بودم كه قوی كردی؛ فرومایه‌ای بودم، عزیز كردی؛ بیمار بودم، شِفا دادی؛ از تو سئوال كردم، چیزی خواستم، عطا كردی، ناامید نكردی؛ گناه كردم، پوشاندی؛ اشتباه كردم، استقاله كردم، تو عِقاله كردی؛ یعنی پشیمان شدم، پشیمانی ما را پذیرفتی؛ اندك بودم، تكثیر كردی؛ مستضعف بودم، یاری كردی؛ رانده بودم، بی مكان و بی جا بودم، جا دادی. ""فَلَكَ الحَمْد"

بعد عرض می‌كند: خدایا ! من نه در خلوت، نه در جلوت حیا نكردم و گنه كردم ! أنَا یا رَبِّ الَّذِی لَمْ اَستَحِیْكَ فِی الخَلاء. من حاضر نبودم در ملاء و در حضور دیگران، گناه كردم. در خلوت و تنهائی حیا نكردم. من صاحب مصیبت‌های عظیم ام. من كسی هستم كه بر مولای خود جرأت كرده است. من كسی هستم كه جبّارُ السَّماء را معصیت كرده است. من كسی هستم كه وقتی خبر معصیت دادند، من مقدّماتش را فراهم می‌كردم، كمك می‌كردم، به كسی چیزی می‌دادم، به كسی كه وسیله معصیت را برای من فراهم بكند. من كسی هستم كه وقتی به من خبر معصیت دادند، به من بشارت می‌دادند تا من زمینه را برای گناه فراهم كنم.

من كسی هستم كه مهلت دادی، من رعایت نكردم؛ پوشاندی، حیا نكردم؛ به معصیت عمل كردم، تعدّی كردم، تو مرا از چشم رحمتت راندی، من حیا نكردم ! امّا مع ذلك تو روی همه این آنها پرده عفو پوشاندی،

"وَ بِحِلْمِكَ أمهَلتَنِی وَ بِسِتْرِكَ سَتَرتَنِی حَتّی كَأنَّكَ أغفَلْتَنِی وَ مِنْ عُقُوباتِ المَعاصِی جَنَّبْتَنِی حَتّی كَأنَّكَ اسْتَحیَیْتَنِی."
خدایا! آنقدر محبّت كردی كه گویا من هیچ بَدی نكردم! كَرم خدا، این كه گفته شده است: كَرم او نامتنهی، نِعَمش بی پایان، تنها از نظر كمّی كرم او نامتنهی نیست! از نظر كیفی هم كرم او نامتنهی است.

اگر ما نسبت به كسی بَد كردیم، او نسبت به ما مهربانی روا داشت، ما هر وقت او را می‌بینیم، شرمنده‌ایم. و بخواهیم این شرم درونی را برطرف كنیم، توان آن را نداریم! ولی ذات أقدس إله توانمند است كه این خطر را هم برطرف كند. اگر تبهكاران به بهشت رفتند، یادشان باشد كه گناه كرده‌اند، در بهشت شرمنده‌اند. در حالی كه در بهشت رنج و عدم و اندوه و غم نیست! خدا این شرم را هم می‌زداید. خدا كه مُقلّبُ القلوب است از یاد تبهكاران و تیره دلان محو می‌كند كه اینها سابقه سوء داشتند. لذا همانند پرهیزكاران در بهشت متنعّم اند. اصلاً یادشان نیست كه گناه كرده‌اند تا در بهشت شرمنده باشند! این كار از غیر خدا بر نمی‌آید.

اگر تبهكاران به بهشت رفتند، یادشان باشد كه گناه كرده‌اند، در بهشت شرمنده‌اند. در حالی كه در بهشت رنج و عدم و اندوه و غم نیست! خدا این شرم را هم می‌زداید. خدا كه مُقلّبُ القلوب است از یاد تبهكاران و تیره دلان محو می‌كند كه اینها سابقه سوء داشتند. لذا همانند پرهیزكاران در بهشت متنعّم اند. اصلاً یادشان نیست كه گناه كرده‌اند تا در بهشت شرمنده باشند! این كار از غیر خدا بر نمی‌آید.

كسی نسبت به ما بَد كرد، حداكثر این كه ما نسبت به او احسان كنیم و رُخش نیاوریم و به دیگران هم نگوئیم. امّا هر چه او را بِنْوازیم، او شرمنده‌تر می‌شود. بخواهیم آن رنج درون را از او بزدائیم، توان آن را نداریم. ما كه مُقلّب القُلُوب نیستیم كه بر خاطره او سلطه داشته باشیم ! تا آن خاطرات گذشته از یادش رفت، شرمنده است.

ولی ذات أقدس إله این چنین می‌كند؛ یعنی تبهكار را مانند پرهیزكار می‌پذیرد، با دعا و نیایش و توبه و كُرنش اوّلاً. او را وقتی وارد بهشت كرد، همانطوری كه وَ نَزَعنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلْ (5)، هرگونه غِلّ و خیانت و كینه توزی را از قلب بهشتیان می‌زداید، از قلب چنین تبهكار بَد سابقه‌ای می‌زداید كه او سابقه سوء داشت. وقتی از یادش رفت، دیگر شرمنده نمی‌شود. چنین خدائی اوست!! هر چه بخواهیم، او دارد. هر چه بخواهد، می‌تواند. و هرگز خزینه كَرم او به پایان نمی‌رسد.

لذا در این پایان عرض می‌كند: خدایا ! من را وقتی كه معصیت كردم، روی استكبار نبود و هرگز به ربوبیّت تو، اِنكار نكردم ربوبیّت را ! امر تو را سبك نشمردم و خود را در معرض عقوبت تو نیاوردم و وَعید تو را سبك و خار نشمردم، لكن اشتباه كردم، غفلت كردم، بَد كردم، شهوت بر ما غالب شد،‌ غضب بر من غالب شد،

"خَطِیئَهٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفسِی."
این «تَسویل نفس» اگر ذات أقدس إله توفیق داد باید در نوبت دیگر بازگو بشود كه نفس مُسوّله چیست، چه خطری را به همراه دارد كه امیدواریم خداوند ما را از شرور أنفس ما، مخصوصاً از شرور نفس مُسوّله و اَمّاره برهاند!

 

پی‌نوشت‌ها:
1- سوره نمل / آیة 62

2- سوره ضحی / آیات 6 تا 8

3- سوره قریش / آیات 3 و 4

4- سوره شعراء / آیة 80

5- سوره اعراف / آیة 43 و سوره حجر / آیة 47

 


آیة الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (13)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (13)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
 

یكی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تكرار یك جمله است، گاهی به تكرار مضمون یك جمله در عبارت‌های گوناگون؛ دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست. زیرا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان یك مطلب را با عبارت‌های گوناگون، با تعبیرهای مختلف بازگو می‌كنند، و آن بخشش گناهان است.

زیرا تا انسان تبهكاری او بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمی‌بندد. لذا در این جمله به ذات أقدس إله عرض می‌كند: پروردگارا ! اگر از گناهان من صرف نظر كردی، این كار سنّت دیرینه توست كه از تباهی تبهكاران صرف نظر كردی.


"‏فَإنْ عَفُوتَ یا رَبِّ فَطالَ مَا عَفُوتَ عَنِ المُذنِبینَ قَبلِی."
من اوّلین گنهكاری نیستم كه تو بخشودی، چنین كه‌ آخرین گنهكاری هم نخواهم بود كه تو بخشیدی.

در صحیفه سجادیّه آمده است كه: محبوب‌ترین بندگان خدا كسانی‌اند كه استكبار نورزند. تذلّل كنند‌، تخشّع كنند، خضوع كنند در پیشگاه ذات أقدس إله . این نشانه محبوب بودن بنده است نزد خداوند. وجود مبارك امام سجاد هم در همین جا تخضّع دارد. در صحیفه سجادیّه دارد كه: من فقیرترین فقراء هستم . همه نیازمندند، ولی من از همه نیازمندترم ! زیرا هر كسی دركش بیشتر است، می‌داند كمالات فراوانی به امتثال خلیفةُ‌ الله است. وقتی دركش بیشتر بود، احساس خلاء بیشتری می‌كند، قهراً فقر را بیشتر از دیگران احساس می‌كند.

یكی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تكرار یك جمله است، گاهی به تكرار مضمون یك جمله در عبارت‌های گوناگون؛ دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست. زیرا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان یك مطلب را با عبارت‌های گوناگون، با تعبیرهای مختلف بازگو می‌كنند، و آن بخشش گناهان است.
در اینجا عرض می‌كند:


"وَ یا رَبِّ لِأنَّ كَرَمَكَ أیّ رَبِّ یَجِلُّ عَنْ مُجازاهِ المُذنبینْ وَ حِلمِكَ عَنْ مُكافاهِ المُقَصِّرینْ ."
شما اگر بخواهی در كُرسی داوری بنشینی و عدّه‌ای را كیفر بدهی، كریمانه اگر بر كُرسی داوری بنشینی،

آن كُرسی كرم با جلال‌تر از آن است كه تبهكاران را كیفر كند، و كُرسی حلم و داوریِ بردباری بزرگتر از آن است كه دیگران را مكافات كند!


«مكافات» همان جزای وِفاق است. « كُفو » یعنی همتا. ذات أقدس إله در قرآن كریم هیچ جا وعده نداد كه جزای محسنین و وارستگان، جزای وفاق است! ولی درباره تبهكاران كه چنین فرمود: جَزآءً وِفاقاً. (2) یعنی جزاء و كیفر تبهكاران وفق گناه آنهاست، هرگز بیشتر نیست. امّا پاداش محسنان و پرهیزگاران به اندازة آنها، موافق و مطابق آنها نیست، بلكه بالاتر از آنهاست! مَنْ جَآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها. (3)
اینجا دو مطلب است كه باید كاملاً از هم تفكیك بشود. یكی این كه جزاء متن عمل است و همان عمل به صورت‌های گوناگون ظهور می‌كند، یا پاداش مناسب دارد؛ این یك بحث است كه هر گونه جزائی از سنخ عمل است، موافق با عمل است.

وفاق به معنای سنخیّت، اختصاصی به كیفر تبهكاران ندارد. برای این كه پاداش پرهیزكاران را هم شامل می‌شود. یك قسم و بحث دیگر؛ وفاق یعنی همتا بودن، معادل بودن و مانند آن. این مخصوص تبهكاران است كه جَزآءً وِفاقاً در قرآن فقط درباره اینها آمده است. یعنی كیفر اینها مطابق عمل اینهاست، بیش از عمل نیست. معادل عمل اینهاست. هرگز بیش از عمل یك تبهكار خدا او را كیفر نمی‌دهد. پس درباره هم سنخ بودن، چه پاداش، چه كیفر، هم سنخ عمل‌اند. امّا معادل بودن، خدا هرگز وعده نداد كه جزای پرهیزكاران را معادل عمل آنها بدهد؛ بلكه همواره وعده داد: جزاء بهتر از عمل است. مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ خِیرٌ مِنها (4)؛ از خیرٌ مِنها شروع می‌شود تا عَشرُ اَمثالِها یا وَاللهُ یُضاعِفُ مَنْ یَشآء، وَاللهُ واسِعٌ عَلیمْ (5). و امّا درباره كیفر فرمود: معادل آنهاست.
انسان تبهكاری او بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمی‌بندد. لذا در این جمله به ذات أقدس إله عرض می‌كند: پروردگارا ! اگر از گناهان من صرف نظر كردی، این كار سنّت دیرینه توست كه از تباهی تبهكاران صرف نظر كردی.

در اینجا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: تو اگر بر كُرسی كَرم و حِلم بنشینی و در ساهره قیامت افراد را احضار كنی، حلم و كرم تو هرگز كُفو ندارد، همتا ندارد؛ تا ما بگوئیم برابر با كرم عدّه‌ای را كیفر دادی، چون چیزی برابر كَرم تو نیست! لذا عرض می‌كند: خدایا ! آن كَرم تو اَجلّ از مجازات مجرمین است و حلم تو بزرگتر از آن است كه همتا و كُفو تقصیر مقصّران باشد. و من هم به فضل تو پناهنده شدم . هارِبٌ مِنكِ إلیكَ؛ این هارِبٌ مِنكِ إلِیكِ در جمله‌های قبل هم بود و در آنجا به عرضتان رسید به این كه: این از آن واسِطهُ العِقدهای این دعای نورانی است.

چند جمله در این دعای ابوحمزه ثمالی هست كه كم نظیر یا بی‌نظیر است؛ همان بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنتَ دَلَلْتَنِی از این قبیل است،

إنَّ الرّاحِلَ إلِیكْ قَریبُ المُسافَه از این قبیل است، وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِكَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالَ دُونَكْ از این قبیل است، هارِبٌ مِنكَ إلِیكْ از این قبیل است كه اینها توحید ناب است.
و در صحیفه سجادیّه هم ما را دعوت به توسّل كرده است. ذات أقدس إله فرمود به این كه: وَابْتَغُوا إلیهِ الوَسیلِه.(6) وسیله را ائمه علیهم السَّلام بازگو كردند؛

هر عملی كه انسان با آن عمل به خدا نزدیك می‌شود وسیله اوست. ولایت اهل‌بیت وسیله است، نماز و روزه وسیله است، حج و زیارت وسیله است، صدقات وسیله‌اند. هر عمل قُربی كه انسان را به خدا نزدیك می‌كند، توسّل به خداست. گاهی انسان با نماز به خدا متوسّل می‌شود، گاهی با روزه متوسّل می‌شود. ولی وجود مبارك امام سجاد در همین بخش‌هائی كه خواهد آمد عرض می‌كند: خدایا! من اقرار به گناه را وسیله قرار دادم، چنین كه در بخش‌های مناجات و مانند آن هم هست.
ولی بالاتر از همه اینها مطلب اوج گرفته‌ای است كه در صحیفه سجادیّه آمده است كه عرض می‌كند: خدایا! وَ وَسیلَتِی إلِیكَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِكْ بِكِ شِیئاً. (7) اگر دیگران وسیله می‌آورند، و اگر تو همگان را دستور دادی به اِبتغاءِ الوَسیله، فرمودی: وَابَتغُوا إلِیهِ الوَسیلِه، من توحید ناب را وسیله آوردم .

من از این كه هیچ چیزی را در هیچ لحظه‌ای شریك تو قرار ندادم، این پرهیز از شرك را وسیله قرار دادم . وَ وَسِیلَتِی إلِیكَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِكْ بِكَ شِیئاً. این نكره در سیاق نفی نشان می‌دهد كه به هیچ وجه مشرك نبود. این همان است كه ذات أقدس إله درباره انبیای ابراهیمی و مانند آن تعبیر كرده است كه: یَعبُدُونَنی لا یُشرِكُونَ بِی شِیئاً‌. (8) هیچ چیزی را شریك من قرار نمی‌دهند. نه شرك جَلی دارند، نه شرك خَفی دارند. نه در برابر صَنم و وَثن كُرنش می‌كنند، نه در برابر هوی و هوس خضوع دارند و نه ریائی دارند و مانند آن.
خدایا! من از تو به تو فرار می‌كنم . كار موحّد ناب هم همین است. انسان هیچ چیز را منشاء اثر نمی‌داند تا از آنها بگریزد، مگر قهر خدا را . و هیچ چیزی را مبداء لطف نمی‌داند تا به سوی بگریزد، مگر مهر خدا را! چنین كسی در خوف و رجاء موحّد است. نمی‌ترسد، مگر از خدا. امید ندارد، مگر به خدا .
در اینجا عرض می‌كند: خدایا! من از تو به تو فرار می‌كنم . كار موحّد ناب هم همین است. انسان هیچ چیز را منشاء اثر نمی‌داند تا از آنها بگریزد، مگر قهر خدا را . و هیچ چیزی را مبداء لطف نمی‌داند تا به سوی بگریزد، مگر مهر خدا را! چنین كسی در خوف و رجاء موحّد است. نمی‌ترسد، مگر از خدا. امید ندارد، مگر به خدا . در سوره احزاب خشیت را منحصراً درباره ذات أقدس إله خلاصه كرد، اَلَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لا یَخشَونَ اَحَداً إلا الله. (9)

آنگاه عرض می‌كند:


"اِلهی أنْتَ اُوسَعُ فَضلاً وَ أعظَمُ حِلمَاً مِنْ تُقایِسَنِی بِعَمَلِی."
تو بخواهی برابر با كار ما پاداش بدهی، منزّه‌تر از آنی. یا ما را به خطیئه ما بلغزانی، من كی‌ام؛ مَا أنَا یا سِیِّدِی وَ مَا خَطَرِی. اصلاً ما به حساب نمی‌آئیم . قدرت بی‌كران بخواهد یك پَر كاهی را، سبك‌تر از پَر كاهی را جابجا بكند، این برای او زیبنده نیست.

هَبنِی بِفَضلِكَ یا سَیِّدِی وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفوِكْ وَ جلِّلْنِی بِسِتْرِكَ . این «جَلَّل» اگر گفته شده است: فلان شخص را جَلَّلَهُ، یعنی تجلیل كرد، تعظیم كرد. اگر گفتند: جَلَّلَ الفَرَس، یعنی جُلّ و پالانی كه او را بپوشاند، پتوئی كه او را بپوشاند، لباسی كه او را بپوشاند، بر او پوشانده است. قبلاً هم داشتیم : وَ جَلِّلْنِی بِسَترِكَ . الآن هم داریم وَ جَلِّلْنِی بِسِترِكَ .

یعنی خدایا! جامه ستّاری را بر پیكر من بپوشان ! جِلّ و جُلّ عفو را بر اندامم بپوشان، تا به جلال بار یابم . آن جُلّ گذاری مایه جلال من بشود. وَ جَلِّلْنِی بِسِتْرِكَ . مرا با آن جامه ستّاری‌ات بپوشان تا به جلال‌ات برسم . وَاعْفُ عَنْ تُوبیخِی بِكَرَمِ وَجهِكْ.

 


پی‌نوشت‌ها:
1- سوره غافر / آیة 60

2- سوره نباء / آیة 26

3- سوره انعام / آیة 160

4- سوره قصص / آیة 84

5- سوره بقره / آیة 261

6- سوره مائده / آیة 35

7- صحیفه سجادیّه/ دعای چهل و نهم ـ وَ كَانََ دُعائُه (ع) فِی دِفاعِ الكَیدِ الأعداء...

8- سوره نور / آیة 55

9- سوره احزاب / آیة 39

 

 

آیة الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (12)

شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (12)


گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...

اُدعُونی اَستَجِبْ لَكُمْ (1)

تا انسان از تبهكاری‌ها توبه نكند، شرائط قُرب خدا را پیدا نمی‌كند. وقتی به خدا نزدیك نشد، صدای او هم به سمع فرشتگان نمی‌رسد. آنها افرادی كه دوراند، مورد عنایت خود قرار نمی‌دهند. لذا امام سجاد سلام الله علیه در دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌كند:


"اَللّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتّی لا اَعصِیَكَ وَ ألْهِمْنِی الخِیرَ وَالعَمَلِ بِهِ وَ خَشیَتَكَ بِاللّیلِ وَالنَّهارِ مَا اَبقَیتَنِی یا رَبَّ العالَمِین."
اگر لطف الهی شامل حال انسان بشود و اگر خدا خیر را معرفتاً و عملاً‌ به انسان الهام بكند و خشیّت الهی نصیب انسان بشود در شبانه روز، دیگر بیگانه‌ای نمی‌هراسد و دست به تباهی دراز نمی‌كند.

و در صحیفه سجادیّه آمده است كه: ای كسی را لا تَنقَطِعُ عَنهُ حَوائِجَ المُحتاجِینْ. (2) در تمام لحظات، تمام اشیاء به خدا محتاج اند. هیچ لحظه‌ای نیازِ نیازمند قطع نمی‌شود. از طرفی هم یا مَنْ لا تُفْنِی خَزائِنُهُ المَسائِلْ. (3) پروردگارا! ای كسی كه هر چه سئوال بكنند و تو ببخشی، این مسئلت‌های سائلان و نیازمندان خزینه‌ات را تهی نمی‌كند. خوب؛ پس از این سوی دائماً سئوال، از آن سوی دائماً پاسخ مثبت! نه سئوال از این طرف قطع می‌شود، نه پاسخ از آن طرف قطع می‌شود، نه خزینه تُهی می‌شود.

اگر لطف الهی شامل حال انسان بشود و اگر خدا خیر را معرفتاً و عملاً‌ به انسان الهام بكند و خشیّت الهی نصیب انسان بشود در شبانه روز، دیگر بیگانه‌ای نمی‌هراسد و دست به تباهی دراز نمی‌كند.
محصول این حرف‌ها را آیه نورانی سوره الرَّحمن در بردارد كه: یَسئَلُهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الأرضْ كُلِّ یُومٍ هُوَ فِی شَأنْ (4)، كُلِّ یُومٍ هُوَ فِی شَأنْ یَسئَلُهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الأرضْ . چون هر لحظه سئوال است، هر لحظه او پاسخ مثبت می‌دهد. پروردگارا ! هیچ كسی از تو بی‌نیاز نیست. پس این توبه‌ای و اِِنابه‌ای كه فیض و فوز توست نصیب ما بفرما! تا ما در تمام شبانه روز در كنار سفره نعمت تو باشیم، چنین كه هستیم. بیگانه‌ای را نبینیم، چنین كه نباید ببینیم.

در حالی كه ما در تمام عبادت‌ها؛ چه نماز ، چه غیر نماز آن حضور قلب را نداریم. این دعای نورانی ابوحمزه ثمالی این مسئله را هم به صورت باز و عقلی تحلیل می‌كند. همه ما به این مشكل روبرو هستیم،

شاید اُوحدی از انسان‌ها مستثنی باشند كه در نماز حضور قلب نداریم . وقتی وارد نماز شدیم، در طلیعه نماز ممكن است با حضور و نیّت وارد بشویم، ولی باز حواس‌مان جمع نیست، پراكنده است. این نماز كه ستون دین است، پراكنده انجام می‌شود. آن وقت دینی كه ستونش پراكنده باشد، محصولش هم پراكندگی خواهد بود. اگر چنانچه ستون پراكنده باشد، مستقیم و استوار نباشد، آن خیمه هم مستقیم و استوار نیست .

ما چه كنیم كه در نماز مشكل غفلت نداشته باشیم، یك تمركزی داشته باشیم؛ وجود مبارك امام سجاد طبق این تحلیل می‌فرماید كه انسان بیرون نماز را باید مواظب باشد، نه درون نماز . درون نماز یك چهار پنج دقیقه بیش نیست. اگر كسی درون نماز بخواهد در تمام این چهار پنج دقیقه خودش را كنترل بكند، شاید خیلی سخت نباشد، ولی عمده بیرون نماز است. به بیرون نماز اگر حالاتی، احوالی، گفته‌هایی، رفته‌هائی، نوشته‌هایی و مانند آن داشت و انجام داد، همه این خاطرات می‌ریزد در صحنه نفس انسان . آنگاه همه اینها در حالت نماز ظهور پیدا می‌كند.
وقتی وارد نماز شدیم، در طلیعه نماز ممكن است با حضور و نیّت وارد بشویم، ولی باز حواس‌مان جمع نیست، پراكنده است. این نماز كه ستون دین است، پراكنده انجام می‌شود. آن وقت دینی كه ستونش پراكنده باشد، محصولش هم پراكندگی خواهد بود. اگر چنانچه ستون پراكنده باشد، مستقیم و استوار نباشد، آن خیمه هم مستقیم و استوار نیست .
مثلاً اگر كسی كتابخانه‌ای داشته باشد و دَرِ كتابخانه به كوی و بَرزن باز باشد، بچّه‌ها و خردسالان گذر از این دَرِ باز استفاده كنند، وارد كتابخانه بشوند، شخصی محقّق بیاید و درِ كتابخانه را ببندد و بخواهد مطالعه كند، بگوید: من یك ساعتی كه در این كتابخانه نشسته‌ام، باید آرام باشم ، این كار را صحیح انجام نداد. برای این كه در غیر وقت مطالعه در را باز گذاشت، همه بچّه‌ها ریختند در كتابخانه، در سالن مطالعه. آنگاه در آن یك ساعتی كه محقّق می‌آید و می‌نشیند، می‌خواهد مطالعه كند، این سالن كتابخانه پر از بچّه‌ها و سر و صدا است. قبل از این كه این محقّق بیاید در كنار میز مطالعه‌اش بنشیند، باید در را ببندد كه بیگانه‌ها و بچّه‌های خردسال نیایند.

این مجاری ادراكی و تحریكی ما نباید به روی بیگانگان باز باشد كه‌ آنها هر چه خواستند از راه درك و حركت ما وارد نفس و ذهن و قلب ما بكنند، آنگاه ما در حال نماز بخواهیم مطمئن باشیم و حضور قلب داشته باشیم . این چنین نیست! عمده بیرون نماز است. غذا خوردن‌ها، رفتن‌ها، نگاه كردن‌ها، گفتن‌ها، شنیدن‌ها، پوشیدنی‌ها، همه و همه اینها اَدخِلْنِی مُدْخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ (5)، در آغاز و انجامش تك تك این گفتار و رفتار و نوشتار و مانند آن حضور و ظهور داشت،

انسان خاطرات خوبی دارد. در نماز نه تنها مزاحمی ندارد، بلكه معین و معاونی هم خواهد داشت. ولی اگر در خارج نماز مواظب خود نبود، هر خاطره‌ای را به ذهن راه داد، هر غذایی را خورد، هر حرفی را زد، هر جائی را نگاه كرد، هر كسی را نگاه كرد، هر چیزی را هم دید، چنین اَنبانی هرگز به انسان اجازه حضور و ظهور قلب نمی‌دهد.

ملاحظه فرمودید كه امام سجاد چگونه این مسئله عمیق را تحلیل می‌كند؛ عرض می‌كند:

"الهی! إنّی كُلَّمَا قُلتُ قَدْ تَهَیَّأتُ وَ تَعَبَّأتُ وَ قُمْتُ لِلْصَّلوهِ بِینَ یَدَیكَ وَ ناجَیتُكَ ألقَیتُ عَلَیَّ نُعاساً."
خدایا! چه طور شد كه هر وقت می‌خواستم مناجات كنم ، دعا كنم، دعای كمیل بخوانم، مناجات شعبانیّه داشته باشم ، ذكر داشته باشم، نمازی داشته باشم، زیارت عاشورائی داشته باشم، حواسم جمع نیست؟! یا خوابم می‌آید، یا اگر خوابم نمی‌آید، حالت پیلگی و چُرت است، یا اگر اینها نیست، شادابم ، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگر صرف می‌شود. آن لذّت مناجات را از من می‌گیری، یا مناجات نمی‌كنم، یا مناجات بی‌محتوا دارم. چه طور شد خدایا، هر وقتی ما گفتیم سریره من صالح است و به محفل توّابین نزدیكم، یك ابتهالی، یك بَلیه‌ای، یك آفت و آسیب و گزندی می‌رسد كه پای مرا می‌لغزاند و نمی‌گذارد كه من به محفل نورانی آنها راه پیدا كنم.


پروردگارا ! شاید تو مرا از دَرِ خانه‌ات راندی؛ شاید دیدی كه من حقّ تو را سبك شمردم، تو مرا مطرود كردی؛ یا دیدی كه من چون از تو اِعراض كردم، با من عداوت داری؛ یا چون دیدی كه من در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی و ترك كردی؛ یا دیدی كه نعمت‌های تو را شكر نمی‌كنم، مرا محروم كردی؛ یا دیدی كه در مجالس علماء و اندیشوران حاضر نیستم، مرا طرد كردی؛ یعنی به جای این كه در محافل علماء شركت كنم ، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شركت می‌كنم . یا دیدی در بین غافلین به سر بردم ، از رحمت خاصّه من ناامید كردی؛ یا دیدی با مجلس‌های طنزگویان و بذله گویان و بَطّالین كه عمری را به بطالت می‌گذارند، آنجا صرف كردم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی؛ بِینِی وَ بِینِكَ خَلَّیتَنِی؛ یا نه، اصلاً دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ برای این كه این حرف، این حنجره در غیر راه تو صرف شده است. دوست نداری چهره‌ام را در مجلس توّابین ببینی، برای این كه در مجلس بَطّالین دیدی. دوست نداری كه مرا در مجلس پرهیزكاران ببینی، چون دیدی كه من در مجلس علماء حضور ندارم، مرا دور كردی . شاید به جرم و جریرت مرا مكافات كردی، یا در اثر كم حیائی من مرا مجازات كردی؛ ببینید تمام این علل و عوامل؛ ترك واجب، فعل حرام، فكر فعل مكروه و مانند آن باعث می‌شود كه انسان یا توفیق مناجات و نماز ندارد، یا اگر توفیقی پیدا كرد و یك مناجات و نمازی داشته باشد، نماز بی‌حال و بدون حضور انجام می‌دهد.
امیدواریم توفیق حضور نصیب همه ما بشود.

 

 

پی‌نوشت‌ها:
1- سوره غافر/ آیه 60

2- صحیفه سجادیّه/ دعای دوازدهم ـ وَ كانَ دُعائُهُ (ع) فِی طَلَبِ الحَوائِجِ إلَی اللهِ تَعالی

3- صحیفه سجادیّه/ دعای دوازدهم ـ وَ كانَ دُعائُهُ (ع) فِی طَلَبِ الحَوائِجِ إلَی اللهِ تَعالی

4- سوره الرَّحمن/ آیه 29

5- سوره اسراء/ آیه 80

 

 

آیة الله جوادی آملی

زائربقيع پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
دانلود مولودی ویژه ولادت امام هادی از حاج حسن خلج
دانلود مولودی ویژه ولادت امام هادی از محمد رضا طاهری
زیارت ابوالحسن اول (امام علی(ع))
او خواهد آمد
خورشید رهنما
تصاویر ویژه ولات امام هادی علی النقی علیه السلام
شکوه عظمت در دل مردم
گفتاری در مورد زندگی امام هادی علیه السلام
علم کتاب در نزد اوست ...
جرعه نور
درباره وب
اخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه
حرم براي تو شه كرم مي سازه
وب سايت رسمي هيئت محبان امام حسن مجتبي عليه السلام زاهدان

آمار کاربران

چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
1-امام حسن مجتبي
2-عرشيان خاك نشين
3- ستايشگران زاهدان
4تنها ترين سردار
5لينك باكس كريم اهل بيت {ويژه وبلاگ هاي مذهبي}
6-عاشقان وصال
7-خط سبز
8-وصال
9-انتظار سبز
10-حضرت زينب كبري سلام الله عليه
11-يا مهدي عج
12-كريمه اهل بيت {وبلاگ تخصصي حضرت معصومه }
13-كريم اهل بيت {امام حسن مجتبي عليه السلام }
14-هَل مِن ناصر یَنصُرنی
15-طلب ديدار
16-.:. ميهن انيميشن.:. گالري انيميشنهاي كاربردي.:.
17-رقص گلها
18-كلوپ هيئت محبان امام حسن مجتبي ع زاهدان
19-گروه وب لاگ های رضاگستر
20-هیئت دیوانگان رقیه شرق اصفهان
21-كربلايي110
22-بیان تاریخچه و اخبار بانک صادرات ایران
23-هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا- اردبیل
24-نازنين فاطمه
25-انتظار
26_بعظمتك يا الله بنبوتك يا محمد(ص) بولايتك يا علي..
27-مولاتی رقیه...وحید قاسمی
28-دانلودمداحي
29-شاید... جایی برای دل تنگی هایم
30- پيامبر اعظم
31-شوق رضوان
32-در حضور
33-بانـــــــــوی بی نشـــــان
34-رخ انديشه
35-غم يار
36-محبان مهدي فاطمه
37-هوالحکیم
38-دعا ومناجات
39-دروازه هاي نور
40-$$$$_یازدهمین وبلاگ بلاگفا_$$$$
41-بي نشان
42-سكوت عشق
43- پري دريايي
44-يار دلنواز
45-فرافن
46-حكايات خواندني
47-یه پوتین یه پلاک
48-عشق به خدا
49-غريب شام
50-خسته دلانه حرم یار
51-طرفداران امير قلعه نوعي
52-منتظران عشق
53-پارس قرآن
54-هيئت محبان حضرت قاسم بن الحسن "ع" شهرستان فريدونکنار
55-پایگاه اطلاع رسانی طب
56-تسنيم
57-كتاب
58-ذهن آشفته ئ عارف
59-محبوب دلها
60-ياران حسين
61-هیئت فاطمیون شهرستان انار
62-فطــــرُس (عشقبازی با خدا)
63-شش گوشه
64-بهشت روي زمين
65-شش گوشه
66-عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام
67-محبان المهدي
68-هیئت محبین الزهرا(س)-یادگاران شهدا اراک
69-بانوي بي نشان
70-دانلود كليپ هاي فوتبالي با حجم كم
71-هواداران کربلائی محسن صائمی
72-سوالاتی که مرا شیعه کرد
73-آخرغشق
74-یا فاطمةالزّهرا س
75-سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی
76-..:: یا رب 121 ::..
77-صبح سپيد
78-نکـــــــــــــــــته
79-صلای آشنا
80-سرداران شهید مازندران
81-"بهترین احادیث(با دسته بندی موضوعی)"
82-اخلاق ورفتار اسلامي
83-دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
84-عصرانتظاربروایت بحارالانوار جلد 13
85-به نام يگانه هستي بخش بي همتا
86-ياد يار
87-فاطميه
88-دوست داشتنی ترین پدر دنیا
89-حاج اقا مسئله
90-رهروان ولايت
91-قطعه اي از بهشت
92-دخيل هاي بسته
93-درکوچه باغ رباعی
94-امام حسن مجتبي عليه السلام
95-دانلود بهترين مجموعه هاي اموزشي
96-نسيم ظهور
97-احمدی نژاد مرد خدا
98-در أستان غدير
99-بلندی روشن
100-ساده اما پر محتوا
قالب بلاگفا

بخش ویژه
خبرنامه امام حسن مجتبي
 
با عضو شدن در خبرنامه از مطالب متنوع و زيبا در هر هفته بهره مند شويد





Powered by WebGozar


صفحه اصلي | آرشیو | لینکستان | تماس با ما